|
کی میگه نام علی(علیه السلام) در قرآن نیست؟!
|
|
۱۵:۵۰, ۲۶/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۵:۵۸ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاد و کمک حضرت الله شروع میکنیم که سرانجام همه امور در دست اوست..اگر حق با ما نیست خداوند با ما برخورد کند و اگر حق با ماست و آنها بخاطر بغض و کینه ای که در دل دارند نمیخواهند حقیقت را ببینند خداوند میان ما و آنها قضاوت کند. طبق آیه ی 50 سوره ی مبارکه مریم میخواهیم اثبات کنیم که نام حضرت علی(علیه السلام) در قرآن آمده جدا از حدود 700 آیه(300تا 700) آیه که در قرآن عزیز در شان امیرالمومنین علی(علیه السلام) نازل شده است. صدیق اکبر لقب کیست؟ ما طبق منابع خود اهل سنت ثابت میکنیم که این لقب خاص امیرمومنان علی(علیه السلام) است! با اینحال اهل سنت اصرار دارند این لقب را به شیخین خود(ابوبکر و عمر) بدهند.! حتى يك حديث صحيحى كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلّم، ابوبكر را صديق خوانده، و يا عمر، را فاروق خوانده باشد نداريم، و آنچه آمده راجع به حضرت على علیه السلام است. چنانچه طبرى مى گويد قال علی بن ابی طالب: أنا عبدالله واخو رسوله وأنا الصدّيق الأكبر. لا يقولها بعدي الا كاذب مفتر، صليت مع رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ قبل الناس بسبع سنين» « من بنده ی خدا و برادر رسول اویم ، و من صدّیق اکبر هستم ، این ادّعا را بعد من به جز دروغگو و افترا زننده نمی کند ، همانا من هفت سال قبل از مردم نماز به جای آوردم ». مخالفین گرامی!بفرمایید سند(!): حاکم نیشابوری : المستدرک علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 121 ، ح 4584 نسائی : السنن الکبری ، ج 5 ، ص 107 ، ح 8395 خصائص امیر المومنین (علیه السلام) ص 25 ، ح7 ابن ماجه : سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 44 ، ح 120 ابن ابی شیبه : المصنّف ، ج 12 ، ص 65 ، ح 12133 ابن ابی عاصم : السنّة ، ص 584 ، ح 1324 ابونعیم : معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 301 ) طبری : تاریخ الامم و الملوک ، ج 2 ، ص 310 ابن اثیر : الکامل فی التاریخ ، ج 1 ، ص 484 محب الدین طبری : الریاض النضرة ، ج 3 ، ص 96 ، و 100 و 111 حمّوئی : فرائد السمطین ، ج 1 ، ص 248 ، ح 192 ابن سعد : الطبقات الکبری ، ج 2 ، ص 60 ، رقم 315 شعرانی : طبقات الشعرانی ، ج 2 ، ص 55 متّقی هندی : کنز العمال ، ج 13 ، ص 122 ، ح 36389 ابن ابی الحدید : شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 200 ، خطبه 238 ابن مردويه اصفهاني در مناقبش ؛ فخررازي ، آلوسي ، أبو حيان و جلال الدين سيوطي در تفسيرشان و نيز متقي هندي در كنز العمال ، مناوي در فيض القدير و ... نقل كردهاند كه: پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :" الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، وحزبيل مؤمن آل فرعون ، وعلي بن أبي طالب الثالث ، وهو أفضلهم . خب!برای چی اینارو گفتم میخوام برم سراغ قرآن که هم ما قبول داریم هم جماعت مخالفین!: در آیه ۸۴ سوره شعرا حضرت ابراهیم به خداوند متعال می فرماید :« وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ» و [خداوندا] برای من در آیندگان لسان صدق قرار ده. و به گفته تقریبا تمامی مفسران خداوند جواب حضرت ابراهیم را در آیه ۵۰ سوره مریم داده است که در آنجا می فرماید :« وَ وَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا » و از رحمتخويش به آنان ارزانى داشتيم و و برایشان علی را لسان صدق قرار دادیم.اثبات صفت نبودن کلمه ی "علی" در این آیه از لحاظ قواعد عربی: در این آیه با کلمه علی مواجهیم که تنوین دارد، اگر نکره باشد که صفت کلمه لسان محسوب می شود و اگر علم باشد، مراد علی (علیه السلام) است. بنابراین آیه دارای ایهام است، یعنی یک کلمه در آن به کار رفته که چند معنا دارد. قدرت موضوع مورد بحث بر روایات و تفاسیر است و این که پیامبر فرمودند: «انا مدینة العلم و علی بابها» در این جا ثابت کنید که علی اسم علم است، پس چون نام علی صفت است هر جایی ممکن است به آن احتمال صفت داد، مگر این که جایی دلالت جدی داشته باشد. نشانه هایی در این آیه است که بحث صفت را تضعیف می کند. برخی از علمای نحوی بر صفت نبودن علی تأکید کردند و هیچ جایی در عربی برای کلمه لسان، صفت علی به کار نرفته است و این خود صفت نبودن را مستحکم می کند. دو واژه علو و رفعت را دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگر دانست و بیان کرد: علو مرتبهای معنوی و رفعت بحثی فیزیکی است و بنابر اصلی انکارناپذیر نمیتوان دو واژه در یک زبان را عینا هممعنا یافت. در کلام عرب کلمه لسان به علی توصیف نمی شود، زیرا کلمه لسان مقوله ظاهری دارد و به این معنا منتسب به صفت علی نمی شود. منابع اهل سنت :1. أخبرنا عبد الرحمان بن علي بن محمد بن موسى البزاز من أصله العتيق قال : أخبرنا هلال بن محمد بن جعفر بن سعدان ببغداد ، قال : حدثنا أبو القاسم إسماعيل بن علي الخزاعي قال : حدثنا أبي قال : حدثنا علي ابن موسى الرضا [ قال : أخبرني ] أبي [ قال : أخبرنا ] أبي [ جعفر بن محمد ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ محمد بن علي ] [ قال : أخبرنا ] أبي [ علي بن الحسين ] [ قال : أخبرني ] أبي [ الحسين بن علي ] قال : حدثنا أبي علي بن أبي طالب قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : ليلة عرج بي إلى السماء حملني جبرئيل على جناحه الأيمن ، فقيل لي : من استخلفته على أهل الأرض ؟ فقلت خير أهلها لها أهلا : علي بن أبي طالب أخي وحبيبي وصهري يعني ابن عمي . فقيل لي : يا محمد أتحبه ؟ فقلت : نعم يا رب العالمين . فقال لي : أحبه ومر أمتك بحبه ، فإني أنا العلي الأعلى اشتقت له من أسمائي اسما فسميته عليا ، فهبط جبرئيل فقال : إن الله يقرأ عليك السلام ويقول لك : إقرأ . قلت : وما أقرأ ؟ قال : ( ووهبنا لهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسان صدق عليا). امام رضا (علیه السلام) از پدران پاکش از امیر المومنین (علیه السلام) نقل می کند که پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمود: آن شب كه به معراج برده شدم، جبرئيل مرا با بال راست خود حمل می كرد. به من گفته شد كه چه كسى را جانشين خود براى اهل زمين قرار دادى؟ گفتم: بهترين اهل آن على بن ابى طالب، برادرم و دوستم و دامادم یعنی پسر عمويم را. گفته شد: اى محمد آيا او را دوست دارى؟ گفتم: آرى اى پروردگار جهانيان. پس خداوند به من فرمود: او را دوست بدار و امت خود را به دوست داشتن او امر كن. همانا من علىّ اعلى هستم و نام او را از نام هاى خود مشتق كردم و او را على ناميدم. پس از آن جبرئيل فرود آمد و گفت: خداوند بر تو سلام مى رساند و به تو مى گويد: بخوان. گفتم: چه بخوانم؟ گفت: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا». شواهد التنزيل، الحاكم الحسكاني، ج 1 ص 462 و 463 ح 488 ۲. وبالاسناد عن محمد بن أبي الثلج نا يوسف موسى العطار عن وكيع بن الجراح الجناح عن الأعمش عن أبي صالح عن ابن عباس ان النبي صلى الله عليه وآله قال قال لي ربى تبارك وتعالى : انى انا العلى الاعلى اشتققت اسم على من اسمى فسميته عليا ثم انزل على بعقب ذلك ( ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق عليا ) . ابن عباس می گوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: پروردگار تبارک و تعالی به من گفت: همانا من علیّ اعلی هستم و اسم علی را از نام خودم مشتق نمودم و او را علی نامیدم. درست پس از آن بر من چنین نازل کرد: «وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا». مجموعة نفيسة في تاريخ الأئمة عليهم السلام (ألقاب الرسول وعترته)، قطب الدين الراوندى، ص 164 کتاب فوق اثر تعدادى از علمای بزرگ شيعه است كه شامل چند كتاب نفيس در تاريخ زندگانى امامان شيعه مى باشد. اما رساله ی " ألقاب الرسول وعترته " از تاليفات قطب الدين راوندى (573هـ) دانسته شده است. البته همگی راویان حدیث فوق جزء اهل سنت هستند، به همین دلیل آن را در این بخش ذکر کردیم. حدیث مزبور به احتمال قوی از کتاب ابن ابی الثلج نقل شده است (که به گفته ذهبی وی ثقه و مورد اطمینان است.ر.ج: تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 24 ص 112). او کتابی با نام " ما نزل من القرآن في أمير المؤمنين عليه السلام " یا " التنزيل في أمير المؤمنين عليه السلام " داشته است. البته کتاب دیگری هم به او منسوب شده است با نام " أسماء أمير المؤمنين عليه السلام في كتاب الله عز و جل ". ر.ک: رجال النجاشي، ص 381 ؛ فهرست الطوسي، ص 426 و427 در کلام مبارک معصومین: شيخ صدوق از امام صادق - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه علي بن ابي طالب - عليه السلام - است و اين حديث کاملا معتبر است. (1) همچنين علي بن ابراهيم از پدرش از امام حسن عسکري - عليه السلام - روايت کرده که منظور از «عليا» در اين آيه ي شريفه اميرمؤمنان - عليه السلام - است. (2) روايات ديگري نيز هست مبني بر اين که منظور از کلمه ي «عليا» در آيه ي (و جعلنا لهم لسان صدق عليا) اميرالمؤمنين - عليه السلام - است. () و اين که در دعاي ندبه «لسان صدق» به وجود مقدس اميرالمؤمنين - عليه السلام - تفسير شده است، مطابق با واقع است. اما ناگفته پیداست که به اعتراف اکثر مفسران شیعه و سنی، به کرّات، بارها و بارها، در مناسبت های مختلف، آیات بسیاری در شأن و منزلت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نازل گردیده که احدی، بجز معاندین اهل بیت (علیه السلام) در اختصاص آیه به علی (علیه السلام) تردید ننموده است. 1.کمال الدين و تمام النعمه 139/1. 2.«تفسير القمي» 51/2. 3.رک تفسير برهان: ج 5 ، ص 125 و 126. یعنی دیگه نمیدونم چی بگم، این همه دلیل واسه سنگ بیاری آب میشه. نمیدونم چرا یاد این کلام حضرت زینب(سلام الله علیها) افتادم: (( خاموش ای اهل کوفه! مردانتان ما را می کشند و زنانتان بر ما گریه می کنند؟ خدا میان ما و شما قضاوت کند در روز جزا و فصل قضا. ))خدایا قضاوت بر عهده ی تو ما هرچی سند میاریم،دلیل میاریم،بحث میکنیم بازم دنبال سند میگردن!خدایا ده تا صدمون با خودت.. ♥لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار♥ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۴۸, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۲۰:۴۹ توسط مهرآریا.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۰:۲۸)faateme313 نوشته است: یه سوال ذهنمو مشغول کرده میخواستم نگم دلم آروم نمیشه! من که نظر داده ام ، پست شماره 2 ؛ چطور خداوند قرآن ، می تواند نام زید را به صراحت بیاورد ولیکن نمی تواند ( به قول شما خوف دارد که قرآن تحریف شود) اسم علی بن ابی طالب را بیاورد ! |
|||
|
۲۰:۵۳, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۰:۴۸)مهرآریا نوشته است: من که نظر داده ام ، پست شماره 2 ؛ چطور خداوند قرآن ، می تواند نام زید را به صراحت بیاورد ولیکن نمی تواند اسم علی ابن ابی طالب که آمده!! اثبات کردیم! منظورم اینه که بعد از این همه سند چرا شبهات شما بر طرف نمی شود؟!! |
|||
|
|
۲۰:۵۹, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳)faateme313 نوشته است: اسم علی ابن ابی طالب که آمده!! تفسیر و تاویل قبول نیست ، چون با تاویل، روز را شب می توان گفت ! اگر این تفسیر ها درست بود جماعت مسلمین آن را قبول داشتند ! این نفسیرها و تاویل های شما فقط و فقط مبتنی بر شواهد درون-فرقه ای است و مطلقا برای ناظر بیرونی قابل قبول و باور نیست ! |
|||
|
۲۱:۰۶, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۰۷ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۰:۵۹)مهرآریا نوشته است: تفسیر و تاویل قبول نیست ، چون با تاویل، روز را شب می توان گفت ! اگر این تفسیر ها درست بود جماعتببخشید جناب ناظر بیرونی ! به بنده پاسخ بدید چگونه عمر و عثمان و ابوبکر را بر مبنای شواهد و تفاسیر باید پذیرفت اما حقانیت ولایت حضرت علی(علیه السلام) را نمیتوان پذیرفت؟! |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
۲۱:۲۹, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۳)مهرآریا نوشته است: علی را نیز به همان میزان می پذیرند که شیوخ ثلاثه را می پذیرند !جناب مهر آریا اولا وجادلهم بالتی هی احسن ما در مورد پیشوایان شما با احترام صحبت کرده واز ایشان با لفظ شیخ وغیره یاد میکنیم ثانیااصلا تاویلی در کار نبود ظاهرا شما تفاوت تفسیر وتاویل را نمی دانید اما در مورد این که علیا اسم علم باشد کاری به روایات ندارم از نظر من اینجا نمیشه علم باشه در ثانی تو خود روایات هم اومده منظور از علیا یعنی علی اسم علم نیست ترکیب جمله به نظر بنده اینجوری بهتره که علیا رو نعت بگیریم برای لسان این نظر من بود شاید اشتباه باشه |
|||
|
|
۲۲:۵۳, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً بی شک ما در اين قرآن براى مردم از هر گونه مثل و نمونه آورديم اما بيشتر مردم ابا كرده، جز كفر و انكار [اظهار] نداشتند و گفتند: ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد تا آن كه از زمين چشمهاى براى ما بجوشانى يا باغى از خرما و انگور داشته باشى كه از لابهلاى آن به فراوانى نهرها جارى سازى يا چنان كه ادعا مىكنى آسمان را پاره پاره بر سر ما بيفكنى يا خدا و فرشتگان را در برابر ما حاضر آورى يا براى تو خانهاى زرّين باشد يا به آسمان بالا روى، و البته بالا رفتن تو را هم باور نخواهيم كرد مگر اين كه بر ما نوشتهاى نازل كنى كه آن را بخوانيم. بگو: پاك است پروردگار من! آيا من جز بشرى فرستاده [شده] هستم |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
|
۰:۲۷, ۲۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۱ ۰:۳۷ توسط Fatemeee.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۳)مهرآریا نوشته است: علی را نیز به همان میزان می پذیرند که شیوخ ثلاثه را می پذیرند !جهت اطلاع دوست بزرگوارقرآن نخوانده یاخوانده ودرک نکرده میرسونم که اتفاقا ماازحضرت علی(علیه السلام)درقرآن آیه داریم همون آیه ای که اشاره میکنه حضرت درحال نماززکات دادند...ببخشیددوستان بنده تازه واردبحث شدم اگه عقب موندم ازبحث پوزش میطلبم ولی ازاونجایی که بنده دستم اومده این بزرگواران ظاهرامرغشون یه پاداره وحتی اگه ازمنابع خودشونم سندومدرک بهشون بدیم نمی پذیرند...پس هنوزمعلوم نیست که آیااینهااصلامکتب خودشونم قبول دارن یاخیر...به نظرم اول ازشون بایدبپرسیم شمافرقه ومکتبی که به عنوان مذهبتون قبول کردیدواقعابهش اعتقادداریدیاخیر؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,384 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,376 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,575 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,766 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,462 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,766 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,777 |
۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|








