| نظرسنجی: چرا امت ، امامت و خلافت اهل بیت را قبول نکردند؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| نتایج این نظرسنجی را بعد از رای دادن می توانید مشاهده کنید | |||
| تمام | 26 رأی | 100% | |
|
غدیر چرا فراموش شد؟
|
|
۱۱:۳۵, ۲۹/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۱ ۲۰:۴۲ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام در این مقاله در باره اینکه چرا غدیر فراموش شد مطالبی آماده کردم که با شما سهیم میشم. [b] بسم الله الرحمن الرحیم يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ; و اگر نكنى پيامش را نرساندهاى . و خدا تو را از [ گزندِ ] مردم نگاه مىدارد . آرى ، خدا گروه كافران را هدايت نمىكند . ﴿المائدة، 67﴾ سلام وَ قَالَ علیه السلام : لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي ، الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ و درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان مىشناسانم که پيش از من کسى آنگونه معرّفى نکرده باشد. اسلام همان تسليم در برابر خدا و تسليم همان يقين داشتن، و يقين اعتقاد راستين، و باور راستين همان اقرار درست، و اقرار درست انجام مسئوليّتها، و انجام مسئوليّتها همان عمل کردن به احکام دين است. حکمت 125 دوستان ، چرا غدیر فراموش شد؟ غدیر فراموش نشد بلکه غدیر را به فراموشی سپردند ! میپرسید چرا ؟ چون غدیر و عهد و پیمان برایشان معنا نداشت. برایشان کلام رسول ، تا زمانی که نفعی برایشان نداشته باشد هیچ ارزشی ندارد. نمونه هایی از عدم پیروی از دستورات حضرت رسول ( صرفا برای نشان دادن اینکه این عمل نکردن به دستورات پیشینه ای تاریخی دارد. آیا برای جنگ هایی که میکردند ، برای پیشرفت اسلام و اقتدار اسلام جنگ میکردند ؟ خیر ، مگر واقعه اُحد را فراموش کردید که برای بدست آوردن غنایم خلاف دستور رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم عمل کردندتا جایی که جان مبارک حضرت رسول را به خطر انداختند. جنگ سال قبلشان ( جنگ بدر) را یاد بیاورید که بازهم سخن حضرت رسول را گوش نداده و فقط برای منافع بدست آوردن ثروت بیشتر حاظر نشدند که گفته حضرت رسول را عمل کنند. در دیگر اعمال آیا همراه با پیامبر بودند؟ خیر راستی در واقعه غدیر چه کسانی بودند ، ایا بزرگانی از انصار و مهاجر هم بود؟ آیا خلفای بعد از رسول اکرم هم در واقعه غدیر بودند ؟ آیا انها هم به ولایت و امامت اقرار کرده بودند؟ با این پیش زمینه ذهنی جلو میرویم که ، امام در حکمت 190 نهج البلاغه اینگونه میفرماید : وَ قَالَ ع وَا عَجَبَاهْ أَ تَكُونُ الْخِلَافَةُ بِالصَّحَابَةِ وَ الْقَرَابَةِ . قال الرضي- و روي له شعر في هذا المعنى- فإن كنت بالشورى ملكت أمورهم فكيف بهذا و المشيرون غيب و إن كنت بالقربى حججت خصيمهم فغيرك أولى بالنبي و أقرب و درود خدا بر او، فرمود: شگفتا آيا معيار خلافت، صحابى پيامبر بودن است امّا صحابى بودن و خويشاوندى ملاک نيست. (از امام شعرى در همين مسئله نقل شد که به ابابکر فرمود) اگر ادّعا مىکنى با شوراى مسلمين به خلافت رسيدى، چه شورايى بود که رأى دهندگان حضور نداشتند و اگر خويشاوندى را حجّت مىآورى، ديگران از تو به پيامبر نزديکتر و سزاوارترند«». گروهی که در واقعه غدیر بودند ، ترکیبی از مسلمانان مخلصی همانند ابوذر ، سلمان ،مقداد و از طرفی تازه مسلمانان که تا قبل فتح مکه در جبهه مخالفین حضرت رسول شمشیر میزدند و در میان این جمع هم افراد دنیا طلب و شهوت پرست و مال اندوزی بودند که صرف اینکه حال چون جهت جریان آب با اسلام شده با جریان اسلام پیش میروند و منافقانی بیش نبودند. حال تعصبات جاهلی را هم که حاکم بر افکار مشوش عده ای از مردمی که عقده بر دل داشته از خونهایی که در بدر و احد و حنین و خیبر و .... داشتند و گروهی که مطامع دنیوی ایمانشان را ربوده بود و حسادت هایی و کینه هایی که در دل داشتند و روز به روز آشکار تر می شد ، این گروها در واقعه غدیر بودند. این چند دستگی در این افراد در آینده چه ها که نکرد. از بزرگترین مشکلات جامعه اسلامی خط نفاقی بود که گروههایی که مخالف اسلام بودند در تشکیلات اصلی و بنیادین حکومت اسلامی ایجاد میکردند و تا حد زیادی موفق به آن شدند و خواسته ي خویش را بر عده زیادی تحمیل کردند. یک نکته در باره منافقان این می باشد که با پیشرفت اسلام ، تشکیلات مخفی منافقان هم مستحکم تر و نفوذ بیشتری پیدا می کرد. مخالفین اسلام باتوجه به اینکه حضرت رسول از مدتها پیش اقداماتی را برای معرفی جانشین خویش انجام می دادند و شناسایی جانشین حضرت ، انها هم ساکت نبودند بلکه با برنامه ریزی دقیق در تلاش بودند تا اقدامات حضرت را خنثی کنند. در اینجا لازم به یاد آوری است که در ما در این مجال فقط میخواهیم بگوییم که درست است غدیر واقع شد و پیمانی بین ان جمعیت با حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام واقع شد و بعد از شهادت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در ماجرای سقیفه بنی ساعده خلاف عهد و پیمان عمل کردند اما این هیچگاه به این معنا نبوده و نخواهد بود که امامت و رهبری از ید مبارک حضرت امیر خارج شده باشد، بلکه بدین معنا خواهد بود که مردم خود امیر را کنار گذاشته و بدنبال نا حق و امام کنار رفته اند و این خود نشان از حسادت ، بخل و کینه هایی بود که با اهل بیت داشتند. در واقعه غدیر ترس از حضرت رسول و خبر غیب موجب آن شد که با حضرت بیعت کنند وگرنه هیچگاه نه اسلام آورده بودند و نه ایمان به رسول داشتند. ما در سیر تاریخ با خالصان در دین و مردمی که با هر تصمیم به سویی میروند فعلا کاری نداشته بلکه در این مجال روی صحبت با کینه توزان و منافقان و فتنه گران است. در این بین شیطان هم همراه با مخالفان بود و موجبات ارتداد مسلمین بود. حضرت باقر علیه السلام فرمودند: در واقعه غدیر هنگامی که پیامبر اکرم دستان حضرت امیر را بالا بردند و حجت را بر مردم تمام کردند «من کنت مولاه فعلی مولاه» ابلیس و همراهانش در جمع بودند و شیطان گفت که به ما گفته بودی که بعد از پیامبر آخر زمان دیگر جانشینی وجود ندارد و اصحابش متفرق میشوندحال آنکه بطوری صحبت کردند که برنامه مستحکمی را پیش بینی کرد که هرکدام از جانشینش هم از دنیا برود و دیگری به جای او مینشیند ابلیس پاسخ گفت : بروید که اصحاب او به من وعده داده اند که هیچیک از گفته های او اقرار نکنند و آنان هرگز این وعده خود را نمیشکنند! (بحار الانوار ج 37 ص120-168 و عوالم ج 15/3 ص 125-135). بگرید که خود شیطان هم اقرار میکند به اینکه امامان مشخص شده اند. و هم اینکه نشان میدهد که اصحاب پیش از بیعت با رسول گرامی با شیطان بیعت میکنند و بر عهد خود هم باقی می مانند. در جایی دیگر امام باقر میفرماید : رسول اکرم در روز غدیر دست امیرالمومنین را گرفت ، ابلیس در بین گروهش فریادی کشید و همه شیطانهایی که بودند در آنجا جمع شدند و گفتند که :آقای ما چه نگرانی برایت پیش آمده است؟ ما فریادی وحشتناکتر از این تا بحال نشنیده بودیم. گفت : این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد هرگز معصیت خداوند انجام نخواهد گرفت. شیاطین گفتند ای اقای ما وای مولای ما تو تویی گمراه کننده آدم. هنگامی که منافقین در بین خود گفتند « پیامبر از روی هوای نفس سخن میگوید» و یکی از آن دو نفر (ابوبکر-عمر) به دیگری گفت :« نمی بینی چگونه چشمانش در سرش مانند مجانین می گردد» هنگامی که این سخن را گفتند ابلیس از خوشحالی فریاد کشید و دوستانش را جمع کرد و گفت «شما میدانید که من قبلا گمراه کننده آدم بوده ام ؟گفتند اری ابلیس . گفت آدم عهد و پیمان را شکست ولی به خداوند کافر نشد، اینان عهد پیمان را شکستند و به پیامبر کافر شدند.» هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از دنیا رفت و مردم غیر علی علیه السلام را برای خلافت بپا داشتند ،ابلیس تاج پادشاهی را بر سر گذاشت و منبری نصب کرد و بر روی آن نشست و شیاطینش را جمع کرد و به آنان گفت : شادی کنید ، چرا که تا امام قیام نکند خداوند اطاعت نمیشود ( روضه کافی ص 344 ح 542) موارد بسیار زیاد است که تنها برای توضیح مختصر دکر شده است. ========================= دوستان این مقاله ادامه دارد... [/b] ========================= |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۶, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۰:۱۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
فرازي از خطبه غدير"
اي مردمان ، در قرآن انديشه كنيد و آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهات پيروي نكنيد . به خدا سوگند كه باطن ها و تفاسير آن را روشن نمي كند ، مگر همين كس كه دست و بازوي او را گرفته و بالا آوردم و اعلام مي دارم ، هركس من سرپرست اويم اين علي سرپرست اوست. بر غدیر چه گذشت ؟
نويسنده: یوسف غلامی [/b]
در غدیر حدود صدهزار تن از مسلمانان حضورداشتند و مشاهدهکردند که پیامبر با جملاتی رسا و بدون کمترین ابهام علی(علیه السلام) راهدایتگر امت، سرپرست و زمامدار مسلمانان و جانشین خود معرفیفرمود. نخستین تبریک گویان به علی(علیه السلام) عمربن خطاب و ابوبکربودند (1) . پس از رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حالی که هنوز پیکر مقدسرسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفن نشده بود مردم در پایمال کردن حق علی(علیه السلام) پیشتاختند که گویا پیرامون منزلت علی(علیه السلام) کمترین سخنی از هیچ کسنشنیدهاند و پیامبر آن سخنان را در تاکید بر جایگاهعلی(علیه السلام)بیان نکرده است. امروز نیز این کج روی برای بسیاری باقی است.اما آیا میتوان در کوشش پیامبر برای معرفی جایگاه علی(علیه السلام)تردید کرد؟ آیا رسول خد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از بیراهه روی مردم پس از خود باخبر نبود؟ در صورت اطلاع، چه تدابیری اندیشید تا رویدادهایی کهمیدانیم پیش نیاید؟این وقایع به چه سبب تحقق یافت؟ شک نیست که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از همه آن مسایل با خبر بود. او حتیدر روزهای پیش از رحلت، فرمود: بزودی فتنهها همچون امواجتاریک شب (به سوی امت من) روی میآورد. آن حضرت پیش بینیهایفراوان دیگری نیز کرده که منافقان بیشتر آن را خنثی ساختند.چه بسا به سبب همان تاکیدها و پیش بینیها بود که منافقانورزیده (2) مدینه بیشتر از قبل مانع اجرای فرمانهای حضرت شدند. بدین ترتیب، باید به فراموشی سپردن غدیر را به عواملی دیگرمربوط دانست که این گفتار بدان میپردازد. [b] پیشگیری از انتشار فضایل علی(علیه السلام)
1- حقیقت آن است منافقانی که پیرامون پیامبر را احاطه کردهبودند و گاه خویشتن را به پیامبر منسوب میدانستند، از دیربازهرگاه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میخواست از فضایل علی(علیه السلام) حقیقتی نقل کند بهشیوههای مختلف از انتشار آن جلوگیری میکردند. در صحیح بخاری ومسلم دهها روایت نقل شده که در همه آنها چنین آمده است: چونسخن پیامبر بدینجا رسید عدهای فریاد کردند یا تکبیر گفتند ونگذاشتند حضرت سخنش را به پایان برساند. (3) این توطئهها چناننیرومند بود که در باز گشت از حجهالوداع چون آیه «یاایهاالرسول» نازل شد، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نخست در ابلاغ آن به مردمدرنگ کرد. زیرا بیم داشت که ریاست جویان فرصت طلب با اعتراض،مانع پذیرش عمومی شوند یا توطئهای علیه وی به اجرا گذارند. (4) بدین منظور، نوید الهی بر پیامبر نازل گردید که:«واللهیعصمک منالناس» تو ماموریتخویش را به انجام رسان ودر هر حال خداوند تو را از (شر توطئههای) مردم حفظ خواهد کرد. با این حال، پس از ابلاغ پیام، چهارده تن از همراهان حضرت باهمپیمان بستند که هرطور شده نگذارند خلافت پس از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهعلی(علیه السلام) برسد. آنگاه طرح ترور پیامبر را قبل از رسیدن به مدینهبه اجرا گذاشتند که بی نتیجه ماند. (5) دستهای توطئه
2- شمار حاضران در غدیرخم حدود صد هزارتن یاد شده است. عددافرادی که در آن واقعه حضور داشتند و به مدینه بازگشتند بسیارکمتر از این رقم بود. در این میان، برخی زن و عدهای سالخوردهبودند و در هیچ یک از صحنههای اجتماعی حضور نداشتند تا نقشیایفا کنند. گروهی نیز منافقان و ریاست طلبانی بودند که عهدبسته بودند بکوشند زمامداری پس از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به علیبنابیطالب(علیه السلام) منتقلنشود. بخوبی معلوم است که این گروه فرصتطلب به طور طبیعی میکوشیدند تا آنجا که ممکن استبا تبلیغ،توطئه، تهدید یا تطمیع، شاهدان ماجرای غدیر را به سوی خویشجلب کنند و یا دست کم به بیطرفی وادارند. چنانکه حوادث پس ازرحلت رسول خدا نشان داد اغلب شاهدان غدیر طرفدار خلفا شدند یادست کم بیطرف ماندند. با همه اینها، از آنجا که خفقان آن ایامبسیاری از حوادث آن روزها را پنهان داشته یا دگرگون ثبت کردهاست، بعید نیست عدهای سر به مخالفتبرداشته و سرکوب شدهباشند. چنانکه شواهدی نیز این امر را تایید میکند. وقتی نقلحدیث پیامبر پیرامون مسایل اخلاقی و احکام برای مدت صد سالممنوع باشد، طبیعی است که اخبار سیاسی و اجتماعی آن دوران همهبه سختی به نسل بعد منتقل شود و چه بسا گروههایی از مردممدینه با یاد آوری غدیر به مخالفتبا غاصبان حق علیبنابیطالب(علیه السلام) پرداخته، سرکوب شده باشند. موضع گیری مردم
3- اهالی مدینه در برابر منزلت الهی و سیاسی علیبن ابیطالبچند گروه بودند. کسانی چون مقداد و سلمان وابوذر تا پایان ازجانبداری خود دستبر نداشتند و تا امام با مخالفان خود بیعتنکرد تن به بیعت ندادند. بعد از آن نیز پیوسته زیر نظر بودندو گاه با شکنجه به سکوت واداشته میشدند. گروهی سازمان یافتهدیگری بود که به دلایلی که بر خواهیم شمرد در انتظار رحلتپیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سر میبردند تا حکومت را به دستگیرند. جمعینیز مسلمانان عادی بودند که چندان به امور سیاسی و اجتماعیکاری نداشتند و ایمان به اسلام نزد آنها جز ترک برخی گناهان وانجام بعضی واجبات مفهوم دیگری نداشت. اینان اغلب از مقام شامخ امامت و وجوب پیروی از امام- بدان حد که ما امروز معتقدیم- چیزی نمیدانستند. چنانکه گاه به فرمانهای رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز کمتوجهی میکردند و چنین میپنداشتند که تخلف از فرمانهایی که در بردارنده حکمی از احکام شرع نیست، بی مانع است. (6) بر این اساس، نمیتوان سهلانگاری این گروه از مردم را به عمد و از روی عناد دانست. وقتی گروهی بتواند در کمتر از چند ساعتبه حکومت دستیابد و بر اوضاع مسلط شود، آرام کردن و همراه ساختن این مردم با خود برایش دشوار نیست. حرکتهای مرموز
4- روز رحلت پیامبر در مدینه را باید شدیدترین ایام حزن وحیرت مسلمانان یاد کرد. در آن روز، جز عدهای که در کمین چنینفرصتی به سر میبردند، بقیه سخت گرفتار ماتم و بهت گشته،بیمناک آینده خود و اسلام بودند. آن روزها عدهای ادعای پیغمبریکرده، در پی فرصتی برای حمله به مدینه بودند. گروهی از قبایلغیر مسلمان شبه جزیره یا کشورهای همسایه نیز با این فرصتطلبان، هم انگیزه و هم رای بودند. در این زمان، عاقلانهترینکاری که به ذهن مردم ساده اندیش میرسید این بود که در مقابلناآرامیهای احتمالی شهر، آرامش و انزوا اختیار کنند و نامطمئناز پیروزی کسی، به مخالفتبا دیگری برنخیزند. این مردم هنوزسابقه جنگهای داخلی عرب را از یاد نبرده بودند که گاه برای بهدست آوردن چراگاه حیواناتشان سالها به کشتار یکدیگرمیپرداختند. سر در گمی مردم مدینه در آن روز وصف نشدنی است. وفات پیامبر برای بیشتر مردم کاملا در باور نمیگنجید; تا آنجاکه انکار وفات او ممکن مینمود. در این موقعیت، برای فرصتطلبان، بهترین زمان برای نیل به بزرگترین مقاصد سیاسی فراهمبود، به خصوص اگر از سالها پیش در اندیشه این روز به سرمیبردند و برایش نقشه داشتند. جز توطئهگران هیچ مسلمانی باورنمیکرد که عدهای در آن ساعات، پیکر مطهر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بی غسلو کفن رها کرده، به دنبال اخذ رای و بیعتبرای ریاستخودباشند. شاید هم میاندیشیدند اگر کسی در پی این مقاصد باشد، جزشرمساری و شکست چیزی به دست نمیآورد. افزون بر این، آن گونههم دورنگر و چاره اندیش نبودند تا حرکتهای مرموز را بزودیشناسایی کنند و برای جلوگیری از آن، تصمیم فوری گیرند. برایآنها نیز که به منزلت اهلبیت(علیهم السلام) و امیرمومنان(علیه السلام)آشنایی داشتند باور اینکه عدهای اندک بخواهند بر مناصب آنانتکیه زنند، بسیار دور و دشوار بود; حتی تا مدتها کسانینمیتوانستند بپذیرند که فرزند ابوقحافه زمامدار مسلمانان شدهاست و فرزند ابوطالب عزلت نشین خانه. یعقوبی مینویسد: چونجنجال بیعتبا ابوبکر بالا گرفت، «براء بن عازب» با تعجب وحیرت به خانه بنیهاشم آمده، گفت: باابوبکر بیعتشد! آنانگفتند: مسلمانان در غیاب ما چنین نخواهند کرد. ما به محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)سزاوارتریم. پس عباس گفت: به خدای کعبه، چنین کردند! (7) ابنابی الحدید مینویسد: در همان روزهای سقیفه کسی از بستگانعلی(علیه السلام) اشعاری در مدح او سرود که ترجمه آن چنین است: هرگز فکرنمیکردم رهبری امت را از خاندان هاشم واز امام ابوالحسن سلبکنند... (8) ترفندها برای همراه سازی مردم
5- از آنجا که رویدادهای پس از رحلت پیامبر اغلب از طرفمخالفان شیعه نگاشته شده است و پس از آن نیز بیشتر تاریخنگاران، عناصر وابسته به دربار خلفا بودند، کشف حقایق ازلابهلای آن اخبار امری دشوار است و بر همین اساس، بهدرستینمیتوان دانست که بعد از رحلت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنها که حکومت رابه دست گرفتند، کردار خویش را چگونه توجیه کردند و به مردم چهگفتند! آیا مردم بیعتخود با علیبن ابیطالب(علیه السلام) در غدیر رافراموش کرده بودند؟ آیا با خود نمیگفتند چگونه آن بیعت را نقضمیکنند؟ مگر نه این است که عرب برای بیعت و عهد خود بیش ازچیزهای دیگر اهمیت قائل بود؟ بنابراین، رفتار خود را چگونهتوجیه کردند؟ آیا ابوبکر و عمر از اولین کسانی نبودند که درسرزمین غدیر با علی(علیه السلام) بیعت کردند؟ با این حساب در انظار عمومچگونه توانستند رفتار خود را تا این حد قانونی نمایش دهند یادست کم بر خلاف سفارش پیامبر ندانند؟! انصار چه فکر میکردند؟آنها برای اقدام خود چه بهانهای داشتند؟! آنچه میتوان گفت ایناست که از هجدهم ذیحجه تا 28 ماه صفر سال یازدهم هجری رخدادحوادث حاکی از آن است که عدهای زمینههای به خلافت رسیدن علیبنابیطالب(علیه السلام) را ناهموار ساختند و چه بسا در این باره با گروهیبه گفتگوهای سری پرداختند. هرچه هست، وقتی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وفاتکرد، دست کم برخی از مردم، حتی آنان که با خلیفه جدید بیعتکردند، گمان نمیبردند این بیعتبه معنای «غصب مقام علی بنابیطالب(ع») است.شایدهم به آنها چنان نمایانده بودند که آنچه در غدیر بر آنتعهد سپردهاند تعهدی لازم الاجرا نیستیا تعهد امروز به معناینقض تعهد غدیر نیست. بدین معنی که خلیفهای که امروز با اوبیعت میشود مجری حکومت است نه رهبر امت. بنابراین، میشود کهرهبر معنوی فرد دیگری باشد و مجری کارها شخص دیگر! اما بیشترچیزی که به طور رسمی، پس از رحلت پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، بهانه سرپیچیاز بیعت غدیر شمرده میشد، ادعای عمر و ابوبکر مبنی بر نسخفرموده رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. ابان بن ابی عیاش میگوید: امام باقر(علیه السلام) فرمود: ما اهل بیت ازستم قریش و متحد شدنشان علیه ما و کشتن، چه چیزها دیدهایم، وشیعیان و دوستداران ما چهها دیدهاند؟! پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنیا رفتدر حالیکه در باره حق ما اقدام فرموده بود و به اطاعت مافرمان داده و ولایت ما را واجب کرده بود و به مردم خبر دادهبود که ما صاحب اختیارتر از خود آنها بر ایشانیم و دستور دادهبود که حاضرانشان به غایبان برسانند. آنان بر ضد علی(علیه السلام) متحد شدند. آن حضرت هم با آنچه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)در باره او فرموده بود و عموم مردم شنیده بودند، در مقابلآنان استدلال کرد. گفتند: درست میگویی، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این رافرموده است ولی آن را نسخ کرده و گفته: «ما اهلبیتی هستیم کهخداوند عزوجل ما را بزرگوار داشته و انتخاب کرده و دنیا رابرای ما راضی نشده است و خداوند نبوت و خلافت را برای ما جمعنمیکند.» (9) چهار تن بر درستی سخن او گواهی دادند: عمر وابوعبیده و معاذ بن جبل و سالم مولی ابی حذیفه. اینان مسالهرا بر مردم مشتبه کردند، مطلب را بر آنان راست جلوه دادند.ایشان را به عقب برگرداندند و خلافت را از جایی که خدا قرارداده بود، خارج کردند.بر ضد انصار با حق ما و دلیل ما استدلال کردند و خلافت را برایابوبکر منعقد ساختند. ابوبکر هم آن را به عمر برگرداند تاکارش را جبران کرده باشد. (10) به سبب همین پندار بود که وقتیبعدها علی(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) از انصار کمک خواستند، آنها گفتند:ای دختر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (این کار گذشت) ما با این مرد (ابوبکر)بیعت کردیم. اگر پسرعموی شما پیش از این بیعت از ما بیعتمیخواست ما جز او با دیگری بیعت نمیکردیم! علی(علیه السلام) در جوابآنها میگفت: آیا باید جنازه پیامبر را در خانهاش واگذارم، بهکار غسل و کفن و نماز و دفن جسد مبارکش نپردازم و از خانهبیرون آیم و با مردم در کار حکومتبه کشمکش مشغول شوم؟! (11) گویی آنان با اعتقاد به مقام علی بن ابیطالب(علیه السلام) به ریاست کسیرای داده بودند و دیگر نمیتوانستند رای خویش را باز ستانند! معلوم نیست که همه حاضران در غدیر، در روز تشکیل سقیفه چهمیپنداشتند؟ شاید برخی را با این توجیه، گروهی را با توجیهدیگر، عدهای را با تهدید و کسانی را با تطمیع راضی کردهباشند. اما رفتارهای نابخردانه جمعی از مردم پس از سقیفه،حاکی از آن است که خام کردن این دسته از مردم برای گردانندگانسقیفه چندان مشکل نبوده است. چشم به تصمیم امام(علیه السلام)
6- پس از همدستی توطئهگران در غصب خلافت امیرمومنان علی(علیه السلام) ورسمیتیافتن زود هنگام خلافت ابوبکر، بیشتر دوستداراناهلبیت(علیهم السلام) چشم به تصمیم امام داشتند و چون آن حضرترا مامور به صبر و در تنگنا دیدند، نا امید از هر اقدامنتیجه بخش، مهر سکوت بر لب زدند و شیوه بیتفاوتی پیمودند. اینموضعگیری، پایههای حکومت را استوارتر کرد، جرات آنان را درهتک مقام اهلبیت(علیهم السلام) افزون ساخت و رفته رفته کار بهجایی رسید که دم زدن از حق علیابن ابیطالب(علیه السلام) جرم شناخته شد.چون بشیربن سعد انصاری استدلالهای امام علی(علیه السلام) را شنید، گفت:ای ابوالحسن، اگر مردم این کلمات را قبل از این از تو شنیدهبودند هیچ کس بر تو اختلاف نکرده، همه با تو بیعت میکردند; جزآنکه تو در خانه نشستی و مردم گمان کردند که تو به خلافت نیازنداری! کینهها و حسادتهای پنهان
7- یکی از عمدهترین دلایل سکوت مردم در مقابل پایمال شدن حقامیرمومنان(علیه السلام) کینه و حسادتی بود که قبایل عرب، بخصوصمهاجران، از او داشتند. رسم قبایل چنین بود که اگر از قبیلهآنان کسی کشته میشد، همه آنان و قبایل هم پیمان وظیفه داشتنداز قبایل یا قبیله قاتل انتقام گیرند. هر چند این رسم جاهلیپس از اسلام بیاعتبار شد، ولی آثار آن هنوز باقی بود. آنهاتوان انتقام جاهلی را نداشتند اما دلهایشان از کینه پاک نشدهبود و اگر کسی این اندازه به قبیلهاش دلبستگی نداشتبا عرب وعصبیت عربی بیگانه شناخته میشد. این در حالی بود که بیشتر قبایل در نبرد با رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرکتکرده، فرد یا افرادی از آنها به دست علی(علیه السلام) یا بنیهاشم کشتهشده بودند. از سوی دیگر از دیر باز همه قبایل مکه، بخصوصقریش، به نوادگان هاشم و کمالات ایشان حسد میورزیدند و ازاینکه آنان مناصب اجتماعی را برعهده دارند رنج میبردند و برایزمانی که این منزلت و منصب از ایشان سلب شود، روز شماریمیکردند. سرانجام زمان بروز کینه و حسادت فرا رسید، تعصباتقبیلهای بیدار شد و قدرت طلبان به مراد خویش دستیافتند. بلاذری مینویسد: «حباب بن منذر» که خود از انصار بود، درماجرای سقیفه گفت: ما چون در جنگها پدران اینان (مهاجران) راکشتهایم از ما انتقام خواهند گرفت. (12) وقتی انصار به سببکشتن پدران مهاجران از آنان بهراسند، پس امام علی(علیه السلام) باید درانتظار خشنترین برخوردهای قریش به سربرد; زیرا در «بدر» بهتنهایی نیمی از کشتگان قریش را که هفتاد تن بودند به قتلرساند. طبری مینویسد: زمانی عمر بن خطاب به ابن عباس گفت: میدانی چراقریش از خاندان شما جانبداری نکردند، در حالی که پدرت عمویپیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و تو پسر عموی او هستی؟... زیرا قریش مایل نیستنداجازه دهند نبوت و خلافت در خاندان شما جمع شود. برای اینکهبدین وسیله احساس غرور و شادمانی خواهید کرد. (13) عرب حتیرسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نیز به سختی تحمل کرد. سران برخی از قبایلی کهبه آن حضرت ایمان میآوردند، آشکارا اظهار میداشتند:حالا که قدرت عرب به تو روی کرده است، به تو ایمان خواهیم آوردبه شرط اینکه ما را جانشین خود کنی! امام علی(علیه السلام) خود درتایید این نظر میفرماید: «... عرب از کار محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) متنفر بودو نسبتبه آنچه خداوند به او عنایت کرده، حسادت میورزید...آنها از همان زمان حضرت کوشیدند تا کار را پس از رحلت آنحضرت، از دست اهلبیت او خارج کنند. اگر قریش نام او را وسیلهسلطه خویش قرار نمیداد و نردبان ترقی خود نمیدید، حتی یک روزپس از رحلت آن حضرت خدا را نمیپرستید و به ارتدادمیگرایید. (14) دیگر عوامل
8- حقیقت آن است که میان سکوت مردم در روزهای نخستبرپاییسقیفه و زمانهای بعدتر اندکی تفاوت است. در روزهای نخست،افزون بر عواملی که بر شمردیم، عامل وحشت مردم را نباید ازیاد برد. از آن هنگام که در زمان حیات پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضرتش خودنتوانست جلو جسارت برخی را بگیرد، تا آن زمان که عمر با شمشیرآخته مرگ پیامبر را انکار کرد و سپس نیز با نیرنگ وزورچماقداران بنی اسلم، بیعتبا ابوبکر حتمی شد، مردم جز سایهشمشیر و نهیب بر خویشتن ندیدند. بینی مخالفان حکومت آشکارا بیهیچ هراسی از روز واپسین، به خاک مالیده میشد و منزلتشریفترین افراد به هیچ انگاشته میگردید. در آن صورت، هرکس جانخویش را اندکی دوست میداشتبرایش عاقلانهتر این بود که دم فروبندد. اما در زمانی بعدتر، دو عامل مهم کار مخالفتبا حکومت راسختتر کرد. یکی آنکه رفته رفته با گذشت زمان، معلوم شد کهعلی(علیه السلام) تصمیم بر انقلاب ندارد و صبر پیشه ساخته است و روسایقبایل نیز تطمیع یا تهدید شدهاند. این امور پایه حکومت رامستحکمتر و مخالفت را دشوارتر میساخت. موضوع دوم، طغیان قبایل علیه حکومت مدینه بود. آن سرکشیها ازیک نظر برای حکومت مرکزی مدینه، سودمند بود، زیرا درگیریابوبکر با آنان، آگاهانه یا نا آگاهانه به آرامش دشمنیها وتشنجات داخلی انجامید و اختلافات عقیدتی را به بهانه اتحادبرای نبرد با دشمن مشترک به فراموشی سپرد. این امر حتی امامرا نیز ناگزیر ساختبا نظام حاکم مداراکند. پي نوشت :
1- تعبیر منافقان ورزیده، برگرفته از آیه قرآن است کهمیفرماید: «و من اهلالمدینه مردوا علیالنفاق لا تعلمهم» (توبه، 101) 2- المصنف ، حافظ ابوبکر بن شیبه، ج 1، ص 151 ; مسند احمد، ج4 ، ص 281 ; تفسیر طبری، ج3، ص 428. 3- سیره حلبیه، ج3، ص 350; الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 2، ص254. 4- صحیح مسلم، ج3، ص 452 و453; ج6، ص23; ینابیع الموده،ص 445. 5- در این باره به تفسیر آیه مزبور مراجعه شود. 6- در این باره رجوع کنید به اسرار آل محمد، ترجمه اسماعیلانصاری زنجانی، ص 232. 7- المراجعات، سیدعبدالحسین شرف الدین، مراجعه 84. مرحوم سیدشرف الدین در کتاب النص و الاجتهاد صد مورد را بر میشمارد کهدر آنها رسول خدا چیزی فرمود و صحابه گونه دیگر عمل کردند. 8- تاریخ یعقوبی، ج 2، ص123 و 124. 9- شرح نهج البلاغه، ج6، ص 21. 10- اسرار آل محمد، ترجمه اسماعیل انصاری، ص 274 و277. 11- شرح خطبه66 نهج البلاغه ابن ابیالحدید، چاپ مصر، ج 2، ص13. 12- انساب الاشراف، ج 1، ص 510. 13- تاریخ طبری، ج 1، ص2769. 14- شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج 2، ص 298 و299. [/b] منبع : ماهنامه کوثر،ش 25 /س
[b]
|
|||
|
|
۰:۱۹, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
ای داداش
اینا که فقط قرانو همینجوری میخونن و اصلا روش فکر هم نمیکنن چه برسه به محکمات و متشابهات. وقتی ریشه ای قبول ندارن هیچ کلامی رو قبول نمیکنن. |
|||
|
|
۰:۲۰, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
قران تا حدودی اشنایی دارم حداقل می دونم خدا در قران حتی از اوردن اسم پشه و زنبور عسل ابایی نداشته اما حتی یک ایه هم در مورد امامت حضرت علی و فرزندانش نیاورده که پایه های اساسی فرقه تشیع هست
مضحک اینجاست که وقتی میگوییم که بسیار خوب تفسیر شما درست ! الله رسولش را مجبور کرد که جانشینی علی را اعلام کند خودش چرا در قرآن آشکارا نگفته شما ببیند نام زید را در قران ذکر کرده اگر خداوند فرموده: «بلغ ما انزل الیک» اگر مقصود خلافت علی بوده پس نتیجه می شود فرشته وحی چیزهای را قبلا گفته که در آن تصریح به خلافت علی شده است و بعد از این مساله از دو حال خارج نیست: 1 = یا خداوند فرموده که صراحتا این آیات را برای مردم ومسلمین قرائت نکن وفقط بین خودمان باشد واین امکان ندارد چون خداوند، آیات مخفی ندارد که همه را با آنها بپیچاند و دور بزند چون برای خداوند مقام ومنزلت افراد در هدایت و وحی ملاک نیست بلکه فقط بیان مسائل وراهنمایی عمومی مد نظر خدا بوده وهست وکسی این را نمی تواند کتمان کند. 2 =و یا خداوند فرموده به مردم بگو و رسول الله صلی الله علیه وسلم تعلل کرده در اجرای دستور که این یک طعن عظیم به مقام رسول الله است و گوینده باید از این اعتقاد دست بردارد زیرا او را به نزدیکی مرزهای کفر میبرد. اما از نظر اهل سنت تفسیر این آیه در خودش است شما قرآان را باز کنید و صفحه ای که آیه بلاغ در آن است را بخوانید براحتی در میابید که الله چه چیز را میخواسته ابلاغ کند آیات قبل از آن درباره یهود و نصارا صبحت میکند و تا میرسد به آیه بلاغ..... یا رسول ابلاغ کن..... و در آیه بعد متن ابلاغیه هست بیایید باهم بخوانیم : یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ (67) قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَیْءٍ............. مائده آیه 67 «اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پیامش را نرساندهاى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مىدارد آرى خدا گروه كافران را هدایت نمىكند» (67)
|
|||
|
۰:۲۱, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۰:۲۳ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
سلام
بعد بفرمایید چرا خداوند متعال ، از آوردن احکام حج و نماز ابایی داشتند؟ یعنی زنبور و پشه مهم تر از احکام نماز (ستون دین) و حج (از فروع دین) بودند؟ در ضمن آیا شما به مبانی اهل تسنن آشنا هستید ؟ و یا صرفا کپی و پیست می کنید؟این قضیه بسیار در مباحثه مهم هست و از پایه های بحث محسوب میشه. |
|||
|
|
۰:۴۳, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
در مورد نماز ایه زیاد هست اگر منظور شما نحوه ادای ان و تعداد رکعات هست که بر می گرده به سنت
اما اینجا بحث در مورد امامت که از نظر تشیع جز اصول دین هست مد نظره شما یک ایه ای در مورد امامت امام علی و فرزندانشان که قران به صراحت بیان کرده به عنوان دلیل بیاورید مگه میشه حادثه ای به این مهمی در قران که کتاب هدایت هست نیامده باشه |
|||
|
۰:۵۷, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
شما هم بیا مطرح کن که علت خلقت چیه و منظور از عبادت چی هست.
|
|||
|
|
۰:۵۸, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۱:۰۸ توسط Reza71.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
پس پیامبر به عقیده ی شما دینش رو بعد از مرگش به حال خودش رها میکنه؟؟ و اجازه میده که هرکسی که خواست در این باره تصمیم بگیره؟؟
(از عقاید اهل سنت درباره ی خدا و تحریف قران معلومه عقیده ی کی باطله) حس میکنم با ترول ظاهرا جدید و باطنا قدیمی طرفم نمیدونم چرا!!! فقط میدونم یه روز درست بودن حدسم مشخص میشه. |
|||
|
|
۱:۰۲, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
به نظر من دلايل زيادي هست
در امان ماندن قرآن و اسلام از دست كافران و معاندان آن زمان . كثرت منافقان و قلت مومنين ميتونه باشه جزء اسرار خداوند مي تونه باشه شايد هم خداوند تبارك و تعالي مي خواسته با اين كارش مردمان از ابتداي خلقت تا روز قيامت را مورد امتحان قرار دهد اما احيانا هم اگر علني در قرآن مي فرمود . باز بودند كافراني همچنان كه به پيامبر اكرم تهمت هزيان زده بودند كتاب را منكر مي شدند . در قرآن داريم كه پيامبر جز وحي نمي گويد مگر آيا اين كلام خدا را قبول كردند ؟ با آنكه او را امين ميدانستند با آوردن اسلام برايشان او را ديوانه و ... خطاب كردند . حال تو اون اوضاح اگر در قرآن نامي علني از علي عليه السلام ميآورد چه مي كردند ؟ موفق باشي عزيز خوب فكر كن يه وقت با عمر محشور نشي |
|||
|
|
۱:۰۶, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
راستی چرا ایات قبل از اون رو نمیگید؟ و از طرفی اگه قرار هست مضحک باشد بهتر این نیست که تو کار شیعه دخالت نکنی؟
نمیدونم چرا اینقد این افراد سنگ ابن تیمیه رو به سینه میزنن. (۱۲/آذر/۹۱ ۰:۲۰)siavas1h نوشته است: قران تا حدودی اشنایی دارم حداقل می دونم خدا در قران حتی از اوردن اسم پشه و زنبور عسل ابایی نداشته اما حتی یک ایه هم در مورد امامت حضرت علی و فرزندانش نیاورده که پایه های اساسی فرقه تشیع هست متاسفم که میگی خوب میدونی اما هیچی نمیدونی. اون بنده خدا که میگفت اصلا اسم حضرت تو غدیر نیومده و ایشون هم که میگه چرا ایه نیومده. |
|||
|
|
۱:۰۹, ۱۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
پیامبر قران و سنت را نزد مسلمانان گذاشته است
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ )۸۹ النحل (اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم ) (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾النساء اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيكفرجامتر است. یعنی قران و سنت یاران پیامبر هم امتی بودن که قران انان را مدح می کنه و پیامبر با تربیت این شاگردان امتش را رها نکرده هدف از خلقت انسان : در آيه 56 سوره ذاريات هدف از خلقت را عبادت و پرستش معرفي نموده است كه مي توان به اين پرسش به دو صورت پاسخ داد ،زماني كه هدف از عبادت اين باشد كه نيازمندي هاي خداي متعال را بر طرف نمائيم و از اين طريق بهره اي به او برسانيم ، كه اين سؤال پيش مي آيد ، وجود خداي متعال كه نا محدود پيراسته از هر گونه نقص و نياز است چه احتياجي به پرستش ما دارد كه اگر اينطوري باشد با ذات واجب الوجودي خداي متعال كه قائم بذات است منافات دارد. يا اينكه هدف از پرستش تكامل خود ما انسانها باشد و عبادت وسيله و پل ارتباطي بين بنده با خالق خود باشد و از اين طريق بر اساس قاعده لطف خداي سبحان به خاطر اينكه بتواند ما را به كمال نهايي برساند دستور به پرستش داده است ، دوم اينكه عبادت و نيايش و هر كاري كه براي رضاي خدا و قرب الهي صورت پذيرد داراي آثار مثبت فردي و اجتماعي است كه از جمله اين آثار مثبت و ارزشمند تقدير و شكر گذاري را در انسان زنده مي كند و همچنين عبادت و پرستش خدا مايه وصول به كمال نهايي انسان يعني نقطه اي از كمال كه فراتر از آن براي انسان مقدور نيست و آخرين پله نردبان ترقي انسان است و همه تلاش و اوج گرفتن براي وصول به آن است ، قرآن مجيد از اين نقطه اوج با واژگان فوز ( كاميابي ) و سعادت و رستگاري ياد كرده است كه خداي متعال در سوره احزاب آيه 71 مي فرمايد: « وَمَنْ يُطِعَ اللهَ و رسولَهُ فقد فاز فوزاً عظيماً » هر كس از خداوند و رسولش فرمانبري كند حقيقتاًبه كاميابي بزرگي دست يافته است . |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر) | أین المنتظر | 46 | 22,892 |
۲۶/شهریور/۹۶ ۱۵:۴۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|









