تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پيرامون اظهار كفريات اخير، درباره داشتن حق انتقاد به معصوم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۲۵/دی/۹۶ ۱۵:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلامائمه (علیه السلام) امکان دسترسی به علم الهی را داشته اند. اما به این معنی نیست که همیشه از این علم استفاده کنند. در حقیقت ایشان هر چیزی که اراده کنند را می دانند اما گاهی حکمت اقتضا ایشان می کند که از همان علوم و اطلاعات عادی استفاده فرمایند و بر اساس آن تصمیم گیری نمایند.آدرس زیر رو در این مورد ببینید:

https://www.isna.ir/news/91102313020/%DA...8%B4%D8%AF

جناب سعدی عزیز بحثی بر این نیست. بحث روی نقد است.
اگر پیغمبر قابل نقد باشد اصلا معصوم نیست اگر معصوم نباشد واجب الاتباع نیست. این از اصول ابتدایی ما در فقه و اعتقادات شیعه است. شما برید در تاریخ ملاحظه بفرمایید ببینید چه کسانی پیامبر را نقد می کردند. خیلی روشن است.
سلام سید ابراهیم عزیز
پست قبلیم رو تکمیل کردم.

در همین نامه 71 نهج البلاغه، حضرت به کسانی اشاره فرموده اند که اشکال یک حاکم نصب شده را به اطلاع ایشان رسانده اند. انتصاب حاکم یکی از عملکردهای ایشان به عنوان امام یا خلیفه بوده است و گفتن اشکالات این انتصاب میشه انتقاد از عملکرد.

انتقاد وقتی بد میشه که ادب در اون رعایت نشه و به شکل نادرستش بیان بشه.
علیک سلام. Blush

دو بحث داریم. 1- انتقاد از حاکم مسلمین. 2- انتقاد از معصومین.

باید تکلیف را در این میان مشخص کنیم. نقد بر پیامبر به عنوان موجودی که قرآن درباره اش می فرمایند: ما ینطق عن الهوی، چه استدلالی دارد؟؟؟
(۲۵/دی/۹۶ ۱۵:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
ائمه (علیه السلام) امکان دسترسی به علم الهی را داشته اند. اما به این معنی نیست که همیشه از این علم استفاده کنند. در حقیقت ایشان هر چیزی که اراده کنند را می دانند اما گاهی حکمت ایشان اقتضا می کند که از همان علوم و اطلاعات عادی استفاده فرمایند و بر اساس آن تصمیم گیری نمایند.آدرس زیر رو در این مورد ببینید:

https://www.isna.ir/news/91102313020/%DA...8%B4%D8%AF
خیلی از بحثها و شبهه ها به خاطر عدم اطلاع از این نکته است.

به طور مثال شما به نامه 71 نهج البلاغه رجوع بفرمایید:
http://farsi.balaghah.net/content/سرز...تصادى
ممکنه فردی که از این نکته اطلاع نداره، نتونه رابطه بین علم امام و امکان خطا در انتخاب حاکم یک منطقه را متوجه بشه. یا شاید براش عجیب باشه که کسی بتونه با اظهار نظر در مورد فرد انتخاب شده، در اتخاذ صحیحتر به ایشان کمک کنه. اما مسائل که درست تبیین بشه می بینیم هیچ تناقضی در میان نیست.

يكبار بيشتر وقت خود را صرف پاسخ به اراجيف اين معلوم الحال نمي‌كنم
آن هم نه براي ارسال كننده‌اش
براي اينكه بدانند دوستان اراجيف اين شخص (كه به معناي واقعي كلمه رجفه است!) پاسخ دارد

اولاً آيه اي كه ارسال شد مشخص مي‌كند كه هر حكمي كه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله مي‌دهند نه تنها در عمل بلكه در قلب هم بايد بي‌چون و چرا پذيرش كنند و تسليم باشند وگرنه اصلاً مؤمن نيستند.


آيات بسيار متعددي كه به صورت مطلق به اطاعت از پيامبر امر كرده است، اطلاق تام دارد و هيچ قيدي ندارد!

به قول جناب سيد ابراهيم معصوم واجب الاطاعت است چون معصوم است
قابل نقد بودن يعني شما مجازي به دليل نقص از شخصي اطاعت نكني
از طرفي هم اطاعت از معصوم واجبه شده
خوب اين يعني چه

چقدر يك نفر خود را بايد بتواند به نفهمي بزند كه باز در اين واضحات مغلطه كند؟!


درباره اين بخش از اراجيف اين موجود:
(۲۵/دی/۹۶ ۱۵:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
ائمه (علیه السلام) امکان دسترسی به علم الهی را داشته اند. اما به این معنی نیست که همیشه از این علم استفاده کنند. در حقیقت ایشان هر چیزی که اراده کنند را می دانند اما گاهی حکمت ایشان اقتضا می کند که از همان علوم و اطلاعات عادی استفاده فرمایند
ما ينتق عن الهوي يعني ايشان تمام سخنانش حتي احوال‌پرسي‌اش هم مبتني بر وحي است


اما چرا پرسش مي‌كنند؟
نه براي اينكه رفع جهل كنند يا به چيزي بهتر از آنچه مي‌دانند دست پيدا كنند!

خداوند چرا امتحان مي‌كند؟
چون مي‌خواهد بفهم كه هر كس چه مي‌كند؟
اصلاً قبل و بعد براي خدا معني دارد؟ خداوند مافوق زمان است و خالق آن!

اين امتحان براي اين است كه هر كس خود را بشناسد! و ادعا نكند!
همانگونه كه فرموده نگوييد ايمان آورديم بگوييد اسلام آورديم و براي اينكه مدعي ايمان شويد بايد امتحان شويد تا خود بفهميد!

معصومين هم اگر مي‌پرسند به همينگونه حكمت است
براي اينكه اولاً به عنوان مثال درونيات ديگران بر همگان آشكار شود.
اينكه اين فرصت را براي ديگران به وجود بياورند تا با بيان حق خود واسطه عمل خير باشند و توفيقي كسب كنند
و...



وقتي قرآن مي‌گويد از معصوم تبعيت كنيد، اين را بي قيد و شرط مي‌گويد (يعني در هر زمان؛ در هر مكان و تحت هر شرايطي!)
و بي قيد و شرط گفتنش يعني اثبات اراجيف و خزعبل بودن اظهارات اين موجود معلوم الحال

(۲۵/دی/۹۶ ۱۵:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]خیلی از بحثها و شبهه ها به خاطر عدم اطلاع از این نکته است.

به طور مثال شما به نامه 71 نهج البلاغه رجوع بفرمایید:
http://farsi.balaghah.net/content/سرز...تصادى
ممکنه فردی که از این نکته اطلاع نداره، نتونه رابطه بین علم امام و امکان خطا در انتخاب حاکم یک منطقه را متوجه بشه. یا شاید براش عجیب باشه که کسی بتونه با اظهار نظر در مورد فرد انتخاب شده، در اتخاذ صحیحتر به ایشان کمک کنه. اما مسائل که درست تبیین بشه می بینیم هیچ تناقضی در میان نیست.
وقاحت اين كاربر حيرت انگيز است!
وهابي‌ها براي اينكه به زعم خود اثبات كنند كه حضرت امير عليه لاسلام معصوم نيست استناد به اين نامه مي‌كنند!
اما اگر مي‌خواستيد مثال بزنيد شريح قاضي كه بهتر بود
حضرت بارها او را عتاب كرد و تنبيه كرد اما از مسند او را بر نداشت!


بحث انتصاب‌هاي حضرت امير عليه السلام چند توضيح دارد كه خدمت شما عرض مي‌كنم!
اولاً حضرت خيرالموجودين را انتصاب مي‌كردند.
در ثاني در آن انتصاب خيرالموجودين هم دستشان خيلي باز نبود چرا كه به مانند حكميت در برخي موارد افرادي به ايشان تحميل مي‌شد نظير شريح قاضي!
ثالثاً بودند افرادي كه صالح بودند ولي چون اينجا عالم دنياست بعداً از اختيار خود سوء استفاده كردند و تغيير كردند! مانند عبيدالله بن عباس سردار سپاه امام حسن مجتبي كه بعدها بر اثر برق سكه‌هاي معاويه به حضرت خيانت كرد!


پس دوستان بدانند كه اين انتصاب‌ها خدشه‌اي بر عصمت معصومين و علم ايشان وارد نمي‌سازد

ضمن اينكه در خصوص استفاده از علم غيب و عمل طبق آن بيان اين نكته بسيار حائز اهميت است:

به جز امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هيچ يكي از اولياي خدا اجازه نداشتند كه در زندگي روزمره خود به طور كامل بر طبق علم باطني خود با ديگران عمل كنند!
چرا چون بايد اسوه و الگو مي‌باشند!
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع مي‌شود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است، مگر در موارد خاصي كه خداوند امر مي‌كرده طبق علم باطني خود عمل كنند!
ضمن اينكه اگر بنابود در تمام موارد اولياي خدا طبق علم باطني خود عمل كنند، ديگر امتحان و ابتلا معنا نداشت، اگر بنابود همه منافقين معرفي شوند بي استثنا ديگر چه جاي امتحان و ابتلا؟
كه امتحان و ابتلا وعده قطعي خداست و زمينه‌اش مي‌شود همين كه افراد بتوانند مقداري بر طبق نيات باطني خود عمل كنند و اين يعني بر اساس حكمت خداوند، منافقين اجازه مي‌يابند تا حدي كه حكمت خداوند اقتضا مي‌كند به فعاليت در بين مومنين بپردازند!

تنها ولي خدا كه اجازه داشت، آن هم فقط در محكمه و هنگام قضاوت به علم باطني خود عمل كند، آن هم بنابر مصالحي براي اتمام حجت كه او ولي خداست در ميان بني اسرائيل، حضرت داود عليه السلام بوده است.

و امام زمان تنها ولي خداست كه اجازه دارد در تمام امور به علم باطني خود عمل كنند! چرا؟ چون ديگر آن زمان حجت تمام است و بنا نيست ديگر به جبهه كفر و نفاق و شرك فرصتي داده شود! و اگر كسي پرسيد از كجا معلوم كه قيام و انقلاب منجي آخرالزمان حضرت مهدي صاحب الزمان عج الله تعالي فرجه الشريف مانند ديگر انقلاب‌ها و قيام‌ها به انحراف نگرايد دليلش همين است.
اينكه ايشان به هيچ وجه اجازه جولان نفاق پيشه‌گان را نمي‌دهند و نفاق پيشه‌گان همان گروهي هستند كه در طول تاريخ تمام قيام‌هاي مُصلِحانه را به انحراف كشيده‌اند.

(۲۵/دی/۹۶ ۱۵:۵۱)سعدی نوشته است: [ -> ]گفتن اشکالات این انتصاب میشه انتقاد از عملکرد.

انتقاد وقتی بد میشه که ادب در اون رعایت نشه و به شکل نادرستش بیان بشه.
اين موجود اسطوره مغلطه است
اين كار گفتن اشكالات يك انتصاب و نقد از معصوم نيست؛ گزارش عملكردِ بدِ يك شخصي با سابقه خوب بعد از انتصاب است!
گزارش عملكرد غلط و نادرست شخصي است كه داراي اختيار است و بعد از انتصاب چون مجبور نيست و مختار است هواي نفس برش غالب شده و بر خلاف عملكرد مناسب گذشته‌اش غلط زيادي كرده!
سلام III I III گرامی
یک بخشی از دلخوری شما از این جهت ایجاد شده که نقد را مساوی با امکان سرپیچی دانستید. در حالی که این طور نیست.

دوم اینه که استفاده از علوم عادی را معادل با "سخن گفتن از روی هوی" فرض کردید. در حالی که چنین نیست و حتما حضرت تا جای ممکن برای انتخاب یک حاکم خوب تلاش فرموده اند. فقط مسئله اینه که گاهی به دلیل حکمتی از استفاده و رجوع به علوم وحیانی خودداری میشده که خود شما هم توضیحش را فرمودید.

جواب وهابی هایی که از این موضوع سوء استفاده می کنند هم اینه که شما معنای دلیل عصمت و علم امام را توضیح دهید. علم و عصمت امام اقتضا نمی کنه که ایشان همیشه بر مبنای علوم وحیانی تصمیم گیری فرمایند.

طبق نامه 71 نهج البلاغه، شایستگی های پدر منذر باعث خوشبینی حضرت به او شده بود. اما بعدها عملکردش نشون میده که با پدرش تفاوت داره.این هیچ تضادی با علم امام نداره. امام دسترسی به علم الهی داشته اند اما به دلایلی که خود شما هم فرمودید، از روشهای عادی مثل نگاه کردن به عملکرد پدر فرد برای انتخاب استفاده شده.

جا داره یک بار دیگه این لینک رو ببینید تا این شبهه برای شما رفع بشه:
https://www.isna.ir/news/91102313020/چ...د-نشد

این دو بخش از نوشته خودتون رو با هم مقایسه کنید:
نقل قول:
ما ينتق عن الهوي يعني ايشان تمام سخنانش حتي احوال‌پرسي‌اش هم مبتني بر وحي است
]
نقل قول:
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع مي‌شود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است،
مگر در موارد خاصي كه خداوند امر مي‌كرده طبق علم باطني خود عمل كنند!
به نظر میاد خود شما پاسخ شبهه ای که براتون ایجاد شده رو نوشتید.
در اطلاعیه دفتر رییس جمهور؛ انتساب جمله«امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» به رئیس جمهور، کذب است

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر رییس جمهور در واکنش به برخی اظهارنظرها پیرامون سخنرانی حسن روحانی در دیدار وزیر و مسئولان وزارت امور اقتصادی و دارایی، ضمن تکذیب انتساب این جمله به رییس جمهور که «امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» تاکید کرد: باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و ائمه معصومین (علیه السلام) از مسلمات قطعی تشیع است.

متن اطلاعیه دفتر رییس جمهور به این شرح است:

«بسم‌ الله الرحمن الرحیم

در پی برخی حاشیه‌سازی‌ها پیرامون سخنرانی ریاست محترم جمهوری در دیدار وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی (مورخ ۱۸ دی ماه سال ۹۶) به اطلاع می‌رساند: مطالبی همچون «قابل نقد بودن معصومین علیهم‌السلام» که با تقطیع و تحریف هدفمند جملات رئیس‌جمهور، ابتدائاً از سوی یک چهره سیاسی بیان شد و متاسفانه زمینه ساز قضاوت و موضع گیری گروهی از رسانه‌ها، اشخاص و برخی تشکل‌های حوزوی گردید؛ کاملاً کذب است و از جمله، به هیچ عنوان عبارت "امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است" نه در سخنان ایشان وجود داشته و نه از آن قابل استنباط می باشد. بدیهی است باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و معصومین علیهم السلام از مسلمات قطعی مذهب تشیع است.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در بخشی از سخنرانی مورد نظر (که متن و فیلم کامل آن نیز در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری منتشر شده و موجود است) بوضوح از ضرورت تحمل نقد در حکومت سخن می‌گویند و به عنوان شاهد مثال تاکید می‌کنند که حتی در دوره حکومت معصومین علیهم‌السلام هم آن بزرگواران به مردم اجازه می‌دادند نظرات و نقدهای خود را مطرح کنند. این نکته بیانگر سعه صدر، بزرگواری و تحمل در مشی حکمرانی معصومین و پذیرش نقد مردم و اظهارنظر آنها نسبت به اجزای حاکمیت و نه معصوم(علیه السلام) است. این جملات علاوه بر اینکه قرائن تاریخی، فقهی و کلامی بسیاری دارد، به معنای قابل نقد بودن معصومین (علیه السلام) نبوده و اینگونه نیز قابل استنباط نیست.

از اصحاب رسانه، سیاسیون، تریبون‌داران، خطبا و خصوصا علمای ارجمند و فضلای محترم حوزوی انتظار می‌رود پیش از آنکه مطالب تحریف شده و بعضا هدفمند برخی چهره های سیاسی در رسانه ها را ملاک قضاوت و نقد قرار دهند؛ به اصل جملات بیان شده از سوی رئیس جمهور (که براحتی از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری president.ir در دسترس است) رجوع فرمایند که پیامبر عظیم الشان اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: انی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق»
(۲۵/دی/۹۶ ۲۲:۴۰)-Ali- نوشته است: [ -> ]در اطلاعیه دفتر رییس جمهور؛ انتساب جمله«امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» به رئیس جمهور، کذب است

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر رییس جمهور در واکنش به برخی اظهارنظرها پیرامون سخنرانی حسن روحانی در دیدار وزیر و مسئولان وزارت امور اقتصادی و دارایی، ضمن تکذیب انتساب این جمله به رییس جمهور که «امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» تاکید کرد: باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و ائمه معصومین (علیه السلام) از مسلمات قطعی تشیع است.

متن اطلاعیه دفتر رییس جمهور به این شرح است:

«بسم‌ الله الرحمن الرحیم

در پی برخی حاشیه‌سازی‌ها پیرامون سخنرانی ریاست محترم جمهوری در دیدار وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی (مورخ ۱۸ دی ماه سال ۹۶) به اطلاع می‌رساند: مطالبی همچون «قابل نقد بودن معصومین علیهم‌السلام» که با تقطیع و تحریف هدفمند جملات رئیس‌جمهور، ابتدائاً از سوی یک چهره سیاسی بیان شد و متاسفانه زمینه ساز قضاوت و موضع گیری گروهی از رسانه‌ها، اشخاص و برخی تشکل‌های حوزوی گردید؛ کاملاً کذب است و از جمله، به هیچ عنوان عبارت "امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است" نه در سخنان ایشان وجود داشته و نه از آن قابل استنباط می باشد. بدیهی است باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و معصومین علیهم السلام از مسلمات قطعی مذهب تشیع است.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در بخشی از سخنرانی مورد نظر (که متن و فیلم کامل آن نیز در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری منتشر شده و موجود است) بوضوح از ضرورت تحمل نقد در حکومت سخن می‌گویند و به عنوان شاهد مثال تاکید می‌کنند که حتی در دوره حکومت معصومین علیهم‌السلام هم آن بزرگواران به مردم اجازه می‌دادند نظرات و نقدهای خود را مطرح کنند. این نکته بیانگر سعه صدر، بزرگواری و تحمل در مشی حکمرانی معصومین و پذیرش نقد مردم و اظهارنظر آنها نسبت به اجزای حاکمیت و نه معصوم(علیه السلام) است. این جملات علاوه بر اینکه قرائن تاریخی، فقهی و کلامی بسیاری دارد، به معنای قابل نقد بودن معصومین (علیه السلام) نبوده و اینگونه نیز قابل استنباط نیست.

از اصحاب رسانه، سیاسیون، تریبون‌داران، خطبا و خصوصا علمای ارجمند و فضلای محترم حوزوی انتظار می‌رود پیش از آنکه مطالب تحریف شده و بعضا هدفمند برخی چهره های سیاسی در رسانه ها را ملاک قضاوت و نقد قرار دهند؛ به اصل جملات بیان شده از سوی رئیس جمهور (که براحتی از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری president.ir در دسترس است) رجوع فرمایند که پیامبر عظیم الشان اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: انی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق»
سلام


طبق اون فیلمی که منتشر شده ايشون اول ميگه در کشور معصوم نداریم بعد درباره نقد حرف ميزنه


دو حالت بیشتر نداره
1_ يه دفعه از یک موضوع به موضوع ديگه وارد شده که در اینصورت اشکال از خودش بوده که درست حرف نزده


2_ داره نیت خودش رو پنهان می کنه


به هرصورت وقتی بحث نقد مياد وسط خب از مسول نقد می کنن و در زمان معصوم هم که معصوم حاکمه و معصوم از گناه و خطا است


پس اینجا دوباره کل موضوع ميره سمت نقد معصوم!!


این خودش هم نمی فهمه چی ميگه!
(۲۵/دی/۹۶ ۲۳:۴۲)قلب نوشته است: [ -> ]این خودش هم نمی فهمه چی ميگه!
خوب هم میفهمه که چی میگه.
(۲۵/دی/۹۶ ۲۲:۴۰)-Ali- نوشته است: [ -> ]در اطلاعیه دفتر رییس جمهور؛ انتساب جمله«امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» به رئیس جمهور، کذب است

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر رییس جمهور در واکنش به برخی اظهارنظرها پیرامون سخنرانی حسن روحانی در دیدار وزیر و مسئولان وزارت امور اقتصادی و دارایی، ضمن تکذیب انتساب این جمله به رییس جمهور که «امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم قابل نقد است» تاکید کرد: باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و ائمه معصومین (علیه السلام) از مسلمات قطعی تشیع است.
آرزو داشتم رئیس جمهور کشور اینقدر راحت دروغ نمی‌گفت که البته بی‌پروا دروغ گفتن شیوه و منش منافقین است.
یکی نیست بهش بگه آخه مخطاب رو احمق فرض کردی یا خودت رو زدی به حماقت، فیلم اراجیفت موجود هست چی رو تکذیب میکنی؟
یعنی تو چشم ملت آدم نگاه کنه اینقدر راحت دروغ بگه، پدیده‌ای هست این موجود.
این موجود پست و حقیر در فیلمش به صراحت برای شفاف سازی منظورش مثالم میزنه
میگه وقتی پیامبر صلوات الله علیه و آله یه جیزی میگفتن مردم میگفتن از خودت میگی یا از طرف خدا
اگه از طرف خدا بود که هیچ
اگه از طرف خودشون بود مردم نقد می‌کردن

خدا لعنتش کنه که دیر یا زود البته خفت و خواریش رو خواهیم دید
سلام جناب 313
طبق نکته به جایی که در پست قبلی اشاره فرمودید، از بین اولیاء خدا تنها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اجازه استفاده کامل از علم لدنی را در زندگی روزمره داشته اند. به همین خاطر، تمام تصمیمات امام زمان ناشی از یک علم خطاناپذیر است.

(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]به جز امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هيچ يكي از اولياي خدا اجازه نداشتند كه در زندگي روزمره خود به طور كامل بر طبق علم باطني خود با ديگران عمل كنند!
چرا چون بايد اسوه و الگو مي‌باشند!
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع مي‌شود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است، مگر در موارد خاصي كه خداوند امر مي‌كرده طبق علم باطني خود عمل كنند!

بنابراین اگر در آن سخنرانی، در مورد قابل نقد بودن امام زمان صحبت شده باشد، به طور واضح اشتباه است. در اطلاعیه دفتر ریاست جمهوری، ذکر چنین مسئله ای در مورد امام زمان تکذیب شده است.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع