۱۷/دی/۹۰, ۲۲:۰۵
بسم الرب الحسین
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
سلام علیکم
کمتر از یک هفته تا اربعین مولا حسین بن علی (سلام الله علیهما) مانده است. انشاالله خداوند توفیقمان دهد تا در این چند روز مطالبی را پیرامون وقایع پس از شهادت مولا و زائرین آن حضرت مرور نماییم.
خواب حضرت سکینه بنت الحسین (سلام الله علیهما):
در روز چهارم ورود اهل بیت به شام ایشان خوابی دیدند که اینگونه نقل فرمودند:
پنج ناقه از نور پیدا شدند که بر روی هر کدام پیرمردی سوار بود . ملائکه بسیار بر ایشان احاطه کرده و با ایشان خادمی بود. پس آن خادم بنزد من آمد و گفت که جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ترا سلام می رساند. گفتم بر ایشان سلام باد ای پیک رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ،تو کیستی و آن پیرمردان کیانند؟
گفت: من خدمتکاری از خدمتکاران بهشتم و آن جماعت را اول آدم صفی الله ،دوم ابراهیم خلیل الله ، سوم موسی کلیم الله و چهارم عیسی روح الله است.
پرسیدم آن مرد که دست بر ریش خود گرفته و از ضعف می افتد و بپا می خیزد کیست؟
گفت :جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) .
گفتم به کجا می روند؟
گفت به زیارت پدرت حسین (علیه السلام).
چون نام جدم را شنیدم دویدم تابه ایشان برسم و شکایت برم به نزدش از آنچه که بر ما گذشت که ناگاه پنج هودج از نور پدیدار شد که در میان آنها پنج زن نشسته بودند. از خادم پرسیدم که اینان کیستند؟
گفت: اول بانو حوا ام البشر، دوم آسیه زن فرعون، سوم مریم دختر عمران و چهارم خدیجه دختر خویلد است.
گفتم : آن پنجمین کیست که از اندوه دست بر سر گذاشته و گاهی می افتد و گاه بر می خیزد؟
گفت : جده تو فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است.
پس چون نام جده ام را شنیدم دویدم و خود را به ایشان رسانیدم و در پیش رویشان ایستادم و گریستم و فریاد برآوردم:که
ای مادر ! بخدا قسم که ظالمان این امت انکار حق ما کردند و جمعیت ما را پراکنده نمودند و حریم ما را مباح دانستند .
ای مادر ! بخدا سوگند حسین (علیه السلام) پدرم را کشتند.
ایشان به من گفتند: سکینه بس است . همانا جگرم را آتش زدی و رگ دلم را قطع کردی ، این پیراهن پدرت حسین (علیه السلام)است که با من است و از من جدا نخواهد شد تا خدا را ملاقات نمایم .
پس از خواب بیدار شدم.
ولعن الله علی القوم الظالمین
انشاالله ادامه دارد..
الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ
موفق باشید و خدایی.
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
سلام علیکم
کمتر از یک هفته تا اربعین مولا حسین بن علی (سلام الله علیهما) مانده است. انشاالله خداوند توفیقمان دهد تا در این چند روز مطالبی را پیرامون وقایع پس از شهادت مولا و زائرین آن حضرت مرور نماییم.
خواب حضرت سکینه بنت الحسین (سلام الله علیهما):
در روز چهارم ورود اهل بیت به شام ایشان خوابی دیدند که اینگونه نقل فرمودند:
پنج ناقه از نور پیدا شدند که بر روی هر کدام پیرمردی سوار بود . ملائکه بسیار بر ایشان احاطه کرده و با ایشان خادمی بود. پس آن خادم بنزد من آمد و گفت که جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ترا سلام می رساند. گفتم بر ایشان سلام باد ای پیک رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ،تو کیستی و آن پیرمردان کیانند؟
گفت: من خدمتکاری از خدمتکاران بهشتم و آن جماعت را اول آدم صفی الله ،دوم ابراهیم خلیل الله ، سوم موسی کلیم الله و چهارم عیسی روح الله است.
پرسیدم آن مرد که دست بر ریش خود گرفته و از ضعف می افتد و بپا می خیزد کیست؟
گفت :جدت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) .
گفتم به کجا می روند؟
گفت به زیارت پدرت حسین (علیه السلام).
چون نام جدم را شنیدم دویدم تابه ایشان برسم و شکایت برم به نزدش از آنچه که بر ما گذشت که ناگاه پنج هودج از نور پدیدار شد که در میان آنها پنج زن نشسته بودند. از خادم پرسیدم که اینان کیستند؟
گفت: اول بانو حوا ام البشر، دوم آسیه زن فرعون، سوم مریم دختر عمران و چهارم خدیجه دختر خویلد است.
گفتم : آن پنجمین کیست که از اندوه دست بر سر گذاشته و گاهی می افتد و گاه بر می خیزد؟
گفت : جده تو فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است.
پس چون نام جده ام را شنیدم دویدم و خود را به ایشان رسانیدم و در پیش رویشان ایستادم و گریستم و فریاد برآوردم:که
ای مادر ! بخدا قسم که ظالمان این امت انکار حق ما کردند و جمعیت ما را پراکنده نمودند و حریم ما را مباح دانستند .
ای مادر ! بخدا سوگند حسین (علیه السلام) پدرم را کشتند.
ایشان به من گفتند: سکینه بس است . همانا جگرم را آتش زدی و رگ دلم را قطع کردی ، این پیراهن پدرت حسین (علیه السلام)است که با من است و از من جدا نخواهد شد تا خدا را ملاقات نمایم .
پس از خواب بیدار شدم.
ولعن الله علی القوم الظالمین
انشاالله ادامه دارد..
الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ
موفق باشید و خدایی.