دوباره سلام
شما فرموديد :
نقل قول:ایا پیامبر برای خود جانشین تایین کرده بود یا خیر ؟
!!!
فكر كنم اين جواب خوبي باشه !! ببخشيد طولانيه ! ولي يك سوالي ازتون مي پرسم ! به الله قسمتون مي دم كه راستشو بگيد !
اگه به ته دلتون بريد و يكم به سيرة نبي الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فكر كنيد ! ايا اين اتفاقات رو قبول مي كنيد !
آيا اين باعث نمي شه كه منافقان بگن كه اگه اين دين از اول مشكل داشته پس محمد برنامه ي الله رو درست اجرا نكرده ؟
ولي به الله قسمتون مي دم بدون تعصب جواب بديد !! منتظرم !
___________________________________________________________________________________________
مسلمين بعد از رحلت رسول الله r با بحران بزرگي مواجه گشتند، بحراني كه راه گريزي از آن وجود نداشت و بايد روزي با آن روبرو مي شدند، زيرا ((شيوه و سنت الهي نسبت به امتهاي گذشته نيز چنين بوده و سنت الهي تغيير
نا
پ
ذير
است)) (احزاب:62 )
يگانه راه حل اين مشكل و چيره گشتن بر اين بحران بزرگ كه امت اسلامي با آن دست به گريبان بود، جز انتخاب خليفه و جانشيني كه داراي ويژگيهايي باشد كه به توفيق خدا بتواند دين را از تحريف و دستبرد، و امت اسلامي را از انحراف باز دارد؛ چيز ديگري نبود. حضرت علي t مي فرمايد: (( در حكم خداوند و دين اسلام بر عموم مسلمين واجب است بعد از اينكه امام و پيشواي آنان مرد يا كشته شد... هيچ عملي انجام ندهند و به هيچ كاري دست نزنند و قدمي به جلو بر ندارند پيش از آنكه براي خودشان پيشوايي عفيف، دانشمند، خدا ترس و آشنا به قضا و سنت انتخاب نمايند تا در بين ايشان به حكومت بپردازند))[sup]( 1 ) [/sup]
ويژگيها و شرايط لازم براي جانشين
پيامبر r
ويژگيهايي را كه مي توان براي جانشين پيامبر در نظر گرفت عبارت است از:
1- در طول زندگي، بعد از گرويدن به اسلام، همواره مورد اعتماد رسول
الله rبوده
و شخص رسول در حق او گواهي دهد و او را در اقامه ي بعضي از اركان اساسي دين و انجام كارهاي مهم، جانشين و نماينده خود قرار داده باشد، و در مراحل خطرناك و حساس كه انسان جز فردي را كه به او اطمينان و اعتماد كامل داشته باشد به همراهي بر نمي گزيند؛ او را به همراهي خويش انتخاب كرده باشد.
2- داراي روحيه اي قوي باشد كه در برابر طوفانهاي سهمگيني كه اصل و روح دين را تهديد مي كنند و بيم آن مي رود كه كوششهاي صاحب رسالت به باد فنا برود و همچنين در برابر گردبادهاي تندي كه قلوب بسياري از مومنين مخلص و با سابقه را به لرزه مي اندازد، اين جانشين، مانند كوه استوار و ثابت قدم باشد و نقش جانشينان راستين انبياي راسخ را در استقامت و پايداري ايفا نمايد؛ تسلي بخش قلوب پيروان پيامبر بوده و دين و عقيده ي ناب محمدي را از هر گونه گزند حفظ نمايد.
3- در زمان حيات رسول الله r با اسلام زيسته و از شناخت دقيق اسلام و درك موقعيت آن برخوردار باشد و در تمام احوال، چه در حالت صلح و يا جنگ، خوف يا امن، تنهايي يا اجتماع، تنگ دستي يا رفاه، عمل و شيوه ي پيامبر r را الگو و نمونه قرار دهد.
4-
داراي
غيرت شديد ديني باشد و او نسبت به حفظ اصالت دين و بقاي آن بر شيوه ي زمان
پيامبرt بيش
از غيرت يك فرد غيور بر ناموس و آبروي خود و خانواده
اش
باشد، و در اين راستا چنان مستحكم باشد كه هيچگونه ترس يا طمع يا تاويل و توجيه يا عدم موافقت نزديكترين و محبوبترين دوستان مانع اهداف خدا پسندانه او قرار نگيرد.
5- در اجراي خواسته ها و آرزوهاي به جاي مانده پيامبر r بعد از رحلت وي، عزم آهنين و جذبه ي شكست
نا
پ
ذيري
داشته باشد كه حاضر نباشد به هيچ قيمتي يك سر مويي از اهداف و آرزوهاي بر جا مانده ي پيامبر منحرف شود و در اين زمينه از ملامت و سرزنش نترسد.
6- از دل بستن به دنيا و مظاهر فريبنده ي آن به قدري گريزان باشد كه نظيرش جز در امام و پيشواي او (
محمد r)
يافت نشود و هرگز در فكر حكومت و گسترش آن براي فرزندان و خويشان خود نباشد، آن گونه كه خانواده هاي سلطنتي در حكومتهاي همجوار جزيره العرب، مانند روم و فارس به آن عادت داشته اند.
ابوبكر صديق رضي الله عنه واجد شرايط خلافت حضرت ابوبكر t جامع اين صفات و شرايط بودند، و در طول زندگي خود قبل از خلافت، در زمان حيات رسول خدا r و بعد از خلافت تا پايان عمر، اين صفات را همراه داشت.[sup]( 2 ) [/sup]و براي همگان به طور قطع و يقين به اثبات رسيده است و جاي هيچ گونه شك و انكار باقي نمانده است.
اينك به تشريح چگونگي اين صفات در وجود حضرت ابوبكر t مي پردازيم:
1- اعتماد كامل رسول خدا r بر ابوبكر t هنگامي آشكار گرديد كه در سفر تاريخي حساس و پر مشقت هجرت از مكه به سوي مدينه، به شرف مصاحبت و همراهي رسول خدا و افتخار عنوان يار غار نايل آمد، سفري كه دشمن در كمين، و ترس و وحشت مكه را فرا گرفته بود و از همه سو دشمنان قسم خورده آماده ي دستگيري و قتل ايشان بودند، مسلم است كه هيچ انسان عاقلي در چنين مراحل، فردي را كه مورد اعتمادش نباشد و به صداقت و خلوص و جانبازي و فداكاري او اطمينان
نداشته
باشد
، هرگز به همراهي و راز داري خويش انتخاب نمي كند.
نويسنده معروف شيعه، ابن مطهر حلي، نويسنده كتاب((منه
اج الكرا
مه في معرفه الامامه)) مي گويد: (( مصاحبت ابوبكر با پيامبر در غار، فضيلتي براي ابوبكر بشمار نمي آيد. زيرا ممكن است پيامبر او را از ترس اينكه رازش را فاش نكند با خود همراه ساخته است )). آورده اند وقتي مطلب بالا براي ولي نعمت ابن مطهر حلي،((سلطان محمد خدا بنده)) پادشاه تاتاري كه اين كتاب را براي وي تاليف كرده بود نقل شد، پادشاه گفت: ((هرگز يك انسان عاقل چنين كاري نخواهد كرد.))
آري اگر رسول خدا r از همراهي ابوبكر راضي نبود، مي توانست مشتي خاك به رويش بپاشد تا او را نبيند همانگونه كه هنگام خارج شدن از منزل، مشتي خاك به صورت محاصره كنندگان خانه خويش پاشيد و خداوند بر چشمانشان پرده افكند كه او را نديدند، در برخي از كتابهاي شيعه تصريح شده است كه همراهي ابوبكر t با پيامبر به فرمان خدا بوده است به عنوان نمونه نويسنده ((مجالس
المومنين
)) مي نويسند: ((بردن ابوبكر بي فرمان خدا نبوده است.))[sup]( 3 )[/sup]
خداوند
اين سفر تاريخي را به وسيله ي ثبت كردن در قرآن مجيد، براي هميشه ماندگار كرده است.
آنجا كه مي فرمايد: ((
اذا
اخرجه
الذين كفروا ثاني اثنين
اذها
في الغار
اذ
يقول لصاحبه لا تحزن
ان
الله معنا)) (توبه: 40)؛ هنگامي كه كفار او ( پيامبر r را از مكه اخراج كردند. در حالي كه او يك نفر بود از دو نفري كه در غار بودند. آنگاه كه به رفيقش (ابوبكر) گفت: ((غم مخور، همانا خدا با ماست)).
همانا اين فضيلت و منقبت ويژه ي شخص ابوبكر است و كسي با او شريك نيست.
اما جانشيني در مورد برگزاري بعضي از اركان اساسي دين؛ مسلم است كه نمي توان در اداي فرضيه ي روزه و
زكات
جانشين گرفت زيرا اين دو فرضيه را هر فرد به صورت انفرادي انجام مي دهد ولي در مورد امامت نماز و سرپرستي اقامه حج مي توان جانشين انتخاب نمود، و اين شرف و افتخار براي حضرت ابوبكر t حاصل آمد؛ رسول الله r او را جانشين خود در نماز گزاردن با مردم قرار داد و كسي را با او برابر ندانست.
حضرت علي ضمن خطبه اي طولاني كه مشروح آن در كتاب شرف النبي آمده است مي فرمايد: ((ابوبكر در حيات رسول الله بنابر دستور وي هفت روز نمازها را به
نيابت
آن حضرت
اقامه
مي كرد)).[sup]
( 4 )
[/sup]
همچنين رسول خدا ابوبكر را براي امارت و سرپرستي اقامه حج كه منصبي عالي و مسئوليتي بزرگ بود جانشين خويش قرار داد. در سال نهم هجري، حج فرض شد و در اين سال كه موسوم به ((عام الوفود)) (سال وفدها) بود و از هر سو گروههاي نمايندگي اعراب براي اعلام اسلام خويش به حضور پيامبر مي رسيدند، آن
حضرت rسر
گرم پذيرايي و راهنمايي اين گروهها بود. بنابراين، سيدنا ابوبكر t را جانشين خود ساخت تا اقامه حج و راهنمايي حجاج را به عهده گيرد؛ ابوبكر t با سيصد تن از حجاج از مدينه به سوي مكه رهسپار شد.[sup]( 5 )[/sup]
2- استواري و پايداري و توان تحمل
شدايد
و قدرت روحي سيدنا ابوبكر رضي الله عنه در نخستين مصيبت و تراژدي بزرگ، يعني وفات پيامبر r كه مسلمين با آن مواجه شدند متجلي گشت، خبر و
فات رسول
اكرم r كه براي اهل مدينه دور از انتظار بود؛ همانند صاعقه اي فرود آمد و آنان را بهت زده كرد تا جايي كه بعضي نخست آن را باور نكردند حتي حضرت عمر بن خطاب tكه به قوت قلب و هوشمندي معروف بود از انديشه فقدان پيامبر در پيشاپيش اين گروه قرار داشت، خبر وفات پيامبر r چنان او را منقلب و دگرگون ساخت كه وارد مسجد شد و خطاب به مردم گفت: (( تا زماني كه منافقان قلع و قمع نشوند، رسول خدا از دنيا نخواهد رفت)).[sup]( 6
)
[/sup]
در آن هنگام مردي لازم بود كه چون كوه ثابت و استوار باشد و اين تزلزل و ترديد را از قلوب مردم بيرون كند، همانا اين سروش غيب، حضرت ابوبكر t عنه بود، او پس از اطلاع از وقوع اين مصيبت جانگداز، ابتدا به اطلاق او
المومنين
عايشه كه جسد مبارك پيامبر در آن بود، وارد شد و چادر از چهره او برداشت و بر پيشاني آن حضرت بوسه زد و با حالتي گريان گفت: ((پدر و مادرم فدايت باد اي رسول خدا r همانا مرگي را كه خداوند بر شما مقرر كرده بود چشيدي و بعد از آن هرگز مرگ سراغ شما نخواهد آمد)). آن گاه چادر را بر وي كشيد و سپس به مسجد رفت و بعد از حمد و ثناي پروردگار گفت: اي مردم، هر كس محمد را مي پ
رستيد
بداند
كه
او از دنيا رفت و هر كس خدا را مي پرستيد همانا او زنده است و هرگز نخواهد مرد. سپس اين آيه را تلاوت كرد:
((و ما محمد الا رسول قد خلت من قلبه الرسول
افان
مات او قتل انقلبتم و من ينقلب علي
عقبيه
فلن يضر الله شيئاً و سيجزي الله الشاكرين)) (آل عمران: 144)؛ محمد جز فرستاده اي نيست كه پيش از او فرستادگان در گذشته اند، آيا اگر او بميرد يا كشته شود به دين جاهليت خود باز مي گرديد؟ و هر كه چنين كند به الله زياني نمي رساند و بزودي خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.
كساني كه در آن جمع حضور داشتند، روايت كرده اند كه به خدا سوگند گويا تا آن زمان كه
ابوبكر tاين
آيه را تلاوت مي كرد، مردم آن را نشنيده بودند، حضرت عمر پس از شنيدن گفتار ابوبكر t بر زمين افتاد و از هوش رفت.
3-4- شناخت دقيق اسلام و درك صحيح اسلامي حضرت ابوبكر و غيرت ديني او براي حفظ اصالت دين، از جمله اي متجلي مي شود كه با مانعان
زكات
به بيت المقدس يا منكرين فرضيت
زكات
گفته بود.
حقا كه اين جمله با خطبه اي طولاني و كتابي قطور برابري مي كند و آن گفته ي تاريخي عبارت بود از:
((قد انقطع الوحي و تم الدين،
اينقص
الدين و
انا
حي))؛ وحي منقطع و دين كامل گرديده است آيا امكان دارد كه در دين نقصي وارد شود و من زنده باشم؟
-
بحارالانوار
، ج: 8 و 18، ص:
513 ،
نقل
از
كتاب شوري و بيعت.
2-
جهت
تحقيق
بيشتر
در مورد سيره حضرت ابوبكر به تاريخ
البدايه
و
النهايه
،
اين
كثير، ج:
6 ،
و
الاصابه
في تمييز
الصحابه
، اثر حافظ
اين
حجر و ديگر كتب تاريخ و سيره، مراجعه
شود
.
3- مجالس
المومنين
، مجلس پنجم، ص: 310 4-
ابوسعيد
واعظ،
متوفي
406 ه، كتاب شرف النبي، باب 29، ص: 301، چاپ
تهران
1361
5- سيره ابن هشام، ص: 2، ص: 543-546
6- سيره ابن
كثير
4/479، چاپ قاهره 1964 ميلادي