تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و
چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم.

امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی
که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)،
چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد.

بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمى‌شود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مى‌کنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مى‌گوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد.
یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مى‌پیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمى‌گرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند.
همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مى‌گرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مى‌خوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مى‌شود که بعضى از امامان(علیهم‌السلام)، مانند امام حسین(علیه‌السلام) به دنیا برمى‌گردند.
امام صادق(علیه‌السلام) مى‌فرماید: «نخستین کسى که قبرش مى‌شکافد و زنده مى‌شود و به دنیا برمى‌گردد؛ حسین بن علی(علیهما‌السلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمى‌گردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.»

روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعه‌اش مى‌گویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیه‌السلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارى‌هاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است.

در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیه‌السلام) مى‌فرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مى‌کند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مى‌ماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش.

در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم :
عرض کردم:‌ آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مى‌شود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مى‌گردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مى‌رساند و به اسارت مى‌برد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مى‌گردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مى‌کشد و تمام زمین را مالک مى‌شود و خداوند کار او را اصلاح مى‌گرداند و سیصد و نه سال سلطنت مى‌کند.

آنگاه امام فرمود: اى جابر مى‌دانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیه‌السلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) است.


آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟
1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. ))
آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند.

2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) .

آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد.


3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) .

آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد.

4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس ‍ خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) .
آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد.

5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) .
طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است


رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود،

روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود.
و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است .
و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت .
و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد.
به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210
اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟
1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است.

2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمی‌گردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1]

3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،‌[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آن‌ها خبر داده است.[4]
4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن می‌فرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5]


بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز می‌توان صورت گیرد.
5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمی‌کند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم.
6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر می‌رسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است.
[b]
به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آن‌ها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب می‌کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است.
به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6]
انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا می‌رسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن می‌شود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه می‌شود و برای تحقق چنین امری،


کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته می‌شوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آن‌ها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، ‌پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود.


به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آن‌ها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته می‌شوند.


البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آن‌ها دست یابد، امام آن‌ها را به حکم عقل و منطق قبول می‌کنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده می‌شود.
7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا می‌کنیم:

الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است می‌گوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آن‌ها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است".

البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند.


ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی می‌فرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث می‌رسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8]

از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده می‌کنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه می‌گویند؟مسائل گفت:مردم می‌گویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود:‌ مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور می‌شوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن می‌گوید).[10]
مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11]

یادآوری:
همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمی‌باشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است،


مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است،‌ زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم.



مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آن‌ها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند.
مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة‌ آن‌ها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا می‌گوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است).


بسیار مهم (دقت بسیار):
ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید
التماس دعای ظهور
پی نوشت ها :
[1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555.
[2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129.
[3]بقره (2) آیة 259.
[4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49.
[5]مائده (5) آیة 110.
[6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559.
[7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع.
[8]بحارالانوار، ج 53.
[9]نمل (27) آیة‌83.
[10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت).
[11]مهدی موعود‌ (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200).

آخرين بر گشت على عليه السلام به دنيا و كشته شدن شيطان

(قالَ رَبِّ فَانْظِرْنى اِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ . قالَ فَاِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ. اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ)
گفت : (پروردگارا! مَرا تا روزى كه انسانها برانگيخته مى شوند مهلت ده ). فرمود: (تو از مهلت داده شدگانى . ولى تا روز و زمان معيّن ).
امام صادق عليه السلام فرمود:
(ابليس از خدا خواست كه او را تا روز قيامت مهلت دهد، ولى خداوند آن را ردّ كرد و فرمود:
(تا روز وقت معلوم تو از مهلت داده شده ها هستى )، چون روز وقت معلوم فرا رسد، ابليس با تمام پيروانش كه از زمان خلقت آدم تا آنروز از او پيروى كرده اند، ظاهر مى شود ...)
و حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام برگردد و اين آخرين برگشت آن حضرت است .
راوى گفت : مگر [على عليه السلام ] رجعتهاى بسيار خواهد كرد؟
حضرت فرمودند: بلى .
و هر امامى كه در قرنى بوده باشد نيكوكاران و بدكاران زمان او بر مى گردند تا حق تعالى مؤمنان را بر كافران غالب گرداند و مؤمنان از ايشان انتقام بگيرند.
پس چون آن روز [يعنى آخرين رجعت على عليه السلام ] برسد، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام برگردد با اصحابش ، و شيطان نيز بيايد با اصحابش ، و ملاقات ايشان در كنار فرات واقع شود نزديك به كوفه ، پس ‍ كُشت و كشتارى بينشان واقع مى شود كه هرگز چنين قتلى واقع نشده باشد.
امام صادق عليه السلام فرمود: گويا مى بينم اصحاب حضرت امير را كه صد قدم از پشت سر بر مى گردند و پاى بعضى در ميان آب فرات داخل شود. پس ابرى از آسمان فرود آيد كه پر شده باشد از ملائكه ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه اسلحه اى از نور در دست داشته باشد، در پيش آن ابر مى آيد، چون نظر شيطان بر آن حضرت بيافتد عقب نشينى كند، و اصحابش به او گويند: اكنون كه پيروز شدى به كجا مى روى ؟
شيطان مى گويد: من مى بينم آنچه شما نمى بينيد، من مى ترسم از پروردگار عالميان .
پس حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او مى رسد و حربه در ميان دو كتفش بزند كه او و اصحابش همه هلاك شوند.
بعد از آن ، همه مردم خدا را به يگانگى بپرستند و هيچ چيز را با خدا شريك نگردانند.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام چهل و چهار هزار سال حكومت خواهد كرد... پس در آنوقت دو باغ سر سبز كه حقتعالى در سوره الرحمن فرموده در دو طرف مسجد كوفه به هم رسد.[sup]

[/sup] پيامبران ، على عليه السلام را يارى خواهند كرد

و ابن بابويه به سند معتبر از حسن بن جهم روايت كرده است كه :
مأ مون از حضرت امام رضا عليه السلام پرسيد كه چه مى گوئى در رجعت ؟
امام رضا عليه السلام فرمود:
حق است و در ميان امتهاى گذشته بوده است و قرآن مجيد به آن ناطق است و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده كه : مى باشد در اين امت آنچه در امم سابقه بوده ، مانند دو تاى نعل كه با هم موافقند و مانند پرهاى تير كه با يكديگر مساويند.
و حضرت رضا عليه السلام فرمود: چون مهدى از فرزندان من بيرون آيد عيسى عليه السلام از آسمان به زمين فرود مى آيد و در عقب او نماز كند.
و عياشى از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: خلفاى جور بر خود نام گذاشته اند و خود را اميرالمؤمنين مى گويند كه اين نام مخصوص على بن ابى طالب است و هنوز معنى اين نام و تأ ويل او بر مردم ظاهر نشده است .
راوى گفت : تأ ويل آن كى خواهد بود.
فرمود: آن وقتى خواهد بود كه حق تعالى جمع كند در پيش روى على عليه السلام پيغمبران و مؤمنان را تا يارى كنند او را چنانچه حق تعالى فرموده است : (وَ اِذ اخذ اللّه ميثاق النبيين ، ...).
پس در آن روز رسول خدا صلى الله عليه و آله عَلَمْ را به على بن ابى طالب مى دهد، پس او امير تمام خلايق خواهد بود و خلايق همه در زير عَلَم آن حضرت خواهند بود و او امير و پادشاه همه خواهد بود.
اين است تأ ويل اميرالمؤمنين و معنى آن .

جنگ صفين در رجعت

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود:
على ( عليه السلام ) را در زمين رجعتى خواهد بود با فرزندش حسين ( عليه السلام ) با علم خود، خواهد آمد تا انتقام بگيرد از بنى اميه و معاويه و آل معاويه و هر كه با آن حضرت جنگ كرده باشد.
پس خدا ياوران او را از اهل كوفه زنده كند و هفتاد هزار كس از ساير مردم ، پس با ايشان ملاقات مى كند در صفين مثل مرتبه اوّل تا همه را بكشد و كسى از ايشان نماند كه خبر بيرون برد، پس خدا ايشان را ببرد به سوى بدترين عذابها با فرعون .[sup]

[/sup] امام زمان عليه السلام بعد از رحلتش به دنيا بر مى گردند

از مجموع روايات (رجعت ) معلوم مى شود كه همه امامان معصوم عليهم السلام به دنيا برمى گردند.
و همچنين تصريح شده كه حضرت ولىّ عصر (عج ) نيز بعد از رحلتش ‍ رجعت خواهد نمود.
و در روايات آمده است كه قيام قيامت چهل روز پس از رحلت حضرت ولىّ عصر (عج ) مى باشد، و اين مطلب مربوط به رحلت آن حضرت در رجعت است . وگرنه طبق صدها حديث بعد از رحلت اوّلى حضرت بقية اللّه روحى فداه ، اهلبيت عصمت و طهارت هزاران سال فرمانروائى خواهند داشت .[sup]

[/sup] زندگى سخت براى دشمنان اهل بيت عليهم السلام در رجعت

(وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً.)
(هر كس از ياد من اعراض بكند براى او زندگى سخت و تنگى است ).
از امام صادق عليه السلام تفسير اين آيه را پرسيدند؟
حضرت فرمود:
(به خدا سوگند اين آيه در حق دشمنان ماست ).
راوى پرسيد: جانم به فدايت ، گاهى مى بينيم كه آنها در طول زندگى با آسايش و وسعت زندگى مى كنند و هرگز روى تنگى نمى بينند تا مرگشان فرا رسد!!. فرمود:
(به خدا سوگند كه مربوط به رجعت است ).
و نيز روايت شده كه :
خوراك دشمنان اهل بيت در رجعت ، عذره انسان خواهد بود چنانچه حق تعالى فرموده است : (... ان له معيشة ضنكاً).
آنانكه حق را ديدند و از آن اعراض كردند و از شاهراه حق و حقيقت منحرف شدند در موقع رجعت ، روز بسيار سختى دارند و در روز رستاخيز روزگار سخت ترى در انتظار آنهاست .

ظاهر شدن على عليه السلام در كنار خورشيد

(اِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ ايَةً فَظَلَّتْ اَعْناقُهُمْ لَها خاضِعينَ.)
(اگر ما اراده كنيم ، از آسمان بر آنان آيه اى نازل مى كنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد).
ابوبصير مى گويد از محضر امام باقر عليه السلام معناى اين آيه را پرسيدم ، فرمود:
(منظور از نشانه على بن ابى طالب عليه السلام است كه يك ساعت در كنار خورشيد ظاهر مى شود و خورشيد بالاى سر مردم مى ايستد، تا همگان او را ببينند و دقيقاً با حسب و نسبش بشناسند. در آن هنگام گردن بنى اميّه در برابر على عليه السلام خاضع مى شود).
سپس فرمود:
(در آنروز بنى اميّه آنقدر خوار مى شوند كه اگر يكى از آنها در زير درختى پنهان شود، آن درخت بانگ مى زند كه اينجا يك نفر اموى است ، او را بكشيد).
در حديث ديگر امام باقر عليه السلام در تفسير اين آيه فرمود: آرى خداوند اين نشانه را براى آنها آشكار مى كند.
ابوبصير پرسيد: براى چه كسانى ؟
فرمود: براى بنى اميّه .
ابوبصير پرسيد: منظور از نشانه [در آيه ] چيست ؟
فرمود: (ايستادن خورشيد از ظهر تا عصر در وسط آسمان ، و ظاهر شدن صورت و سينه مردى در قرص خورشيد كه حسب و نسب او براى همه مردم روشن است . و آن در عهد سفيانى واقع مى شود، كه هلاكت سپاه سفيانى در آن موقع فرا مى رسد).[sup]

[/sup] براى من بازگشتى پس از بازگشت است

امير مؤمنان عليه السلام در ضمن حديث مفصّلى مى فرمايد:
(خداى تبارك و تعالى از من و رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيمان گرفته كه همديگر را يارى كنيم ، من حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را يارى كردم و در برابرش شمشير زدم و دشمنش را كشتم و پيمانى را كه بر عهده ام بود انجام دادم . ولى تا كنون هيچ پيامبرى مرا يارى نكرده است ، زيرا آنها پيش از من از دنيا رفته اند، ولى به زودى وقت آن فرا مى رسد كه آنها نيز مرا يارى كنند).
(همه روى زمين از مشرق تا مغرب از آنِ من خواهد بود. خداوند همه پيامبران مُرسل را از آدم تا خاتم صلى الله عليه و آله زنده مى كند و همه آنان در برابر من شمشير مى زنند و گردنكشان را از جنّ و انس ، از زنده و مرده گردن مى زنند).
(چقدر جاى شگفت است ؟... و چگونه تعجّب نكنم از مردگانى كه خداوند آنها را بر مى انگيزد و همگى در حاليكه صدا مى زنند: لَبّيْكَ، لَبّيْكَ، يا داعِىَ اللّهِ! در كوچه هاى كوفه پراكنده شده شمشيرها را حمايل كرده ، كافران ، طاغيان و طاغوتيان را از اوّلين و آخرين گردن مى زنند، تا خداوند وعده اش را تحقّق بخشد.
(براى من رجعتى پس از رجعت ، بازگشتى پس از بازگشت است . من رجعتهاى مكرّر دارم ، من حمله ها و انتقامهاى فراوان دارم ، من حكومتهاى بسيار دارم ، من دژ آهنينم ، من بنده خدا و برادرِ پيامبر خدايم ).
(... من ظاهر شونده در قرص خورشيدم ، من دابّة الارضم ، من قسيم النّارم ، من خازن بهشت و صاحب اعرافم ).
(... من صاحب عصا و ميسم هستم ).[sup]

[/sup] منظور از دابة الارض در قرآن على عليه السلام است

(وَ اِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ اَخْرَجْنا لَهُمْ دابَّةً مِنَ الاَْرْضِ تُكَلِّمُهُمْ اَنَّ النّاسَ كانُوا باياتِنا لا يُوقِنُونَ).
(و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد، جنبنده اى را از زمين براى آنها خارج مى كنيم كه با آنان تكلّم مى كند (و مى گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى آورند).
از نظر روايات اهلبيت عصمت و طهارت هيچ ترديدى نيست كه منظور از دابَّةُ الاَْرْض رجعت وجود مقدّس شاه ولايت حضرت على بن ابى طالب عليه السلام مى باشد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: مردى به عمّار ياسر گفت :
اى ابويقظان ! (كنيه عمّار) آيه اى در قرآن مرا مضطرب كرده ، افكار پوسيده اى بر دلم هجوم آورده .
عمّار فرمود: آن كدام آيه است ؟
گفت : آيه (وَ اِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ....) نمى دانم كه منظور از (دابَّةُ الاَْرْض ) در اين آيه چيست ؟
عمّار ياسر فرمود: من به خداى تبارك و تعالى سوگند مى خورم كه ننشينم و نخورم ، جز اينكه او را به تو نشان دهم . عمّار با آن مرد راه افتادند و به خدمت مولاى متّقيان اميرمؤمنان شرفياب شدند. حضرت على عليه السلام خرما و كَره ميل مى فرمودند.
على عليه السلام خطاب به عمّار فرمودند: اى ابويقظان ! بيا نزديك . عمّار جلو رفت و مشغول خوردن شد.
آن مرد دچار شگفت شد. چون برخاستند به او گفت : اى ابويقظان ! چگونه است ، تو كه قسم خورده بودى ننشينى و نخورى تا او را به من نشان دهى ؟! عمّار فرمود: اگر انديشه ات را به كار انداخته بودى متوجّه مى شدى كه من او را به تو نشان دادم [ يعنى دابة الارض همانا اميرمؤمنان على عليه السلام است كه به تو نشان دادم ].[sup]


[/sup]
بسم الله الرحمن الرحیم
.
سلام
این اولین جمله ی شما در مقاله به نظرم اشکالاتی داره ؟!؟!Huh
نقل قول:
بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمى‌شود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مى‌کنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است.
اول اینکه زمان برپایی قیامت که مشخص نیست ، هست؟!
دوم اینکه جوری که من اطلاع دارم هرکدوم از امامانمون ممکن بود منجی و موعود آخرالزمان باشند ولی به خاطر ظلم و ستمی که برائمه وارد شد و گمراهی مردم و صلاح دید خداوند این امر به تاخیر افتاد تا زمان حاضر که ما منتظران مهدی فاطمه ایم. ولی اینی که برام سوال شد اینجاست که :
ممکنه قبل از قیام امام زمان و ظهور ایشون قیامت برپا بشه و ممکن هم هست قیامت همزمان با قیام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشه و هم اینکه بعد از آن ولی اینجا آقا طباطبایی چیز دیگه ای گفتند؟!؟
من متوجه این تعیین وقت قیامت که ایشون انجام دادند نمی شم ؟!Confused
(۸/دی/۹۰ ۱۴:۲۷)محیصا نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم
.
سلام
این اولین جمله ی شما در مقاله به نظرم اشکالاتی داره ؟!؟!Huh
نقل قول:
بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمى‌شود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مى‌کنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است.
اول اینکه زمان برپایی قیامت که مشخص نیست ، هست؟!
دوم اینکه جوری که من اطلاع دارم هرکدوم از امامانمون ممکن بود منجی و موعود آخرالزمان باشند ولی به خاطر ظلم و ستمی که برائمه وارد شد و گمراهی مردم و صلاح دید خداوند این امر به تاخیر افتاد تا زمان حاضر که ما منتظران مهدی فاطمه ایم. ولی اینی که برام سوال شد اینجاست که :
ممکنه قبل از قیام امام زمان و ظهور ایشون قیامت برپا بشه و ممکن هم هست قیامت همزمان با قیام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشه و هم اینکه بعد از آن ولی اینجا آقا طباطبایی چیز دیگه ای گفتند؟!؟
من متوجه این تعیین وقت قیامت که ایشون انجام دادند نمی شم ؟!Confused
دلیل جمله اول آن است که عده ای گمان می کنند با ظهور حضرت، قیامت می شود و دنیا به پایان می رسد!! جمله اول برای روشنگری در این مورد است.

در رابطه با سوال دومتون توجه شما را به این حدیث امام جواد ع جلب می کنم پاسخ واضح است:

امام جواد عليه السلام می فرماید: قائم ما همان مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. او كسی است كه در زمان غیبتش، واجب است انتظار كشیده شود و هنگامیكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومین فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدایی كه محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به نبوت مبعوث گردانید و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنیا فقط یك روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی گرداند تا اینكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نماید. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.
كمالدين ج2 باب 36








نکته ی اول
ساختار جهان از نظر فیزیکی پس از ظهور تغییرات فراوان خواهد کرد
بر طبق روایات
سالها و روزهایش مثل این سالها و روزهای ما نیست
تعبیرات مختلف روایات هم منظورشان این سالی که نزد ما الان مشهور است میتواند نباشد
اساساً ظهور حضرت حجت آغاز تحولی عظیم است که عالم غیب پس از آن به عالم شهادت سیر می یابد و بسیاری از اموری که امرزو جزو غیب محسوب میشود پس از ظهور و به مرور جزو عالم شهادت خواهد بود
و اساساً یکی از دلایلی که در زیارت آل یاسین اشاره شده که پس از رجعت ایمان آوردن سودی ندارد به همین دلیل است
سخن در این زمینه بسیار است و مجال اندک
اما حتماً حتماً و حتماً این تاپیک را با دقت از اول تا آخر مطالعه بفرماید

(A+)آخرالزمان، شرايط ظهور باطني‏ترين بُعد هستی (مقاله ی ویژه)

میدانید که حقیر بی خودی چیزی را توصیه اکید نمیکنم دوستان

در ضمن

وعده های خدا در قرآن همگی حق اند و خدا از وعده اش تخلف نمیکند

و از وعده های حتمی خدا ظهور و حکومت صالحان بر زمین است

پس بی شک قبل از قیامت که مقدمه ی زوال این دنیا است

در این دنیا صالحان وارث حکومت بر زمین خواهند شد

یا علی
حضرت استاد طاهرزاده(روحی فداه) درباره ی رجعت مطالب دیگری هم دارند که برخی را در ادامه می آورم:


http://lobolmizan.ir/index.php?action=show_news&news_id=357


http://lobolmizan.ir/index.php?action=show_news&news_id=400


http://lobolmizan.ir/index.php?action=show_news&news_id=439


خدا ایشان را حفظ فرماید،درباره وجود واسطه ی فیضی امام زمان(روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه) و دیگر مراتب حقیقتی این ذخیره الهی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم کتاب ها و سخنرانی ها ی فراوانی دارند که برخی را می آورم:


جایگاه ومعنی واسطه ی فیض


مبانی معرفتی مهدویت


دعای ندبه


بصیرت و انتظار فرج


و بسیاری آثار ارزشمند دیگر


توصیه بنده این است که حتما صوت سخنرانی های ایشان گوش داده شود و الا جز پوسته و اندکی از مطالب حاصل نمی شود مگر اینکه آشنای راه تفکری ایشان گشته باشید. التماس دعا.


[تصویر: zoescngbn2o8n7j8cvcn.jpg]

نتیجه آنکه مساله رجعت از ضروریات مذهب و مکتب تشیع است، که اعتقاد به آن (بدون در نظر گرفتن جزئیات) ضروری است، هر چند اعتقاد به جزییات مانند اینکه چه کسانی رجعت می‏کنند و یازمان آن چه موقعی است و ... لازم نیست. ولی باید توجه داشت که اعتقاد به آن، در درجه اعتقاد به توحید و نبوت و معاد، نیست. در کتاب الشیعه والرجعه ، نویسنده خواسته است‏با استناد به یک حدیث، کفر کسانی را که اعتقاد به رجعت ندارند ثابت کند، ایشان نخست این آیه را مطرح می‏کند:
«فالذین لایومنون بالاخره قلوبهم منکره و هم مستکبره‏» . (13)
آنگاه در تفسیر و تبیین این آیه، حدیثی را از امام باقر(علیه السلام) نقل می‏کند که فرمودند: «فی قوله: الذین لایومنون بالاخره، یعنی انهم لایومنون بالرجعه انها حق (قلوبهم منکره) یعنی انها کافره (و هم مستکبرون). (14)
این‏کلام‏خداوندکه‏می‏فرماید: «کسانی‏که‏به‏آخرت‏ایمان‏ندارند»معنایش‏این‏است‏که‏آنهابه‏حقانیت‏رجعت‏ایمان‏ندارندومرادازاین‏جمله‏که‏م​ی‏فرماید: «قلبهای‏آنهاانکارکننده‏ست‏»این‏است‏که‏«آنهاکافرهستند»
وی در فهرست کتاب ، مطلب را چنین عنوان می‏کند:«معتقد نبودن به رجعت کفر است‏» آنگاه در جایگاه بحث‏یادشده ، به آن حدیث استناد می‏کند، چنانچه منظور ایشان آن است که همچنانکه معتقد نبودن به رجعت ، مستلزم کفر است و همتراز با توحید و نبوت و معاد، می‏بایستی به رجعت نیز معتقد بود طبق این برداشت ، با توجه به بیانات گذشته اشتباه آن مشخص می‏گردد، ولی چنانچه منظور آن باشد، کسانیکه قلوب آنها کافر است ، از پذیرفتن رجعت‏سرباز می‏زنند، یعنی قبل از عدم اعتقاد به رجعت ، صفت «کفر» را داشته‏اند و این کفر مانع پذیرش رجعت‏شده است، نه اینکه با عدم اعتقاد به رجعت کافر شده‏اند، این حرف قابل قبول است. و در حقیقت‏حدیث‏به ریشه روانی عدم پذیرش رجعت اشاره دارد.
احتمال دیگری در معنای حدیث است که دقیق‏تر به نظر می‏رسد، و آن اینکه منظور از اینکه قلوب آنها کافر است ، این نیست که آنها مثل کفار هستند و آثار و احکام کفار بر آنها مترتب می‏شود، بلکه بدین معناست که قلوب آنها در اثر عدم پذیرش رجعت‏به کفر متمایل شده نه اینکه واقعا کافر شده‏اند.
بنده با مطالعه ی کتاب "عصر شکوهمند رجعت" با مسئله رجعت آشنا شدم.

مطالعه این کتاب رو به شما هم توصیه می کنم.

نسخه ی موبایل و آنلاین این کتاب در مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان موجوده:

این هم لینکش:
http://www.ghaemiyeh.com/home?sobi2Task=...obi2Id=673
رجعت یعنی چه؟
میتوان گفت که رجعت عبارت است از: بازگشت گروهى از مؤمنان محض به دنیا، و کافران محض پس از مردن و قبل از قیامت، در حکومت حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روشن است که انبیاء و ائمه(علیهم السلام) به عنوان اشرف مؤمنان محض در بین رجعت کنندگان خواهند بود.

یکى از آرزوهاى دیرینه بشر گسترش عدالت در سراسر گیتى و ریشه سوزى بیداد از همه آبادی هاى زمین است؛ و این امید و آرزو به شکل نوعى اعتقاد در ادیان الهى تجلى نموده است. در طول تاریخ، کسانى که مدعى تحقق این ایده شدند، طرحها ریختند و چاره‏ها اندیشیدند، ولى، نتوانستند بشر خسته دل را امیدى بخشند.

اندیشه ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها چراغ فروزانى است که مى‏تواند تاریکى‏ها و غبار خستگى را از انسان دور کند.روزى که او مى‏آید و حکومت واحد جهانى تشکیل مى‏دهد، انحراف و بى‏عدالتی ها را محو مى‏سازد و ابرهاى خودخواهى و نفاق را کنار مى‏زند تا بشر لذت و زیبایى زندگى واقعى را در سایه حکومت اهل‏بیت(علیهم السلام) و پیاده شدن همه احکام اسلام ناب محمدى(صلی الله علیه و آله) را با تمام وجود احساس کند.

در آستانه این ظهور نورانى آن منجى بشریت، حوادث شگفت‏انگیزى اتفاق مى‏افتد که از جمله آنها بازگشت گروهى از مؤمنان واقعى براى درک و تماشاى عظمت و شوکت جهانى اسلام و حکومت دولت کریمه خواهد بود؛ البته عده‏اى از کافران بد طینت نیز در این میان پیش از بر پائى رستاخیز به دنیا برمى‏گردند تا به سزاى پاره‏اى از اعمال ننگین خویش برسند. بازگشت گروهى از مؤمنان خالص و کافران ستمگر به این جهان پیش از قیامت، «رجعت» نامیده مى‏شود.

رجعت، یکى از مسائل مورد اختلاف میان مذاهب اسلامى است که از عقاید مسلم شیعه به شمار مى‏آید و مورد تأیید اهل‏بیت (علیهم السلام) نیز قرار گرفته است. بر این‏اساس، گروهى از مؤمنان راستین و عده‏اى از کافران بدسرشت، هنگام ظهور منجى عالم بشریت، حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به این دنیا بازگردانده مى‏شوند تا مؤمنان به ثواب یارى آن حضرت در تشکیل حکومت عدل و قسط جهانى نائل آمده، از درک و تماشاى عظمت و شوکت دولت کریمه اسلام، لذت ببرند و کافران به سزاى پاره‏اى از اعمال ننگینشان برسند.

برخى از خرده‏گیران بر شیعه، امکان رجعت را مورد تردید قرار داده و اعتقاد به آن را ناپسند دانسته‏اند؛ بدان حد که گفته‏اند: «رجعت، مذهب گروهى از اعراب جاهلیت بوده است که برخى از فرق اسلامى (شیعه) بدان گرویده‏اند .
تردید و مناقشات مخالفان در صحت رجعت از یک سو و پیچیدگى مسئله از سوى دیگر، پرسش ها و شبهاتى را برانگیخته که از آن جمله است: منظور از رجعت چیست؟ آیا رجعت به معناى بازگشت برخى از اموات (ائمه (علیهم السلام) و گروهى از مؤمنان و کافران) به دنیاست و یا به معناى بازگشت دولت و قدرت به خاندان رسالت است؟ آیا رجعت به معناى نخست، ممکن است؟ آیا همان‏گونه که رجعت در امت‏هاى پیشین واقع شده است، در امت اسلامى نیز واقع خواهد شد؟ رجعت چه زمانى واقع مى‏شود؟ چه کسانى مشمول رجعت مى‏شوند؟ آیا رجعت همگانى است یا اختصاصى؟ و بالاخره فلسفه آن چیست؟

این پرسش ها و نظایر آنها، موجب شده است که اندیشمندان اسلامى کتب و مقالات گرانمایه‏اى در تبیین این موضوع بنگارند و یا در کتب کلامى، بابى را به این موضوع مهم اختصاص دهند. در این سری از مقالات که با محوریت مبحث رجعت ارائه خواهد گردید با کمال بى‏طرفى سعى شده است تا با مطالعه در منابع اصیل اسلامى، این موضوع مهم مورد بررسى قرار گیرد و نگارنده در این راه براى صیانت از اشتباه از خداوند متعال و وجود مقدس حضرت بقیة اللّه الاعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عاجزانه استمداد و استعانت مى‏جوید.

مفهوم‏شناسى «رجعت»

۱.معناى لغوى
«رجعت» در لغت به معناى «بازگشت» است. لغت‏شناسان در توضیح واژه «رجعت» گفته‏اند: «رجعت، مصدر مرة از ماده «رجوع» به معناى یکبار بازگشتن یا بازگردانیدن است.»
و نیز در «اقرب الموارد» درباره واژه «رجعت» آمده است: «رجع الرجل رجوعا و مرجعا، و معه انصرف ... هو یؤمن بالرجعة، اى بالرجوع الى الدنیا بعدالموت» یعنى رجوع به معناى بازگشت است و فلانى به رجعت ایمان دارد، یعنى او به رجوع به دنیا پس از مرگ اعتقاد دارد؛ پس واژه رجعت در لغت به معناى «یکبار بازگشت یا بازگردانیدن» است. ناگفته نماند که اصل «رجوع» که به معناى بازگشتن و بازگردانیدن (لازم و متعدى) به کار رفته است؛ مثل: «فرجع موسى الى قومه غضبان أسفا» و «فإن رجعک الله الى طائفة منهم...» که واژه «رجع» در آیه شریفه نخست، لازم است، چنان‏که گفته مى‏شود: «رجع الرجل» و در آیه شریفه دوم، متعدى مى‏باشد. ازاین‏رو، واژه «رجعت» که مصدر مرة از ماده رجوع است، به معناى یکبار بازگشتن و یا بازگردانیدن به حال اوّل است.
البته الفاظ مختلفى براى بیان این اصل اعتقادى در قرآن‏کریم و روایات اسلامى به کار رفته است، مانند: رجعت، ایاب، کره، رد، حشر، که همه در معناى بازگشت مشترکند، ولى در میان همه این الفاظ لفظ رجعت مشهورتر است.

۲.معانى اصطلاحى
رجعت همانند بسیارى از واژه‏ها علاوه بر معناى لغوى، در علوم مختلف در معانى گوناگونى به کار رفته، و با توجه به این معانى است که مى‏توانیم تصویر و شناخت صحیحى از معناى مورد بحث داشته باشیم. لغتنامه دهخدا معانى اصطلاحى مختلفى براى رجعت برشمرده است، که به اختصار اشاره مى‏شود:

الف) اصطلاح فقهى: بازگردیدن مرد به سوى زن مطلقه خود در مدت قانونى و شرعى.

ب) اصطلاح نجومى: رجعت نزد منجمان و اهل هیئت، عبارتست از حرکتى غیر از حرکت کوکب متحیره به سوى خلاف توالى بروج و آن را رجوع و عکس نیز مى‏نامند.

ج) اصطلاح عرفانى: نزد اهل دعوت عبارتست از رجوع و کال و نکال و ملال صاحب اعمال به سبب صدور فعل زشت از افعال، یا متکلم گفتارى سخیف از اقوال.

د) اصطلاح جامعه‏شناسى: در علوم اجتماعى، برخى جامعه‏شناسان به هنگام بحث از قانونمندى جامعه و تاریخ ، بر این باورند که قوانین تطوّرات تاریخى در همه جوامع مشترک است و تاریخ سه مرحله، ربانى و قهرمانى و انسانى را طى مى‏کند و همیشه این ادوار تکرار مى‏شوند و آنان این حرکت تاریخ را «أدوار و اکوار» و «رجعت» گویند. روشن است که هیچکدام از معانى چهارگانه مذکور مورد بحث ما نیست و آنچه در این تحقیق مورد توجه است اصطلاح کلامى است.

هـ) اصطلاح کلامى: رجعت در اصطلاح کلامى (متکلمان) عبارت است از بازگشت برخى از اموات به دنیا بعد از ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از قیامت.

مرحوم «سید مرتضى» که از بزرگان شیعه است، چنین مى‏فرماید: «رجعت، عبارت است از این که خداوند در هنگام ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گروهى از شیعیان را که قبلاً از دنیا رفته‏اند، دوباره زنده مى‏کند تا به ثواب یارى آن حضرت نائل شوند و دولت (کریمه) او را مشاهده کنند و نیز جمعى از دشمنان آن حضرت را دوباره زنده مى‏کند تا از آنان انتقام بگیرد.»
قاضى ابن برّاج در تعریف رجعت مى‏گوید: «معناى رجعت این است که خداوند، هنگام ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دسته‏اى از دوستان و پیروان وى را که قبلاً وفات نموده‏اند، دوباره زنده مى‏کند تا به ثواب یارى و اطاعت آن حضرت و نیز ثواب جنگ با دشمنانش نائل آیند.»

شیخ مفید (رحمة الله علیه)، در تبیین معناى اصطلاحى (کلامى) رجعت چنین مى‏فرماید: «ان الله یرد قوما من الاموات الى الدنیا فى صورهم التى کانوا علیها فیعز فریقا و یذل فریقا و المحقین من المبطلین و المظلومین منهم من الظالمین و ذلک عند قیام مهدى آل محمد (علیهم السلام» خداوند گروهى از اموات را به همان صورتى که در گذشته بودند، به دنیا برمى‏گرداند، و گروهى را عزیز و گروهى دیگر را ذلیل مى‏کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه و نصرت داده، و مظلومین را بر ظالمین و ستمگران غلبه مى‏دهد، این واقعه هنگام ظهور ولى عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رخ خواهد داد.

دانشمند معاصر شیعى، علامه مظفر دراین‏باره مى‏گوید: «عقیده شیعه در رجعت، بر اساس پیروى از اهل‏بیت(علیهم السلام) چنین است: خداوند عده‏اى از کسانى را که در گذشته از دنیا رفته‏اند، به همان اندام و صورتى که داشته‏اند، زنده کرده و به دنیا برمى‏گرداند. به برخى از آنان عزت مى‏دهد و پاره‏اى را ذلیل و خوار خواهد کرد و حقوق حق‏پرستان را از باطل‏پرستان مى‏گیرد و داد ستمدیدگان را از ستمگران مى‏ستاند و این جریان یکى از رویدادهایى است که پس از قیام مهدى آل محمد به وجود مى‏آید. کسانى که پس از مردن به این جهان بازمى‏گردند یا از ایمان بالا برخوردارند یا افرادى در نهایت درجه فساد و آن‏گاه دوباره مى‏میرند»

در یک جمع بندى بین تعریف‏هاى فراوان رجعت، مى‏توان گفت که رجعت عبارت است از: بازگشت گروهى از مؤمنان محض به دنیا، و کافران محض پس از مردن و قبل از قیامت، در حکومت حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روشن است که انبیاء و ائمه(علیهم السلام) به عنوان اشرف مؤمنان محض در بین رجعت کنندگان خواهند بود.
(۵/اسفند/۹۰ ۲۲:۴۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]نکته ی اول
ساختار جهان از نظر فیزیکی پس از ظهور تغییرات فراوان خواهد کرد
بر طبق روایات
سالها و روزهایش مثل این سالها و روزهای ما نیست
تعبیرات مختلف روایات هم منظورشان این سالی که نزد ما الان مشهور است میتواند نباشد
سلام
شاید این جا جای مباحثه در این رابطه نباشه، اما خوب از حرف شما برای من سوالی ایجاد شد.
من همیشه بعد از خوندن نظریه نسبیت برام مطلبی سوال شده بود.
در نظریه اینیشتاین اومده که ما نمی تونیم به سرعت نور برسیم و اگر برسیم هم به انرژی تبدیل می شیم و بیشتر از سرعت نور هم نمی تونیم داشته باشیم.در ثانی داریم که نزدیک ترین ستاره به زمین چندین سال نوری (فکر کنم در حدود صدها هزار سال نوری) فاصله داره و ما تا به حال ستاره هایی با فاصله میلیاردها سال نوری کشف کردیم.
خوب سوال این جا است،مگر خداوند متعال این جهان رو برای بشر خلق نکرده؟جهان به این عظمت ، میلیاردها سال نوری ، این همه ستاره و سیاره،خوب اگر نیاز بود بشر دائم در زمین یا منظومه شمسی مستقر باشه چه نیازی به این عظمت بود؟من حدس می زنم بشر باید بتونه از این ستاره ها و سیارات استفاده کنه.وگرنه خلقت اون ها کمی بیهوده به نظر می آد.پس می بایست راهی باشه که بتونیم این فواصل غیر ممکن رو در بنوردیم.
پس با این گفته شما برای من ساول پیش اومد ؛ که آیا در زمان ظهور راه های تازه ای باز می شند که بشر بتونه پا فراتر از ناممکن ها بگذاره؟و این فواصل طولانی رو به سرعت طی کنه؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع