۵/دی/۹۰, ۲۲:۳۰
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و
چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم.
امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی
که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)،
چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد.
بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد.
یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند. همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان(علیهمالسلام)، مانند امام حسین(علیهالسلام) به دنیا برمىگردند.
امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: «نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی(علیهماالسلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.»
روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیهالسلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است.
در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیهالسلام) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش.
در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم :
عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند.
آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیهالسلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است.
آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟
1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. ))
آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند.
2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) .
آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد.
3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) .
آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد.
4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) .
آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد. 5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) .
طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود،
روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود.
روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود.
و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است .
و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت .
و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد.
به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210
اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟
1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است.
2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمیگردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1]
3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آنها خبر داده است.[4]
4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن میفرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5]
بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز میتوان صورت گیرد.
5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمیکند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم.
6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر میرسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است.
به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب میکند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است.
به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6]
انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا میرسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن میشود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه میشود و برای تحقق چنین امری،
کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته میشوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود.
به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته میشوند.
البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول میکنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده میشود.
7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا میکنیم:
الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است میگوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است".
البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند.
ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی میفرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث میرسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8]
از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده میکنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه میگویند؟مسائل گفت:مردم میگویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور میشوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن میگوید).[10]
الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است میگوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است".
البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند.
ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی میفرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث میرسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8]
از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده میکنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه میگویند؟مسائل گفت:مردم میگویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور میشوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن میگوید).[10]
مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11]
یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است،
یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است،
مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است، زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم.
مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آنها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند.
مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة آنها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا میگوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است).
بسیار مهم (دقت بسیار):
ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید
التماس دعای ظهور
التماس دعای ظهور
پی نوشت ها :
[1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555.
[2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129.
[3]بقره (2) آیة 259. [4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49.
[5]مائده (5) آیة 110.
[6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559.
[7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع.
[8]بحارالانوار، ج 53.
[9]نمل (27) آیة83.
[10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت).
[11]مهدی موعود (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200).


![[تصویر: zoescngbn2o8n7j8cvcn.jpg]](http://up.vatandownload.com/images/zoescngbn2o8n7j8cvcn.jpg)