(۲۰/بهمن/۹۶ ۲۲:۵۳)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]موضوع تاپیک فوکویاما نیست. از اظهار فضل در این زمینه خودداری کنید.
محمد جان موضوع فوکویاما رو خود شما شروع کردی. اعتراضت در این زمینه پذیرفته نیست.
دختر انقلاب کیست؟
اولین "شهید زن انقلاب اسلامی" که بود؟
شهدای ایران: زنان در تاریخ انقلاب اسلامیبه منزله بازوان توانمند انقلاب و برانگیزنده شعلههای فروزان آن به شمار میآیند؛ چراکه نقش بهسزایی در راهپیماییها، تظاهرات و فعالیتهای سیاسی نهضت امام خمینی(رحمة الله علیه) ایفا کردند.
![[تصویر: 88903_769.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8318995400/88903_769.jpg)
فاجعه هفدهم شهریور 1357 که یکی از نقطات عطف مبارزات مردم ایران علیه حکومت پهلوی دوم بود، به خوبی نقش مؤثر زنان در پیروزی انقلاب را ثبت کرده است؛ در این روز زنان ایرانی دوشادوش مردان حضور مؤثری را به نمایش گذاشتند و در جریان وقایع میدان ژاله، اولین شهید خود در دوران انقلاب- محبوبه دانشآشتیانی- را تقدیم کردند. (در همین زمینه: زنان و شهریور خونین 57)
محبوبه دانشآشتیانی نماد شجاعت و فداکاری زن ایرانی برای پیروزی انقلاب اسلامی است که با خون خود، مهر تأییدی بر حماسه زنان مبارز این مرز و بوم زده است.
شرح حال محبوبه دانشآشتیانی؛ از تولد تا دبیرستان
محبوبه در غروب یکی از روزهای سرد بهمن سال 1340 در خانوادهای مذهبی در تهران به دنیا آمد و در سایه حمایت پدری فرهیخته و مادری مؤمن، پرورش یافت. پدرش غلامرضا دانشآشتیانی، روحانی فرهیخته و متعهدی بود که به تربیت اسلامی فرزندانش اهمیت زیادی میداد و با کسانی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید باهنر رفت و آمد داشت و بدین ترتیب محیط خانواده او، افقهای روشنی را برای بالندگی فکری و روحی محبوبه خردسال فراهم کرد (1).
توجه پدر به تربیت اسلامی فرزندانش باعث شد که محبوبه را در مدرسه مذهبی- سیاسی رفاه ثبتنام کنند؛ این مدرسه که در سال 1348به اهتمام مبارزانی چون شهید رجایی، شهید باهنر، هاشمیرفسنجانی و تحت حمایت مؤسسه خیریه رفاه و تعاون تأسیس شده بود (2)، محیط مناسبی برای رشد فکری و مبارزاتی محبوبه نوجوان فراهم کرد؛ چراکه علاوه بر معلمهای مدرسه که فعالیتهای گسترده سیاسی و مذهبی داشتند، بیشتر بچههای این مدرسه نیز متعلق به خانوادههایی بودند که به نوعی درگیر مسایل سیاسی روز بودند. بدین ترتیب محبوبه در مدرسه رفاه تحت تعلیم معلمان مبارز قرار گرفت و هماهنگی آموزشهای او در مدرسه و خانه، پایههای اعتقادی و مبارزاتی محبوبه را مستحکم کرد.
با شدتگرفتن فعالیتهای مبارزاتی معلمان و دانشآموزان مدرسه رفاه، این مدرسه توسط دولت تعطیل شد و محبوبه و دیگر دانشآموزان مبارز این مدرسه مجبور شدند به دبیرستان هشترودی بروند؛ مدرسهای که فضایی غیردینی و کاملاً متفاوت با مدرسه رفاه داشت و نفوذ ساواک در آن زیاد بود. با این حال آتش مبارزه که در جان محبوبه و دیگر دوستانش روشن شده بود، نه تنها در فضای نامساعد دبیرستان هشترودی خاموش نشد، بلکه شعلهورتر هم گردید؛ چراکه آنها با راهانداختن انجمن اسلامی، فعالیتهای مبارزاتی خود را بیش از پیش توسعه دادند (3).
محبوبه؛ سرسخت در کشف حقیقت و شجاع در مبارزه
فضای مذهبی و روشنفکر خانواده دانشآشتیانی به همراه تعلیمات مدرسه رفاه، جو انقلابی جامعه و آشنایی با حرکتهای اسلامی مبارزاتی، باعث شد که محبوبه در نوجوانی آشنایی کافی نسبت به مسایل اجتماعی پیدا کند و برای یافتن پاسخهای مناسب به سؤالات بیشمار خود، به مطالعه دقیق و اصولی قرآن و نهجالبلاغه اهتمام جدی داشته باشد (4).
او برای ارتقای سطح فکری خود، از طریق شهید مالکی و شهید بهشتی روی قرآن کار میکرد. یکی از دوستان او در اینباره میگوید: «محبوبه قرآن را طوری خوانده بود که در حاشیه همه صفحاتش مطلب و سؤال نوشته بود؛ درصورتیکه در آن دوران اگر کنار قرآن مطلبی مینوشتی و سؤالی میپرسیدی، زندان داشت.» (5)
محبوبه دانش آشتیانی
علاوه بر قرآن و نهجالبلاغه، محبوبه کتابهایی که درباره مسایل سیاسی و مبارزاتی نوشته میشدند به دقت میخواند و توجه ویژهای به مطالعه آثار دکتر شریعتی و شهید مطهری داشت. او بارها برای یافتن پاسخ سؤالاتش با شهید مفتح بحث میکرد و تا به جواب نمیرسید، دست بر نمیداشت. همین درایت، ذهن پویا و مطالعه زیاد باعث شد که محبوبه از نظر فکری بسیار فراتر از همسالان خود بیندیشد. یکی از همکلاسیهایش در اینباره میگوید: «همه کارهایی را که ما تازه در دبیرستان شروع میکردیم، او در سالهای راهنمایی انجام داده بود. واقعاً سنش با تجربهها و بهخصوص استقلال و قدرت فکریاش نمیخواند.» (6)
محبوبه در سال اول دبیرستان همزمان با تحصیل، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را به شکل منسجم آغاز کرد. او اعلامیههای امام (رحمة الله علیه) را به مدرسه میبرد و درباره آنها با دانشآموزان صحبت میکرد. در مسجد گلشن به آموزش قرآن میپرداخت، جلسات هفتگی با بچهها داشت و به بحث درباره احکام اسلام و شیوههای صحیح مبارزه میپرداخت. سیر مطالعاتی او برای بچههای مسجد یا دیگر جاها به قدری جدی و درست بود که بچهها واقعاً به وفاداری، وفای به عهد، صداقت، نظم، پایداری و صفات انسانی ایمان پیدا میکردند و این صفات در آنها نهادینه میشد (7).
او علاوه بر فعالیتهای فوق، اداره کتابخانهای در خیابان سیروس را به عهده گرفته بود و برای بچههای محروم جنوب شهر کتاب میبرد. همچنین یک برنامه دقیق مطالعاتی برای آنها تنظیم کرده بود و به این ترتیب یک حرکت اجتماعی عمیق و به دور از جنجال گروهها را در میان کودکان و نوجوانان آغاز کرده بود (8).
دختر جوان خانواده دانشآشتیانی مبارزه و حرکت مردمی خود را شجاعانه، مستقل و بدون وابستگی به گرایشهای مختلف سیاسی پیگیری میکرد. او در اکثر مواقع اعلامیهها و کتابهای شریعتی و مطهری را در کیفش داشت و در برخورد با افرادی که عقاید انحرافی داشتند و یا در مقابل مأموران ساواک، بسیار شجاعانه و محتاط عمل میکرد (9).
دو سال آخر دبیرستان، همزمان با اوجگیری مبارزات در سطح جامعه، درس برای محبوبه تبدیل به مسئلهای فرعی شد و با افزودهشدن آگاهیش نسبت به جامعه، با عزم یک مسلمان رشید، به شکلی جدی وارد عرصه مبارزات شد.
جمعه سیاه؛ شهادت محبوبه
صبح روز 17 شهریور 1357 دولتمردان پهلوی دوم که از گسترش تظاهرات و مبارزات مردم به هراس افتاده بودند، تصمیم گرفتند که در تهران و یازده شهر دیگر به مدت 6 ماه حکومت نظامی اعلام کنند، اما تظاهرکنندگان بیاعتنا به اخطارهای فرمانده نیروهای نظامی در صفهای فشرده به طرف میدان ژاله رفتند و در آنجا تجمع کردند. محبوبه نیز در میان تظاهرکنندگان بود. او که غسل شهادت کرده بود و سلاحهای سنگین مأموران امنیتی بر پشتبام خانههای اطراف میدان را میدید، لحظهای تردید نکرد و خود را به ضلع شمالی میدان، که محل تجمع زنان بود رساند.
دیری نگذشت که صدای گلوله و فریاد همه جا را گرفت و عده زیادی از تظاهرکنندگان در خون خود غلطیدند و به شهادت رسیدند. مأموران رژیم شاه «ابتدا خاکارههای آغشته به بنزین را بر کف خیابان ریخته و آتش زدند و چون انبوه جمعیت هراسان در تلاطم افتاد... آتش مسلسلها را گشودند... همه کوچهها و خیابانهای فرعی را با تانک و زرهپوش مسدود کردند تا کسی را توان گریختن نباشد. هدف، نه پراکندهکردن مردم بود و نه مرعوبساختن. همه گلولهها به قصد کشت شلیک میشد...» (10)
پرچم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی در دست محبوبه بود. او شجاعانه بر سر عقیده خود ایستاده بود و شعار میداد که ناگهان گلوله، قلب پر ایمانش را شکافت؛ سرو قامتش بر زمین افتاد و در خون خود غلطید تا خونش مهر تأییدی بر حضور زن مسلمان ایرانی در عرصههای نبرد حق علیه باطل باشد (11)
پینوشت:
1. مسعود دانشآشتیانی، برای پیدا کردن حقیقت سرسخت بود: «شهید محبوبه دانش در قامت یک خواهر»، شاهد یاران، بهمن 1386، شماره 27، ص 18.
2. ساسان طهماسبی کهیانی، نقش زنان در نهضت امام خمینی (رحمة الله علیه)، تهران، سازمان اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص 159.
3. مریم حیدرعلی، «شهید محبوبه دانش در قامت یک دوست»: هوشیاری و درایت او زبانزد بود، شاهد یاران ، بهمن 1386، شماره 27،ص 23.
4. علی دانشآشتیانی، محبوبه، نماد شور و پویائی جوان مسلمان، شاهد یاران ، بهمن 1386، شماره 27، ص 10.
5. معصومه بزرگی، «شهید محبوبه دانش در قامت یک دوست»: شکل طبیعی مدیر میشد، شاهد یاران، بهمن 1386، شماره 27 ص 22.
6. حیدرعلی، همان، ص 24.
7. بزرگی، همان، ص 22.
8. علی دانشآشتیانی، همان، ص 10.
9. فهیمه دانشآشتیانی،« شهید محبوبه دانش در قامت یک خواهر»: راهش را آگاهانه انتخاب کرده بود، شاهد یاران، بهمن1386، شماره 27، ص 17.
10. جلالالدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1378، ص 352.
11. بینام، شهید محبوبه دانشآشتیانی در یک نگاه: دلی که با ایمان میتپید، شاهد یاران، بهمن 1386، شماره 27، ص 9.
*خبرنامه دانشجویان
(۲۰/بهمن/۹۶ ۲۲:۵۸)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]محمد جان موضوع فوکویاما رو خود شما شروع کردی. اعتراضت در این زمینه پذیرفته نیست.
موضوع تاپیک فوکویاما نیست
شما برای بهم زدن تاپیک اصل و فرع رو جابجا کردید
وظیفه استارتر تاپیک هست که از طرح موضوعات بحث برانگیز خودداری کنه. البته به زعم شما شاید؛ به نظر من اطلاعرسانی غلطی شده که باید تصحیح میشد. البته این که دانسته این کار رو کرده یا نه من در جریان نیستم.
دختر انقلاب کیست؟
زهرا حسینی راوی کتاب دا
با آغاز جنگ، زهرا حسینی که در آن هنگام دختری 17 ساله بود، خود را در وسط ماجرا یافت. همین که اعلام کردند پیکرهای شهدا در گورستان روی زمین مانده است، به یاری غسالان شتافت و با شهامت و مقاومت روحی کمنظیری در کار غسل و کفن و دفن شرکت کرد. به کارکنان گورستان غذا رساند، مردم را برای این کار بسیج کرد، امدادگری آموخت و در هر کاری که پیش میآمد، از امدادگری، زخمبندی، حمل مجروحان، تعمیر و آمادهسازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. تنها هدفش این بود که مفید باشد و به مردم خدمتی بکند. پدر و برادرش در جنگ خرمشهر شهید شدند و او با دست خود آنان را در گور نهاد. خواهر کوچکترش را در کارها شرکت داد. در جریان دفاع از خرمشهر مجروح شد و ترکشی در نخاع او جای گرفت که پس از آن همیشه با اوست و ناگزیر از تحمل عوارض آن است. با این حال، او از پای ننشست و پیوسته کوشید تا در خدمت جبهه و جنگ یا مردم جنگزده باشد.
گزارش حسینی از جنگ بینظیر است، و به هیچ یک از کتابهای متعددی که ایرانیان و خارجیان درباره جنگ نوشتهاند، شباهتی ندارد. خواننده ممکن است با اعتقادات حسینی مخالف باشد و حتی او را دختری عامی بداند که طوطیوار چیزهایی را باور کرده است و تکرار میکند. ولی باید ابله یا مغرض باشد که درباره گزارش او از وقایع تردید کند. این گزارش حقیقی و دست اول از سبعیت از یک طرف و مظلومیت و بیپناهی از طرف دیگر است. در آن، چنان صحنههایی از ایثار و شور ایمان به چشم میخورد که قلب را میلرزاند.
(۲۰/بهمن/۹۶ ۲۳:۳۰)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]وظیفه استارتر تاپیک هست که از طرح موضوعات بحث برانگیز خودداری کنه. البته به زعم شما شاید؛ به نظر من اطلاعرسانی غلطی شده که باید تصحیح میشد. البته این که دانسته این کار رو کرده یا نه من در جریان نیستم.
شما فرض کن این عبارت
نقل قول:وقتی فرانسیس فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویت شیعه»
بشه این
وقتی بقال سر کوچه ما پشت دخل مغازه ش...
حالا چی داری بگی؟
زیادی چرت و پرت نگو گرامی
مشکل شما در اصل نداشتن اسوه در این موضوع است
شماها باید در مورد کاراکتر هايي مثل پری بلنده و زال ممد تاپیک بزنید
دختر انقلاب کیست؟
سیده طاهره هاشمی
![[تصویر: h.jpg]](http://s8.picofile.com/file/8319002300/h.jpg)
«سیده طاهره هاشمی» یکی از همین بانوان است که در 14 سالگی به شهادت رسیده است.او روز یکم خردادماه سال 1346 در شهرستان آمل و در روستای شهید محله ( شهربانو محله) متولد شد. این سیده با سن کمی که داشت اما با از نبوغ و ذوق سرشار هنری در آفرینش آثار نوشتاری و تجسمی داشته است.
به گفته دوستان شهیده هاشمی، او دختری صبور و از خودگذشته بوده است ولی در عین حال همواره نظر انتقادی خود را با صراحت با معلمانش در میان میگذاشت و ترسی از بیان حقایق نداشته است.
درجریان پیروزی انقلاب، طاهره با اینکه بیش از 10 سال نداشت همواره با خانواده خود چون سایر اقشار مردم در بیشتر تظاهرات شرکت میکرد. پس ازپیروزی انقلاب با پیوستن به انجمن اسلامی مدرسه و انجمن اسلامی شهید محله در تداوم انقلاب اسلامی کوشید.سعی داشت دوستان و آشنایان خود را با اسلام آشنا سازد و خود نیز آنچه را میگفت عمل میکرد. روزهای دوشنبه و پنجشنبه هرهفته روزه میگرفت.
هاشمی ششم بهمن ماه 1360 درحالی که برای رزمندگان اسلام که برای ضدانقلاب در شهر مستقر بودند مشغول جمعآوری دارو و غذا بود مورد اصابت گلوله عناصر ضدانقلاب قرار گرفت و شهید شد.
پ.ن.
اینها خون دادند تا انقلاب به ثمر بشینه. حالا شما فکر کردید ما میذاریم یه پرچم دار حاصل خون اینها رو به لجن بکشه. سنت پرچم داری رو از مادرشون هند به ارث بردند. هند جگرخوار هم در خونش پرچم نصب می کرد.
(۲۱/بهمن/۹۶ ۰:۱۵)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]شما فرض کن این عبارت
بشه این
وقتی بقال سر کوچه ما پشت دخل مغازه ش...
حالا چی داری بگی؟
زیادی چرت و پرت نگو گرامی
مشکل شما در اصل نداشتن اسوه در این موضوع است
شماها باید در مورد کاراکتر هايي مثل پری بلنده و زال ممد تاپیک بزنید
اساس اعتبار این حرف از گویندهش میاد. اگه یکی مثل فوکویاما که مستقلا شیعه رو بررسی کرده چنین حرفی بزنه معلومه واقعا شیعه تاثیر بزرگی داشته. اگه بقال سر کوچه چنین حرفی بزنه که تمام آموزشهاش از تبلیغات اسلامی میاد، نشوندهنده اعتباری برای شیعه نیست. به همین دلیله که جاعل محترم این حرف رو به فوکویاما نسبت داده، نه به بقال سر کوچهشون.
کسی که ذرهبین دستش گرفته اگه از بزرگی چیزی داستانها بگه نشوندهنده بزرگی چیزی نیست. اما کسی که جهان رو از دریچه تحریف نشده میبینه حرفش قابل توجهه.
حالا ادعای کذبی شده و تذکر داده شده. مشکل شما با این موضوع چیه؟
(۲۰/بهمن/۹۶ ۲۲:۱۴)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]1- در هر صورت حق با شما بود.
2- اما بچهها به نظرم قضیه فوکویاما رو توجیه میکنین
1- حالا بهخاطر فعالیت در اینجا به امتحاناتون لطمه نخوره چون گفتین براتون خیلی مهمه. یا تموم شده؟ (خواستین پ.خ بدین)
2- طرف همون تصوری رو که از رفیقاش داره (میگن از سال 90 با آیدیهای مختلف اینارو سر کار گذاشته) در مورد ما هم همون تصور رو کرده. برداشته 4 تا لینک از مقالات بیربط گذاشته اینجا
بعد هم میگه سواد تو قد نمیده فقط واسه دوستام گذاشتم : )
یعنی میخوام بگم، اینا رو خوب شناخته
(۲۰/بهمن/۹۶ ۱۴:۳۳)قلب نوشته است: [ -> ]اينجور کنفرانس ها معمولا محرمانه برگزار ميشه و فقط سازمان های اطلاعاتی کشورها ازش آگاه میشن
بخشی از محتوای یه کنفرانس فوق محرمانه (
طبق ادعای شما) چگونه ابتدا از سایت موعود سر در آورده؟
نکنه نفوذی داره : )
(۲۱/بهمن/۹۶ ۳:۰۶)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]اساس اعتبار این حرف از گویندهش میاد. اگه یکی مثل فوکویاما که مستقلا شیعه رو بررسی کرده چنین حرفی بزنه معلومه واقعا شیعه تاثیر بزرگی داشته. اگه بقال سر کوچه چنین حرفی بزنه که تمام آموزشهاش از تبلیغات اسلامی میاد، نشوندهنده اعتباری برای شیعه نیست. به همین دلیله که جاعل محترم این حرف رو به فوکویاما نسبت داده، نه به بقال سر کوچهشون.
کسی که ذرهبین دستش گرفته اگه از بزرگی چیزی داستانها بگه نشوندهنده بزرگی چیزی نیست. اما کسی که جهان رو از دریچه تحریف نشده میبینه حرفش قابل توجهه.
حالا ادعای کذبی شده و تذکر داده شده. مشکل شما با این موضوع چیه؟
حالا تو سعی تاپیکو بهم بزنی!
عاقل اگر باشی اصل تاپیک رو ول نمیکنی بری سراغ مقدمه
اگر اون پاراگراف کلا حذف بشه باز تاپیک همون تاپیکه
فوکویاما پیش ما اعتباری نداره این فقط یه نقل قول بود و بس