تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مشاعره شاعرانه نوع یک
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
سلام!یادم میاد قبلا هم چنین مشاعره هایی رو ایجاد کرده بودم ، فقط یک روز نشده پر شد از اسپم!باور کنید مشاعره مورد نظر من نقل قول از شاعران دیگه نیست!پس لطفا کاربران و ناظران کمک کنند این مشاعره به درستی انجام بشه.اما مشاعره شاعرانه نوع اول که ساده ترین نوع مشاعره شاعرانه است ، به این صورت هست که هر نفر باید با استفاده از انتهای آخر مصراع آخر نفر قبل یک بیت مثنوی بنویسه ، با این شرط که دارای وزن و قافیه کامل و مناسب باشه،شعر هم از خودش باشه و ترجیحا برای همین جا گفته بشه.ان شاء الله بعد از پیشرفت در نوع اول ،انواع سخت تر و شاعرانه تر رو شروع خواهیم کرد.اما برای شروع شعری از امام خمینی رحمة الله علیه ذکر می کنم:
مصدرِ هر هشت گردون، مبدأ هر هفت اختر

خالق هر شش جهت، نور دل هر پنج مصدر

والي‌‌ هر چار عنصر، حُکمران هر سه دختر

پادشاه هر دو عالم، حُجّتِ يکتاي‌ اکبر
[align=-WEBKIT-AUTO]
پس نفر اول با ر می تونه شروع کنه،فقط سعی کنید تعداد اشعار زیاد نباشه تا اسپم تشخیص داده نشه.
[/align]
رفت آن خورشید شب وآن جلوه شب های تار
ماند این تاریکی و این ظلمت بی اعتبار
مثنوی نشد غزل ،دوبیتی، تک بیتی و...قبوله


راز عالم را به تو گویم ولی
گفتنش باشد ،طلوع خویشتن
ریشه دارد در دلم ، اندیشه ی زیبای تو.
عشق بی معنا است ای معشوق، بی معنای تو.

(۹/اردیبهشت/۹۱ ۰:۱۲)netlog36 نوشته است: [ -> ]
مثنوی نشد غزل ،دوبیتی، تک بیتی و...قبوله


راز عالم را به تو گویم ولی
گفتنش باشد ،طلوع خویشتن
سلام
متاسفانه با هم هم زمان پست زدیم ،خوب مثنوی به این دلیل انتخاب شد که شما بیتی دارای قافیه داشته باشید ، به منظور بهبود قوه انتخاب قافیه.
فکر می کنم اگر قصد دارید به صورت غزل بیتی بگید ، بهتر باشه که با قافیه بیت قبل ادامه بدید،در این صورت نیازی هم ندارید به رعایت یکسان بودن ابتدای مصرع اول با انتهای مصرع قبل ، یعنی مثل سرودن غزل.
قصد داشتم ابتدا مبحثی با همین مضمون ، برای سرودن غزل دسته جمعی ایجاد کنم ، اما گفتم اول یک برآوردی از تعداد دوستان و آمادگیشون داشته باشم ، که خوشبختانه این جا شاعر زیاد هست.
تا باز هم نظر دوستان چی باشه.
پیشنهاد می کنم محدود به مثنوی نباشه .... فرمش آزاد باشه بهتره .... میتونید بگید دو بیت باشه که قافیش هم مشخص بشه


نیست گوشی تا بخوانم قصه ای
نی دلی کو محرم این راز شد

از عنایت یک نظر بر دل نمود
تا ابد جان در پی اش جانباز شد
دلم به ناله ی چشمت به گریه می آید
ز این زمینه ی عشقت به سجده می آید

در این بیـابـان تـار و طــاقـــت زا
به جست و جوی تکه ای از ماه می آید
(۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۱:۲۱)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]دلم به ناله ی چشمت به گریه می آید
ز این زمینه ی عشقت به سجده می آید

در این بیـابـان تـار و طــاقـــت زا
به جست و جوی تکه ای از ماه می آید
سلام دوست عزیز
شعرتون هم از نظر وزن اشکال داره و هم از نظر قافیه !
میدونم. در همین حد بلد بودم بگم.
در شبی کز سر دل بانگ زدم یا غفار
لطف جانان به سحر نقطه ی پرگار شدم
من دمی مستی از این باده طلب می کردم
تا از آن باده کمی خوردم و هشیار شدم
ما کم از سیمرغ و عنقا نیستیم
همچو موسی در بیابانیم ما

ما چو یعقوبیم و بیخود از خودیم
ما چو منصوریم و بر داریم ما
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع