تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نشانه های ظهور
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
نشانه‌های غیرحتمی
نشانه‌های دیگری که رخ دادنشان حتمی نیست، عبارتند از:

اختلاف بنی‌عباس در ریاست دنیا و زوال حکومت ایشان
کشته شدن آخرین پادشاه بنی‌عباس به نام «عبدالله».
خورشیدگرفتگی در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت
ماه‌گرفتگی در آغاز یا آخر آن ماه رمضان، برخلاف عادت
خروج مردی از قزوین که همنام یکی از پیامبران است و جور و ستم زیادی به مردم می‌کند.
خروج شیصبانی
فرو رفتن بخش غربی مسجد دمشق
فرو رفتن یکی از روستاهای شام به نام خرشنا در زمین.
ویرانی بصره
کشتن فردی از که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
به‌اهتزاز درآمدن پرچم‌های سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر آنان تحمیل خواهد کرد. این پرچم‌ها تا زمانی که به بیت‌المقدس برسند، پایین آورده نخواهند شد.
ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
فرود ترک‌ها به جزیره.
ورود رومیان به رمله.
طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمان باقی بماند.
آزادی عرب از اسارت و حکومتشان بر شهرها و کشورها.
بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیرعرب).
کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر. (احتمالاً رخ داده‌است: انور سادات رئیس جمهور مصر در آبان ماه سال ۱۳۶۰ هجری شمسی توسط خالد اسلامبولی کشته شد.)
ویرانی گسترده در شام و عراق.
کشمکش سه گروه در شام (اصهب و ابلق و سفیانی)
به جنبش در آمدن بیرق‌های قیس از مصر.
آمدن اسب‌هایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای پیامبری می‌کنند.
خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنها خلایق را به اطاعت خویش می‌خوانند.
سوزاندن مردی بلندمقام از شیعیان بنی‌عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع‌در هفت‌فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
بستن پلی نزدیک محله «کرخ» بغداد.
برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
زمین‌لرزه شدید در بغداد.
فرو رفتن بیش‌تر شهر بغداد در زمین بر اثر زمین‌لرزه.
ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
مرگ‌های سریع و عمومی در بغداد.
کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.
دو بار پیدایش ملخ، یکی در فصل خود و دیگری در غیر فصل خود؛ تاآن‌جاکه زراعت‌ها و غلاّت را از بین ببرد.
کم شدن غلاّت و محصولات گیاهی و بروز قحطی
اختلاف و کشمکش دو صنف از عجم (غیرعرب)، و خونریزی بسیار میانشان.
خرابی ری
جنگ بین جوانان ارمنی و آذربایجانی.
بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
مسخ شدن گروهی از بدعت‌گذاران به میمون و خوک.
پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
ندای غیرعادی از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود.
در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شد که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است) حتمی است. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود:


ندای اول: «ألا لعنة الله علی القوم الظالمین»؛ «بدانید لعنت خدا شامل حال جمعیت ظالم و ستمکار می‌شود.»
ندای دوم: «یا معاشرالمؤمنین أزفة الآزفة؛ «ای گروه مؤمنان‌! قیامت (ظهور) نزدیک شده‌است.»
ندای سوم: (که همراه با بدن آشکار و نمایانی است): «ألا إن الله بعث مهدی آل محمد للقضاء علی‌الظالمین»؛ «بدانید که خداوند مهدی آل محمد (ص‌) را برای اجرای قضای خود بر ستمکاران برانگیخت و فرستاد.»
صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم) است و از طرف جبرئیل خواهد بود، در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد.
صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً غروب بیست‌وسوم) به‌طرفداری از سفیانی خواهد بود.
پیدایش چهره و سینه انسان (احتمالاً چهره علی یا عیسی) در قرص خورشید که همه او را خواهند شناخت.
مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دیدوبازدید با همدیگر بپردازند.
در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی‌درپی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکت‌های زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (احتمالاً پس از ظهور رخ می‌دهد.)

علامه مجلسى، در باب نشانه‏هاى ظهور، روايتى را از امام صادق (عليه السلام) آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مى‏شود، پيشگويى شده است. از جمله: رشوه‏خوارى، قماربازى، شرابخوارى، لواط، قطع صله رحم، سنگدل شدن مردمان، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم، نپرداختن زكات و خمس، كم‏فروشى، بى‏اعتنايى به اوقات نماز، آراستن مساجد به زيورآلات، گزاردن حج‏ به انگيزه‏هاى مادى و براى غير خدا، رعايت نكردن احترام بزرگترها، پيروى از ثروتمندان، صرف كردن سرمايه‏هاى عظيم در فساد و ابتذال و بى‏دينى، چاپلوسى و تملق‏گويى و ...
1- صيحه آسمانى:
يكى از حوادثى كه در فاصله كمى از قيام مهدى منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رخ مى‏دهد، ندايى است كه از آسمان برخاسته و نام حضرت قائم را به گوش تمام جهانيان مى‏رساند. شيخ طوسى، نعمانى و شيخ صدوق در كتاب‌هاى خود روايات زيادى را در اين مورد نقل كرده‏اند كه در اينجا به يك مورد اشاره مى‏شود:

نعمانى به سند خود از امام محمد باقر (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: (1)

«آن نداى آسمانى بر نخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرئيل است كه خطاب به مردم سر داده مى‏شود و نام قائم را در همه جا طنين‏انداز مى‏سازد تا آنجا كه همه ساكنان زمين از شرق تا به غرب آن ندا را خواهند شنيد. از وحشت ‏شنيدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بيدار شده و هر كس برپا ايستاده ناچار به نشستن مى‏شود و هر كس بر زمين نشسته به ناگاه از جاى برمى‏خيزد. پس رحمت الهى بر كسى باد كه اين ندا را بشنود و به آن پاسخ گويد.»

در باور مسيحيان نيز از نشانه‏هاى آمدن منجى، ندايى است كه از آسمان برمى‏خيزد و ياران مسيح را گرد هم مى‏آورد:

و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد. آنگاه مردم دنيا مرا خواهند ديد كه در ميان ابرهاى آسمان، با قدرت و شكوهى خيره كننده مى‏آيم و من فرشتگان خود را با صداى بلند شيپور خواهم فرستاد تا برگزيدگان مرا از گوشه و كنار زمين و آسمان گرد آورند. (2)



2- آتشى از آسمان:
در بعضى از روايات اسلامى به آتش زرد و سرخ خامى اشاره شده كه از مقدمات ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است . از امام صادق (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى آتش بزرگى از سوى مشرق مشاهده گرديد كه در بعضى شب‌ها بالا مى‏آيد، در آن هنگام گشايش كار مردم پديد مى‏آيد و اين آتش اندكى قبل از ظهور قائم خواهد بود. (3)

و از امام باقر (عليه السلام) روايت ‏شده كه فرمود:

وقتى از جانب مشرق آتشى بزرگ و سرخ خام مشاهده نموديد كه سه يا هفت روز بالا مى‏آيد . در آن هنگام به خواست‏ خدا منتظر فرج آل محمد (صلي الله عليه و آله) باشيد و خدا عزيز و حكيم است. (4)

در نسخه خطى ابن حماد از ابن معدان نقل شده است كه گفت: (5)

وقتى در ماه رمضان ستونى از آتش از جانب شرق در آسمان مشاهده نموديد تا مى‏توانيد مواد غذايى و خوراك تهيه نماييد كه آن سال قحطى خواهد بود.

در انجيل لوقا نيز از آتشى شبيه آنچه در روايات اسلامى آمده به عنوان نشانه‏اى از ظهور ياد شده است:

در آن زمان، دنيا مانند زمان لوط خواهد بود كه مردم غرق كارهاى روزانه‏شان بودند، مى‏خوردند و مى‏نوشيدند و خريد و فروش مى‏كردند، مى‏كاشتند و مى‏ساختند تا صبح روزى كه لوط از شهر سدوم بيرون آمد و آتش گوگرد از آسمان باريد و همه چيز را از بين برد. بلى به هنگام بازگشت من، اوضاع دنيا به همين صورت خواهد بود. (6)



3- خروج دجال:
اين نشانه، در كتاب‌هاى اهل سنت، از نشانه‏هاى برپايى قيامت دانسته شده است ولى در منابع روايى شيعه، از نشانه‏هاى ظهور به شمار مى‏رود. بر اساس آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى‏شود، دجال فردى است كه در آخرالزمان و پيش از قيام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج مى‏كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت‏انگيز جمع زيادى از مردم را مى‏فريبد و سرانجام به دست عيسى مسيح (عليه‌السلام) در كنار دروازه «در» در منطقه شام به هلاكت مى‏رسد. (7)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مى‏فرمايد:

قيامت ‏برپا نمى‏شود، تا وقتى كه مهدى (عليه السلام) از فرزندانم قيام كند و مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قيام نمى‏كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند. (8)

يا مى‏فرمايد:

پيشاپيش برپايى قيامت، خروج دجال است و پيش از دجال، سى دروغگو، يا بيشتر خروج خواهند كرد. (9)

در كتاب مقدس نيز اطلاعات جامعى پيرامون دجال آمده است. البته واژه دجال (antichrist) تنها در مسايل يوحنا وارد شده اما ادعا شده است كه در مكاشفه يوحنا، وسايل پولس و با صراحت كمترى در اناجيل و كتاب دانيال نيز مترادف‌هاى اين واژه به كار رفته است. (10)

در مسايل يوحنا آمده است:

فرزندان عزيزم، پايان دنيا نزديك شده است. شما حتما درباره ظهور دجال كه دشمن مسيح است چيزهايى شنيده‏ايد . حتى الان نيز مخالفين مسيح همه جا ديده مى‏شوند. (11)

يوحنا نيز از چندين دجال سخن مى‏گويد ولى بين دجالان بسيار و يك دجال فرق مى‏گذارد:

دجال مى‏آيد. الحال هم دجالان بسيار ظاهر شده‏اند. (12)

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه.
4- خسوف و كسوف:
يكي ديگر از نشانه‏هاى ظهور، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است كه در احاديث فراوانى از آنها نام برده شده است .

امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد:

براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمان‌ها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. (13)

در منابع مسيحى نيز سخن از خورشيد گرفتگى و تيرگى ماه به عنوان نشانه‏هاى ظهور به ميان آمده است:

پس از اين مصيبت‌ها، خورشيد تيره و تار خواهد شد و ماه، ديگر نخواهد درخشيد، ستاره‏ها خواهند افتاد و آسمان دگرگون خواهد شد. آنگاه تمام مردم، مرا خواهند ديد كه در ابرها با قدرت و شكوه عظيم مى‏آيم. (14)






5- جنگ‌هاى خونين و قتل‌هاى فراوان:
روايت‌هاى اسلامى خبر از وقوع جنگ‌ها، فتنه‏ها و آشوب‌هاى گسترده و فراوان در آخرالزمان و در آستانه ظهور امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مى‏دهند، فتنه‏هايى كه پى‏درپى مى‏رسند و سرزمين‌هاى بسيارى را در برمى‏گيرند .

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از اين فتنه‏ها چنين ياد مى‏كنند:

فتنه‏اى به پا مى‏شود و به دنبال آن فتنه‏اى ديگر برمى‏خيزد. فتنه اولى در مقايسه با دومى همانند تازيانه خوردن است در مقايسه با ضربات لبه تيز شمشير! سپس فتنه‏اى پديد مى‏آيد كه همه محرمات در آن حلال شمرده شود، آنگاه خلافت‏ به بهترين مردم روى زمين مى‏رسد در حالى كه او در خانه‏اش نشسته باشد. (15)



در منابع مسيحى نيز به وقوع جنگ‌ها و قتل‌هاى فراوان اشاره شده است:

از دور و نزديك خبر جنگ‌ها به گوشتان خواهد رسيد. اما پريشان نشويد، زيرا جنگ‌ها رخ خواهد داد؛ اما آخر دنيا در آن زمان نيست. (17)

قوم‌ها و ممالك جهان با يكديگر به ستيز برخواهند خاست. (18)

در نقاط دور و نزديك جنگ‌هاى بسيارى بروز خواهد كرد ولى اين علامت فرا رسيدن آخر زمان نيست . (19)

در روايات اسلامى نشانه‏هاى ظهور به دو دسته نشانه‏هاى حتمى و نشانه‏هاى غير حتمى تقسيم شده‏اند. علائم حتمى ظهور آنهايى هستند كه تحققشان بدون هيچ قيد و شرطى الزامى است؛ اما علائم غير حتمى، نشانه‏هايى هستند كه ممكن است تغيير يابند و يا به كلى حذف شوند .







پى‏نوشت‌ها:

1- در انتظار موعود، ص‏103 .

2- متى، 24: 30 و 31 .

3- بحارالانوار، ج‏52، ص‏240 .

4- بحارالانوار، ج‏52، ص‏230 .

5 - عصر ظهور، ص‏297 .

6- لوقا، 17: 28 و 29 و 30 .

7- حوزه، ش‏71، ص‏262 .

8- ارشاد، ج‏2، ص‏371 .

9- بحارالانوار، ج‏52، ص‏300 .

10- موعود، ش‏31، دجال (آنتى كريست در كتاب مقدس) .

11- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

12- رساله اول يوحنا، 2: 18 .

13- منتخب‏الاثر، ص‏444 .

14- مرقس، 13: 24، 25، 26 .

15- روزگار رهايى، ص‏894 (به نقل از الحاوى للفتاوى، ج‏2، ص‏136) .

16- همان، ص‏896 .

17- متى، 24: 6 .

18- متى، 24: 7 .

19- مرقس، 12: 7 .

20- حوزه، ش‏71، ص‏273 .

21- نامه دوم پولس به تيمورتائوس، 3 .

22- متى، 24: 11، 12، 13 .

منابع و مآخذ: (به ترتيب اهميت در نقل مطالب)

1. CD نور، 2، جامع‏الاحاديث - مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى .

2 . انجيل عيسى مسيح (علیه السلام) .

3 . كامل، سليمان، روزگار رهايى، ترجمه على‏اكبر مهدوى‏پور .

4 . كورانى، على، عصر ظهور، ترجمه عباس جلالى، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ دوم 1371 .

5 . شفيعى سروستانى، ابراهيم، در انتظار موعود، مؤسسه فرهنگى موعود، چاپ اول 1376 .

6 . حوزه، شماره 71 و 70 ويژه‏نامه حضرت بقية‏الله‏الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مهر، آبان، آذر و دى 1374 .

7 . موعود، شماره 31، فروردين و ارديبهشت 1381 (دجال: مترجم اسماعيل نعمت‏الهى) .
بسم الله الرحمن الرحیم


احتمالا دوستانی که با سایت وعده صادق آشنا هستند این مطلب رو خوندند ولی دیدم که به موضوع این تایپیک و تالار مرتبط هست پس اون رو اینجا هم نقل میکنم.

باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان




در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
گفت: طبق گفته اكثر محققان از يك هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقي مانده است.


تدريس رشته آخرالزمان شناسي در 257 دانشگاه در آمريكا


وي افزود: 130 سال است كه در دانشگاه‌هاي وابسته به كليساي كاتوليك در رشته آخرالزمان‌شناسي فارغ‌التحصيل دارند و در ايالات متحده آمريكا بيش از 257 كالج و دانشگاه در اين رشته وجود دارد و اگر اين موضوع مهمي نيست چرا بايد در سرزميني كه گاهي گمان مي‌كنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و كالج در رابطه با اين رشته وجود داشته باشد.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: بسياري از دانشگاه‌ها در ايران در رشته‌هاي هنري، سينمايي، كارگرداني و بازيگري مشغول به آموزش هستند.

وي اعلام كرد: بسياري از برنامه‌هاي رسانه‌هاي اين سرزمين توسط همين بازيگران كه بسياري مانند دلقك‌ها فقط بالا و پايين مي‌پرند و به اسم تهيه‌كنندگي و كارگرداني و سناريست، حد و اندازه سناريو آنها از چارچنگولي بالا نمي‌رود، هزاران ساعت شب و روز را به بيهوده‌گويي در مباحث مبتذل و حيات مردم عام كوچه و بازار را به خود مشغول مي‌كنند.

اين محقق در زمينه مهدويت عنوان داشت: اين در حالي است كه در آن سوي درياي مديترانه در دهه 90 بيش از 60 درصد پرفروش‌ترين فيلم‌هاي هاليوود در خصوص آخرالزمان است و آيا ساخت فيلم‌هايي با چنين موضوعاتي براي سرگرم كردن مردم است.

شفيعي سروستاني با اشاره به نگاه عام مردم به آخرالزمان توضيح داد: مردم ما زماني كه گراني، سختي معيشت و بيماري در زندگيشان پديدار مي‌شود، زماني كه دچار خشكسالي مي‌شوند مي‌گويند آخرالزمان است، يعني آخرالزمان را چيزي مساوي با بلا، آفت و بحران مي‌شناسند.

آخرالزمان تعداد حوادث افزايش و زمان آنها به هم نزديك مي‌شود


وي افزود: ولي آيا آخرالزمان به معناي بحران است، آخرالزمان به معناي بحران، جنگ و آفت نيست، آخرالزمان قسمت واپسين از دوراني است كه به قيامت پيوندد و از نظر ما آخرالزمان از زمان مبعوث شدن پيامبر آغاز و به ظهور موعود و سپس قيامت مي‌انجامد.

مسئول «موسسه فرهنگي موعود» يادآور شد: پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده‌اند برگزيده شدم در حالي كه ميان من و قيامت فاصله نيست، همان سان كه ميان دو انگشت فاصله است اما از آنجا كه در اين ظرف زماني حوادث بزرگ نزديك به هم روي مي‌دهد مردم عادت كرده و آخرالزمان را مساوي با بحران مي‌شناسند.

وي اضافه كرد: پيامبر فرموده‌اند كه نشانه‌هايي در آخرالزمان وجود دارد كه مانند دانه‌هاي تسبيح يكي يكي مي‌افتد و به آخرين دانه يعني ظهور مي‌انجامد و هرچه زمان ظهور نزديك باشد بر تعداد حوادث افزوده مي‌شود.

هفت هزار روايت در خصوص آخرالزمان وجود دارد


شفيعي سروستاني توضيح داد: در ميان همه ملل يعني صاحبان اديان آسماني وجه مشترك ابتدا توحيد و سپس موعودگرايي و بلاخره قيامت است و در همه اديان حجم زيادي از روايات به موضوع موعود اختصاص دارد.

وي اعلام كرد: حجم روايات آمده از 14 معصوم در خصوص آخرالزمان و نشانه‌هاي ظهور بسيار زياد است به طوري كه 7 هزار روايت راجع به اين موضوع داريم و در خصوص نماز و روزه اين تعداد روايت نداريم.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خاطر‌نشان ساخت: اين تعداد روايت نشان از اهميت موضوع دارد و بخش عمده‌اي از روايات آخرالزمان توسط پيامبر و در نخستين روزهاي بعثت بيان شده است.

وي با اشاره به كاركردهاي علائم و نشانه‌هاي ظهور بيان داشت: اين نشانه‌ها و علائم موقعيت بشر را در تاريخ معين مي‌كند و مردم مي‌دانند كه در چه فاصله‌اي از ظهور قيامت قرار گرفتند همچنين هشدار و تذكر، آمادگي يافتن، جلوگيري از يأس و نااميدي، شناسايي دوست و دشمن از كاركردهاي نشانه‌هاي ظهور است.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: ما همواره در تحليل شرايط دچار مشكل مي‌شويم و با تحليل غلط موضع‌گيري كرده و گاهي با دوست با تصور دشمن بودن درگير و گاهي با دشمن به تصور دوست بودن ارتباط دوستي برقرار مي‌كنيم كه اين نشانه‌ها موجب مي‌شود تا دوست را از دشمن بشناسيم

از 1200 نشانه‌ آخرالزمان تنها 5 نشانه باقي مانده است


اين محقق در زمينه مهدويت به حوادث آخرالزمان اشاره كرد و گفت: در آخرالزمان حوادث مختلفي روي مي‌دهد و پيامبر نيز فرموده‌اند به ناگزير فتنه‌اي پديد خواهد آمد كه هر گاه در نقطه‌اي آرامش پيدا كند، در نقطه ديگري ناآرامي شروع مي‌شود و اين چنين ادامه مي‌يابد تا وقتي كه منادي آسمان بانگ برآورد كه امير شما مهدي است.

وي اضافه كرد: يكي از مشخصات فتنه اين است كه فتنه كور است يعني اجازه تشخيص نمي‌دهد تا جايي كه همه در تشخيص حق و باطل دچار ترديد مي‌شوند و حتي خواص نيز نمي‌توانند حق و باطل را تشخيص دهند؛ بنابراين تأكيد شده است كه مواظب باشيد كه خود را از دست نداده و نابود نشويد.

شفيعي سروستاني يادآور شد: پيامبر فرموده‌اند«شما را به هفت فتنه بيم مي‌دهم كه بعد از من روي مي‌دهد، فتنه‌اي از مدينه، فتنه‌اي از مكه، فتنه‌اي از يمن، فتنه‌اي از شام، فتنه‌اي از شرق، فتنه‌اي از غرب و فتنه آخر فتنه سفياني است».

وي تصريح كرد: از بيش از يك‌ هزار و 200 نشانه آخرالزمان كه در روايات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه محققان تمام نشانه‌ها رخ داده و فقط پنج نشانه باقي مانده است كه اولين آن «فتنه سفياني» است.

خروج سفياني از سوريه(و یا اردن) براي كشتار شيعيان


مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه داد: در روايات آمده است سفياني با حمايت صهيونيست‌ها و غربي‌‌ها در سوريه(و یا اردن) كودتا مي‌كند و سپس يك گروه در سوريه به نام بني‌كلب از او حمايت مي‌كنند و امروز بني‌كلب جماعتي هستند كه بخشي از آنها در ارتش اسرائيل، بخشي در سوريه و بخشي در لبنان زندگي مي‌كنند.

وي اضافه كرد: سفياني جنگي در تركيه و عراق راه ‌مي‌اندازد و شروع به كشتن شيعيان مي‌كند و به كوفه مي‌رسد و در كوفه بزرگترين اتفاق رخ مي‌دهد و چنان شيعيان را مي‌كشند به نحوي كه همسايه به همسايه رحم نمي‌كند و براي گرفتن پول همسايه خود را شيعه معرفي مي‌كند.
شفيعي سروستاني يادآور شد: امروز جهان استكبار عليه شيعه به ميدان آمده و شيعيان غافل هستند.

وي تصريح كرد: زماني كه درگيري از شام به كوفه مي‌رسد از كنار شهر قزوين لشگر سيد خراساني حركت مي‌كند و از منطقه مركزي ايران عبور كرده و به كوفه مي‌رود و در روايات آمده كه اگر لشگر خراساني را يافتيد با او همراه شويد از يمن نيز سيد يماني به سوي كوفه مي‌آيد.

پيوستن يك ميليون ايراني در نخستين روز ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)


مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اظهار داشت: فرمانده اصلي سپاه خراساني «شعيب‌بن صالح» است و امروز در طالقان قبري به اين نام است كه مردم براي زيارت او مي‌روند و وزيران، مشاوران و سرداران اصلي امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه ايراني هستند و در روز اول يك ميليون ايراني به امام مي‌پيوندند.

وي افزود: بيان شده كه ظهور در سال‌هاي پر از جنگ رخ مي‌دهد و در قرن بيستم 100 ميلون نفر در جنگ‌هاي مختلف كشته شدند و هزينه نظامي جهان امروز 900 ميليارد تا يك ترليون دلار سال است و هزينه جنگ در جهان 2 ميليون دلار در دقيقه است كه اگر 18 روز جنگ متوقف شود سوء تغذيه از كل جهان رفع مي‌شود.

شفيعي سروستاني اعلام كرد: هزينه ارتش آمريكا در هر روز يك ميليارد و 250 ميليون دلار است و به خاطر اورانيوم مصرف شده در سلاح‌هاي غيرمتعارف در عراق مردم عراق به بيماري‌هاي مهلك دچار شدند و 4 هزار و 468 سال ديگر تاثيرات اورانيوم از عراق از بين مي‌رود.

طبق تحقيقات موساد و سيا آيت‌الله خامنه‌اي سيد خراساني است


مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفت: دشمنان خود را براي مقابله آماده كرده‌اند ولي ما غفلت كرديم، در زمان رياست جمهوري بوش زير نظر رئيس جمهور، كميسيوني براي شناسايي امام زمان شكل گرفت.

وي تأكيد كرد: 20 روز قبل موساد و سيا اعلام كردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نيز كرده بودند شايد سيد خراساني آيت‌الله خامنه‌اي باشد زيرا در جواني در خراسان بوده است و سيد يماني نيز سيد حسن نصرالله باشد زير در كودكي در يمن بوده است.

شفيعي سروستاني اضافه كرد: مطالعات آنها در خصوص آخرالزمان صدها برابر ماست ولي دانشگاه‌هاي ما در اين زمينه تعطيل هستند و آنها از واقعه ظهور نگران هستند ولي ما غفلت مي‌كنيم.

*وجود يك ميليارد نفر گرسنه و 45 ميليون مبتلا به ايدز نشانه‌اي از آخرالزمان

وي با اشاره به نشانه‌ها و حوادث آخرالزمان بيان داشت: خشكسالي، زلزله، قحطي و گرسنگي از نشانه‌هاي آخرالزمان است به طوري كه در سال 2009 يك ميليارد نفر در دنيا گرسنه هستند هر سال نيز يك هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و يك زلزله عظيم كره زمين را مي‌لرزاند.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه داد: بي‌تقوايي و رواج فحشا و بيماري‌هاي مختلف نشانه ديگري است به طوري كه در حال حاضر 45 ميليون نفر در دنيا مبتلا به ايدز هستند و هر سال 5 ميليون نفر به اين تعداد اضافه مي‌شود كه 5 ميليون و 200 هزار نفر كودك هستند و نيمي را نيز از اين جمعيت زنان تشكيل مي‌دهند و در كشور ما نيز 60 هزار نفر مبتلا به ايدز هستند كه تاكنون 2 هزار و 121 نفر جان باختند.

وي افزود: شيوع ايدز از طريق رابطه جنسي، همجنس‌بازي و افزايش فساد از مسائلي است كه در آخرالزمان ديده مي‌شود.

ما بايد براي رهايي از فتنه‌ها معرفت خود را افزايش دهیم


شفيعي سروستاني در ادامه با اشاره به تكاليف مومنان در زمان غيبت توضيح داد: يكي از تكاليف مومنان در زمان غيبت پيدا كردن معرفت و شناخت نسبت به امام است به طوري كه در روايات آمده كسي كه امام زمانش را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

وي اضافه كرد: تمسك به دين و صبر و شكيبايي و انتظار فرج و دعا از ديگر كارهايي است كه در زمان غيبت بايد صورت گيرد تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور كند و خداوند بزرگترين مسئوليت تاريخ را به حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترين مرد خود گذاشته است تا براي تحقق عدالت ظهور كند.

اين محقق در زمينه مهدويت خاطر‌نشان ساخت: ما بايد براي رهايي از فتنه‌ها معرفت خود را افزايش داده و هوشيار باشيم تا امام زمان حكومت خود در زمين برپا دارد و در آن زمان امام حسين (علیه السلام)، اصحاب كهف، سلمان فارسي به اين امام خواهند پيوست و فقط امام حسين (علیه السلام) 300 سال بر روي زمين خلافت خواهد كرد.
بر پایه احادیث ، منطقه عمومى ظهور حضرت ، شامل کشورهاى یمن ، حجاز ،

ایران ، عراق ، منطقه شام و فلسطین ، مصر و مغرب عربى است . سیمایى که این

احادیث از اوضاع جهان و اوضاع منطقه ظهور در آن دوران ارائه مى کنند سیمائى

کلى ست که بسیارى از حوادث بزرگ را همراه با جزئیات آن در کنار نام اشخاص و

مکان ها بیان نموده و من تلاش کرده ام تا تصویر شفاف دوران ظهور را به شکل دقیق

و بهم پیوسته از میان احادیث ، استخراج و در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم .



ص 16





احادیث ما بیانگر آن است که ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) پس از یک رشته حوادث مقدماتى منطقه اى و بین المللى از شهر مکه آغاز خواهد شد . در سطح منطقه

ظهور ، ابتدا دو دولت هوادار آن حضرت در ایران و یمن تشکیل مى گردد . یاوران

ایرانى حضرت ، دولت خود را سالها قبل از ظهور برپا مى کنند و پس از قرار گرفتن

در یک جنگ طولانى ، آنرا با پیروزى به پایان مى برند . اندکى قبل از ظهور ، در بین

ایرانیان دو شخصیت برجسته بر مسند قدرت تکیه مى زنند ، یکى مردى

خراسانى ست که در قالب یک چهره سیاسى و دیگرى شخصى به نام شعیب فرزند

صالح که در قالب یک چهره نظامى بروز مى کنند . ایرانیان به رهبرى آنان ، نقش

مهمى در حرکتهاى ظهور حضرت برعهده مى گیرند .

و اما یاران یمنى حضرت ، نهضت خود را تنها چند ماه قبل از ظهور آغاز

صفحه : 17

مى کنند . به نظر مى رسد که یمنى ها علاوه بر آماده کردن مقدمات ظهور ، در

حوادث آن روز حجاز که با خلأ سیاسى روبرو خواهد بود ایفاى نقش خواهند کرد .

در حجاز ، پادشاهى به نام عبدالله که از خاندان معروف آن سرزمین است ، به

قتل مى رسد ، او آخرین پادشاه سرزمین حجاز خواهد بود . در پى این حادثه بر سر

جانشینى او اختلافات فراوانى ایجاد مى شود . این اختلافها به خلأ سیاسى در

منطقه حجاز منتهى گشته و تا ظهور حضرت ادامه مى یابد :

" آنگاه که عبدالله بمیرد ، مردم در انتخاب جانشین او به توافق نرسند ، اختلاف ها آغاز شود و این

اختلاف به خواست خداوند ، تا ظهور مولایتان تداوم یابد . بطورى که دوران سلطنتهاى طولانى به پایان

رسد و عمر حکومت حاکمان به چند ماه و چند روز کاهش یابد . ابو بصیر مى گوید : عرض کردم : آیا این

دوران طولانى خواهد بود ؟ فرمود : هرگز . "

پس از قتل عبدالله ، اختلافها به درگیرى میان قبائل حجاز تبدیل مى گردد :

" از نشانه هاى ظهور ، حادثه اى است که بین مکه و مدینه رخ مى دهد . به امام عرض کردم حادثه

چیست ؟ فرمود : بر اثر تعصبهاى قبیله اى ، میان مکه و مدینه فلانى پانزده نفر از سران قبیله فلان را خواهد

کشت " .

ص 17 و 18



امام به سرزمین عراق وارد مى شود . ابتدا اوضاع داخلى را سامان مى بخشد .

سپس گروههاى باقیمانده از لشکر سفیانى را شکست داده و شورشیان متفرقى را که

در گوشه و کنار تلاش هاى بى ثمرى علیه امام دارند ، سرکوب مى کند . آنگاه عراق را

به عنوان مرکز حکومت و شهر کوفه را پایتخت آن قرار مى دهد .

با این اقدام حضرت ، کشورهاى یمن ، حجاز ، ایران ، عراق و دولتهاى خلیج ،

یکپارچه تحت فرماندهى و رهبرى آن وجود مبارک قرار مى گیرد .



ص21



سفیانى پس از تحمل دو شکست خود ، یکى در عراق به دست ایرانى ها و

یمنى ها ، و دیگرى در حجاز بواسطه معجزه ، عقب نشینى کرده و باقیمانده

نیروهاى خود را داخل سرزمین شام جمع مى کند تا براى مقابله با پیشروى سپاه

امام به طرف دمشق و قدس ، آماده شود .

احادیث ما ، نبرد یاران امام زمان ( عج ) با سپاه سفیانى را حماسه اى بزرگ

توصیف مى کنند که از عکا تا صور و انطاکیه در ساحل دریاى مدیترانه و از دمشق تا

طبریه و قدس در جبهه داخلى امتداد دارد . در این نبرد بزرگ ، غضب الهى بر

سفیانى و هم پیمانان یهودى و رومى اش ( غربى ها ) فرود آمده و پس از شکستى

سخت و کوبنده ، سفیانى اسیر و کشته مى شود .

امام زمان ( علیه السلام ) به همراه مسلمانان وارد قدس مى گردد .



روایات از نهضت دیگرى خبر مى دهند که زمینه ساز حکومت حضرت بوده و

در یمن پدید مى آید . رهبر آن نهضت مورد ستایش قرار گرفته و یارى او بر مسلمانان

واجب شمرده شده است :

" هیچ پرچمى همچون پرچم یمانى هدایتگر نیست ، پس از خروج او فروش سلاح به مردم حرام شود

پس به یارى او بشتابید ، سرپیچى از او بر هیچ مسلمانى جایز نیست و هر کس چنین کند اهل آتش خواهد



ص 30



یک حدیث ، از ورود نیروهاى یمنى به عراق خبر مى دهد که جهت یارى

ایرانیان در برابر نیروهاى سفیانى دست به کار مى شوند و ظاهراً سپاه یمانى در یارى

حضرت ( علیه السلام ) در حجاز نیز نقش مهمى ایفاء مى کنند .

ص31





روایات بسیارى در مورد اوضاع و احوال عرب ها و حاکمانشان در زمانِ ظهور و

نهضت قبل از ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) به دست ما رسیده است که در اینجا

فهرستوار به این روایتها اشاره مى کنیم :

1 - احادیثى که از تشکیل حکومتى در یمن خبر مى دهند که زمینه ساز ظهور آن

حضرت مى گردد . در احادیث از این حرکت ستایش شده ، و ما بطور جداگانه آنها را

مورد بررسى قرار خواهیم داد .

ص 96



روایت هاى دیگرى از این دست وجود دارد که جملگى بیانگر آن است که

عرب ها از عقاید و ارزشهاى خود فاصله مى گیرند و هر صاحب اندیشه اى ، دیگران

را به تبعیت از اندیشه خود فرا مى خواند . و این به نوعى هرج و مرج فکرى در میان

مردم منتهى مى گردد .

همچنین روایاتى بیانگر آنند که همه عرب ها بجز انقلابیون یمن و حرکت هاى

اسلامى زمینه ساز ظهور ، با عجم یعنى ایرانیان ، یا با فرماندهان آنها اختلاف پیدا

مى کنند و این اختلاف تا ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) ادامه مى یابد .

دسته اى دیگر از احادیث ، بیانگر نبرد حضرت مهدى ( علیه السلام ) با عرب هاست ، در

این روایات جنگ حضرت با اندک باقیمانده هاى رژیم حجاز ، بعد از آزاد سازى

مکه و مدینه و چه بسا هنگام آزاد سازى آن صورت مى گیرد . سپس نبردهاى متعدد

آن حضرت با سفیانى در عراق و جنگ بزرگ امام ( علیه السلام ) با سفیانى در فلسطین به وقوع

مى پیوندد .





ص 99

اما سفیانى در نُه ماهه پایانى حکومت خود ، دست به نبردهاى بزرگى مى زند که

مهمترین آنها با ترک ها و هوادارانشان در قرقیسیا و سپس نبردهاى او در عراق با

ایرانى ها است که زمینه سازان ظهوراند . طبق برخى روایات یمنى ها نیز با ایرانیان

همراهى مى کنند .







ص 119





به هر حال حضرت ، مدینه و حجاز را فتح و نیروهاى دشمن را سرکوب مى کند

و لشکر سفیانى هر جا که رویاروى او باشند ، از حجاز تا عراق و شام ، شکست

مى خورند . همچنانکه طبق روایات یک یا چند نبرد نیز در عراق بین لشکر سفیانى

با سپاهیان مهدى ( علیه السلام ) و یاران یمنى و خراسانى آن حضرت اتفاق مى افتد



ص 141





اما روایاتى نیز وجود دارد که از درگیرى نیروهاى سفیانى در عراق سخن

مى گوید واین بار سفیانى با نیروى یکپارچه و متشکل امام مهدى ( علیه السلام ) روبرو مى شود .

حضرت ، شعیب بن صالح ، فرمانده نیروهاى ایرانى را به بعنوان فرمانده کل

نیروهاى خود که بخش عظیمى از آنان ایرانى و یمنى و بخشى دیگر از سایر

سرزمین هاى اسلامى اند ، انتخاب مى کند .



ص 143
در این صفحه نگاهی گذرا به کتاب عصر ظهور استاد علی کورانی در مورد یمن و حوادث ظهور می اندازیم تا شاید با چشم بازتری علل دخالت عربستان و آمریکا را در این جنایات ببینیم



نقش یمن در دوران ظهور

روایات متعددى از اهل بیت ( علیهم السلام ) به دست ما رسیده که بیانگر وقوع یک نهضت

اسلامى و زمینه ساز ظهور حضرت در یمن است . سند تعدادى از این روایت ها

صحیح است ( 1 ) وقوع این نهضت ، حتمى و پرچم آن پرچم هدایت و زمینه ساز

ظهور و پشتیبان آن حضرت است . حتى برخى روایات آنرا هدایت بخش ترین

پرچمها بصورت کلى در عصر ظهور مى نامند و بر ضرورت پشتیبانى آن ، بیش از

پشتیبانى پرچم مشرق ایرانى تأکید مى کنند . و زمان آن را همزمان با خروج سفیانى

در ماه رجب یعنى چند ماه قبل از ظهور حضرت و مرکز آن را صنعا معرفى مى کنند .

رهبر این نهضت ، در روایات ، به " یمانى " معروف است . و روایتى نام او را

" حسن " و یا " حسین " و از نسل " زید بن على " مى داند .

اینک مهمترین روایات مربوط به این نهضت را بررسى مى کنیم :

از امام صادق ( علیه السلام ) روایت شده که فرمود :

" قبل از قیام قائم ، وقوع پنج علامت حتمى است : یمانى ، سفیانى ، صیحه آسمانى ، کشته شدن نفس

زکیّه و فرو رفتن در بیداء " ( 2 ) .

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) سند صحیح ، سندى است که تمام راویان آن مورد وثوق باشند . مترجم

( 2 ) بحار : 52 / 204 .





صفحه : 150



و نیز فرمود :

" خروج سفیانى ، یمانى و خراسانى در یک سال ، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته

مهره ها پشت سر هم خواهد بود . سختى از هر سو پدید آید ، واى بر کسى که با آنها مخالفت و دشمنى کند .

در میان درفش ها ، هدایت گرتر از درفش یمانى وجود ندارد ، چرا که درفش حق است و شما را بسوى

صاحبتان دعوت کند . وقتى یمانى قیام کند ، فروش اسلحه به مردم حرام است . پس بسوى او بشتابید که

درفش او درفش هدایت است . بر هیچ مسلمانى ، سرپیچى از او جایز نیست و اگر کسى چنین کند اهل آتش

است ، زیرا او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت کند . " ( 1 )

امام رضا ( علیه السلام ) در مورد کسى که ادعا مى کرد ، امام زمان است ، فرمود :

" قبل از ظهور ( مهدى ) ، سفیانى ، یمانى ، مروانى و شعیب بن صالح خواهند آمد ، پس او چگونه چنین

ادعائى مطرح مى کند ؟ " ( 2 )

منظور از مروانى در روایت ، احتمال دارد همان ابقع باشد یا آنکه در متن روایت

خراسانى بوده و توسط نویسندگان اشتباهى رخ داده باشد .

از امام صادق ( علیه السلام ) روایت شده که فرمود :

" خروج این سه تن ، خراسانى ، سفیانى و یمانى در یک سال ، یک ماه و یک روز اتفاق مى افتد . و

درفش یمانى از همه هدایت کننده تر است زیرا که دعوت به حق مى کند . " ( 3 )

و از هشام بن حکم نقل شده که چون " طالب حق " خروج کرد به امام صادق ( علیه السلام )

گفته شد : " آیا امیدوارید این شخص یمانى باشد ؟ حضرت فرمود : خیر ، یمانى پیرو على است و این

شخص از آن حضرت بیزارى مى جوید " ( 4 ) و در همین روایت آمده است که " یمانى و سفیانى

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) بشارة الاسلام ص 93 به نقل از غیبت نعمانى .

( 2 ) بحار : 52 / 233 .

( 3 ) بحار : 52 / 210 .

( 4 ) بحار : 52 / 75 .





صفحه : 151



همچون دو اسب مسابقه هستند " یعنى هر یک مى کوشد از دیگرى سبقت گیرد .

و در بعضى روایات درباره حضرت مهدى ( علیه السلام ) وارد شده است :

" او از یمن و آبادى اى به نام کرعه خروج مى کند . "

کرعه قریه اى در یمن از منطقه بنى خولان نزدیک صعده است . در صورت

صحیح بودن این روایت ، باید گفت که منظور ، خروج یمانى است که قیام خود را از

این منطقه آغاز مى کند و اگر در بعضى روایات آمده که آغاز حرکت حضرت از

مشرق است ; منظور آغاز حرکت یاران آن حضرت است . زیرا آنچه در روایات

ثابت و مکرر آمده این است که امام زمان ( علیه السلام ) از مکه و مسجد الحرام قیام خود را

آغاز مى کند .

در کتاب بشارة الاسلام آمده است :

" آنگاه ، فرمانروائى بنام حسین یا حسن از صنعاء قیام کند و با قیام او فتنه هاى سخت از میان برود ،

خجسته و پاک ظاهر شود و در پرتو ظهور او تاریکیها به روشنى تبدیل و حق بعد از پنهان شدن ، آشکار

گردد . " ( 1 )

* *

اکنون به بررسى چند نکته درباره نهضت و قیام یمانى مى پردازیم :

الف : نقش انقلاب و قیام یمانى : طبیعى است که نهضتى که زمینه ساز حضرت

مهدى ( علیه السلام ) در یمن است ; نقش عمده اى در مساعدتِ نهضتِ آن حضرت و یارى او

در حجاز دارد . هرچند که در روایات به این نقش چندان اشاره نشده و شاید دلیل

آن حفظ نهضت یمانى و جلوگیرى از آسیب هاى احتمالى به آن باشد . ما بزودى در

مبحث نهضت آن حضرت خواهیم گفت که نیروهاى انسانى که در مکه و حجاز قیام

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) بشارة الاسلام ص 187 .





صفحه : 152



مى کنند و سپاه حضرت را تشکیل مى دهند ، بطور عمده از یاوران حجازى و یمنى

خواهند بود .

یمنى ها در عراق

طبق بعضى روایات ، به دنبال ورود سفیانى به عراق ، یمانى هم وارد آنجا

مى شود . نیروهاى یمنى در جنگ با سفیانى نقش پشتیبانى نیروهاى ایرانى را دارند ،

چرا که از لابلاى اخبار چنین فهمیده مى شود که طرف اصلى درگیر با سفیانى ، مردم

مشرق زمین یعنى یاران خراسانى و شعیب هستند .

از طرف دیگر ، یمنى ها علاوه بر حجاز ، نقش اساسى در منطقه خلیج خواهند

داشت ، گرچه روایات آنرا خاطر نشان نساخته اند ، اما ممکن است فرمانروائى یمن ،

حجاز و کشورهاى حوزه خلیج در دست نیروهاى یمنى باشد که پیرو حضرت اند .

ب : چرا پرچم یمانى از پرچم خراسانى هدایت بخش تر است ؟ با اینکه درفش

خراسانى و بطور کلى درفش هاى اهل مشرق به درفش هدایت ، توصیف شده و

کشتگان آنها شهید محسوب گشته و تعدادى از ایرانیان جزو وزیران ، مشاوران و از

یاران خاص حضرت اند . از جمله فرمانده نیروهاى ایرانى ، شعیب بن صالح که

توسط امام به فرماندهى کل ارتش حضرت انتخاب مى گردد . و با آنکه نقش ایرانیان ،

در آماده سازى قیام حضرت ، نقش وسیع و فعّالى است و فداکارى آنان آغازگر

نهضتِ حضرت خواهد بود ، و ما آن را در فصل " نقش ایرانیان در دوران ظهور "

بیان خواهیم کرد ، پس چرا انقلاب یمانى هدایت بخش تر از نهضت ایرانیان است ؟

دلیل این کار ممکن است به روش اداره حکومت توسط یمانى بازگردد یعنى

روش ساده و قاطع اسلامى در رهبرى سیاسى و ادارى . در حالى که دولت ایرانیان

از پیچیدگى در مدیریت و نواقص دیگر رنج مى برد ، این تفاوت ریشه در سادگى و

قبیله اى بودن جامعه یمن و وراثت تمدن کهن و چند گانه جامعه ایرانى دارد .



صفحه : 153



همچنین ممکن است انقلاب یمن بخاطر برخوردارى از سیاست هاى قاطع ، و

دستگاه اجرائى واقع بین و بهره گیرى از نیروهاى مخلص و مطیع و نظارت مستمر بر

عملکرد کارگزاران خود ، داراى قدرت هدایت بیشترى باشد . و این همان دستور

العملى است که اسلام به متولیان امور مى دهد تا بر اساس آن با کارکنان حکومتى

عمل نمایند همچنانکه در منشور امیر مؤمنان ( علیه السلام ) به مالک اشتر مى بینیم . در صفات

حضرت مهدى ( علیه السلام ) نیز آمده است که " او نسبت به کارگزاران و کارمندان خود سختگیر و نسبت به

بینوایان مهربان است " .

در حالى که ایرانیان بر اساس چنین سیاستى عمل نمى کنند .

و نیز احتمال دارد درفش یمانى از این جهت هدایت کننده تر باشد که در تعقیب

طرح جهانى اسلام ، خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات بین المللى روز نداند ،

در حالى که ایرانیان معتقد و ملزم و مجبور به رعایت آنها باشند .

اما بهتر آن است که بگوئیم انقلاب یمانى به دلیل بهره گیرى از رهنمودهاى

مستقیم حضرت مهدى ( علیه السلام ) قدرت هدایت بیشترى دارد چرا که یمن جزء لاینفک

قلمرو نهضت حضرت شمرده مى شود .

علاوه بر آن ، شخص یمانى به دیدار حضرت نائل مى شود و بطور مستقیم از آن

حضرت کسب تکلیف مى کند .

نشانه هاى این ادعا ، روایاتِ مربوط به انقلاب یمنى هاست که رهبر انقلاب یمن

یعنى شخص یمانى را مى ستاید و مى گوید : " بسوى حق هدایت کند و شما را بسوى صاحبتان

بخواند . سرپیچى از فرمان او براى مسلمانان جایز نیست و کسى که چنین کند اهل آتش خواهد بود "

اما در روایات مربوط به نهضت ایرانیان ، بیش از ستایش رهبران ، از عموم مردم

به عنوان یاوران درفش هاى سیاه و اهل مشرق ، ستایش شده است . البته بجز

شعیب بن صالح که با توجه به روایات ، نسبت به بقیه فرماندهان ، امتیاز و برترى



صفحه : 154



ویژه اى دارد و پس از او سید خراسانى و سپس مردى از قم در روایات مورد ستایش

قرار گرفته اند .

علاوه بر همه این موارد ، انقلاب یمانى به ظهور امام ( علیه السلام ) نزدیکتر از انقلاب

ایرانیان است ، حتى اگر فرض کنیم یمانى قبل از سفیانى قیام کند یا آنکه یمانى

دیگرى زمینه ساز یمانى موعود باشد .

در حالى که انقلاب ایرانیان بدست مردى از قم صورت مى پذیرد که سرآغاز

نهضت و قیام حضرت مهدى ( علیه السلام ) است " آغاز نهضت او از مشرق است " و فاصله بین شروع

نهضت ایرانیان و بین خراسانى و شعیب ممکن است بیست یا پنجاه سال و یا آنچه

خدا اراده کند ، بطول انجامد . . .

چنین نهضتى بر پایه اجتهادِ فقهاء و نمایندگان سیاسى آنان استوار است و از

امتیاز خلوص انقلاب یمانى که بطور مستقیم از ناحیه امام مهدى ( علیه السلام ) هدایت

مى شوند ، بهره مند نیست .

ج : نکته دیگر اینکه ، ممکن است یمانى چند نفر بوده و مثلا دومین آنها ، یمانى

مورد نظر باشد . در روایاتى که گذشت خروج یمانى موعود را با صراحت همزمان با

ظهور سفیانى ، یعنى سال ظهور حضرت بیان کردیم ولى روایت دیگرى با سند

صحیح از امام صادق ( علیه السلام ) وجود دارد که مى گوید :

" یک مصرى و یک یمانى قبل از سفیانى قیام مى کنند . " ( 1 )

بنابر این روایت ، یمانى اول ، زمینه ساز یمانى موعود خواهد بود ، همچنانکه

" مردى از قم " و " اهالى مشرق " زمینه ساز خروج خراسانى و شعیب خواهند بود

که هر دو در روایات وعده داده شده اند .

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) بحار : 52 / 210 .





صفحه : 155



این روایت ، زمان خروج یمانى اول را پیش از سفیانى تعیین کرده که ممکن

است اندکى قبل از سفیانى و یا سالهاى طولانى قبل از او باشد . والله العالم .

د : مطلب دیگر ، روایتى است که عبید بن زرارة از امام صادق ( علیه السلام ) روایت نموده

که گفت :

" نزد امام صادق ( علیه السلام ) از سفیانى سخن گفته شد . حضرت فرمود : او چگونه خروج کند در حالى که مرد

چشم شکسته در صنعاء هنوز خروج نکرده است . " ( 1 )

این خبر از روایات قابل توجه است که در منابع معتبرى همچون کتاب غیبت

نعمانى آمده و شاید سند آن صحیح باشد .

و چنانچه گفتیم ، احتمال دارد مردى که قبل از سفیانى ظهور مى کند ، یمانى اول

باشد که زمینه ساز یمانى موعود است . اما در اینکه منظور از " مرد چشم شکسته "

چیست ، چند احتمال وجود دارد . بهترین آن این است که بگوئیم ، این یک بیان

رمزى از امام صادق ( علیه السلام ) است و معناى آن جز در وقت خود آشکار نمى گردد .

* *

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) بحار : 52 / 245 .





صفحه : 156





صفحه : 157




اما مراد شیخ مفید از حتمى بودن برخى نشانه ها و مشروط بودن دسته اى دیگر

این است که وقوع تعدادى از این حوادث ، حتمى است مانند خروج سفیانى و

یمنى ، کشته شدن نفس زکیه ، صیحه آسمانى ، فرو رفتن لشکر سفیانى و غیر آن . و

تعدادى دیگر مشروط به وقوع پیشامدهاى دیگرى است که علم آن نزد خداى

سبحان و تقدیر او است . آرى او است که به گذشته و آینده و نسبت به تمام حوادث

دانا و آگاه است .

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) ارشاد مفید ص 336 وبحار : 52 / 219 .





صفحه : 172





منظور از درفش هاى مشرق زمین ، درفش هاى سیاه خراسانى ها است که همراه

نیروهاى یمنى جهت مقابله با سفیانى که بدانجا لشکرکشى نموده وارد عراق

مى شوند .

ص 173







بخش جنبش سفیانى از آن یاد کردیم اما از مجموعه روایات چنین استفاده مى شود

که حکومت وقت عراق در آن زمان به اندازه اى ضعیف وناتوان است که نه با قواى

نظامى و نه با تکیه بر نیروى مردمى قادر به جلوگیرى از هجوم سفیانى نیست . این

حکومت حتى نمى تواند از ورود نیروهاى یمنى وایرانى که جهت رویاروئى با

سفیانى وارد عراق مى شوند ممانعت کند . اما احتمال دارد ورود نیروهاى سفیانى

به عراق با دعوت حکومت ضعیف آن کشور باشد . و شاید نبردى که لشکریان

سفیانى در دجیل و بغداد و سایر شهرهاى عراق با آن درگیر مى شوند ، جنگ و

درگیرى سفیانى با گروه هاى شورشى باشد که علیه او قیام مى کنند . از طرف دیگر ،

روایات بیانگر آن است که نیروهاى ایران و یمنى از پشتیبانى مردمى ملت عراق

برخوردارند و عراقى ها با شادمانى این نیروها را جهت تعقیب و سرکوبى قواى

سفیانى یارى مى نمایند .



ص 178



عمرو بن شمر در روایتى از امام باقر ( علیه السلام ) مى گوید : سخن از مهدى ( عج ) به میان آمد ،

حضرت فرمود : " او وارد کوفه شود در حالى که سه جناح پرچم دار با یکدیگر درگیرند ، آنها شهر را تحویل

حضرت دهند . او وارد شهر شده و بر فراز منبر قرار گیرد . اما مردم از شدت گریه متوجه گفتار وى

نشوند " ( 1 ) در این حدیث و احادیث مشابه ، منظور از کلمه کوفه عراق است و ظاهراً

باید بخشى از گروه هاى موجود در عراق یاران خراسانى و یمنى حضرت باشند



ص 189





با پاکسازى عراق توسط حضرت و ملحق شدن آن به قلمرو حکومت امام زمان و

مرکزیت یافتن آن ، دامنه فرمانروائى حضرت شامل مناطق یمن ، حجاز ، ایران ،

عراق و کشورهاى خلیج خواهد شد و بدین ترتیب حضرت مهدى ( علیه السلام ) با خاطرى

آسوده از اوضاع داخلى به سراغ دشمنان خارجى خود خواهد رفت .



ص 197



چه مى توان کرد ، وقتى که در روایات مربوط به حضرت مهدى ( علیه السلام ) و زمینه سازان

حکومت آن بزرگوار ، ایرانى ها و یمنى ها داراى سهم بسزائى بوده و کسانى هستند

که به افتخار ایجاد زمینه ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وى نائل مى شوند ،



ص 205



منابع حدیث شیعه علاوه بر ایرانیان ، از یمنى ها نیز بعنوان زمینه سازانِ ظهور

حضرت نام برده اند .

ص 208



بنابراین روایاتِ مربوط به مقدمات ظهور ، سه دسته هستند :

الف : روایاتِ مربوط به دولت هواداران درفش هاى سیاه که شیعه و سنّى آن را

نقل کرده اند .

ب : روایاتِ مربوط به ظهور حکومت یمنى که فقط در منابع شیعه وارد شده و

شبیه این روایات در برخى از منابع سنى ها آمده اما بیانگر ظهور یمانى پس از ظهور

حضرت مهدى ( علیه السلام ) است .

ج : روایاتى که حاکى از ظهور زمینه سازان قیام حضرتند ، بى آنکه جزئیات آنها را

مشخص نمایند . اما بزودى بیان خواهیم کرد که این روایات بطور کلى بر یارانِ

ایرانى و یمنىِ آن حضرت منطبق است که زمینه سازِ حکومتِ آن حضرتند .

روایات ، زمان روى کار آمدن حکومت یمنى ها را مشخص نموده و آنرا سال

ظهور حضرت و همزمان با خروج سفیانى یا نزدیک به آن مى داند .



ص 209

بنابراین ، حضرت در این دوره حساس نقش تقریباً کامل رهبرى خود را ایفا

نموده و با رهنمودهاى خویش حکومت هاى زمینه ساز یمنى و ایرانى را رهبرى

مى نماید و در تمام سرزمین هاى اسلامى ، با یاران خود که اولیاء خدایند ، ارتباط

برقرار مى کند .

ص 249



از سوى دیگر دو حکومت زمینه ساز ظهور حضرت ، یعنى حکومت یمن و

ایران در حوادث جهان و آگاهى افکار ملتها ، آثار سیاسى مهمى برجاى گذاشته و

نیاز شدیدى به رهنمودها و هدایتهاى آن حضرت احساس خواهد شد .

...

از روایات و از سیر طبیعى حوادث چنین برمى آید که دشمنان حضرت یعنى

سفیانى و سردمداران کفر واکنش شدیدى در برابر موجِ افکار عمومى طرفدار

حضرت نشان مى دهند و تمام توان خود را در سامان دادن به عراق و حجاز متمرکز

مى کنند که نقطه ضعف منطقه بشمار مى آیند . چرا که سران کفر در عراق از نفوذ

زمینه سازان ایرانى و ضعف حکومت مرکزى آن نگران مى شوند و در حجاز از خلأ

سیاسى و درگیرى قبایل بر سر حکومت و نفوذ زمینه سازانِ یمنى هراسان مى گردند



ص 257



ج : نیروهاى امنیتى سفیانى ، این نیروها در تعقیب فرارى مدینه از چنگال خود بوده و

پیوسته اوضاع را جهت ورود لشکر سفیانى در موقعیت مناسب ، زیر نظر دارند تا

هرگونه قیام و نهضت امام مهدى ( علیه السلام ) را از مکه ، سرکوب نمایند .

از سوى دیگر در برابر این تحرکات ، یمنى ها نیز باید در مکه و حجاز داراى

نقشى باشند . بویژه از این رو که حکومتِ زمینه ساز آنها ، چند ماه قبل از ظهور ،

تأسیس مى شود ، همچنانکه یاران ایرانى امام ( علیه السلام ) نیز در مکه باید حاضر باشند ،

بلکه خود حضرت نیز باید داراى یارانى از میان مردم حجاز و مکه و حتى نیروهاى

رژیم حجاز باشد .



ص 280



بى تردید امام زمان ( علیه السلام ) علاوه بر اسباب غیبى که خداوند در

پاورقى ----------------------------------

( 1 ) بحار : 52 / 306 .





صفحه : 292



اختیار وى قرار داده ، وسائل طبیعى را نیز مهیّا مى کند تا سخنان خود را به شکل

کامل به گوش مردم برساند و سپس یاران او بتوانند بر حرم شریف و آنگاه بر مکه

تسلط یابند و این کار به دست صدها و یا هزاران نفر از یاران یمنى ، ایرانى ، حجازى

و حتى مکّى وى که طبق روایات ، شمارى از آنان با حضرت بیعت مى کنند ، انجام

خواهد گرفت ، اینها نیروهاى انسانى و نظامى هستند که براى پیروزى نهضت

مقدس حضرت مهدى ( علیه السلام ) اقدام به کارهاى مهم و ضرورى مى نمایند و زمام امور را

در شهر مکه بدست مى گیرند و موج پشتیبانى مردمى از آن حضرت را ، به حرکتى

سامان یافته تبدیل مى کنند .











با قرار گرفتن سرزمین حجاز تحت فرمانروائى امام ، قلمرو دولت آن بزرگوار با

وجود مخالفانى در عراق ، کشورهاى یمن ، حجاز ، ایران و عراق را دربرمى گیرد .



ص 299

با توجه به تسلط امام بر حجاز ، باید خلیج نیز تحت فرمان امام درآید . این اتفاق

ممکن است با کمک ملت هاى آن منطقه و یا با پشتیبانى یاران یمنى وایرانى صورت

پذیرد .

ص 300



به احتمال قوى امام ( علیه السلام ) در این مدت به اقتضاى مصلحت ، بین حجاز ، ایران ،

عراق و یمن در رفت و آمد خواهد بود و شخصاً در نبردهاى سپاهش شرکت

نخواهد کرد مگر وقتى که ضرورت این حضور احساس شود .



ص 301



نبرد امام ( علیه السلام ) با یهود

بر اساس روایات ، چهره سیاسى منطقه ، قبل از نبرد قدس بدین گونه است :

پیروزى هاى غیر منتظره یاران حضرت در یمن ، حجاز ، عراق و احتمالا پیروزى او

بر غربى ها در منطقه خلیج ، رومى ها و غربى ها را از رویاروئى با حضرت به شدت

نگران و هراسان مى سازد .

ص 309

اما روایاتى که شمار سپاهیان حضرت را بیش از ده هزار نفر عنوان کرده اند

مربوط به لشکرى است که حضرت آنرا از مکه به مدینه اعزام مى دارد . و چه بسا

برخى از راویان ، این سپاه را با سپاهى که حضرت از عراق به سوى قدس روانه

خواهد کرد ، اشتباه گرفته اند در حالیکه فرمانده این لشکر ، شعیب بن صالح ، همان

فرمانده نیروهاى ایرانى است که لشکر آنها از مرز یک میلیون سرباز فراتر مى رود

چرا که سپاه او شامل نیروهاى ایرانى ، یمنى ، عراقى و نیروهاى سایر کشورهاى

اسلامى است . بعلاوه شمارى نیز در طول مسیر از سرزمین شام و احتمالا دیگر

نقاط به آن خواهند پیوست .

ص 314



لشکر شامل دوازده هزار سرباز است آنها بین یافا و عکّا فرود آیند . فرمانرواى آنها کشتى هایشان را به

آتش کشد و به یاران خود گوید : از سرزمینتان دفاع کنید ، آنگاه جنگ و کشتار از دو طرف آغاز شود .

سپاهیان به کمک یکدیگر بشتابد . حتى کسانى که در حضرموت یمن هستند به یارى شما آیند . در آن

هنگام خداوند با نیزه و شمشیر و تیر خود ، بر آنها هجوم آورد و به سبب آن بزرگترین کشتار در میانشان

واقع گردد " ( 2 )



ص 322
دانلود كلیپ درباره سید خراسانی

خیلی سخته برای کسی که بیاد اثبات بکنه و یا ادعا بکنه که مقام معظم رهبری سید خراسانی نیستند...

در روایت ها حتی ذكر شده كه آن كسی كه از قم قیام میكند پرچم را به نفر بعدی خواهد داد .

در روایت آمده كه این سید در دست راستش علتی داره ، خالی داره ، مشكلی داره ، خال در زبان عرب به معنی مشكل و جراحت است .

در روایت ها برای آخر الزمان نشانه های دیگری هم هست مثل نابودی قوم یهود كه شما میبینید واقعآ این زمینه آماده است . یكی از علمای یهود گفته بر اساس آگاهی های مذهبی ما درباره آینده دولت اسرائیل انقراضش نزدیكه ...
دانلود سخنرانی حجت السلام پناهیان در مورد سید خراسانی

حجم:857KB / مدت زمان:4:00 / فرمت:mp3
[تصویر: 00.jpg]
سپاهیان آسمانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

در مقاطع مختلف پس از ظهور، جبرئیل و میكائیل حضور ملموسی دارند، كه از آن جمله می‌‌توان به سرآغاز ظهور و هنگامة بیعت با حضرت مهدی(علیه السلام) در «مسجدالحرام» و نیز لشكر كشی برای نبرد با سفیانی21و شكست و كشتن او اشاره كرد.
جبرئیل
قیام امام عصر(علیه السلام)، واقعه‌ای شریف و در عین حال دوست داشتنی است كه از هزاران سال پیش، بسیاری چشم امید به وقوع آن داشته‌اند. یكی از مقاطع مهمّ تاریخ پس از ظهور، نبرد با شیطان است. در این جنگ كه به حق می‌‌توانیم آن را بزرگترین جنگ تاریخ حیات بشر بدانیم، دو جبهة حقّ و باطل رو در روی هم می‌‌ایستند؛ سپاه باطل متشكّل از جنّ و انسی است كه تحت فرمان ابلیس قرار دارند و در مقابل آنان، سپاه حق از مجموعة ملائكه، جنّیان مؤمن و انسان‌هایی است كه به ولایت و فرماندهی امام عصر(علیه السلام) مفتخر گشته‌اند. ممكن است برخی گمان كنند اینجا اوّلین حضور ملموس ملائكه بر روی زمین است؛ در حالی كه ملائكه از مدّت‌ها قبل برای همراهی با امام عصر(علیه السلام) قدم بر زمین نهاده‌اند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نخستین كسی كه با قائم(علیه السلام) بیعت خواهد نمود، جبرئیل است. او در چهرة پرندة سفیدی از آسمان فرود می‌‌آید و با آن حضرت دست بیعت می‌‌دهد. آنگاه یك پا بر بیت الله و پای دیگر [را] بر بیت المقدّس می‌‌گذارد و با ندای زیبا و رسایی كه همگان آن را می‌‌شنوند، می‌گوید: «أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ؛1 [هان] امر خدا دررسید پس در آن شتاب مكنید او منزّه و فراتر است از آنچه [با وى] شریك مى‏سازند.» كه البتّه آن گونه كه خواهیم دید، در غدیرخم نیز او اوّلین بیعت كننده بود.
در این نوشتار قصد داریم نگاهی بسیار بسیار اجمالی به زندگی اوّلین بیعت كننده با امام زمان(علیه السلام) بیندازیم.

برترین ملك خدا و مأمور برای ....
جبرئیل یكی از چهار ملائكة الهی است كه خداوند او را بر دیگر ملائك برتری داده و برگزیده است. گاه در روایات از او با تعبیر «طاووس الملائكه» یاد شده2 كه از برتری او بر دیگر ملائك از حیث جمال و زیبایی حكایت می‌‌كند. نقل شده روزی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جبرئیل پرسید: «گرامی‏ترین خلق نزد خدا كیست؟» او به آسمان رفته و برگشت و گفت:
«گرامی‏ترین خلق نزد خدا، جبرئیل است و میكائیل و اسرافیل و ملك الموت، امّا جبرئیل موكّل جنگ و یار پیغمبران است و میكائیل موكّل هر قطره كه ببارد و هر برگ كه بروید و هر برگ كه بیفتد و ملك الموت گماشته به گرفتن جان هر بنده است، در خشكی یا دریا و اسرافیل امین خدا است، میان او و آنان».3
در روایتی دیگر جبرئیل(علیه السلام) علاوه بر ابلاغ وحی، این موارد را نیز از جمله وظایف خود بر می‌‌شمرد:
«من امین خدا بر وحی اویم و من پیك خدا به سوی انبیا و مرسلینم و من متصدّی خسوف و كسوفم و ملّتی را خدا هلاك نكرده، مگر به دست من».4


جبرئیل ملك و انبیای الهی
در طول مقاطع مختلف تاریخ، جبرئیل حضوری ملموس و پررنگ، به خصوص در تاریخ انبیا داشته كه پرداختن به همة آنها در این مختصر، ممكن نیست و به طور گزینشی به موارد محدودی در اینجا اشاره می‌‌شود. در ماجرای خلقت حضرت آدم(علیه السلام) و حوادث پس از آن، جبرئیل به طور مداوم و در نقش معلّمی ‌دلسوز، همواره با او در ارتباط بوده و در جریان نبوّت حضرت نوح(علیه السلام) نیز علاوه بر وحی، می‌‌توان جبرئیل را در نقش معلّمِ نجّاری این پیامبر خدا، مشاهده كرد. 5

جبرئیل در زندگانی حضرت ابراهیم(علیه السلام) نقشی فعّال، از تولّد اسماعیل گرفته تا گذاشتن او در «مكّه» و... داشته است.6 در ماجرای عذاب قوم لوط، جبرئیل(علیه السلام) مأمور اجرای فرمان عذاب خداوند بوده كه بدون ذكر نام ملائكه این جریان در قرآن كریم نیز آمده است.7

در ماجرای ولادت حضرت مسیح(علیه السلام) جبرئیل روح‌الامین كه بر مریم قدّیس وارد شد و پیام خدا را به او منتقل ساخت. 8

در تشریفات مبعث، جبرئیل و میكائیل حامل پیام رسالت رسول‌خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند و علاوه بر آن، در روایات جبرئیل، میكائیل و اسرافیل(علیه السلام) را همنشینان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیان نموده‌اند.9 مهم‌ترین و مشهورترین مأموریّت جبرئیل(علیه السلام) در طول حیاتش، ابلاغ وحی‌الهی به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده كه نیازی به توضیح بیشتر ندارد و دربارة آن بسیار خوانده و شنیده‌ایم؛ لیكن یكی از نكات جالب توجّه در تاریخ حیات رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ادبی است كه جناب جبرئیل(علیه السلام) در برابر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رعایت می‌‌كرده است. به تصریح امام صادق(علیه السلام) هرگاه جبرئیل(علیه السلام) خدمت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می‌‏آمد، اجازة ورود می‌خواست، اگر پیغمبر در حالی بود كه مناسب نبود، جبرئیل وارد شود، همان جا می‌‏ایستاد و اگر اجازه می‌داد، وارد می‌شد. محلّ ایستادن او زیر ناودان مقابل در معروف به «باب فاطمه» و مقابل «قبر» است، به طوری كه اگر سر را بلند كنی، ناودان بالای سر تو است.10 پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی مدّتی جبرئیل(علیه السلام) را نمی‌دیدند، دل‌تنگ می‌‌شدند،11 كه البتّه این دل‌تنگی بیش از آنكه ناشی از ندیدن او باشد، حاكی از انتظار وحی و امید به رسیدن پیام‌های خداوند متعال بوده است.

در معراج پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، جبرئیل(علیه السلام) همراه صمیمی ‌رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده است. بنابر آنچه در روایات آمده «هنگامی كه حضرت رسول می‌‏خواست به معراج برود، جبرئیل براق را آورد و او را بر در خانة خدیجه بست....وقتی كه جبرئیل بر حضرت وارد شد، براق خیلی خوشحالی می‌‏كرد. جبرئیل گفت: ساكت باش! بهترین خلق خدا می‌‏خواهد بر تو سوار شود. براق ساكت شد. بعد، پیامبر سوار او شد و به طرف «بیت المقدّس» روانه شدند. پیامبر پیرمردی را دید از جبرئیل پرسید: این شخص كیست؟ جواب داد: پدرت ابراهیم است. در آنجا فرود آمدند و خداوند تمام انبیا را جمع كرد و جبرئیل اذان گفت. حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جلو رفت و همة انبیا به امامت او نماز خواندند...».12

* حضور جبرئیل(علیه السلام) در غدیرخم

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه فرموده: «وقتی پیامبر خطبة غدیر را به پایان رسانید، در میان جماعت، مردی خوش سیما و معطّر ظاهر شده و گفت: به خدا سوگند هیچ وقت محمّد را مانند امروز ندیده بودم كه تا این اندازه در معرفی پسر عمویش علیّ بن ابی طالب و برای تثبیت وصایت و ولایت او اصرار، تأكید و پافشاری نماید و به راستی جز كافر به خدای عظیم و پیامبرش، هیچ كس قادر به مخالفت با آن قرارداد نیست، غم و اندوه طولانی و دراز بر كسی كه پیمانش بگسلد!»

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «عمر بن خطّاب از هیئت و طرز سخن آن شخص، شگفت‏زده گشته و رو به رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كرده، عرض نمود: آیا شنیدی آن مرد چه گفت؟

چنین و چنان گفت، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «ای عمر! آیا فهمیدی او كه بود؟» گفت: خیر، فرمود: «او روح‌الامین جبرئیل بود، پس مبادا ولایت علی را نقض كنی كه در این صورت، خداوند، پیامبر، فرشتگان خدا و همة مؤمنان از تو بیزار شوند!»13

در منابع آمده وقتی پیغمبر خدای(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحلت فرمود، جبرئیل(علیه السلام) فرود آمد و پیغمبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پوشیده روی بود و در خانة امیرالمؤمنین و صدیقة طاهره و حسنین(علیه السلام) بودند. گفت:

سلام بر شما باد ای خانوادة پیغمبر! هر نفسی چشندة مرگ است. به درستی كه در می‌‏یابند پاداش‌های خود در روز قیامت و در برابر خدای تعالی، [در آن روز] خرسندی از هر مصیبت و جانشینی از هر هالك و تلافی از هر فوت ‏شونده است. پس به خداوند وثوق و اعتماد نمایید و به او امیدوار باشید. به درستی كه مصیبت زده آن است كه از ثواب خدای، دچار حرمان شود و این آخر قدم من است در دنیا».

و از جابر بن عبدالله نقل شده كه گفت چون پیغمبر خدای(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دار فانی به سرای جاودانی رحلت فرمود، تسلیت دادند اهل بیت را ملائكه كه سخنشان شنیده می‌‏شد و اشخاصشان دیده نمی‏شد و گفتند: «السّلام علیكم یا اهل البیت و رحمة الله و بركاته، ان فی الله عزّ و جلّ عزاء من كلّ مصیبة و خلفا من كل هالك فبالله فثقوا و ایّاه فارجوه فإنّما المحروم من حرم الثواب و السّلام علیكم و رحمة الله و بركاته؛ سلام بر شما باد ای اهل خانه و رحمت و بركات خدای بر شما باد! به درستی كه در وجهة خدای تعالی، خرسندی از هر مصیبتی، خلیفه از هر هالكی است؛ پس به خدای تعالی اتكال گیرید و به او امیدوار شوید و محروم آن است كه از ثواب خدای محروم شود و سلام و رحمت و بركت‌های خدای بر شما باد».14


جبرئیل در خدمت ائمه(علیه السلام)
جبرئیل ملك در طول حیات اهل بیت(علیه السلام) بارها بر ایشان نازل شده و به مأموریّت‌های محوّل شده به خود می‌‌پرداخت كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌‌كنیم:

1. حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها)
علاوه بر ماجرای ازدواج حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها)، در مقاطعی دیگر نیز جبرئیل(علیه السلام) را در زندگی امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌‌توان مشاهده نمود. در ماجرای بدر، هنگامی‌كه مسلمانان تشنه شده بودند، حضرت علی(علیه السلام) برای آوردن آب به سر چاهی می‌‌روند و هنگامی‌كه بر سر چاه بودند سه وزش باد شدید را احساس می‌‌كنند. بعد از برگشت، پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ایشان می‌‌فرمایند: «باد اوّل جبرئیل(علیه السلام) با هزار ملك و باد دوم میكائیل و سومی‌ اسرافیل هركدام به همراه هزار ملك دیگر بوده‌اند كه آنان همگی بر تو سلام كردند و مددرسان ما هستند و ابلیس با دیدن آنان عقب‌نشینی كرد».15
به تصریح امام مجتبی(علیه السلام) در خطبه‌ای كه پس از شهادت امیرمؤمنان(علیه السلام) در «مسجد كوفه» ایراد نمودند، میكائیل ملك به هنگام تشییع جنازة ایشان در سمت راست تابوت آن حضرت حركت می‌‌نموده است و ایشان اجازه نداشته‌اند تابوت امیر المؤمنین(علیه السلام) را به غیر از جبرئیل و میكائیل بسپارند.16

2. امام حسین(علیه السلام)
مشهورترین ماجرای نسبت جبرئیل(علیه السلام) با سیّدالشّهدا(علیه السلام) به هنگام ولادت ایشان و دربارة فُطُرس ملك رخ داده كه ماجرای آن از این قرار است: از صادق آل محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدم كه می‌‌فرمود:

«وقتی حضرت حسین بن علی(علیه السلام) متولّد شد خدای حكیم به جبرئیل دستور داد با هزار ملك به زمین هبوط كند و از طرف خدا و خویشتن به حضرت رسول اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تهنیّت و تبریك بگوید. هنگامی كه جبرئیل متوجّه زمین شد، به جزیره‏ای از جزیره‏های دریا عبور كرد، در آن جزیره، ملكی بود كه وی را فطرس می‌‌گفتند و از ملائكة حاملین عرش به شمار می‌‌رفت، خدای حكیم او را به دنبال امری فرستاده بود، وی در انجام آن سستی كرده بود، خدای توانا پرهای او را شكسته و وی را در آن جزیره ‌انداخته بود. مدّت هفت‌صد سال بود كه او خدا را در آن جزیره می‌‏پرستید تا اینكه امام حسین(علیه السلام) متولّد شد، آن ملك به جبرئیل گفت: كجا می‌‌روی؟ گفت: خدای رحمان و رحیم یك نعمتی به حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عطا كرده، من مأمور شدم كه از طرف خدا و خودم به آن بزرگوار تهنیّت بگویم.

گفت: ای جبرئیل! مرا نیز به همراه خود ببر، شاید حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دربارة من دعا كند! جبرئیل او را با خود آورد.
هنگامی كه جبرئیل به حضور پیغمبر معظّم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشرّف شد و از طرف خدا و خویشتن به پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تبریك گفت و داستان فطرس را شرح داد، رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «به فطرس بگوجسد خود را به ‌[بدن] این مولود مسعود بمال و به سوی مكان خویشتن باز گرد. فطرس پس از اینكه بدن خود را با حضرت حسین(علیه السلام) تماس داد و پرواز نمود، گفت: یا رسول الله! امّت تو به زودی حسین تو را می‌‌كشند، حسین(علیه السلام) این حق را به گردن من دارد كه هر كس آن بزرگوار را زیارت نماید، من زیارت وی را به عرض آن حضرت برسانم و هر كسی كه به آن حضرت سلام كند، من سلامش را به آن بزرگوار برسانم و هر كسی كه درود بر آن حضرت بفرستد، من درود او را به امام حسین می‌‌رسانم. این بگفت و پرواز نموده، بالا رفت».17

حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند:
كربلا را زیارت كنید و آن را ترك نكنید زیرا این سرزمین بهترین فرزندان آدم(علیه السلام) را در خود گرفته، بدانید و آگاه باشید هزار سال قبل از اینكه جدّم حسین(علیه السلام) در آن ساكن گردد، فرشتگان این سرزمین را زیارت كرده‏اند و شبی منقضی نمی‏شود، مگر آنكه جبرئیل و میكائیل این مكان را زیارت می‌‏كنند، بنا بر این ای یحیی! (مقصود «یحیی» پدر «فضل» می‌‏باشد) سعی كن این مكان از تو فوت نشود و از دستت نرود.»18


دشمنان جبرئیل: ناصبیان و یهود؛
در آیة 97 سورة‌ بقره آمده:
«قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْری‏ لِلْمُؤْمِنینَ؛ آنها می‌‏گویند: چون فرشته‏ای كه وحی را بر تو نازل می‌‏كند، جبرئیل است و ما با جبرئیل دشمن هستیم، به تو ایمان نمی‏آوریم! بگو: كسی كه دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است؛ در حالی كه كتب آسمانی پیشین را تصدیق می‌‏كند و هدایت و بشارت است برای مؤمنان.»

كه مشابه این مضمون را در آیة 101 سورة‌ نساء نیز می‌‌توان دید. آن گونه كه از روایات برمی‌آید یهودیان از جبرئیل(علیه السلام) از این بابت متنفّرند كه مجری خشم و غضب الهی دربارة آنان بوده است. علاوه بر آن به سبب میزان تمجیدها و حمایت‌های جبرئیل(علیه السلام) از امیرمؤمنان(علیه السلام) آن دسته از جامعة اسلامی‌كه در زمرة ناصبیان قرار گرفته و بغض اهل بیت(علیه السلام) را در دل دارند، از جبرئیل(علیه السلام) نیز متنفّرند. از حضرت امام حسن عسكری(علیه السلام) نقل می‌‏كند كه فرمود:

«جابر ابن عبد الله انصاری گفت: عبد الله بن صوریا كه غلامی یهودی و یك چشمش كور بود، یهودیان مدّعی بودند او داناترین افراد مكتب خدا و علوم انبیا است، از پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سؤال‌هایی در مورد مسائل مختلف نمود تا ایشان را در جواب آنها به دشواری گرفتار كند، امّا پیامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جواب‌هایی به او دادند كه چاره‏ای از نپذیرفتن آنها نداشت.

گفت: این اخبار را كدام فرشته برایت می‌‏آورد؟ فرمود: «جبرئیل». گفت: اگر فرشتة دیگری می‌‏آورد به تو ایمان می‌‏آوردم ولی جبرئیل در بین فرشتگان، دشمن ما است، جز او اگر میكائیل یا دیگری از ملائكه به جز جبرئیل می‌‏آورد به تو ایمان می‌‏آوردم. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «چرا جبرئیل را دشمن خود می‌‏دانید؟» گفت: چون او گرفتاری و شدّت را برای بنی اسرائیل می‌‏آورد و نگذاشت بخت نصر به دست دانیال كشته شود تا مسلّط بر مردم گردید و بنی اسرائیل را به كشتن داد، هر نوع گرفتاری و ناراحتی را فقط جبرئیل می‌‏آورد ولی میكائیل حامل رحمت خدا بود.19


حضور جبرئیل در حوادث ظهور امام عصر(علیه السلام) و پس از آن برای یاری ایشان؛1. صیحة آسمانی

صیحه از جمله نشانه‌های حتمی ‌ظهور است كه ‌اندكی پیش از ظهور عمومی ‌امام عصر(علیه السلام) رخ می‌‌دهد. ابوبصیر از حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) روایت نموده كه فرمود:
«هر گاه دیدید آتشی بزرگ و شعله‌ور سه روز یا هفت روز از مشرق طلوع كرد، به خواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمّد باشید؛ زیرا خداوند بر همه چیز غالب و حكیم است.» آنگاه فرمود: «صدای آسمانی فقط در ماه رمضان است؛ یعنی ماه خدا و آن هم صدای جبرئیل به این مردم است.» سپس فرمود: «گوینده‏ای از آسمان نام قائم را می‌‌برد به طوری كه از مشرق تا مغرب آن را می‌‌شنوند. هر كس خواب است، بیدار می‌‏شود و هر كس ایستاده، می‌‏نشیند و هر كس نشسته از وحشت آن صدا برمی‌خیزد. خدا رحمت كند كسی را كه از آن صدا عبرت می‌‌گیرد؛ زیرا صدای اوّل، صدای جبرئیل امین است.»

ایشان ادامه دادند:
«آن صدا در شب جمعة بیست و سوم ماه رمضان است، به آن شك ننمایید و آن را بشنوید و پیروی كنید. در آخر آن روز، صدای شیطان ملعون به گوش می‌‌رسد كه می‌‌گوید: آگاه باشید! فلانی (مقصود سفیانی است) مظلوم كشته شده است تا بدین وسیله، مردم را به شك بیندازد و در میان آنها فتنه انگیزد، چه بسیار مردم مردّد و متحیّری كه در آن روز به واسطة این شك به آتش دوزخ درافتند. ولی شما اگر صدای اوّل را در ماه رمضان شنیدید، شك نكنید كه صدای جبرئیل است و علامت آن اینست كه اسم قائم و پدرش را می‌‌برد، به طوری كه دختران پرده‏نشین نیز آن را می‌‌شنوند و پدر و برادر خود را تشویق به بیرون آمدن، می‌‌كنند.»20

2. جبرئیل در روز ظهور امام زمان(علیه السلام)
در مقاطع مختلف پس از ظهور، جبرئیل و میكائیل حضور ملموسی دارند، كه از آن جمله می‌‌توان به سرآغاز ظهور و هنگامة بیعت با حضرت مهدی(علیه السلام) در «مسجدالحرام» و نیز لشكر كشی برای نبرد با سفیانی21و شكست و كشتن او اشاره كرد.22

پس از به دست گرفتن حكومت مكّه توسط امام عصر(علیه السلام) و سلطه بر این منطقه، با توجّه به جنایات سفیانی از «شام» تا «عراق» و «شبه جزیره»، مهم‌ترین و ضروری ترین اقدام، عقب راندن و دفع اوست. از همین رو امام(علیه السلام) با سپاهیانی كه تحت رهبری ایشان و فرماندهی سیصد و سیزده یارشان تشكیل شده، با هستة اوّلیة ده هزار نفره به تعقیب سپاهیان سفیانی می‌‌پردازند.

این تعقیب و عقب راندن سفیانیان تا «دریاچة طبریّه» ادامه می‌‌یابد. سفیانی از منطقة «وادی یابس» اقدامات خود را شروع می‌كند. این منطقه در اطراف دریاچة طبریّه قرار دارد. پروندة جنایات سفیانی در همان منطقه‌ای بسته می‌‌شود كه از آنجا آغاز شده بود. میكائیل و جبرئیل، از جمله شاخص‌ترین افرادی هستند كه در این نبرد و لشكركشی، امام(علیه السلام) را همراهی می‌‌كنند. ظاهراً جبرئیل فرماندهی ملائكة جناح راست و میكائیل فرماندهی ملائكة جناح چپ را برعهده دارند.23

امام مهدی(علیه السلام) پس از ظهور و شكست سفیانی به ناچار با غربیان وارد نبرد و جنگ می‌‌شوند.24
اندكی كه از آغاز نبرد می‌‌گذرد با وساطت حضرت مسیح(علیه السلام)، صلحی چند ساله با مسیحیان و غربیان بسته می‌‌شود.آنان تنها مدّت كوتاهی به این پیمان، متعهّد می‌‌مانند و مدّتی بعد آن را نقض می‌‌كنند. همین امر جنگ دوم امام عصر(علیه السلام) را باعث می‌‌گردد كه به آرامی ‌زمینه‌های نبرد با ابلیس و ابلیسیان فراهم می‌‌گردد. در میانة نبرد به ناگاه یكی از صلیبیّون بانگ می‌‌زند كه صلیب غلبه یافت. در مقابل او نیز یكی از مسلمانان فریاد برمی‌آورد كه خیر، یاران و یاوران خدا غلبه یافتند. در پس این مشاجرة لفظی، خداوند به جبرئیل می‌‌فرماید: «بندگانم را دریاب.» او با صدهزار ملك به یاری سپاه حق می‌‌شتابد. همین مطلب دربارة میكائیل و اسرافیل نیز اتّفاق می‌‌افتد كه آنان نیز به ترتیب با دویست و سیصد هزار ملك به یاری جبهة حق می‌‌شتابند و این سپاهیان تازه نفس امر را برای سپاهیان امام‌زمان(علیه السلام) سهل و پیروزی را برای ایشان روان و آسان می‌‌سازند.25

پس از آنكه دجّال به جمع آوری نیرو و پیرو پرداخت، با خیل عظیمی ‌رو به سوی مكّه و «مدینه» می‌‌كند كه با ممانعت میكائیل در مكّه و جبرئیل در مدینه مواجه می‌‌شود.24

مرگ جبرئیل(علیه السلام)
ماجرای مرگ جبرئیل در آخر دوران را، امام ششم(علیه السلام) چنین بیان نموده‌اند:
«چون خدا اهل زمین را بمیراند، درنگ كند به اندازة زمانی كه خلق بوده‏اند و به اندازة آنچه آنها را میرانیده و چند برابرش، سپس اهل آسمان اوّل را میراند سپس‏ درنگ كند به مانند آنچه خلق را آفریده و مانند آنچه اهل زمین و اهل آسمان اوّل را میرانده و چند برابر آن، سپس اهل آسمان دوم را بمیراند و به همین ترتیب بیان كرده تا مرگ اهل آسمان هفتم و فرمود: پس از آن درنگ كند به مانند دوران خلقت و دوران مرگ اهل زمین و اهل هفت آسمان و چند برابر آن. سپس میكائیل را بمیراند، سپس درنگ كند به مانند زمان آفرینش خلق و مانند همة اینها و چند برابر آن. سپس جبرائیل را بمیراند و پس از درنگ همة این مدّت و چند برابرش اسرافیل را بمیراند و پس از درنگ همة آن مدّت و چند برابر آن،‌ عزرائیل را بمیراند...». 25


محمود مطهّری نیا
پی‌نوشت‌ها:
1. سورة نحل(16)، آیة 1.
2. مصباح‏المتهجد، ص 325؛ بحارالأنوار، ج 17، ص 308.
3. الدرّ المنثور، ج 1، ص 93؛ بحار الأنوار، ج‏56، ص 260.
4. همان.
5. بحارالأنوار، ج 11، ص 328.
6. الكافی، ج‏4، ص 201.
7. توضیح بیشتر در این رابطه را در اینجا ببینید: الكافی، ج 8، ص 392.
8. بحارالأنوار، ج 14، ص 215.
9. رجال ‏الكشّی، ص 275؛ بحار الأنوار ، ج‏47، ص 408.
10. الكافی، ج‏4، ص 453.
11. برای نمونه: بحارالانوار، ج‏38 ، ص‏141.
12. الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص 85.
13. الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج‏1، ص 67.
14. الكافی، ج‏3، ص 221.
15. كتاب التفسیر، ج‏2، ص 65.
16. کافی، ج1، ص457.
17. بحار الأنوار، ج‏43، ص 243 به نقل از امالی.
18. كامل الزّیارات، ص 269.
19. بحارالأنوار، ج 9، ص 283.
20. بحار الأنوار، ج‏52، ص 230.
21. سیّد ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص145.
22. الملاحم و الفتن، ص296.
23. معجم أحادیث الإمام المهدی(علیه السلام)، شیخ علی كورانی، ج 3، ص 96.
24. تفصیل این مطلب را در كتاب عصر ظهور نوشته حجّت الاسلام علی كورانی می‌‌توانید مطالعه نمایید.
25. معجم احادیث الامام مهدی(علیه السلام)، ج1، ص366.
26. همان، ج2، ص92.
27. بحار الأنوار ، ج‏54، ص 105.
حاكمي از تبار جعفر بن ابي طالب رضوان الله عليه از ياران حضرت مهدي (ع
حديث شماره : 108 *
* أبا بن عثمان از ابو عبد الله جعفر بن محمد عليها السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود : روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله ، در بقيع بودند ، حضرت علي عليه السلام از حال پيامبر صلى الله عليه وآله جويا شدند ، گفته شد كه آن حضرت در بقيع تشريف دارند . حضرت علي عليه السلام خدمت پيامبر رسيده سلام كردند ، پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند بنشين وحضرت علي عليه السلام را در طرف راست خود نشاندند بعد جفعر بن أبي طالب آمد واز حال رسول خدا صلى الله عليه وآله جويا شد به او هم گفته شد كه حضرت در بقيع هستند ، خدمت حضرت رسيده سلام كرد ، پيامبر صلى الله عليه وآله او را در طرف چپ خود نشاندند . بعد عباس آمد واز حال رسول خدا جويا شد ، به او نيز گفته شد كه آن حضرت در بقيع هستند او نيز خدمت حضرت رسيده سلام كرد پس از آن حضرت او را در پيش روى خود نشاندند ، آنگاه حضرت رسول صلى الله عليه وآله رو به حضرت علي عليه السلام نموده فرمودند : اى على آيا به تو بشارت ندهم ، آيا به تو خبر ندهم ؟ حضرت علي عليه السلام فرمود : چرا اى رسول خدا ، پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند : لحظه اى پيش جبرئيل عليه السلام نزد من بود وبمن خبر داد كه قائمى كه ظهور مى كند در آخر الزمان وزمين را پر از عدل وداد مى كند ( همانگونه كه از جور وستم پر شده است ) از نسل تو واز فرزندان حسين است . حضرت علي عليه السلام فرمود : اى رسول خدا آنچه خير از طرف خداوند بما رسيده توسط شما بوده است . بعد رسول خدا صلى الله عليه وآله رو به جعفر بن أبي طالب نموده فرمودند : آيا بتو بشارت ندهم ، آيا به تو خبر ندهم ؟ جعفر گفت : چرا اى رسول خدا ، پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند : لحظه اى پيش جبرئيل نزد من بود وبمن خبر داد كه شخصى كه پرچم را به دست حضرت قائم عليه السلام مى دهد از نسل تو مى باشد ، آيا او را مى شناسى ؟ جعفر گفت : نه ، رسول خدا فرمودند : او داراى صورت گرد ودرخشان ، دندانهاى ريز ومنظم وشمشيرى مانند شعلهء آتش دارد ، با فروتنى وارد سپاه شده وعزيز از ميان آن خارج مى شود ، جبرئيل وميكائيل او را احاطه دارند . سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله بمن خبر داده خبر ندهم ؟ عباس گفت : چرا اى رسول خدا ، پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند : جبرئيل بمن خبر داد كه واى بر نسل تو از فرزندان عباس . عباس گفت : اى رسول خدا آيا از زنها دورى نكنيم ؟ حضرت فرمود : تقدير الهى انجام گرفته ، تمام شده است .



***


108 - المصادر :
* : النعماني : ص 247 ب 14 ح 1 - حدثنا أبو سليمان أحمد بن هوذة الباهلي قال : حدثنا أبو إسحاق إبراهيم بن إسحاق النهاوندي بنهاوند سنة ثلاث وتسعين ومائتين قال : حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاري في شهر رمضان سنة تسع وعشرين ومائتين ، عن أبان بن عثمان قال : قال أبو عبد الله جعفر بن محمد عليهما السلام : -
وفي : ص 248 ب 14 ح 2 - أخبرنا علي بن أحمد البندنيجي ، عن عبيد الله بن موسى العلوي ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن إبراهيم بن محمد بن المستنير ، عن عبد الرحمن بن القاسم ، عن أبيه ، عن عبد الله بن عباس . قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله لأبي " يا عباس ويل لذريتي من ولدك ، وويل لولدك من ولدي ، فقال : يا رسول الله أفلا أجتنب النساء ؟ أو قال : أفلا أجب نفسي ؟ قال : إن علم الله عز وجل قد مضى والأمور بيده ، وإن الامر سيكون في ولدي " .
* : البحار : ج 51 ص 76 ب 1 ح 34 - عن النعماني ، وفيه " يدخل الجبل ذليلا " .
* : منتخب الأثر : ص 200 ف 2 ب 8 ح 5 - أوله ، عن النعماني
سلام دوستان ،
«علائم ظهور» ، باب سي ام كتاب مهدي موعود مي باشد كه با اين پاراگراف شروع مي شود :
« صدوق از عبدالله بن سليمان نقل كرده : خداوند متعال به حضرت عيسي فرمود تو را به سوي خود بالا مي برم و سپس در آخر زمان فرود مي آورم تا آنكه عجايب آن پيامبر را از امت او ببيني و او را در مبارزه با دجال ملعون ياري كني. من تو را در موقع نماز فرود مي آورم تا با آنها نماز بگزاري زيرا آنها امتي هستند كه رحمت الهي بر آنها فرود مي آيد.»
در اين كتاب براي ظهور مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ابتدا چهار علامت به عنوان علائم چهارگانه اصلي عنوان ميشوند و سپس به علائم فرعي پرداخته مي شود. اما چهار علامت اصلي:
1- ظهور دابه الارض
2- خروج دجال
3- فرود آمدن عيسي بن مريم در بيت المقدس
4- طلوع آفتاب از مغرب
---------------------------------------
1- خبر اول : دابه الارض
ترجمه اين كلمه مي شود : جنبنده بر روي زمين. دابه اين مشخصات را دارد :‌ بسيارعظيم و بزرگ است ، در حالي كه ظاهرا ساكن است تمام اجزايش حركت ميكند.
به نقل از امير المومنين (علیه السلام) در بحارالانوار و در صفحه 966 در باب دابه الارض چنين آمده ايت :
« گفت پس از آنكه دجال ظهور كرد حادثه بزرگي روي ميدهد .
عرض كرديم : يا اميرالمومنين چيست آن حادثه ؟
فرمود : دابه الارض كه از دامنه مكه است. انگشتر سليمان و عصاي موسي با اوست آن انگشتر را بر روي هر كافري بگذارد نوشته ميشود اين كافر است و بر روي هر مومني مي گذارد نوشته مي شود اين مومن است. سپس دابه سر خود را بلند ميكند و مردم مشرق و مغرب او را مي بينند بعد از طلوع خورشيد از جانب مغرب به اذن خدا هر كسي او را مي بيند. آنگاه ديگر توبه پذيرفته نخواهد شد. باقي اين را از من نپرسيد كه جز با عترتم با هيچكس نخواهم گفت.»
---------------------------------------
ادامه دارد ....
در پناه خدا
سلام دوستان ،
2- خبر دوم : خروج دجال
ابتدا درباره ي معني واژه ي دجال :
دكتر مريم امجدي درمورد اين واژه در كتاب علائم آخرالزمان در اديان و ملل مختلف اينگونه نوشته اند:
دجال بر وزن فعال صيغه مبالغه عربي از مصدر دجل در لغت است. به معني تذهيب و آب طلا دادن و در اصطلاح به معني فريبكاري و به دروغ چيزي را جز آنچه كه هست جلوه دادن است. لذا دجال بر وزن فعال يعني بسيار دروغگو و از اين لحاظ فرق دارد با واژه كذاب كهآنهم به معني بسيارددروغگو است. دجال يعني بسيار دروغ بند بر خدا. آن كس كه به خدا قسم دروغ بخورد.
دكتر خزائلي در كتاب اعلام قرآن نظر ديگري دارد:
دجال واژه اي فارسي است كه وارد زبان عربي شده اين كلمه به دو قسمت تقسيم مي شود. « دج » و « آل ». خزائلي معتقد است كه دج ، همان « دژ » فارسي است. در فارسي باستان ، « دژ » يك پيشوند است به معني «ضد». بايد بدانيدكه «پاد» نيز يك پيشوند است به معني «ضد» اما پاد در نفس خود مفهوم خوبي دارد و قبل از كلمات بد مي آيد و به آنها مفاهيم بد بدهد مثل : دژخيم ، دژنام (دشنام) ، دژمن(دشمن) ، دژاكام (ناكام).
دكتر خزائلي مي گويد كه «دج» همان «دژ» فارسي است. اما «ال» همان ال « الهه يا الله » مي باشد. اين كلمه فارسي بوده و اصل آن «دژالهه» بوده است كه بعدا به «دژال» وسپس به «دجال» در عربي تبديل شده است.
علامه مجلسي در كتاب مهدي موعود نظر سوم را ارائه مي دهد:
او مي گويد دجال اسم عام است و هيچ معني خاصي نمي هد. دجال نام موجود عجيبي است كه در آخر الزمان ظهور مي كند و جهان را به خاك و خون و تباهي مي كشاند. و آن كنايه از نامي دو قسمتي است كه قسمت دومش كلمه ي الله است.
علائم ظهور باب سي ام صفحه 965:
« پرسيديم با اميرالمومنين دجال كيست ؟
فرمود: دجال صائد بن صيد است. شقي كسي است كه ادعاي او را تصديق كند و سعيد كسي است كه او را تكذيب كند. از قريه اي نزديك به شهر اصفهان به نام يهوديه بيرون مي آيد. چشم ندارد و يا يك چشم است. چيزيدر چشم اوست(كه با ديگران فرق دارد )‌ در پيشانيش نوشته اين كافر است. در جلوي رويش كوهي از دود است در پشت سرش كوهي سفيد است. او در يك قحطي سخت مي آيد. بر الاغ سفيدي سوار استكه يك گام الاغش يك ميل راه است و زمين زير پاي او در نور ديده مي شود. از هيچ آبي نمي گذرد مگر اينكه تا روز قيامت خشك شود با صداي بلند ندا مي دهد كه از مشرق تا مغرب همه آن را مي شنوند او مي گويد من خداي شما هستم و من شما را آفريدم.من روز شما را تقسيم مي كنم. دجال دشمن خداست و دروغ مي گويد. غالب پيروان او اولاد زنا هستند و چيزي سبز بر سر و دوش خود دارند. خداوند او را در شام سه ساعت از روز جمعه برآمده بدست كسي كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز گذارد مي كشد. بعد از آن دابه الارض ظاهر مي شود.»
دكتر امجدي در كتابشان به نكته ي جالبي اشاره كردند : بايد بدانيم كه اها تسنن هم به خروج دجال معتقدند. و عجيب اينجاست كه آنها دجال را غايب و زنده مي دانند كه مدت طولاني غيبت مي كند ، اصل او را از اصفهان مي دانند و در آخر الزمان خروج مي كند او داراي قدرت عجيبي است. يك چشم او مسح شده و در چشم ديگرش علامتي است او از هرجا مي گذرد بدبختي و مصيبت پيش مي آيد.
علائم ظهور باب سي ام صفحه 986:
«از اميرالمومنين پرسيديم اين امر كي واقع مي شود؟
فرمود:وقتي آن زنديق از قزوين قيام كند و پرده ي ناموس مردم آنجا را بدرد. هركس از آن زنديق فرار كند او را به چنگ مي آورد ، و هر كس با او بجنگد ، به قتل رسد و هركس از او كناره گيري كند ، فقير شود و هركس از او متابعت كند كافر گردد. تا آنجا كه مردم به دو دسته مي شوند : يكدسته براي از دست رفتن دين خود گريه مي كنند و دسته ي ديگري براي از دست رفتن دنياي خود مي گريند.»
ادامه دارد....
در پناه خدا
سلام دوستان ،
دجال چه وقتي مي آيد ؟
حضرت علي (علیه السلام) پس از اقامه نماز به مردم گفت اي مردم پيش از آنكه مرا از دست بدهيد سوال كنيد . جابر برخاست و گفت يا اميرلمومنين دجال كي خواهد آمد؟
حضرت فرمود:آنچه ميگويم از بر كن. دجال وقتي مي آيد كه مردم نماز را بميرانند و امانت را ضايع كنند و دروغ گفتن را حلال شمرند و ربا خورند و رشوه بگيرند و ساختمانه ي محكم ساخته شود. حلم و بردباري در ميان آنها نشانه ي ضعف و ناتواني باشد. امرا فاجر ، وزرا ظالم ، علما خائن و قاريان قرآن فاسق باشند. شهادت باطل آشكار شود و قرآنها زينت داده شود و مناره ها بلند شود و صفها بسته شود.
بزرگ قوم ، رذل ترين آنهاست. خائن امين گردد. زنان نوازنده آلات طرب بدست گرفته نوازندگي كنند و مردم بر پيشينيان خود لعنت بفرستند. زنان به مردان و مردان به زنان شبيه شوند. پوست ميش را بر دلهاي گرگ بپوشند در آن موقع شتاب كنيد كه بهترين جا بيت المقدس است. روزي خواهد رسيد كه هر كسي آرزو كند از اهالي آنجا باشد.
---------------------------------------
3- خبر سوم : فرود عيسي بن مريم در بيت المقدس
واقعيت اين است كه در اين مورد تعبير واضح و متحدي در مجموعه پيشگويي ها نيست.
بعضي اين علامت را جزو آخرين علائم قبل از ظهور مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ميدانند و بعضي بعد از آن.
در مورد اين مورد كه بعضي فرود عيسي را بعد از مهدي ميدانند اين حديث پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)جالب توجه است:
"هرگز هلاك نمى‏شود قومى كه من در اول آن هستم و عيسى در آخرش و مهدى در وسطش."
اين حديث حسن است. آن را حافظ ابو نعيم در عوالى و احمد بن حنبل در مسند روايت كرده‏اند.
معنى سخن آن حضرت كه آخر ايشان عيسى بن مريم است؛ اين نيست كه عيسى بن مريم بعد از مهدى زنده مى‏ماند. اين برداشت، به چند دليل جايز نيست. دليل اول سخن آن حضرت است كه فرمود: در حيات و زندگى بعد از مهدى خيرى نيست. دليل دوم اين است كه مهدى، امام آخر الزمان است و امامى بعد از او، در هيچ روايتى ذكر نشده است. بنابراين زندگى پس از مهدى ممكن نيست، زيرا در اين صورت مردم بى‏امام مى‏مانند. اگر بگويند كه عيسى بعد از او امام امت مى‏شود؛ مى‏گوييم اين هم جايز نيست. زيرا در حديث تصريح گرديده به اينكه در حيات و زندگى بعد از مهدى خيرى نيست. چگونه مى‏شود كه عيسى در ميان قومى باشد و در آن خير نباشد! و نيز جايز نيست كه گفته شود عيسى نايب مهدى است، و او پس از مهدى به امور امت مشغول شود. زيرا در اينصورت امّت محمديه به ملت عسويه انتقال يافته و اين هم كفر است.
بنابراين بايد حديث را به معنى صحيح، تأويل نماييم و آن اين است كه: من اول داعى هستم به ملت اسلام و مهدى اوسط داعى، و مسيح آخر داعى است. احتمال دارد كه معنى حديث اين باشد كه مهدى اوسط اين امت است؛ يعنى بهترين ايشان و امام ايشان است، و بعد از او عيسى نازل مى‏شود. مهدى را تصديق مى‏كند و او را يارى مى‏نمايد و صحت گفتار مهدى را به امت بيان مى‏كند. بنابراين حضرت مسيح، آخر مصدّقين مى‏شود.
على بن عيسى - ناقل حديث مذكور - گفته:
اين فقير مى‏گويد: آنچه در تأويل حديث ذكر شده مبنى بر اينكه مهدى از على بهتر و خير باشد؛ به اين قول كسى قائل نشده! چيزى كه به نظر من مى‏آيد اين است كه پيغمبرصلى الله عليه وآله وسلم اول داعى به اسلام است و مهدى به سبب اينكه در ملت پيغمبر است و تابع اوست، اوسط داعى است و عيسى به جهت اينكه صاحب مذهب ديگر است، آخر داعى است. زيرا در آخر الزمان به غير از شريعت خود داعى خواهد شد.
بعضي فرود عيسي از آسمان را همراه با فرود اصحاب كهف مي دانند.
و گاه آن را قبل و گاه (بلافاصله) بعد از طلوع خورشيد از مغرب مي دانند.
يا در انجيل يوحنا فرود عيسي را با بيرون آمدن مردگان ا قبور خود مي داند.
"و بدو قدرت بخشيده كه داورى هم بكند. از اين تعجب نكنيم، زيرا ساعتى مى‏آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور باشند، آواز او را خواهند شنيد و برون خواهند آمد. هر كه اعمال نيكو كرد براى قيامت حيات و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى"
يا انجيل متي :
"عيسى، ايشان (امت خود) را گفت: هر آيينه به شما مى‏گويم شما كه مرا متابعت نموده‏ايد در معاد - وقتى كه پسر انسان به كرسى جلال خود نشيند - شما نيز به 12 كرسى بسط اسرائيل داورى خواهيد نمود. و هر كه به خاطر اسم من، خانه‏ها يا برادران، خواهران و يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمين‏ها را ترك كرد؛ صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاودانى خواهد شد."
يا انجيل لوقا :
"...در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين تنگى و حيرت از براى امتها روى خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. دلهاى مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعى كه بر ربع مسكون ظاهر مى‏شود، زيرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهيد ديد كه بر ابرى سوار شده با قوت و جلال عظيم مى‏آيد."
منظور از پسر انسان حضرت مسيح نيست، بلكه طبق نوشته مستر هاكس آمريكايى در قاموس كتاب مقدس اين عبارت 80 بار در انجيل و ملحقات آن، كتب عهد جديد آمده است و فقط سى مورد آن با حضرت عيسى مسيح قابل تطبيق است. پنجاه مورد ديگر از نجات دهنده‏اى سخن مى‏گويد كه در آخر الزمان و پايان روزگار، ظهور خواهد كرد و حضرت عيسى‏عليه السلام‏نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد بخشيد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند متعال كسى اطلاع ندارد.
پسر انسان كسى جز حضرت مهدى - آخرين حجت خدا - نخواهد بود.
نكته ي ديگري كه در منابع شيعه بيشتر موجود است اقتداي آن حضرت به مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در نماز است.
برخي منابع هم مسيح و مهدي را يكي مي دانند.
در اين باره به سخن على بن ابيطالب استناد مى‏نمائيم. ايشان فرمودند:
خدمت رسول خدا عرض كردم آيا مهدى از ما آل محمد است، يا از غير ما است؟ آن حضرت فرمود: از ما است. خداى تعالى با او دين را تمام مى‏كند، چنانكه با ما آن را فتح نمود، با ما از فتنه نجات مى‏يابد چنانكه از شرك نجات يافتند، و با ما خداى تعالى دلهاى ايشان را بعد از عداوت فتنه به يكديگر مهربان مى‏گرداند و با هم برادر مى‏شوند چنانكه بعد از عداوت شرك با همديگر برادر دينى گرديدند.
همانطور كه اول هم بيان كردم در اين مورد حداقل بنده به جمع بندي نتوانستم برسم.
منابع اين پست:
*http://www.ncl.ir
نقش حضرت مسيح در انقلاب جهاني مهدي موعود (محمد رضا جواهري)
*http://www.tebyan.net
*http://www.askquran.ir
* علائم آخرالزمان در اديان و ملل مختلف (دكتر مريم امجدي)
اللهم عجل لوليك الفرج
ادامه دارد....
در پناه خدا
صفات و مشخصات سال ظهور
576 - " إذا أراد الله أن يظهر آل محمد ، بدأ الحرب من صفر إلى صفر ، وذلك أوان خروج المهدي عليه السلام . قال ابن عباس : يا أمير المؤمنين ، ما أقرب الحوادث الدالة على ظهوره ؟ فدمعت عيناه وقال : إذا فتق بثق في الفرات ، فبلغ أزقة الكوفة ، فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم "
* حديث شماره : 576 *
* از علي عليه السلام منقول است كه فرمود : زمانيكه خدا بخواهد آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را ظاهر نمايد ، جنگ از ماه صفر تا ماه صفر آينده شروع گشته واين ابتداى خروج حضرت مهدى عليه السلام خواهد بود . ابن عباس گفت : اى اميرالمؤمنين ، حوادثى كه دال بر ظهورآن حضرت باشد چقدر نزديك خواهد بود ؟ چشمان علي عليه السلام پر از اشك شد و فرمود : زمانيكه شكافى در سد فرات افتاده و آب به كوچه هاى كوفه برسد ، آنگاه است كه شيعيان ما بايد آماده ديدار حضرت قائم عليه السلام باشند .
576 - المصادر :
* : كتاب عبد الله بن بشار : على ما في الصراط المستقيم .
* : الصراط المستقيم : ج 2 ص 258 ب 11 ف 11 - عن كتاب عبد الله بن بشار رضيع الحسين عليه السلام مرسلا : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 578 ب 32 ف 55 ح 742 - 743 - عن الصراط المستقيم

734 - " يقوم القائم عليه السلام في وتر من السنين : تسع ، واحدة ، ثلاث ، خمس . وقال : إذا اختلفت بنو أمية وذهب ملكهم ، ثم يملك بنو العباس ، فلا يزالون في عنفوان من الملك وغضارة من العيش حتى يختلفوا فيما بينهم ، فإذا اختلفوا ذهب ملكهم ، و اختلف أهل المشرق وأهل المغرب ، نعم وأهل القبلة . ويلقى الناس جهد شديد مما يمر بهم من الخوف ، فلا يزالون بتلك الحال حتى ينادي مناد من السماء ، فإذا نادى فالنفير النفير ( فالنفر النفر ) فوالله لكأني أنظر إليه بين الركن والمقام يبايع الناس بأمر جديد ، وكتاب جديد ، وسلطان جديد من السماء . أما إنه لا يرد له راية أبدا حتى يموت "
* حديث شماره : 734 *
* على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مىبينم ( حضرت مهدى عليه السلام ) با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .
734 - المصادر :
* : النعماني : ص 262 ب 14 ح‍ 22 - حدثنا أحمد بن محمد بن سعيد قال : حدثني أحمد بن يوسف بن يعقوب أبو الحسن الجعفي قال : حدثني إسماعيل بن مهران قال : حدثنا الحسن بن علي بن أبي حمزة ، عن أبيه ووهيب ، عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : -
* : تاج المواليد : ص 150 - وقال ( وجاءت الاخبار عنهم عليهم السلام أن صاحب الزمان عليه السلام يخرج في وتر من السنين ، تسع أو سبع أو خمس أو ثلاث أو إحدى ) .
* : البحار : ج 52 ص 235 ب 25 ح 103 - عن النعماني ، وليس في سنده ( عن أبيه ) وفيه ( . . النفر النفر ) .
* : بشارة الاسلام : ص 91 - 92 ب 6 - عن النعماني


******************************************************************************
1053 - " لا يخرج القائم عليه السلام إلا في وتر من السنين ، سنة إحدى أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع "
* حديث شماره : 1053 *
* حسن بن محبوب ، از على بن حمزه ، از أبو بصير ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حضرت قائم عليه السلام قيام نخواهد كرد مگر در سال هاى فرد ، سال يك يا سه يا پنج يا هفت يا نه .
1053 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان على ما في غيبة الطوسي .
* : البصائر : على ما في الصراط المستقيم .
* : الارشاد : ص 361 - وقال : روى الحسن بن محبوب ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : -
* : غيبة الطوسي ( المخطوطة ) : ص 374 - الفضل ، عن ابن محبوب ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : ( لا يخرج القائم إلا في وتر من السنين ، تسع وثلاث وخمس وإحدى ) .
* : روضة الواعظين : ج 2 ص 263 - كما في الارشاد ، مرسلا عن الصادق عليه السلام .
* : إعلام الورى : ص 429 - 430 ب 4 ف 2 - كما في الارشاد سندا ومتنا .
* : أخبار المهدي ، الهمداني : على ما في الصراط المستقيم .
* : الخرائج : ج 3 ص 1161 ب 20 ح 63 - كما في غيبة الطوسي بتفاوت يسير ، وفيه ( تسع أو خمس أو ثلاثة أو إحدى ) ، مرسلا عن الصادق عليه السلام : -
* : كشف الغمة : ج 3 ص 252 - عن الارشاد .
وفي : ص 324 - عن إعلام الورى .
* : المستجاد : ص 552 - عن الارشاد .
* : العدد القوية : ص 76 - 77 ح 128 - كما في غيبة الطوسي ، مرسلا عنه عليه السلام .
* : منتخب الأنوار المضيئة : ص 35 ف 3 - كما في غيبة الطوسي ، وفيه ( . . تسع أو ثلاث أو إحدى أو خمسة ) وقال : وأما الصادق عليه السلام ، فمن ذلك بالطريق المذكور ( ومما جاز لي روايته عن السيد هبة الله الراوندي رحمه الله ) .
* : الفصول المهمة : ص 302 ف 12 - عن الارشاد ظاهرا .
* : الصراط المستقيم : ج 2 ص 260 ب 11 ف 12 - ( لا يقوم المهدي إلا على وتر من السنين ) وقال ( ومن كتاب البصاير : لا يقوم القائم إلا على وتر من السنين ، ونحوه في كتاب النعماني أيضا وفي إرشاد المفيد أيضا .
* : أخبار الدول : ص 118 ب 3 ف 11 - كما في الارشاد ، مرسلا عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 514 ب 32 ف 12 ح 354 - عن غيبة الطوسي .
وفي : ص 555 ب 32 - 586 - عن الارشاد .
وفي : ص 615 ب 32 ف 15 ح 164 - عن الصراط المستقيم .
* : البحار : ج 52 ص 291 ب 26 ح 36 - عن الارشاد .
* : العرائس الواضحة : على ما في ملحقات إحقاق الحق .
* : جالية الكدر : على ما في ملحقات إحقاق الحق .
* : العطر الوردي : ص 51 - عن أخبار الدول .
* : كشف النوري : ص 223 - عن أخبار الدول .
* : إحقاق الحق ( الملحقات ) : ج 13 ص 351 - كما في الارشاد بتفاوت يسير ، عن العرائس الواضحة ، جالية الكدر ، والفصول المهمة ، وفيه ( لا يخرج إلا . . ) وفيه ( عن أبي نصر بدل أبي بصير ) .
* : منتخب الأثر : ص 464 ف 6 ب 9 ح 3 - عن الارشاد .
وفي : ص 465 ف 6 ب 9 ح 6 - عن كشف النوري .

************************************************
1055 - " إن قدام القائم ( عليه السلام ) لسنة غيداقة يفسد فيها الثمار والتمر في النخل فلا تشكوا في ذلك "
* حديث شماره : 1055 *
* علي بن أبي حمزه ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : مدتى پيش از قيام حضرت قائم ( عليه السلام ) سالى خواهد بود كه ميوه ها وخرماها در اثر بارندگى زياد ، بر درختان فاسد ميگردند ، بنابراين در آن هنگام در قيام آنحضرت ترديد نكنيد .
1055 - المصادر :
* : الفضل بن شاذان : على ما في غيبة الطوسي .
* : الارشاد : ص 361 - عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : -
* : غيبة الطوسي : ص 272 - وعنه ( الفضل ) عن الحسن بن محبوب ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : - كما في الارشاد بتفاوت يسير .
* : إعلام الورى : ص 428 ب 4 ف 1 - كما في غيبة الطوسي ، مرسلا عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير ، عن أبي عبد الله عليه السلام : -
* : الخرائج : ج 3 ص 1164 ب 20 ح 63 - كما في غيبة الطوسي ، مرسلا عن الصادق عليه السلام : -
* : كشف الغمة : ج 3 ص 251 - عن الارشاد .
* : منتخب الأنوار المضيئة : ص 35 ف 3 - كما في الخرائج ، وفيه ( . . غيداقية ) وقال ( ومما جاز لي روايته عن السيد هبة الله الراوندي ) .
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 728 ب 34 ف 6 ح 62 - عن غيبة الطوسي .
وفي : ص 742 ب 34 ف 11 ح 124 - عن الارشاد .
* : البحار : ج 52 ص 214 ب 25 ح 69 - عن غيبة الطوسي .
* : بشارة الاسلام : ص 120 ب 7 - عن الارشاد ، وقال ( الغدق بالتحريك الماء الكثير القطر ، وغدقت الأرض ابتلت ، فالمراد من قوله عليه السلام ( سنة غيداقة كثيرة المطر ، ومن كثرته تفسد الثمار والتمر في النخل ، فالمطر ربما يكون نقمة وربما يكون رحمة - قوله عليه السلام : فلا تشكوا في ذلك أي : في خروجه عليه السلام بعد ذلك )
با سلام سوالی برایم پیش امد اگر زمانی برسد که انسان مجبور به ترک زمین شود مساله ظهور چگونه می شود؟ با تشکر
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع