اينكه در انجيل بر طبق آيات قرآن هم نام رسول خدا صلوات الله عليه و آله آمده و هم نام اميرالمؤمنين علي عليه السلام و ضمن معرفي ايشان توسط حضرت موسي عليه السلام به مردم ، ايشان از مردم اقرار به نبوت پيامبر آخرالزمان و وصي ايشان را هم ميگرفتند.
پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام ...
اون ماجراي رفتن ايشان به ميقات بسيار بسيار مهم است و گره زدنش به آن فرمايش امام زمان عليه السلام!
اى مولاى من علّت چيست كه مردم از برگزيدن امام براى خويشتن ممنوع شده اند؟
فرمود: امام مصلح برگزينند و يا امام مفسد؟
گفتم: امام مصلح،
فرمود: آيا امكان ندارند كه برگزيده آنها مفسد باشد؟ چون كسى از درون ديگرى كه صلاح است و يا فساد مطّلع نيست.
گفتم: آرى امكان دارد،
فرمود: علّت همين است
و براى تو دليل ديگرى بياورم كه عقلت آن را بپذيرد،
فرمود: رسولان الهى كه خداى تعالى آنها را برگزيده و بر آنها كتاب فرو فرستاده و آنها را به وحى و عصمت مؤيّد ساخته تا پيشوايان امّتها باشند چگونه اند؟
آيا مثل موسى و عيسى عليهما السّلام كه پيشوايان امتند و بر برگزيدن شايسته ترند و عقلشان بيشتر و علمشان كاملتر آيا ممكن است منافق را به جاى مؤمن برگزينند؟
گفتم: خير،
فرمود: اين موسى كليم اللَّه است كه با وفور عقل و كمال علم و نزول وحى بر او از اعيان قوم و بزرگان لشكر خود براى ميقات پروردگارش هفتاد تن را برگزيد و در ايمان و اخلاص آنها هيچ گونه شك و ترديدى نداشت، امّا منافقين را برگزيده بود، خداى تعالى مىفرمايد:
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا « الأعراف: 155.»
و موسى براى وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد.(155)
تا اين آيه: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً (55-بقره)
و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيد: «اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم!» (55)
تا آنجا كه فرمود: فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ (153-نساء)
و بخاطر اين ظلم، صاعقه آنها را فرا گرفت (153)
و چون مى بينيم كه برگزيده پيامبر افسد بوده و نه اصلح در حالى كه مى پنداشته آنها اصلح هستند، مى فهميم برگزيدن مخصوص كسى است كه ما في الصّدور و ضمائر و سرائر مردم را بداند و برگزيدن مهاجرين و انصار ارزشى ندارد جايى كه برگزيده پيامبران به جاى افراد صالح افراد فاسد باشند.
سپس مولايمان فرمود: اى سعد! ...
سعد گويد: سپس مولاى ما حسن بن عليّ عليه السّلام با آن پسربچه براى اقامه نماز برخاستند و من نيز برگشتم...
كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج2، ص: 191 تا 206