کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 13 رای - 4.23 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
يــا قَــتــیـــلَ الْـــعَـبَراتِ " ويژه نامه محرم وصفر1434 "
۱۴:۰۶, ۱۰/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱۲:۲۱ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
آواتار


[تصویر: 202.png]

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى
سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ


[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]

به اذن عمه سادات حضرت زینب(سلام الله علیها) اقامه عزا می کنیم
این تاپیک ویژنامه محرم 1434 است هر که دارد هوس کربلا بسم الله




بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها




[تصویر: Salam_Bar_Moharram.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، أین المنتظر ، parisan ، حسن عزتي ، دل خسته ، meshkat ، شهیدطیبه واعظی ، saloomeh ، میثاق ، hajiali.m ، Agha sayyed ، جویای حقیقت ، fatemeh ، ELENOR ، یا ثارالله ، میلاد.م ، mtiravar ، Hadith ، محمدصالح ، Farzaneh ، سرباز سید علی ، شیدا ، yamin ، سید هادی ، ترنم ، mahdy30na ، rahgozar.f ، behzad-jn ، حقیر ، ساقی ، فدک زهرا ، Tolou ، zahra.shakiba ، سدرة المنتهی ، Mohammad Trust ، مجید املشی ، Asma ، علی ابوتراب ، ZaHrA110M ، عبدالرحیم ، AFG Shia ، vahid1878 ، aboutorab ، مسعود.پاکرو ، حلما ، farzad313 ، محمود ، abbas313 ، تازه مسلمان ، فدايي ولايت ، علمدار133 ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، somayeh ، راحیل ، Amirsaeed ، Elia ، hesam110 ، آوای انتظار ، سرباز ولایت ، KABOOTAREHARAM ، آرین (الهه.ع) ، Nmm ، m.hossein ، mohammad reza ، حوریه سادات ، سرباز منتظر ، بیداری12 ، antizion ، vahrakan ، Night_World

آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۳۰, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #131
آواتار
قصیده تائیه مشهور دعبل[align=CENTER]تجاوبن بالارنان و الزفرات *** نوائح عجم اللفظ و النطقات
یخبرن بالانفاس عن سر انفس *** اسارى هوى ماض و آخر آت
فاسعدن او اسعفن حتى تقوضت *** صفوف الدجا بالفجر منهزمات
على العرصات الخالیات من المها *** سلام شج صب على العرصات
فعهدى بها خضر المعاهد مألفا *** من العطرات البیض و الخفرات
لیالى بعدین الوصال على القلا *** و یعدى تدانینا على الغربات
و اذهن یلحظن العیون سوافرا *** و یسترن بالایدى على الوجنات
و اذ کل یوم لى بلحظى نشوة *** یبیت بها قلبى على نشوات
فکم حسرات هاجها بمحسر *** وقوفى یوم الجمع من عرفات
الم تر للایام ما جر جورها *** على الناس من نقص و طول شتات
و من دول المستهزئین و من غدا *** بلهم طالبا للنور فى الظلمات
فکیف و من انى بطالب زلفة *** الى الله بعد الصوم و الصلوات
سواحب ابناء النبى و رهطه *** و بغض بنى الزرقاء و العبلات
و هندو ما ادت سمیه و ابنها *** اولوا الکفر فى الاسلام و العجزات
هم نقضوا عهد الکتاب و فرضه *** و محکمه بالزور و الشبهات
و لم تک الا محنة قد کشفتم *** بدعوى ضلال من هن و هنات
تراث بلا قربى و ملک بلا هدى *** و حکم بلا شورى بغیر هدات
رزایا ارتنا خضرة الافق حمرة *** وردت اجاجا طعم کل فرات
و ما سهلت تلک المذاهب بینهم *** على الناس الا بیعة الفلتات
و ما قیل اصحاب السقیفه جهرة *** بدعوى تراث فى الضلال نتات
و لو قلدوا الموصى الیه امورها *** لزمت بمامون من العثرات
اخى خاتم الرسل المصفى من القذى *** و مفترس الابطال فى الغمرات
فان حجدوا کان الغدیر شهیده *** و بدر واحد شامخ المضبات
واى من القرآن تتلى بفضله *** و ایثاره بالقوت فى اللزیات
و عز خلال ادرکته بسبقها *** مناقب کانت فیه مؤتنفات

«نوحه گران گنگ و گویا با ناله ها و آههاى سوزان خود به گفتگو پرداختند و با نفسهاى خود از راز درون دلباختگان روزگاران پرده برگرفتند و به یارى و یاورى هم شتافتند تا صفوف ظلمت شب، به سپیده دم در هم شکست. درود دلباخته دردمند بر آن عرصه ها و سرزمینهائى باد که از سیه چشمان تهى ماند. به یاد دارم که آن سرزمینها، سبز و خرم و الفتگاه سمنبران خوشبوى و شرم آگین بود. شبهائى به خاطر مى آرم که وصال را بر کینه و فراق چیره مى ساخت و نزدیکیها بر دوریها فائق مى آمد. ماهرویان پرده از رخسار برگرفته، به ما دیده مى دوختند و گونه ها را به دست مى نهفتند. و روزهاى من به سر مستى دیدارشان و شبهایم به خوشدلى از یادشان مى گذشت. وقوف من به روز «عرفه» در «محسر عرفات» چه حسرتها برانگیخت و زمانه را بنگر که با پیمان شکنى و تفرقه اندازیهاى بسیارش با حکومت هاى مسخره و کسانى که به دنبال آنها، جویاى روشنى از دل تاریکیها بودند، چه جنایتها به مردم کرد. پس از روزه و نماز، چگونه و از کجا مى توان خواستار قرب خدا شد؟ جز از راه مهرورزى به فرزندان و دودمان پیغمبر و کینه توزى به تبار «مروان» و «بنى امیه» و «هند» و کارهاى «سمیه» و فرزندش «زیاد» که همه اینها کافران و تبهکاران عالم اسلامند. اینان، پیمان و فرمان قرآن و آیات محکم آن را به دروغ و شبهه انگیزى گسستند. و این آزمایشى بود که پرده از چهره آنان و دعویهاى ضلال و زشت و ناپسندشان برگرفت. میراثى بى قرابت! و ملکى بدون هدایت! و حکومتى بى مشورت! و بدون وجود رهبر!! اینها دردهائى است که مزرع سبز فلک را در چشم ما خونین مى نماید و طعم آب شیرین به کام تلخ مى شود. آنچه، این روشها را در میان مردم آسان نمود، بیعت ناگهانى و بى پیش- اندیشى با ابو بکر و گفتار آشکار «سقفیان» در ادعاى بى پرده و ضلال آمیز میراث خوارى بود. اگر امور به على وصى پیغمبر مى سپردند، کارها به برکت وجودش که مأمون از لغزش بود، نظام مى گرفت. وى برادر پیغمبر پاک نهاد و مرد میدان کارزار بود. آنان که منکرند، گواه راستین على، «غدیر» و «بدر» و کوههاى بلند «احد» و آیات خواندنى قرآن در فضلش، و خوراک بخشیهایش به گاه سختى، و صفات تابناک و منقبتهائى است که وى دارا بود و در آنها بر دیگران پیشى داشت.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، gomnam ، Mohammad Trust ، مفقود الاثر ، 135
۲:۱۸, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #132
آواتار
کارش میان معرکه بالا گرفته بود
شمشیر را به شیوه ی مولا گرفته بود

تنها میان مردم بیعت فروش شهر
انبوه کینه دور و برش را گرفته­بود

دلواپس غریبی امروز خود نبود
اما دلش به خاطر فردا گرفته ­بود

دیدی که از ارادت دیرینه ی حسین
یک کوفه زخم در بدنش جا گرفته ­بود؟

با سنگ پای بیعت او مهر می زدند
باور نکرد از همه امضا گرفته ­بود
این شهر خواب بود و ندانست قدر او
او شب برای مردمش احیا گرفته­ بود
جرمش چه بود؟ نسبت نزدیک با علی
أن شعله ­ها برای همین پاگرفته بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، rastin ، مفقود الاثر ، fatemeh ، جویای حقیقت ، 135
۱۲:۵۳, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #133
آواتار
دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم
سرزميني كه تورا عاقبت از من گيرد آري اي يار همين جاست بيا برگرديم
بين هر خيمه كه رفتيم جگرم سوخت حسين همه جا ناله ي زهراست بيا برگرديم
حيف از حنجر ششماهه كه تيرش بزنند حرمله روبه روي ماست بيا برگرديم
مشكِ عباس اگر تير خورَد باكي نيست حيفِ آن ديده ي سقاست بيا برگرديم
اينقَدَر گودي و اينقَدر سراشيبي و سنگ اين زمين غرق معماست بيا برگرديم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektasepas ، ztb ، yamin ، جویای حقیقت ، 135 ، مفقود الاثر
۱۴:۴۸, ۲۷/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۱ ۱۵:۰۵ توسط parisan.)
شماره ارسال: #134
آواتار



حسین (علیه السلام)همه هستی اش را داد,خدا هم به او مقامی داده که تاآخر دنیا هیچ کس نمیتواند به آن دست یابد..
آیا من هم میتوانم به جایی برسم که از همه هستی ام که نه,مثلا از فرزندانم یا همسرم بگذرم؟

یا حسین,معرفتی عطا کن که بتوانم خدا و دینش را یاری کنم..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، rastin ، مفقود الاثر ، جویای حقیقت ، 135
۱۵:۲۴, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #135
آواتار
اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانندـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم؛
صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(علیه السلام) و زينب(سلام الله علیها) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كهشهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.
و اكنون حسين (علیه السلام) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فراتشهادت بدهد:
شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ.
شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.
شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي‌خورده است.با علي اكبر (علیه السلام) شهادت بدهد!
و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!
و حسين (علیه السلام) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كههرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (علیه السلام) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است.
در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي‌بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آنتشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي‌كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت‌هاي بسيار و ارزش‌هاي بزرگ و خدايي و سرمايه‌هاي عزيز و روح‌هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است. يكي از بهترين و حيات‌بخش‌ترين سرمايه‌هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است. ما از وقتي كه، به‌گفته جلال ، سنت شهادت را فراموش كرده‌ايم، و به مقبره‌داري شهيدانپرداخته‌ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده‌ايم.
هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: ‌خون، چهره دوم: پيام. و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.
و آنها كه تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي خاموش و پليد تاريخند.
شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي‌شود و اگر دشمنش را نمي‌كشد، رسوا مي‌كند.
و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد.
جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود،
جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند
و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است،
جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است،
جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است،
و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است،
و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است،
شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند
و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد.
شهيد حاضر است و هميشه جاويد.
آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(علیه السلام) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است:
پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است.
زبان گوياي خونهاي جوشان و تن‌هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي‌شود. اين رسالت بر دوش‌هاي ظريف يك زن، «زينب» ! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب دشوارتر و سنگين‌تر از رسالت برادرش.
اي همه!
اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمان داري!
و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن!
در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند.
بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما،
اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد .
و شهيد، يعني به همه اين معاني.
هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است ،بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ؛ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، ياآن‌چنان مردن را، يا اين‌چنين ماندن را.
آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند!
_________
علی شریعتی ، برگرفته از کتاب شهادت ،مجموعه آثار ۱۹
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر
۲۰:۰۰, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #136
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
قدیمی ترین عکس موجود از قتلگاه امام حسین (علیه السلام)
[تصویر: 24271_675.jpg]
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، مفقود الاثر ، Farzaneh ، saloomeh ، جویای حقیقت ، parisan ، 135
۲۲:۲۴, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #137
آواتار
گویی برای حسینی شدن ما راهی جز بی حسین شدن تو نبود!
برای این اینکه این پست زیادی طولانی نشه مرجع متن رو میزارم اگر مایل بودید برای مشاهده به این لینک پایین برید!
http://yasinweb.blogfa.com/
با نام: آب بهانه بود!
اگر دلتون لرزید ما رو هم فراموش نکنید!
یاعلی!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Farzaneh ، Agha sayyed ، saloomeh ، جویای حقیقت
۲۲:۴۸, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #138
آواتار
[تصویر: fu644.jpg]
السلام اي وادي کرببلا
السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه گاه ذوالمنن
السلام اي کشته هاي بي کفن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، saloomeh ، Farzaneh ، جویای حقیقت ، 135
۲۳:۰۵, ۲۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #139
آواتار
[تصویر: sia4vL_300.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، فدايي ولايت ، مجید املشی ، Farzaneh ، یا ثارالله ، جویای حقیقت ، 135
۱:۳۰, ۲۸/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۱ ۱:۳۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #140
آواتار
دل بِشکسته من کــرب و بـــلای تو بُوَد
غرض از خــلقت مــن گریه برای تو بُوَد
به تو و آبرویت نزد خداونــــــد قسم
که همه آبرویم اشک عـــــزای تو بُوَد
ای که در حق تو گفتند «قتیــل العَبَرات»
اشک ، قطره ای از بـــحر عطای تو بُوَد
به دعایــی که لب تشنه به مقتل خواندی
هر که گرید به تو ، مرهون دعــای تو بُوَد
جز تو مصباح هدی کیست ؟ که مصباح هدی
سر خونین بریده ز قفـــــــای تو بُوَد
مرهم زخم تو در گریــــه پیوسته ماست
چون نگریم ؟ که ایـــن گریه دوای تو بُوَد
اولین گریــه کن تو پدر مـــــا آدم
اولین نوحـــــه سرای تو خدای تو بُوَد
در حرم ، دور حرم گشته و گفتیم حسیــن
به خدا کعبه ، صحن و ســـــرای تو بُوَد
زخم های بدنت بر جــــگر ماست هنوز
سینه سوخته ماســـــت که جای تو بُوَد
تویی آن خـون خدا پسر ای خــون خدا
پادشاه است فقیری که گــــدای تو بُوَد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ويژه نامه روزهای آخرماه شعبان–توصیه های آیت الله تهرانی Seyed Mohsen 1 1,958 ۱۵/خرداد/۹۴ ۱۵:۴۲
آخرین ارسال: میلاد.م
  مجله " ویژه نامه محرم 93 " مهسان 0 1,129 ۲۱/آبان/۹۳ ۱۱:۰۶
آخرین ارسال: مهسان
  ويژه نامه وفات حضرت زينب (سلام الله علیها) عقيله العرب مصطفي مازح7610 4 2,441 ۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۹:۲۵
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  نامه ها و سخنان امام حسین (علیه السلام) در کربلا ***ویژه محرم*** أین المنتظر 17 8,538 ۲۰/آبان/۹۱ ۱:۲۹
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا