|
مشاعره شاعرانه نوع یک
|
|
۱۸:۱۰, ۸/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۲:۰۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام!یادم میاد قبلا هم چنین مشاعره هایی رو ایجاد کرده بودم ، فقط یک روز نشده پر شد از اسپم!باور کنید مشاعره مورد نظر من نقل قول از شاعران دیگه نیست!پس لطفا کاربران و ناظران کمک کنند این مشاعره به درستی انجام بشه.اما مشاعره شاعرانه نوع اول که ساده ترین نوع مشاعره شاعرانه است ، به این صورت هست که هر نفر باید با استفاده از انتهای آخر مصراع آخر نفر قبل یک بیت مثنوی بنویسه ، با این شرط که دارای وزن و قافیه کامل و مناسب باشه،شعر هم از خودش باشه و ترجیحا برای همین جا گفته بشه.ان شاء الله بعد از پیشرفت در نوع اول ،انواع سخت تر و شاعرانه تر رو شروع خواهیم کرد.اما برای شروع شعری از امام خمینی رحمة الله علیه ذکر می کنم:
مصدرِ هر هشت گردون، مبدأ هر هفت اختر خالق هر شش جهت، نور دل هر پنج مصدر والي هر چار عنصر، حُکمران هر سه دختر پادشاه هر دو عالم، حُجّتِ يکتاي اکبر [align=-WEBKIT-AUTO]پس نفر اول با ر می تونه شروع کنه،فقط سعی کنید تعداد اشعار زیاد نباشه تا اسپم تشخیص داده نشه. [/align]
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۰۰, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۳۱ توسط مهدی110.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بیت اول مطروحه ایست که آقا در مورد جانباز شهید فرمودن.این حقیر هم دنبالش رو اینطور نوشتم...
رندانه آخر ربودی جامی ز خم خانه دل خونین چو برگ شقایق رنگین چو افسانه دل در بهت ناباور شهر درب قفس را شکستی مستانه از که شنیدی اسرار کاشانه دل |
|||
|
|
۲۰:۳۰, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۳۸ توسط مجید121.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۵۸)دل خسته نوشته است: رها از بند دنیا گشتی ای دوست.سلام دوست عزیز ... مصراع سوم از نظر وزن صحیح نیست . می تواند به یکی از این دو شکل باشد : .... منم مغروق دنیا همچو دریا ... و یا : منم مغروق او دنیا چو دریا لطف او ما را برد تا عالم افلاکیان ورنه در این دور باطل او کجا و ما کجا تا حریمی امن و ایمن صد خطر در راه هست او خطرها را براند گرچه دیده صد خطا |
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۵۸ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
سلام
اون مصرع در اصل "من ام مغروق و دنیا همچو دریا" بوده که به اشتباه و به دلیل ویرایش پست قبل به جای و ، او تایپ شده. آتش زده در کون و مکان آتش تو. تو تیر خدایی و خدا آرش تو. پرتاب شدی از او و حق روشن شد. روشن ز تو و صوت خوش و دلکش تو. |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۱۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
وعده انا الیه خاک را مجنون نمود
برشکفت از خود هزاران چشمه و در جوش شد می نویسد کلک او بر لوح محفوظ این غزل ای بسا صیاد کو خود طعمه خرگوش شد |
|||
|
|
۷:۵۵, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۸:۰۱ توسط مهدی110.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید121 نوشته است: یکدم در این این خاکم اسیر ، یکدم بر افلاکم امیردوست عزیز شعر خیلی زیبایی بود.گمونم این رو در مصراع اول دوبار نوشتید.در غیر این صورت از لحاظ وزنی مشکل پیدا میکنه. در انتهای دنیا،آنجا که غیر او نیست آنجا که روضه گوید،جز عشق رنگ و بو نیست جای جمال حوران، در انتظار رویت جز سوی منزل تو ای یار سمت و سو نیست |
|||
|
|
۱۰:۱۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۱۳ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
تو خورشیدی و گیتی روشن از تو.
تمام روشنی های من از تو. بتابان نور بر من تا بسوزد. سیاهی های هر اهریمن از تو. |
|||
|
|
۱۰:۵۸, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
ویرانه گردی من امشب بی ثمر نیست
ای صبح دم،روشن کن این ویرانه ام را با تار تار تابش خورشید،تا صبح رنگین کنم پلک به خون بیگانه ام را |
|||
|
|
۱۹:۰۴, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۲۳:۰۰ توسط مجید121.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۷:۵۵)مهدی110 نوشته است:بله دوست عزیز .... این رو دوبار نوشته بودم .... با تشکر از دقت نظر شما(۱۰/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۲۵)مجید121 نوشته است: یکدم در این این خاکم اسیر ، یکدم بر افلاکم امیردوست عزیز آتش چون نسیم تو بارش چون جحیم تو گفت مرا کلیم تو تکیه بر این جهان مکن بحر شکاف می کند از اثر عصای تو ماه دوپاره شد دگر روی به آسمان مکن ضمنا پیشنهاد می کنم جهت تقویت جنبه آموزشی این مبحث ، هرکس وزن شعرش را هم در انتهای شعر بیاورد . مثلا در شعر قبل : مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن |
|||
|
|
۲۲:۰۹, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
خیلی میبخشید که اسپم میدم ... یه سوال داشتم که خیلی فنی است ... میخواستم بدونم واقعا همونطور که تو پست اول اومده همه ابیاتی که بچه ها اینجا مینویسند از خودشون است ؟؟؟ یعنی خود خودشون سرود اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|||
|
۲۲:۱۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
سلام
بله ، چطور مگه؟ مگه فکر کردین شعر گفتن خیلی کار سختی هست؟بیشتر از هر چیزی انگیزه می خواد و پشتکار ، و این که به اون مسلط بشید ، بعد میشه مثل یک پازل که باید با کلمات پرش کنید.گاهی اوقات هم که عنایت خداوند شامل حال شاعر می شه و شعر به صورت خودجوش و بدون تفکر ایجاد میشه.اما همینطور که گفتم در حالت عادی مثل یک پازل هست ، شما باید قافیه متناسب رو بر اساس دامنه لغاتتون پیدا کنید و الفاظ قبل از اون رو متناسب با وزن شعر ، مفهوم شعر و زیبایی ادبی بچینید. |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره | دیدگاه نوین | 815 | 151,183 |
۲/آبان/۹۳ ۰:۰۸ آخرین ارسال: مهسا110 |
|









