|
بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
|
|
۲۲:۳۰, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۰۲ ۱۵:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم. امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)، چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد. بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد. یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند. همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان(علیهمالسلام)، مانند امام حسین(علیهالسلام) به دنیا برمىگردند. امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: «نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی(علیهماالسلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.» روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیهالسلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است. در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیهالسلام) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش. در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم : عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند. آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیهالسلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است. آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟ 1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. )) آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند. 2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) . آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد. 3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) . آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد. 4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) . آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد. 5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) . طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود، روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود. و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است . و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت . و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد. به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210 اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟ 1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است. 2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمیگردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1] 3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آنها خبر داده است.[4] 4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن میفرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5] بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز میتوان صورت گیرد. 5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمیکند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم. 6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر میرسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است. به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب میکند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است. به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6] انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا میرسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن میشود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه میشود و برای تحقق چنین امری، کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته میشوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود. به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته میشوند. البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول میکنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده میشود. 7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا میکنیم: الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است میگوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است". البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند. ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی میفرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث میرسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8] از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده میکنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه میگویند؟مسائل گفت:مردم میگویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور میشوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن میگوید).[10] مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11] یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است، مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است، زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم. مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آنها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند. مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة آنها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا میگوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است). بسیار مهم (دقت بسیار): ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید التماس دعای ظهور پی نوشت ها : [1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555. [2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129. [3]بقره (2) آیة 259. [4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49. [5]مائده (5) آیة 110. [6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559. [7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع. [8]بحارالانوار، ج 53. [9]نمل (27) آیة83. [10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت). [11]مهدی موعود (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200). |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۸, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
سلام
ایا این تعریف (۱۷/آبان/۹۱ ۱۲:۳۵)آشفته نوشته است: سلام. قل اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم .... و هدفی که فرمودید ایا برای همه واجب الرعایه هست؟ یا مخصوص همه بشریت نیست؟ این احکام تا کی تاریخ انقضا دارند؟ اگه بگم نبی اخرین هدایت کننده هست و بعد از اون نیازی نیست کسی هدایت کنه ، شما مشکلی در اون میبینی؟ این رو حتما جواب بدید. [b]ببخشید این ایه که گفتید در کدام سوره آمده؟ عقاید رو باید از کی گرفت؟ شما عقاید دینتان را چگونه بدست آوردید؟ عقاید دینتان را میشود بگویید ؟ شما تعریف بفرمایید تعریف خودتون رو. شما برای هر چیزی که در عالم وجود داره میخوای دلیل پیدا کنی؟ اونم عقلی و نقل و رو میزاری کنار؟ اگر برای احکام دلیل پیدا کنی تقلید نمیکنی؟ این دلیل چطوری بدست میاد؟[/b] |
|||
|
|
۱۴:۱۷, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۳:۴۸)mahdy30na نوشته است: سلام تا زمانی که بشریت باشه. (۱۷/آبان/۹۱ ۱۳:۴۸)mahdy30na نوشته است: اگه بگم نبی اخرین هدایت کننده هست و بعد از اون نیازی نیست کسی هدایت کنه ، شما مشکلی در اون میبینی؟ این رو حتما جواب بدید. پیامبر اسلام آخرین حجت نبود. همانطور که میدانید (انشاءالله) و ... مباحث طولانی مطرح میکنید که در یک پست جا نمیشود!! (۱۷/آبان/۹۱ ۱۳:۴۸)mahdy30na نوشته است: ببخشید این ایه که گفتید در کدام سوره آمده؟ عقاید رو باید از کی گرفت؟ شما عقاید دینتان را چگونه بدست آوردید؟ عقاید دینتان را میشود بگویید ؟ شما تعریف بفرمایید تعریف خودتون رو. شما برای هر چیزی که در عالم وجود داره میخوای دلیل پیدا کنی؟ اونم عقلی و نقل و رو میزاری کنار؟ اگر برای احکام دلیل پیدا کنی تقلید نمیکنی؟ این دلیل چطوری بدست میاد؟ متاسفانه احساس میکنم دارید همه چیز را به سخره میگیرید. مخصوصا در "عقاید دینتان را میشود بگویید ؟" |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
دوست گرامی سوالاتی برایم پیش امده از جانب شما و جرا باید به سخره بگیرم؟
اون سوال که گفتم ایا نبی اکرم اخرین حجت بود برای این بود که پاسخی از شما بگیرم بر ان که هیچ گاه زمین نباید خالی از هدایت گر باشد همین. مگر نه اینکه شما سوال پرسیدید و من تا جایی که میشد جواب دادم و حال من از شما سوال دارم و اگر دوست ندارید پاسخ ندهید. آیه ای که فرمودید را خواستم بدونم در کدوم سوره با قل آمده همین! (۱۷/آبان/۹۱ ۱۲:۳۵)آشفته نوشته است: سلام. قل اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم .... قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (32 ال عمران) وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (132 ال عمران) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (59 نسا) وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ (92 مائده) يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (1الانفال) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (20الانفال) وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ (46 الانفال) قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ (54نور) وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (56 نور) يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ (33محمد) أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (13المجادله) وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ (12تغابن) در قران 17 مورد اطیعوا آمده که اون آیه ای که شما اشاره کردید را من نیافتم و خواستار ان شدم که ایه مورد نظر را به من بگوید ، همین. ایا این به سخره گرفتن است؟ ایا پرسیدن عقاید سخره گرفتن است؟ اگر اینگونه میپندارید ، من نه سوالی میپرسم که خدای ناکرده برای شما معنای تمسخر را بدهد ، و نه جوابی میدهم. در احادیث اسلامی نیز از مسخره کردن و استهزاء مؤمن نهی شده، تا جایی که احترام به مؤمن احترام به خدا و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهى و موجب خشم خداوند سبحان بشمار می رود و حضرت امام صادق علیه السلام در ضمن حدیث قدسى می فرمایند: « قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ»[ كليني محمدبن يعقوب، اصول كافي، ترجمه سيد جواد مصطفوي، تهران، انتشارات گلشت، 1377، نوبت دوم، ج2، باب من آذى المسلمين و احتقرهم، ص350.] « خداوند عزّ و جلّ فرمود: كسى كه بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند كه خداوند با او در جنگ است و كسى كه بنده مؤمن مرا تعظیم و تكریم كند بى شك از غضب من در امان است.» دیگر پاسخگوی سوالات شما در این مورد نمیباشم چون احتمال تمسخر بر شما محصوب میشود. |
|||
|
|
۱:۲۴, ۱۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
نقل قول:باز من یک سوال از شما دارم: "مثل حرمت طلا برای مردان شاید هیچ دلیل عقلی نداشته" مطمئنید؟؟با سلام و عرض ادب خمت اقای اشفته دوستان من فکر میکنیم بحث یک خورده داره منحرف میشه اگر فقط به همین بحث بپردازیم ممنون میشم دوست عزیز میشه بفرمایید دلیل عقلی حرمت استفاده از طلا برای مردان چیه؟ نقل قول:اما اگر قیام امام زمان به نتیجه برسد چه؟؟ وقتی که همه جهانیان یا هلاک شدند و یا هدایت. بعد از امام زمان چه وظیفه ای بر دوش ائمه خواهد بود؟؟خب اولا اینکه فکر کنم بنده ثابت کردم جلوگیری از انجام وظیفه شرعی تضییع حق محسوب میشه و عدالت خدا حکم میکنه ائمه حکومت کنند اما راجع به سوال جدید شما دوست عزیز امام زمان مردم رو هدایت میکنه اما برای اینکه مردم منحرف نشند بایدبعد از ایشون هم معصومی باشه اتفاقا این یکی از دلایلی که ما برای اهل سنت مبنی بر لزوم وجود معصوم بعد از پیامبر میدونیم دوست گرامی پیامبر بسیاری از افراد رو هدایت کرد اما بعداز ایشون چون مردم به معصومی که در بینشون بود (امام علی) رجوع نکردند منحرف شدند لذا درسته امام زمان افراد رو هدایت میکنه ولی برای اینکه بعد از ایشون جامعه دوباره منحرف نشه باید امام معصومی وجود داشته باشه و این همون وظیفه ائمه بعد از شهادت حضرت مهدی هستش در پناه حق باشید |
|||
|
|
۲۰:۵۶, ۱۸/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۲۱ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
(۱۸/آبان/۹۱ ۱:۲۴)ahmad1300 نوشته است: با سلام و عرض ادب خدمت اقای اشفته الف) ممکن است استفاده از طلا برای مرد آثار روحی و اجتماعی نامطلوب داشته باشد؛ مثلا اگر مردان انگشتر طلا به دست کنند و خود را با طلا آلات مانند زنان زینت کنند، روحیه تکبر و خودگرایی در آنان به وجود آید، یا باعث رواج تجملگرایی در جامعه شود. در عین حال که شباهت به زنان داشته و حس زنانه در آن ها ایجاد میشود. بدیهی است که چنین چیزی برای یک مرد و روحیه مردانه، مطلوب و پسندیده نیست. در روایات از شباهت زن و مرد در پوشاک، بسیار نهی شده است. ب) ویژگیهای جسمی و روانی مرد، تفاوتهایی با زن دارد و این تفاوتها، به طور طبیعی رسالتهای گوناگونی را به عهده این دو جنس قرار میدهد. اسلام با توجه به تفاوتهای طبیعی هر یک - که درجای خود حکمتهای ارزشمندی دارد - احکام و مقررات ویژهای را وضع کرده است و از مرد انتظار دارد که عنصری فعال در تأمین نیازهای زندگی باشد و از تجملات زیاد مانند تزیین به طلا پرهیز نماید. در مقابل، برای زن که طبیعتی احساسی و عاطفیتر دارد، برخی از زینتها را که هم با روحیه او سازگارتر است و هم به زندگی با مرد شیرینی بیش تری میبخشد، اجازه داده است. ج) برخی گفته اند: تحقیقات جدید نشان میدهد گلبولهای سفید در خون مرد بیش از زن است. از طرف دیگر، طلا در افزایش این گلبولها مؤثر است. از این رو، وجود آن برای زن مفید است؛ ولی برای مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب بر هم زدن تعادل گلبولهای سرخ و سفید گردد. (۱۸/آبان/۹۱ ۱:۲۴)ahmad1300 نوشته است: خب اولا اینکه فکر کنم بنده ثابت کردم جلوگیری از انجام وظیفه شرعی تضییع حق محسوب میشه و عدالت خدا حکم میکنه ائمه حکومت کنند اما راجع به سوال جدید شما خب منم با سوال جدیدم سعی داشتم ثابت کنم که وظیفه شرعی امام با رجعت ادا نمیشه چون اون وظیفه مربوط به همون دوره از تاریخ بوده. اما یک سوال مهمتر از همه سوالات قبلی ام (که هیچ کدوم جدید نیستن، بلکه ایراداتی هستن که به نظری رجعتی که شما فهمیدید واردند) کی تمام می شود؟؟؟ این دنیایی که شما اینگونه به آن اعتقاد دارید کی تمام میشود؟؟ آیا بالاخره یک جایی به امامت یک معصومی ختم میشود یا خیر؟؟ آیا قرار است ما خالدین فی دنیا ابدا باشیم؟؟؟ چرا نباید آن امام آخری، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؟؟ (۱۷/آبان/۹۱ ۱۵:۰۲)mahdy30na نوشته است: دوست گرامی سوالاتی برایم پیش امده از جانب شما و جرا باید به سخره بگیرم؟ اینکه فرمودید "آیا میشود اعتقادات دینتان را بگویید؟؟" من احساس کردم به سخره گرفته اید در غیر این صورت سوال نابجایی بود، وقتی نمیشود بک مسئله "رجعت" را در قالب یک پست بیان کرد چطور میشود تمام اعتقادات را در یک پست گفت؟؟؟ آیا به من حق میدهید که اینچنین برداشتی داشته باشم؟؟ به بقیه سوالات هم که پاسخ دادم. موفق باشید. |
|||
|
|
۱:۳۴, ۱۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
نقل قول:ممکن است استفاده از طلا برای مرد آثار روحی و اجتماعی نامطلوب داشته باشد؛ مثلا اگر مردان انگشتر طلا به دست کنند و خود را با طلا آلات مانند زنان زینت کنند، روحیه تکبر و خودگرایی در آنان به وجود آید، یا باعث رواج تجملگرایی در جامعه شود. در عین حال که شباهت به زنان داشته و حس زنانه در آن ها ایجاد میشود. بدیهی است که چنین چیزی برای یک مرد و روحیه مردانه، مطلوب و پسندیده نیست. در روایات از شباهت زن و مرد در پوشاک، بسیار نهی شده است.با سلام و عرض ادب این حرف صحیح نیست چون اگر طلا از ابتدا بذای مرد ازاد بود دیگه شباهت به زن محسوب نمیشد نقل قول:تقریبا همه چیزهایی که گفتید به تازگی کشف شده اگر این حرف ها رو 1000 سال پیش میزدید احتمالا به دیوانگی متهم میشدید ولی الان این حرف ها صحیح هستش لذا امکان داره علت حکمی بعد ها کشف بشه مثلا علت رجعت ائمه بعد از رجعتشون مشخص بشه بسیاری از احکام اینطوریه مثلا درایات و روایات اومده حضرت صالح بعد از اوردن معجزه و بیرون اوردن شتر از دل کوه گفت یک روز اب شهر برای کل ادمها باشه یک روز برای شتر حالا به نظر شما چه لزومی داشت اب اون شهر یک روز برای شتر باشه ؟ یعنی به اندازه کل ادم های اون شهر اب در اختیار شتر بود!!!!!! نقل قول:کی تمام می شود؟؟؟ این دنیایی که شما اینگونه به آن اعتقاد دارید کی تمام میشود؟؟ آیا بالاخره یک جایی به امامت یک معصومی ختم میشود یا خیر؟؟ آیا قرار است ما خالدین فی دنیا ابدا باشیم؟؟؟ چرا نباید آن امام آخری، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؟؟بعد از وفات حضرت علی بلافاصله قیامت میشود ضمنا اینکه میفرمایید چرا اخرین امام حضرت مهدی نباشد باید بگم عرض کردم اگر امام ها بر نگردند و حقشون بهشون پس داده نشه عدالت خدا زیر سوال میره و با دلایل کافی هم ثابت کردم اگر چه حکومت وظیفه ائمه بوده ولی جلوگیری از انجام وظیفه هم نوعی ضایع کردن حقه در پناه حق باشید |
|||
|
|
۱:۰۵, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي فاطمه عجل الله تعالي فرجه شريف
رجعت رجعت از جمله اعتقادات شيعه است و از كساني كه در عهد حكومت حضرت وليعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رجعت خواهد نمود، امام حسين (علیه السلام) است كه پس از شهادت امام زمان به حكومت خواهد رسيد رجعت در لغت به معني بازگشت و در اصطلاح به بازگشت گروهي از مومنان خالص و عده اي از منافقان فاجر به اين جهان پيش از قيامت گفته مي شود اعتقاد به رجعت از باورهاي مسلم و ترديدناپذير شيعه است كه بر آيات قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام استوار مي باشد. (1 رجعت در دوران حكومت موعود آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد و خداوند عده اي از مردگان را با همان اندام و صورتي كه بودند زنده كرده و به دنيا برمي گرداند. به گروهي از آنان عزت مي دهد و گروهي را ذليل مي كند و حق مظلومان را از ستم گران مي گيرد. وقتي قائم قيام كرد خداوند همه اذيت كنندگان مومنين را زنده مي كند تا به مجازات دنيوي برسند و دادگري مومنان به ظهور مي رسد. (2 دلايل عقلي اعتقاد به رجعت علامه سيد محمد حسين طباطبايي(رحمة الله علیه) در تفسير شريف الميزان، ذيل تفسير آيه 210-208 به مساله رجعت و اعتقاد شيعه بدان و نظر عقلي مخالفان آن اشاره كرده با دلايل عقلي به رد نظريه مخالفان مي پردازد از جمله مي گويد: چيزي كه از قوه به فعليت درآمده ديگر محال است بالقوه شود، مطلبي است صحيح وليكن قبول نداريم كه مساله مورد بحث ما از اين باب باشد براي اين كه مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است. مورد فرض او كسي است كه عمر طبيعي خود را كرده و به مرگ طبيعي از دنيا رفته باشد كه برگشتن او به دنيا مستلزم آن امر محال است و اما مرگ «اخترامي» كه عاملي غيرطبيعي از قبيل قتل و يا مرض باعث آن شود. برگشتن انسان بعد از چنين مرگي به دنيا مستلزم هيچ محذور و اشكالي نيست چون ممكن است بعد از آن كه به مرگ غيرطبيعي از دنيا رفت و در زماني ديگر مستعد كمالي شد، در زماني غير از زمان زندگي موجود بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن كمال را به دست آورد و يا ممكن است اصل استعدادش مشروط باشد به اين كه مقداري در برزخ زندگي كرده باشد چنين كسي بعد از مردن و ديدن برزخ داراي آن استعداد مي شود و دوباره بدنيا برمي گردد آن كمال را به دست آورد كه در هر يك از اين دو فرض، مساله رجعت و برگشتن به دنيا جايز است و مستلزم محذور محال نيست. اين گفتاري خلاصه و فشرده بود درباره مساله رجعت. (3 آيات رجعت در قرآن و روايات ائمه (ع) : از جمله آياتي كه در قرآن به مساله رجعت دلالت دارد آياتي چون «و يوم نحشر من كل امه فوجا ممن يكذب باياتنا» (نمل /83) و آن روز كه از هر امتي گروهي از كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند. محشور مي گردانيم پس آنان نگاه داشته مي شوند تا همه به هم بپيوندند اين آيه مي فهماند آنچه در امت هاي گذشته رخ داده در اين امت نيز رخ خواهد داد و يكي از آن وقايع مساله رجعت و زنده شدن مردگاني است كه در زمان ابراهيم و موسي و عيسي و عزير و ارميا و غير ايشان اتفاق افتاده بايد در اين امت نيز اتفاق بيفتد. (4).» همچنين آيه «ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما ياتكم مثل الذين خلوا من قبلكم» (بقره/214) » آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مي شويد و حال آن كه دچار سختي و زيان شدند و به (هول و) تكان درآمدند تا جايي كه پيامبر (خدا) و كساني كه با وي ايمان آورده بودند گفتند: ياري خدا كي خواهد بود؟ بدانيد كه ياري خدا نزديك است.» آياتي چون آيه 10 سوره مومن و آيه 260 سوره بقره و آيه 6 اسرا از ديگر آيات مبين مساله رجعت هستند از جمله روايات ديگر رجعت، روايتي است از حضرت امام صادق (علیه السلام) كه مي فرمايد: هنگام رجعت كساني كه مومن خالص و كافر خالص هستند زنده مي شوند و به دنيا برمي گردند. (6) در مورد حضرت وليعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز آمده است: در روز ظهور عده اي از ظالمان به اذن خدا از قبورشان زنده مي شوند و مجازات مي گردند از اين رو، حضرت را يگانه منتقم خون سالار شهيدان امام حسين(علیه السلام) خوانده اند و در دعاي ندبه آمده است: «اين الطالب بدم المقتول بكربلا اين المنصور علي من اعتدي عليه و افتري...». كجاست طالب خون حسين(علیه السلام) كه در كربلا كشته شد؟ كجاست آن ياري شده تا ياري كند كساني را كه حقشان پايمال شده است؟ رجعت كنندگان چه كساني اند؟ در مورد كساني كه در دوران حكومت جهاني موعود آخرالزمان رجعت خواهند كرد دو دسته روايت نقل شده دسته اول به طور كلي از كساني ياد مي كند كه يا كافر خالصند و يا مومن خالص ازاين رو مي توان «نام بسياري» را در آن ميان جاي داد طبق روايات، پيامبران، حضرت اسماعيل و حضرت رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اميرالمومنين (علیه السلام) امام حسين(علیه السلام) ساير امامان معصوم (علیه السلام) و جمعي از اصحاب با وفاي پيامبر اسلام چون سلمان، مقداد، جابربن عبدالله انصاري، مالك اشتر، مفضل بن عمرو نيز اصحاب كهف و برخي ديگر رجعت مي كنند. (7)
نخستين رجعت كننده در روزگار ظهور حضرت وليعصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حضرت امام حسين(علیه السلام) است . امام صادق (علیه السلام) مي فرمايد: نخستين كسي كه زمين براي او شكافته مي شود و به روي زمين رجعت مي كند، حسين بن علي است و به قدري حكومت مي كند كه از كثرت سن ابروهايش روي ديدگانش مي ريزد.(8) يكي از اصول مسلم و قطعي كه شيعه بدان معتقد است اين است كه امام را امام غسل مي دهد اين برگرفته از حديث امام رضا (علیه السلام) است كه مي فرمايد: امام را جز امام غسل نمي دهد (9). بنابراين بايد يكي از امامان رجعت نموده مراسم تغسيل و خاكسپاري امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برعهده بگيرد كه طبق روايات رسيده امام حسين(علیه السلام) اين مهم را انجام مي دهند در تفسير عياشي ذيل آيه شريفه «نم رددنا لكم الكره عليهم (اسراء / 6) « از امام صادق نقل شده است كه: مقصود، زنده شدن دوباره امام حسين(علیه السلام) و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان(علیه السلام) است، در حالي كه كلاه خودهاي طلايي بر سر دارند و به مردم رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين (علیه السلام) را اطلاع مي دهند تا مومنان به شك و شبهه نيفتند و اين در حالي است كه حضرت مهدي (علیه السلام) در ميان مردم است
هنگامي كه همه مومنان، امام حسين(علیه السلام) را شناختند و تاييد كردند كه او حسين(علیه السلام) است مرگ حضرت مهدي (علیه السلام) فرا خواهد رسيد و ديده از جهان فرو مي بندد. آنگاه امام حسين(علیه السلام) وي را غسل و كفن و حنوط مي كند و به خاك مي سپارد كه هرگز امام را جز امام غسل نمي دهد. (10) پس ازشهادت امام زمان و تدفين ايشان، امام حسين(علیه السلام) عهده دار حكومت جهاني ايشان مي شوند و به قدري حكومت مي كنند كه گفته شده است، از كثرت سن ابروهايش روي ديدگان مباركش را مي پوشاند تا اينكه روز قيامت و رستاخيز فرا رسد منابع
1- پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عليرضا رجالي تهراني، ص .257 2- حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فروغ تابان ولايت، محمد محمدي اشتهاردي ، ص 119 و .117 3- تفسيرالميزان، علامه طباطبايي، ج 2، ص 61-.160 4- همان، ص .161 5- بحارالانوار، ج 53، ص .127 6- اثباه الهدا ه ج 7، ص .157 7- الزام الغاصب، شيخ علي يزدي حائري، ج 2، ص .360 8- بحارالانوار ج 53، ص .46 9- اصول كافي، كليني، ج 1، ص .384 10- تفسير عياشي، ج 2، ص .281 |
|||
|
|
۱۰:۲۳, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
جمع بندی بحث: (برای دوستانی که از ابتدای بحث نبوده اند و شاید وقت نکنند همه تاپیک را بخوانند)
بحث رجعت است. به این معنی که بعد از قیام امام زمان و فوت ایشان ائمه مظلوم به حکومت در جهان ادامه می دهند. اما من میگویم رجعت (اگر باشد) در زمان امام زمان است و نه بعد از وفات ایشان و برای یاری به امام در امر قیام آخر الزمان است و نه برای حکومت بر جهان. و اگر حدیثی هم هست که حرف دیگری میزند، باید بررسی و تفسیر شود. شاید تحریف شده باشد و شاید ما اشتباه ان را می فهمیم (همانند قرآن که نیاز به تفسیر دارد). ایراداتی که بر نظر من وارد شد (اگر چیزی را از قلم انداختم بگویید) اول اینکه چرا دنبال دلیل میگردم!!! 2- بعد از فوت امام زمان چه کسی ایشان را غسل و تدفین میکند؟؟ 3- بعد از ایشان چه کسی زمام حکومت جهان را به عهده خواهد گرفت؟؟ 4- وظیفه حکومت امامان که انجام نشده (از آنها غصب شده) چه میشود؟؟ آیا این حق آنها نیست و نباید به آنها باز پس داده شود؟؟ و .... اما پاسخ هایم: اول اینکه باید خدا و دینش را شناخت وگرنه مسلمان (اصطلاحا) شناسنامه ای هستیم. و برای شناخت باید دید که چه کارهایی میخواهد انجام دهد و هدفش چیست و ... بحث طولانی است صرفا اشاره ای کردم. 2- این اشکال به نظریه مقابل هم وارد است، در صورت حکومت امامان بعد حضرت صاحب الزمان، بالاخره در یک زمانی تمام میشود و یعنی یک آخرین امام داریم و برای غسل و تدفین ایشان هم باید تدبیری اندیشید. خب من میگویم هر تدبیری که اندیشید برای نظریه من هم اعمال کنید (این که میگویم نظریه من نه این که فقط من بر این باور باشم، نه، ظاهرا اینجا تنها من هستم؛ اتفاقا در دانشکده خودمان مطرح کردم و همه موافق من بودند) 3- این هم مثل مورد قبلی و با توجه به اینکه ما در این دنیا جاویدان نیستیم و این دنیا فانی است و یعنی یک آخرین امام خواهیم داشت و هیچ دلیلی نیست که آن امام حضرت مهدی نباشد. 4- پیشنهاد میکنم کتاب "حسین وارث آدم" را بخوانید تا بتوانید وظیفه امام را در طول تاریخ درک کنید. وظیف امام یک بعدی (فقط حکومت) نیست. مبحث ثقیل و طولانی است. فکر میکنم همان مطالعه کتاب برای آنان که دنبال پاسخند کفایت میکند. و اما ایرادی که من بر نظر دوستان وارد میکنم: مگر نه اینکه حضرت صاحب الزمان آخرین حجت خداست؟؟ منتقم حسین (علیه السلام) و زهرا (سلام الله علیها)؟؟ مگر نه اینکه در قیام ایشان همه هدایت میشوند یا هلاک؟؟ مگر نه اینکه هر کار خدا حکمتی دارد؟؟ خب حکومت امامی (نه تنها علاقه ای به حکومت کردن ندارد بلکه از دنیا بیزار است) بر جهانیان چه معنی دارد؟؟ مگر اینکه قرار باشد ستمگر و جاهلی باقی مانده باشد و امامی بیاید که آنها را هدایت کند و این یعنی قیام حضرت مهدی به نتیجه نرسیده است!! که خب این اصلا عقلانی نیست و نه تنها عقلی که نقلی هم نیست. بی شک قیام حضرت مهدی به نتیجه میرسد. پس فرضمان باطل است. اما رجعت برای یاری به امام زمان (به عنوان فرمانده) و غسل و تدفین ایشان (بعد از مرگ) قابل قبول خواهد بود. ...والسلام |
|||
|
۱۰:۵۱, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
به نظر من موضوع رجعت بعد از حکومت الهی امام زمان موضوعی غیر قابل درک است چون ما حکومت امام زمان را حکومتی ایده آل و کامل می دانیم و این چیزی غیرقابل درک است که بعد از امام زمان امامان دیگری برای هدایت مردم رجعت کنند چون این کار را امام زمان انجام داده و نیازی به آمدن امام دیگری برای هدایت مردم نیست . نکته ی دیگر اینکه آیا امامان حب دنیا یا دوستار حکومت هستتند که دوباره به دنیا برگردند ونکته ی دیگر اینکه این روند تا کی می تواند ادامه داشته باشد.
|
|||
|
|
۱۰:۵۲, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
(۱۹/آبان/۹۱ ۱:۳۴)ahmad1300 نوشته است: با سلام و عرض ادبنگفتم قطعا گفتم ممکن است. (۱۹/آبان/۹۱ ۱:۳۴)ahmad1300 نوشته است: تقریبا همه چیزهایی که گفتید به تازگی کشف شده اگر این حرف ها رو 1000 سال پیش میزدید احتمالا به دیوانگی متهم میشدید ولی الان این حرف ها صحیح هستش لذا امکان داره علت حکمی بعد ها کشف بشه مثلا علت رجعت ائمه بعد از رجعتشون مشخص بشه بسیاری از احکام اینطوریه مثلا درایات و روایات اومده حضرت صالح بعد از اوردن معجزه و بیرون اوردن شتر از دل کوه گفت یک روز اب شهر برای کل ادمها باشه یک روز برای شتر حالا به نظر شما چه لزومی داشت اب اون شهر یک روز برای شتر باشه ؟ یعنی به اندازه کل ادم های اون شهر اب در اختیار شتر بود!!!!!!هیچکدام از اینها که گفتید مسئولیت شناخت و فهمیدن را از شما سلب نمیکند. اگر آنهایی که همین چیزها را کشف کردند مانند شما فکر میکردند هیچگاه به همین سطح از معلومات نمیرسیدند. (۱۹/آبان/۹۱ ۱:۳۴)ahmad1300 نوشته است: بعد از وفات حضرت علی بلافاصله قیامت میشود میشود تبیین کنید که چرا بعد از حضرت علی؟؟ و ایشان را چه کسی غسل و تدفین میکند؟؟ و اینکه آیا در فاصله حضرت مهدی و حضرت علی همه امامان حکومت میکنند؟؟ و اما سوال اساسی (اینها سوالات جدید نیستند، ایراداتی هستند که به تفسیر شما از رجعت وارد میشوند.): مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟ در مورد وظیفه امام هم گفتم که نمیشود اینطور بررسی کرد. باید از همه ابعاد به آن پرداخت. یک مثال میزنم تا مسئله روشن شود. فرض کنید من یک دکتر جراحم و وظیفه ام این بوده که جان یک مجروح را نجات دهم. به دلایلی من ار از انجام دادن این وظیفه بازمیدارند و به قول شما حقم را تضییع میکنند. مجروح میمیرد. خانواده اش بدبخت میشوند. زندگی شان تباه میشود و ... حال اگر بعد از گذشت قرنها خداوند به من بگوید برگرد به دنیا و حقت را (که انجام وظیفه ام در قبال آن مجروح و مجروحان دیگر بود) بازستان. حال بر فرض که مجروحان هم برگردند (با توجه به اینکه در زمان رجعت مثلا امام حسین همه مردم زمانش برنمیگردند) و من نجاتشان دهم!! به نظرت این کار ابلهانه نیست؟؟ بیشتر توضیح میدهم: آیا زندگی تباه شده مجروح به او باز داده شد؟؟؟ من فقط یک بعد زنده نگه داشتن را توانستم انجام دهم ولی زندگی اش را نه. چون از توان من دکتر خارج بود. چون زندگی اش مربوط به دوره ای از تاریخ بود. حال همین مثال را بسط بده به تفسیر شما از رجعت و امام را به جای دکتر جراح (نجات دهنده و هدایتگر) و مجروحین را به جای مردم جایگذاری کن. (البته با توجه به این نکته که همه مردم زمان امام حسین و امام علی و ... برنمیگردن و یعنی باز هم وظیفه امام انجام نمیشود. مگر اینکه تمام تاریخ تکرار شود و یعنی روز از نو روزی از نو) |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا مردگان را به خاک میسپاریم ؟ | SAViOR | 2 | 2,427 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: SAViOR |
|









