سلام
""""
شما فرمودید:
((اون به قول شما منظورم اين بود كه شعار آقاي خامنه اي هم همين است.اينكه ميگين يعني من قبول ندارم رو از جمله قبلش برداشت كنيد!
به خيلي مسائل ميشه شك كرد.مسائلي كه توشون نميتونيم به ثقلين چنگ بزنيم!(میشه مثال بزنید بنده تقریبا چیزی نمیبینم که نشه به کتاب الله و عترتی چنگ زد و از دستوراتشان پیروی کرد. چون اگه باشه خدا زیر سواله میره نعوذ بالله که دین کامل و برنامه کامل زندگی برای ما نفرستاده و حدیث ثقلین هم زیر سوال میره که می فرماید که اگر به آنها چنگ زنید
هرگز گمراه نمیشوید.)
به جمله دقت كنيد!گفتم نميتونيم، نگفتم نميشه!در تمام امور ميشه به ثقلين چنگ زد.اما مهم تونستن ما هست و اينكه مستقيما بهره ببريم.مثال واضحش اينكه ما نميتونيم بطور مستقيم از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بهره ببريم و بهره بردنمون مثل خورشيد پشت ابر هست.
اما از خيلي راهها ميشه مطمئن شد.بحث سياسي نميكنم ولي من در انتخابات اول به آقاي ا.ن راي دادم ولي پس از انتخابات دوم و باز شدن چشمم فهميدم چه اشتباه بزرگي كردم!اين يعني من قبلش بررسي نكرده بودم و در انتخابم اشتباه كردم.اما بعد از اون همه چيزو بررسي كردم.در اين دوره بايد شك كرد، و در برخي مواقع بايد در شك ماند.(به هیج وجه نیابد در شک ماند حتما باید به یک یقین رسید صحت یا عدم صحت موضوع چون اگر در شک بمانیم یعنی هیچ تلاشی برای رسیدن به حقیقت نمیکنیم یعنی در زمان و مکانی که باید نمیتوانیم تصمیم درست بگیریم که بارها در تاریخ اسلام همین در شک ماندن موجب گمراهی افرادی بنام شد. تجربه شخصی نشان داده در شک ماندن اکثرا موجب نتیجه گیری نا حق شده است چون شک محض حربه شیطان است.)
وقتي انسان عليرغم جست و جوي بسيار به نتيجه نرسه، در شك ميمونه.البته من نسبت به اشتباهم در انتخاب مطمئن شدم و در اون شك ندارم، الان در جاهاي ديگه اي شك دارم.
چون كسي كه حق رو از باطل جدا ميكنه هنوز نيومده!( ولی راهش رو به ما یاد دادن مخصوصا در قرآن کریم و نهج البلاغه چون اگر یاد نداده بودند ما باز هم نعوذ بالله از خدا گله میکردیم که به ما جدا کردن حق از باطل را یاد ندادید.)
راهش رو ياد دادن، ولي كسي كه بايد اينها رو جدا كنه نيومده.در ضمن ياد گرفتن راه به تنهايي كافي نيست.تفكيك حق از باطل به جز وارسي هر كدام از آنها از نظر خودشان و سمت مخالفشان و استفاده از عقل و ثقلين ممكن نيست.
اگر شك و تعصب غيرالهي رو مقابل هم قرار بديم ميبينيم كه هميشه شك باعث پيشرفت بوده( البته شکی که به یک یقین منتج بشود.)
حتي شك هايي كه به يقين تبديل نشدن، مثل نظريه هاي مختلف افراد مختلف در مباحث مختلف مثل علمي، مذهبي و ... .مثلا نظريه نسبيت، نظريه داروين و ... با اينكه اثبات نشدن، ولي كمك زيادي به پيشرفت علم كردن.
و تعصب به چيزهاي غيرالهي، باعث ركود.مثلا كشف اينكه زمين گرده از يه شك بوجود اومده بوده و اينكه مقابلش وايسادن يه تعصب غيرالهي.( اینکه نظرش رو زیر سوال بردن کار اشتباهی نیست اما اینکه به روش های قهریه نظرش رو خاموش خواستند بکنند اینجای کار اشتباهه )
آيا اين حق رو براي مخالفين ايشون هم قائليد؟آيا ايشون هم اين حق رو براي مخالفينشون قائلند؟به نظر من خير.
يا اينكه خرافات مردم (قدما مثلا دست چپ ها رو تنبيه ميكردن و الان هم برخي به مدعيان دروغين مراد خود متعصب هستن) يه تعصب غيرالهي( ای کاش از این کلمه یک تعریف مشخص ارائه میدادید تا من دقیقا حدود و چهارچوب معنی این لفظ را در میافتم)
تعصبي كه تقدسش رو از قرآن و عصمت نگرفته باشه.
بوده و عدم توجه به اونا و مقابله باهاشون موجب پيشرفت.مثلا خود من كه الان چپ دست هستم از كلي چوب و فلك در رفتم!![[تصویر: biggrin.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.gif)
( منم همینطور

)
امیدوارم قانع کننده باشه
در مورد لفظ امام در ادبیات عرب و هم در روایات اسلامی یک پیام خصوصی برایتان خواهم گذاشت.
در سایه امن محبوب یکتا پایدار و موفق باشید.
"""""""""""""""""
به نظر شما چرا بايد لفظي كه اينقدر به معصومين نزديكه استفاده بشه؟به قول يكي از دوستان مثل اينه كه به رابط ديپلماتيكمون بگيم پيامبر و بعد معنيش كنيم!اين همه لغت داريم ماشاا... .فكر كرديد چرا اين لغت بايد باشه؟چرا پيشوا نباشه؟چرا هادي نباشه؟يا هر چيز ديگه؟
((بنده این حرف رو به این دلیل تایید میکنم که اصولا مقام فرمانده رهبر پیشوا اگر تقدس نداشته باشد فرمانبری انجام نمیشود.چون فرمانبری از روی ترس دوام ندارد.حال اگر شخص رهبر فرمانده پیشوا خود دارای تقدس باشد قضیه حکومت بر قلبها پیش میاد.))
فرمانبري از روي ترس دوام ندارد، درست.اما دوام آن چند سال است؟قذافي كه سي سال بود.عربستان يك جور، مصر يك جور، جاي ديگر يك جور... .آنها هم تقدس داشتند كه اين همه دوام داشتند؟؟؟
یک بار به طور کلی به شما گفتم در یکی از پست های قبل.
ما(مای نوعی) به هر کس که پیشوا و رهبر ماست میتوانیم بگوییم امام
حال این موضوع مهم میشود که ما چه کسی را پیشوا و رهبر خود قرار میدهیم.( البته به این توجه داشته باشید که در غیاب امام معصوم هستیم لطفا بحث رو منحرف نکنیم با این جمله که رهبر ما حضرت حجة است . در مورد رهبر ظاهری داریم صحبت میکنبم. که با توجه با سخنی که در قبل راندم چه بخواهیم چه نخواهیم مقام نیابت پیدا میکنه))
بالا نظرم رو درباره لفظ امام گفتم.مقام نيابت آنقدر مقام مهمي هست كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چند هزار نفر را براي آن باز خواندند.نيابت قايمكي چيز عجيبيه!!!!!
حمل بر مقايسه نشه ولي خليفه هاي مختلف هم بر جوامع اسلامي رهبري داشتند، آيا مقدس بودن؟اين دليل نميشه!
برای افرادی مقدس بودند و همین الان هم هستند. یعنی اگه بود ولایتش رو میپذیرفتند
اولا كه درصد بالايي در همين جوامع هستند كه اين ولايت رو نپذيرفتند.پس از نقض نتيجه، به نقض فرض ميرسيم.(ببخشيد زيادي رياضي گفتم!
)
سید احمد نوشته است:
دلیل تقدس ولایت فقیه : ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است
بقیه از شماست :اين رو نعوذ با... تو قرآن نوشته يا معصومين گفتند؟
اين جمله هم يك تقدس بخشي هست كه فكر ميكنم در همين تاپيك دربارش بحث شد!
تطبيق ولايت غير معصوم بر ولايت خدا، مصداق شرك خفي است.( بله دقیقا در همین تاپیک بود من دلیل و مثال آوردم شما هیچ حرف بر عدم صحتش نزدید. حال اتهام شرک خفی دارید میزنید لطفا دلیل مصداق شرک خفی بودن را ذکر کنید حتما در ضمن مغالطه نفرمایید ولایت رسول خدا نه ولایت خدا که اصلا بحثش جداست که خود این تطبیق ولایت بشر به ولایت خداست.)
اولا كه اين جملات رو من گفتم.ثانيا من دليل و مثالي نديدم.يعني شما ميگين ولايت فقيه ولايت رسول خدا هست ولي ولايت رسول خدا ولايت خدا نيست؟يعني اون دوتاي اول از اين دوتاي دوم نزديك تر هستن؟؟؟
نعوذ با... من الشيطان الرجيم
بياييد فرض كنيم ولايت فقيه همان ولايت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم كه فرمودند "من كنت مولاه فهذا علي مولاه" و اين ولايت نهايتا به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسيد.در صورتي كه فرض رو قبول داشته باشيم اين يعني دو ولايت همزمان وجود دارد كه يكي معصوم است و ديگري غير معصوم.پس حتما جنس آن ولايت با اين ولايت فرق خواهد داشت كه اين تناقض است!
پس فرض باطل است و ولايت فقيه همان ولايت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيست!
این قسمت را جواب بدم فکر کنم کل پست جواب داده میشه.
فکر کنم در نوشتتون از جملاتی فاکتور گرفتید چون من نفهمیدم چگونه از دو خط اول به نتایخ خط سوم و چهارم رسیدید. و در آخر هم به نتیجه خط پنجم
در صورتی که من به طور واضح به شما گفتم چرا ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.
حال مثال نمیزنم ولی داستان معروفی در قرآن را دلیل می آورم.
وقتی بنی اسرائیل در ظلم بی حد فرعون قرار گرفت اون ها به فقهاشون رجوع کردن و فقها به اونها گفتن برید مظطر باشید و دعا کنید که به ما بشارت یک منجی داده شده که همون حضرت موسی بود که 170 سال زودتر برای بنی اسرائیل فرستاده شد. این قضیه مثل قبل از انقلاب ماست نه خبری از پیامبر خدا بود و نه حکومت اسلامی بود که با راهنمایی فقها و عمل مردم حکومتی با هدف الهی تشکیل شد.
سریع بریم اونجای داستان که که پیامبر خدا یعنی موسی (علیه السلام) میخواد بره کوه طور و تورات را بگیره خوب در غیاب پیامبر خدا ولایت نبی اولعزم خدا چی میشه؟؟؟
اینجاست که هارون میشه ولی در غیاب نبی
خودتون میدونید در غیاب نبی خدا چه داستانی پیش اومد داستان سامری و...
آیا ولایت هارون همون ولایت موسی (علیه السلام) بود یانه؟؟؟؟
هارون هم هرچی یاد گرفته بود از حضرت موسی یاد گرفته بود وحی هم بهش نمیشد .
چون در زمان ولایت اون این اتفاقات افتاد نمیشه بهش خورده گرفت اون وظیفش رو بر اساس اون چیزی که
آموخته بود انجام داد.هارون مقام پایینی نداره چون حتی حضرت رسول به حضرت علی (علیه السلام) میفرماید: منزلت تو نسبت به من مثل منزلت هارون است به موسی(علیه السلام))
متاسفانه شما رابطه موسي و هارون را با رابطه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و آقاي خامنه اي مقايسه كرده ايد كه امري اشتباه است.
در ضمن غيبت موسي(علیه السلام)، عدم حضور وي بود، ولي امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حاضر و ناظر اعمال ما هستند و حتي ما را در كارهايي ياري ميكنند.در ضمن اينكه ميگين واضح گفتين رو من تو تاپيك پيدا نكردم.اگه ميشه يه بار ديگه بذاريد!
يا علي
(۲/بهمن/۹۰ ۲۳:۲۷)rastin نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:پس آیا ما می تونیم بگیم : امام بشار اسد نایب بر حق امام زمان است؟
خیر.
اولا:شما شرایط ولی فقیه رو نمیدونید؟؟
دوما: اینکه ولایت فقیه،نائب امام زمان هستندیک لقب هست.وجایگاه دیگری ندارد.
یاحق
جواب شما را كه برادر عماد بايد بدهند، ولي من پاسخي بر سوالم نگرفتم كه آيا ما مجازيم بگوييم امام بشار اسد؟
در ضمن ايشون درباره نيابت صحبت كردن نه ولايت فقيه!
(۳/بهمن/۹۰ ۰:۳۹)emadm نوشته است: [ -> ]سلام
راستش من اطلاعاتم در این زمینه خیلی کمه. اما اکثر مردم هم اطلاعاتشون مثل منه. بنابراین استفاده از کلماتی مثل امام و نایب امام، می تونه باعث بدفهمی هایی بشه.
ممنون
اين حرف بسيار درست است.اكثر مردم اطلاعات كمي در اين مورد دارن و اين الفاظ موجب گمراهي ميشود.