|
شعر ضد صهیونیستی ِ برنده نوبل ادبیات
|
|
۲۲:۱۸, ۱۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۱۵:۱۱ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
نویسنده ،شاعر، نقاش و مجسمه ساز نامدار آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1999، در اقدامی جالب و هنری با سرودن شعری نسبت به سیاست های رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرد.
به گزارش ایرنا، گونتر گراس در این قطعه شعر که با عنوان 'یک فریاد' در صفحه اول شماره چهارشنبه روزنامه های 'زود دویچه سایتونگ' و 'تاگس اشپیگل' به چاپ رسیده است، بشدت از سیاست های رژیم صهیونیستی علیه ایران انتقاد کرده و نسبت به آن اعتراض کرد. در شعر گونتر گراس این سوال مطرح شده که آیا سلاح های اتمی اسرائیل، صلح جهانی را که به خودی خود شکننده و نامتعادل است،به خطر نمی اندازد که ایران را در این زمینه مورد انتقاد قرار می دهند. وی همچنین در قطعه ادبی خود به گونه ای هنرمندانه نسبت به ارسال زیر دریایی های پیشرفته دلفین از سوی دولت کشورش ( آلمان) به اسرائیل انتقاد کرده است. برنده جایزه نوبل ادبیات، در این شعر که نام ' آنچه باید گفت'را بر آن نهاده است، پیشنهاد کرده که یک کنترل مداوم و بدون مانع در مورد فعالیت های اتمی اسرائیل و همچنین برنامه هسته ای ایران با آگاهی و همکاری دو طرف از سوی یک نهاد بین المللی اعمال شود. گونتر گراس در این شعر خود را برای سکوت در رابطه با سیاست های رژیم صهیونیستی تاکنون، مورد سرزنش قرار داده و می گوید: چرا من تا الان، اینهمه مدت سکوت کرده ام . برنده جایزه نوبل ادبیات در ادامه شعر خود از اینکه این رژیم به خود اجازه می دهد از حمله تهاجمی به ایران سخن بگوید، انتقاد کرده و می گوید: این حمله که صرفا براساس حدس و گمانه زنی، در دستور کار قرار گرفته می تواند ملتی را نابود کند. نویسنده نامدار آلمانی در ادامه این شعر، خود را مورد سرزنش قرار داده که چرا تاکنون نام اسرائیل را که سالهاست یک برنامه اتمی محرمانه دارد، بر زبان نیاورده است. برنامه ای که به گفته گونتر گراس در مرحله ای قرار گرفته که دیگر قابل کنترل نیست و بازرسی نمی شود. وی در شعر خود به این نکته اشاره کرده که بخاطر انتقاد نکردن از سیاست های غلط این رژیم در مورد برنامه هسته ای ایران دچار عذاب وجدان است و اینکه هرگونه انتقادی از رژیم صهیونیستی به عنوان ضد سامی گری تلقی می شود که در آلمان برای آن مجازات قانونی تعیین شده است. در بخش دیگری از شعر نویسنده آلمانی، به جنایات بی سابقه در آلمان در زمان حکومت نازی ها اشاره شده و اینکه مقامات فعلی این کشور با کمک های تسلیحاتی به اسرائیل بدنبال جبران گذشته و دادن غرامت به صهیونیست ها هستند. در شعر برنده جایزه نوبل ادبیات همچنین، این نکته مهم مورد تاکید قرار گرفته که هنوز هیچ چیزی درباره نظامی بودن برنامه هسته ای ایران ثابت نشده و همه چیز در حد ادعا و گمانه زنی است. گونترگراس همچنین در این شعر، رفتار غرب درخصوص برنامه هسته ای ایران را منافقانه خوانده و رژیم صهیونیستی را متهم کرده که صلح جهانی را به مخاطره انداخته است. |
|||
|
|
۲۳:۲۲, ۱۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۱ ۲۳:۲۶ توسط HadiTak.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
نوشتید:«شعر ضد صهیونیستی برنده نوبل ادبیات»
تیترتون این معنی رو میده که بخاطر شعر ضدّصهیونیستی برندۀ جایزۀ نوبل شده که هیچوقت چنین چیزی نمیشه. لطفاً اصلاح کنید. |
|||
|
|
۱:۵۳, ۱۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۱۷/فروردین/۹۱ ۲۳:۲۲)HadiTak نوشته است: اتفاقا کاملا درست نوشتم اگه بین صهیونیستی و برنده ویرگول گذاشته بودم اون معنی رو میداد که شما منظورتونه الان فقط صهیونیستی یک کسره میخواد که وصل بشه به برنده |
|||
|
|
۰:۲۸, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
گونتر گراس در این شعر که در نشریه آلمانی «زودویچه زایتونگ» و «نشریه ایتالیایی «لاریپابلیکا» منتشر شده است خاطر نشان کرده است «اسرائیل هستهای صلح شکنندهای را که در جهان وجود دارد تهدید میکند». وی همچنین خواستار کنترل بدون مانع و دائم توانمندیهای هستهای اسرائیل و تاسیسات هستهای ایران از طریق یک سازمان و نهاد بین المللی شد.
این شعر با واکنش بنیامین نتانیاهو مواجه شده است. وی گراس را نازی و ضد یهود خوانده است. متن کامل شعر گونتر گراس چنین است: چرا سکوت میکنم، کتمانی اینهمه طولانی، بر آنچه که آشکار است، و «از بازی جنگ» انجام شده، که در انتها، جان به در بردگاناش، این مائیم، حداکثر در حد در حاشیه ماندهها. موضوع، حق ادعایی در (وارد کردن) ضربۀ اول است، که پهلوان پنبهای آن را به یوغ خود کشیده و به هیاهویی سازمان یافته (تبلیغات) در آورده که خلق ایران گویا باید نابود گردد، چون در حوزۀ قدرتش، ساختن یک بمب اتمی مورد ظن و گمان است. اما من چرا خود را منع کردهام، نام کشور دیگری را بر زبان جاری سازم، که از سالیان گذشته- ولو مخفیانه- توان اتمی رو به تزایدی را در اختیار گرفته فارغ از هر کنترلی، چونکه بازرسی آن میسر نیست؟ کتمان عمومی این امر واقع، که سکوت من هم جزئی از آن است، به نظرم، دروغ آزاردهندهای است الزامی که حکم مجازاتی را منظور میکند مادامیکه مورد بیتوجهی قرار گیرد چونان حکم «ضد سامیگری» است که عادی میشود و اما اینک، چون سرزمین من، با جنایات خاصهاش، که بینظیراند، هر بار مورد بازخواست قرار میگیرد، اما این بار از سر ِ سوداگری محض، ولو با چرب زبانی به عنوان جبران مافات اعلام میشود که، یک زیردریایی دیگر به اسرائیل تحویل میشود، که ویژگیاش حمل کلاهکهای انهدام جمعی است و به جاهایی قابل هدایت باشد که فقط وجود یک بمب اتمی که اثبات هم نشده و فقط ترس و واهمه دلیل اثباتی آن است، و من میگویم، آنچه را باید گفت. و اما چرا اینهمه سکوت کردهام؟ چون میدانستم، تبارام، که با ننگی هرگز زایل نشدنی عجین شده، از آن بازام میداشت، این امر به غایت آشکار را به اسرائیل، سرزمینی که به آن دلبستهام و میخواهم دلبسته هم بمانم، نسبت دهم. و چرا تازه الآن میگویم؟ به پیری افتاده، و با آخرین خامۀ قلم: که قدرت اتمی اسرائیل به مخاطره میاندازد، صلح جهانی را که خود بخود شکننده و لرزان هم هست؟ چون باید گفته شود که فردا خیلی دیر است؛ نیز چون ما- آلمانیهایی که بقدر کافی گنهکاریم، تدارک چی جنایتی بشویم، که قابل پیش بینی است، و آنگاه که شراکت در جرم با هیچ عذر و بهانۀ معمولی زدودنی نباشد. و اذعان کنم که: دیگر سکوت نمیکنم چون از ریاکاری غربیان به جان آمدهام، و امید آن دارم بسیاری دیگر کسان نیز از سکوت رهایی یابند بانیان و عاملان خطر قابل لمس به چشم پوشی از استفاده از زور وادار شوند همینطور بر آن اصرار و ابرام شود (اجازه) کنترلهای دائمی و بیمانع و رادع بر توان هستهای اسرائیل و تاسیسات هستهای ایران توسط یک نهاد بین المللی از سوی دولتین هر دو کشور، داده شود. و فقط اینگونه است که همۀ انسانها در این منطقهای که دیوانگی آن را به اشغال خود در آورده و تن به تن در دشمنی با هم زندگی میکنند آخرالامر دست ما را هم بگیرند. * زندگینامه گونتر گراس منبع |
|||
|
|
۹:۰۳, ۱۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۱ ۹:۰۵ توسط HadiTak.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۸/فروردین/۹۱ ۱:۵۳)منتظر 14 نوشته است:(۱۷/فروردین/۹۱ ۲۳:۲۲)HadiTak نوشته است: عزیز من بخاطر این شعر که نوبل نگرفته! نوبل رو 1999 گرفته و الان هم این شعر رو سروده. وگرنه امکان نداره کسی رو بذارن بخاطر شعر ضدّصهیونیستی نوبل بگیره!
|
|||
|
۱۵:۱۱, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
عزیزم
منم که توضیح دادم، حالا یه جور دیگه میگم : این تیتر رو میتونید دو جور بخونید 1-«شعر ضد صهیونیستی ِ برنده نوبل ادبیات» اگه اینجوری با کسره بخونید معنیش میشه شعر ضد صهیونیستی ای که متعلق به برنده ی نوبل ادبیات هست 2-«شعر ضد صهیونیستی ، برنده نوبل ادبیات» اگه اینجوری با ویرگول بین صهیونیستی و برنده گذاشته بود معنیش هم میشد شعر ضد صیونیستی که برنده نوبل شده تمام |
|||
|
|
۱۸:۲۲, ۲۱/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با درنظرگرفتن کسره، حق با شماست. چون تیتر کمی گنگ به نظرم رسید، بنده معنی دوم رو برداشت کرده بودم.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









