اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (125) [سوره مبارکه نحل]
با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر می داند چه كسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت يافتگان داناتر است.
سلام!
جناب «Shahed» عزیز ؛
پاسخ شما رو خواندم و البته متأسف شدم!
شما تمامی استدلال ها را بدون دلیل و مدرکِ «منطقی و عقلی» مردود کردید که این با ادعای نگاه منطقی شما کاملا در تناقض آشکار است.
نیازی به پاسخگویی به شما نمی بینم، چون هر صاحب خردی قادر خواهد بود تا سستی ادعاهای شما را ببیند. لذا برای رضای حق تعالی می نگارم و امیدوارم که مرضی درگاه الهی قرار گیرد.
1.
چگونه کسی در حالی به خود اجازه اظهار نظر در مورد «وثاقت احادیث» را می دهد که قطعاً کمترین تخصصی در این زمینه ندارد ؟ و چنین استدلال می کند که :
«با عقل در تضاد است»!!!
اولا! با کدام عقل ؟! عقل شما یا عقلی که متخصص و متبحر است و قوه تمییز و تشخیص دارد! آیا شما «علم رجال» و «علم درایه» دارید؟ آیا «روات حدیث» را می شناسید؟!
اگر هرکسی درباره چیزی که نمی داند به متخصص آن امر مراجعه کند به نظر شما «منطقی و عقلانی» تر نیست ؟
دلایلی که ادعا می شود در قرآن وجود دارد مبنی بر اینکه میلیاردها سال زمین بدون امام بوده را چرا اقامه نکردید؟ آیا اجازه ندارم به این نوع برخورد، از سر «انفعال» نگاه کنم؟!
شما از شأن حضرت علی چه می دانید؟! چرا همه ادعاها و مدارکتان را حواله می دهید؟! و هیچیک را ارائه نمی کنید ؟!
دلیلی که آوردید واقعاً بچه گانه است! چون «الف» ادعای واهی دارد، فلذا ادعای «ب» هرچند با دلیل و متقن باشد، چون شبیه ادعای «الف» است، لاجرم باطل است!!!
آخر منطق بود...!!!
در مورد آفرینش ائمه علیهم السلام قبل از خلقت آدم و خلقت آدم به برکت وجود ائمه علیهم السلام، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد، و تنها اینجا به یک مورد اشاره می شود، البته دوست عزیز شما می توانید اینها را نادیده بگیرید!
حدیث قدسی :
«یا محمد! پیش از آنکه آسمان ها و زمین و عرش و بحر را بیافرینم، تو و علی را به گونه نور آفریدم بی آنکه بدنی در میان باشد، در آن هنگام پیوسته مرا تهلیل و تمجید می گفتی. آنگاه روح شما را بهم پیوند زدم و شما را یگانه کردم و پیوسته مرا تسبیح و تقدیس می کردید. سپس آن روح را دو بخش کردم و آنگاه هریک را دو بخش کردم. چهار روح پدید آمد: یکی محمد و یکی علی و دیگر حسن و حسین»[1]
و...
2. معلومه که نباید قبول داشته باشید! مشکل اساسی شما با مقوله امامت همینجا مشخص می شه! و البته اگر طالب حقیقت بوده باشید، تاکنون باید برایتان روشن می شد ...
حدیث قدسی:
«حجت من بر نگونبختان امت تو تمام است که ولایت علی را به کنار می نهند و دشمنانش را به ولایت می گیرند و فضیلتش را انکار می کنند و نیز فضیلت آنان که پس از او می آیند؛ زیرا فضیلت تو همان فضیلت آنان است و فرمانبرداری از تو، فرمانبرداری از آنان است و حق تو، حق آنان است و نافرمانی از تو، همان نافرمانی از آنان است. آنانند که پس از تو پیشوایان رهنمایند. روح تو در پیکر آنان است و روح تو را خدا در کالبدت دمیده است. آنان فرزندان تو و از سرشت تو و از گوشت و خون تو هستند. خداوند عزوجل سنت تو را برایشان رقم زده است و سنت پیامبران پیشین را. آنان ـ پس از تو ـ خزانه داران دانش منند و این حقی بر من است. من آنان را برگزیدم و پیراستم و پسندیدم و هرکه دوستشان بدارد و به ولایتشان گیرد و برتری شان پذیرد، رستگار است.»[2]
3.
لطفاً شما برای خدا تعیین تکلیف نفرمایید! اگر می توانید صحت احادیثی که نقل شد را انکار کنید!!!
تمام آنچه که باید گفته می شد در این احادیث که مشتی نمونه خروار است، آمده اگر شما و صد البته کسان دیگری توانستند اولاً : «وثاقت احادیث» رو زیر سؤال ببرند و ثانیاً : با علم «منطق و کلام» انکار امامت و عدم حضور حجت خدا رو در میلیاردها سال قبل که مورد ادعای شماست، اثبات کنند، ما حرف شما را تصدیق می کنیم وگرنه که هیچی! همه این حرفهایی که شما زدید می شود «هباءً منثورا»[فرقان/23] .
4.
دوست عزیز از این همه لطافت شما به وجد آمدم!!!
شما چطور دلتون اومد که بدون هیچ دلیل و منطقی این حدیث شریف رو انکار کنید ؟!!!
آیا می دونید «اصول کافی» چه کتابیه ؟!
می دونید حدیث «مأثور» و «متواتر» و «مستفیض» چه فرقی باهم دارند و اصلا معنیشون چیه ؟!
قطعاً نمی دونید چون تخصصی در این زمینه ندارید، برخورد سلیقه ای و «چطور دلتون اومد»ی هم دردی رو دوا نمی کنه عزیزم!
ضمناً هیچ وقت چیزی رو به اسم آیه قرآن نیارید که هیچ نشونی ازش ندارید واسه خودتون می گما !!!
بازم بجای ارائه مدرک حواله دادید ما رو بجای دیگه! اشکال نداره...
و بازم همون قاعده آبکی تون رو بکار بردیدا !!! همون که چون «الف» اینطور پس «ب» هم همانطور!!!
5.
آیه 3 سوره زمر را خواندیم! دوست عزیز مثل اینکه شما خوب این آیه را نخواندید!
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران كننده است هرگز هدايت نمى كند! (3)[سوره مبارکه زمر]
نمی دونم منظورتون از حواله دادن ما به آیه ای که در مورد مشرکینه چی بوده!!!
خدا خودش همه ما رو هدایت کنه. ان شاء الله
ایکاش به تاپیکی که معرفی کرده بودم یه سری می زدید، شاید دیگه اینو نمی گفتید!
در توقیعی[نامه ای] جمعی از شیعیان که بر سر همین عبارت [نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا ـ که شما بهش اشکال کردید] اختلاف داشتند، از امام زمان علیه السلام پاسخ شنیدند که :
«خداوند تعالی خود اجسام را آفریده و روزی ها را تقسیم کرد، زیرا که نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده، هیچ چیز مثل او نیست و اوست شنوای بینا، و اما امامان؛ از خداوند تعالی درخواست می کنند و او می آفریند و او روزی می دهد به خاطر اجابت درخواست آنها و تعظیم حق ایشان»[3]
و این یعنی اینکه :
الف) ائمه علیهم السلام واسطه هستند در رساندن فیوضات الهی به سایر مخلوقات[که در ارسال قبلی به آن پرداختم]
البته نسبت دادن فعل به سبب و واسطه در لغت و عرف بسیار رایج است.[/b]
ب) مقصود از آفرینش تمام آنچه خدا آفریده، ائمه علیهم السلام هستند یعنی ایشان، «علت غایی آفرینش» هستند و ...
و در این معنی روایات مستند بسیاری وجود دارد که فعلا صرف نظر می کنیم!
6. اما در مورد حدیث شریف ثقلین!
بازم شما در مورد چیزی که بهش علم ندارید، اظهار نظر می کنید.
دوست عزیزم!
برای این معنی که اتفاقاً در حدیث غدیر هم آمده مستندات فراوانی از «شیعه»، «سنی» ذکر شده که حضرت علامه امینی در کتاب شریف الغدیر(110 جلد در اثبات حقانیت ولایت امیرالمؤمنین و...) اینطور آن را نقل کرده و مستندات آنرا ذکر می کنند (بطور اختصار ذکر می کنم!)
پیامبر خدا در حدیث غدیر (پس از بازگشت از حجة الوداع):
«... فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین[مراقب باشید که پس از من با آن دو وجود گرانقدر چگونه رفتاری خواهید داشت.]»
مردم می پرسند که این دو «ثَقَل» چیست ؟
پیامبر می فرمایند:
«الثقل الاکبر کتاب الله طرف بیدالله عزوجل و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلوا، و الآخر الأصغر عترتی. و انَّ اللطیف الخبیر نبأنی أنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض؛ فسألت ذلک لهما ربی[«ثقل اکبر» کتاب خدا «قران» است؛ یک سر آن به دست خداوند عزوجل و سر دیگر آن به دست شماست؛ آنرا محکم نگه داشته تا گمراه نشوید. و «ثقل اصغر» عترت و اهل بیت من هستند. و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگامه ورود بر من نزد خوض، از هم جدا نخواهند شد؛ و من نیز از پروردگارم خواستم که آن چنین باشند. (یعنی هرگز از هم جدا نشوند.)]»
«فلا تقدموهما فتهلکوا، ولا تقصروا عنهما فتهلکوا [بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست برندارید، که باز هلاک خواهید شد.]» و...
حالا اسناد : (هرچند شما بسیاری از این افراد را نمی شناسید حق هم دارید! ولی حق ندارید بدلیل عدم شناخت انکار کنید!)
الف) اسناد این حدیث از «اصحاب پیامبر» که فقط علامه امینی در الغدیر 110 تن را برمی شمارد از جمله : (در اینجا از وجود نازنین امام علی حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام صرف نظر می شود!)
* زبیر بن عوام قریشی
* ابواسحاق سعد بن ابی وقاص
* سلمان فارسی
* ابوذر غفاری
* عایشه دختر ابوبکر
* عباس بن عبدالمطلب بن هاشم، عموی پیامبر
* ابوعبدالرحمن عبدالله بن عمر بن خطاب عدوی
* عثمان بن عفان
* عمر بن الخطاب
* عمروعاص
* و...
ب) «تابعان!» که 84 تن هستند :
* ابوالقاسم اصبغ بن نباته
* سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب قرسی عدوی مدنی
* عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی
* معروف بن خربوذ
و...
ج) طبقات راویان از «علماء» که 360 نفر از علمای قرنهای پیاپی از قرن 2 تا 14 هجری قمری
* امام حنبلیان، ابوعبدالله احمد بن حنبل شیبانی (در مسند و مناقب خود)
* امام شافعیان، ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی
* حافظ ابوعبدالله محمدبن اسماعیل بخاری (صاحب یکی از صحاح سته)
* حافظ محمد بن عیسی، ابوعیسی ترمذی (صاحب یکی از صحاح سته)
*حافظ احمد بن یحیی بلاذری
و...
که می توانید کامل و با جزئیات آن را در
جلد اول «الغدیر» علامه امینی بخوانید.
دوست عزیز! حالا شما بفرمایید که همه اینها جعلیه و نمی شه بهش استناد کرد!!!
و برید تنها به کتاب الله استناد کنید با همین تفسیر به رأیی که دارید!
و...
دوست عزیر اگر معطل اشاره هستید، به عرض می رسانم :
اشارات فراوانی در این نوشتار و این تاپیک و این تالار وجود دارد، بسم الله!
دیگر کلامی نمی ماند جز اینکه:
1. در مورد چیزی که تخصصی در اون ندارید، اظهار نظر نفرمایید.
2. بدون دلیل و مدرک چیزی رو اثبات و رد نکنید!
3. ادعاهای واهی خودتون رو به اسم «منطق و عقل» به خورد سایرین ندید.
4. در برابر کلام خدا، خاضع و خاشع باشید و صد البته در برابر «کلام خدا»!!!
5. از گفتار سلیقه ای و تفسیر به رأی آیات قرآن بپرهیزید.
6. تصدیق بفرمایید که تمسک به هر چیزی بدون راهنما و دلیل عبث و چه بسا خطرناک است.
راستی! یه چیزی می خواستم بگم یادم رفت: (در راستای تصدیق چندباره لزوم وجود واسطه فیض)
شما می دونید که چرا در مورد قرآن از لفظ «نزول» استفاده شده ؟!
آیا در مورد «جهان متوالی» چیزی می دونید ؟! مثلاً عالم ملک و ملکوت و لاهوت و جبروت و...
قدری هم به این آیه فکر کنید بد نیست! [143 اعراف]
در همین راستا در مورد فلسفه وجودی «برزخ» بعنوان حایلی میان دنیا و عرصه قیامت قدری تفکر بفرمایید. و نیم نگاهی هم به مفاهیمی از قبیل «چشم برزخی»، «صورت برزخی» و...
به نظرم خیلی راهگشاست. البته «العاقل یکفیه الاشاره» وگرنه که هیچی!
ببخشید طولانی شد!
وَ نَزَعْنا ما في صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (43)[
اعراف]
و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند، برمى كنيم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد مى گويند: «ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى يافتيم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مى شود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى داديد، به ارث برديد!» (43)
پی نوشت ها :
1. کافی، شیخ کلینی (امام زمان در توقیعی فرمودند: کافی، کاف لشیعتنا)
2. همان،
3. الاحتجاج،ج2،ص284.