۲۶/آذر/۹۰, ۱۷:۴۰
۲۶/آذر/۹۰, ۲۳:۵۴
(۲۶/آذر/۹۰ ۱۷:۵۵)وحید110 نوشته است: [ -> ]البته برهان واجب الوجود خیلی قوی تر است
یا علی (علیه السلام)
باسلام
اگر ممکنه همین رو بیشتر توضیح بدید.
یاحق
۲۷/آذر/۹۰, ۲:۴۴
امتحانات شروع شده جناب راستین . و بحث هم مقداری کلامی و سنگینه به امید خدا بعد از امتحانات چند برهان دیگه هم بجر نظم و علیت هست ولی خیلی پیچیده .
التماس دعا
التماس دعا
۲۹/آذر/۹۰, ۹:۵۹
انواع روشهای اثبات خداوند:
با استفاده از علم حضوری : بی نهایت طلبی انسان و در نتیجه نیاز به یک بی نهایت
با استفاده از علم حصولی: برهان نظم، برهان وجوب، برهان حدوث، برهان صدیقین
انواع روشهای معرفت به خداوند:
قبل آن باید بدانیم عوالم متعددی در آفرینش موجود است که از پایین به بالا عبارتند از:
عالم ماده (معرفت حسی: همان مثال قبل که اثبات از طریق مشاهدات باشد.
عالم مثال( معرفت عقل:با استفاده از عقل و تفکر در آفرینش
عالم جبروت (معرفت قلب: معلومه دیگه
عالم لاهوت(معرفت وحیانی:این دیگه برام معلوم نیست
البته در تقسیم بندی بهتری عالم ملکوت و ناسوت هم می شود گفت که در اجزاء به همین مطالب بالا می رسیم.
با استفاده از علم حضوری : بی نهایت طلبی انسان و در نتیجه نیاز به یک بی نهایت
با استفاده از علم حصولی: برهان نظم، برهان وجوب، برهان حدوث، برهان صدیقین
انواع روشهای معرفت به خداوند:
قبل آن باید بدانیم عوالم متعددی در آفرینش موجود است که از پایین به بالا عبارتند از:
عالم ماده (معرفت حسی: همان مثال قبل که اثبات از طریق مشاهدات باشد.
عالم مثال( معرفت عقل:با استفاده از عقل و تفکر در آفرینش
عالم جبروت (معرفت قلب: معلومه دیگه
عالم لاهوت(معرفت وحیانی:این دیگه برام معلوم نیست
البته در تقسیم بندی بهتری عالم ملکوت و ناسوت هم می شود گفت که در اجزاء به همین مطالب بالا می رسیم.
۱/دی/۹۰, ۱۶:۳۵
سلام.
خداوند،خودش میفرماید که
انسان وقتی میخواهد مرا درک کند،نمی تواند،چون عقلش محدود است.
ولی:
اگر می خواهید مرا درک کنید و به وجودم پی ببرید،بنگرید که چگونه کرات و سیارات را معلق نگه داشته ام.به وجودم پی خواهید برد.
وقتی می خوایم سقف بسازیم،یه پایه میزنیم،که وزن سقف رو نگه داره و سقف نریزه،
ولی
تمام جهان هستی چگونه معلق است و بر پایه ای نیست...
التماس دعا.
خداوند،خودش میفرماید که
انسان وقتی میخواهد مرا درک کند،نمی تواند،چون عقلش محدود است.
ولی:
اگر می خواهید مرا درک کنید و به وجودم پی ببرید،بنگرید که چگونه کرات و سیارات را معلق نگه داشته ام.به وجودم پی خواهید برد.
وقتی می خوایم سقف بسازیم،یه پایه میزنیم،که وزن سقف رو نگه داره و سقف نریزه،
ولی
تمام جهان هستی چگونه معلق است و بر پایه ای نیست...
التماس دعا.
۱/دی/۹۰, ۱۸:۵۵
اثبات خداوند با قانون آنتروپی(تغییرات s)
در شیمی متغیری هست بنام آنتروپی.آنتروپی را با s نشان میدهند و بمعنای بی نظمی میباشد، میگه :
تمامی اجسام و موجودات و واکنش های شیمیایی تمایل به بی نظمی دارند یعنی افزایش دلتا S . برای مثال یک خانه بعد از چند سال اگر رسیدگی نشه خراب شده و از هم میپاشه.اتمها دوست دارند انرژی خود را از دست بدهند تا به پایداری برسند.امواج دوست دارن به حالت میرا برسند و...مثال های دیگر.
حالا جهان با این نظم و ترتیب چگونه از هم نپاشیده و هر روز در حال منظم شدن و گسترش است؟؟؟؟؟ (طبق نظریه بیگ بنگ جهان در حال گسترش و کهکشان ها از هم فاصله می گیرند)
پس یک انرژی این نظم را تحت تاثیر قرار داده و هدایت میکنه و آنتروپی کلی جهان رو کنترل میکنه من اسم صاحب این انرژی رو می گذارم خدا.شما هر اسمی دوست داشتی بذار
در شیمی متغیری هست بنام آنتروپی.آنتروپی را با s نشان میدهند و بمعنای بی نظمی میباشد، میگه :
تمامی اجسام و موجودات و واکنش های شیمیایی تمایل به بی نظمی دارند یعنی افزایش دلتا S . برای مثال یک خانه بعد از چند سال اگر رسیدگی نشه خراب شده و از هم میپاشه.اتمها دوست دارند انرژی خود را از دست بدهند تا به پایداری برسند.امواج دوست دارن به حالت میرا برسند و...مثال های دیگر.
حالا جهان با این نظم و ترتیب چگونه از هم نپاشیده و هر روز در حال منظم شدن و گسترش است؟؟؟؟؟ (طبق نظریه بیگ بنگ جهان در حال گسترش و کهکشان ها از هم فاصله می گیرند)
پس یک انرژی این نظم را تحت تاثیر قرار داده و هدایت میکنه و آنتروپی کلی جهان رو کنترل میکنه من اسم صاحب این انرژی رو می گذارم خدا.شما هر اسمی دوست داشتی بذار

۱/دی/۹۰, ۱۹:۳۶
نقل قول:من اسم این انرژی رو می گذارم خدا
اسم خالق این انرژی رو بزارید خدا
اینگونه شما خدا رو تجسم بخشیدید
در حد ماده محدود کرده اید
و خیلی از جوابها رو از سوالات الهی گرفتید ....
یا حق
۱/دی/۹۰, ۲۱:۲۵
نقل قول:اسم خالق این انرژی رو بزارید خدا
ممنون از دقت نظرتون.
متن تصحیح کردم. ذات اقدس الله در لغات و کلمات نمیگنجد.
۱/دی/۹۰, ۲۲:۲۰
(۱/دی/۹۰ ۱۸:۵۵)MARTINI80 نوشته است: [ -> ]حالا جهان با این نظم و ترتیب چگونه از هم نپاشیده و هر روز در حال منظم شدن و گسترش است؟؟؟؟؟
جهان در حال منظم شدن هست؟ مطمئن هستید آنتروپی جهان در حال افزایش نیست؟
۲/دی/۹۰, ۰:۳۸
البته در کلام و جمله بندی ایشون زیاد ریز نشوید منظور ایشون چیز دیگریست .
نظم همراه با خلق است . چیز غیر منظمی وجود ندارد . در واقع هر چه هست یعنی خلق شده منظم خلق شده . اگر منظور شما تبدیل است که باز از قبل منظم بوده و نظم جدید میگیرد
این گسترش کیهانی هم در حد یک نظریه است .
نمیدانم چرا اینقدر فزیک به فلسفه نزدیک شده و فزیکدانها به حریم فلسفه رفته اند .
فزیک یعنی انچه ملموس و قابل ازمایش باشد . اما نظریه های اینچنینی بیشتر فلسفه است .
مثلا جهان محدود یا 8 یا 10 دلیل برایش اقامه کرده اند که علامه حسن زاده انها را رد کرده و از قدیم جهان نا محدود قلم داد میشده است
در واقع برای پذیرش گسترش جهان باید حدودی را برای ان در نظر بگیریم که این حدود در حال پسروی است . اما نهایت ان چیست ؟ و بعد از نهایت ان چیست؟
علم شدیدا تهی است و هیچ جواب قانع کننده ای ندارد .
همین نظریه بیگ بنگ فقط ب تبلیغات بزرگ شده و انقدر تکرار شده که در ذهن ما حالت قانون پیدا کرده .
در مورد انتروپی . خراب شدن خانه در صورتی که جاذبه نباشد ایا اتفاق می افتد ؟
این ها یک تغییر است که ضعف علم بی نظمیش میخواند . این همان نظم است . این مثال موج هم تحت تاثیر جاذبه است و مثالهای فزیکی است نه شیمیایی . در واقع این بی نظمب نیست .
ایا شما با ساخت یک خانه یک نظم ایجاد کرده اید یا یک بی نظمی که مجددا به حالت نظم بر میگردد!؟
و یک سوال دیگر انرژی چرخش اتمی که هنوز مجهول است برای چرخش در این چند میلیارد سال از کجا تامین میشود؟!
در واقع فلسفه غربی تازه دارد به فلسفه قدیمی و شرقی میرسد و سوالاتی که بزرگان فلسفه از ادریس تا اقلیدس و خواجه طوسی و ابن سینا و ... به ان پاسه داده اند در حال مطرح شدن است .
هر چه جلو میریم فقط بهتر درک میکنیم که چقدر نادانیم . و چه قدر نادان بوده ایم . و حتی نمیدانیم که چقدر نادانیم !
یا حق
نظم همراه با خلق است . چیز غیر منظمی وجود ندارد . در واقع هر چه هست یعنی خلق شده منظم خلق شده . اگر منظور شما تبدیل است که باز از قبل منظم بوده و نظم جدید میگیرد
این گسترش کیهانی هم در حد یک نظریه است .
نمیدانم چرا اینقدر فزیک به فلسفه نزدیک شده و فزیکدانها به حریم فلسفه رفته اند .
فزیک یعنی انچه ملموس و قابل ازمایش باشد . اما نظریه های اینچنینی بیشتر فلسفه است .
مثلا جهان محدود یا 8 یا 10 دلیل برایش اقامه کرده اند که علامه حسن زاده انها را رد کرده و از قدیم جهان نا محدود قلم داد میشده است
در واقع برای پذیرش گسترش جهان باید حدودی را برای ان در نظر بگیریم که این حدود در حال پسروی است . اما نهایت ان چیست ؟ و بعد از نهایت ان چیست؟
علم شدیدا تهی است و هیچ جواب قانع کننده ای ندارد .
همین نظریه بیگ بنگ فقط ب تبلیغات بزرگ شده و انقدر تکرار شده که در ذهن ما حالت قانون پیدا کرده .
در مورد انتروپی . خراب شدن خانه در صورتی که جاذبه نباشد ایا اتفاق می افتد ؟
این ها یک تغییر است که ضعف علم بی نظمیش میخواند . این همان نظم است . این مثال موج هم تحت تاثیر جاذبه است و مثالهای فزیکی است نه شیمیایی . در واقع این بی نظمب نیست .
ایا شما با ساخت یک خانه یک نظم ایجاد کرده اید یا یک بی نظمی که مجددا به حالت نظم بر میگردد!؟
و یک سوال دیگر انرژی چرخش اتمی که هنوز مجهول است برای چرخش در این چند میلیارد سال از کجا تامین میشود؟!
در واقع فلسفه غربی تازه دارد به فلسفه قدیمی و شرقی میرسد و سوالاتی که بزرگان فلسفه از ادریس تا اقلیدس و خواجه طوسی و ابن سینا و ... به ان پاسه داده اند در حال مطرح شدن است .
هر چه جلو میریم فقط بهتر درک میکنیم که چقدر نادانیم . و چه قدر نادان بوده ایم . و حتی نمیدانیم که چقدر نادانیم !
یا حق