تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفته های شگفت انگیز و جالب بزرگان و علما و برخی سیاستمداران در باره امام خامنه ای..
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
به نام خدا
يابن الحسن(عليك السلام)
با خون دل نوشتم نزد امام نامه انّي رأيت دهراً من هجرك القيامة
دارم من از فراقت در ديده صد علامت ليس الدّموع عيني هذا لنا العلامة
گفتي ملامت آمد از كثرت حديثش والله ما رأينا حبُّاً بلا ملامةٍ
پرسيدم از خبيري حال امام گفتا في بعده عذابٌ في قربه السّلامة
با دشمنان مگوييد سرّش من آزمودم من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة
گرچه امام فرض است بهر هدايت خلق والله ما قبلنا من غيرك الامامةً
اي فيض در وصالي مي‌كوش تا تواني حتي تذوق منه كأساً من الكرامة
(فيض كاشاني)َ
به كجا چنين شتابان......
شعری که نوشتید اولین بار توسط حافظ سروده شده است و به شکل زیر است:
[تصویر: 21400156.jpg]
(۷/بهمن/۸۹ ۲۲:۱۲)parisan نوشته است: [ -> ]
در مورد شعار هم باید بگم فکر نمیکنم ارزش امام عصر(روحی له الفداه) اینقدر پایین باشه که مردم به جای اینکه با قداست و در شرایط روحانی برای ایشون دعا کنن ،بیان و در کوچه و خیابان ندای الهم عجل لولیک الفرج سربدن!

نه درسته که بگیم در اجتماع سیاسی که به اقتضای یک موقعیت در کشور رخ داده درمورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)شعاری بدیم (که بی مناسبته) و نه صحبت درمورد ایشون رو محدود کنیم تنها به جلسه های خاص.(شرایط روحانی).صحبت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در هر موقعیتی با در نظر گرفتن اقتضائات باید باشد،و چنین چیزی است که مورد قبول عام مردم است.
[تصویر: %D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1.jpg]

زندگی یار در یک نگاه...
جد بزرگوارشان آقا سید حسین خامنه ای از علمای آذربایجان،مقیم نجف،مردی عالم ،متقی و پرهیزگار بود.
پدر ایشان ،حجة الاسلام و المسلمین حاج سید جواد خامنه ای از علمای بنام مشهد و منبع فیوضات بسیاری برای طلاب بودند.شهید شیخ محمد خیابانی از روحانیون مبارز و مشهور عصر مشروطه و نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی ،شوهر عمه مقام معظم رهبری بود و مادرشان دختر حجة الاسلام و المسلمین ((سید هاشم نجف آبادی ))بود.
مقام معظم رهبری در سال 1318 در شهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود.
معظم له درمورد خانواده و نقش مهم مادر خویش میفرماید:
((ما هشت خواهر و برادر بودیم از دو مادر ،یعنی پدرم از یک خانمی ،سه فرزند داشت که هرسه دختر بودند.بعد آن خانم فوت کرده بودند و با خانم دیگری ازدواج کردند.ماها بچه های این خانم دوم بودیم.چهار خواهر و یک برادر بودیم.در این پنج نفر من دومی بودم.مادرم یک خانم بسیار فهمیده،با سواد،کتابخوان،دارای ذوق و شوق هنری،حافظ شناس،با قرآن کاملا آشنا و صدای خوش هم داشت.
ما وقتی بچه بودیم همه می نشستیم و مادرم قرآن می خواند ،خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند .ماها دورش جمع می شدیم و برای ما به مناسبت ،آیه هایی را که درمورد زندگی پیامبران هست می گفت.من خودم اولین بار زندگی حضرت موسی(علیه السلام)،زندگی حضرت ابراهیم(علیه السلام)،و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم شنیدم،قرآن که میخواند به اینجا که میرسید بنا میکرد به شرح دادن.
پدرم عالمی دینی و ملای بزرگی بود.بر خلاف مادرم که خیلی گیرا و حراف و خوش برخورد بود ،پدر مرد ساکت ،آرام و کم حرف بود که این تاثیرات دوران طولانی طلبگی و تنهایی در گوشه حجره بود،البته ترک زبان بود،اصلا تبریزی هستیم،مادرم فارسی زبان بود،محیط خانه محیط خوبی بود،البته محیط شلوغی بود. ))

کودکی

[تصویر: 4.jpg]

دوران کودکی مقام معظم رهبری مصادف با ایام جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود.با اینکه مشهد در کرانه جنگ واقع بود،اما همه چیز نسبت به شهرهای دیگر ارزان و فراوان بود.با این حال وضعیت خانوادگی ایشان طوری بود که اغلب نان جو می خوردند،معظم له در این باره میگویند:
((دوران کودکی ما بسیار در عسرت (سختی)می گذشت..وضع خانواده ما بطوری بود که ما حتی همیشه نمیتوانستیم نان گندم بخوریم و معمولا نان جو میخوردیم،من شبهایی از کودکی را به یاد می آورم که در منزل شام نداشتیم و مادر با پول خردی که بعضی وقتها مادر بزرگم به من یا یکی از برادران و خوهرانم میداد،قدری کشمش یا شیر می خرید تا با نان بخوریم...منزل پدری من که در آن متولد شده ام ،یک خانه 70،60 متری در محله ای فقیر نشین در مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک . خفه و هنگامی که برای پدرم مهمان می آمد،همگی به زیر زمین می رفتیم تا در آن تنها اتاق از میهمان پذیرایی شود،بعد عده ای از علاقه مندان پدر ،زمین کوچکی را که کنار این منزل بود ،خریده و به آن اضافه کردند و منزل دارای 3 اتاق شد.اغلب مادر بزرگوارمان از لباسهای کهنه پدر ،برایمان لباس تهیه میکرد که غالبا چند وصله بود))
ایشان در دیدار با گروهی از جوانان و نوجوانان میفرماید:
((از چهار سالگی آموزش قرآن را شروع کردم و در هفت سالگی راهی دبستان شدم،در اواخر دوره دبستان یعنی کلاس پنجم و ششم ،به ریاضی و جغرافیا علاقه داشتم خیلی به تاریخ علاقه داشتم،به هندسه هم بخصوص علاقه داشتم،قرآن را با صدای بلند میخواندم ،قرآن خوانِ مدرسه بودم.منبر آقای فلسفی را از رادیو میشنیدم و تقلید منبر او را در بچگی میکردم.در همان دوره آخر دبستان کلاس پنجم و ششم در کودکی بازی میکردیم،منتها در کوچه چون در خانه جای بازی نداشتیم،مثل والیبال و فوتبال ،من والیبال بازی میکردم،خیلی هم دوست میداشتم.من بعد از دبستان ،دبیرستان نرفتم.دوره دبیرستان را به صورت داوطلبانه و به صورت شبانه می خواندم.تمام دوران تحصیل از آغاز رسمی دوران طلبگی تا پایان دوره پنج سال و نیم بیشتر طول نکشید.))

ادامه دارد..
منبع:شمیم خاطره ها از زندگی مقام معظم رهبری.
به اهتمام احمد طهماسبی.
تحصیل در حوزه های علمیه
در 18 سالگی همزمان با اخذ دیپلم متوسطه موفق به گذرانیدن درسهای سطوح در نزد پدرشان و اساتید دیگر حوزه علمیه مشهد شدند.ایشان دو سال از درس خارج خود را در مشهد در خدمت ایت الله میلانی گذراندند.در سال 1336 به نجف اشرف رفتند و حدود دو سال ماندند و به خاطر مخالفت پدر به مشهد مراجعت نمودند .سپس در اواخر سال 1337 به قم عزیمت نمودند.تا سال 1343 به مدت 6 سال در قم اقامت داشتند.،سپس به مشهد مراجعت نمودند.در قم در دروس امام خمینی (رحمة الله علیه)،حاج شیخ مرتضی حائری و آیت الله بروجردی شرکت کرده و از درس فلسفه علامه طباطبایی استفاده نمودند.در نجف نیز از دروس آیات عظام حکیم،خویی ،شاهرودی ،و دیگر بزرگان و اساتید بهره جستند.

فعالیت های سیاسی و مبارزاتی
در حوادث نهضت ملی شدن نفت حدود 12 سال داشتند،معظم له در این باره میفرمایند:
((من شاید 16 یا 15 سال داشتم که مرحوم نواب صفوی به مشهد آمد،مرحوم نواب صفوی برای من خیلی جاذبه داشت و به کلی مرا مجذوب خودش کرد.از بس این آدم پرشور و با اخلاص پراز صدق و صفا و ضمنا شجاع و صریح و گویا بود.به مبارزه سیاسی به معنای حقیقی از زمان آمدن مرحوم نواب علاقه مند شدم.بعد از آن مرحوم نواب از مشهد رفت،زیاد طول نکشید که شهید شد.

من بارها بازداشت شدم.من را شش مرتبه بازداشت کردند.یک بار زندان بردند ،یک بار هم تبعید شدم،مجموعا این دوران ها نزدیک به 3 سال طول کشید،دوره زندگی ما در ان زمانها برای ایرانی ها دوران بسیار بدی بود.

بارها به منزل ما ریختند و منزل ما راگشتند،منزل پدرم ،منزل خودم،کاغذها و نوشته های من را بارها بردند،خیلی از نوشته ها و یادداشتهای علمی و غیر علمی من از بین رفته،غارت شده است،بردند جمع کردند و بعد دیگر ندادند یا وقتی دادند ،همه اش را ندادند
.))

مقام معظم رهبری چگونگی آشنای بایاران خود را این چنین بیان میکنند:
((با شهید بهشتی آشنا شدم.اولین کار ایشان که من اطلاع دارم تاسیس دبیرستان دین و دانش در قم بود،و دبیر زبان انگلیسی هم بود.کار دوم را در سال 1340یا 41 کرد که در قم یک کلاس تشکیل داد و 30 نفر را دعوت کرد که یکی از آن 30 نفرمن بودم،آقای رفسنجانی ،مرحوم ربانی شیرازی و آقای مصباح یزدی و دیگران نیز بودند.))

مقام معظم رهبری در همین سالها با شهید باهنر آشنا می شوند که آقای با هنر با همکاری آقای هاشمی رفسنجانی نشریه مکتب تشیع را منتشر میکردند که یکی از بهترین نشریات قم بود.حضرت امام (رحمة الله علیه)از حضرت آیت الله خامنه ای میخواهند تا به مشهد سفر کنند تا سه پیام را به آیات عظام میلانی ،قمی،و علمای مشهد ببرند،امام در نامه به آقایان میلانی و قمی خواسته بودند تا به منبری ها بگویند از روز هفتم محرم در منابر ،روضه فیضیه بخوانند.

آیت الله خامنه ای در این سفر گوشه هایی از این پیام را در شهرهای بین راه روی منبر برای مردم خواندند و همه جا بذر قیام پاشیدند.پس با تنی چند از دوستان متعهد قرار گذاشتند به شهرهای مختلف استان خراسان سفر کنند،معظم له از روز سوم محرم در شهر بیرجند، مرکز قدرت رژیم و شهر اسدالله اعلم نخست وزیر وقت منبر می روند ،این منبر در شهر خیلی صدا میکند،شهر بیرجند در این دو روز به شدت منقلب شده و روز تاسوعا ایشان را دستگیر میکنند و این اولین بازداشت ایشان بود.ابتدا ایشان را به ساواک و از آنجا به زندانی مخروبه در دژبان می برند.

ادامه دارد..
منبع:همان.

[تصویر: 005_copy_1_.jpg]

بهر پیروزی ایران عدل و دادی می کنم

از همه فرمایش رهبر منادی می کنم

امر کردی رهبرا بر روی چشمان ترم

چشم آقا من جهاد اقتصادی می کنم

.
در رسای رهبر
بسم الله الرحمن الرحیم
ای نوح ای ولایت کشتی نشین،،،،ای موج موج خطبه تو آتشین
امروز موج حادثه در دست توست،،،،طوفان ما اشارت انگشت توست
باز هم تکرار مکر عام و خاص،،،،یک علی با بی نهایت عمروعاص
یک علی مظلوم همچون جد خویش،،،،ظلم هایی دیده اندر حد خویش
کیستند این عمروعاصان شقی،،،،کفر کیشان به ظاهر متقی
ای خداوندان ملک عافیت،،،،والیان مسند اشرافیت
من یقین دارم مسلمان نیستید،،،،چون ولی را تحت فرمان نیستید
من در این آشفته بازار شما،،،،پرده بر میدارم از کار شما
گر شمایان نیستید اهل نفاق،،،،مرگ خواهید از خدا بالاتفاق
این نماز و روزه و حج و زکات،،،،بی ولایت چیست غیر از منکرات
جز ولایت وادی ایمن کجاست،،،،ایمنی از شر اهریمن کجاست
بر ولای مرتضی مومن شوید،،،،کز عذاب قهر حق ایمن شوید
گفت احمد با علی بیعت کنید،،،،یا که در دین خدا بدعت کنید
بر ولای مرتضی کافر شدید؟،،،،یا که از مولا مسلمان تر شدید؟
از چه رو چون کوفیان بی ولی،،،،خرده میگیرید بر کار علی
با علی در بدر بودن شرط نیست،،،،ای برادر نهروان در پیش روست
یا علی امشب تنور آماده کن،،،،امتت را امتحانی ساده کن
تا شود معلوم خاص الخاص کیست،،،،در دل دریای خون غواص کیست
پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم،،،،در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم
نکند مکر بنی صاعده تکرار شود،،،،که علی در قفس خانه گرفتار شود
بنشین باده به کام دگران خواهد شد،،،،چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
موریانه چه موزیانه می جوند،،،،ریشه های چارچوب انقلاب را

افایل صوتی سفارش در تنها نگذاشتن رهبری
کتاب خاطرات رهبری
دوستان من به این تاپیک راهنمایی می شم برای شناختی که بزرگان از آقای خامنه ای دارن ، بعد میام اینجا می بینم اشخاصی که هر دو هم اعتقاد به امام زمان ارواحنا له الفداء دارند و هم ولایت آقای خامنه ای رو قبول دارند با وجود اعتقادات مشترک به اجماع نمی رسند .

(۷/بهمن/۸۹ ۲۲:۱۲)parisan نوشته است: [ -> ]در مورد شعار هم باید بگم فکر نمیکنم ارزش امام عصر(روحی له الفداه) اینقدر پایین باشه که مردم به جای اینکه با قداست و در شرایط روحانی برای ایشون دعا کنن ،بیان و در کوچه و خیابان ندای الهم عجل لولیک الفرج سربدن!
[/color]

آقای parisan نمی فهمم منظور شما رو ، چیزی که من برداشت می کنم اینه ، اگه اشتباه می کنم بهم بگین ، این حرف شما برای من شبیه این می مونه که نماز عبادت و دین مخصوص مسجد و ایناس ، تو اجتماع نیاریم ( تفکر جدایی دین از سیاست ) ، آیا اگه مردم یک صدا فریاد بزنن اللهم عجل لولیک الفرج ارزش آقا پایین اومده ، یا مردم صدای خواسته هاشون و به دنیا رسوندن و یکدستی اونها برای خواستشون و نشون می ده ؟ من از حرف شما اینجوری برداشت کنم که اسم امام زمان رو فقط زمانی که حس روحانی داشتید صدا کنید و با سیاست های کشور که عین دیانت است قاطی نکنید ؟!!!
مطمئن باشید که کسی که خالصانه برای سربلندی این نظام کار می کنه در واقع برای سربلندی اسلام کار می کنه و کسی که برای سربلندی اسلام می خواد کاری انجام بده نظام رو سربلند کرده ،

در مورد حرف آقای علی110 هم به نظر من شاید منظور ایشون برنامه ریزی خوب برای یک مسلمان واقعی شدن باشه ، یعنی همونطوری که باید از نظام جمهوری اسلامی دفاع کرد و به قولی گوشمان به دهان رهبر باشد باید با قرآن هم انس داشته باشیم و به قول آقای مطهری انسان کامل کسی است که همه ی جنبه های انسانی او رشد کرده باشه ، من هم باید تلاش کنم به طور موازی همه ی وظایفم رو به عنوان مسلمون انجام بدم

گوش به فرمان ولایت فقیه بودن همون گوش به فرمان امام زمان بودنه ، نه به این معنا که آقای خامنه ای به درجه ی امام زمان رسیده اند ، بلکه هر دو به دلیل هم مسیر بودن و هم جهت بودن ، ما رو به مقصد یکسانی می رسانند
ممنون از نظرتون.
من اصلا منظورم جدایی دین از سیاست و این حرف ها نبود.
من خودم مخالف این مقوله ای که شما عرض کردید هستم.
من فقط و فقط منظورم این بود که هرسخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
خب از نظر من هرچیزی شرایط خاص خودش رو میطلبه.نمیشه هر کاری رو در هرجا و هر شرایطی انجام داد.
باید دید شرایط اون عمل چیه!بعد فکر کرد که کجا و چطور انجام بشه بهتره.

همین جا هم اعلام میکنم که آقای علی 110 به آرزوشون رسیدن.برای اولین بار در راهپیمایی 22 بهمن امسال این شعار داده شد.
چون از جایی که ما حرکت می کردیم یک عده جوون پرشور و انقلابی داشتن میگفتن:اللهم عجل لولیک الفرج.
پيام امام خميني (رحمة الله علیه) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبري در 6 تير 60

بسم‌الله الرحمن الرحيم
جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سيدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته
خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجم‏تر و پيوندها را مستحكم‏تر نمود و مصداق "لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر "[1] تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور كردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين‌بن‌على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء‌قصد به شما عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه‏دار نمودند.
اينان آن‌قدر از بينش سياسى بى‏نصيبند كه بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است.
اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب‌خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمى‏دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى‏رود؟
ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند.
من به شما خامنه‏اى عزيز، تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
روح اللَّه الموسوى الخمينى
[1] مسند احمد؛ ج 2؛ ص 309؛ كنزالعمال؛ ج 1؛ ص 45؛ ح 115
منبع: صحيفه‌ امام؛ ج ‏14؛ ص 504

اعتراف مهاجرانی درباره رهبر انقلاب

به گزارش شبکه ایران، «عطاءالله مهاجرانی» در این جلسه که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، تمامی تحلیل‌های رسانه‌های ضدانقلاب مبنی بر شباهت وضعیت ایران و مصر را رد کرد و آن را نشانه توهم این افراد دانست.
وزیر ارشاد دولت اصلاحات با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تاکید کرد:
جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.
او در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد.
مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت

خاطره ای از آقای رضا امیر خانی

یک بار ما خدمت حضرت آقا بودیم اجازه داشتیم سئوال بپرسیم.دربین ما یکی یه سوالی پرسید که ما رومون نمی‌شد بپرسیم یا برامون سخت بود این سوال. برگشت گفت که حضرت آقا! اصلاً شما فکر می‌کردید که رهبر بشین؟! مثلاً شما 12-13سالتون بوده فرض کنید در مدرسه‌ی علمیه‌ای در مشهد داشتید درس می‌خوندید اصلاً می‌تونیستید تصور کنید که شما یه روزی می‌شید رهبر؟!

بعد ما گفتیم که ببینیم ایشون چه جوری جواب می‌دیدن!

ایشون یه کمی فکر کردن و گفتن اگر اجازه بدین یک جوابی به شما بدم که این جواب رو سال‌ها پیش به یک دوستم دادم-این دوست حضرت آقا مرحوم شدند...-ایشون گفتند من در مدرسه سلیمان‌خان مشهد-اگر اشتباه نکنم- داشتم درس می‌خوندم، روزها می‌رفتیم سر درس و شب‌ها هم طبیعتاً برای درس فردا باید درس قبلی رو مباحثه می‌کردیم و آماده می‌شدیم. یکی از نکات درس اون‌روز رو من متوجه نشده بودم و هر چه تلاش می‌کردم متوجه نمی‌شدم. تو حجره هی می‌رفتم سمت چپ و راست و خلاصه شرق و غرب حجره رو می‌رفتم و این رو می‌خوندم که متوجه بشم ولی نمی‌شدم.

هم‌حجره‌ای ما اون‌شب نوبت شام او بود یک دفعه عصابی شد و گفت آسد علی آقا بگیر بشین دیگه! این املت از دهن افتاد. هِی می‌ری این ور هی می‌ری اون‌ور! آخه چی‌کار می‌خوای بکنی تو؟! یه دونه چیزو نفهمیدی! منم نفهمیدم هیشکی تو کلاس نفهمید بیا بشین غذا از دهن افتاد-

بعد ایشون گفت من همون جوابی رو می‌دم که به اون دوستمون دادم- اون دوستمون گفت چرا این رو داری این قدر می خوونی؟! توی این مدرسه سلیمان خان مگه چند نفر قراره بعد برن معمم بشن؟ چند نفر از ما وقتی معمم شدیم قراره توی این لباس باقی بمونیم؟خوب قضایای رضاشاه هم گذشته بوده و یه چنین تصوراتی هم بوده-چند نفر ما اگر موندیم قراره بریم امام جماعت یه مسجد سر کوچه بشیم؟ چند نفر از ما اگر امام جماعت سر کوچه شدیم اصلاً می‌آن از ما سوال می‌رسن؟ آقا کدوم ما می‌خواد مجتهد بشیم؟ تازه اگر که مجتهد شدیم کدوم ما می‌خواد مرجع بشه که این مسئله واجب باشه برمون که بدونیم؟! اصلا کسی کاری نداره به ما که! شما نمیایی بشینی سر سفره شام!

حضرت آقا گفتن من یه جوابی می‌دم که اون رو به شما می‌دم، گفتیم بفرمائید!

ایشون فرمودند که به ایشون گفتم که -اون زمان تازه بالغ بودم- گفتم من پیش از بلوغم نماز خووندن رو شروع کردم و هر روز در قنوت نمازم دعایی می‌خوندم که این دعا رو برای شما می‌گم.
گفتیم بفرمائید!

ایشون فرمودند دعای من در قنوت نمازم این بود:

اللهم اجعلنی مجدد دینک و محیی شریعتک

و این برای ما خیلی شیرین بود که یک نفر قبل از بلوغ یک آرزویی داشته باشه که وقتی یک روزی بعد از هزار اتفاق عجیب در عالم، بعد از هزار اتفاق محیر العقول در عالم، یک روزی شد رهبر مملکت، تازه بگه به اون آرزو نرسیدیم!

ان شاءالله خدا آرزوهای ما رو بزرگ کنه!
منبع: رجانیوز
دانلود فایل صوتی از زیان امیرخانی
http://www.persiangig.com/pages/download...rkhani.mp3
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع