|
عشق هایی کز پی رنگی بود/ عشق نبود، عاقبت ننگی بود.
|
|
۱:۴۴, ۲۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۲ ۱:۴۵ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
تایپکی تحت عنوان ایا عشق همان دینداری هست که نمیدونم خوندین یا نه نوشتم در اونجا نهایت عشق و من به تصویر کشیدم اما این واژه امروزه به نادرست و برای به دام کشیدن افراد بکار برده میشود لغتی مقدس ولی در بسیار اوقات استفاده ناحق میشود ولی امروزه مخصوصا در قشر جوان ما و تحت تاثیر نیازهای این دوران و بسیاری از عوامل دیگر......... عشق های واهی فراگیر شده و افراد حاضرند انسانیت خویش را له کنند بدترین ضربه ها را به خود بزنند برای پوج مثلا وقتی از درد هم سن وسال های خود میپرسم همه به نوعی درگیر این مسئله هستن به دور از چشم خانواده رابطه ای شروع میکنند و هروز نسبت به هم وابسته تر میشن و بعد از مدتی که ممکنه سال ها طول بکشه جدا میشن و چه اسیب هایی که بخود وارد نمی کنند این مسئله خواه نا خواه بر بنیان خانوادهایی که بعدها تشکیل خواهد شد تاثیر می گذارد نظر شما در مورد اشنایی هایی که به این سبک هستن چیست؟ ایا باید همچنان به شیوهای سنتی عمل کنیم؟ چرا کنترل احساسات در این دوره زمانه سخت شده است؟و فرد به محض اینکه به کسی علاقمند شد سریع این علاقه رو به طرف مقابل ابراز میکند و................................ |
|||
|
|
۲:۱۷, ۲۶/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۲ ۲:۱۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
یک سوال که نپرسیدید . این خودش به اندازه یک پایان نامه جواب میتواند داشته باشد !
اولا که این نوع ارتباطات اصلا عشق محسوب نمیشود . یک مرتبه نازل از (نمی دانم واقعا چه می شود اسمش رو گذاشت) محبت هست ! خودش هزار صفحه مطلب هست . عشق به خداوند هست . نازلش مادر به فرزند نازلش زن و شوهر ( البته اینها پاک هستند ولی نازل هستند ان شاء الله متوجه باشید منظور من رو ) محبت به نامحرم نمی دانم اسمش چی ست و رده اش کجاست ! مهمتر از همه این هست که در این دور و زمانه انسان خیلی زود احتباج به یک همدرد یا همسر پیدا می کند ولی امکانش رو ندارد . از طرفی تنوع (مثلا) انسانهایی که خودشان را به حراج گذاشته اند (بدحجابی) اوضاع رو بدتر می کند ! آدم هست ، احتیاج دارد ! دست به دامن رابطه های موقتی به امید آینده ، می شود . چون به درازا کشیده میشود به ناچار یکی از طرفین با موقعیت بهتری که پیدا میکند ، رابطه رو به هم میزند و طرف دوم می ماند و هیچ! بیچارگی! اسلام هم نهی کرده به خاطر همین هست ! چون ذات انسان رو خوب می شناسد . کم آدم خودکشی کردند بابت این مسائل؟! خداوند به انسانهایی که امکانش رو ندارند یا کمک کند یا صبر جمیل عنایت بفرماید . واقعا چطور می شود راهکار داد با این وضعیت جامعه که نه حجاب میکنند و نه ازدواج را راحت ؟! من نمی دانم !! خدا به خیر بیاورد آینده را ... |
|||
|
|
۲:۳۷, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۶/آبان/۹۲ ۲:۱۷)فاطمه خانم نوشته است: یک سوال که نپرسیدید . این خودش به اندازه یک پایان نامه جواب میتواند داشته باشد ! خب منم منظورم همینه عشق نیست ولی از این رابطه ها به عنوان عشق تعبیر میکنند و وقتی هم به هم نرسیدند شاید در سرحد خود کشی پیش برن خلا وجودی خودشونو بجای عشق الهی با محبت های پوچ زمینی پر میکنند این امر داره تبدیل میشه به یه فاجعه |
|||
|
|
۲:۴۰, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یه مبحث خیلی سخت باز کردی.
والا ادم میترسه بگه من با خدای خودم خالصم ، کمکم میکنه بدون اطلاع وارد بشم. ولی خب جلوی جوونارو نمیشه گرفت باید کمکشون کرد که کسی نمیکنه |
|||
|
|
۲:۴۷, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
|
۸:۴۱, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
یعنی مثلا من به عنوان یه پسر که خودم رو قبول دارم ، میام میگم که من واقعا قصدم خیره و واقعا میدونم چی از ایجاد یه رابطه میخوام. و قصد نهایی من ازدواج با فلانی هست. ولی به دلیل بعضی مانع ها فعلا از مطرح کردن با خونواده طفره میرم.
به نظر من اگر چنین رابطه ای پیش اومد باید پسر در هر روزی یا ساعتی که دخترخانمی که باش اشنا شده ، دوست داشت به خونوادش اطلاع بده ، یعنی اینکه نترسه که الان هزار نفر صف میکشن جلوش و بهش میگن نه و... واقعا اگه فکر میکنه میتونه یه زندگی رو اداره کنه ، نه در حد خرجی دادن و ... در حد اینکه دو نفر هفته ای یه شب با هم برن بیرون مثلا یه چیزی بخورن ، تا زمانی که اوضاع کار و تحصیلش فراهم بشه. خلاصه اگه واقعا فکر میکنه میخواد یه زندگی مشترک رو شروع کنه باید به حدی برسه که خونواده روش حساب کنن و بهش اجازه ی چنین کاری رو بدن. من خودم هنوز مجردم ولی واقعا به جوونای هم سن و سال خودم میگم که سعی کنید همیشه یه نگاهتون به خدا باشه یه نگاهتون به خونواده و نگاه اخرتون به زندگی مشترک خودتون. از این 3 تا صافی نگاهتون رو بگذرونید ، فکر نکنم به مشکل بر بخورید. |
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۲۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ایه 187 سوره بقره میگه
هن لباس لکم و انتم لباس لهن یعنی شما لباس زنانتان و زنانتان هم لباس شما ازدواج یعنی ارامش اما زمانی به این ارامش میرسیم که بتونیم درست تصمیم بگیریم اصولی عمل کنیم این مقوله رو سخت نگیریم زمانی به این ارامش میرسیم که منبع ارامش اصلی رو درک کنیم یعنی عشق الهی و اسمانی وقتی به این درک رسیدم خدا خودش عشق زمینی رو که در طول عشق اسمانیست سر راهمون قرار میده ولی این اصل نادیده گرفته میشه وجوانان ما خودشون میشن تصمیم گیرنده خلا خودشونو بجای اینکه از منبع اصلی سیراب کنند به روشهای دیگه متوسل میشن درون ذهنشون از طرفشون بت میسازند و زندگی رو در این امر خلاصه میکنند وچه بسا این امر تا اخر عمر سایه میدازه بر زندگیشون یه فرد باید به بلوغ برسه چه عاطفی چه اجتماعی.........یعنی به این باور رسید بعد اقدام کنه نه اینکه هنوز به خودش ایمان نداره بخواد دیگری رو هم در گیر مشکلات خودش کنه |
|||
|
|
۰:۵۵, ۲۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۶/آبان/۹۲ ۲۰:۰۵)رهگذر95 نوشته است: ایه 187 سوره بقره میگهاز بس زندگی داغون مردم رو از نزدیک دیدم کاملا بد بین شدم شایدم واقعه بین شدم! احساس میکنم مثل یک مرد 70ساله تجربه دارم دخترای الان نه تنها آرامشی وادر خونت نمیکنند بلکه خود آرامش رو هم ازت میگیرند شنیدم قدیما متاهلا لباساشون اتو کشیده موهاش مرتب و تر تمیز بوده اما الان نمیشه تشخیص داد چون خانومها راحت طلب شدن شنیدم قدیما موقع حاملگی کشاورزی هم میکردن اما همچین چیزی نیست چون خانوما راحت طلب شدن شنیدم قدیما خانوما کارشون تو خونه و رسیدن به شوهرشون بود اما الان برعکس شده خانوما حریص شدن شنیدم خانوما قبلا ظرفا رو میشستن و کارای خونه رو انجام میدادن اما الان برعکس شده چون خانوما راحت طلب شدن مردا علاوه بر کار بیرون باید کار خونه رو هم انجام بدم و خیلی چیزای دیگه! ازدواج تو ایران به یک کابوس تبدیل شده |
|||
|
|
۲:۳۸, ۲۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۲ ۳:۳۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
تاپیک کمی قاطی شده
در کل باید گفت این موارد مربوط به سبک غلط زندگیست و بس |
|||
|
|
۳:۳۸, ۲۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۲ ۴:۱۲ توسط رهگذر..)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۷/آبان/۹۲ ۲:۳۸)تلمیخا نوشته است: جناب رهگذر آیا می شود موضوع اصلی تاپیک را مشخص کنید؟ موضوع تفکیک و تشخیص عشق و هوس هوس نیاز مقطعی اما عشق نیاز دایمی برای ادامه حیات که ازدواج/عشق های خیابانی/و و و و به شناخت این امر بستگی دارد (۲۷/آبان/۹۲ ۲:۳۸)تلمیخا نوشته است: تاپیک کمی قاطی شده قاطی نشده لطفا دقیق تر بخونید به اصل مطلب پی می برید همین؟ باید بگیم مربوط به سبک غلط زندگیست وبس (۲۷/آبان/۹۲ ۰:۵۵)lord_crusader نوشته است: از بس زندگی داغون مردم رو از نزدیک دیدم کاملا بد بین شدم شایدم واقعه بین شدم! قبل از هر چیز منبع ارامش واقعی فقط خداست این دیدگاه شما خیلی بد زن و مرد مکمل هم اند اگه معنای واقعی دوست داشتن و عشق و بدونند و قدر این محبت الهی هیچوقت دچار مشکل نمیشن هیچوقت ارامششون از بین نمیره وقتی ازدواجای ما قراره بر مبنای این روابط ناصحیح شکل بگیره دیگه چه انتظاری میتونیم داشته باشیم قدیما میگفتن مردا خیلی با غیرت بودن مرد بودن با خدا بودن چشم به ناموس دیگران نداشتن خیانت نمی کردند میتونستی بهشون تکیه کنی و...................................... اما الان چی؟
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











