تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نحوه برخورد با عقاید متضاد با قانون
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
جناب مهدی سینا
شما مکرراً مواردی رو توضیح میدید که پیشفرض بحث ما بوده.
(۱۵/مرداد/۹۶ ۱۴:۱۸)سعدی نوشته است: [ -> ]ما داریم در مورد یک گروه مذهبی صحبت می کنیم که:
- سران اونها در یکی از کشورهای متخاصم ما قرار دارند.
- برخی دستورات مذهبیشون اگر اجرا بشه شدیداً با قانون و امنیت کشور در تضاد قرار میگیره.
- برخی اعتقاداتشون مورد تایید ما نیست.
- اگر این افراد به پست و مقامی برسند، تبعیت اونها از سران مذهبی باعث قدرت دادن به اون سران میشه.
و ...
شما مدرک میارید برای اینکه بگید این گروه دیدگاههای خیلی منفی نسبت به غیر دارند. در حالی که روی وجود این دیدگاههای منفی اختلاف نظری نداریم و بحث در مورد اینه که چطور میشه این موارد رو تصحیح کرد.

دیدگاه منفی نسبت به غیر در بین خیلی گروهها هست. یادمه در قدیم دیدگاه خیلی منفی نسبت به "خارجی ها" داشتیم. ولی الآن اون دیدگاه منفی خیلی کمتر شده. دلیلش چی بوده؟ احتمالاً رسانه ها تاثیر زیادی داشتند.

به نظر من کتابهای درسی رسانه خیلی قدرتمندی اند. منطق هم چیزیه که اگر عقیده ای باهاش سازگاری نداشته باشه، کمتر می تونه در مقابلش بایسته و دوام بیاره. اما شما عقیده دیگری دارید و این ابزارها را زیاد کارآمد نمی بینید. این یک اختلاف نظره. به هر حال این بحث هدفش این نیست که تصمیم گیری برای جامعه انجام بده چون نه من تصمیم گیرم نه شما. ارزش این بحث فقط این می تونه باشه که با نظرات مختلف آشنا بشیم و چیزهای جدید یاد بگیریم که از این نظر حداقل برای من مفید بوده. امیدوارم برای شما هم مفید بوده باشه.
(۱۸/مرداد/۹۶ ۰:۴۱)سعدی نوشته است: [ -> ]جناب مهدی سینا
شما مکرراً مواردی رو توضیح میدید که پیشفرض بحث ما بوده.
شما مدرک میارید برای اینکه بگید این گروه دیدگاههای خیلی منفی نسبت به غیر دارند. در حالی که روی وجود این دیدگاههای منفی اختلاف نظری نداریم و بحث در مورد اینه که چطور میشه این موارد رو تصحیح کرد.

دیدگاه منفی نسبت به غیر در بین خیلی گروهها هست. یادمه در قدیم دیدگاه خیلی منفی نسبت به "خارجی ها" داشتیم. ولی الآن اون دیدگاه منفی خیلی کمتر شده. دلیلش چی بوده؟ احتمالاً رسانه ها تاثیر زیادی داشتند.

به نظر من کتابهای درسی رسانه خیلی قدرتمندی اند. منطق هم چیزیه که اگر عقیده ای باهاش سازگاری نداشته باشه، کمتر می تونه در مقابلش بایسته و دوام بیاره. اما شما عقیده دیگری دارید و این ابزارها را زیاد کارآمد نمی بینید. این یک اختلاف نظره. به هر حال این بحث هدفش این نیست که تصمیم گیری برای جامعه انجام بده چون نه من تصمیم گیرم نه شما. ارزش این بحث فقط این می تونه باشه که با نظرات مختلف آشنا بشیم و چیزهای جدید یاد بگیریم که از این نظر حداقل برای من مفید بوده. امیدوارم برای شما هم مفید بوده باشه.

اینهمه میگم و توشون نکاتی هست که شما دقت نمیکی ناچار میشم تکرار کنم تا شاید دقت کنی جداقل یک بار.

کمی تامل کنین .
با وجود اینهمه توضیحات و بقول امری ها این ردیه ها چرا باز طرف میگه نه ؟ کسی که فریف میخوره چرا باید بیاد حرفای منو تو و .. رو بشنوه ؟ توی کتاب درسی Big Grin داداش یچی بگم بهت برمیخوره بهتره نگم .
خوبه که براتون مفید بود ولی میدونم این مفید بودن تا ثبت مطلب باشه .
موفق باشید .
در انتظار مطالب مفید از سوی دوستان خواهم بود .
دوستان یکم به این عبارت فکر کنین
ای اهل ایران... متبوع و مُطاع (فرمان‌برده شده‌ی) کُلّ آفاق (جهان) بودید حال چگونه از عزّ قبول باز مانده در زاویۀ خمول (گمنامی) خزیده‌اید. منشأء معارف و مبدأ تمدّن جهانیان بودید اکنون چگونه افسرده و مخمود و پژمرده گشته‌اید...

حالا اینو بخونین :
عبدالبهاء«چقدر این ایرانی‌ها شرورند. هنوز آرام نگرفته‌اند. این قدر بلایا و رزایا (پیش‌آمدهای ناگوار) که بر آن‌ها وارد آمده هنوز بر آن شرارت اولیه هستند». آهنگ بدیع، سال چهارم (1328)، ش 5، ص 3.

«ملّتی جاهل، متعصب و متوحش (وحشی)» یاد می‌کند. لوح قرن، ص 17
بعد وحدت عالم انسانی رو بزارین کنار این عبارات Big Grin
سعدی گل راهکار بزار که این اشرار و _ سنگریزه هم دارن ایشون _ چطور کنار گوهر ها کنار هم سازش کنن؟
احبائي هم لئالي الامر و من دونهم حصاه الارض ... و واحد من هؤلاء عند الله خير من الف الف نفس من دونهم _ مائده اسمانی جلد4 _ اشراق خاوری به نقل از بهالله میگه . سعدی یعنی سنگ ریزه یعنی شریر یعنی ادم پست . حالا ایشون میخوان در کنار گوهر ها و والامقامان باشن و البته ایشون رو اونها جزامی و کثیف نجس و خبیث هم میدونن . سعدی گل بیاد با منطق بگه من اینهایی که میگین نیستم. البته همه اینها روگفتیم ولی با این افراد دلم میخواد ببینم سعدی چه میگه . البته میدونم هیچکدومش رو نه شنیده باشین نه پیشتر دونسته .
اینم بگم که همونطور که میگن شریر همونقدر هم اگه صرف کنه تعریف میکنن
نقل قول: رساله مدنیّه اثر حضرت عبدالبهآء
همچو گمان نرود که اهالی ایران در ذکاء خلقی و فطانت و دهاء جبلّی و ادراک و شعور فطری و عقل و نهی و دانش و استعداد طبیعی از مادون دون و پستترند استغفرالله بلکه در قوای فطریّه سبقت بر کلّ قبایل و طوایف داشته و دارند و هم‌چنین مملکت ایران بحسب اعتدال و مواقع طبیعیّه و محاسن جغرافیا و قوّهٔ انباتیّه منتها درجهٔ تحسین را داشته ولکن تفکّر و تعمّق باید و جهد و کوشش شاید و تربیت و تشویق و تحریص لازم و همّت کامله و غیرت تامّه واجب
مطالبی رو که میخونین همه تناقضلتی هست که براتون میگم تا بتونین کنار هم بچینین تا ببنین چطور میخوایین بچینین تا بگین عقاید رو اصلاح کنن .
جناب مهدی سینا
شما مکرراً مواردی رو توضیح میدید که پیشفرض بحث ما بوده.
(۱۵/مرداد/۹۶ ۱۴:۱۸)سعدی نوشته است: [ -> ]ما داریم در مورد یک گروه مذهبی صحبت می کنیم که:
- سران اونها در یکی از کشورهای متخاصم ما قرار دارند.
- برخی دستورات مذهبیشون اگر اجرا بشه شدیداً با قانون و امنیت کشور در تضاد قرار میگیره.
- برخی اعتقاداتشون مورد تایید ما نیست.
- اگر این افراد به پست و مقامی برسند، تبعیت اونها از سران مذهبی باعث قدرت دادن به اون سران میشه.
و ...
شما مدرک میارید برای اینکه این پیشفرضها رو ثابت کنید. در حالی که بحث این تاپیک، نحوه رفتار با این عقایده.

خب این عقاید تناقض دارند ... پس باید ذهن اونها رو آماده کنید که یک اعتقاد دارای تناقض رو نپذیرند.
بالاتر از اون، باید یاد بگیرند که اعتقاد فاقد اثبات رو قبول نکنند. یاد بگیرند که از خودشون بپرسند که چرا به یک عقیده خاص معتقدند.
(۲۱/مرداد/۹۶ ۱۷:۲۹)سعدی نوشته است: [ -> ]جناب مهدی سینا
شما مکرراً مواردی رو توضیح میدید که پیشفرض بحث ما بوده.
شما مدرک میارید برای اینکه این پیشفرضها رو ثابت کنید. در حالی که بحث این تاپیک، نحوه رفتار با این عقایده.

خب این عقاید تناقض دارند ... پس باید ذهن اونها رو آماده کنید که یک اعتقاد دارای تناقض رو نپذیرند.
بالاتر از اون، باید یاد بگیرند که اعتقاد فاقد اثبات رو قبول نکنند. یاد بگیرند که از خودشون بپرسند که چرا به یک عقیده خاص معتقدند.

برادر من ، عزیز من ، همکار من ، همراه بنده در این بحث ، اینها رو من برای تناقضنمیگم بلکه راه کار میخوام با اینها که اونها عقیده دارن .
چون میدونم هیچی درباره اونها نمیدونی دارم برات گوشه هایی از تعصبات رو میزنم بالا تا ببنین چه نقشه و مشی براش پیشنهاد بدی.
اونها با بیان ترک تعصب فقط برای ما میگن .
اگه منطقی که ازش کمک میخوای بگیری میتونه اینها رو رفع کنه ، پس راهکار بگو وگرنه منطق جاش معینه .
عزیزم برو کتب استدلالیشون رو ببین چیا براشون بیان میشه وقتی ایقانی که خودش ناقض هرچی استدلال هست رو اونطوری قبول دارن دیگه .... .
الان نصف اون ها رو به شما بگن شما هم مثل اونها قبول میکنی. چون با اون منطق سازگار هست ، نه با منطقی که ما داریم .

وقتی بار گفتم تور ... شما ناراحت شدی ، در حالی که یکی از کارهایی که اونها میکنن همین کارهای به اصطلاح فرهنگیه . وقتی کشور اسرائیل بیان میکنه که این اثار زیبا که شما دارید _ از بیت العدل تا باغ و کتابخانه و قبر رهبرانشون ... ( که واقعا معماری جالبی داره ) _ جذب توریست میکنه . وقتی از فضای مجازی به زیبایی دارن استفاده میکنن بدون اینکه امثال شما با منطق برید و راهنماییشون کنید . و یا اخراج دانشجو و بستن مغازه ها و ... که تا برخوورد میشه سازمان های بین المللی چنان به کمک خواهی ازشون بلند میشن که حتی شما هم ممکنه بگید چرا برخورد میشه با اینها .
شما راهنمایی بده فکر کن من اینها رو برای دیگران مینویسم که اشنا بشم ، یا شما اشنا هستی و با دیدم مجدد اینها ناراحت میشی و یا نمیدونی و ب دینش اعصابت خورد میشه .
جناب سعدی ، منتظرم راهکاری برای برخورد با اعتقادات این فرقه ظاله که تحت نظر تشکیلاتی در حیفا اداره میشه بیان کنین .
زمان این راهکار دادن هم تا 3شنبه هست .
فقط اما و اگر و شاید و چون و ... نباشه ، راهکاری که جامع و مانع باشه لطفا .
(۱۵/مرداد/۹۶ ۱۴:۱۸)سعدی نوشته است: [ -> ]مهدی گرامی
ما داریم در مورد یک گروه مذهبی صحبت می کنیم که:
- سران اونها در یکی از کشورهای متخاصم ما قرار دارند.
- برخی دستورات مذهبیشون اگر اجرا بشه شدیداً با قانون و امنیت کشور در تضاد قرار میگیره.
- برخی اعتقاداتشون مورد تایید ما نیست.
- اگر این افراد به پست و مقامی برسند، تبعیت اونها از سران مذهبی باعث قدرت دادن به اون سران میشه.
و ...

این مشکلیه که ما نه تنها با بهاییها داریم، بلکه با گروههای مذهبی دیگری هم داریم. فقط ایران هم با این مسئله روبرو نیست بلکه کشورهای دیگری هم این مسائل رو دارند. اما مسئله اینه که بهترین نحوه برخورد با این مسئله چیست؟ شاید رویارویی مستقیم بهترین راهکار نباشه.


مثلاً به نظر من ایجاد محرومیتهای آموزشی راهکار نادرستی است. چون همین آموزش می تونه یک ابزار باشه که حکومت خودش رو از اون محروم کرده.

به نظرم همون میزان محدودیتی که برای یهودیان در نظر گرفته میشه برای سایر گروههای هم کافیه. همین محدودیتها کافی بوده اند که یهودیان نتونند برخلاف خیلی از کشورها، کنترل کشور رو به دست بگیرند. وقتی این روش جواب میده دیگه بیش از اون نیاز نیست.

بزار خیلی خلاصه بگم ما با تشکیلات رو برو هستیم نه فرقه _ مدارکش هم موجوده که چرا تشکیلات هستن _ اونم برای تحریب دیانت ابراهیمی و بحث منجی گرایی .
ریشه ها رو دقیق بخونی متوجه میشی که چرا چندین گشور بصورت پشت هم پشت اینها رو گرفتن ، وظایف هم معلومه و از طرفی برای برخرد با اینها شما باید با روشنگری درست نه فقط با منطق ، برخورد کنی .
تا کسی از داخل اینها از خودشون اسیب نبینه از اونها برنمیگرده .
اون افرادی هم که نام برده بودم خدشون به برکت همین اسیب ها برگشتن و خاطرات نوشتن و ابروی اونها رو از درون بردن _ افرادی که از کاتب و دست راست و ... بودن نه افراد دون پایه .)
سعدی گرامی شما اگه درک کردی که چرا بهاییت در ایران مثلا مرود فشار هست _ البته به گفته خودشون _ متوجه میشید که علتش چیه . طی کردن مراحلی که رهبرانشون رسم کردن تا بتونن کم کم حکومت تشکیل بدن . شاید هم فراماسونری زیر دست اینها باشه اما نکات رو دقیق بخونین .
موفق باشید و منتظرم که راهکاری جامع بیان کنین و البته حقوقی .
جناب مهدی سینا
برای عقاید مختلف نیاز به راهکارهای خیلی متفاوتی نیست. کافیه جامعه منطق رو بشناسه و بعد هر کسی در برابر این سوال قرار بگیره: "از کجا می دونی اعتقادت درسته؟"

اعتقاداتی که پایه صحیحی داشته باشند تقویت میشن و اونهایی که به قول شما دارای تناقض باشند تضعیف میشن. این اتفاقیه که به وضوح میشه نمونه هاش رو دید. اگر شما با دو نفر برخورد کنید که یکی به مسطح بودن زمین اعتقاد داره و یکی به قرارگیری زمین رو روی لاک لاکپشت، کافیه شما هر دو رو تشویق کنید به علم و نیازی نیست که روش خیلی متفاوتی برای این دو به کار ببرید.
(۲۱/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]جناب مهدی سینا
برای عقاید مختلف نیاز به راهکارهای خیلی متفاوتی نیست. کافیه جامعه منطق رو بشناسه و بعد هر کسی در برابر این سوال قرار بگیره: "از کجا می دونی اعتقادت درسته؟"

اعتقاداتی که پایه صحیحی داشته باشند تقویت میشن و اونهایی که به قول شما دارای تناقض باشند تضعیف میشن. این اتفاقیه که به وضوح میشه نمونه هاش رو دید. اگر شما با دو نفر برخورد کنید که یکی به مسطح بودن زمین اعتقاد داره و یکی به قرارگیری زمین رو روی لاک لاکپشت، کافیه شما هر دو رو تشویق کنید به علم و نیازی نیست که روش خیلی متفاوتی برای این دو به کار ببرید.

مرسی راهکار مرسی طرح موضوع .
همیشه نباید دنبال جملات سنگین بود که ، چه جمله قشنگی گفت /
خوب عزیزم الان میخوای به اونها بگی برن چیو ببنن؟ سطح زمین یا مصادر خودشون رو ؟
اونم با کمک کسی یا اینکه فقط شک کنن چرا من بر راه درست هستم و دیگران نه ؟
خوب شما الان از کجا میدونی نظرات و گفتارت درسته . من ازت میپرسم / اینو که میتونم Blush
(۲۲/مرداد/۹۶ ۰:۴۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]اونم با کمک کسی یا اینکه فقط شک کنن چرا من بر راه درست هستم و دیگران نه ؟
وقتی شک کنه خودش وادار میشه که بره تحقیق کنه. و البته باید منابع لازم برای تحقیق هم در دسترس قرار داده بشه. نقدهایی که نوشته میشن و در اینترنت منتشر میشن در واقع منابع تحقیق اند. اما خود فرد باید ترغیب بشه که بره و مطالعه کنه.
(۲۲/مرداد/۹۶ ۰:۴۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]خوب شما الان از کجا میدونی نظرات و گفتارت درسته . من ازت میپرسم / اینو که میتونم Blush
بله البته.در مورد اثبات خدا، به نظرم محکمترین دلیل ترکیبیه از برهان علیت و توجه به مسئله خودآگاهی که در موردش صحبت شد:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43458.html

برای اثبات فوق بشری بودن قرآن هم دو تا دلیل به نظرم محکمتر از همه است: یکی فصاحت و بلاغت قرآن و دیگری یک نظم ریاضی که در بحثی در سایت askdin مطرح شد و هیچ ایرادی نتونستیم بهش وارد کنیم (برخلاف خیلی از نظمهای ریاضی دیگر که طرح شده و اثبات کننده نیستند).
http://www.askdin.com/showthread.php?t=5...post935179
http://imaninasab.blog.ir/1393/01/05/eajaznumber

یک مسئله دیگری فقط هست که اگر بشه از طریقی بهش پی برد، دیگه تحقیق کامل میشه. تحقیق بیشتر شاید نیاز به یه مقدار خودشناسی و تهذیب نفس و ... داشته باشه. یه توصیه هست از آیت الله بهجت که می فرمایند شما به آن چیزی که می دانید عمل کنید تا خدا آنچه که نمی دانید را به شما بیاموزد.

حالا بحث در مورد روش اینجا نداریم. ولی اگر بتونی فردی رو متقاعد کنی که در مورد اعتقاداتش تحقیق کنه، تقریباً می تونی مطمئن باشی که برای ترویج عقایدش به کار خطرناکی دست نمی زنه. بلکه بیشتر سعی می کنه در مورد دلایل و برهانها با دیگران بحث کنه.
(۲۲/مرداد/۹۶ ۸:۳۵)سعدی نوشته است: [ -> ]وقتی شک کنه خودش وادار میشه که بره تحقیق کنه. و البته باید منابع لازم برای تحقیق هم در دسترس قرار داده بشه. نقدهایی که نوشته میشن و در اینترنت منتشر میشن در واقع منابع تحقیق اند. اما خود فرد باید ترغیب بشه که بره و مطالعه کنه.بله البته.در مورد اثبات خدا، به نظرم محکمترین دلیل ترکیبیه از برهان علیت و توجه به مسئله خودآگاهی که در موردش صحبت شد:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43458.html

برای اثبات فوق بشری بودن قرآن هم دو تا دلیل به نظرم محکمتر از همه است: یکی فصاحت و بلاغت قرآن و دیگری یک نظم ریاضی که در بحثی در سایت askdin مطرح شد و هیچ ایرادی نتونستیم بهش وارد کنیم (برخلاف خیلی از نظمهای ریاضی دیگر که طرح شده و اثبات کننده نیستند).
http://www.askdin.com/showthread.php?t=5...post935179
http://imaninasab.blog.ir/1393/01/05/eajaznumber

یک مسئله دیگری فقط هست که اگر بشه از طریقی بهش پی برد، دیگه تحقیق کامل میشه. تحقیق بیشتر شاید نیاز به یه مقدار خودشناسی و تهذیب نفس و ... داشته باشه. یه توصیه هست از آیت الله بهجت که می فرمایند شما به آن چیزی که می دانید عمل کنید تا خدا آنچه که نمی دانید را به شما بیاموزد.

حالا بحث در مورد روش اینجا نداریم. ولی اگر بتونی فردی رو متقاعد کنی که در مورد اعتقاداتش تحقیق کنه، تقریباً می تونی مطمئن باشی که برای ترویج عقایدش به کار خطرناکی دست نمی زنه. بلکه بیشتر سعی می کنه در مورد دلایل و برهانها با دیگران بحث کنه.
شما تحقیق کردی و به حقیقت _ فرض بگیریم_ رسیدید ؟یا اینکه براتون گفتن و رسیدید ؟
اگه رسیدید چرا سوالات کودکانه و غیر منطقی مطرح میکنین پس ؟ نتیجه این سبک گفتنها خودش نشون میده در یک بام و دوهوا بودن .
دادا ، اونها منابعشون در دسترس هست و نیست . مثلا وقتی طرف میگه 10%اثار نشر پیدا کرده و 90% اثار هنوز داره خاک میخوره و خیلی از اثار باب رو براشون نگفتن و نمیزارن نزدیک بشن به علت اینکه اونها نسخ شده و هزارچیز دیگه ، بفرما چطور میخوان تحقیق کنن ؟بعد میگی برام چرا اونجور مطالب میاری که میدونیم تناقض داره . ما میگیم تناقض اونها توضیح میدن و شرح میکنن . میگم خود اول کتاب ایقان _ کتاب استدلالیه _ تناقض وجود داره و طوری ماست مالی میکنن و توضیح میدن که با درک شما و غیر فرق میکنه .
یه نمونه برات از مطالبی که میگن رو برو ببین چیه


دروغهایی دیگر در کتابهای بهایی

اینوحتما بخون . متنش یکم سخته ولی عجله ای بود .
وقتی میان و مستند براش میگن اون موعود اومد و قیامت شد و ... و جالبه که جناب بها رو رجعت حسینی ع میدوونن و بعد میگن اینطوری بزار بگم ، تا الان خدا شاگرداشو رونه کرد ولی زمان بها یهو خود خدا اومد _ حرفی که مسیحیا میزنن Blush شما تونستی بهشون حالی کنی که کار و حرفت غلطه ؟مسیح نه به صلیب رفت و نه خدا بود و نه اقالیم سه گانه .

خودتو بزار جای میرزا ابولالضل گلپایگانی _ صاحب کتاب فرائد و .... _

قِيامَت - برخاستن از قبورِ (غفلت)- برانگيخته شدن بعد از مرگ (مرگ روحاني)- ايضاً قيامت قيام و ظهور مظهر الهي است و در احاديث و تفاسير اسلامي هم به قيام و ظهور قائم و موعود اسلام تعبير شده است. _ این تعریف اونهاس از قیامت .
حالا اینو داشته باش
قِيامَةُ الْاُوْلي - ظهور اوّل- ظهور حضرت ربّ اعلي.
قِيامَةُ الاُخري - ظهور بعد - ظهور مظهر موعود - ظهور حضرت بهاء الله نسبت به ظهور حضرت اعلي.
اینها فقط گوشه ای از تعاریف و لغاتی هست که دارن و البته حق تفسیر کلام حضرات رو هم ندارن .
کسی که اینها رو میخونه و حق تفسیر هم نداره میخوای بهش چی بگی؟ تنها راهش اینه براش از تاریخش بگی ، اون اسلام رو قبول داره که ، چرا میخوای براش اسلام و توضیح بدی . عزیزم اینها مثلا دنباله اسلام هستن و اون رو قبول دارن قران رو قبول دارن ولی میگن در واقع دشت بدشت اسلام نسخ شد و جناب باب هم سر مصلحتی گفت فعلا بهش عمل کنین و باقی موضوعات.
گل من وقتی من تاریخی مطالب میارم بخاطر اینه ک شما تنیتونی با منطق خودت بهشون حالی کنی ،_ شاید بکنی _ ولی وقتی تاریخ رو براشون بگی خودش تناقضات رو میگه خودش ریشه ها رو زیر و رو میکنه و ... .
کور شو تا جمالم بینی، کر شو تا لحن و صوت ملیحم شنوی و جاهل شو تا از علمم نصیب بری!! کلمات مکنونه فارسی جناب بهاء الله ص83
اینو وقتی برات میگن شرحشم میدن اینقدر قشنگ که کف میکنی ، البته با صابون Big Grin
اها اینم خدمتت بگم که ، کسی که یکم تحقیق کنه و
مَن
قال لِمَ و بِمَ فَقَد کَفَرَ ، خوب شما هم باشی از ترس طرد اداری و روحانی و محروم شدن از سلام و کلام با خانواده و ... کوتاه میایی دیگه . اصلا اینچیزی نیست که ممکنه حتی دیگه این دنیا رو هم نبینی . بعدشم کسی که رفته طرف اینها مگه به فکر اینچیزا بوده؟
جناب یهودا اسخریوطی مگه بخاطر چند کیسه نبی خودش رو _ مثلا _ نفروخت بعد هم همون کیسه ها رو ریخت توی ....

عزیزم شما بجای فهموندن بنظرم نوع برخورد رو بشین فکر کن .
(۲۲/مرداد/۹۶ ۸:۳۵)سعدی نوشته است: [ -> ]حالا بحث در مورد روش اینجا نداریم. ولی اگر بتونی فردی رو متقاعد کنی که در مورد اعتقاداتش تحقیق کنه، تقریباً می تونی مطمئن باشی که برای ترویج عقایدش به کار خطرناکی دست نمی زنه. بلکه بیشتر سعی می کنه در مورد دلایل و برهانها با دیگران بحث کنه.
(۱۲/مرداد/۹۶ ۱۹:۴۸)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام دوستان

فرض کنید یک گروه مذهبی دارای عقایدی باشه که با قانون پذیرفته شده در یک کشور در تضاد قرار بگیره. در این صورت نحوه رفتار و برخورد با آن گروه باید به چه صورت باشد؟

آیا فقط افرادی که مرتکب جرم میشن باید مجازات بشن یا افرادی که از نظر عقیدتی اون کار رو جایز می دونند هم باید مورد مجازات قرار بگیرند؟

خوشحال میشم نظراتتون رو بفرمایید. این بحثها می تونند باعث ایجاد یک دیدگاه سنجیده تر نسبت به مسائل شوند.

یبار دیگه عنوان اول رو بخون که خودت نوشتی ، ایا دنبال روش برخورد بودی که چطور با این افراد برخورد بشه ؟ پس چرا میگی به روش کاری نداریم ؟
یچیز دیگه ، ما بگیم بر فرض دسترسی به منابع خودشون توی ایران بخاطر مواردی سخت هست ، در کشورهای دیگه که این محدودیت نیست چرا دارن رشد قارچی میکنن ؟ کم مونده دیگه ماینده توی مجلس و و حتی توی گزینش ریاست جکهوری و ... داشته باشن . عزیزم شما باید به این پاسخ میدادی که چرا بهاییت دنبال گرفتن حکومت هستن . اگه اینو بتونی پاسخ بدی روش برخورد و چطور متقاعد کردن رو هم دست میاد .
مرسی که زحمت میکشی ولی منطق هیچ کمکی بهت نمیکنه توی این راه .
(۲۲/مرداد/۹۶ ۱۲:۱۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]دادا ، اونها منابعشون در دسترس هست و نیست . مثلا وقتی طرف میگه 10%اثار نشر پیدا کرده و 90% اثار هنوز داره خاک میخوره و خیلی از اثار باب رو براشون نگفتن و نمیزارن نزدیک بشن به علت اینکه اونها نسخ شده و هزارچیز دیگه ، بفرما چطور میخوان تحقیق کنن ؟
شما باید براشون جا بندازید که باید برای اعتقادشون دلیل داشته باشند. یعنی اون 10 درصد یا اون 90 درصد رو به چه دلیل قبول دارند؟اگر فرد جواب درست و حسابی برای این سوال پیدا نکنه، وادار میشه بره تحقیق کنه یا تجدید نظر کنه در عقایدش.
(۲۲/مرداد/۹۶ ۱۲:۱۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]دروغهایی دیگر در کتابهای بهایی
اون کسی که می خواد دفاع کنه از عقاید موظفه برای عقاید دلیل بیاره و باید به این سوالات جواب بده. حرف من اینه که باید فرهنگ جامعه طوری باشه که اگر یک مبلغ به سراغ فردی اومد و خواست عقیده اش رو تبدیل کنه، ازش بپرسه "از کجا می دانی عقایدت درسته؟" و باید جامعه طوری با منطق آشنا باشه که بتونه مغلطه رو از استدلال درست تشخیص بده.

اون فردی که این عقیده رو داره، باید این نیاز رو در خودش حس کنه که بره دنبال تحقیق. بره خودش این ردیه هایی که نوشتید رو بخونه. و باید یاد بگیره که بدون دلیل هیچ عقیده ای رو نپذیره.
(۲۲/مرداد/۹۶ ۱۲:۱۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]یبار دیگه عنوان اول رو بخون که خودت نوشتی ، ایا دنبال روش برخورد بودی که چطور با این افراد برخورد بشه ؟ پس چرا میگی به روش کاری نداریم ؟
منظورم روش اثبات عقاید اسلام بود که سوال کردید. که مختصر توضیح دادم اما بحث مفصلش مربوط به تاپیک دیگری است.
(۲۲/مرداد/۹۶ ۱۲:۱۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]یچیز دیگه ، ما بگیم بر فرض دسترسی به منابع خودشون توی ایران بخاطر مواردی سخت هست ، در کشورهای دیگه که این محدودیت نیست چرا دارن رشد قارچی میکنن ؟ کم مونده دیگه ماینده توی مجلس و و حتی توی گزینش ریاست جکهوری و ... داشته باشن . عزیزم شما باید به این پاسخ میدادی که چرا بهاییت دنبال گرفتن حکومت هستن . اگه اینو بتونی پاسخ بدی روش برخورد و چطور متقاعد کردن رو هم دست میاد .
بله. دنبال حکومت اند.خب می خواید در مورد این چکار کنید؟ توی کشورهای دیگه که ما فقط ابزارهای فرهنگ سازی رو می تونیم استفاده کنیم و استفاده از زور برای جلوگیری از گشترش عقاید در کشورهای دیگه منتفیه.داخل کشور هم باید از یک طرف جلوی به قدرت رسیدنشون گرفته بشه و از طرف دیگه کار فرهنگی صورت بگیره. با یه سری محدودیت و نظارت ساده میشه جلوی به قدرت رسیدنشون رو گرفت.

(۲۲/مرداد/۹۶ ۱۲:۱۱)mahdy30na نوشته است: [ -> ]مرسی که زحمت میکشی ولی منطق هیچ کمکی بهت نمیکنه توی این راه .
باز هم عرض می کنم که این نظر شماست و البته محترم. اینجا هیچکدوم از ما تصمیم گیر در زمینه سیاستگذاری ها نیستیم و فقط قراره از هم یاد بگیریم.

منطق هم فقط قرار نیست به یک گروه خاص آموزش داده بشه. کل جامعه با منطق آشنا بشن تا بتونند عقاید درست رو از نادرست تشخیص بدن. فقط هم مربوط به عقاید نیست. به طور مثال اگر جامعه با منطق آشنا باشه، اون فردی که ادعای درمان بیماریها رو داره هم فرصت کمتری برای ابراز وجود پیدا می کنه. اون کسی که ادعای فالگیری و ... داره هم کارش کساد میشه. در کل جامعه تبدیل میشه به یک جامعه سالمتر.
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع