۱۰/اسفند/۹۰, ۱۳:۳۰
۲۹/اسفند/۹۰, ۱۸:۳۸
سلام به همه
متن یک سری از سخنرانی ها و کتابهای فالون دافا رو دوباره خوندم و چند تا نکته در اونها هست که به نظر تناقض میان. مطمئن که شدم با شما در میون می گذارم.
البته نکته ای که باید توجه کنیم اینه که خیلی از مقالات منتشر شده هم نادرست اند و نباید به اونها اعتماد کرد. مثل مقاله ای که در اولین پست این تاپیک اومده و خیلی از مطالبش نادرسته.
سال خوشی داشته باشید
متن یک سری از سخنرانی ها و کتابهای فالون دافا رو دوباره خوندم و چند تا نکته در اونها هست که به نظر تناقض میان. مطمئن که شدم با شما در میون می گذارم.
البته نکته ای که باید توجه کنیم اینه که خیلی از مقالات منتشر شده هم نادرست اند و نباید به اونها اعتماد کرد. مثل مقاله ای که در اولین پست این تاپیک اومده و خیلی از مطالبش نادرسته.
سال خوشی داشته باشید
۱۵/فروردین/۹۱, ۱۶:۱۲
(۲۹/اسفند/۹۰ ۱۸:۳۸)emadm نوشته است: [ -> ]سلام به همه
متن یک سری از سخنرانی ها و کتابهای فالون دافا رو دوباره خوندم و چند تا نکته در اونها هست که به نظر تناقض میان. مطمئن که شدم با شما در میون می گذارم.
البته نکته ای که باید توجه کنیم اینه که خیلی از مقالات منتشر شده هم نادرست اند و نباید به اونها اعتماد کرد. مثل مقاله ای که در اولین پست این تاپیک اومده و خیلی از مطالبش نادرسته.
سال خوشی داشته باشید
مطالبش ممکنه از نظر شما نادرست باشه . از نظر من کاملا درسته . این فرقه بسیار منحرف و ضد دینه !
از این جهت که کاملا با ارکان ادیان آسمانی مخالفت میکنه و یه مثلا استاد
داره خودشو تا اندازه خدا بالامیبره !اینقدر که ادعای داشتن روح های متعدد و حفاظت از تمرین کننده ها و حتی اضافه کردن عمرشون رو داره

و این استاد با همه ادعاهاش حتی حاضر نیست به سوالات شخصا , جواب بده و حتی آدرس دقیقی یا دفتر کاری نداره !
به این استاد بی نشان چطور میشه اعتماد کرد ؟
۱۱/اسفند/۹۱, ۲:۵۷
این مطلب " بیشمار خدایان ! " چه بلوایی به پا کرده.
در اسلام به یک خدای آفریننده و پروردگار اعتقاد هست و دیگرانی که به کمال می رسند یا به سطوح عالیه معصومین ، فضلا ، عرفا ، علما و بزرگان دین و... نامیده می شوند. نمی دانم چه برداشتی از معصومین و فضلا و عرفا و بزرگان دارید اما در بیشتر مذاهب مخصوصا بودیستی و تائوییستی اعتقاد به یک خالق و آفریننده ی نهایی یا اولیه prime creator دارند و سایر معصومین و موجودات روشن بین را که به سطوح بالای تزکیه رسیده اند خدایان می نامند. نه اینکه خالق و آفریننده ی انسانها هستند بلکه قدرتهای الهی دارند و نسبت به انسانها تواناتر و دانا تر و به پروردگار نزدیکتر . God
انسانهای بومی زمین به هر موجود قدرتمندی که توانایی های فوق طبیعی داشت خدا می گفته اند و از آنجا است که این واژه همچنان برای افرادی با قدرتهای فوق طبیعی بکار می رود. دافا هم به خدا اعتقاد دارد و هم به بهشت و هم به جهنم.
تا جایی که تمامی مطالب فالون دافا را خوانده ام هرگز کلامی توهین آمیز درمورد اسلام و پیامبران و سایر مذاهب ندیده ام و هرگز نکته ای خلاف موازین اخلاقی و عفت در آن ندیده ام. معلم دافا دقیقا تاکید می کند هرگونه رابطه ی خارج از ازدواج نزد خدایان اکیدا ممنوع است. و بر رعایت وقار و ادب و عفت و نوع پوشش کاملا تاکید دارد. هرگز کلامی درمورد اسلام و نماز به زبان نیاورده است. در پاسخ به سوال تمرین کننده ای که پرسیده بود کی به کوهها باز می گردید ( با توجه به سابقه ی تاریخی که تزکیه کنندگان در چین در کوهها زندگی می کنند ) گفته است : من از کوهها نیامده ام به کدام کوه باز گردم؟
به هیچ وجه یک تمرین کننده ی دافا در دستشویی یا در کلوپ رقص شبانه تمرین نمی کند . کدام آدم عاقلی چنین حرف خنده داری را می پذیرد؟ معلم دافا گفته تمرین را در هر ساعت شبانه روز و رو به هر مسیر ( شمال - جنوب - شرق - غرب ) می توانید انجام دهید. ( جوآن فالون ص 21 )
این پژوهشگر فقط می تواند برداشت کند معنی این حرف این است که در دستشویی کلوپ شبانه باید تمرین کرد؟ و تا جایی که می دانم یک تمرین کننده ی واقعی دافا با رقص و موزیک ( غیر از گروه شن یون ) کاری ندارد. چون به تجربه می فهمد که آواها و حرکات بدنی روی سیستم انرژی تاثیر می گذارند. همچنین ظاهرا این آقا دلش می خواسته نظر خودش را در مورد اسلام از زبان فرد دیگری بگوید! نوشته های دافا را بخوانید و بگویید با استناد به کدام صفحه و پاراگراف چنین اتهاماتی را به دافا وارد می کند؟ کجای جوآن فالون رکوع و سجود را باعث کم شدن عقل انسان دانسته؟؟!! بر عکس دروغ را گناه می داند و یک تمرین کننده ( بر عکس پژوهشگران مسلمان مصری ) موظف است زندگی اش را بر مبنای اصل صداقت - نیکخواهی - بردباری به پیش ببرد. یک تمرین کننده ی دافا می تواند بفهمد هدف از رکوع و سجود و تاثیر آن در باز کردن چاکرای چهارم و باک کردن کارما و باز کردن چشم سوم و تقویت اراده و بعضی قدرتهای الهی است.
کجا گفته خدای جدید لی هنگ جی 15 سال قبل از کوهها آمده ؟ شما می خواهید چیزی را که نیست نبودنش را به شما ثابت کنند؟ خوب بروید نوشته های لی هنگ جی را بخوانید! به فارسی ترجمه شده و رایگان در دسترس همگان قرار دارد. در بیش از 114 کشور دنیا فالون دافا تمرین می شود منجمله ایران و اسراییل و فلسطین و لبنان و مصر و امریکا و نروژ و ... چه معنای خاصی باید داشته باشد؟ درمورد حساب و کتاب بعد از مرگ و مالکیت عمومی و شخصی هم واقعا نمی دانم این جملات را از کجای دافا پیدا کرده . در کدام صفحه و کدام سخنرانی؟ دافا می گوید تولد ، بیماری ، پیری و مرگ مجازات گناهان هستند و شما به عنوان انسان باید تزکیه کنید و کارمایتان را پاک کنید و پس از آن از بیماری و پیری و مرگ رها می شوید و مسلما مجبور به بازپیدایی دوباره نخواهید بود. شما درمورد معاد و چرخه ی تناسخ و کارما و تقوا مشکل دارید؟ خوب اگر فرض کنید زمان یک توهم است و یک سیکل دارد . چرخه ای وجود دارد که شما دایم درآن می چرخید و دور می زنید و نمی توانید از آن خارج شوید مگر اینکه کسی که راه خروج را پیدا کرده آن راه را به شما نشان بدهد . ایا این می تواند معمای تناسخ و محشور شدن شما با همان اثر انگشتان خودتان را حل کند؟ شما همان شمایید اما اگر با زمان فعلی مان بسنجیم هزاران سال در چرخه ی زمانی گیر افتاده ید اگر با زمان بیرون از این چرخه بسنجید شما در لحظه شمایید با همین جسم و روحتان . درون چرخه که قدما با آگاهی از حقیقت آن آنرا چرخ فلک می نامیدند ، شما هر بار باز پیدا می شوید و تقریبا هر بار مسیری تکراری را طی می کنید البته تقریبا. دجا وو را که می دانید . گاهی وقتها متوجه می شوید این لحظه ای که در آن هستید را قبلا تجربه کرده اید! یک چیزی است مثل الفبا . تا الفبا را ندانید یک کلمه را نمی توانید بخوانید و بنویسید پس هرچه بگویند تا به آن سطح نرسید و تجربه نکنید باور نمی کنید. نقش پیامبران اینجا بوده که مسیر خروج از چرخه را می دانستند . اما تعالیمشان متناسب با سطح رشد مغزی و فکری انسان زمان خودشان بوده و کتابشان متناسب با سطوح و زمانهای مختلف. چیزی که معلم دافا می گوید این است که تفسیر کتب آسمانی باعث محدود شدن فکر و درک پیروان آن مذاهب در اثر خواندن آن کتابهای تفسیر شده. اینکه فردی علامه می شود یعنی به سطح بالاتری از درک نسبت به مردم عادی رسیده است اما آیا بیشتر از پیامبر آن دین را می شناخته و فهمیده بوده؟ تفسیری که او نوشته در حد درک خودش بوده و کسانی که آنرا خوانده اند در محدوده ی درک او گیر می افتند . در حالی که اگر کتاب آسمانی را مکرر می خواندند آن کتاب برای رشد پیرو تا سطح پیامبر مربوطه کفایت می کرد. یعنی نوشته ی هرکس را بخوانی و بپذیری می شوی شاگرد و پیرو او ! ( جوآن فالون جلد دوم ص 9 )
دافا می گوید آن بالایی ها اعتقاد دارند انسان برای بالا بردن سرشت قلبش و برگشت به خود الهی اش باید تلاش کند نه برآوردن غرایز ناشی از توهمات بُعد سوم. این غرایز برای بقای بشر در این دنیای فیزیکی کاربرد دارند و خوب کسی که به دنبال ارضای آنهاست می خواهد در این بُعد بماند و می ماند. و کسی که حاضر به فداکاری است با تقوا پیشگی و پرهیزگاری این توهمات را پشت سر می گذارد و می رود بالا. با خواندن نوشته های فالون دافا حقایق بسیاری درمورد جهان در می یابید که تاکنون نمی دانسته اید مثلا جاذبه چیست ، ماده ی چسباننده ی آفرینش چیست . طلا چیست . خاک رس چیست . آهک چیست. الماس چیست. ماه چیست . رفتن به آسمانها چیست و چگونه است. بهشت چیست . خدا چیست. بعدهای دیگر چگونه اند. قدرتهای فوق طبیعی تان چه هستند و چگونه فعال می شوند. چشم سومتان ( چشم دل ) چگونه باز می شود . چرا انسانها را کفن می کنند. چرا انسان را دفن می کنند. چرا انسان پیر می شود. چرا می میرد. چرا بعضی زن و چرا بعضی مرد می شوند. رابطه اتان با خانواده اتان چیست و چرا در این محیط و شرایط فعلی تان هستید . هر کلمه و سطر اسراری از آفرینش را افشا می کند که تاکنون کسی اجازه نداشت آنرا به شفافیت بلور بنویسد و روی کاغذ بیاورد! مطمئن باشید اگر خدا نمی خواست لی هنگجی نمی توانست این روش تزکیه را عمومی کند! روشهای تزکیه با اسرار کائنات سر و کار دارد و هر کسی اجازه ندارد اسرار را افشا کند چون جان شنونده به خطر می افتد و مسوولیتش با کسی است که اسرار را بازگو کرده و باید بتواند از شاگردش محافظت کند. ضمن اینکه افشای راز سطح افشا کننده را هم تنزل می دهد. ( یعنی اینقدر اراده نداشته دهانش را بسته نگه دارد و ناشی از خودنمایی اوست ) . برای همین در طول تاریخ روشهای تزکیه محرمانه بوده اند و فقط به یکی دو نفر تعلیم داده می شدند و عرفای روشن بین که شما بشناسید اینقدر تعدادشان کم بوده . چگونه است که اینقدر به شمس تبریز و مولانا و حافظ و بو علی سینا و ... و حتی رازی کاشف الکل احترام می گذارید ولی به عرفای زنده احترام نمی گذارید؟ کدامیک از آنها در دانشگاه درس خوانده بودند؟ علوم الهی را نزد عرفای زمان خود آموختند. لی هنگ جی در ازمایشی که دولت چین از استادان چی گونگ به عمل می آورد شرکت کرد و یک تکه فلز در اختیارش گذاشتند . او اتمهای فلز را بمباران کرد و آنرا به چند قسمت تبدیل کرد . آزمایش کردند دیدند قسمتی به آهن ، قسمتی سرب ، قسمتی طلا ، قسمتی مس و ... تبدیل شده است. انتقادات وارده بر فالون دافا همه بر می گردد به نوشته های افرادی امثال این مثلا پژوهشگر که بدون اینکه حتی نگاهی به کتاب بیندازد از خودش چیزهایی درآورده که مذهبیون متعصب را تحریک کند وگرنه هرکس کتاب و حتی سایر نوشته های لی هنگجی را بخواند یک کلمه از گفته های این فرد را در آن نمی یابد.
می خواهید خدایان را ببینید تا باور کنید بیشمارند؟ کافی است تعداد نقطه های درخشان رنگی مخصوصا طلایی و نقره ای را که در محیط چشمک می زنند بشمارید! در عکسهایتان تعداد اورب ها را بشمارید! نقطه های چشمک زن طلایی خدایان سطح بالا یا همان معصومین و روشن بینان سطح بالا هستند که ناگهان در یک لحظه می درخشند و ناپدید می شوند.
اگر عوامل حکومت چین استاد لی هنگ جی را متهم می کنند و تمرین کنندگان را شکنجه می کنند به دلیل عدم ایمان به ماورا و خدا است . شما که به ماورا و خدا اعتقاد دارید چگونه به این راحتی آنها را متهم می کنید؟ شما که باید بدانید هرچیزی در آفرینش نظم خاص و روند مقدر شده ای را دنبال می کند و هیچ کس خارج از محدوده ی تقدیرش نمی تواند گام بردارد. خدایی هست که همه چیز را با دقت مشاهده و برنامه ریزی می کند چنین مقدر است عرفانهایی که شما کاذبه می نامید باشند تا بعضی ها که از راه دینهای کنونی نتوانسته اند چیزهایی را بفهمند ، فرصت دیدن حقایق را از دست ندهند . حتی کسانی که گمان می رود در مسیری شیطانی گام بر می دارند برایشان چنین برنامه ریزی شده! شاید این بهترین راه برای آنها باشد تا از بعضی چیزها آگاه شوند.
در اسلام به یک خدای آفریننده و پروردگار اعتقاد هست و دیگرانی که به کمال می رسند یا به سطوح عالیه معصومین ، فضلا ، عرفا ، علما و بزرگان دین و... نامیده می شوند. نمی دانم چه برداشتی از معصومین و فضلا و عرفا و بزرگان دارید اما در بیشتر مذاهب مخصوصا بودیستی و تائوییستی اعتقاد به یک خالق و آفریننده ی نهایی یا اولیه prime creator دارند و سایر معصومین و موجودات روشن بین را که به سطوح بالای تزکیه رسیده اند خدایان می نامند. نه اینکه خالق و آفریننده ی انسانها هستند بلکه قدرتهای الهی دارند و نسبت به انسانها تواناتر و دانا تر و به پروردگار نزدیکتر . God
انسانهای بومی زمین به هر موجود قدرتمندی که توانایی های فوق طبیعی داشت خدا می گفته اند و از آنجا است که این واژه همچنان برای افرادی با قدرتهای فوق طبیعی بکار می رود. دافا هم به خدا اعتقاد دارد و هم به بهشت و هم به جهنم.
تا جایی که تمامی مطالب فالون دافا را خوانده ام هرگز کلامی توهین آمیز درمورد اسلام و پیامبران و سایر مذاهب ندیده ام و هرگز نکته ای خلاف موازین اخلاقی و عفت در آن ندیده ام. معلم دافا دقیقا تاکید می کند هرگونه رابطه ی خارج از ازدواج نزد خدایان اکیدا ممنوع است. و بر رعایت وقار و ادب و عفت و نوع پوشش کاملا تاکید دارد. هرگز کلامی درمورد اسلام و نماز به زبان نیاورده است. در پاسخ به سوال تمرین کننده ای که پرسیده بود کی به کوهها باز می گردید ( با توجه به سابقه ی تاریخی که تزکیه کنندگان در چین در کوهها زندگی می کنند ) گفته است : من از کوهها نیامده ام به کدام کوه باز گردم؟
به هیچ وجه یک تمرین کننده ی دافا در دستشویی یا در کلوپ رقص شبانه تمرین نمی کند . کدام آدم عاقلی چنین حرف خنده داری را می پذیرد؟ معلم دافا گفته تمرین را در هر ساعت شبانه روز و رو به هر مسیر ( شمال - جنوب - شرق - غرب ) می توانید انجام دهید. ( جوآن فالون ص 21 )
این پژوهشگر فقط می تواند برداشت کند معنی این حرف این است که در دستشویی کلوپ شبانه باید تمرین کرد؟ و تا جایی که می دانم یک تمرین کننده ی واقعی دافا با رقص و موزیک ( غیر از گروه شن یون ) کاری ندارد. چون به تجربه می فهمد که آواها و حرکات بدنی روی سیستم انرژی تاثیر می گذارند. همچنین ظاهرا این آقا دلش می خواسته نظر خودش را در مورد اسلام از زبان فرد دیگری بگوید! نوشته های دافا را بخوانید و بگویید با استناد به کدام صفحه و پاراگراف چنین اتهاماتی را به دافا وارد می کند؟ کجای جوآن فالون رکوع و سجود را باعث کم شدن عقل انسان دانسته؟؟!! بر عکس دروغ را گناه می داند و یک تمرین کننده ( بر عکس پژوهشگران مسلمان مصری ) موظف است زندگی اش را بر مبنای اصل صداقت - نیکخواهی - بردباری به پیش ببرد. یک تمرین کننده ی دافا می تواند بفهمد هدف از رکوع و سجود و تاثیر آن در باز کردن چاکرای چهارم و باک کردن کارما و باز کردن چشم سوم و تقویت اراده و بعضی قدرتهای الهی است.
کجا گفته خدای جدید لی هنگ جی 15 سال قبل از کوهها آمده ؟ شما می خواهید چیزی را که نیست نبودنش را به شما ثابت کنند؟ خوب بروید نوشته های لی هنگ جی را بخوانید! به فارسی ترجمه شده و رایگان در دسترس همگان قرار دارد. در بیش از 114 کشور دنیا فالون دافا تمرین می شود منجمله ایران و اسراییل و فلسطین و لبنان و مصر و امریکا و نروژ و ... چه معنای خاصی باید داشته باشد؟ درمورد حساب و کتاب بعد از مرگ و مالکیت عمومی و شخصی هم واقعا نمی دانم این جملات را از کجای دافا پیدا کرده . در کدام صفحه و کدام سخنرانی؟ دافا می گوید تولد ، بیماری ، پیری و مرگ مجازات گناهان هستند و شما به عنوان انسان باید تزکیه کنید و کارمایتان را پاک کنید و پس از آن از بیماری و پیری و مرگ رها می شوید و مسلما مجبور به بازپیدایی دوباره نخواهید بود. شما درمورد معاد و چرخه ی تناسخ و کارما و تقوا مشکل دارید؟ خوب اگر فرض کنید زمان یک توهم است و یک سیکل دارد . چرخه ای وجود دارد که شما دایم درآن می چرخید و دور می زنید و نمی توانید از آن خارج شوید مگر اینکه کسی که راه خروج را پیدا کرده آن راه را به شما نشان بدهد . ایا این می تواند معمای تناسخ و محشور شدن شما با همان اثر انگشتان خودتان را حل کند؟ شما همان شمایید اما اگر با زمان فعلی مان بسنجیم هزاران سال در چرخه ی زمانی گیر افتاده ید اگر با زمان بیرون از این چرخه بسنجید شما در لحظه شمایید با همین جسم و روحتان . درون چرخه که قدما با آگاهی از حقیقت آن آنرا چرخ فلک می نامیدند ، شما هر بار باز پیدا می شوید و تقریبا هر بار مسیری تکراری را طی می کنید البته تقریبا. دجا وو را که می دانید . گاهی وقتها متوجه می شوید این لحظه ای که در آن هستید را قبلا تجربه کرده اید! یک چیزی است مثل الفبا . تا الفبا را ندانید یک کلمه را نمی توانید بخوانید و بنویسید پس هرچه بگویند تا به آن سطح نرسید و تجربه نکنید باور نمی کنید. نقش پیامبران اینجا بوده که مسیر خروج از چرخه را می دانستند . اما تعالیمشان متناسب با سطح رشد مغزی و فکری انسان زمان خودشان بوده و کتابشان متناسب با سطوح و زمانهای مختلف. چیزی که معلم دافا می گوید این است که تفسیر کتب آسمانی باعث محدود شدن فکر و درک پیروان آن مذاهب در اثر خواندن آن کتابهای تفسیر شده. اینکه فردی علامه می شود یعنی به سطح بالاتری از درک نسبت به مردم عادی رسیده است اما آیا بیشتر از پیامبر آن دین را می شناخته و فهمیده بوده؟ تفسیری که او نوشته در حد درک خودش بوده و کسانی که آنرا خوانده اند در محدوده ی درک او گیر می افتند . در حالی که اگر کتاب آسمانی را مکرر می خواندند آن کتاب برای رشد پیرو تا سطح پیامبر مربوطه کفایت می کرد. یعنی نوشته ی هرکس را بخوانی و بپذیری می شوی شاگرد و پیرو او ! ( جوآن فالون جلد دوم ص 9 )
دافا می گوید آن بالایی ها اعتقاد دارند انسان برای بالا بردن سرشت قلبش و برگشت به خود الهی اش باید تلاش کند نه برآوردن غرایز ناشی از توهمات بُعد سوم. این غرایز برای بقای بشر در این دنیای فیزیکی کاربرد دارند و خوب کسی که به دنبال ارضای آنهاست می خواهد در این بُعد بماند و می ماند. و کسی که حاضر به فداکاری است با تقوا پیشگی و پرهیزگاری این توهمات را پشت سر می گذارد و می رود بالا. با خواندن نوشته های فالون دافا حقایق بسیاری درمورد جهان در می یابید که تاکنون نمی دانسته اید مثلا جاذبه چیست ، ماده ی چسباننده ی آفرینش چیست . طلا چیست . خاک رس چیست . آهک چیست. الماس چیست. ماه چیست . رفتن به آسمانها چیست و چگونه است. بهشت چیست . خدا چیست. بعدهای دیگر چگونه اند. قدرتهای فوق طبیعی تان چه هستند و چگونه فعال می شوند. چشم سومتان ( چشم دل ) چگونه باز می شود . چرا انسانها را کفن می کنند. چرا انسان را دفن می کنند. چرا انسان پیر می شود. چرا می میرد. چرا بعضی زن و چرا بعضی مرد می شوند. رابطه اتان با خانواده اتان چیست و چرا در این محیط و شرایط فعلی تان هستید . هر کلمه و سطر اسراری از آفرینش را افشا می کند که تاکنون کسی اجازه نداشت آنرا به شفافیت بلور بنویسد و روی کاغذ بیاورد! مطمئن باشید اگر خدا نمی خواست لی هنگجی نمی توانست این روش تزکیه را عمومی کند! روشهای تزکیه با اسرار کائنات سر و کار دارد و هر کسی اجازه ندارد اسرار را افشا کند چون جان شنونده به خطر می افتد و مسوولیتش با کسی است که اسرار را بازگو کرده و باید بتواند از شاگردش محافظت کند. ضمن اینکه افشای راز سطح افشا کننده را هم تنزل می دهد. ( یعنی اینقدر اراده نداشته دهانش را بسته نگه دارد و ناشی از خودنمایی اوست ) . برای همین در طول تاریخ روشهای تزکیه محرمانه بوده اند و فقط به یکی دو نفر تعلیم داده می شدند و عرفای روشن بین که شما بشناسید اینقدر تعدادشان کم بوده . چگونه است که اینقدر به شمس تبریز و مولانا و حافظ و بو علی سینا و ... و حتی رازی کاشف الکل احترام می گذارید ولی به عرفای زنده احترام نمی گذارید؟ کدامیک از آنها در دانشگاه درس خوانده بودند؟ علوم الهی را نزد عرفای زمان خود آموختند. لی هنگ جی در ازمایشی که دولت چین از استادان چی گونگ به عمل می آورد شرکت کرد و یک تکه فلز در اختیارش گذاشتند . او اتمهای فلز را بمباران کرد و آنرا به چند قسمت تبدیل کرد . آزمایش کردند دیدند قسمتی به آهن ، قسمتی سرب ، قسمتی طلا ، قسمتی مس و ... تبدیل شده است. انتقادات وارده بر فالون دافا همه بر می گردد به نوشته های افرادی امثال این مثلا پژوهشگر که بدون اینکه حتی نگاهی به کتاب بیندازد از خودش چیزهایی درآورده که مذهبیون متعصب را تحریک کند وگرنه هرکس کتاب و حتی سایر نوشته های لی هنگجی را بخواند یک کلمه از گفته های این فرد را در آن نمی یابد.
می خواهید خدایان را ببینید تا باور کنید بیشمارند؟ کافی است تعداد نقطه های درخشان رنگی مخصوصا طلایی و نقره ای را که در محیط چشمک می زنند بشمارید! در عکسهایتان تعداد اورب ها را بشمارید! نقطه های چشمک زن طلایی خدایان سطح بالا یا همان معصومین و روشن بینان سطح بالا هستند که ناگهان در یک لحظه می درخشند و ناپدید می شوند.
اگر عوامل حکومت چین استاد لی هنگ جی را متهم می کنند و تمرین کنندگان را شکنجه می کنند به دلیل عدم ایمان به ماورا و خدا است . شما که به ماورا و خدا اعتقاد دارید چگونه به این راحتی آنها را متهم می کنید؟ شما که باید بدانید هرچیزی در آفرینش نظم خاص و روند مقدر شده ای را دنبال می کند و هیچ کس خارج از محدوده ی تقدیرش نمی تواند گام بردارد. خدایی هست که همه چیز را با دقت مشاهده و برنامه ریزی می کند چنین مقدر است عرفانهایی که شما کاذبه می نامید باشند تا بعضی ها که از راه دینهای کنونی نتوانسته اند چیزهایی را بفهمند ، فرصت دیدن حقایق را از دست ندهند . حتی کسانی که گمان می رود در مسیری شیطانی گام بر می دارند برایشان چنین برنامه ریزی شده! شاید این بهترین راه برای آنها باشد تا از بعضی چیزها آگاه شوند.
۱۱/اسفند/۹۱, ۳:۲۷
(۱۱/اسفند/۹۱ ۲:۵۷)agah نوشته است: [ -> ]این مطلب " بیشمار خدایان ! " چه بلوایی به پا کرده.
می خواهید خدایان را ببینید تا باور کنید بیشمارند؟ کافی است تعداد نقطه های درخشان رنگی مخصوصا طلایی و نقره ای را که در محیط چشمک می زنند بشمارید! در عکسهایتان تعداد اورب ها را بشمارید! نقطه های چشمک زن طلایی خدایان سطح بالا یا همان معصومین و روشن بینان سطح بالا هستند که ناگهان در یک لحظه می درخشند و ناپدید می شوند.


آیا خود شما این چیزهایی را که نقل قول می کنید را باور دارید ؟!


از بامزه ترین کلامی بود که در عمرم شنیدم

۱۱/اسفند/۹۱, ۳:۴۸
بله دوست محترم می بینم و باور دارم
نقل قول نبود. تجربه ی شخصی بود.
نقل قول نبود. تجربه ی شخصی بود.
۱۱/اسفند/۹۱, ۶:۴۶
(۱۱/اسفند/۹۱ ۳:۴۸)agah نوشته است: [ -> ]بله دوست محترم می بینم و باور دارم
نقل قول نبود. تجربه ی شخصی بود.
فالون دافا یه مکتب شیطانی و منحرفه !
جنابعالی که هستید یا چه مقام علمی یا فلسفی دارید که بخواهید در مورد اسلام نظر بدید ؟ حتی قادر به اثبات مکتب منحرف دافا هم نیستید و فقط
حرفهای بی دلیل میزنید.
اگه بیشمار خدا داری چرا نمیری دنبال همونا ؟ اینجا چکار داری ؟ برید یک مجسمه را با عکس استاد تبرک کنید و بعد بپرستید!
عقاید دافا اینقدر پوچ و بی معنی و غیر قابل اثباته .........
من اصلا نیازی به این نمیبینم که عقاید دافا مثل تناسخ رو اینجا مطرح کنم . خوشبختانه خود شما رهروان دافا چنان این مکتب را بی ارزش کرده اید که نیازی به دیگران نیست .
۱۱/اسفند/۹۱, ۱۰:۴۸
به یکدیگر توهین نکنید .... مودبانه نظر خود را بیان کنید
با تشکر
با تشکر
۱۱/اسفند/۹۱, ۱۲:۳۰
(۱۱/اسفند/۹۱ ۲:۵۷)agah نوشته است: [ -> ]این مطلب " بیشمار خدایان ! " چه بلوایی به پا کرده.
در اسلام به یک خدای آفریننده و پروردگار اعتقاد هست و دیگرانی که به کمال می رسند یا به سطوح عالیه معصومین ، فضلا ، عرفا ، علما و بزرگان دین و... نامیده می شوند. نمی دانم چه برداشتی از معصومین و فضلا و عرفا و بزرگان دارید اما در بیشتر مذاهب مخصوصا بودیستی و تائوییستی اعتقاد به یک خالق و آفریننده ی نهایی یا اولیه prime creator دارند و سایر معصومین و موجودات روشن بین را که به سطوح بالای تزکیه رسیده اند خدایان می نامند. نه اینکه خالق و آفریننده ی انسانها هستند بلکه قدرتهای الهی دارند و نسبت به انسانها تواناتر و دانا تر و به پروردگار نزدیکتر . God
انسانهای بومی زمین به هر موجود قدرتمندی که توانایی های فوق طبیعی داشت خدا می گفته اند و از آنجا است که این واژه همچنان برای افرادی با قدرتهای فوق طبیعی بکار می رود. دافا هم به خدا اعتقاد دارد و هم به بهشت و هم به جهنم.
آیا کسی شما رو مجبور کرده وقتی در مورد اسلام اطلاع ندارید مبحثی ارائه کنید در مورد آن
در اسلام تفاوت بنیادین وجود دارد بین بلندمرتبه ترین مخلوقات یعنی 14 معصوم و توصیفی که مکاتب مشرکانه از خدایان ارائه میدهند
حاضرید مناظره کنید در این زمینه
۱۱/اسفند/۹۱, ۱۶:۵۰
(۱۱/اسفند/۹۱ ۲:۵۷)agah نوشته است: [ -> ]انتقادات وارده بر فالون دافا همه بر می گردد به نوشته های افرادی امثال این مثلا پژوهشگر که بدون اینکه حتی نگاهی به کتاب بیندازد از خودش چیزهایی درآورده که مذهبیون متعصب را تحریک کند وگرنه هرکس کتاب و حتی سایر نوشته های لی هنگجی را بخواند یک کلمه از گفته های این فرد را در آن نمی یابد.
کاربر مثلا agah
شما اسم پژوهشگر رو بردید ؟
گوش کن .
از زمانیکه تو مارک ملت تهران یا اون خونه تو زعفرانیه مثلا تمرین میکردید و کمتر از 10 نفر بودید تا زمانیکه در کرج مشکل درست کردید و بعضیهاتون احضار شدید و تا وقتی در رشت و تنکابن مشغول اشاعه مکتب منحرف شیطانیتون بودید , خیلی اطلاعات از شما موجوده !

ما پژوهشگر نیستیم . وقتی جلسات خانگی آنچنانی برگزار میکنید فکر میکنید کسی متوجه نیست ؟
اصلا نیازی نیست که خیلی چیزا گفته بشه . ما در این انجمن فقط سوالاتی رو از خود کتاب انحرافیتون مطرح کردیم . پاسخی نیامد!
دو ساله یه نفرتون داره در مورد اسلام میپرسه و هزاران خط جواب بهش داده شده !
ما فقط یک سوال کردیم . مثلا
اثبات علمی تناسخ ؟
تبرک کردن بت ؟
روح های متعدد استاد ؟
چرخ زیر شکم که استاد کار میزاره و .....
حتی به یه سوال بوطر علمی جواب ندادید و فقط حرف زدید ! حتی ترجمه های مقالاتتون یا خود کتابتون که اون جناب مهندس
( که هم اسم یکی از کارگردانهای سینماست ) ترجمه ها پر از اشکاله !
آخه چی داری که ازش دفاع کنی ؟ از اون بیشمار خدا , حتی یکیشون فرهاد55 رو حمایت نکرد تا در برابر سوالات دوستان کم نیاره !
فیلسوف تالار جناب فرهاد55 وقتی دید نمیتونه جواب بده خداحافظی کرد و رفت .
حالا دوباره اومده میگه ازدواج کردم ! مسلمان شدم !
مگه لی هنگچی دروغگو طرفدار حقیقت و نیکخواهی نیست ؟
چرا تمرین کنندش هر زمان با یه حقه ای میاد تالار تا مکتبشو معرفی کنه ؟ پستهای جنابعالی حتی ارزش جواب دادن نداره !
من اینا رو با افتخار از خودم باقی میزارم شاید کسی خوند و در دام شیاطین فالون گونگ گرفتار نشد .