(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]يكبار بيشتر وقت خود را صرف پاسخ به اراجيف اين معلوم الحال نميكنم
آن هم نه براي ارسال كنندهاش
براي اينكه بدانند دوستان اراجيف اين شخص (كه به معناي واقعي كلمه رجفه است!) پاسخ دارد
اولاً آيه اي كه ارسال شد مشخص ميكند كه هر حكمي كه پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله ميدهند نه تنها در عمل بلكه در قلب هم بايد بيچون و چرا پذيرش كنند و تسليم باشند وگرنه اصلاً مؤمن نيستند.
آيات بسيار متعددي كه به صورت مطلق به اطاعت از پيامبر امر كرده است، اطلاق تام دارد و هيچ قيدي ندارد!
به قول جناب سيد ابراهيم معصوم واجب الاطاعت است چون معصوم است
قابل نقد بودن يعني شما مجازي به دليل نقص از شخصي اطاعت نكني
از طرفي هم اطاعت از معصوم واجبه شده
خوب اين يعني چه
چقدر يك نفر خود را بايد بتواند به نفهمي بزند كه باز در اين واضحات مغلطه كند؟!
درباره اين بخش از اراجيف اين موجود:
ما ينتق عن الهوي يعني ايشان تمام سخنانش حتي احوالپرسياش هم مبتني بر وحي است
اما چرا پرسش ميكنند؟
نه براي اينكه رفع جهل كنند يا به چيزي بهتر از آنچه ميدانند دست پيدا كنند!
خداوند چرا امتحان ميكند؟
چون ميخواهد بفهم كه هر كس چه ميكند؟
اصلاً قبل و بعد براي خدا معني دارد؟ خداوند مافوق زمان است و خالق آن!
اين امتحان براي اين است كه هر كس خود را بشناسد! و ادعا نكند!
همانگونه كه فرموده نگوييد ايمان آورديم بگوييد اسلام آورديم و براي اينكه مدعي ايمان شويد بايد امتحان شويد تا خود بفهميد!
معصومين هم اگر ميپرسند به همينگونه حكمت است
براي اينكه اولاً به عنوان مثال درونيات ديگران بر همگان آشكار شود.
اينكه اين فرصت را براي ديگران به وجود بياورند تا با بيان حق خود واسطه عمل خير باشند و توفيقي كسب كنند
و...
وقتي قرآن ميگويد از معصوم تبعيت كنيد، اين را بي قيد و شرط ميگويد (يعني در هر زمان؛ در هر مكان و تحت هر شرايطي!)
و بي قيد و شرط گفتنش يعني اثبات اراجيف و خزعبل بودن اظهارات اين موجود معلوم الحال
وقاحت اين كاربر حيرت انگيز است!
وهابيها براي اينكه به زعم خود اثبات كنند كه حضرت امير عليه لاسلام معصوم نيست استناد به اين نامه ميكنند!
اما اگر ميخواستيد مثال بزنيد شريح قاضي كه بهتر بود
حضرت بارها او را عتاب كرد و تنبيه كرد اما از مسند او را بر نداشت!
بحث انتصابهاي حضرت امير عليه السلام چند توضيح دارد كه خدمت شما عرض ميكنم!
اولاً حضرت خيرالموجودين را انتصاب ميكردند.
در ثاني در آن انتصاب خيرالموجودين هم دستشان خيلي باز نبود چرا كه به مانند حكميت در برخي موارد افرادي به ايشان تحميل ميشد نظير شريح قاضي!
ثالثاً بودند افرادي كه صالح بودند ولي چون اينجا عالم دنياست بعداً از اختيار خود سوء استفاده كردند و تغيير كردند! مانند عبيدالله بن عباس سردار سپاه امام حسن مجتبي كه بعدها بر اثر برق سكههاي معاويه به حضرت خيانت كرد!
پس دوستان بدانند كه اين انتصابها خدشهاي بر عصمت معصومين و علم ايشان وارد نميسازد
ضمن اينكه در خصوص استفاده از علم غيب و عمل طبق آن بيان اين نكته بسيار حائز اهميت است:
به جز امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هيچ يكي از اولياي خدا اجازه نداشتند كه در زندگي روزمره خود به طور كامل بر طبق علم باطني خود با ديگران عمل كنند!
چرا چون بايد اسوه و الگو ميباشند!
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع ميشود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است، مگر در موارد خاصي كه خداوند امر ميكرده طبق علم باطني خود عمل كنند!
ضمن اينكه اگر بنابود در تمام موارد اولياي خدا طبق علم باطني خود عمل كنند، ديگر امتحان و ابتلا معنا نداشت، اگر بنابود همه منافقين معرفي شوند بي استثنا ديگر چه جاي امتحان و ابتلا؟
كه امتحان و ابتلا وعده قطعي خداست و زمينهاش ميشود همين كه افراد بتوانند مقداري بر طبق نيات باطني خود عمل كنند و اين يعني بر اساس حكمت خداوند، منافقين اجازه مييابند تا حدي كه حكمت خداوند اقتضا ميكند به فعاليت در بين مومنين بپردازند!
تنها ولي خدا كه اجازه داشت، آن هم فقط در محكمه و هنگام قضاوت به علم باطني خود عمل كند، آن هم بنابر مصالحي براي اتمام حجت كه او ولي خداست در ميان بني اسرائيل، حضرت داود عليه السلام بوده است.
و امام زمان تنها ولي خداست كه اجازه دارد در تمام امور به علم باطني خود عمل كنند! چرا؟ چون ديگر آن زمان حجت تمام است و بنا نيست ديگر به جبهه كفر و نفاق و شرك فرصتي داده شود! و اگر كسي پرسيد از كجا معلوم كه قيام و انقلاب منجي آخرالزمان حضرت مهدي صاحب الزمان عج الله تعالي فرجه الشريف مانند ديگر انقلابها و قيامها به انحراف نگرايد دليلش همين است.
اينكه ايشان به هيچ وجه اجازه جولان نفاق پيشهگان را نميدهند و نفاق پيشهگان همان گروهي هستند كه در طول تاريخ تمام قيامهاي مُصلِحانه را به انحراف كشيدهاند.
اين موجود اسطوره مغلطه است
اين كار گفتن اشكالات يك انتصاب و نقد از معصوم نيست؛ گزارش عملكردِ بدِ يك شخصي با سابقه خوب بعد از انتصاب است!
گزارش عملكرد غلط و نادرست شخصي است كه داراي اختيار است و بعد از انتصاب چون مجبور نيست و مختار است هواي نفس برش غالب شده و بر خلاف عملكرد مناسب گذشتهاش غلط زيادي كرده!
متأسفانه اینقدر تند و خشن نوشته اید، که با سختی توانستم مطالب خوب و علمی تان را بخوانم و با همان سختی هم موافقت میکنم. ولی ای کاش کمی مؤدبانه تر...

(۲۶/دی/۹۶ ۹:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام جناب 313
طبق نکته به جایی که در پست قبلی اشاره فرمودید، از بین اولیاء خدا تنها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اجازه استفاده کامل از علم لدنی را در زندگی روزمره داشته اند. به همین خاطر، تمام تصمیمات امام زمان ناشی از یک علم خطاناپذیر است.
بنابراین اگر در آن سخنرانی، در مورد قابل نقد بودن امام زمان صحبت شده باشد، به طور واضح اشتباه است. در اطلاعیه دفتر ریاست جمهوری، ذکر چنین مسئله ای در مورد امام زمان تکذیب شده است.
اولاً چيزي كه گفته شده و فيلمش موجود است تكذيبش جز اينكه نشان ميدهد تكذيب كننده خودش را مسخره كرده چيز ديگري نيست
درثاني فعل معصوم كه واجب الاطاعت است غير قابل نقد هست و خطايي درش نيست و بهتر از آن هم چيزي نيست احسن عمل است از آن بهتر نه نظر است و نه عمل
به همين دليل هم هست كه خداوند امر مطلق و بيقيد و شرط از اطاعت از معصوم كرده
پيامبر و امامان عليهم السلام همگي
غيرقابل نقد هستند و در تمام امور صرفاً بايد تبعيت محض كرد وگرنه كسي كه از حكم معصوم به هر دليل تبعيت نكند بنابر صريح آيات قرآن كافر است!
كسي كه به هر دليل و توجيهي منكر اين حقيقت باشد هم به وضوح كافر به آيات قرآن است
(۲۶/دی/۹۶ ۹:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]از بین اولیاء خدا تنها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اجازه استفاده کامل از علم لدنی را در زندگی روزمره داشته اند. به همین خاطر، تمام تصمیمات امام زمان ناشی از یک علم خطاناپذیر است.
تمام تصميمات معصوم، اعم از سخن و عمل
احسن عمل است
در آن شرايط و بهتر و برتر از آن نيست و غيرقابل نقد و واجب الاطاعت و سيره و حجت شرعي!
تمام صدماتي كه بر پيكره اسلام از آغاز بعثت تا به امروز وارد شده براي اين است كه به اصطلاح مسلمين به جاي اطاعت بي چون و چرا از معصوم به خود اجازه دادهاند كه معصوم زمان خود را نقد كنند يا به ايشان توصيه كنند!
از ايرادها و اشكالها و سرپيچيهايي كه امثال خليفه اول و دوم به رسول اكرم صلوات الله و آله گرفتهاند (نظير تخطي كردن از فرمان رفتن به سپاه اسامه كه باعث شد سرنوشت اسلام تغيير كند (به بهانه اينكه به نظر ما بودن در كنار شما در اين شرايط بيماري بهتر بود و...)
يا ماجراي حكميت و خوارج
يا مخالفتها با امام حسن مجتبي عليه السلام در جريان صلح با معاويه
يا توصيههاي شخصيتهاي مختلف نظير محمد حنفيه و عبد الله بن جعفر و... به امام حسين عليه السلام كه به عراق نرويد، يا زن و بچه را نبريد و...
و الي ما شاء الله
به جاي توصيه و نقد معصوم
وقتي شما برايت مسجل شد كه اين شخص حجت خدا و واجب الاطاعت است به امر خدا
در تمام امور بي چون و چرا فقط بايد تبعيت كرد
خدا لعنت كند كساني را كه بر بلند شدن گرد شبهه اصرار ميورزند
(۲۶/دی/۹۶ ۱۱:۳۳)III I III نوشته است: [ -> ]اولاً چيزي كه گفته شده و فيلمش موجود است تكذيبش جز اينكه نشان ميدهد تكذيب كننده خودش را مسخره كرده چيز ديگري نيست
درثاني فعل معصوم كه واجب الاطاعت است غير قابل نقد هست و خطايي درش نيست و بهتر از آن هم چيزي نيست احسن عمل است از آن بهتر نه نظر است و نه عمل
به همين دليل هم هست كه خداوند امر مطلق و بيقيد و شرط از اطاعت از معصوم كرده
پيامبر و امامان عليهم السلام همگي غيرقابل نقد هستند و در تمام امور صرفاً بايد تبعيت محض كرد وگرنه كسي كه از حكم معصوم به هر دليل تبعيت نكند بنابر صريح آيات قرآن كافر است!
كسي كه به هر دليل و توجيهي منكر اين حقيقت باشد هم به وضوح كافر به آيات قرآن است
تمام تصميمات معصوم، اعم از سخن و عمل احسن عمل است در آن شرايط و بهتر و برتر از آن نيست و غيرقابل نقد و واچب الاطاعت و سيره و حجت شرعي!
سعدی عزیز این هایی که ایشان فرمودند، ابتداییات کلامی و اعتقادی مذهب شیعه است. یعنی کسی که این موارد را انکار کند....
آقای روحانی روز 18 دی ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت اقتصاد میگوید: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم اجازه نقد میداد. دیگر بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی میکرد، طرف بلند میشد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و میگفت: «حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است؟» اگر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگفت:
«نظر من است» انتقاد میکرد و میگفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!
در این خصوص گفتنی است:
الف- ممکن است گفته شود منظور روحانی از این جمله که «اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد» آن است که در حکومت حضرت صاحبالزمان(ارواحنا له الفداء) نیز میتوان به مسئولانی که در دولت ایشان هستند، انتقاد کرد! و منظور روحانی نقد خود حضرت نبوده است. ولی ادامه سخن رئیسجمهور، راه را بر این برداشت میبندد و بهوضوح نشان میدهد که منظور روحانی آن است که- نستجیر بالله- امامزمان سلام الله علیه را هم میتوان نقد کرد! چرا که رئیسجمهور در ادامه میگوید: «دیگر بالاتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک صحبتی میکرد، طرف بلند میشد روبروی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و میگفت: حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است؟ اگر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میگفت: نظر من است انتقاد میکرد و میگفت: من قبول ندارم»! این بخش از اظهارات روحانی به وضوح نشان میدهد که از نگاه وی، نه فقط امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بلکه پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم قابل نقد است!!
ب- اینکه در زمان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کسانی بودهاند که به قول آقای روحانی از آن حضرت میپرسیدند «حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است»؟ فقط از یک ماجرا و رخداد در دوران آن حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حکایت میکند و نشان میدهد در آن هنگام نیز کسانی بودهاند که برخلاف دستور خدا و نص صریح قرآن، در مقابل نظر رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تابع محض نبودهاند!. علیرغم آنچه رئیسجمهور در پی به اصطلاح اثبات آن بوده است این پرسشها نشانه آن نیست که پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم قابل نقد است! و باید از آقای روحانی پرسید که آیا رسولخدا(صلوات الله عليه و آله) پرسش آنان را قابل تقدیر! و ضروری دانستهاند؟ یا به حال آنها تاسف خورده و [b]از ضعف ایمانشان متاثر شدهاند؟!
تعجبآور است که آقای رئیسجمهور که خود یک روحانی است مجوز نقد معصومین(عليهم السلام) را از کجا آورده است؟!
در كلام خداوند قرآن مجيد، اطاعت محض از پیامبر(صلوات الله عليه و آله) و - به تبع آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهمالسلام به اندازهای روشن و بدیهی است که درک و فهم آن به آسانی امکانپذیر است.
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى / از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه آنچه میگوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات 3و4
* ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه 7
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32
و بسياري آيات ديگر
در خانه اگر كسي باشد
يك حرف كفايت میكند
منتها كسي را كه بخواهد خود را بخواب بزند با لگد هم نميتوان بيدارش كرد
آقای سعدی پرسیده:
نقل قول:سلام سید ابراهیم گرامی
چطور می توان دو نکته زیر را با هم جمع بست؟ ممنون
(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]ما ينتق عن الهوي يعني ايشان تمام سخنانش حتي احوالپرسياش هم مبتني بر وحي است
(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]به جز امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هيچ يكي از اولياي خدا اجازه نداشتند كه در زندگي روزمره خود به طور كامل بر طبق علم باطني خود با ديگران عمل كنند!
چرا چون بايد اسوه و الگو ميباشند!
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع ميشود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است، مگر در موارد خاصي كه خداوند امر ميكرده طبق علم باطني خود عمل كنند!
پاسخ سادهای (و البته دقیقی) دارد
وقتی خداوند به شخصی علم باطنی داده و مثلا گفته فلانی منافق است
و در عین حال هم امر کرده که شما باید طبق علم ظاهر بنابر احکام شرع با او رفتار کنی (یعنی تا علنی ندیدی خلافی را با او برخورد نکنی)
این عمل طبق ظاهر شخصی که علم باطنی دارد، میشود همان عمل بر مبنای وحی!!!!!
از میان معصومان، امام زمان را خدا امر میکند که بنابر علم باطنی عمل کنند در همهی امور،چون دیگر بنانیست تاریخ به جریان نفاق فرصت دهد!
یعنی اینکه من علم باطنی دارم اما مأمور هستم به انجام عمل طبق علم ظاهر
منافی عمل من طبق وحی نمیشود!
همان وحی به من گفته طبق علم ظاهر عمل کنم!!!!!! (ولو که باطن و حقیقت مطالب هم برای من منکشف است!)
و بر اساس ظاهر هم هیچ خلاف و اشتباه و سهوی صورت نمیدهند
اطمینان کردن به کسی که خلافی مرتکب نشده مطابق امر شرع است و اگر شخصی از این مطلب سو استفاده کند و منافقانه درستکاری میکرده تا سر بزنگاه خلاف خود را مرتکب شود (بعد از اعتمادسازی و نفوذ) باعث نمیشود که بشود به اطمینان کننده را شخصی خاطی تصور کنیم، چرا که طبق حکم شرع عمل کرده!!!!
چنانچه مولا علی بارها به ابن ملجم گفتند تو قاتل منی در برحههای مختلف تاریخ
و دیگرانی گفتند چرا پس اقدامی نمیکنید
میفرمودند شرعی نیست تا نکرده کاری کرد!
حتی خداوند هم درباره ابلیس میفرماید کان من الکافرین
یعنی قبل از تمرد از سجده بر آدم هم کافر بود (ولی باطنی بود علنی نشده بود)
خدا که خداست به جهت صفت عدلش اجازه داده تا در بستر امتحان آن باطن کفر پیشه آشکار شود و قبل از آن بنا بر علم باطن خود او را بیرون نکردند از درگاه الهی!
هر چند از آنجا که حجت خدا هستند، گاه مأمور به انجام طبق علم باطنیشان نیز بودهاند!
الان يك سوال من ميپرسم
جنابعالي منكر هستيد كه معني اين آيات يعني امر خدا از اطاعت بي چون و چرا از معصوم؟
در كلام خداوند قرآن مجيد، اطاعت محض از پیامبر(صلوات الله عليه و آله) و - به تبع آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهمالسلام به اندازهای روشن و بدیهی است که درک و فهم آن به آسانی امکانپذیر است.
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى / از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه آنچه میگوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات 3و4
* ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه 7
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32
فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
(سوره نساء - آيه ۶۵﴾
به پروردگارت قسم كه ايمان نمى آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور قرار دهند سپس از هر حكمى كه كرده اى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند و كاملاً سر تسليم فرود آورند!
اگر با وجود اين آيات باز منكر هستيد كه بايد بيچون و چرا از معصوم در همه چيز تبعيت كرد و جاي انتقاد و چون و چرا ندارد قول و فعل معصوم
خوب من با شما كاري ندارم و موفق باشيد
اما اگر معتقد هستيد بر طبق اين آيات كه صراحت تام دارند در لزوم و وجوب تبعيت مطلق و بي چون و چرا از قول و فعل معصوم در همه شرايط بعد سوال بالا برايتان مطرح شده خوب جواب شما را هر چند به وضوح و كامل به شما قبلاً داده شده مجدد اينجا ذكر ميكنم:
معصومين عليهم السلام اساساً فعلي را مرتكب نميشوند مگر آنكه امر خدا بر آن تعلق گرفته باشد
و سخني نميگويند مگر آنچه خدا امر ميكند
اراده معصومين عليهم السلام فاني در اراده خداوند است
و به همين دليل است كه خداوند در قرآن ميفرمايد:
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80
بنابر اين به عنوان نمونه رسول خدا صلوات الله عليه و آله ميداند فلان كس منافق است و قصد دارد بعد از وفاتشان به دخترشان تعدي كنند و حق خلافت را از جانشين بر حق خود بستانند، اما بنابر همان حكمت و مشيت الهي عملي پيشگيرانه انجام نميدهند چرا كه اينجا دنياست و بايد اجازه امتحان و ابتلا بر قرار باشد.
يا به عنوان مثال ميداند فلاني الان دارد در برابرش دروغ ميگويد، اما خداوند به او اجازه نميدهد بنابر علم باطنيش عمل كند و احسن عمل را كه خدا به معصوم امر ميكند (و غير قابل نقد و چون و چرا و اشكال است) در برابر آن ادعاي دروغ انجام ميدهد!
فعل و قول معصومين چه طبق عمل باطني اجازه داشته باشند عمل كنند و چه اجازه نداشته باشند؛ امر خداست و چون امر خداست و خداوند راضي به آن قول و فعل در آن شرايط است و در آن شرايط آن قول و فعل احسن عمل است! و غير قابل نقد، چرا كه اين نقد، در حقيقت نقد امر خداست! و كفري آشكار
[/b] خداوند هم به همين منظور ميفرمايد:
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32
در مجموع رئيس جمهور خزعبلي گفته است و به جاي تكذيبيه دادن بايد بگويد اشتباه كردم كه چنين خزعبلاتي را بيان كردم (ولو به عذرخواهياش نمادين باشد و در دلش به همان كه بيان داشته اعتقاد داشته باشد و بنايش بر اين باشد كه اگر زنده بود و ظهور موفور السرور حضرت بقية الله العظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه را درك كرد، در صورتي كه امري از حضرت صادر شد كه به مذاقش خوش نيامد در برابر حضرت بياستد و از ايشان هم انتقاد كند و اگر قانع نشد تا درگيري با حضرت هم پيش برود.)
پناه بر خدا
دوستان، غرض اصلي بنده پاسخ به جناب سعدي نيست
كه برخي استدلال كه هيچ معجزه هم ببينند إن قلت ميآورند و اما و اگر ميكنند، كما اينكه در طول تاريخ كردهاند و در آينده هم در برابر حضرت صاحب عج الله تعالي فرجه الشريف خواهند كرد.
غرض حقير تنوير افكار عمومي از شبهاتي است كه اين شخص بيمهابا و بيمحابا در اين تالار ميپراكند و فكر هم ميكند دارد با اين كار به روشن شدن حقيقت كمك ميكند.
أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا (سوره فاطر - آيه 80)
سلام
من در مورد نحوه جمع بین دو نکته سوال کردم که هر دو ریشه دینی دارند.
هدف از سوال هم دانستن بیشتر در این زمینه هست. شاید بهتر باشه اجازه بدید سید ابراهیم گرامی به این سوال پاسخ بفرمایند.
(۲۶/دی/۹۶ ۱۵:۲۱)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
من در مورد نحوه جمع بین دو نکته سوال کردم که هر دو ریشه دینی دارند.
هدف از سوال هم دانستن بیشتر در این زمینه هست. شاید بهتر باشه اجازه بدید سید ابراهیم گرامی به این سوال پاسخ بفرمایند.
به سوال من پاسخ دهيد:
جنابعالي منكر هستيد كه معني اين آيات يعني امر خدا از اطاعت بي چون و چرا از معصوم؟
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، انْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى / از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه آنچه میگوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات 3و4
* ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه 7
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.سوره احزاب، آیه36
* مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ / هر كس رسول را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است. سوره نساء، آيه 80
* قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ/ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد. سوره آل عمران، آيه 32
فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
(سوره نساء - آيه ۶۵﴾
سعدی گرامی.
سعی میکنم خیلی ساده و روشن و البته کوتاه عرض کنم و وارد مباحث فلسفی نشوم.
نتیجه ای که شما از بیانتان میتوانید بگیرید، عقلاً این است: از معصوم می توان سوال نمود. این قابل درک است.
ولی بحث ما در این جا نقد است. معنای لغوی نقد می دانید چیست؟ نقد یعنی تشخیص و جدا کردن سره از ناسره. یعنی تشخیص خوبی و بدی و بیان آن. شما مقاله ای می نویسی، بنده ان را نقد میکنم. یعنی ضعفها و قوتهای آن مقاله را خدمتت عرض میکنم.
ما میگوییم در وجود معصوم ناسره ای وجود ندارد که شما بخواهید جدایش کنید. ما می گوییم همه اش سره است.
لذاست که نقد از معصوم جایگاهی ندارد.
(۲۶/دی/۹۶ ۱۴:۴۸)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام سید ابراهیم گرامی
چطور می توان دو نکته زیر را با هم جمع بست؟ ممنون
سلام
به این سوال پاسخ نفرمودید. دو تا نکته هست که هر دو ریشه دینی دارند و به نظرم دانستن نحوه جمع بین این دو هم کمک زیادی به شناخت مطالب می کنه و هم تمام نقاط ابهام رو برطرف می کنه.
(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]ما ينتق عن الهوي يعني ايشان تمام سخنانش حتي احوالپرسياش هم مبتني بر وحي است
(۲۵/دی/۹۶ ۱۶:۵۹)III I III نوشته است: [ -> ]به جز امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف هيچ يكي از اولياي خدا اجازه نداشتند كه در زندگي روزمره خود به طور كامل بر طبق علم باطني خود با ديگران عمل كنند!
چرا چون بايد اسوه و الگو ميباشند!
عمل به علم باطني در امور روزمره و زندگي مانع ميشود تا بتوان از زندگي اولياي خدا الگو گرفت؛ اين امر هميشه ساري و جاري بوده است، مگر در موارد خاصي كه خداوند امر ميكرده طبق علم باطني خود عمل كنند!
و جناب 313، کسی منکر لزوم اطاعت از معصوم نیست. مطمئن باشید بحث به یادگیری همه کمک می کنه و نیازی به ممانعت از سوال وجود نداره.