کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب ايمان))
۱۴:۵۴, ۳۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
لینک خرید اینترنتی کتاب ایمان

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، Seyed Mohsen ، محب الزهرا ، خادمة الزهرا ، یا صاحب الزمان ، باهتول ، taleb ، omidman

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۱۸, ۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۱۲:۲۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #21
آواتار
با عرض سلام .
اول فکر کردم این موضوع حذف شده . وقتی اون رو اینجا دیدن انقدر خوشحال شدم که حد نداره . ممنون از کسی که این کا رو انجام داده . خیلی ممنون .
بسم اللّه الرحمن الرحیم

گفتار اول :
وجوب تحصیل علم دین و فضیلت آن
در این ماه مبارک رمضان , ساعتی را به مذاکره ی علم دین اختصاص دهید ؛ علمی که تحصیل آن بر همه واجب است :
طلب العلم فریضة علی کلّ مسلم . ( اصول کافی : 1 / 30 )
و در روایت دیگر " و مسلمه " نیز افزوده شده ؛ یعنی واجب است بر هر مرد و زن مسلمان که دینش را درست نموده , اصول عقایدش را محکم کند ؛ احکام حرام و حلال را بداند ؛ مسائل مورد ابتلا از نماز , روزه و خمس و آنان که مستطیع اند , مسائل حجّ , زراعتها مسائل زکات و مزارعه و غیره ؛ کاسبها باید متاجر و کیفیّت معامله را بدانند . خلاصه بر هر فردی , علم دین ـ اصول و فروع ـ به مقدار رفع نیاز , واجب است .
( یاد این تاپیک افتادم :
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16...#pid113549

فضیلت فراگیری علوم دین
شهید ثانی ـ رحمة اللّه ـ در کتاب منیة المرید از خاتم الانبیاء محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل نموده است که حاصل روایت این است :
" هر کس بخواهد به آزاد شدگان از جهنّم نگاه کند , به کسانی که می خواهند دانا شوند بنگرد ؛ انانی که از آتش جهل , نجات یافتند . قسم به خدایی که جان من به دست قدرت اوست ! هر کس از خانه در آید به قصد این که به مجلس عالمی رود که از علم او بهره ببرد و علم دین را یاد بگیرد , به هر قدمی که بر می دارد , ثواب یک سال عبادت در نامه ی عملش ثبت گردد ... " .

چه یک سال جاهل عبادت کند , چه آن کسی که می خواهد با نور شود , یک ساعت در طلب نور فهم و دانایی برود , یکسان است . عبادتی که با نور باشد به کار می خورد و گرنه با ظلمت جهل , امام و معارف شناسی , دانستن واجبات و محرّمات , آفات نفس و عمل . آدمی باید بداند چطور می شود کوه کوه عمل , کاه کاه می شود , همه باید بدانیم روزه , آفت دارد , باید آن را از آفت نگهداشت و گرنه دست خالی می شویم و از روزه تنها گرسنگی و تشنگی بهره ی ما خواهد شد ؛ گناهان زبانت , به باد دهنده ی روزه ی تو است , سبّ مؤمن , ایذا و آزار مؤمن , روزه ات ره هدر می دهد .
البتّه شرط صحّت روزه , همان ده چیزی است که مفطر است : خوردن , اشامیدن , سر به زیر آب کردن , عمداً قی کردن , بقای بر جنابت عمدی , جماع , دروغ بستن به خدا , پیغمبر و امام , رساندن غبار [غلیظ] به حلق و غیره .
شرط قبولی روزه را هم باید بدانی تافقیه شوی , با عمل بی فقه , ضرر می کنی , اگر کسی یک فحش , سب و ایذای مؤمنی کرد , تنها گرسنگی و تشنگی داشته است .
عدم سازگاری حرامخواری با عبادت
از شرایط قبولی روزه , خوردن حلال است . اوّل افطار , مواظب باش لقمه ای که می خوری حلال باشد . وای ! اگر شبهناک یا حرام باشد .
داستانی نظرم آمد که سابقین چقدر مواظب بودند تا زحمتشان در عبادت هدر نرود . یکی از علمای بزرگ نقل فرمود که در سابق , شصت ـ هفتاد سال قبل , در نجف اشرف دزدی در ایّام سال دزدی می کرد ؛ امّا اوّل ماه رمضان دیگر دزدی نمی کرد . روزه می گرفت ؛ ولی به نان دزدی روزه نمی رفت . فاسق است ؛ امّا ایمانکی دارد . اوّل افطار , درب صحن مقدّس علی (علیه السلام) اگر اهل علمی رد می شد , به او التماس می کرد که اگر می شود افطاری به من بدهید , من پول حلال ندارم . آن عالم می فرمود : گاه می شد این دزد بیچاره تا نصف شب افطار نمی کرد ؛ چون کسی چیزی به او نمی داد و از مال دزدی هم نمی خورد و با آن افطار نمی کرد .
پس کمتر از آن دزد نباشی , حواست به خودت باشد , لقمه ی حرام از گلویت پایین نرود . آدمی خیلی در خطر است . این یک ساعت بعد از ظهر , شما در زحمت هستید , امید است مجلس مذاکره ی علم باشد ـ علم واجب ؛ یعنی اصول و فروع ـ فقیه در دین بشویم . گوینده , علمی بگوید که دانستنش واجب باشد , شما هم علمی بشنوید که دانا شدنش واجب باشد , به شرطی که با کمال ادب و به قصد شنیدن و عمل کردن باشد . این راه و روش علم را مداومت کنیم . خداوند به اهل علم فضیلتها داده است که بالاتر از آن سراغ ندارم . (یَرفَعُ اللّهُ الَّذینَ امَنوُا مّنکُم وَالُّذینَ أُتُوا العِلمَ و دَرَجاتٍ .. ( مجادله : 11 )) ( ... هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمونَ وَالَّذینَ لاَ یَعلَمُونَ ... (زمر : 9 ))
وگرنه با قطع نظر از عقل و فهم , این عبادتها جسم تو را به جایی نمی رساند , اگر عبادت با فهم و علم باشد , کاری می کند و انسان را به جایی می رساند .
در اصول کافی , کتاب شریف عقل , مروی است که کشّاف حقایق امام جعفر بم محمّد امام صادق (ع9 نام شخصی به مدح برده شد و گفتند کثیر الصّلوة و الصیام است ؛ این شخص , روزها و شبها تا صبح بیدار و سرگرم عبادت است .
« فقال (علیه السلام) : کیف عقله ؟ ( اصول کافی : 1/ 12و 26 )
حضرت فرمود : عقلش چگونه است از فهمش بگو . »
گفت : نمی دانم .
امام داستانی برایش نقل فرمود تا میزان ارزش شخص به دستش بیاید .

ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، yamin ، یا ثارالله ، سید ابراهیم ، بیداری اندیشه
۱۴:۲۶, ۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #22
آواتار
بنده چند تا سوال دارم از این قسمت کتاب :
1. اینکه فرموده اند " از شرایط قبولی روزه خوردن حلال است , اوّل افطار مواظب باش لقمه ای که می خوری حلال باشد . وای اگر شبهناک یا حرام باشد . "
سوال بنده این هست که مثلاً منی که از فعلاً منبع درآمدی ندارم و از مال پدرم استفاده می کنم , آمدیم و خدایی نکرده مال پدرم من از کسب حرام بود , حالا تکلیف من این وسط چیست ؟ من که خودم بسیار به حلال و حرام مقیّد هستم باید چه کنم ؟
2. وام بانکی حکمش چیست ؟
3. این داستان که نقل کردند درباره ی آن دزد , آن دزد چه جور دزدی بوده که ماه رمضان حاضر بوده گرسنه بماند ولی با مال حرام افطار نکند ؟! یعنی در 11 ماه از سال که مال حرام می خورده , این مال حرام تأثیری روی این اعتقادش نمی گذاشته ؟ چطور نمی گذاشته ؟ اصلاً یه سوال دیگر , آثار مال حرام روی انسان چیست ؟ چه تأثیری روی انسان میگذارد این مال حرام که اینقدر سفارش شده که باید از آن دوری کرد ؟ بنده بسیار بسیار مقیّد به حلال و حرام هستم ولی متأسفانه علتش را نمی دانم . یعنی یکی دو مورد می دانم ولی بیشتر خیر .
4. این که ایشان فرموده اند :
امید است مجلس مذاکره ی علم باشد ـ علم واجب ؛ یعنی اصول و فروع ـ فقیه در دین بشویم . گوینده , علمی بگوید که دانستنش واجب باشد , شما هم علمی بشنوید که دانا شدنش واجب باشد
یعنی فقط باید به دنبال علم دین رفت از نظر ایشان ؟ مثلاً منی که در آزمایشگاه روی انواع حشرات تحقیق می کنم و هر دفعه عظمت خداوند برایم یادآور میشود که این پروردگار ما چه پروردگاری است که حشره ای به این اندازه کوچک را انقدر کامل آفریده , آیا این علم , علم مقدسی نیست ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، یا ثارالله ، MAHDI59
۱۶:۱۸, ۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام. مباحث مفیدیه خواهش می کنم ادامه دهید.

(۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶)یا صاحب الزمان نوشته است:  سوال بنده این هست که مثلاً منی که از فعلاً منبع درآمدی ندارم و از مال پدرم استفاده می کنم , آمدیم و خدایی نکرده مال پدرم من از کسب حرام بود , حالا تکلیف من این وسط چیست ؟ من که خودم بسیار به حلال و حرام مقیّد هستم باید چه کنم ؟

در صورت یقیین به حرام بودن مال یا پرداخت نکردن خمس مال، باید تنها به قدر نیاز از مال استفاده کرد.
مثلا من یکی از دوستان رو می دونم که با اینکه وضع مالی خیلی خوبی دارن ولی غذایی که می خوره در حدیه که فقط از گرسنگی نمی ره مثل نون خشک و ...
البته باید یقیین وجود داشته باشه که مال حرامه.

(۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶)یا صاحب الزمان نوشته است:  2. وام بانکی حکمش چیست ؟

همه وام ها مشکل ندارند. این تاپیک می تونه سودمند باشه.


(۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶)یا صاحب الزمان نوشته است:   مثلاً منی که در آزمایشگاه روی انواع حشرات تحقیق می کنم و هر دفعه عظمت خداوند برایم یادآور میشود که این پروردگار ما چه پروردگاری است که حشره ای به این اندازه کوچک را انقدر کامل آفریده , آیا این علم , علم مقدسی نیست ؟



بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین‌گونه) جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است! (آیه 20 سوره عنکبوت)



و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگهای مختلف، (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند؛ خداوند عزیز و غفور است! (سوره فاطر)

کسب علومی که قدرت خدا رو آشکار می کنه خیلی هم مفید و مقدسه طبق آیه سوره فاطر...


یا علی(علیه السلام) مدد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، yamin ، یا صاحب الزمان ، MAHDI59 ، محیصا ، بیداری اندیشه
۱۱:۲۷, ۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۱ ۱۱:۳۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۵/تیر/۹۱ ۱۶:۱۸)یا ثارالله نوشته است:  بسم الله الرّحمن الرّحیم
(۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶)یا صاحب الزمان نوشته است:  سوال بنده این هست که مثلاً منی که از فعلاً منبع درآمدی ندارم و از مال پدرم استفاده می کنم , آمدیم و خدایی نکرده مال پدرم من از کسب حرام بود , حالا تکلیف من این وسط چیست ؟ من که خودم بسیار به حلال و حرام مقیّد هستم باید چه کنم ؟


در صورت یقیین به حرام بودن مال یا پرداخت نکردن خمس مال، باید تنها به قدر نیاز از مال استفاده کرد.
مثلا من یکی از دوستان رو می دونم که با اینکه وضع مالی خیلی خوبی دارن ولی غذایی که می خوره در حدیه که فقط از گرسنگی نمی ره مثل نون خشک و ...
البته باید یقیین وجود داشته باشه که مال حرامه.

این که آیت اللّه دستغیب فرموده اند شرط قبولی روزه این هست که با مال حلال افطار کرد , باز نمی توانم قبول کنم که باید به حداقل اکتفا کرد . ولو این که آن دزد هم می توانست به یک لقمه نانی که حداقل افطار هست قناعت کند , ولی این کا ر را نمی کرد .
بعد یک سوال دیگر :
خوب پدری که کسب حرام دارد با همان کسب حرام برای دختر خود جهیزیه تهیه می کند , بعد آن دختر باید چه کند ؟ باید روی فرشی نماز بخواند و باید در ظروفی غذا بخورد که با مال حرام خریداری شده . در این صورت راه چاره چیست ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، یا ثارالله ، yamin
۲۲:۴۷, ۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۱ ۲۳:۰۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #25
آواتار
(۵/تیر/۹۱ ۱۴:۲۶)یا صاحب الزمان نوشته است:  
یعنی فقط باید به دنبال علم دین رفت از نظر ایشان ؟ مثلاً منی که در آزمایشگاه روی انواع حشرات تحقیق می کنم و هر دفعه عظمت خداوند برایم یادآور میشود که این پروردگار ما چه پروردگاری است که حشره ای به این اندازه کوچک را انقدر کامل آفریده , آیا این علم , علم مقدسی نیست ؟

سلام دوستان عزیز .
وقتی بنده تاپیک " حقیقت ایمان و کفر چیست ؟ " رو مطالعه کردم , متوجه شدم خیلی چیزها رو نمی دونم . علی آقا فرمودن کتاب ایمان عالم و شهید ارجمند که براشون احترام فوق العاده زیادی قائل هستم , ایت اللّه دستغیب رو باید خوند . به هر سختی شده کتاب رو پیدا کردم . اون روز انقدر تو خیابون انقلاب راه رفته بودم برای پیدا کردن کتاب که تا فرداش از پا درد و کمر درد داشتم هلاک می شدم . شروع کردم به مطالعه ی این کتاب گران سنگ . ولی باز سوال برام پیش اومد . یکی از اون سوال ها سوال بالا بود . دوست خوبمون خانم یا ثار اللّه یه توضیحاتی فرمودن ولی بنده زیاد قانع نشدم چون تفسیر آیات رو نمی دونم .
ذهنم درگیر بود . راستش بنده خیلی آدم کنجکاوی هستم . وقتی یه سوال برام پیش میاد باید حتماً به جوابش برسم .
امروز معنای ایه ی مبارکه ی :
والذین جاهدوا فینا لنهدیَّنهم سبلنا
بیش از پیش برام روشن شد .
یه سخنرانی هایی به دستم رسید . در مورد اسلام و بر حق بودن اون . اثبات حقانیتش از راه علم . نزدیک بود گریم بگیره . خدا با این کارش بهم گفت : خیلی رنج کشیدی تا کتاب رو پیدا کنی , نه ؟ نگران نباش جبران می کنم . سوال داری ؟ می خوای به من برسی ؟ کسی نیست بهت کمک کنه ؟ پس من چکاره ام ؟ منو داشته باشی بسته . خودم به سوالات جواب می دم .
جواب سوالم رو خدا برام فرستاد . دوست داشتم شما هم بهشون گوش بدید . حتماً نظرتون رو بفرمایید .
فعلاً سه تا از این سخنرانی های کوتاه رو گذاشتم . بقیش رو هم میذارم . ان شاء اللّه .
التماس دعای فراوان .
http://wdl.persiangig.com/pages/download...hadame.mp3
http://wdl.persiangig.com/pages/download...an%201.mp3
http://wdl.persiangig.com/pages/download...an%202.mp3
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، MAHDI59 ، yamin ، بیداری اندیشه
۲۳:۱۰, ۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
با سلام .
می خواستم سخنرانی چهارم رو هم قرار بدم .
فقط لطفاً بهشون گوش بدید . چیزهای جالبی گفته شده تووش . نظرتون رو هم بگید لطفاً .
التماس دعا .
http://wdl.persiangig.com/pages/download...an%203.mp3
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه
۱۴:۵۷, ۱۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۱ ۱۴:۵۹ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #27
آواتار
تو باید جوری شوی که بدانی خدا همیشه با تو است , صانع توست : « مولای ! مولای ! انت الصانع و انا المصنوع » . راستی خودت را مصنوع خدا بدانی . خداست که خوراک را به تو می رساند و آن را جزء بدنت و تبدیل به خون می کند . هر نفسی که می کشی به قدرت و معیّت قیومیّه ی اوست , د رعین حال فوق و با همه است . این معانی باید برایت روشن شود تا بتوانی از عباداتت بهره ببری . اگر می شد یک ماه رمضان دست از خودت بر می داشتی , یک ماه رمضان , من من نکن , بگو خدا ! خدا ! اگر چنین شدی , آخر ماه رمضان خواهی دید خداوند چه نور ایمان , یقین و معرفتی به تو خواهد داد .
آدمی تا زحمت نکشد , به جایی نمی رسد . باید عالم پیدا کند و از علمش استفاده کند . عمل بی علم , عین بی عملی است . ای کاش ! بی عملی بود , به عکس نتیجه می دهد . مثال می زنم ؛ فرض کنید زید بلند می شود از اینجا به قصد حرم حضرت رضا (علیه السلام) . جایی که عرش رحمان است , هر کس آن جا برود تا بهره ببرد , مانند کسی است که هزار هزار مرتبه حج و عمره انجام داده , یک میلیون مرتبه می شود کسی آن جا برود و چنین مقامی را درک کند ولیکن اشخاصی هستند که به حرم حضرت رضا (علیه السلام) می روند به یک میلیونم آن معنا نمی رسند بلکه دست خالی بر می گردند ؛ در حرم حضرت (علیه السلام) , بی ادبی می کنند , مرتکب حرام می شوند , با پای متعفّن ـ که اسباب اذیّت و آزار دیگران است , در چنین حرم شریفی که عطر حقیقی آن را احاطه کرده ـ حاضر می شوند .
باید ادب کنی . چه کسی گفته است که بدون غسل , به حرم بیایی ؟ غسل نکردنت از اینجاست که حرم و کاروانسرا برایت یکی است . این جا دستگاه سلطنت الهی است ؛ هر چه بتوانی باید ظاهر و باطنت را لطیف نگهداری . مسجد هم همین است . کسی که بین خانه ی خدا و خودش تفاوت نگذارد , شعورش چیست ؟ آی ! کسی که فرق نمی گذاری , ادراک و شعورت خوب معلوم می شود . عبادتت هم تابع ادراک و شعورت می باشد . مسجد نسبت به خدا دارد , آن اندازه ای که از تو می آید نباید مسامحه کنی . بگو خدایا ! این مقدار ظاهر که از من می آید انجام می دهم , تو هم باطن مرا درست فرما .
یا مثلاً مقابل قبر حضرت رضا (علیه السلام) ملاحظه کن که حضرت (علیه السلام) حاضر و ناظر است . چشم بینای خداست . عظیم است . محیط است . خدای نکرده با زن اجنبیّه مس و تماس حاصل نشود . برای رسیدن به ضریح به یکدیگر می چسبند و فشار می آورند , اینان خیال می کنند حضرت ان طرف ضریح , حضور ندارد .
اینها شاهد قلبت عقل و ادراک است , شخص خیال می کند امام یعنی این پنجره و شباک . امام , روح کلّی الهی است . همه جا حاضر است . امام مانند آفتاب است . وقتی افتاب که می تابد , همه جا می تابد ؛ سنگ , آب , خاک , آهن , در و دیوار و از آن جمله , جایی که آینه هست , از شما می پرسند کجا بیشتر آفتاب تلألؤ دارد ؛ روی سنگ یا آینه و بلور ؟ بلاشک جایی که روی اینه و بلور می تابد , تلألؤ آن چندین برابر است .
روح کلّی الهی ؛ یعنی امام , به تمام عوالم هستی محیط است . همه جا افاضه می دهند لیکن آن قطعه زمین که بدن مبارک امام (علیه السلام) آن جاست , عیناً مثل جایی است که قطعه ی بلور است در حرمش صد درجه بیشتر افاضه است . توجّه آقا آن جا زیادتر است .
الان نور امام (علیه السلام) تو را پاک می کند ؛ لغزشهایت را می ریزد . چقدر بهره مند می گردی ؟ ولی اگر با عقل و معرفت باشد , نکند یکدفعه ریایی در کار بیاید که در این صورت , همه چیز خراب می شود .


ان شاء اللّه ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری12 ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه
۱۶:۰۲, ۱۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۱ ۱۴:۲۰ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #28
آواتار
(۱۶/تیر/۹۱ ۱۴:۵۷)یا صاحب الزمان نوشته است:  حضرت (علیه السلام) حاضر و ناظر است . چشم بینای خداست . عظیم است . محیط است .
امام , روح کلّی الهی است . همه جا حاضر است . امام مانند آفتاب است . وقتی افتاب که می تابد , همه جا می تابد ؛ سنگ , آب , خاک , آهن , در و دیوار و از آن جمله , جایی که آینه هست , از شما می پرسند کجا بیشتر آفتاب تلألؤ دارد ؛ روی سنگ یا آینه و بلور ؟ بلاشک جایی که روی اینه و بلور می تابد , تلألؤ آن چندین برابر است .
روح کلّی الهی ؛ یعنی امام , به تمام عوالم هستی محیط است . همه جا افاضه می دهند لیکن آن قطعه زمین که بدن مبارک امام (علیه السلام) آن جاست , عیناً مثل جایی است که قطعه ی بلور است در حرمش صد درجه بیشتر افاضه است . توجّه آقا آن جا زیادتر است .


با سلام .
نمی دونم وقتی شما هم جملات بالا رو مطالعه می فرمودید این سؤال براتون پیش اومد که یعنی چی آیت اللّه دستغیب (رحمة الله علیه) فرمودن که امام رضا (علیه السلام) چشم بینای خداست . مگر خداوند چشم دارد ؟؟؟؟!!!!
یا این که چرا فرمودن امام رضا (علیه السلام) محیط است ؟! مگر محیط بودن فقط مختصّ ذات حق تعالی ـ جلّ جلاله ـ نیست ؟! چرا صفات خداوند رو به امام نسبت دادن ؟! چرا امام (علیه السلام) رو مقایسه کردن با پروردگار عالمیان ؟! یعنی من چیزهایی را راجع به حضرت (علیه السلام) نمی دانم ؟! حتماً نمی دانم چون آیت اللّه دستغیب (رحمة الله علیه) که همین جوری بی مدرک صحبت نکردن .
بنده زیاد سؤال می پرسم . انسان بسیار کنجکاوی هستم . در برخی موارد که دیگه واقعاً خجالت می کشم سؤالاتی از این دست رو از کسی بپرسم , پناه میبرم به خدا و امام (علیه السلام) که جواب سوالم رو بهم برسونن . و در همه ی این مواقع جواب می گیرم . این مورد از همون موردها بود . کسی نبود تا سوالم رو ازش بپرسم البته اگر هم بود خجالت می کشیدم . خدایا ! خودت جواب رو بهم برسون .
تا این که کتاب " آثار اعتقاد به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) " معرفی شد . و چه زیبا و کامل , بلکه کامل تر از کامل جوابم رو دادند .
جواب سؤالات بالا در مورد اینکه : آیت اللّه دستغیب (رحمة الله علیه) فرمودن که امام رضا (علیه السلام) چشم بینای خداست . مگر خداوند چشم دارد ؟؟؟؟!!!!

در کتاب آثار اعتقاد به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده :

در مباحث توحیدی مطرح است که خداوند متعال از همه ی صفات و خصوصیّات که در مخلوقات مادی و غیر مادی وجود دارد منزه و متعالی است . یعنی بین خالق و مخلوق هیچ شباهتی از هیچ جهتی وجود ندارد . بنابراین خداوند متعال , صورت ندارد , چشم و زبان ندارد , خشم و خشنودی ندارد . این صفات مربوط به مخلوقات بوده , در خدای متعال نیست . صورت و دست و چشم و زبان خدا , حجّت های او , پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت آن حضرت ـ و در زمان ما حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ـ می باشند . آنان صورت خدایند , زیرا برای توجه به خدا باید به آنان توجه کنیم , آنها دست خدایند زیرا که خداوند از قدرت خود به آنان اعطا کرده , آنها وسیله ی دریافت و انتشار لطف و فیض خدا در میان مخلوقاتند . آنها چشم خدا هستند زیرا که امام هر زمان از جانب حق بر مردم آن زمان , شاهد و ناظر می باشد . آنها زبان خدایند , زیرا که دستورات حق را برای مردم بیان می کنند . خشم و خشنودی آنان خشم و خشنودی خدا است و اطاعت از آنان بندگی خدا است . پس بندگی خدا از غیر طریق اطاعت آنان و در غیر راه ولایت آنان انجام نمی پذیرد .
امام صادق (علیه السلام) خطاب به " ابن ابی یعفور " فرمودند :
بدرستی که خداوند یگانه و یکتا بوده و در یکتایی خود یگانه است , همه ی امور تنها در دست او است . مخلوقاتی را آفرید و سپس امر دینش را به آنها واگذار کرد , پس ما آن مخلوقاتیم .
ای پسر " ابی یعفور " ما حجت خدا در میان بندگان و گواهان خدا بر خلق و امین بر وحی الهی و خزانه دار علم او هستیم . ما صورت خداییم که از آن بسوی خدا توان رفت و ما چشم خدا در میان مخلوقاتیم و ما زبان گویای خداوند بوده , قلبی هستیم که علم او را در بر گرفته , دری هستیم که بسوی او راهنمایی می کند . ما عمل کننده ی به امر او و دعوت کننده ی به راه او بوده , خدا توسط ما شناخته می شود و از ( طریق ولایت ) ما بندگی می گردد , ما راهنمایان بسوی خدا هستیم و اگر ما نبودیم خدا بندگی نمی شد .
( التوحید / 152 ح 9 )

آن حضرت در روایت دیگر فرموده اند :
خدای بزرگ همچون ما ناراحت نمی شود , ولی او اولیایی را برای خود آفرید که آنان ناراحت و خشنود می گردند . ( زیرا که ) آنان مخلوق بوده تحت تدبیر خدایند . پس خداوند , خشنودی آنان را خشنودی خود و خشم آنان را خشم خود قرار داده است , زیرا که آنان , دعوت کنندگان بشوی خدا و راهنمایان بسوی او می باشند ...
( التوحید / 169 و 168 ح 2 ـ کافی 1 / 145 و 144 )

همین مضمون را در زیارت جامعه اینگونه می خوانیم :
مَن اراد اللّهُ بَدَءَ بِکُم وَ مَن وَحَّدَه قَبِلَ عَنکُم و مَن قَصَدَه تَوَجَّهَ بِکُم
هر کس که خدا را بخواهد , از شما اهل بیت آغاز می کند و آنکس که به یگانگی خدا ایمان آورد , آن را از شما اهل بیت می پذیرد و هر کس بخواهد به سوی خدا رو کند , به شما اهل بیت توجه می نماید .

در حدیث قدسی امده است :

انَّ اَعظَمَ الطّاعاتِ تَوحیدی و تَصدیقُ نبیّی وَ التَّسلیمُ لِمَن یَنصِبُهُ بَعدَهُ وَ هُوَ عَلِیُّ بنُ اَبیطالِبٍ علیه السّلام وَ الاَئمّةُ الطّاهِرونَ مِن نَسلهِ علیهم السّلام .
به درستیکه برترین راه بندگی من , اعتقاد به یکتایی من و قبول پیامبر من و تسلیم بودن در برابر کسی است که پیامبر او را منصوب نموده , یعنی علی بن ابیطالب و پیشوایان معصوم از نسل او می باشد .
( بحار 27 / 96 ح 59 )

از این رینروی اگر ما در مقام بندگی خدا و اطاعت از او باشیم , بندگی و عبادت بستری جز ولایت اهل بیت و اطاعت از امام (علیه السلام) و توجه و توسل به او ندارد .


التماس دعای فراوان .



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه
۱۵:۵۰, ۱۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
جهالت و دفع فاسد و افسد
وقتی که جاهل می خواهد نهی از منکر بکند , چند منکر بجا می آورد , چنان که شنیده اید که پنج نفر به نماز ایستاده بودند , یکی از آنها اب دهان در مسجد انداخت و فعل مکروهی را مرتکب شد , کسی که پهلویش بود در حال نماز گفت : چرا اب دهان در مسجد انداختی ؟ سوّمی گفت : بنده ی خدا چرا در نماز حرف زدی , نمازت باطل شد . چهارمی گفت : نماز هر دوی شما باطل شد . پنجمی گفت : الحمدللّه که من هیچ حرف نزدم .
شخصی می خواهد نهی از منکر بکند , در ضمن , فحش می دهد و آبروی مؤمنی را ریخته و سبّ می کند , این خود منکراتی است که مرتکب شده است و به خیالش نهی از منکر کرده است ؛ مثلاً کسی ایستاده و رو به قبله بول می کند , به او می گوید : ای سگ ! چرا چنین می کنی ؟ از کجا این طور می گویی ؟ شاید او نمی داند که این طرف قبله است . گناه او مشکوک و گناه تو قطعی است .
بعضی جاهلها به طرف می گویند : پدر سگ ! این جا علاوه بر خود طرف , پدرش صاحب حق می شود , می تواند فردای قیامت تو را در محاکمه ی عدل الهی محاکمه کند که چرا به من نسبت سگ دادی , علاوه بر نسبتی که به طرف داده شده و حقّ تعزیر دارد .
امیدوارم مجلس ما مجلس علم شود و دانشی بر دانش دینی ما افزوده گردد . نشانه ی دانش ع خشوع و نشانه ی جهل غرور است . هر کس جاهل تر است , مغرورتر است و هر کس داناتر است , شکسته تر ؛ زیرا :
« ... إِنَّمَا یَخشَی اللّهُ مِم عِبَادِهِ العُلَمَاءُ ... » ( سوره ی فاطر , آیه ی 28 )
هر کس خدا را به عظمت شناخت , یقین بدانید دلش همیشه دلهره دارد . آیا در مدّت عمرم , عملی که قابل این درگاه باشد , از من سرزده ؟ کسی که خدا را شناخت , به خاطر نعمت بی نهایت او , همیشه شرمسار است .

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم
(دیوان حافظ )

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن قدر روی پاهای خود ایستاد که پاهای مبارکش ورم کرد . در پاسخ عایشه که پرسید : این ناله ها برای چیست ؟ مگر شما آمرزیده شده ی خدا نیستید ؟ (1)
فرمود : آیا بنده ی سپاسگزار نباشم ؟ (2)
کسانی که در دنیا نعمتهای بی نهایت خدا را نشناختند در روایت دارد که فردای قیامت از خجالت تا چهل سال سرها را به زیر می اندازند , چون آن جا می شناسند و می فهمند که چقدر کفران نعمت ورزیده اند . در محضر ربّ العالمین چه جنایتها و خیانتها مرتکب شده اند , پس حالا از گناهانت و از کفران نعمتهایت شرمسار باش , تا بتوانی در این ماه مبارک , استغاثه کن . بشارت چنین رسیده که روزه دار را دعای مستجابی است . من که جرأت ندارم بگویم روزه دارم ؛ بلی شبیه روزه دارانیم . خدایا ! پیغمبرت به ما وعده داده , خدایا ! دعای مستجاب ما را این قرار ده که اهل معرفت گردیم , تو موفّقمان گردان .

(1) « لِیَغفِرَ لَکَ اللّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَ مَا تَأَخَّرَ ... » ( فتح , آیه ی 2 )
تا خداوند گناهان گذشته و آینده ای را که به تو نسبت می دادند ببخشد ( و حقّانیّت تو را ثابت کند ...
(2) افلا اکون عبداً شکوراً ( سفینة البحار : 1 / 711 ؛ اصول کافی : 2 / 95 ) .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، بیداری اندیشه
۱۰:۱۱, ۲۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/تیر/۹۱ ۱۰:۱۷ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #30
آواتار
با سلام .
از پست 27 موردی بود راجع به ادب که فراموش شد , عذر می خوام .
ممکن است سؤال شود : مگر ادب چقدر اهمیت دارد ؟
در مورد بحث ادب , بنده که در حال مطالعه ی کتاب گران قدر " کیمیای محبت " بودم , سوال برایم پیش امده بود که جواب آن را یافتم , خدمت دوستان تقدیم می کنم .
التماس دعا .

(۲۲/اسفند/۹۰ ۱۸:۳۷)یا صاحب الزمان نوشته است:  1.در جایی از کتاب آمده بود که:
شیخ به پشتی تکیه نمی کرد,همیشه کمی دور از پشتی می نشست.
حالا سوال اینجاست که چرا شیخ اینکار رو میکرد؟چرا به پشتی تکیه نمی داد؟خود را در محضر خدا میدید؟درست.ولی مگر اشکالی دارد انسان در محضر خدای خود احساس راحتی کند؟؟مگر او خدای ما نیست؟یعنی شیخ برای اینکه خدا در نظرش عظمت داشته باشد اینگونه رفتار میکرد؟یعنی میخواست ادب رعایت کند؟چرا؟مگر این ادب رعایت کردن چقدر مهم است؟مگر چه فایده ای دارد که شیخ اینگونه رفتار میکرد؟

توصیه ی ملا حسینقلی همدانی ـ رضوان اللّه تعالی علیه :

(۱۳/تیر/۹۱ ۱۰:۵۴)یا صاحب الزمان نوشته است:  

ترک گناه آغاز دین و انجام آن , ظاهر دین و باطن آن است , پس به مجاهده و تلاش مبادرت ورز . و با جدیت تمام , از لحظه ای که بر می خیزی تا زمانی که به خواب می روی , مراقب خویش باش ؛ و ادب را در محضر مقدس او رعایت نما . و بدان که تو با تمام اجزاء و ذرّات وجودت اسیر قدرت اوئی ؛ و احترام حضور گرامی او را رعایت نما .
چنان عبادتش کن که گوئی او را می بینی ؛ و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند .
همیشه متوجّه باش که او بزرگ است و تو کوچک , او والاست و تو پست , او عزیز است و تو ذلیل , او بی نیاز است و تو نیازمند . و از زشتی غفلت از او غافل مشو که او همیشه به تو توجه دارد . در برابر او چون بنده ی خوار و ناتوان قرار گیر , و زیر پای او بسان سگی ناتوان چاپلوسی نما . آیا تو را این شرافت و افتخار بس نیست که تو را رخصت داد تا نام با عظمتش را بر زبانی که آلوده به گناهان است جاری سازی . ]

توصیه ی امام خمینی (ره ) در کتاب شریف چهل حدیث :
(۱۱/تیر/۹۱ ۷:۰۹)یا صاحب الزمان نوشته است:  بدان که امور فطریه که هر انسان جِبلّةَّ و فطرةَّ بدان حکم می کند , احترام مُنعِم است و هر کس در کتاب ذات خود تأمّلی کند , می بیند که مسطور است که باید از کسی که به انسان نعمتی داد , احترام کند و معلوم است هر چه نعمت بزرگ تر باشد و منعم در آن انعام بی غرض تر باشد , احترامش در نظر فطرت لازم تر و بیش تر است . مثلاً فرق واضح است در احترام بین کسی که به شما یک اسب می دهد و آن منظور نظرش هست با کسی که یک شش دانگی بدهد و در این دادن منّتی هم نگذارد . مثلاً اگر دکتری شما را از کوری نجات داد , فطرتاً او را احترام می کنید و اگر از مرگ نجات داد بیشتر احترام می کنید . اکنون ملاحظه کن نعمت های ظاهره و باطنه که مالک الملوک جلّ شأنه به ما مرحمت کرده که اگر جنّ و انس بخواهد یکی از آن ها را به ما بدهند نمی توانند و ما از آن غفلت داریم .مثلاً این هوایی که ما شب و روز از آن استفاده می کنیم و حیات ما و همه ی موجودات محیط وابسته به وجود آن است که اگر یک ربع ساعت نباشد هیچ حیوانی زنده نمی ماند . چه نعمت بزرگی است ؟ که اگر جنّ و انس بخواهند شبیه آن را به ما بدهند , عاجزند و همین قدر متذکّر شو سایر نِعَم الهی را , از قبیل صحّت بدن و قوای ظاهره از قبیل چشم و گوش و ذوق و لمس و قوای باطنه از قبیل خیال و وهم و عقل و غیر آن که هر یک منافعی دارد که حدّ ندارد . تمام این ها را مالک الملوک به ما عنایت فرموده بدون این که از او بخواهیم و بدون این که به ما منّتی تحمیل فرماید و به این ها نیز اکتفا نفرموده است و انبیاء و پیغمبران فرستاده و کتبی فرو فرستاده و راه سعادت و شقاوت و بهشت و جهنّم را به ما نموده و هر چه محتاج به او بودیم در دنیا و آخرت به ما عنایت فرموده است , بدون این که به اطاعت و عبادت ما احتیاجی داشته باشد , یا به حال او اطاعت و معصیت ما فرقی کند , فقط از برای نفع خود ما را امر و نهی فرموده .
بعد از تذکّر این نعمت ها و هزاران نعمت های دیگر که حقیقتاً از شمردن کلیّات آن تمام بشر عاجز است تا چه رسد به جزئیات آن , ایا در فطرت شما احترام به چنین مُنعمی لازم است ؟ و آیا خیانت نمودن به چنین ولیّ نعمتی در نظر عقل چه حالی دارد ؟ و نیز از اموری که در فطرت ثبت و مسطور است , احترام شخص بزرگ و عظیم است . این همه احتراماتی که مردم از اهل دنیا و ثروت می کنند و از سلاطین و بزرگان , برای این است که آن ها را بزرگ و عظیم تشخیص داده اند .
آیا چه عظمتی به عظمت و بزرگی مالک الملوک است که دنیای پست و مخلوق ناقابل او که کوچک ترین عوالم است و تنگ ترین نشآت است تا کنون عقل هیچ موجودی به آن نرسیده ؟ بلکه به همین منظومه ی شمسی خودمان که از منظومات شمسی دیگر کوچک تر و در پیش شموس دیگر قدر محسوس ندارد , مستکشفین بزرگ دنیا اطّلاع پیدا نکرده اند . آیا این عظیم که با یک اشاره این همه عوالم و هزاران هزار عوالم غیبیّه را خلق فرموده لازم الاحترام نیست در فطرت عقل ؟
و نیز , حاضر در کتاب فطرت لازم الاحترام است . می بینید که اگر انسان از کسی خدای نکرده بدگویی کند در غیابش , اگر حاضر شد فطرتاً سکوت می کند و از او احترام می نماید و معلوم است خدای تبارک و تعالی در همه جا حاضر و تمام ممالک وجود , در تحت نظر او اداره می شود , بلکه همه , نفس حضور و همه عالم محضر ربوبیّت است .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، MAHDI59
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question بررسی کتاب :نگهبانانِ قدرت؛ افسانۀ رسانه‌های آزاداندیش mahdy30na 0 1,264 ۷/آبان/۹۴ ۱۵:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  سیر مطالعاتی:((بررسی کتاب انسان و ایمان)) MAHDI59 7 5,648 ۲۷/آذر/۹۳ ۲۱:۲۵
آخرین ارسال: یاران مهدی
  کتاب «ضیافت بلا» - بررسی مقامات سلوکی در زیارت عاشورا Reza2035 1 2,791 ۵/آبان/۹۳ ۹:۵۸
آخرین ارسال: راوی110
  بررسی تناقضات کتاب “دوقرن سکوت” اثر عبدالحسین زرین کوب nooromahdi 6 4,946 ۱۵/مهر/۹۲ ۲۲:۴۰
آخرین ارسال: سجاد313
Star سیر مطالعاتی (( بررسی کتاب : شرح حدیث عنوان بصری )) یا صاحب الزمان 5 5,046 ۲/مهر/۹۲ ۱۲:۵۴
آخرین ارسال: SAViOR
  بررسی کتاب فرزندان تاریخ ساز استر در ایران vahrakan 1 2,867 ۱۲/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۸
آخرین ارسال: mhvvhm
  بررسي و معرفي کتاب: ايمان تولستوي به اسلام در سانسور صد ساله! oO DaViD Oo 4 4,682 ۲۲/دی/۸۹ ۲۰:۲۷
آخرین ارسال: Hadith

پرش در بین بخشها:


بالا