تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تاپیکی جامع پیرامون فریضه ی "امر به معروف و نهی از منکر"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
سلام علیکم
رساله مراجع بزرگوار تقلید نیز بابی در این خصوص دارند که می توانید به آن مراجعه فرمایید.
بنام يگانه بي همتا
بهترين دوست من كسيت كه عيوبم را به من بگويد
لازم است اشاره به داستان سرورانم كريم اهل بيت و سيد الشهدا بكنم انگونه كه وضو را به ان شخص ياد دادن . مسير امر به معروف خيلي مهم است كمي در اين ضمينه خلاق باشي شيطان هم به راه مي اوري
پاسخ شهید مطهری بسیار بسیار بهتر است از پاسخ مراجع
چرا که ایشان تنها مراتب فقهی را بررسی کرده اند
اما پاسخ ایشان بسیار جامع است و از جهات مختلف این مسئله را با دلایل عقل و نقلی مطابق آیات و روایات و سنت اهل بیت و بزرگان دین تشریح کرده اند
بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله مکارم شیرازی :

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر


امام خامنه ای :

حكم امر به معروف و نهي از منكر
٢٧٨٦ امر به معروف و نهى از منكر با شرايط‏ى كه ذكر خواهد شد، واجب است، و ترك آن معصيت است. و در مستحبات و مكروهات، امر و نهى مستحب است.

٢٧٨٧ امر به معروف و نهى از منكر واجب كفايى مى‏باشد، و در صورتى كه بعضى‏از مكلفين قيام به آن مى‏كنند، از ديگران ساقط است. و اگر اقامه معروف و جلوگيرى از منكر موقوف بر اجتماع جمعى از مكلفين باشد، واجب است اجتماع كنند.

٢٧٨٨ اگر بعضى امر و نهى كنند و مؤثر نشود و بعض ديگر احتمال بدهند كه امر آنها يا نهى آنها مؤثر است، واجب است امر و نهى كنند.

٢٧٨٩ بيان مساله شرعيه كفايت نمى‏كند در امر به معروف و نهى از منكر، بلكه‏بايد مكلف امر و نهى كند. مگر آنكه مقصود از امر به معروف و نهى از منكر، از بيان حكم شرعى حاصل شود، و يا طرف مقابل از آن، امر و نهى بفهمد.

٢٧٩٠ در امر به معروف و نهى از منكر قصد قربت معتبر نيست، بلكه مقصود اقامه واجب و جلوگيرى از حرام است.


شرايط امر به معروف و نهى از منكر
٢٧٩١ چند چيز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهى از منكر: اول: آنكه كسى كه مى‏خواهد امر و نهى كند، بداند كه آنچه شخص مكلف به جا نمى‏آورد، واجب است بجا آورد، و آنچه بجا مى‏آورد، بايد ترك كند. و بر كسى كه معروف و منكر را نمى‏داند، واجب نيست. دوم: آنكه احتمال بدهد امر و نهى او تاثير مى‏كند. پس اگر بداند اثر نمى‏كند، واجب نيست. سوم: آنكه بداند شخص معصيت كار بنا دارد كه معصيت‏خود را تكرار كند. پس اگر بداند يا گمان كند يا احتمال صحيح بدهد كه تكرار نمى‏كند، واجب نيست. چهارم: آنكه در امر و نهى مفسده‏اى نباشد. پس اگر بداند يا گمان كند كه اگر امر يا نهى كند، ضرر جانى يا عرضى و آبرويى يا مالى قابل توجه به او مى‏رسد، واجب نيست. بلكه اگر احتمال صحيح بدهد كه از آن، ترس ضررهاى مذكور را پيدا كند، واجب نيست. بلكه اگر بترسد كه ضررى متوجه متعلقان او مى‏شود، واجب نيست. بلكه با احتمال وقوع ضرر جانى يا عرضى و آبرويى يا مالى موجب حرج بر بعضى مؤمنين، واجب نمى‏شود. بلكه در بسيارى از موارد حرام است.

٢٧٩٢ اگر معروف يا منكر از امورى باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زياد مى‏دهد، مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريه، بايد ملاحظه اهميت‏شود، و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن نمى‏شود. پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقايد مسلمانان يا حفظ احكام ضروريه اسلام بر بذل جان و مال،واجب است بذل آن.

٢٧٩٣ اگر بدعتى در اسلام واقع شود، مثل منكراتى كه دولتها اجرا مى‏كنند به اسم دين مبين اسلام، واجب است‏خصوصا بر علماى اسلام اظهار حق و انكار باطل. و اگر سكوت علماى اعلام موجب هتك مقام علم و موجب اسائه ظن به علماى اسلام شود، واجب است اظهار حق به نحوى كه ممكن است، اگر چه بدانند تاثير نمى‏كند.

٢٧٩٤ اگر احتمال صحيح داده شود كه سكوت موجب آن مى‏شود كه منكرى معروف شود يا معروفى منكر شود، واجب است‏خصوصا بر علماى اعلام اظهار حق و اعلام آن، و جايز يست‏سكوت.

٢٧٩٥ اگر سكوت علماى اعلام موجب تقويت ظالم يا موجب تاييد او گردد، يا موجب جرات او شود بر ساير محرمات، واجب است اظهار حق و انكار باطل، اگر چه تاثير فعلى نداشته باشد.

٢٧٩٦ اگر سكوت علماى اعلام باعث‏شود كه مردم به آنها بدگمان شوند و آنها را متهم كنند به سازش با دستگاه ظلم، واجب است اظهار حق و انكار باطل، اگر چه بدانند جلوگيرى از محرم نمى‏شود و اظهار آنها اثرى براى رفع ظلم ندارد.

٢٧٩٧ اگر ورود بعض علماى اعلام در دستگاه ظلمه موجب شود كه از مفسده‏ها و منكراتى جلوگيرى شود، واجب است تصدى آن امر. مگر آنكه مفسده اهمى در آن باشد،مثل آن كه تصدى آنها باعث‏سستى عقايد مردم شود، يا سلب اعتماد آنها به علما گردد، در اين صورت جايز نيست.

٢٧٩٨ جايز نيست براى علما و ائمه‏جماعات تصدى مدارس دينيه از طرف دولت جائر و اداره اوقاف چنان دولتى، چه حقوق خود و طلاب علوم دينيه را از دولت جائريا از مردم يا از موقوفات بگيرند، اگر چه موقوفه خود مدرسه باشد. زيرا دخالت دولت جائر در اين امور و امثال آن مقدمه است براى هدم اساس اسلام به دستور مستعمرين، كه در جميع دول اسلامى اشباه آن اجرا شده يا در شرف اجرا است.

٢٧٩٩ جايز نيست براى طلاب علوم دينيه دخول در مؤسسات دولتى كه به اسم مؤسسات دينيه تاسيس نموده‏اند، مثل مدارس دينيه كه دولتهاى جائر در آنها دخالت مى‏نمايند، و از متوليان گرفته‏اند، و يا متوليان را تحت‏سلطه و نفوذ خود قرار داده‏اند. و آنچه با دست اداره اوقاف يا به تصويب آن، به آنها بدهند، حرام است.

٢٨٠٠ جايز نيست براى طلاب علوم دينيه دخول در مدارس كه بعض معممين و ائمه جماعت از طرف دولت جائر و يا با اشاره دولت تصدى نموده‏اند، چه برنامه تحصيلى از طرف دولت جائر باشد، يا از طرف اين نحو متصديان كه عمال دولت جائر هستند.زيرا در اين امور نقشه محو آثار اسلام و احكام قرآن كريم كشيده شده است.

٢٨٠١ كسانى كه با لباس اهل علم، در اين مؤسسات كه به اشاره دولت جائر تاسيس شده است وارد شوند، لازم است مسلمانان و متدينين از آنها اعراض كنند، و با آنها معاشرت نكنند، و آنها محكوم به عدم عدالت هستند، و نماز جماعت با آنها جايز نيست، و طلاق در محضر آنها باطل است، و سهم مبارك امام عليه السلام و سهم سادات عظام را نبايد به آنها بدهند، و اگر دادند از ذمه آنها ساقط نمى‏شود، و اگر اهل منبر هستند لازم است آنها را دعوت براى منبر نكنند، و در مجالسى كه اين قبيل اشخاص از طرف دولت جائر براى ترويج باطل و تشريح برنامه‏هاى خلاف اسلام منبر مى‏روند، شركت نكنند.

٢٨٠٢ در تصدى اين نحو معممين كه عمال ظلمه هستند، مفاسد عظيمه‏اى است كه به تدريج آثار آن ظاهر خواهد شد. و لهذا نبايد مسلمانان به عذرهايى كه آنها براى تصدى مى‏آورند، اعتنا كنند. و علماى اعلام نيز لازم است آنها را از حوزه‏هاى خود اخراج نمايند، و با آنها معاشرت نكنند. و بر كافه علماى اعلام و طلاب علوم دينيه و خطباى محترم و ساير طبقات مطلع از دسايس عمال اجانب، لازم است اين اشخاص فاسق فاسد را به ملت معرفى كنند، و مردم را از شر آنها بر حذر دارند.

٢٨٠٣ اگر به واسطه قراينى ظن حاصل شد كه شخص متصدى، كه به لباس اهل علم است، مؤسسه را از طرف دولت جائر تصدى نموده است، لازم است كه به مفاد مساله با آنها عمل شود، يا آنكه برائت او ثابت‏شود.



یا علی
(۲۱/اسفند/۹۰ ۱۹:۰۷)mrfarzadj نوشته است: [ -> ]ممنون از کپی پیست گران بهاتون
متشکر

(۲۱/اسفند/۹۰ ۱۶:۱۶)mrfarzadj نوشته است: [ -> ]بنده مشغله خیلی زیادی دارم


من برای دینم وقت ندارم!
سلام خدمت شما
مقاله زیر از سید صالح زاهدی از گروه دین و اندیشه تبیان می باشد
بنظرم مفید هست
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=155713
....................................................................................................​...................................................
بهترین و مؤثرترین امر به معروف




کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر خطرات و زحماتش ترک می کنند، کسانی هستند که اگر در نماز و روزه هم خطر و مانعی ببینید زحمت و ریاضتی ببینند، آنرا هم ترک می کنند. عبادتی را می خواهند که بی دردسر باشد.



"شما اگر بخواهید به شکل غیرمستقیم امر به معروف کنید، یکی از راه های آن این است که خودتان صالح و باتقوا باشید، خودتان اهل عمل و تقوا باشید. وقتی خودتان این طور بودید مجسمه ای خواهید بود از امر به معروف و نهی از منکر. هیچ چیز بشر را بیشتر از عمل تحت تاثیر قرار نمی دهد." (همان- ص 238) اگر قبل گفتن عمل کنیم عمیق تر و سریع تر می توانیم در مخاطب خود اثر گذاشته و او را به پذیرش پیام خود متقاعد سازیم. علی (علیه السلام) می فرماید: "هرگز شما ندیدید که شما را به چیزی امر کنم مگر اینکه قبلاً خودم عمل کرده ام و من هرگز شما را از چیزی نهی نمی کنم مگر اینکه قبلاً خودم آن را ترک کرده باشیم" (نهج البلاغه- خطبه 175)

بنابراین هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد- "در مکتب انبیاء و اولیاء این را می بینیم، همیشه می گویند ما رفتیم (شما هم بیایید)" (همان- ص 239)

در جنگ بدر رسول گرامی اسلام اول عزیزترین افراد خود را به میدان می فرستد علی (علیه السلام) و حمزه ی سیدالشهدا.

در روز عاشورا حسین بن علی (علیه السلام) قبل از همه نزدیکترین خویشان خود را ابتداء به سوی شهادت به میدان نبرد و جهاد می فرستد. آیا اگر امام، عزیزانش را در مدینه می گذاشت کسی معترض آنها می شد؟ ابداً. (همان- ص 240) ولی اگر چنین می کرد، آیا امروز این چنین در ایجاد حرکت و حیات در بین مسلمانان و انسان های آزاده موثر بود؟ این اوج عمل بود، و اوج تأثیرگذاری

مرز امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟

وقتی بخواهیم امر و نهی کنیم ولی جان و مال و آبرویمان در خطر باشد چه کنیم؟ پاسخ بطور اجمال این است: باید دید که آیا فساد و ضرر کدام بیشتر است.

رسول گرامی اسلام در این باره فرموده اند: وقتی دو حرمت با یکدیگر تزاحم و اجتماع پیدا می کنند، لزوماً باید حرمت کوچکتر را فدای حرمت بزرگتر کنیم.

مثلاً اگر برای پوست میوه ای که کسی در کوچه انداخته نهی از منکر کنید و بعد آن فرد فحش و ناسزا به شما بگوید و ... اینجا لازم نیست. اما در یک وقت هم هست که موضوع امر به معروف و نهی از منکر، موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی بالاتر از جان و مال و حیثیت انسان قائل است، می بینید قرآن به خطر افتاده است .... (همان- ص 251) اینجا دیگر باید از جان و مال و آبرو گذشت و اسلام و قرآن را از خطر نجات داد.

بنابراین باید دید موضوع امر به معروف و نهی از منکر چیست، اینجاست که می بینیم ... حسین بن علی، فهماند که انسان در راه امر به معروف و نهی از منکر به جایی می رسد که مال و آبروی خودش را باید فدا کند، ملامت مردم را باید متوجه خودش کند..." (همان- ص 251)

بین منافع شخص و منافع اسلام باید اسلام را ترجیح داد. در امور شخصی اهل تساهل و گذشت در امور دینی اهل صلاحیت و سختی.
راز انقراض خوارج همین بود که در امر به معروف و نهی از منکر، مُنکِر منطق بودند. می آمدند در حضور یک جبّار گردنکش در حالی که شمشیرش را کشید بود یقین داشت که در اینجا حرفش کوچکترین اثری ندارد، ولی می گفت. او هم آناً او را معدوم می کرد. به اصطلاح تاکتیک نداشتند، منطق و حساب در کارشان نبود.
آمریکا و شوروی، هیچ غلطی نمی توانند بکنند

اگر اصل امر به معروف و نهی از منکر با تأکید به مراحل و شیوه های آن و با توجه به مؤلفه های آمران به معروف و ناهیان از منکر (آنچنان که قبلاً توضیح داده شد) در جامعه اسلامی مورد عنایت قرار گیرد، مسلمانان را زنده، قدرتمند و توانا، دشمنان اسلام و قرآن را ناتوان عاجز خواهد ساخت. در این صورت "محال است که آمریکا روی چنین قدرتی (قدرت مسلمین) حساب نکند و مرتب سرزمین های آنها را بمباران کند، محال است که شوروی روی چنین قدرتی حساب نکند. اما به شرط آنکه این قدرت به صورت یک قدرت متشکل در بیاید نه به صورت آحاد پراکنده، ملت های پراکنده، ملت هایی که دائماً در میان آنها موجبات تفرّق و اختلاف تبلیغ می شود، ملت هایی که به چیزی که نمی اندیشند شخصیت واقعی و معنوی خودشان است". (همان- ص 266)

امر به معروف و نهی از منکر به سبک خوارج

"در فقه خوارج امر به معروف و نهی از منکر تعقلی نیست، تعبدی است. یعنی به نتایج آن کاری ندارند. "یعنی انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد کند. او باید کورکورانه و چشم بسته امر به معروف و نهی از منکر کند ولو یقین دارد که در اینجا سرمایه را مصرف می کند و سودی هم نمی برد. می گوید به ما مربوط نیست خدا به ما گفته تو باید به هر حال امر به معروف و نهی از منکر کنی." (همان- ص 285)

"راز انقراض خوارج همین بود که در امر به معروف و نهی از منکر، مُنکِر منطق بودند. می آمدند در حضور یک جبّار گردنکش در حالی که شمشیرش را کشید بود یقین داشت که در اینجا حرفش کوچکترین اثری ندارد، ولی می گفت. او هم آناً او را معدوم می کرد. به اصطلاح تاکتیک نداشتند، منطق و حساب در کارشان نبود." (همان- ص 286)

امر به معروف و نهی از منکر به سبک اسراء

"خدا رحمت کند مرحوم آیتی (رضوان الله علیه) را، چه مرد بزرگواری بود، چه عالم متقی ای بود که از دست ما رفت. ایشان کتابی دارد به نام "بررسی تاریخ عاشورا" که شاید خیلی از شما دیده باشد. کسانی هم که ندیده اند، ببینید و بخوانند، مجموعه سخنرانیهایی است که ایشان ایراد کرده است. بعد از فوت ایشان این سخنرانی ها را چاپ کردند. در میان کتاب هایی که به زبان فارسی در این زمینه شده است اگر نگوییم بهترین آنهاست. قطعاً از بهترین آنهاست. حالا اگر از نظر تجزیه و تحلیل نگوییم در درجه ی اول یا فرد اول است ولی از جنبه ی استناد یعنی از جنبه ی اینکه مطالبش مستند به تواریخ معتبر است، قطعاً بی نظیر است. در آنجا این مرد روی این مطلب خیلی تکیه کرده است که اصلاً تاریخ کربلا را اسرا نگهداری کردند و بزرگترین اشتباهی که دستگاه امری کرد مسئله اسیر گرفتن اهل بیت و سیر دادن آنها به کوفه و بعد به شام بود و اگر آنها این کار را نکرده بودند، شاید می توانستند تاریخ این نهضت را محو کنند یا لااقل یک مقدار از اثر و قدرت بیندازند ولی به دست خودشان کاری کردند که برای اهل بیت پیغمبر فرصت ایجاد کردند و آنها این تارخ را در دنیا مسجّل نمودند. آنها باور نمی کردند که یک عده زن و بچّه خرد شده مصیبت دیده حداکثر استفاده را از این فرصت ها ببرند، و چه کسی باور می کرد، و چطور این ها تبلیغ کردند ... (همان- ص 292)

هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد- "در مکتب انبیاء و اولیاء این را می بینیم، همیشه می گویند ما رفتیم (شما هم بیایید)"در جنگ بدر رسول گرامی اسلام اول عزیزترین افراد خود را به میدان می فرستد علی (علیه السلام) و حمزه ی سیدالشهدا. در روز عاشورا حسین بن علی (علیه السلام) قبل از همه نزدیکترین خویشان خود را ابتداء به سوی شهادت به میدان نبرد و جهاد می فرستد.

امر به معروف و نهی از منکر به سبک زینب (سلام الله علیها)

"روز یازدهم جلّادهای ابن زیاد می آیند اهل بیت را سوار شترهای بی جهاز می کنند و حرکت می دهند و اینها شب دوازدهم را شاید تا صبح یکسره با کمال ناراحتی روحی و جسمی طی طریق می کنند، فردا صبح نزدیک دروازه تا کوفه می رسند. دشمن مهلت نمی دهد. همان روز پیش از ظهر اینها را وارد شهر کوفه می کنند. ابن زیاد در دارالاماره ی خودش نشسته است یک مشت اسیر، آنهم مرکّب از زنان و یک مرد که در آن وقت بیمار بود .... معمولاً وقتی می خواهند از یک نفر به زور اقرار بگیرند یا اعصابش را خرد کنند، اراده اش را در هم بشکنند یک بیست و چهار ساعت، چهل و هشت ساعت به او غذا نمی دهند، نمی گذارند بخوابد، مرتب زجرش می دهند. در چنین شرایطی اگر افراد مستأصل می شوند، می گویند، هر چه می خواهی بپرس تا من بگویم، شما ببینید اینها وقتی که وارد مجلس ابن زیاد می شوند، بعد از آن همه شکنجه های روحی و جسمی چه حالتی دارند! زینب (سلام الله علیها) را وارد مجلس ابن زیاد می کنند. سلام نکرد، اعتنا نکرد. ابن زیاد از اینکه او احساس مقاومت کرد، ناراحت شد، سلام نکردن زینب معنایش این است که هنوز اراده ی ما زنده است.

هنوز ما به شما اعتنا نداریم. هنوز هم روح حسین بن علی در کالبد زینب می گوید: هیهات منّا الذّله". هنوز می گوید: لااُعطیکم بیدی اِعطاءَالذّلیل وَ لا افِرًّ فِرارَ العَبید (لااًقِرُّ اِقرارَ العبید) (ارشاد مفید ص 235) ابن زیاد از این بی اعتنایی، سخت ناراحت شد. می فهمید این کیست. همه گزارش ها به او رسیده بود. این مرد دَنّی کیست لعین که یک جو شرافت نداشت شروع کرد به سخت ترین وجهی زخم زبان زدن(1). گفت: .... خدا را شکر می کنم که شما را رسوا و دروغتان را آشکار کرد. زینب در کمال جرأت و شهامت گفت: الحمدالله الذی اَکّرمنا بالشهاده خدا را شکر می کنیم که افتخار شهادت را نصیب ما کرد خدا را شکر می کنم که این تاج افتخار را بر سر برادر من گذاشت، خدا را شکر می کنیم که ما را از خاندان نبوت و طهارت قرار داد. بعد در آخر گفت: ... رسوایی مال فاسق هاست (ما در عمرمان دروغ نگفتیم و حادثه دروغ هم به وجود نیاوردیم)، دروغ مال فاجرهاست. فاسق و فاجر هم ما نیستیم، غیر ماست، یعنی تو، رسوا تویی، دروغگو هم تویی ... این مقدار شهادت و شجاعت و ایمان عملی! این امر به معروف و نهی از منکر (به سبک زینب (سلام الله علیها) است. (همان- ص 284)

و باز زینب در مجلس یزید چه کرد؟ و چگونه قیام عاشورا را زنده کرد و امر به معروف و نهی از منکر را در منتها درجه خود قدر و قیمت نهاد". آن خطابه بسیار غرّا به زینب (سلام الله علیها) در مجلس یزیدبن معاویه ... در آنجا دیگر صحبت 24 ساعت و 48 ساعت نیست، نزدیک یک ماه است که زینب در چنگال اینها اسیر است و حداکثر زجری را که به یک اسیر می دهند به او داده اند. ولی ببینید در مجلس یزید چه کرده ... چگونه شام را زیر و رو کرد. (همان- ص 285)

کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر خطرات و زحماتش ترک می کنند، کسانی هستند که اگر در نماز و روزه هم خطر و مانعی ببینید زحمت و ریاضتی ببینید، آنرا هم ترک می کنند. عبادتی را می خواهند که بی درد و سر باشد." دنبال آن عبادتهایی هستند که نه به جان، نه به مال، و نه به حیثیتشان ضرر می زند. (مثل نماز و روزه) اما اگر وظیفه ای ضرری به جایی می زند، دیگر آن را قبول ندارند". (همان- ص 289)

1- از یک طرف یک آدم شریف به خودش اجازه نمی دهد که نمک به زخم کسی که این همه مصیبت دیده است بپاشد و از طرف دیگر، زن به اصطلاح جنس لطیف است، در هیچ قانون جنگی، مردمی که یک ذره شرافت دارند متعرض زن نمی شوند، به هیچ شکلی زخم زبان به او نمی زنند، جراحت به او وارد نمی کنند، زن را اسیر می گیرند و در عین حال احترام می کنند.
یا علی

امر به معروف و نهی منکراز فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب های موجود در یک عضو گرفته نشود ناراحتی و مرض از یک عضو به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد. امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماریهای روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد.

مثال امر به معروف و نهی از منکر مثال جلوگیری از انسان نادانی است که سوار کشتی شده و قصد سوراخ کردن آن را دارد که اگر از این کار او جلو گیری نشود با سوراخ شدن کشتی، خود او و دیگر مسافران کشتی غرق خواهند شد. آیا اگر چنین فردی اعتراض کند که هیچ کس حق ندارد آزادی مرا سلب کند ؛ زیرا من تنها زیر صندلی مخصوص خود را که اختیار آن را دارم، سوراخ می کنم و تنها خودم غرق می شوم !!!کسی به اعتراض او توجه می کند؟ مسلما کسی اعتراض او را نمی پذیرد زیرا همگان می دانند که سوراخ شدن یک نقطه از کشتی همان و غرق شدن همه کشتی با تمام سر نشینان هم همان.

بنابراین اگر در جامعه ای امر به معروف و نهی از منکرترک شود گناه و فساد یک نفر یا یک گروه به سایر افراد و سایر گروه ها نیز سرایت می کند و جامعه ای را آلوده می کند.

البته ممکن است گاهی در اجراء امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اشتباهات یا تخلفاتی صورت گرفته باشد که ما منکر آن نیستیم و شاید دلیل نارضایتی بعضی افراد نیز به سبب خاطرات تلخی است که از آن اشتباهات دارند ولی توده های مردم مسلمان از امر به معروف و نهی از منکر و اجراء آن به شکل صحیح ، استقبال می کنند.البته افرادی هم که اهل منکرات هستند همیشه از اجراء امر به معروف و نهی منکر احساس وحشت دارند و اجرای آنرا به ضرر خود می پندارند،در صورتی که اجراء صحیح امر به معروف و نهی از منکر به نفع آنان نیز می باشد.

امر به معروف و نهی از منکر مراتب و شرایطی دارد که اگر همگان مخصوصا مجریان و ضابطین این فریضه مهم با آنها آشنا گردند و آن را بصورت صحیح در جامعه پیاده کنند، همه افراد جامعه آنرا اصلی ضروری و مترقی و قابل دفاع خواهند یافت.

امر به معروف و نهی از منکر به منزله واکسیناسیون جامعه و جلوگیری از ابتلاء به بیماریهای روحی و روانی است. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر برای همه جوامع ضرورت تام دارد

امر به معروف و نهی از منكر, در قرآن كریم با بیانات مختلف و تاکیدات فراوان بیان شده که به برخی از این آیات اشاره می گردد:

در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیا بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ [توبه,71] مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یكدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنكر می كنند، نماز را برپا می دارند و زكات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می كنند.

به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یكدیگر علاقمند بوده و به منزله یك پیكر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود كه تخلف و انحراف یك فرد، در كل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان كه یك بیماری واگیر در صورتی كه معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.

در جای دیگر می فرماید: ولتكن منكم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون[آل عمران , 104] در آیه فوق به طور وضوح، وجوب آمده است، زیرا كلمه «ولتكن» امر است و ظاهر امر ایجاب است و در این آیه توضیحی است مبنی بر این كه رستگاری منوط بر آن است، زیرا به طور حصر بیان كرده و فرموده است :و اولئك هم المفلحون. و نیز در آیه آمده است كه این عمل واجب كفایی است نه واجب عینی، زیرا وقتی كه گروهی اقدام كردند، از دیگران ساقط می گردد، چون نفرموده است كه همگی امر به معروف كنید، بلكه فرموده است : باید جمعی از میان شما دعوت به نیكی كنند. بنابراین هرگاه یك فرد و یا جمعی اقدام كنند، تكلیف از دیگران برداشته شده و رستگاری از آن كسانی خواهد بود كه امر به معروف كرده اند ولی اگر تمام مردم از آن خودداری كنند ناگزیر گناه متوجه تمام كسانی است كه توانایی انجام آن را داشته اند.





خداوند متعال فرموده است : لیسوا سواء من اهل الكتاب امه قائمه یتلون آیات اللّه آناء اللیل و هم یسجدون، یؤمنون باللّه و الیوم الاخر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و یسارعون فی الخیرات و اولئك من الصالحین[آل عمران , 113 و 114]

در این آیه خدای متعال, صالح بودن آنان را به صرف داشتن ایمان به خدا و روز واپسین گواهی نكرده است، بلكه امر به معروف و نهی از منكر را نیز بر آن افزوده است.

خداوند متعال فرموده است : و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و یقیمون الصلوه.[توبه , 71] مؤمنان را به انجام امر به معروف وصف كرده است. پس كسی كه امر به معروف را ترك كند از جمع مؤ منان توصیف شده در این آیه خارج است.

خداوند متعال فرموده است :لعن الذین كفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود و عیسی بن مریم ذلك بما عصوا و كانوا یعتدون، كانوا لایتناهون عن منكر فعلوه لبئس ما كانوا یفعلون[/b][مائده , 78 و 79]
این نهایت سرزنش است، زیرا آنان را به علت ترك نهی از منكر سزاوار لعن و نفرین دانسته است.
و خداوند متعال فرموده است : كنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر[آل عمران , 110]
این سخن دلیل بر فضیلت امر به معروف است، زیرا بیانگر آن است كه ایشان بدان وسیله بهترین امت بودند.
همچنین خداوند متعال فرماید: فلما نسوا ما ذكروا انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما كانوا یفسقون.[اعراف , 165]
به این ترتیب بیان می فرماید كه ایشان به دلیل نهی از بدی نجات یافتند. و این خود نیز دلیل بر وجوب نهی از منكر است.

باید امر به معروف و نهی از منكر كنید وگرنه خداوند, بدكاران شما را به شما مسلط می كند و از آن پس نیكان شما هر چه دعا می كنند مستجاب نمی شود. مقصود این است كه هیبت و شكوه آنان در نظر اشرار از بین می رود در نتیجه, اهمیتی به آنها نمی دهند و از آنها نمی ترسند

در جای دیگر خداوند متعال فرموده است : الذین ان مكناهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزكوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر[حج , 41]

در این آیه خدای متعال، امر به معروف و نهی از منكر را در شمار صفات نیكان و مؤ منان، با نماز و زكات برابر كرده است.

خداوند متعال فرماید: تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان [مائده , 2]

این دستور قاطعی است، و معنای تعاون، واداشتن دیگران به یاری رساندن به امر خیر و هموار كردن راه خیر و مسدود كردن راه های شر و تجاوز، در حد امكان است.
خداوند متعال فرموده است : لولا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت لبئس ما كانوا یصنعون[مائده , 63] خداوند در این آیه بیان كرده است كه آنان به دلیل ترك نهی از منكر، گناه كرده اند.
خداوند متعال فرموده : فلو كان من القرون من قبلكم اولوا بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا...[هود , 116]
در این آیه خداوند بیان داشته است كه همه آنان را، به جز اندكی كه از فساد در روی زمین جلوگیری می كردند، هلاك كرده است.
و نیز خداوند متعال فرموده است : یا ایها الذین آمنوا كونوا قوامین بالقسط شهدا للّه و لو علی انفسكم اوالوالدین و الاقربین. [نساء , 135]
این مطلب همان امر به معروف به پدر و مادر و خویشاوندان است.
- لا خیر فی كثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس و من یفعل ذلك ابتغا مرضات اللّه فسوف نؤتیه اجرا عظیما. [نساء , 114]
-و ان طائفتان من المؤ منین اقتتلوا فاصلحوا بینهما... [حجرات , 9]

اصلاح همان جلوگیری از تجاوز و بازگرداندن به طاعت خداست، و اگر متجاوز برنگشت، خداوند دستور به مبارزه با او را داده و فرموده است : فقاتلوا التی تبغی حتی تفییء الی امر اللّه [همان] و این همان نهی از منكر است.
مطلب را با سخنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به پایان می رسانیم :

ایشان می فرمایند: باید امر به معروف و نهی از منكر كنید وگرنه خداوند, بدكاران شما را به شما مسلط می كند و از آن پس نیكان شما هر چه دعا می كنند مستجاب نمی شود.[مجمع الزوائد، ج 7، ص 266 ] مقصود این است كه هیبت و شكوه آنان در نظر اشرار از بین می رود در نتیجه, اهمیتی به آنها نمی دهند و از آنها نمی ترسند .


mehrabnews.ir
آیا واقعا این جملات درسته و هر کسی مسئول اعمال خودش در جامعه است و کارهای افراد هیچ ربطی به یکدیگر ندارد و هر کسی هر کاری دلش خواست می‌تواند انجام بدهد ؟

چند ماه پیش وقتی که بازیگر ایرانی سینمای هالیوود بدن خود را با جسارت تمام در برابر میلیون‌ها دوربین برهنه کرد و برخی مسائل دیگر که موجب رنجش خاطر بعضی افراد شد اتفاق افتاد جملاتی عجیب و غریب بر سر زبان‌ها ظهور و بروز کرد بعضی مخالف این حرکت‌ها و کارها بودند و برخی موافق این کار و در جواب هر انتقادی به این مسائل در نظرات و کامنت ها و نوشته‌ها و مقالات خود می‌گفتند :

1)این مسائل اصلا به شما ربطی نداره

2)هر کسی رو تو گور خودش میزارند

3)من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار، که کشت.

و با به زبان آوردن این جملات می‌خواستند مهر صحت و درستی بر اعمال این افراد بزنند و از طرفی این جملات بهانه خوبی برای خودشان نیز باشد تا در مواقعی که دست به اشتباهی زدند که شرع و عرف آن‌ها را نمی‌پسندد این جمله های به ظاهر زیبا را به زبان بیاورند و خود را از هر گونه خطا و اشتباهی مبرا کنند .

آیا واقعا این جملات درسته و هر کسی مسئول اعمال خودش در جامعه است و کارهای افراد هیچ ربطی به یکدیگر ندارد و هر کسی هر کاری دلش خواست می‌تواند انجام بدهد ؟

این عقیده خطرناکی است که قرآن کریم به شدت با آن به مبارزه برخواسته است و در آیات متعددی بی اعتنایی به رفتار و کردار افراد در جامعه را به عنوان یک معضل بزرگ هشدار داده است. هشداری که با رعایت نکردن آن زندگی بشریت در لجن زار خسران و زیان غرق می‌شود و کاملا از بین می‌رود .

(وَ الْعَصْرِ .إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ. إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ : سوگند به عصرِ [غلبه حقّ بر باطل]، که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است؛ مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایی توصیه کرده‌اند. »(عصر 1-3)

مضمون این آیات این است که اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نباشد و افراد یکدیگر را به حق و صبر توصیه و سفارش نکنند و در برابر رفتار یکدیگر کاملا بی توجه باشند همچنین خود نیز پندپذیر نباشند، این جامعه با ضرر و زیان‌های زیادی مواجه است و به فرموده قرآن کریم در خسران به سر می‌برد .

خسران و زیانی که جوامع غربی را به فکر فرو برده است تا با تمام تلاش و توان خود این زیان را از زندگی خود برطرف کنند و به همین خاطر به بررسی و جستجو برای یافتن راه حلی برای این معضل پرداختند و کتاب‌های متعددی در این زمینه نوشته شده که یکی از آن‌ها کتابی است با نام (اندیشه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام).

داستان نوشتن این کتاب از آنجا آغاز شد که روزی در یکی از ایستگاه های مترو در آمریکا یک مرد، زنی را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهد و در تمام این مدت که زن از مردم کمک می‌خواسته است همه با بی اعتنایی کامل از این صحنه عبور می‌کردند و حتی یک نفر هم به این زن کمک نکرده بود.

جامعه شناسان آمریکایی این مساله را یک معضل بزرگ در جامعه دانستند و دولت نیز بودجه ای را برای بررسی علت این اتفاق تصویب کردند. نویسنده کتاب که مایک کوک نام دارد می‌گوید در یکی از همایش‌ها، یک دانشمند مسلمان اندیشه ای را مطرح کرد که این اندیشه ایجاب می‌کند که افراد در جامعه نسبت به هم بی خیال نباشند و نوعی دغدغه عمومی را برای همه افراد در برابر کارهایشان در جامعه به وجود می‌آورد. و بعد از این اتفاق مایک کوک نوشتن کتاب (اندیشه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام) را آغاز می‌کند .

آری در منطق قرآن کریم اعضای یک جامعه پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند و رفتار هر کسی می‌تواند بر جامعه تاثیر خاصی داشته باشد و به همین خاطر نسخه های طلایی قرآن در موارد زیادی افراد را از بی توجهی در مقابل اشتباهات دیگران منع و نهی کرده است و یکی از اسرار خوشبختی و سعادت جامعه را عدم بی تفاوتی در قبال اشتباهات دیگران می‌داند .

(وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ : و باید از میان شما، گروهی، [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی بازدارند، و آنان همان رستگارانند.)(آل‌عمران : 104)

و از طرفی

وقتی قرآن کریم ملاک بهترین ملت‌ها را در طول تاریخ بیان می‌کند ملت و کشوری را بهترین ملت می‌داند که از سه ویژگی منحصر به فرد برخوردار باشند :

1) امر به معروف 2) نهی از منکر 3) ایمان به خداوند

(کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ : شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده‌اید: به کار پسندیده فرمان می‌دهید، و از کار ناپسند بازمی‌دارید، و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمنند و[لی] بیش‌ترشان نافرمانند.( آل‌عمران: 110)

همچنین خداوند متعال بندگان ویژه و موفق و نیکوکار را کسانی می‌داند که در برابر رفتار دیگران در جامعه بی تفاوت نباشند و همه دست در دست هم دهند تا جامعه ای سالم و الگو و عاری از هر گونه خطا و اشتباه را برای خود بسازند و به راستی که زندگی در این جامعه چقدر لذت بخش است .

(یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ: به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به کار پسندیده فرمان می‌دهند و از کار ناپسند بازمی‌دارند؛ و در کارهای نیک شتاب می‌کنند، و آنان از شایستگانند.)( آل‌عمران : 114)
کسی رو که میدونه کارش اشتباهست و بازم به انجامش پافشاری میکنه رو چیکار باید کرد؟
اون کسی که نمیدونه رو آدم بهش میگه یا قبول میکنه یا نه اما اون کسی که میدونه و ادامه میده رو نمیشه کاریش کرد.
دکتر انوشه حرف خوبی زد گفت: من برای اون کسی که راه رو عوضی میره دلم نمیسوزه .دلم برای کسی میسوزه که عوضی راه میره.
خیلی فرقه بین راه رو عوضی رفتن و عوضی راه رفتن....
برخی از ضرب المثل های ما تضاد شدیدی با باورهای دینی ما دارند و متاسفانه ابزاری شده اند برای توجیه کارهایمان!
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع