کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهان من که بی خدا میشود...
۱۸:۵۲, ۲۷/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۳ ۱۹:۵۰ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
نمیدونم چه فکر کردی وقتی تیتر رو خوندی و اومدی تو ... اما خوش اومدی ... فقط امیدوارم الکی اینجا رو شلوغ نندازی و مقاومت نکنی ...


راستش امروز یه خورده میخوام بزنم به سیم آخر ... یه چیزایی بگم که بزرگای تالار لبشون رو گاز بگیرن و بگن تو دیگه چرا؟


گاهی جهان چقدر بی خدا میشود...

قبل از ورود به تاپیک قبل از هر گونه اظهار نظری دو قانون رو باید رعایت کنی وگرنه حق اظهار نظر نداری.

1. اوردن هرگونه آیه و روایت و حدیث در این تاپیک ممنوعه
2. چیزهایی که حس میکنی رو بنداز تو سطل آشغال و خودت حقیقیت رو بردار بیار اینجا ... چیزهایی که اطمینان 100% داری. نه تلقین های که از بچگی بهت کردن و حالا فکر میکنی واقعی ان.




خدا کجاست؟
آیا خدا برای منه انسان کافیه؟
آیا خدا مهربانه؟


کل زندگی ما داره بر پایه قانون جذب جلو میره. اون خدایی هم که ما قبول داریم همون موجود انتزاعیه . میگم موجود چون خودم به وجودش آوردم . با تخیلم.

حالا قبول کردم که این موجود انتزاعی خیلی مهربونه خیلی قادره و کلی صفت دیگه براش گذاشتم...
. اون وقت میشینم دعا میکنم . که شاید این خدای انتزاعی اون رو به استجابت برسونه . این شاید یعنی تو ایمانم ضعیفم
حالا دو حالت داره:
هر وقت شرایط زندگی بر حسب اتفاق جور شد دعای من به استجابت میرسه .
هر وقت هم نشد که مثلا دعای من به استجابت نرسیده. اون وقت هم میگیم شاید حکمت خدای انتزاعی من نخواست!!!

جالبه ...نه؟

چقدر میتونی ادعا کنی که خدای تو حقیقیه و انتزاعی نیست؟

من نمیگم یقینا کل جهان حقیقی بی خداست . من دارم میگم کل جهانی که من توش زندگی میکنم بی خداست و من به معنای حقیقی یک ملحدم .

تا جایی که من فهمیدم من دسترسی به خدای حقیقی ندارم .این که چرا دسترسی ندارم ؟ نمیدونم ! .


اما میدونم اون خدایی که من بهش دسترسی دارم صداش میکنم خدا یک موجود انتزاعیه من در آوردیه.


خداییش کی حس کردیم که خدا بهمون نظر کرده؟کی خدا رو حس میکنیم؟
شاید بعد خوندن یه شعر رومانتیک - یا رفتن به یه فضایی که اسم خدا روش بوده
یا بعد از نمازهات؟ میدونی چرا همچین حسی داری؟ چون بهت گفتن خدا بعد از نماز منتظرته... بر اساس این تلقین همچین حسی برات بوجود اومده.
به وجود اومدن حس زیاد چیز سختی نیست... حس کردن خدا یک تلقینه.


قانون راز که خیلی ها از طریق اون به خیلی چیزها رسیدن . یعنی جهان بی خدایی که من توش نیرومندم. یعنی یک بی خدایی محض .که حقیقت هم داره. این بی خدایی محض جواب داده. !!!

و البته اموزه های دین ما هم این مسئله داره اثبات میکنه. میدونید کجا؟
اونجایی که میگیم خدا گفته: ادعونی استجب لکم. .
یعنی باور داشته باش ک خدای تو (خدای انتزاعی تو) هرچیزی رو که بخوای بهت میده... بخواه و دو مورد به دست اوردنش مطمئن باش !!!!

در اموزه های ما اومده به خدا اعتماد کن . این یعنی پله اول برای قانون راز....
برای رسیدن به اصل قانون راز باید اعتماد کنی ... حالا تو قدرت نداری فورا به خودت اعتماد کنی ... بیا برایت یک خدای انتزاعی میسازیم به او اعتمادکن تا بعدا شاید سر عقل بیایی .. که بفهمی این خدا عروسکیست تو ،خود همه کاره ای ...

حالا بستگی به این داره که تو چقدر به خدای انتزاعیت ایمان داری؟
اگر خیلی ایمان داری .. بهش اعتماد میکنی اون وقت اون قدر دعاهات رو میگی تا بر اساس قانون راز بهش برسی ... نه بر اساس قدرت خدای انتزاعی...(که یک موجود تصوری قدرتی نداره یقینا!!!)


تا حالا دیدید که یکی خیلی گناهکاره (نه روزه ای نه نمازی نه حجابی ...)اما همچین چیزی رو که طلب میکنه به دست میاره...؟

اما حالا یکی پیدا میشه همه فکر میکنن دیگه بهشتی اصیله... از ترس حقیقی بودن جهنم هی مراقب واجباتشه اما دعاهاش انگار نه انگار ..

بعد در توجیه میگه هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند ...

من این جمله رو بر اساس رحمانیت خدایی که در اموزه هامونه نمیتونم هضم کنم . اخر جام زهر گرفتن از دست دوست که نشد لذت...

توجیه دیگرشون اینه که خدا از ناله ی ما خوشش میاد و به همین دلیل به فرشتگانش میگوید به این ها ندهید تا بیشتر سمت من بیایند...

جمــــــــــــــــــع کنید این توجیهان مزخرف رو که حتی منطق یه بچه دو ساله هم قبولش نمیکنه ...


اون کسی که واجبات رو انجام نمیده و از خدای انتزاعی خودش میخواد و استجابت رو میگیره دلیلش ایمان بالاییه که به خدای انتزاعیش داره...

اما منی که از ترس جهنم واجبات رو انجام میدم ... امان از ایمانم ...




خلاصه :

از خدای انتزاعی باید گذشت ...
جهان حقیقی که در تصور من است یک جهان بیخداست. اموزه هایم و چیزهایی که از قوانین این جهان دیدم:
ابتدا به من می اموزد که خدایی داشته باشم ...بعد بفهمم این خدایی انتزاعی بود..پس معنای راز را میفهمم

آن وقت که راز را کشف کردم ، کشف میکنم که این جهان جهانی بی خداست و من باید متکی به خود زندگی کنم ...





نگید رفتم چهارتا کتاب خوندم اینا رو میگم ... راستش اینا همه حرفای خودم بود ... چون کمی با اموزه های دینیم متفاوتن عذاب وجدان تلقینی دارم Sad
هنوز نمیدونم کدوم درسته ... و چه ....


یه دکتری یه متخصصی بیاد بگه من چمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، Reza2035 ، MohammadSadra ، Eve ، اسکای ، صبح صادق ، سید ابراهیم ، Mohammad Trust ، ZaHrA110M ، حضرت عشق ، Justice Bringer

آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۲۰, ۲۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۲:۲۱ توسط soora.)
شماره ارسال: #81
آواتار
ببخشید میون بحث پارازیت میندازم....
یادتون خیلی جالبه و من واقعا لذت میبرم میخونم، فقط اگر واضح تر توضیح بدید ممنون میشم...
باز هم ببخشید Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، MohammadSadra
۵:۲۲, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #82
آواتار
هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم که من همون اول درست فهمیدم منظور شما رو...
آقای رائفی پور یه حرف خیلی قشنگی میزنه:
یه آفریقایی که تو قحطیه اگه 20 سال از عمرشم به چلوکباب فکر کنه، محاله برسه...
شما واسه کنکور نخون، بعد بشین هی فکر کن که من رتبه 1 میشم...
اصلاً بخون و بگو من رتبه 1 میشم...
اگه شدی؟
چون رتبه 1 فقط مال یه نفره و با قانون جذب واسه همه به وجود نمیاد...
خدای شما انتزاعی نیست...
خدای شما انتفاعیه...
یعنی مادامی خداست که به شما سودی میرسونه...
اگه شما رو به دختری که میخواستین یا پسری که عاشقش بودین میرسوند، یه خدای تووووپی بود که بیا و ببین...
اما حالا که مشکلات دارین، حالا یه خداییه که یه جوریه...
تو ذهن من اینجوریه و تو ذهن اون اونجوریه...
مشکل همینه که ما جوجه ها میخوایم خدا رو امتحان کنیم...
انسان ها چند جور نماز میخونن...
بعضی ها نماز میخونن که فقط به خدا بگن ما یاغی نیستیم که حکایت نماز خوندن خیلی از ماهاست...
بعضی ها از ترس خدا نماز میخونن، شاید بزرگان دینی ما، مراجع ما به این درجه رسیدن...
بعضی ها هم با عشق به خدا نماز میخونن، مثل ائمه و پیامبر ما...
اگه خدات مشکل داره و ناقصه، شاید چون شما از خدا برداشت اشباهی داشتین...
شاید اشتباه بهتون آموزش دادن که خدا هرچی ازش بخوای و براش گریه کنی، سیم سوت بهت میده...
اگه نداد، واسطه ببر...
برو پیش حضرت زهرا و همچین گریه کن که ... بعد دیگه ردخورد نداره...
وااااقعاً خدا رو با تمام وجود حس نکردین تا حالا؟
مامان من ناخواسته خدا رو امتحان کرد...
بیست و یکم ماه رمضون 3 سال پیش مامانم داشته قرآن میخونده که به آیه ای میرسه که میگه ما دل مادر حضرت موسی رو نگه داشتیم...
مامانم میگه ببینی این آیه چه معنی ای میده...
من رفته بودم جایی و در حال برگشت به خونه بودم...
توی لاین 2 در حال رانندگی بودم که یهو یکی از پشت زد به سمت راست سپرم و وسط اتوبان یادگار امام با اون شیب وحشتناک، ماشین من شروع کرد به چرخیدن...
چون اونم سرعتش زیاد بود، اونم چرخید و دوباره کوبوند به در سمت راننده...
یکی دو دور دیگه ماشین چرخید و توی لاین سرعت دقیقاً عمود بر لاین وایستاد...
فرمون رو محکم نگه داشته بودم که اگه ماشین بعدی کوبوند بهم، فقط پرت نشم....
در شدت تصادف بهتون بگم که کل شیشه سمت راننده توی صورت من خرد شد...
تمام قسمت سمت راننده به اندازه نیم متر تو رفته بود....
یارو هم در رفت...
با اون شدت تصادف که هیشکی باورش نمیشد من زنده باشم، چه برسه به این که صحیح و سالم باشم و خال هم برندارم، خدا همه جوره به من رحم کرد...
اولاً این که یه مدتی بود ما بچه میخواستیم و خدا بهمون نمیداد...
اون روز فهمیدم چرا 6 ماه تموم به ما نداد...
چون اگه داده بود، حتماً حتماً اون بچه در اون روز از بین میرفت...
ثانیاً این که توی لاین سرعت ماشین وایستاده، بلافاصله 4-5 تا ماشین دورمو حلقه کردن و اومدن کمکم کردن که از تو ماشین دربیام...
یعنی خدا ناگهان اونها رو هم هشیار کرده که بایستند و تصادف بدتر نشه...
توی اتوبانی که اگه یکی ترمز نابجا کنه، سریالی 7-8 تا ماشین به هم میخورن...
بعدشم تا من از ماشین دربیام، یه خانم رالی کاری بره جلوی ماشین خاطی رو بگیره و بهش بگه غلط کردی میزنی و در میری...
شماره ماشین رو ورداره و به من بده...
بعدشم یه خانم پرستاری هم اونی باشه که منو از توی ماشین درمیاره...
یعنی پازل خدا جور جوره...
در عین حالی که همه این کارا رو انجام میده، به مامانم هم یاد میده دل یوکابد رو نگه داشتیم یعنی چی...
ما چون از پازل خدا فقط چند تا تیکه اش رو میبینیم، دلیل کارهای خدا رو درک نمیکنیم...
اشتباه از چشم ماست...
اشتباه از دید ماست...
این حرفای قلمبه سلمبه هم بذارین در کوزه آبشو بخورین...
چون باااااید بتونین طوری صحبت کنین که همه فهم باشه...
وگرنه یه شبهه واسه یکی مطرح میکنین که جوابش رو طرف نمیفهمه، اونوقت با اون شبهه به کفر کشیده میشه...
من حتی قنوت نمیگم...
میگم چه دلیلی داره من از خدایی که حواسش به من هست، اینقدر چیزی بخوام...
تنها دعایی که من همیشه میکنم "اللهم عجل لولیک الفرج" هست و "اللهم صل علی محمد و آل محمد"...
خدا میگه صلوات دعای مستجابه...
اگه قبل و بعد از دعا صلوات بفرستین، اون دعای وسطی هم مقبوله. چون خدا دعاها رو نصفه و نیمه مستجاب نمیکنه...
پس جای تلاش من کجاست؟
من تلاش نکرده حضرت زهرا رو به خون گلوی امام حسین (علیه السلام) قسم بدم که رتبه یک کنکور بشم یا به اون دختره یا پسره برسم؟؟؟
یعنی یه ذره فکر نمیکنین خدا الآن دعاهای واجبتری داره واسه اجابت...
هم کیشای ما دارن تو دنیا تیکه تیکه میشن، اونوقت چون یکی به زندگی نرسیده و مشکلاتی توی زندگی داره، باید بگه خدایی اصلاً وجود نداره...
خدا اونیه که توی ذهن منه...
من توی ذهنم به چلوکباب که فکر کنم، تلاش هم بکنم، حتماً دستم میاد دیگه...
میشه بپرسم پس واسه چی امام حسین (علیه السلام) شهید شدن؟
مگه مستجاب الدعوه نبودن؟
خدا هم که هیشکی رو بیشتر از ایشون دوست نداشته...
یه دعا میکرد، تمام لشکر یزید یهو عین ماجرای ابابیل نابود میشدن...
خدا همیشه که کاریکاتوری معجزه نمیکنه...
همیشه باید بیاد دریا بشکافه که شماها باورتون بشه؟
جالب این که واسه اونایی هم که شکافت همچین ماااااالی از آب درنیومدن...
میگن پاسکال از 80 راه ریاضی وجود خدا رو اثبات کرد...
بعد ازش میپرسن خودت با کدوم راه به وجود خدا رسیدی؟
گفت با هیشکدوم... با دلم...
همیشه که نباید همه چیز ملموس باشه تا باورش کنین...
اصلاً شاید خدا سکوت کرده تا ببینه کیا ریزش میکنن...
کیا خدا رو واسه زن و پول و مدرک میخواستن؟
اونایی که خدا رو واسه آخرت خودشون میخواستن (اونایی که از خدا میترسن) و اونایی که خدا رو واسه خود خدا میخواستن (اونایی که عاشقانه خدا رو میپرستن) بمونن و بقیه بریزن...
ایدئولوژی ها تون رو عوض کنین، وقت مردم رو هم نگیرین...
مشکلات شخصی شما هم نباید دلیل بشه که ذهن انسان های دیگه رو تاریک کنین...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، soora ، ELENOR
۵:۳۴, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #83
آواتار
راست میگه خانم ام-زِد

ما تلاش نمیکنیم و میگیم چرا خدا نمیده

البته من همیشه گفتم خدا دلش رحیمه، اول اون کمک میکنه ولی انگاری نه اینجوری نیست
نه اینکه رحیم نباشه، بی تلاش چیزیو نمیده

حالا مایی که از دنیا بریدیم، کلا شبا خواب نداریم، چجوری اونجور که باید تلاش کنیم رو نمیدونم

کسی راهی داره که ادم شب خوابش بگیره؟ قرصی چیزی، ضرر هم داشت مهم نیست
من الان یه ماهی میشه شب نمیتونم بخوابم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: زینب خانوم ، Eve
۹:۰۰, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #84
آواتار
خب اول یه چیزی بگم:


اصلا نمیتونم جلوی خودم را بگیرم و از اشتیاق و هیجانی که از دیدن این تاپیک بهم عارض شد حرف نزنم...


حقیقتا انرژی جدید و مضاعفی به من داد که گویی باید حضور کم رنگ این چند روز گذشته ام را در این تاپیک جبران کنم.


بی مبالغه بگم، یکی از بهترین تاپیک هایی بود که در این همه مدت در بیداری اندیشه دیدم/


خانم مرهم گرامی جسورانه در اتاق جادویی را گشود که خیلی ها (حتی خود بنده) جراتش را نداشتیم. بارها میخواستم در این مورد تاپیکی بزنم که با احتیاط ها و وسواس ها نشد. و حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم در این اتاق اسرار آمیز باز شده است و غولهایی بیرون امده اند که نمی شود آنهارا انکار کرد.


ارسال های درست والبته اشتباهی زده شد که اگر دوستان دیگری بودند مطمئنا در اولین کار دست به پالایش تاپیک می زدند و بسیاری از ارسال ها ویرایش یا حذف میشد. ولی خیالتون راحت در این موضوع تا بی نهایت برا همه بازه. Wink


تنها نقطه منفی این موضوع:


عدم چارچوب بحث. تصور بنده این بود که با گذراندن چند جلسه منطق بتونید بهتر از این ها بحث را مدیریت کنید. یعنی آنقدر بحث با گستردگی پیش رفت که در خیلی از مواقع موضوع به دست فراموشی سپرده می شد.


چون سوالات خیلی اساسی مطرح شد هم از سوی مرهم و هم رضا. که باید مدت ها به آن پرداخت البته به شرط دقت کافی و ....


به فلسفه هم ایرادهایی گرفته شد که اساسا ناشی از اطلاع کمتر دوستان ازاین علم هست که البته باز مقصر خود این علمه که هنوز نتوسنته جای خودش را در زندگی عموم مردم پیدا کنه.


در کل این تاپیک را بسیار دوست دارم. و با کلیت بحثش نیز به شدت موافقم.


این ارسال مقدماتی و تنها برای ابراز احساسات بود. Big Grin

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، soora ، لبخند خدا ، mohamad ، مجتبی110 ، Arash.j ، اسکای ، هادی... ، شیدا ، Mohammad Trust ، Eve ، MohammadSadra ، رضوانه ، ZaHrA110M
۱۰:۲۴, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #85
آواتار
نقل قول:این فلسفه تا جایی پیش رفت که نیچه فیلسوف پست مدرن گفت : چون برداشت ها از حقیقت مختلف است پس هیچ حقیقت واحدی وجود ندارد ! ( همین بحثی که ما داریم توی تاپیک انجام میدیم ) ایا خدایی که در ذهن و باور ماست با خدای دیگران یکیست ؟ ابدا ....هر یک از ما تصوری از خدا در ذهنمان داریم(نگاه سوبژکتیویسم) که با دیدگاه های دیگران متفاوت است پس ایا خدایی وجود ندارد ؟
حرفی که زدید درسته اما بحث سر این نیست که اگه خدا من با خدای اون آقاهه فرق داره پس خدا وجود نداره. بلکه ما می گیم خدا وجود داره و خواستمون این هست که به تصوری واحد برسیم.
اصطلاحی در برنامه نویسی هست به اسم "اتصال واشری"(واشر سر سیلندر!). فکر کنم به درد برخی دوستان بخوره:
اتصال واشری: به معنای آن است که تو درگاه را به طرزی با هم چفت کرد تا اطلاعات درز نکند. در عبارتی دیگر این دو درگاه باید هم اندازه و هم تراز هم باشند.
مثلا دو تا بطری رو از دو سر بخواین به هم بچسبونین باید و ساعت شنی درست کنید باید دقت کنید که سرشون دقیقا هم اندازه باشه.
ما هم باید درگاه تفکرمون با درگاه درک انسانی درباره ی خدا هم اندازه باشه. در حالی که خدای انتزاعی ما خیلی کوچکتر از درگاه تفکرمون هست. باید خدا والاتری رو بپرستیم.
****************************************
یه بحثی هست درباره ی فرضیه پروانه ی ناکایامو (فکر کنم اسمشو غلط گفتم) که بحث داره میره سمتش. مطلبش خیلی زیاده و حوصله ندارم وقتی بحث به اونجا نرسیده بیارمش و هی ثابت کنم درسته یا غلط.
راستی... این فرضیه در مورد اله من و شما نبود. بلکه در مورد رب من و شما هست که خیلی هم جالبه. فقط یکمی بحث بره جلوتر خواهم آورد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرهم ، soora
۱۰:۵۸, ۲۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۱۲:۳۵ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #86

خیلی به خودم فشار آوردم نظر ندم! اما انگار موریانه ی ذهن من رو، خانم مرهم مطرح کردن!

منم اتفاقا چند بار این چنین موضوعی رو می خواستم بنویسم اما حدس می زدم به چه جایی می رسیم!

با خودم گفتم واسه چی می خوای خوره ی ذهنت رو چنین جایی مطرح کنی. جواب ها که مشخصه:
کلیشه و شعار زدگی

حدسم درست بود! بجز دو سه نفر، بقیه مبتلا بودند به کلیشه .....

* شناخت خدا آخر با عقل یا نشانه هایی که تو زندگیمون قرار می ده؟؟
بله خیلی دل انگیزه وقتی اتفاق مهمی تو زندگیت می افته به خدا نسبتش بدی و بگی یک نفر اون بالا هوامو داره! اما این خدا نیست، اما عقل من اینو نمی پذیره! نمی تونم با نشانه ها خدا رو درک کنم! نه نشانه هایی که از طبیعت می بینم نه نشانه هایی که خصوصا تو زندگی خودم اتفاق می افته!
خدای ما خدای حاصل از شناخت نیست، خدای حاصل از عدم شناخته! [b]خدای ما خدای حفره هاست!

یعنی بجای اینکه خدا رو بشناسیم میایم تو زندگیمون و محیط اطرافمون، پدیده ای که نمی تونیم درکش کنیم رو نسبت می دیم به خدا! خداییه که با دو تا نظریه تو علوم طبیعی متزلزل می شه!

در مقابل آیات و نشانه ها دنبال عقل رفتم اما رسیدم به اینکه عقل هم که زپرتش در رفته، زیاد کلنجار رفتم اما استدلالیون کلا از اصل قضیه شوتت می کنن، بقول مولانا:
* پای استدلالیون چوبین بود ...... پای چوبین سخت بی تمکین بود

مصطفی چمران شاید کمی ذهن آشوب منو اقنا کرد. تو کتاب انسان و خدا اول میاد عقل و دکارت و ایدالیست ها رو می زنه و بعد هم ماتریالیست ها رو ! درنهایت اشراق رو معرفی می کنه!
* عاقلان مرکز پرگار وجودند ولی ...... عشق داند که در این دایره سرگردانند

مصطفی چمران در کتاب انسان و خدا نوشته است:  
اين درست است كه همه حيات و زندگي براساس عقل دور مي‌زند، ولي باتمام اين حرف‌ها در دايره عشق، عشق يعني همان روح، يعني همان اشراق اين عاقلان سرگردانند، چيزي نمي‌فهمند، گم‌اند، كورند.

چمران مراتب نفس رو اینگونه تقسیم می کنه : نفس اماره، لوامه، عاقله، ملهمه، مطمئنه، راضیه و مرضیه!که اماره ذلیلترین نفس هست و در مقابل نفس راضیه و مرضیه نفسیست که او از خدا راضی و خدا از او راضیست! و انسان اون موقع از جسم رها شده و به بعد روح رسیده و اونجاست که می تونه با اشراق به خدا برسه!

کتابش رو که تموم کردم، آخرش گفتم آقا مصطفی، نسخت به درد من نمی خوره
رابطه اشراق تو و خدا رابطه ی واقعی بود! تو درگیر نفس اماره نبودی ولی خدای انتزاعی من اسیر نفس اماره است! یعنی خدایست که باید نفس اماره ی من رو اقنا کنه! هرچه خواستم برآورده کنه! خدای من به قول آقا رضا غول چراغ جادوست!


مخلص کلام!! ::
گشتم نبود نگرد نیست Sad
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Arash.j ، مرهم ، Reza2035 ، هادی... ، اسکای ، soora ، MohammadSadra ، رضوانه ، ZaHrA110M
۱۱:۲۰, ۲۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۲۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #87
آواتار
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۰:۵۸)مجتبی110 نوشته است:  
کلیشه و شعار زدگی

حدسم درست بود! بجز دو سه نفر، بقیه مبتلا بودند به کلیشه .....

* شناخت خدا آخر با عقل یا نشانه هایی که تو زندگیمون قرار می ده؟؟
بله خیلی دل انگیزه وقتی اتفاق مهمی تو زندگیت می افته به خدا نسبتش بدی و بگی یک نفر اون بالا هوامو داره! اما این خدا نیست، اما عقل من اینو نمی پذیره! نمی تونم با نشانه ها خدا رو درک کنم! نه نشانه هایی که از طبیعت می بینم نه نشانه هایی که خصوصا تو زندگی خودم اتفاق می افته! چون خدای ما خدای حفره هاست!
خدای ما خدای حاصل از شناخت نیست، خدای حاصل از عدم شناخته!

یعنی بجای اینکه خدا رو بشناسیم میایم تو زندگیمون و محیط اطرافمون، پدیده ای که نمی تونیم درکش کنیم رو نسبت می دیم به خدا! خداییه که با دو تا نظریه تو علوم طبیعی متزلزل می شه!

Sad


جملات بالا
جواب من به خانم موزه است

خدا از نظر شما یکیست که اون بالا نشسته و داره پازلی رو مدام به نفع من و تو میچینه و ادمهایی مثل من نمیفهمیم..

من این خدا رو قبول ندارم Sad
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، اسکای ، هادی... ، soora ، MohammadSadra ، مجتبی110 ، رضوانه
۱۱:۳۱, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #88

نقل قول:ایدئولوژی ها تون رو عوض کنین، وقت مردم رو هم نگیرین...
مشکلات شخصی شما هم نباید دلیل بشه که ذهن انسان های دیگه رو تاریک کنین...

همون طور که از من خواستین توی بخش خانواده نظری ندم , لازم نیست شما هم توی این تاپیک نظر بدین ! روشنه ؟ یا روشن ترش کنم ؟
همون طور که جواب حرفهای شما رو توی بخش خانواده نمیدم باید برای احترام متقابل کافی باشه...همین که جرات فکر کردن به مسائل بزرگتر رو ندارین نشون میده مغزتون چقدر روشنه

نقل قول:حرفی که زدید درسته اما بحث سر این نیست که اگه خدا من با خدای اون آقاهه فرق داره پس خدا وجود نداره. بلکه ما می گیم خدا وجود داره و خواستمون این هست که به تصوری واحد برسیم

خدای انتزاعی ما با خدای حقیقی تطبیق پیدا نمیکنه واسه همین وجود نداره ...در ضمن عرض کردیم در دوره ی مدرن دکارت گفت : اون چیزی که من از دنیا میفهمم وجود داره و چیزی که با ذهن من قابل درک نیست وجود نداره ! مسلما این خدایی که شما بهش باور داری نمیشه توی محیط ازمایشگاهی تستش کرد و یا از طریق حواس پنجگانه درکش کرد ...پس خیلی قبل تر مرده , این حقیقتی که داریم روش صحبت میکنیم در فلسفه ی پست مدرن , مفاهیمی هستند که به عنوان حقیقت در ذهن ها باقی موندند .

وجود هم با اون چیزی که توی فلسفه ی اسلامی هست خیلی فرق داره ! در زبان فارسی به یک میوه میگن : سیب , در زبان انگلیسی میگن : اپل , در زبان ترکی میگن : آلما , توی فلسفه میگن پس چیزی به اسم سیب وجود نداره چون برداشت های مختلفی ازش وجود داره ....سیب اعتبار ذهن ماست و فقط واسه ما فارس زبان ها قابل درکه , اگه همین کلمه رو واسه یه انگلیسی بگیم درکش نمیکنه چون اون یه کلمه دیگه واسش ساخته و برای ما قابل درک نیست .
-------------------------------------------------------------
هنوز هم کسی نفهمیده موضوع این تاپیک چیه ! فقط میگن : بلدم , بلدم ! اخه بیداری اندیشه رو چه به تفکر مدرن و شبهات ذهنی !

نقل قول: این ارسال مقدماتی و تنها برای ابراز احساسات بود. [تصویر: biggrin.png]


سید جان ببخشید که ناامیدتون میکنم , خودتون با این جماعت خدا اثبات گر بشینید بحث کنید , من حوصله ندارم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، هادی... ، مرهم ، Eve ، soora ، MohammadSadra ، مجتبی110 ، رضوانه
۱۱:۴۸, ۲۸/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #89
آواتار
(۲۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۳۱)Reza2035 نوشته است:  همون طور که از من خواستین توی بخش خانواده نظری ندم , لازم نیست شما هم توی این تاپیک نظر بدین ! روشنه ؟ یا روشن ترش کنم ؟
همون طور که جواب حرفهای شما رو توی بخش خانواده نمیدم باید برای احترام متقابل کافی باشه...همین که جرات فکر کردن به مسائل بزرگتر رو ندارین نشون میده مغزتون چقدر روشنه


خدای انتزاعی ما با خدای حقیقی تطبیق پیدا نمیکنه واسه همین وجود نداره ...در ضمن عرض کردیم در دوره ی مدرن دکارت گفت : اون چیزی که من از دنیا میفهمم وجود داره و چیزی که با ذهن من قابل درک نیست وجود نداره ! مسلما این خدایی که شما بهش باور داری نمیشه توی محیط ازمایشگاهی تستش کرد و یا از طریق حواس پنجگانه درکش کرد ...پس خیلی قبل تر مرده , این حقیقتی که داریم روش صحبت میکنیم در فلسفه ی پست مدرن , مفاهیمی هستند که به عنوان حقیقت در ذهن ها باقی موندند .

وجود هم با اون چیزی که توی فلسفه ی اسلامی هست خیلی فرق داره ! در زبان فارسی به یک میوه میگن : سیب , در زبان انگلیسی میگن : اپل , در زبان ترکی میگن : آلما , توی فلسفه میگن پس چیزی به اسم سیب وجود نداره چون برداشت های مختلفی ازش وجود داره ....سیب اعتبار ذهن ماست و فقط واسه ما فارس زبان ها قابل درکه , اگه همین کلمه رو واسه یه انگلیسی بگیم درکش نمیکنه چون اون یه کلمه دیگه واسش ساخته و برای ما قابل درک نیست .
-------------------------------------------------------------
هنوز هم کسی نفهمیده موضوع این تاپیک چیه ! فقط میگن : بلدم , بلدم ! اخه بیداری اندیشه رو چه به تفکر مدرن و شبهات ذهنی !



سید جان ببخشید که ناامیدتون میکنم , خودتون با این جماعت خدا اثبات گر بشینید بحث کنید , من حوصله ندارم .


ببخشید...اون سخنرانی ای که لینک دادید ، لینک کم حجم ترش موجود نیست؟

در ادامه ی بحث:واقعا بحث سر اینه که صفاتی که هر آدمی از خدا شناخته با دیگری فرق میکنه؟
یعنی اینکه....ببینید خدایی که هرکدوم ما میپرستیم بهرحال یک شخصیت خاصی داره از نظرمون دیگه؟ مثلا خدای دوست من هر گناهی کنی با مهربونی منتظرته اما خدای من اگر گناه کنم با من قهر میکنه و حس میکنم درهاش بستست به روم....الان بحث اینه که چقدر این خدا نزدیکه به خدای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ؟
بعد مدتها ، یه بحث درخور تالار Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرهم ، Reza2035 ، رضوانه
۱۱:۵۹, ۲۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۱۲:۱۱ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #90
آواتار
این شعر هم جالبه : از شهریار

راهی به خدا دارد خلوتـگه تنـهایی
آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیی
هر جا که سری بردم در پــرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من هـرزه ی هر جایی
بیدار تو تا بـــــودم رویای تو می دیدم
بیدار کن از خوابم ای شاهد رویایی
از چشم تو می خیزد هنگامه ی سر مستی
وز زلف تو می زایـد انگیزه ی شیدایی
هر نقش نگارینــت چــون منظره ی خورشید
مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی
چشمی که تماشاگر در حسن تو باشد نیست
در عشق نمی گنجد این حسن تماشـایی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، Mohammad Trust ، soora
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question آیا میشود جهان یا مخلوقات خدا ازلی هم باشند؟ مهدی عباس زاده 1 1,121 ۱۴/اسفند/۹۲ ۶:۵۴
آخرین ارسال: مهدی عباس زاده

پرش در بین بخشها:


بالا