تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سلسله مباحث « اهل بیت (علیهم السّلام) در قرآن »
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
19-اهل بیت(علیهم السلام) ریسمان الهى اند‏
«واعتصموا بحبل الله جمیعاو لا تفرّقوا...»
ترجمه: و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرّق نشوید.

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کرده که گفت: در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بودیم. شخص اعرابى وارد شد و از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) سؤال کرد: حبل اللّه در "واعتصموا بحبل اللّه" که باید بدان چنگ بزنیم چیست؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) دست مبارک خود را بر دست امیرالمؤمنین، على(علیه السلام) زد و فرمود: به این چنگ بزنید که او ریسمان محکم خداست.‏

احقاق الحق; ج 3، ص 54۰

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که در تفسیر آیه "واعتصموا..." فرمود: "ما ریسمان الهى هستیم".
شواهد التنزیل، ج 1، ص 131، روایت 180
سلام
معانی مطرح شده برای آیات در این تاپیک پذیرفتنی نیست.
خداوند قرآن رو برای تمام جهانهیان در همه زمانها نازل کرده
اینطور که فرمودید پس اکثر قرآن درباره عده محدودی صحبت میکنه.

نمیشه که بگید منظور از هر کلمه ای در قرآن اشخاص خاصی هستند
دلیل و مدرک عقلی لازم هست

خداوند همه را هدایت کند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
(۲۶/مهر/۹۰ ۱۲:۳۹)Shahed نوشته است: [ -> ]نمیشه که بگید منظور از هر کلمه ای در قرآن اشخاص خاصی هستند
دلیل و مدرک عقلی لازم هست
خداوند همه را هدایت کند.

البته جناب «منتقم الزهراء» و سایر اساتید بزرگوار، حتماً پاسخ کاملی خواهند داد، اما حقیر نیز به نوبه خودم اجازه بدید عرض کنم که :

اول :
فرمودید دلیل عقلی:
شنیدید که «العاقل یکفیه الاشاره [همون ف بگی رفتم فرحزاد خودمون!]» ؟

حالا :
امام صادق علیه السلام : «اگر زمین بدون امام بماند، از هم می پاشد.»[1]
یا این عبارت در دعای ندبه رو دیدید که : «أین السَّبب المتَّصل بین الارض و السَّماء» ؟
یا این فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السلام : «نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائع لنا؛ پس همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و مردم برای ما ساخته شده اند.»[2]

دوم :
آیا می دانید که حضرات معصومین علیهم السلام «قرآن ناطق» اند و «حقیقت و تأویل و باطن آیات کریمه قرآن» نزد ایشان است. و ایشانند که وظیفه «ایصال الی المطلوب» دارند ؟!

سوم :
آیا متوجه هستید که آیات قرآن، ظاهری دارند و باطنی و هر باطنی را 70 بطن دیگر است ؟!

چهارم :
آیا نخوانده اید این کریمه قرآن را : « اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آنچه در سينه‏ هاست (درمانى براى دلهاى شما) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان! » [3]

پنجم :
ان شاءالله که روشن شده باشه که «قرآن، مایه هدایت و رحمت خداوندی است برای مؤمنان» و واسطه فیض و آنکه بوسیله او و به برکت وجود او «عالم ماده» لیاقت دریافت این برکات را پیدا می کند، همان «انسان کاملی» است که به نظر شما اگر آیاتی این وظیفه و امر خطیر را گوشزد نماید، قرآنِ «خاص» شده!!! و سبقه «جهانی» خود را از دست می دهد.
اما حقیقت این است که آنچه «جهان» امروز را درگیر این «جاهلیت مدرن» کرده، دوری از راهبر و «انسان کامل» است که بحق «خلیفة الله» است.

ششم :
آیا امروز امام و «انسان کامل» در میان ما نیست ؟! آیا اگر همین امروز زمین از وجود امام خالی بماند، از هم نمی پاشد؟!

آیا حدیث شریف ثقلین رو فراموش کردید : دو یادگار گرانقدر رسول خدا «قرآن و عترت» که هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند. و آنکه بدانها چنگ یازد هرگز گمراه نمیگردد! «انی تارک فیکم التقلین: کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»

پس ذات هدایت گری قرآن با وجود معصومین علیهم السلام عجین شده و گره خورده و این دو «لن یفترقا : هرگز از هم جدا نمی شوند.» و هرکه تمسک بجوید به این دو «لن تضلوا ابدا: هرگز تا ابد گمراه نمی شود. »

پس بهتر است نگاهمون رو به قرآن «حقیقی» کنیم و...


در تاپیک های زیادی [مثلاً اینجا] در این زمینه مطالب خوبی بیان شده که می توانید مراجعه بفرمایید.

اما حیفم می آید برای حسن ختام این حدیث نورانی را بیان نکنم :

از وجود نازنین امام صادق علیه السلام نقل شده است : « خداوند ما را آفرید و خلقت ما را نیکو قرار داد و ما را صورتگری نمود و نیکو صورتگری کرد و ما را دیده خود در میان بندگانش قرار داد [تا شاهد و ناظر اعمال و رفتار آنان باشیم] و زبان گویای او و دست رحمت و رأفت خود که بر سر بندگانش گسترده است و وجه خود که به وسیله ما به سوی خداوند توجه می شود و دری که [بندگان را به علم و ایمان و اطاعت او] دلالت کند، و گنج های [علم و معرفت و رحمت او] در آسمان و زمینش. به برکت ما درخت ها بارور گردیده و میوه ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان باریده و گیاه از زمین روییده است و به عبادت ما خداوند عبادت شده است و اگر ما نبودیم خداوند پرستش نمی شد.»[4]

ضمناً یه نگاهی به ارسال 2 همین تاپیک بیندازید.
یاعلی!


فَبَشِّرْ عِبَادِ(17)
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئكَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ(18) [سوره مبارکه زمر]


پی نوشت ها :
1. اصول کافی،ج2،ص179.
2. نهج البلاغه نامه 28.
3. سوره مبارکه یونس، آیه 57.
4. اصول کافی،ج1،ص144
آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آیات قرآن
سوره 1: الفاتحة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)
اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾
ما را به راه راست هدايت فرما (6)
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾
راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (7)
امام سجاد ع فرمود :
میان خدا وحجت او هیچکونه حجابی نیست و خدا از اومستوری ندارد مائیم درهای (وجود) خداوند
مائیم صرلط مسقیم مائیم مخزن علم او مائیم تفسیر کننده وحی او مائیم ارکان توحیدومحل سز او.
منبع :معانی الاخبار 35

حضرت محمدص فرمود:
منظور کلام خدا صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ شیعان علی ع
هستندکه نعمت ولایت علی بن ابیطالب ع بآنها داده شده وبر آنها غضب نمی شود و گمراه نخواهند گشت.
منبع :معانی الاخبارص36

سوره 3: آل عمران :
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ
فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ
تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا
يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿7﴾
اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم
[=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند
[كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل
آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران
در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه]
از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (7)
امام صادق ع فرمود :
راسخون در علم امام علی ع و امامان بعد از او صلوات الله علیهم اجمعین هستند
منبع : اصول کافی ج 1ص 213

سوره 6: الأنعام
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿97﴾
و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريكيهاى خشكى و
دريا راه يابيد به يقين ما دلايل [خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان كرده‏ايم (97)
از بعضی از رولیات که از طرق اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده است استفاده میشود
که آیه فوق تفسیر دیگری نیز دارد ومنظور از نجوم رهبران الهی وهادیان راه سعادت یعنی امامان
هستند که مردم یه وسیله آنها در تاریکی ها ی زندگی از گمراهی نجات می یابند.
mall">منبع : تفسیر نمونه ج 5ص 364
(۲۶/مهر/۹۰ ۱۲:۳۹)Shahed نوشته است: [ -> ]سلام
معانی مطرح شده برای آیات در این تاپیک پذیرفتنی نیست.
خداوند قرآن رو برای تمام جهانهیان در همه زمانها نازل کرده
اینطور که فرمودید پس اکثر قرآن درباره عده محدودی صحبت میکنه.

نمیشه که بگید منظور از هر کلمه ای در قرآن اشخاص خاصی هستند
دلیل و مدرک عقلی لازم هست

خداوند همه را هدایت کند.

خیلی خیلی ساده میگم:
مگه پیامبر تو حدیث ثقلین نفرمود:
انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی . ما إن تمسکتم بهما لن تضلو ابدا. و إنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.
من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیتmall"> خودم. مادام که شما به این دو دست بیازند هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی‌شوند.
با توجه به این حدیث اگه این دو ثقل هر دو برای هدایت بشر اومدن، و کسانی گمراه نمیشن که به این دو در تمسک بجویند، پس باید با هم تشابهاتی داشته باشن و رشته اتصالی هم بینشون باشه و باید مکمل همدیگه باشن برای هدایت ما. پس نتیجه میگیرم که لازمه مصادیقی از اهل بیت در قرآن و مصادیقی از قرآن در قول، فعل و تقریر ائمه (علیهم السلام) باشه.
خاصیتی از سوره یس نقل از امام زمان علیه السلام

شخصی از بندگان خدا در شهر یزد گرفتاری سختی داشت خدمت حضرت صاحب الزمان ارواحنا فدا مشرف می شود ولی آن بزرگوار را نمی شناسد حضرت به او فرموده بودند :
سوره یس را بخوان چون به کلمه مبین که در شش مورد آمده رسیدی حاجت خود را نیت کن
و پس از قرائت سوره نیز حاجت خود را درخواست کن تا خداوند دعای تو را مستجاب نماید
او گفت : چون در سوره یس نگاه کردم دیدم کلمه مبین در هفت مورد ذکر شده تعجب کردم اما با تامل دقت کردم فهمیدم در شش مورد بدون الف و لام است ( مبین ) و در یک مورد همراه با آن می باشد ( المبین ) سپس گفت سوره را همان طوری که حضرت فرموده بود خواندم و خداوند نیز دعایم را مستجاب کرد .

منبع : صحیفه مهدیه صفحه ۴۱۲ و ۴۱۳
20- نزول آيه خير البرية در شأن علی (علیه السلام)

إن الذین آمنو و عملو الصالحات اولئک هم خیرالبریة
بینه / 7

ترجمه:
همانا کساني که ايمان آورده و عمل صالح انجام دادند، بهترين مخلوقات [خدا] هستند.


1 - ابن حجر و ديگران از ابن عباس نقل کرده‏اند: هنگامي که آيه (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ...) نازل شد، رسول خداصلي الله عليه وآله خطاب به علي‏عليه السلام فرمود: «مقصود از آن تو و شيعيان تو است....» [1] .

2 - حاکم حسکاني نيز از ابن عباس نقل کرده که اين آيه (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ...) در شأن علي و اهل بيت ‏عليهم السلام نازل شد. [2] .

3 - وي هم‏چنين به سندش از امام علي‏عليه السلام نقل کرده که فرمود: «رسول خداصلي الله عليه وآله در حالي که من او را به سينه چسبانده بودم از دنيا رحلت نمود، حضرت فرمود: اي علي! آيا قول خداوند تعالي: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) را نشنيده‏اي؟ آن‏ها شيعيان تو هستند. وعده‏گاه من و شما در کنار حوض (کوثر) است....» [3] .

4 - ابن مردويه از عايشه نقل کرده که گفت: به رسول خداصلي الله عليه وآله عرض کردم: چه کسي کريم‏ترين خلق بر خداوند است؟ پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: آيا نخوانده‏اي اين آيه را (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ...)؟ [4] .

5 - ابن عساکر به سندش از جابر بن عبداللَّه انصاري نقل مي‏کند که فرمود: ما نزد پيامبرصلي الله عليه وآله بوديم که علي‏عليه السلام وارد شد. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: قسم به کسي که جانم به دست اوست، همانا اين (علي) و پيروان و شيعيان او به طور حتم در روز قيامت به فوز خواهند رسيد. در اين هنگام بود که اين آيه نازل شد: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ).

لذا هر گاه اصحاب پيامبر مشاهده مي‏کردند که علي‏عليه السلام مي‏آيد مي‏گفتند: خير البريّه آمد. [5] .

6 - ابن مردويه از امام علي‏عليه السلام نقل کرده که رسول خداصلي الله عليه وآله به من فرمود: «آيا قول خدا را نشنيده‏اي (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا...)؟ مقصود تو و شيعيان تو است....» [6] .

7 - طبري در تفسير خود به سندش از ابي الجارود از امام باقرعليه السلام در تفسير آيه (أُولئِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ) نقل کرده که پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «مقصود تو هستي اي علي و شيعيان تو.» [7] .

[1] صواعق المحرقه، ص 96؛ ما نزل من القرآن في علي‏عليه السلام، ابي نعيم، ص 237.
[2] شواهد التنزيل، ج 2، ص 495.
[3] شواهد التنزيل، ج 2، ص 459.
[4] درّ المنثور، ج 6، ص 589.
[5] درّ المنثور، ج 6، ص 589.
[6] درّ المنثور، ج 6، ص 589.
[7] جامع البيان، ج 30، ص 264.
سلام
پیرو فرمایشات جناب منتظر کوچولو

اول: این حرف رو قبول دارم و منتظر دیدن اشاره هستم.

حدیث جعلی زیاد داریم. و بعید بدونم حضرت صادق و حضرت علی که سلام بر هر دو ایشان باد اینها رو گفته باشند. جون با عقل در تضاد است. زمین میلیاردها سال قبل از خلقت یشر بدون امام بود و خداوند برای تدوام جهان نیازی ندارد که آن را وابسته به وجود شخص کند. دلایل در قرآن هست.
من قصد اهانت ندارم فقط نقل قول میکنم حرفی که به حضرت علی منسوب کردید رو قوم یهود شیطانی ( نه یهود پیرو موسی) در باره خودشون میگن.میتونید برید تحقیق. این ادعا شایسته شان حضرت علی نیست.

دوم: این گفته رو قبول ندارم ولی اکثر ائمه جز دانشمندان بزرگ زمان خود بودند و من حرفاشون رو اگه مطمئن باشم از خودشون هست قبول دارم.

سوم: درمورد ظاهر و باطن قرآن حق با شماست. ولی 70 بطن رو نمی دونم

چهارم: آیه قرآن رو قبول دارم.

پنجم: دلایل خلقت جهان نزد پروردگار محفوظ است.گفتارهایی پیرامون این مبحث شده که از حوصله این نوشته بیرونه. اما مطمئنا خداوند جهان رو به خاطر یک شخص یا تعداد معدودی شخص خاص خلق نکرده به دلایل زیر:
چون خداوند عادل هست و ملاک کرامت بندگان تقوی در چارچوب اختیارشان هست نه میراث قبلی
ائمه در خلقت با سایر انسانها برابر هستند. به خاطر عدل خداوند و مقام والایشان بعد از تولد و به خاطر تقوی بوده
اگرچه علم خدا از وجود این بزرگان از روز عزل اطلاع داشته اما اینکه خداوند این بزرگان رو جدا کرده و خلقت رو فقط برای ایشان انجام داده با خیلی از صفات خداوند در تناقض هست.

ششم:
نقل قول:از وجود نازنین امام صادق علیه السلام نقل شده است : « خداوند ما را آفرید و خلقت ما را نیکو قرار داد و ما را صورتگری نمود و نیکو صورتگری کرد و ما را دیده خود در میان بندگانش قرار داد [تا شاهد و ناظر اعمال و رفتار آنان باشیم] و زبان گویای او و دست رحمت و رأفت خود که بر سر بندگانش گسترده است و وجه خود که به وسیله ما به سوی خداوند توجه می شود و دری که [بندگان را به علم و ایمان و اطاعت او] دلالت کند، و گنج های [علم و معرفت و رحمت او] در آسمان و زمینش. به برکت ما درخت ها بارور گردیده و میوه ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان باریده و گیاه از زمین روییده است و به عبادت ما خداوند عبادت شده است و اگر ما نبودیم خداوند پرستش نمی شد.»[4]

چطور دلشون اومد این گفته ها رو به امام صادق علیه سلام نسبت بدند.
مارا دیده خود در میان بندگانش قرار داد: آیا خدا را آگاه میکنید در آسمانها و زمین از چیزی که نمیداند ( خود آیه رو حفظ نیستم و لی معنیش اینه)
خدا نیازی به تعیین چشم در زمین ندارد او آگاه و بیناست

خداوندا رحم کن. دوستان برن و عقاید مسیحی رو بخونند و بدونند که چقدر این متن به تفکر مسیحی از مسیح پسر خدا نزدیکه.

پست دو رو هم خوندم.
دوست عزیز آیات مبارکه 17و18 زمر رو آوردید که مورد علاقه من هست ولی من معمولا معنی فارسیش رو بیان میکنم
لطفا نگاهی هم به ایه 3 همین سوره بندازید.جواب کل تاپیک فکر کنم در این سوره ببینید.

جناب منتقم زهرا. در پستی دیگر دوستان من رو به خواندن پستهای شما دعوت کردند.
در این حدیث در نزد اهل سنت جای عترتی ، سنتی آورده شده. این به کنار ولی کتاب الله رو درست گفتید.
من هم کتاب الله رو داور میگیرم که این حرفا رو میزنم.

در ضمن اسم انتقام گیرنده زهرا دارید. یک دنیا حرف هست در این.

در جواب این جمله که به وفور ذکر شده که "مقصود تو هستی و شیعیان تو" میشود هر گروهی گذاشت. چون ظاهر و باظن آیه به گروه خاصی اشاره نکرده. هدف رفتار هست نه اسم

در ضمن دوست گرامی جناب سلومه چرا از آیه 1 به ایه 6 سوره حمد پریدی.
بین این دوآیه آیات روشنگری هست.

خدایا
بارها در روز میگوییم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم

اجابت بفرما
بحث با برادرعزیزم شاهد رو ان شاءالله تو پیام خصوصی دنبال میکنم.تا این تاپیک از هدف اصلیش منحرف نشه.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (125) [سوره مبارکه نحل]
با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر می داند چه كسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت‏ يافتگان داناتر است.
سلام!
جناب «Shahed» عزیز ؛
پاسخ شما رو خواندم و البته متأسف شدم!
شما تمامی استدلال ها را بدون دلیل و مدرکِ «منطقی و عقلی» مردود کردید که این با ادعای نگاه منطقی شما کاملا در تناقض آشکار است.
نیازی به پاسخگویی به شما نمی بینم، چون هر صاحب خردی قادر خواهد بود تا سستی ادعاهای شما را ببیند. لذا برای رضای حق تعالی می نگارم و امیدوارم که مرضی درگاه الهی قرار گیرد.

1. چگونه کسی در حالی به خود اجازه اظهار نظر در مورد «وثاقت احادیث» را می دهد که قطعاً کمترین تخصصی در این زمینه ندارد ؟ و چنین استدلال می کند که :
«با عقل در تضاد است»!!!
اولا! با کدام عقل ؟! عقل شما یا عقلی که متخصص و متبحر است و قوه تمییز و تشخیص دارد! آیا شما «علم رجال» و «علم درایه» دارید؟ آیا «روات حدیث» را می شناسید؟!
اگر هرکسی درباره چیزی که نمی داند به متخصص آن امر مراجعه کند به نظر شما «منطقی و عقلانی» تر نیست ؟
دلایلی که ادعا می شود در قرآن وجود دارد مبنی بر اینکه میلیاردها سال زمین بدون امام بوده را چرا اقامه نکردید؟ آیا اجازه ندارم به این نوع برخورد، از سر «انفعال» نگاه کنم؟!
شما از شأن حضرت علی چه می دانید؟! چرا همه ادعاها و مدارکتان را حواله می دهید؟! و هیچیک را ارائه نمی کنید ؟!
دلیلی که آوردید واقعاً بچه گانه است! چون «الف» ادعای واهی دارد، فلذا ادعای «ب» هرچند با دلیل و متقن باشد، چون شبیه ادعای «الف» است، لاجرم باطل است!!!
آخر منطق بود...!!!

در مورد آفرینش ائمه علیهم السلام قبل از خلقت آدم و خلقت آدم به برکت وجود ائمه علیهم السلام، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد، و تنها اینجا به یک مورد اشاره می شود، البته دوست عزیز شما می توانید اینها را نادیده بگیرید!
حدیث قدسی :
«یا محمد! پیش از آنکه آسمان ها و زمین و عرش و بحر را بیافرینم، تو و علی را به گونه نور آفریدم بی آنکه بدنی در میان باشد، در آن هنگام پیوسته مرا تهلیل و تمجید می گفتی. آنگاه روح شما را بهم پیوند زدم و شما را یگانه کردم و پیوسته مرا تسبیح و تقدیس می کردید. سپس آن روح را دو بخش کردم و آنگاه هریک را دو بخش کردم. چهار روح پدید آمد: یکی محمد و یکی علی و دیگر حسن و حسین»[1]
و...

2. معلومه که نباید قبول داشته باشید! مشکل اساسی شما با مقوله امامت همینجا مشخص می شه! و البته اگر طالب حقیقت بوده باشید، تاکنون باید برایتان روشن می شد ...
حدیث قدسی:
«حجت من بر نگونبختان امت تو تمام است که ولایت علی را به کنار می نهند و دشمنانش را به ولایت می گیرند و فضیلتش را انکار می کنند و نیز فضیلت آنان که پس از او می آیند؛ زیرا فضیلت تو همان فضیلت آنان است و فرمانبرداری از تو، فرمانبرداری از آنان است و حق تو، حق آنان است و نافرمانی از تو، همان نافرمانی از آنان است. آنانند که پس از تو پیشوایان رهنمایند. روح تو در پیکر آنان است و روح تو را خدا در کالبدت دمیده است. آنان فرزندان تو و از سرشت تو و از گوشت و خون تو هستند. خداوند عزوجل سنت تو را برایشان رقم زده است و سنت پیامبران پیشین را. آنان ـ پس از تو ـ خزانه داران دانش منند و این حقی بر من است. من آنان را برگزیدم و پیراستم و پسندیدم و هرکه دوستشان بدارد و به ولایتشان گیرد و برتری شان پذیرد، رستگار است.»[2]
3. لطفاً شما برای خدا تعیین تکلیف نفرمایید! اگر می توانید صحت احادیثی که نقل شد را انکار کنید!!!
تمام آنچه که باید گفته می شد در این احادیث که مشتی نمونه خروار است، آمده اگر شما و صد البته کسان دیگری توانستند اولاً : «وثاقت احادیث» رو زیر سؤال ببرند و ثانیاً : با علم «منطق و کلام» انکار امامت و عدم حضور حجت خدا رو در میلیاردها سال قبل که مورد ادعای شماست، اثبات کنند، ما حرف شما را تصدیق می کنیم وگرنه که هیچی! همه این حرفهایی که شما زدید می شود «هباءً منثورا»[فرقان/23] .
4. دوست عزیز از این همه لطافت شما به وجد آمدم!!!
شما چطور دلتون اومد که بدون هیچ دلیل و منطقی این حدیث شریف رو انکار کنید ؟!!!
آیا می دونید «اصول کافی» چه کتابیه ؟!
می دونید حدیث «مأثور» و «متواتر» و «مستفیض» چه فرقی باهم دارند و اصلا معنیشون چیه ؟!
قطعاً نمی دونید چون تخصصی در این زمینه ندارید، برخورد سلیقه ای و «چطور دلتون اومد»ی هم دردی رو دوا نمی کنه عزیزم!
ضمناً هیچ وقت چیزی رو به اسم آیه قرآن نیارید که هیچ نشونی ازش ندارید واسه خودتون می گما !!!

بازم بجای ارائه مدرک حواله دادید ما رو بجای دیگه! اشکال نداره...
و بازم همون قاعده آبکی تون رو بکار بردیدا !!! همون که چون «الف» اینطور پس «ب» هم همانطور!!!

5. آیه 3 سوره زمر را خواندیم! دوست عزیز مثل اینکه شما خوب این آیه را نخواندید!

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى ‏پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏ كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران‏ كننده است هرگز هدايت نمى‏ كند! (3)[سوره مبارکه زمر]
نمی دونم منظورتون از حواله دادن ما به آیه ای که در مورد مشرکینه چی بوده!!!
خدا خودش همه ما رو هدایت کنه. ان شاء الله
ایکاش به تاپیکی که معرفی کرده بودم یه سری می زدید، شاید دیگه اینو نمی گفتید!

در توقیعی[نامه ای] جمعی از شیعیان که بر سر همین عبارت [نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا ـ که شما بهش اشکال کردید] اختلاف داشتند، از امام زمان علیه السلام پاسخ شنیدند که :
«خداوند تعالی خود اجسام را آفریده و روزی ها را تقسیم کرد، زیرا که نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده، هیچ چیز مثل او نیست و اوست شنوای بینا، و اما امامان؛ از خداوند تعالی درخواست می کنند و او می آفریند و او روزی می دهد به خاطر اجابت درخواست آنها و تعظیم حق ایشان»[3]
و این یعنی اینکه :
الف) ائمه علیهم السلام واسطه هستند در رساندن فیوضات الهی به سایر مخلوقات[که در ارسال قبلی به آن پرداختم]
البته نسبت دادن فعل به سبب و واسطه در لغت و عرف بسیار رایج است.[/b]
ب) مقصود از آفرینش تمام آنچه خدا آفریده، ائمه علیهم السلام هستند یعنی ایشان، «علت غایی آفرینش» هستند و ...
و در این معنی روایات مستند بسیاری وجود دارد که فعلا صرف نظر می کنیم!
6. اما در مورد حدیث شریف ثقلین!

بازم شما در مورد چیزی که بهش علم ندارید، اظهار نظر می کنید.
دوست عزیزم!
برای این معنی که اتفاقاً در حدیث غدیر هم آمده مستندات فراوانی از «شیعه»، «سنی» ذکر شده که حضرت علامه امینی در کتاب شریف الغدیر(110 جلد در اثبات حقانیت ولایت امیرالمؤمنین و...) اینطور آن را نقل کرده و مستندات آنرا ذکر می کنند (بطور اختصار ذکر می کنم!)
پیامبر خدا در حدیث غدیر (پس از بازگشت از حجة الوداع):
«... فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین[مراقب باشید که پس از من با آن دو وجود گرانقدر چگونه رفتاری خواهید داشت.
مردم می پرسند که این دو «ثَقَل» چیست ؟
پیامبر می فرمایند:
«الثقل الاکبر کتاب الله طرف بیدالله عزوجل و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلوا، و الآخر الأصغر عترتی. و انَّ اللطیف الخبیر نبأنی أنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض؛ فسألت ذلک لهما ربی[«ثقل اکبر» کتاب خدا «قران» است؛ یک سر آن به دست خداوند عزوجل و سر دیگر آن به دست شماست؛ آنرا محکم نگه داشته تا گمراه نشوید. و «ثقل اصغر» عترت و اهل بیت من هستند. و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگامه ورود بر من نزد خوض، از هم جدا نخواهند شد؛ و من نیز از پروردگارم خواستم که آن چنین باشند. (یعنی هرگز از هم جدا نشوند.)
«فلا تقدموهما فتهلکوا، ولا تقصروا عنهما فتهلکوا [بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست برندارید، که باز هلاک خواهید شد.]» و...
حالا اسناد : (هرچند شما بسیاری از این افراد را نمی شناسید حق هم دارید! ولی حق ندارید بدلیل عدم شناخت انکار کنید!)
الف) اسناد این حدیث از «اصحاب پیامبر» که فقط علامه امینی در الغدیر 110 تن را برمی شمارد از جمله : (در اینجا از وجود نازنین امام علی حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام صرف نظر می شود!)
* زبیر بن عوام قریشی
* ابواسحاق سعد بن ابی وقاص
* سلمان فارسی
* ابوذر غفاری
* عایشه دختر ابوبکر
* عباس بن عبدالمطلب بن هاشم، عموی پیامبر
* ابوعبدالرحمن عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی
* عثمان بن عفان
* عمر بن الخطاب
* عمروعاص
* و...

ب) «تابعان!» که 84 تن هستند :

* ابوالقاسم اصبغ بن نباته
* سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب قرسی عدوی مدنی
* عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی
* معروف بن خربوذ
و...

ج) طبقات راویان از «علماء» که 360 نفر از علمای قرنهای پیاپی از قرن 2 تا 14 هجری قمری

* امام حنبلیان، ابوعبدالله احمد بن حنبل شیبانی (در مسند و مناقب خود)
* امام شافعیان، ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی
* حافظ ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بخاری (صاحب یکی از صحاح سته)
* حافظ محمد بن عیسی، ابوعیسی ترمذی (صاحب یکی از صحاح سته)
*حافظ احمد بن یحیی بلاذری
و...
که می توانید کامل و با جزئیات آن را در جلد اول «الغدیر» علامه امینی بخوانید.

دوست عزیز! حالا شما بفرمایید که همه اینها جعلیه و نمی شه بهش استناد کرد!!!
و برید تنها به کتاب الله استناد کنید با همین تفسیر به رأیی که دارید!
و...
دوست عزیر اگر معطل اشاره هستید، به عرض می رسانم :
اشارات فراوانی در این نوشتار و این تاپیک و این تالار وجود دارد، بسم الله!



دیگر کلامی نمی ماند جز اینکه:

1. در مورد چیزی که تخصصی در اون ندارید، اظهار نظر نفرمایید.
2. بدون دلیل و مدرک چیزی رو اثبات و رد نکنید!
3. ادعاهای واهی خودتون رو به اسم «منطق و عقل» به خورد سایرین ندید.
4. در برابر کلام خدا، خاضع و خاشع باشید و صد البته در برابر «کلام خدا»!!!
5. از گفتار سلیقه ای و تفسیر به رأی آیات قرآن بپرهیزید.
6. تصدیق بفرمایید که تمسک به هر چیزی بدون راهنما و دلیل عبث و چه بسا خطرناک است.


راستی! یه چیزی می خواستم بگم یادم رفت: (در راستای تصدیق چندباره لزوم وجود واسطه فیض)

شما می دونید که چرا در مورد قرآن از لفظ «نزول» استفاده شده ؟!
آیا در مورد «جهان متوالی» چیزی می دونید ؟! مثلاً عالم ملک و ملکوت و لاهوت و جبروت و...
قدری هم به این آیه فکر کنید بد نیست! [143 اعراف]
در همین راستا در مورد فلسفه وجودی «برزخ» بعنوان حایلی میان دنیا و عرصه قیامت قدری تفکر بفرمایید. و نیم نگاهی هم به مفاهیمی از قبیل «چشم برزخی»، «صورت برزخی» و...
به نظرم خیلی راهگشاست. البته «العاقل یکفیه الاشاره» وگرنه که هیچی!

ببخشید طولانی شد!

وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (43)[اعراف]
و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند، برمى‏ كنيم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد مى‏ گويند: «ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى‏ يافتيم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مى‏ شود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏ داديد، به ارث برديد!» (43)
پی نوشت ها :
1. کافی، شیخ کلینی (امام زمان در توقیعی فرمودند: کافی، کاف لشیعتنا)
2. همان،
3. الاحتجاج،ج2،ص284.
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع