اَما اِنّه لَيسَ بَينَ الحَق وَ الباطِلِ اِلاّ اَربَعُ اَصابِـعَ
فَسُئِلَ عَن مَعْنى قَولِهِ هذا، فَجَمَعَ اَصابِعَهُ وَ وَضَعَها بَيْنَ اذنِهِ وَ عَيْنِهِ ثمّ قالَ:
اَلباطِلُ اَنْ تَقولَ سَمِعْتُ وَ الْحَقّ اَنْ تَقولَ رَأَيْتُ؛
بدانید که میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست.
{پرسیدند : معنای آن چیست؟ امام(علیه السلام) انگشتان خود را میان چشم و گوش گذاشت، و فرمود}
باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگوییم دیدم.
(قصد ما تشریح حوادث ِ حادث شده در سوریه نیست بلکه نگاهی اجمالی بدان میکنیم تا در آینده بتوانیم دقیق تر اوضاع این کشور را بررسی کنیم.)
پس از شروع ِ اعتراض های مردمی به حکومت ِ بن علی در تونس، امواج این انقلاب ها به مصر، بحرین، لیبی، کویت و عربستان سعودی رسید. این انقلاب ها که در دو کشور ِ مصر و تونس به روی کار آمدن اسلامگرایان و مخالفان سرسخت ِ استکبار و استعمار جهانی منجر شد.
از طرف دیگر حاکمان ِ جائر چنین کشورهایی تمامی به سرمایه داری جهانی وصل هستند و به محض ِ پیش آمد، دست به دامان همان ها میشوند که البته معمولا به درهای بسته برمیخورند و به مهره های سوختهی رژیم اشغالگر و آمریکا تبدیل میشوند و سرانجامی شوم، بدون پشت و پناه های ثروت دوست و نفت مدار در انتظار آنهاست و در نهایت یا در قفس اوقات میگذرانند یا دچار حریق میشوند و یا به بدترین در ماوای کثیف ترین موجودات، زندگی میکنند و در نهایت به بدترین وضع کشته میشوند.
تا پیش از برگزاری رفراندوم در کشورهای مذکور، برخی این تحرک ها را ادامهی حرکت معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران میدانستند ولی پس از مشخص شدن نتایج انتخابات در کشوری نظیر مصر و محبوبیت هواخواهان دین مبین اسلام در این مناطق، دیگر کسی اجازهی نهادن نام دیگری جز "بیداری اسلامی" بر این انقلاب ها را به خود نداد و تلاش های دشمنان این انقلاب در شبکه های معاند اسلام نیز مانند روغن بادامی که خشکی نماید، خشکی نمود. (مانند مصاحبهی خبرنگار بهایی BBC با دکتر کمال الهلباوی، عضو ارشد اخوان المسلمین که در آن وی از حکومت ایران طرفداری کرد و از حمایت های امام خامنه ای تشکر كرد.)
پس از آن نیز به تحریک رژیم صهیونیستی، این حکومت جائر سعی کرد تا از تنوری که مردم خداجوی منطقه برای سوزاندش به پا کردند، استفادهی معکوس کند و در همین زمانهی گرگ و میش از ذهن های زودباور استفاده کرده و حکومت سوریه را در این آتش از بین ببرد تا خیال خود را که از ناحیهی مرزهای مصر مشوش شده، از سوی دیگر لا اقل راحت کند. (اهمیت مصر برای کشورهای منطقهی خاورمیانه بسیار زیاد است و در واقع بدون حضور مصر و همکاری او، عملا هیچ جنگ تمام عیاری علیه اسرائیل شکل نخواهد گرفت، چون ادوات و تجهیزات مورد نیاز جز از مرز های مصر به کشورهای همسایه ی رژیم اشغالگر نخواهد رسید و پس فروپاشی دولت آن کشور و در پی آن، لغو قرار داد مهم کمپ دیوید، اسرائیل عملا خود را در قفس میبیند و برای همین تمام تلاش خود را میکند تا حداقل سوریه را تسخیر کند و کمی نفس راحت بکشد اما این اتفاق حادث نمیشود.) مشکل آنها همیشه این بوده است که صفت حافظ بودن خداوند را فراموش میکنند و یادشان میرود که راهی جز از بین رفتن ندارند. در همین راستا این رژیم اشغالگر سعی کرد از زبانه های اعتراض بخشی از مردم سوریه به نفع خود استفاده کند و آنها را از طريق حذف بشار اسد تحریک کند. این رژیم از هیچ اقدامی برای حذف اسد فروگذار نکرده است.
تحریک مالی مردم از یک طرف و مسلح کردن معترضان از رفتارهای پرخطر و ددمنشانهی رژیم اشغالگر و سفاک است، به طوری که با بی حیایی تمام، افرادی نظیر آویگدور لیبرمن وزیر خارجه این رژیم از ارسال کمک به شورشیان سوری خبر میدهند. از طرف دیگر نیز اسحاق هرتزوگ نمایندهی حزب کار در پارلمان رژیم صهیونیستی از روابط برهان غلیون رئیس شورای انتقالی سوریه (مخالفان اسد) با اسرائیل و موافقت وی با آن کشور در صورت پیروزی خبر میدهد.
این همه را بگذارید در کنار اینکه شهر "درعا" در سوریه محور و ملجا معترضین است که میتوان گفت تقریبا تمام درگیری ها در همین شهر اتفاق افتاده است و درعا، نزدیک ترین شهر به مرزهای اسرائیل ِ ظلم بنیان است و این خود نشانهی دیگری است. (البته علاوه بر حمایت های سناتور های آمریکایی نظیر مک کین و لیبرمن از تجهیز تسلیحاتی شورشیان)
در این بین پس از شروع تظاهرات معترضین در آن سو نیز در دمشق و دیگر شهرهای سوریه، تظاهرات موافقان بشار اسد شکل گرفت و در چند نوبت تکرار شد؛ ولی تظاهرات موافقان نیز نتوانست مانع از اصلاحاتی شود که بشار اسد در دستور کار خود قرار داد. (البته اعتراضات در حمص و حما نیز ادامه پیدا کرد. لازم به ذکر است کل جمعیت این سه شهر (که تقریبا تمام تظاهرات نیز در همین ها شکل گرفته) کمتر از 20 درصد جمعیت سوریه را شکل میدهند.
(بعدا اگر خدا خواست درباره ی اردن که مشکوک ترین کشور منطقه از نظر من است نیز صحبت میکنم.)
علاوه بر همهی این اتفاقها، سوریه همواره یکی از مخالفان سرسخت اسرائیل و آمریکا بوده است و همراهی این کشور با جمهوری اسلامی نیز از محور های سیاست خارجی این کشور است.
اوضاع بستهی سیاسی این کشور به دلایل هم مرزی با رژیم اسرائیل و حکومت چند ده سالهی حافظ اسد و بشار اسد بر این کشور بدون برگزاری رفراندوم ِ دقیق دیگری همانا مورد تایید نیست (هر چند که مردم هم شرایط را درک کرده باشند و آن را قبول داشته باشند) و اصلاحات گسترده در نظام سیاسی و قانون اساسی و تصمیم های اقتصادی حکومت سوریه، لازم است ولی این ها هیچکدام دلیل بر تسامح در برابر استکبار جهانی و سپردن حکومت سوریه به آنان نمیشود. تغییر در قانون اساسی و دیگر تغییرات به "اصلاحات" معروف شده است.
همه پرسی قانون اساسی، حضور در شهر های شناخته شدهی مخالفان، تغییر از سیستم تک حزبی به چند حزبی و تعدد گرایش سیاسی، صدور فرمان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و اعلام حضور نداشتن در دورهی بعدی انتخابات ریاست جمهوری و دیدار با نمایندگان ارشد مخالفان از اقدامات بشار اسد در راستای اصلاح وضع فعلی سوریه بوده است که به طور مشهودی، اوضاع را تغییر داده و فضايّ آرامی را بر کشور حاکم کرده است. تمام اینها را در کنار پذیرش طرح شش ماده ای از سوی اسد قرار دهید.
حمایت روسیه و ایران از سوریه، پیامدی ثانی است بر مخالفت با اعمال عمال آمریکا در منطقه؛ در همین بی،ن کشور ترکیه مدام در راستای تطهیر خود به کارشکنی علیه سوریه پرداخته است و هیچ حمایتی از این کشور نکرده و بر خلاف انتظار مردمش، پس از پذیرش سپر موشکی ناتو، اقدامی در راستای تضعیف آن حکومت نیز برداشته است.
در اجلاس چند روز پیش کرهی جنوبی با عنوان "امنیت هسته ای"، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه با دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه دیدار میکند. (مدودف در واقع به عنوان رابط ِ پوتین در این اجلاس حضور پیدا کرد.)
یکی از خبرنگاران روزنامهی حریت ترکیه به نام امید چتین نیز از سخنان رد و بدل شده در این گفتوگوی چند دقیقه ای مطلع میشود (به گفتهی برخی، وی طبق برنامه ریزی های دولت ترکیه به صورت خودجوش اطلاع حاصل کرده است!) و آن را در اختیار رسانه ها قرار میدهد. به گفتهی وی، اردوغان در این دیدار به مدودف میگوید: «دولت سوریه دست از سیاست های قبلی خود بر نخواهد داشت. ما می خواهیم شما هم بپذیرید که دیگر نمی توان با بشار اسد کار کرد.»
آن روزنامه از محور صحبت های مدودف خطاب به اردوغان چیزی ننوشته است ولی برخی با توجه به سفر اردوغان از سئول به تهران، میگویند که مدودف از تقدم تصمیم گیری ایران نسبت به آن کشور به اردوغان خبر داده است.
رجب طیب اردوغان نیز پس از ورود به تهران با استقبال وزیر امور خارجه روبرو شد و با رهبر معظم انقلاب آن هم در مشهد و در حرم مقدس رضوی دیدار کرد.
(در خبر منتشر شده از دیدار وی با دکتر احمدی نژاد حرف خاصی جز همان ابراز ارادت و تعارف های سیاسی، نكتهي خاص ديگري منتشر نشده است.)
حضرت آقا که در سفر مشهد، اردوغان را برای دیدار پذیرفته اند، طی یک سری سخنان هوشمندانه، سنجیده و کوتاه، عمق استراتژی جمهوری اسلامی را کاملا شجاعانه برای وی تشریح کردند.
ایشان چند جملهی فوق العاده تاثیر گذار مطرح کردند که ابتدا به آنها اشاره ميشود:
1) ایران از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی دفاع خواهد کرد.
2) ایران از لحاظ مجموع منابع نفت و گاز در جهان، بسیار غنی است.
3) به لطف خداوند تحولات منطقه تاکنون به نفع اسلام و مسلمانان بوده است و از این پس نیز اینگونه خواهد بود.
4) جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکاییها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند، مخالف است.
5) با هر گونه دخالت نیروهای خارجی در امور داخلی سوریه به شدت مخالف هستیم.
6) ما از اصلاحات در سوریه همواره حمایت می کنیم و اصلاحاتی که در سوریه شروع شده، باید ادامه یابد.
محور نخست : حمایت در برابر حمایت
حضرت امام خامنه ای در این بخش تنها دلیل حمایت ایران از حکومت سوریه را بیان میکنند و آن هم حمایتی است که این کشور از خط مقاومت از خود نشان میدهد و هر آینه عدم همراهی با خط مقاومت منجر به عدم حمایت از آن ها میشود. اين دقیقا در راستای آن استراتژی است که امام علی عليه السلام فرمودند:
دوستان تو سه گروه هستند : دوست ِ تو ، دوست ِ دوست تو و دشمن ِ دشمن تو.
بر همگان حمایت های بشار اسد از حزب الله لبنان آشکار است و زمانی که انقلاب های الحق الهی منطقه رخ نداده بود، این رژیم سوریه بود که برای مقاومت 33 روزه ی سید الجیل حسن نصرالله در مقابل رژیم جعلی اشغالگر کمک رساند.
از همین روی امام خامنه ای نیز اعلام میدارند تا روزی که سوریه و حکومت آن بر محور ِ حمایت از خط مقاومت حرکت کنند، حمایت جمهوری اسلامی ایران را نیز خواهند داشت و هرگاه از این کار پشیمان شوند و بخواهند به آغوش سست ِ استکبار پناه ببرند، دیگر نمیتوانند روی کمک جمهوری اسلامی ایران، حسابی باز کنند. حال آزادند میتوانند اوضاع منطقه را بررسی کنند و با هر منطقی که در دنیا رایج است بین حمایت استکبار و در نهایت، زندگی قفسی یا حمایت ایران اسلامی و زندگی با عزت چون حزب الله انتخاب کنند. بسم الله...
ما هیچ عقد اخوتی با کسی نداریم و صرفا تمامی حمایت و عداوت خود را بر معیار اسلام و خدا میسنجیم و میزان را حال فعلی افراد و حکومت ها میدانیم.
دومین محور : ایران ِ غنی
نظر شما را به اظهارت امام خامنه ای در حرم مطهری رضوی همین امسال جلب میکنم.
در ضمن این سخن دو محور داشته است:
1- خطاب به اردوغان: جمهوری اسلامی ایران به هیچ دولتی وابسته نیست و به هیچ عنوان به خاطر منابع مادی حاضر به سازش با فرد و گروهی نیست و به لطف خاصهی الهی دارای چنان حجمی از منابع نفت و گاز است که عامل راحتی و آسایش ایران برای پرداختن به سیاست ضد ّ استعماری است و باز هم به لطف پروردگار همین نفت و گاز تا چند سال آینده نه تنها عامل آسایش که مایهی قدرت بیش از پیش ایران نیز میشود و هیچ کس به خود اندکی شک و شبهه برای منحرف شدن ایران با پول و ثروت و وعده های نفسانی به خود راه ندهد که ایران غنی است و چون سرو، مقام ایستاده است و زمستانی ندارد.
2- خطاب به دوستان: از هر جهت ایران اسلامی، توانایی و قابلیت همکاری با کشور های منطقه را دارد و با منبع عظیم نفت و گاز نه تنها خود که کشورهای دوست و نیازمند را نیز میتواند تامین کند تا آنها نیز اندکی غلتیدن به آغوش استکبار را برنتابند.
محور سوم: از این پس...
عجب محوری است این محور سوم!: "به لطف خداوند تحولات منطقه تاکنون به نفع اسلام و مسلمانان بوده است و از این پس نیز اینگونه خواهد بود."
همان صفت حافظ بودن خداوند است که از این پس را معین میکند. تحرکات دشمن، سخنان پشت پرده، تجهیز، صحنه آرایی و هیچکدام از اینها نمیتواند کوچکترین خدشه ای به وعدهی صدق الهی وارد کند و به خودتان زحمت ندهید و پول های خون آورده تان را خرج نکنید که: مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین
جمهوری اسلامی، دکترین خود را اصلا بر محور همین امر قرار داده است. و این هشداری است به همهی معاندان اسلام و دیالوگ اسلامی و گفته میشود که شکی در الهی بودن اتفاقات آیندهی منطقه نیست و ما هم به همین خاطر هیچگونه ترس و خوفی بر خود راه نمیدهیم و ناراحت نمیشویم چرا که ان اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
هیچ حرفی غیر از این، نمیتوانست عمق تفکر اسلامی را نشان دهد. قیل و قال مدرسه و هر سخن و حرفی را باید کنار گذاشت این خداست که حکمرانی میکند.
چهارمین محور : مبدع ِ شوم
ما اساسا با تحرکات آمریکا مخالفیم و این شعار ماست. چون از اهداف آنها آگاهیم و میدانیم که قدم برنمیدارند جز آنكه زمین، فرسوده شود ، نفس نمیکشند جز آنکه هوا آلوده شود.
حرفی نیست فقط: جمهوری اسلامی ایران قویاً با هر طرحی که آمریکاییها در ارتباط با مسایل سوریه مبدع آن باشند، مخالف است.
محور پنجم: اصلاحات ادامه دار
امام خامنه ای در اینجا عمق دیدگاه ِ منصفانهی خود را نشان میدهند. از اصلاحات سوریه حمایت میکنند و نه تنها به این حد، کفایت نمیکنند که خواستار ادامه یافتن آن هستند حتی بیش از آن شش ماده ای که سازمان ملل خواسته بود و بشار تایید کرده است.
در اینجاست که ایشان با حفظ حکومت ِ مخالف ِ استکبار، اصلاح را نیز لازم میدانند و معتقد هستند که این دو با هم تضادی ندارند و چه بسا که بسیار بهتر است حکومت داعیه دار مخالفت با استعمارر جهانی، خود نیز مصلح باشد و این صفت را از درون خود شروع کند و نگرانی هم به خود راه ندهد که در این راه، ایران نیز همراه آنان است و این تا جایی که مردم در آسایش و راحتی زندگی کنند باید ادامه داشته باشد.
اردوغان و سخن آخر
اردوغان نیز که پيامهايي را كه بايد از سفر به ايران دريافت ميكرده، گرفته است، بنابراين، با حضور در برنامهی گفتگوی ویژه ی خبری، از مواضع قبلی خود، عقب نشینی آشکاری کرد.
وی با اینکه جملات شیطنت آمیزی نیز بیان کرد ولی در آخر گفت: «ایران و ترکیه هم باید به طور مشترک در این باره همکاری کنند و با یکدیگر کمک کنند، رأی گیری و انتخابات به صورت مشخص در سوریه انجام پذیرد.»
خداوند به لطف خودش همهی یاران راستین اسلام عزیز را حفظ کند و آن ها را از شر ّ دشمنان ِ نابود شدنی شان محفوظ بدارد.
امام علی عليه السلام فرمودند:
اگر باطل با حق درنياميزد، بر حقيقت جويان پوشيده نمى مانَد و اگر حق با باطل آميخته نشود، زبان دشمنان آن بريده مى شود، ليكن مشتى از آن برداشته مى شود و مشتى از اين.
سید محمد میرسعیدی