|
ماه رمضان؛کلاس خودسازی(مفید برای تغییر نگاه)
|
|
۱۳:۰۵, ۱۹/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۲ ۱۰:۲۲ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() اکنون که این مبحث را می گشایی
بنگر تا در طلب چیستی و طلبکار کیستی؟ گر در طلب گوهر کانی، کانی ور در پی عمر جاودانی ، جانی من فاش کنم حقیقت مطلق را هر چیز که در جستن آنی ، آنی بابا افضل کاشانی حَـدیث امـامَت را زنـدگی کُـن . . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۹, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
آیا نماز و روزه کافیست برای نجات ؟
برای ایمن ماندن در مقابل دشمنی که آرام و بیصدا مرا به تعفن میکشه، باید جنگید. یکی از مراحل این جنگ، نمازه نه هفتهای یکبار، روزی ۵ وعده صبــــــح، ظهـــــــر، شـــــــب چرا این سه هنگام؟ چون توی این سه وقته که بخش متعفن وجودم داره بال بال میزنه! توی این سه وقته که بدجوری استعداد خوابزدگی و دنیازدگی و نانزدگی دارم و نمازم اون مدلی، راکد و بی حرکت گوشه کلیسا روی نیمکت چوبی با آوازی دسته جمعی نیست! ۱۷ رکعت است : راست خم خاک ... راست خم خاک .... راست خم خاک ... با ذکرهایی مشخص حتی اگر در بیابان باشم یا در کشتی . حتی اگر بیمارم حتی اگر در جبهه جنگ هستم باید بخوانم این ۱۷ رکعت را. تا جانم مسیر خالق را گم نکند و در ظلمت شرک و فساد و بندگی و نفاق غوطهور نگردد. و نمازم مرا جهت بدهد و مرحله دیگر روزه. در هر سال و اونم نه یکروز ، سی روز ، یعنی غذای وجود من فقط خورد و خواب نیست. یعنی هدف من فقط خوش خوردن و خوش خوابیدن نیست. یعنی آب کم جو، تشنگی آور بهدست / تا بجوشد آبت از بالا و پست... سی روز این دهان ببندم تا دهان روحم باز بشه سی روز در نصفه شب بلند شم و لااقل به بهانه خوردن سحری خوابم را قطع کنم . شاید در یکی از این سحرها نگاهم به آسمان بیفته... اما یک سؤال: همه این فلسفهها قبول. نماز، روزه. باشد همه را انجام میدهیم اما این سیستم یک مثال نقض بزرگ داره! این سیستم حداقل یکجا جواب نداده و تابعین خود را به راه نجات رهنمون نگشته ... خوب ميدونی منظورم چیه!! من کسانی را میشناسم که نماز و روزههایشان مثال زدنی بود اما بوی گند تعفنشان از ۱۳ قرن پیش تا کنون همه دنیا را پر کرده.... اونایی که ۱۳ قرنه همهی زیارت عاشورا خوانها نفرینشون میکنند. بله میدانم که مسببین اصلی این حماقت، اهل نماز و روزه نبودند اما آن لشکر عظیم که به دنبال این بی نمازان به هلاکت افتادند نماز میخواندند بدبختها روزه میگرفتند... پس چی شد؟ چرا روزههاشون هدایتشون نکرد؟ ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۸:۳۸, ۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
تدریس در رمضان آزمون در عاشورا . .
یادته خوندیم: رمضان، یک اردوگاه است.اردوگاهی برای یادگرفتن جنگ. اردوگاهی که باهات شوخی ندارد " تلک حدودالله فلا تقربوها " فکر کردی برای چی مجازات تخلف از مقررات رمضان، دو ماه روزه واجبه؟ خدای به اون مهربونی چرا یهو اینجا توی این یه قلم کار، اینقدر سخت میگیره؟ چون قراره توی این سختیها یه چیزایی یادم بدهند که یه روز ِ خیلی سخت به کارم میآد. عاشورا. یادت نرفته که؟ « کل یوم عاشورا »... توی عاشورا اگه درسها را یاد نگرفته باشم بد ضرر میکنم ... اونایی که جلوی امامشون صف کشیدند، این درس را یاد نگرفته بودند. اگه یاد میگرفتند، اون روز کنار امامشون بودند یا اگه نصفه یاد میگرفتند، مثل حر، امام بقیه درس را همون جا یادشون میداد و بالاخره میآمدند. چی شد؟ خدا ۳۰ روز بهم وقت داده علم کسب کنم برای یه روز نه یه نیمه روز. نیمه روزی که سرنوشتم را تا ابد رقم میزنه. و باید توی این کلاس حواسم را جمع کنم. چشمهام را باز کنم. باید درسها را یادبگیرم، بفهمم، درک کنم. کار سخت شد ! بی خیال و بی معرفت، تشنگی و گرسنگی کشیدن و همهی روز را به گوشهای خزیدن وقتی هم که افطار خوردم، انگار که تیر خوردم و دوباره ولو شدن، کجا؟ درس و تکلیف و حساب کتاب و امتحان و تعیین سرنوشت کجا؟ حالا باید چشمم را باز کنم چی ببینم؟ قراره چی یاد بگیرم؟ از کی؟ امتحانش را کجا میگیرند؟ ما که تا حالا توی این چند روزی که گذشت همش خوردیم و خوابیدیم. نخوردیم و خوابیدیم. درسی یاد نگرفتیم ...
ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۸:۵۲, ۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
هر که در برابر خداوند زانو بزند ، می تواند در برابر هر کس ایستادگی کند...
|
|||
|
|
۱۲:۲۲, ۱۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
رمضان کلاس درس عاشوراست . . قرار شده توی این یک ماه درس یاد بگیریم و جایی امتحانش را پس بدهیم. اگر آزمونی از این روزها در کار نباشه، روزه ، رنج گرسنگی و تشنگی بیش نیست. دیدیم اونایی که کلاس رمضان را ندیده بودند وقتی وقت عمل شد، چه اشتباهی کردند. توی رمضان هر چه بتونم باید بیاموزم چون توی محرم در گرماگرم جنگ دیگه وقت یادگرفتن نیست. توی مرحله عمل آموختههای من است که در مقابل هجوم وسوسه ها و منطقها شیطانی به یاریم میآد. قراره اینجا مترها را کسب کنم، تا اونجا بتونم چهرهها را تشخیص بدم . منافق را همینجا بشناسم . ایمان خالی کافی نیست. باید شناخت به دست بیارم. اگه یه ذره پام بلغزه، یهو با مغز میرم ته دره . . یعنی اونجایی که باید بر یزید لعنة الله علیه بشورم زبانم لال بر حسین علیه السلام میخروشم. ![]() باید خیلی خوب دقت کنم. در کلام قرآن که میخوانم. درپیامی که از رهبر میشنوم. تاتوطئهها و حیلهها را بشناسم. در گرسنگیام هم باید دقت کنم. تا کینه غارتگـران را در دل جای دهم. بی خوابی هر سحر را باید تجربه کنم . تا از بی خوابی و آوارگی و زخم نترسم . اینها را که یاد بگیرم دشمن را خواهم شناخت. و به نابودیاش همت و قیام خواهم نمود. انشاءالله ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۵:۰۶, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بیدار شویم تا بیداری بیاموزیم . .
اولین درسی که توی ماه رمضان یاد میگیرم شب بیداری است. من ۳۰ روز پیش از اذان بیدار میشم غذا میخورم مسواک میزنم و نماز صبح را سر وقت با دهان پاکیزه می خونم. برای این که بفهمم یه تایمی به اسم سحرگاه هم وجود داره که من در طول سال اون ساعت را خوابم. برای این که بفهمم اگر مثل همیشه از سر شب تا نزدیک طلوع نخوابم، نمیمیرم! خب! حالا به فرض که فهمیدم . که چی؟ اگه من بخوام به کار امامم بیام نباید «ناز پرورده تنعم» باشم.نباید از به هم خوردن ساعات استراحتم واهمه داشته باشم. اگه بخوام در حکومت جهانی عشق به یه کاری بیام نباید بگم آخ ساعت ۱۱ شد برم بخوابم و تا ۶ ساعت خواب ممتد داشته باشم ! اگه واقعا سرباز باشم، باید لااقل اینقدر در خودم قدرتش را ببینم که یه مدت خواب و استراحتم را تکه تکه در طول روز هم میتونم انجام بدم. بذار خیالت را راحت کنم: ما که از سرور کائنات بهانه خلقت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها عزیزتر نیستیم! ما که از سید جوانان اهل بهشت حضرت سیدالشداء علیهالسلام عزیزتر نیستیم! ما که از حضرت صدیقه صغری زینب کبری سلام الله علیها عزیزتر نیستیم! ![]() ما نمیتونیم ادعا کنیم شیعه هستیم اما حال نداشته باشیم حتی خوابمون را خراب کنیم. اگه من بخوام عیار اخلاصم را به اربابم نشون بدم، باید آماده همه چی باشم... باید این تن ورزیده باشه برای جانبازی. جنگ که شروع بشه که دیگه وقت نیست کسی بدن آماده کنه! این کارا مال الانه مال رمضان. باید دل آماده باشه برای داغ دیدن... باید همه دارایی در کف دست باشه آماده ی تقدیم... خواب که سهله! پس از این به بعد انشاء الله آگاهانه بیدار میشم . آگاهانه نماز صبح را اول وقت میخونم... ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۳:۰۰, ۱۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
یه جاهایی فقط باید بگم : چشم ! ببین! این حرفهای فلسفی را بریز دورکه: «فلسفه روزه سلامتی بدن است و هر کی روزه بگیره سلامته و هر کی نگیره سلامت نیست.» چون خیلی از احکام روزه با این فلسفه ها همخوانی نداره! چرا دقیقا از اذان صبح امساک کنم؟ چرا دقیقا با اذان مغرب افطار کنم؟ اگه یه ثانیه عقب جلو بشه، چی میشه؟ اگه در طول روز یه قطره، فقط یه قطره آب بخورم چه ضرری به سلامتیام میزنه؟ عزیزمن! خدا دستور داد روزه بگیری برای این که ببینه چند نفر میگن : چشم؟ همین! مثل اون روزی که به لشکر طالوت دستور داد که از آب اون نهر نخورن برای این که به خودشون ثابت بشه که چقدر ضعیفاند که شکم را به فرمان خدا برتری می دهند. من روزه میگیرم. برای این که چشم گفتن یاد بگیرم. برای اینکه یاد بگیرم در مورد موضوعی که عقل ناقصم درکش نمیکنه دنبال فلسفه نگردم. فقط بگم چشم. برای اینکه یاد بگیرم چشم بگم و پای چشمی که گفته ام بایستم. حتی اگه از گشنگی بی حال بشم. حتی اگه بخاطر ضعف، کمتر کار کنم و پول کمتری به خونه ببرم... اگه اینجا بگم چشم، اونجا هم در مقابل امامم فرمانبردارم. اگه اینجا بگم چشم، اونجا چهره ها را تشخیص میدم و گول نمیخورم. اگه اینجا بگم چشم، اونجا دنبال حرف شکم راه نمی افتم گوش میدم ببینم امامم چی میگه. اگه اینجا بگم چشم، اونجا با دوتا نشیب و فراز کم نمیارم. اگه اینجا بگم چشم، اونجا آماده هستم برای گرسنگی تشنگی، و دجال مرا به حیله ی شکم برده خودش نمیکنه... پس از این به بعد انشاءالله با چشم باز میگم: چشم و حواسم هست که دارم به کی میگم چشم! ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۶:۱۵, ۱۶/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۲ ۱۶:۱۷ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
دشمنی به نام «معده» ! ! !
سومین درس رمضان تمرین رهایی از شکم است! فکر میکنی کوفیها امامشون را در مقابل چی فروختند؟ چه موضوع مهمی وجود داشت که هر کوفی به خودش گفت : «بذار دیگری بره» اونا دغدغه شکم داشتند که به جنگ نرفتند. خیلی احمقانه به نظر میرسه . اما متأسفانه واقعیت داره .... امام را با بانوان و کودکان سادات توی صحرا تنها گذاشتند که آب توی شکم زنان و بچههاشون تکون نخوره! البته اینا همه بهانه بود، اما به هرحال، بود! همونهایی که نامه فرستادند که بیا ما باهاتیم،همونها شمشیرهاشون را دادند و پول و خرما گرفتند! چرا روزههاشون راهنماییشون نکرد؟ چون مثل بعضی وقتای ما، در عوض ِ حذف یه وعده ناهار، دو وعده سحر و سه وعده افطار خوردند. چون هیچ وقت به اون معده ، امان ندادند که این همه ورودی را رفع و رجوع کنه... واهمه داشتند از گرسنگی.... مثل ما دیگه! الان هم متأسفانه ما همینطوریم! سر افطار استکان چایی را که بخواهیم از توی سینی برداریم، چشممون دنبال اون استکانی میگرده که از هم پُرتره! یکی نیست بپرسه بابا حالا اینم ۵ سیسی چای بیشتر یا کمتر، نفع و ضررش به کجات میرسه؟ اگه توی ظرف میوه از یه نوع میوه فقط یکی مونده باشه عینهو یوزپلنگ حمله میبریم که همون یکی را برداریم. مبادا چشم یکی دیگه دنبالش باشه. یه بار هم به خودمون نمیگیم خب حالا امشب آلو نخور، ببین میمیری؟؟؟؟ سر سفره شام ... باور کن یه آدم هر چه قدر هم که گرسنه باشه بیست دقیقه بعد از خوردن اولین لقمه سیر میشه . حالا این بیست دقیقه ۲۰۰ لیتر غذا خورده باشه یا ۲۰ تا لقمه، فرقی نمیکنه. چشممون از معدمون گشنهتره!!! دربند شکم هستیم رفقا! توی این یکی دو روز آخر ماه رمضان تمرین کنیم یکمی حال این شکم را بگیریم! من که از همین امشب شروع میکنم برای افطار بدجوری هوس بستنی کردهام، اما نمیخورم برای این که این نیمه حیوانی وجودم کمی لاغر بشه تا یه جایی هم برای نیمه خدایی وجودم جا باز بشه!!! و یاد بگیرم که کنار لقمههای شکمی کمی هم لقمههای نور بردارم... پس از این به بعد انشاءالله حواسم باشه که با خالی نگه داشتن شکم، دارم چه لطف بزرگی به روحم میکنم... ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
۱۵:۰۶, ۱۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
صبر کن !
روزه که میگیرم در مقابل خواهشهای دلم صبر میکنم. دلم آب میخواد، آب هم هست. اما نمینوشم. گرسنهام. غذای پاکیزه و حلال هم دارم اما نمیخورم... خب این کار را که از اول ماه تا بحال داریم انجام میدیم.مجبوریم صبر کنیم دیگه! نه! دیگه وقتی تا یه کمی تشنه بشیم بال بال بزنیم و شروع کنیم مرثیهی عطش بخونیم تا گرسنه بشیم با بوی غذا هلاک بشیم و هی بگیم پس این عید فطر کی میرسه؟ که صبر نکردهایم روزه مثل استامینوفن نیست که تو اونو بشناسی یا نشناسی، کارش را انجام بده. باید روزهدار بفهمه که روزهاش داره باهاش چی کار میکنه.... باید حواسش باشه. من باید دانسته صبر کنم تا این صبر کردن من را بسازه، آمادهام کنه برای صبر کردن. برای این که وقتی وقت عمل شد، بزرگ شده باشم. آماده باشم برای کارهای مهم. پس از این به بعد انشاءالله صبر را میچشم. مزه اش را میفهمم و آن را به جان مینشانم تا ظرفیت مرا بالا ببره.. ادامه دارد ان شا الله . . |
|||
|
|
۱۴:۱۰, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
کمی به فکر خودت باش . .
درس پنجم این ماه انفاق است. پانزدهمین شب رمضان،شبی است با شکوه و بی بدیل! شب میلاد کریم ترین کریمان عالمه. کسی که هیچ گدایی را دست خالی بر نمیگرداند. ماهم که مثلا طبق ادعای خودمون احتمالا شیعه هستیم! یکی از درس های اصلی رمضان را این بزرگوار به ما میدهد. انفاق یعنی این که یه کمی هم برای خودت یه چیزی کنار بذار. آره! دقیقا همینه. اشتباه نگفتم. انفاق یعنی کمی به فکر خودت باش. یعنی این همه که هر روز برای تن و زن و بچه خرج میکنیم یه سهمی هم برای خودمون کنار بذاریم.
حقیقت اینه که فقط مبالغی که برای خدمت به خلق الله صرف کردهایم برای ما باقی مونده. بقیه فنا شدهاند. و یادمون باشه: حتما لازم نیست یه مبلغ عظیم برای انفاق قرار بدهی. انفاق مثل مشک است. کمش هم خوشبو کننده است. کافیه یه کمی از اموالت خوشبو بشه. عطرش همه زندگیت را بر میداره... یه بنده خدا میگفت: « الان دیگه این روزا این قدر همه چی گرون شده مردم دیگه دستشون به خیر باز نمیشه.» من میگم: اگه کسی اهل خیر باشه و معنی کارش را درک کرده باشه تازه این روزا با اشتیاق بیشتری احسان میکنه. اگه الان یاد بگیرم که از نون دل بکنم، آماده میشم که برای این که فردا بتونم از جون دل بکنم. اگه هنوز اینقدر کوچولو باشم که همه حقوق آخر ماه را مال خودم بدونم، فردا عمراً برای امامم دوندگی کنم !!! تا وقتی یه خرما که دست کسی میدم فکر میکنم شقالقمر کردم، هنور خیلی کم هستم برای بذل جان... پس از این به بعد انشاءالله به دلم یاد میدم که از انفاق پولم راضی و خرسند بشه نه از نفله کردنش به پای دنیا. ادامه دارد ان شا الله . . |
|||
|
|
۱۶:۳۹, ۱۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۳ ۲۲:۴۹ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
در رابطه با این انفاق که گفته شد، برای خودمون، بله درسته برای خودمونه! اتفاقا حضرت امیر (علیه السلام) یه تعبیر خیلی خیلی قشنگ در این رابطه توی منشور جوانی دارن (نامه ی 31 نهج البلاغه خطاب به فرزندشون امام حسن (علیه السلام) یا محمد حنفیه. خیلی محتوای قشنگی داره برای من جوون که بهم یاد می ده چطور طی طریق کنم! ) پسرم بدان! راهی طولانی و دشوار پیش رو داری و قطعا به توشه ی کافی نیاز داری؛ به سبک باری! و به اینکه قدم هایت درست و در مسیر باشد! بیش از طاقتت بار برندار! که مبادا در راه، سنگینی بار، دست و پا گیرت شود. اگر بین نیازمندان، کسی را یافتی که توشه ات را برایت به قیامت ببرد و توشه را فردای محشر، در لحظه ی احتیاج، به تو برگرداند، وجودش را غنیمت بشمار (انفاق کن! انفاق!) و بار را بگذار بر دوش او و تا می توانی بار و کوله اش را سنگین کن! شاید بعدها کسی را با این مشخصات پیدا نکنی! هرکسی روز دارایی ات از تو وام می خواهد، وجودش را غنیمت بشمار! تا در آن روز تنگ دستی، روز گرفتاری، وام را به تو پس دهد! ببینید چه قدر قشنگ انفاق رو برای ما ترسیم کردن! من تا روز حساب یه مسیر طولانی رو پیش رو دارم این مسیر دراز رو هم نمی تونم با یه کوله بار سنگین به خوبی طی کنم ضعیفم، طاقتشو ندارم! اینجا میام بخشی از بارم رو می ذارم رو دوش یه نیازمند، فردای قیامت وقتی که به مقصد رسیدیم، ازش پسش می گیرم. . . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| و «سکینه» شد اسمی بی کلاس ... | saloomeh | 48 | 20,232 |
۲۷/بهمن/۹۳ ۲:۳۱ آخرین ارسال: مجنون العباس |
|
| رنگ دزدی در فضای مجازی نیز سیاه است/ فرهنگسازی برای تغییر ن | mahdy30na | 5 | 1,877 |
۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۰۲ آخرین ارسال: mahdy30na |
|






![[تصویر: %D8%A8%D8%B3%D9%852.png]](http://s2.picofile.com/file/7843981933/%D8%A8%D8%B3%D9%852.png)





![[تصویر: ClickHandler.ashx?du=http%3a%2f%2fhybrid...41268A0FF9]](http://ccs.infospace.com/ClickHandler.ashx?du=http%3a%2f%2fhybrid.persiangig.com%2fimage%2fhand_on_water.jpg&ru=http%3a%2f%2fhybrid.persiangig.com%2fimage%2fhand_on_water.jpg&ld=20130801&ap=3&app=1&c=softonicyrest.olden&s=softonicyrest&coi=772&cop=main-title&euip=94.183.142.219&npp=3&p=0&pp=0&pvaid=9dac73efff534ab9acc731bc6fbfcd87&ep=3&mid=9&en=Og3mP0AcDLnyuFdDWo4NsBzAi%2bshvgbpZFxxkrh2MCHQAbCPBSKtQlomgKuG3Ih%2f&hash=F738D87D612153538A4F3741268A0FF9)
![[تصویر: 30.jpg]](http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/zeinab/kamel2/30.jpg)
