|
دین انحصاری
|
|
۱۱:۰۵, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
زیاد نمی نویسم تا چشمتون رو درد نیارم. دقیقا چند تا بحث به صورت کامل دیدم که منشأش از این مسئله بود و بار ها دیدم که به خاطر همین کار به دعوا کشید چون هر دو طرف نمی دونستن نقطه تخالفشون کجاست. حالا می نویسم از مشکلی که هست و از ناظرین تقاضا عاجزانه دارم جلوی این تاپیکو نگیرن. ****************************************************************** دین انحصاری من کلاً واژه ی "انحصاری" رو چند جا شنیدم. توی صنعت سینمای بریتانیای دهه 1960 توی حزب کارگران افغانستان(پس از فروپاشی شوروی) و جاهای دیگه اما یه معنی میده. یعنی یه مافیای سنتی. یعنی یه قشر خاصی هستن که توسط یک سنت خودجوش هدایت می شن. این سنت تبدیل به عرف اون قشر شده و تعیین می کنه کی باشه یا کی نباشه یا چی بشه... این عرف تعیین می کنه گه کبیره و کی حقیر و... در کل این عرف میاد و سیاست های اون اجتماع رو تغییر می ده. حالا دارم این عرف تولید شده و توی اجتماعات مختلف اسلامی می بینم. کسانی که اسلام رو فراموش و یک مافیای سنتی تشکیل دادن شدیداً باعث تعجب منه. با ادعای تمام همه چیز رو کنار می زنه و می گه اسلام! باعث تعجب منه. با ادعای تمام همه چی رو میگه حرام و میگه اسلام... مگه اسلام از چی ساخته شده که با همه چی در تضاده مگر یه نقاط خاص؟ اصلاً اون نقاط خاص چی هستن؟ لابد همونایی که نقاط عطف تفکرات برخی هستن. یادمه چندین سال پیش اسفندیار رحیم مشایی اومد و گفت "مکتب ایرانی" آی! های! بیان بینین این ملعون چی زری زده!... های! باید گریست به حال اسلام! "نمی خوام ازش طرفداری کنم"دروغی هست که نمی خوام بگم! همه چی رو از اسلام جدا کردن و آخرش نفهمیدن چی تو اسلام جا داره! یادمه چند ده سال پیش مهندس بازرگان خندید گفت: زکی! حکومت اسلامی! اونم با این اسلام گرا ها! آره! آره داداش! با همین اسلام گرا ها! این اسلام گرا ها همونایی بودن که شریعتی از اونا می نالید. می گفت اینا خودشون رو تو محرم با وحشیانه ترین کار ها به اشک وامیدارن تا امام انتزاعیشون شفاعت کنه... حالا می خوان بیان و بگن تورم! بگن شرکت نفت! بگن دموکراسی اسلامی! مهندس اومد گفت: خمینی یه روزی می ره، بهشتی یه روزی می ره، رجایی و چمران و باهنر یه روزی می رن... تو این جمعیت شفاعت طلب فقط چند نفر خواهند ماند که بدونن اسلام حکومتی یعنی چی! معلوم نیست. شاید همون یه عده هم خسته شن و کنار برن. آری! الان سکوت اسلام دانان رو می بینم و جولان شفاعت خواهان. کسی که در مخیله ی خودش قدیس می سازد از آن پوستر می دهد جماعتی را به پرستش آن قدیس وامی دارد امان از لحظه ای تفکر که ای نادان! چه غلطی کرده ای؟ حتی خودش هم در مخیله اش گم می شود... این ها برای چندین سال پیش بود. ولی من با الآن کار دارم. دیروز دیدم یه لفظ خیلی کثیف رو اسلام آمریکایی اگه یه آمریکایی اسلام بیاره در اصل اسلام آمریکایی داره. با اینکه نماز خواهد خواند. با ابنکه به حدیث عمل خواهد کرد با اینکه کوثر را خواهد شناخت چرا اسلام آمریکایی داشت؟ چون چادری نبود؟ چون بسیجی نبود؟ چون زیر سایه ولایت فقیه حرکت نمی کرد؟ چون سرسپردگی نمی کرد؟چون نگفت مرگ بر آمریکا؟ من هیچوقت مرگ بر آمریکا نمی گم. چون حاضر نیستم یک ملت رو به مرگ دعوت کنم. هیچ وقت مرگ بر آمریکا نمی گم چون حاضر نیستم یک ملت رو از صاحب این شعار بترسونم باز حرف من با کسان دیگریست. کسانی که همه چیز وقف اسلام تخیلی کردند. تنها یک قانون نانوشته ماند: هر چیزی که اسلامی نباشد پس حرام است حالا نام می برم که با این قانون چه چیز هایی از اسلام خارج شد: موسیقی حرامه! بار ها تو همین تالار خوندم که به موسیقی به چشم یه شئ نجس نگاه می شه. موسیقی برگرفته از روح انسانه. روحی که هم خشم داره. هم آرامش. هم بغض داره و هم حب...آیا این روحی که در بدن توست حرامه؟ این روح از کجا اومده؟ ویژگی های روح انسان در قرآن حرامه؟ هنر تجسمی حتما باید یا آیه باشه. یا حدیث. یا شمایل بزرگان اهل ادب! هر مضمون دیگری حرام است! گاهی وقت ها انسان نیاز به ترس و احساسات دون پایه نیاز داره. نیاز داره تا فکرش بره سمت کسانی که در تاریکی فرور فتن. انسان باید باتلاق رو ببینه. من نباید بهش بگم باتلاق یه تله است.باید خودش اینو درک کنه. حتی اگه یه قیمت جونش تموم بشه هر عملی یا طرز فکری که در اون حرفی از اسلام نباشه حرامه! یه سوال: چی از اسلام نگه داشتین که می گین عمل انسانی؟ عمل اسلامی یعنی خواندن قرآن و گوش دادن به منبر و شعار؟ کسی بود که با یه کیسه می رفت و یه کوفه ی گرسنه رو سیر می کرد. مسلمان نبود؟ کسانی هستن با یه کامیون می رن و یه ادینبرو گرسنه رو سیر می کنن. مسلمان نیستند؟ نماز نمی خونن اما جرأت داری بگی مسلمان نیستن؟ از اونا مسلمان تری؟ به خوبی می بینم و شما هم می بینید. بودجه ای که سهم تخت جمشید بود اومده و داره خرج همایش عفاف و حجاب شیراز می شه. یه سری زن یائسه هم میان برای شور جنسی دختران دهه ی هفتاد نظریات طرح می کنن! یه سری متاهل نوه نتیجه دار میان و برای عشق پسر 19 ساله تعیین تکلیف می کنن. و این شد برنامه فرهنگی حجاب. و آن هم شد برنامه فرهنگی برای بازسازی تخت جشمید. کلاهتو قاضی کن. کدومش نتیجه بخش تر بود؟ در اسلام ما کاری رو پسندیده کردن که به نفع قشر خاصی بشه. دقیقا شبیه به فتوای قند اول انقلاب و هنوز هم مضراتش در زندگی روزمره برخی هست. این است داستان همان کسانی که پیشانی را می سوزاندند تا نماز شب خوان جلوه کنند. حال آمده اند با کمک نظریه "ایاک نعبد" مشکل بیکاری را حل کنند! این انقلاب انحصاری نبود. خمینی و خامنه ای انحصاری نبودن. بیدار بودن که خوش درخشیدن. اما فرماندار شهر من، اعضای پایگاه بسیج محله ام، مسئول حراست اداره ها و خیلی پست های دیگه انحصاری شدن. کار برای فرزند ایثارگره. وام برای فرزند شهیده. کتاب درباره ی زندگی رزمنده و همه چی مال اوناست. اگه مملکت مال اوناست. بگین تا دیگه با دندون نگیریمش. اگه اسلام فقط در آنها معنی می ده. بگین تا بریم سمت آئین دیگه ای. یه سوال کوچیک دارم: دستاورد های انقلاب ما قرار بود این باشه؟
|
|||
|
|
۱۱:۳۶, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
چقدر اغراق امیز صحبت کردید حرفاتون یه جاهاییش درسته و یه جاهایی نمیگم غلط اما بی انصافانه است من ندیدم کسی اینجا بگه موسیقی کلا نجس و حرامه!!!!!!!!!! هنر هم همینطور موضوع اینه اون انحصار طلبی تون رو نمیشه انکار کرد اما خائن هم زیاد داریم،نون به نرخ روز خور هم همینطور تصور کنید که یه جامعه ای داریم که یه سری چیزا براش ارزشه خوب اکثریت مردم به اون افرادی که اون ارزش رو دارن بها میدن در این موقعیت دو عده ادم بوجود میاد 1- ادمایی که حزب باد هستند،کلا همه جا نون میخورن ،در واقع اون صفت ارزشی پسندیده شده در جامعه رو ندارن اما ادا در میارن که از نون و مزایا نیفتن 2-ادمایی که مخالف اون ارزش هستند وارد میشن که نابود کنن،چون دو رو دارن اسمشون منافقه این اتفاق کلی در همه جا رخ میده حتی در شوروی سابق،در هر انقلابی رخ میده اما حرفی که شما زدین این حس رو به من دست داد که قدیمیا خوبن و جدیدیا همه بدن زمان امام خمینی هم این دو تیپ ادما بودن به قول مامانم همون زمانم اقای بهشتی خیلی مورد هجمه قرار میگرفت همین الانم اگه ایشون بودن کلی پشت سرش حرف بود جامعه خیلی پیچیده شده "اناری را میکنم دانه به دل میگویم کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود" |
|||
|
|
۱۱:۵۴, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۱:۵۵ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
ارسال بی دل تقریبا یک نوع دردل هست تا یک بحث مفید که بشود منتجش کرد. جناب بی دل کاش سوال اساسی تان را خیلی واضح و روشن می فرمودید تا بتونیم بیشتر استفاده کنیم. با تشکر فراوان.
|
|||
|
|
۱۲:۱۹, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:چقدر اغراق امیز صحبت کردیددقیقا باید ببینید تا بگم اغراق یعنی چی همین پنجشنبه قبل مادرم یک حرکت ناپسند از یه مقام استانی دید که واقعا جای تاسف داشت. توضیحش نمی دم چون پای آبروی چندتا آدم شریف در میونه. یکی دو تا هم نیست که بگم اغراق کردم. همه جا دیدم و دارم می گم. نقل قول:ارسال بی دل تقریبا یک نوع دردل هست تا یک بحث مفید که بشود منتجش کرد.بیدل و درد دل؟ ![]() نقل قول:جامعه خیلی پیچیده شدهاگه خیلی پیچیده است پس چرا می گین همه حق یا باطل؟ یا حق! یا باطل! غیر این دو حالت وجود نداره. یه سکه ی دو رو چند حالت ممکنه پیش بیاره؟ نقل قول:من ندیدم کسی اینجا بگه موسیقی کلا نجس و حرامه!!!!!!!!!!چرا من دیدم. خیلی هم دیدم. اومدن و برای هر موسیقی یه ایراد گرفتن و آخرش فقط به هیچی رسیدن. تئوری اشون همین بود. از هیچی موسیقی بسازیم. مثلا همون یزدانی رو چقدر تخریب کردن که راک جماعت شیطان پرستن. با این طرز تفکر باید گفت که مسلمان جماعت هم تروریستن. ************************************************************************************* چیزی که می گم اینقدر گسترده است که سوال اساسی توش تعرف نمی شه اما دقیقا توجه من به قشر خاصی هست: الان نقل محافله که سکوت نکنید جلو آمریکا و فلانی وفلانی! اینا دشمن هستن! سکوت یعنی خیانت! اما می بینم که سکوت می کنیم جلوی همون نون به نرخ روز خور ها. بار ها دیدم در برابرشون سکوت شده. وام میلیاردی به آقازاده میدن زیر سایه حکومت اسلامی. میان ما رو غافل می کنن از اونا و مشغول می کنن به مسائل دون پایه تر. مملکت رو چپاول می کنن و وقتی می گیم آقا چرا اینطوری می کنی میگه حواست باشه آمریکا ما رو استعمار نکنه. نمی دونم چطوری بیام و اون قشرو معرفی کنم اما مطمئنم که اگه آمریکا بده، اون قشر از صد تا آمریکا بدترن منافق هم نیستن. از خودمون هستن. منافق وقتی می شن که در دلشون مسلمان نباشن. اما این اسلامی که داره عرضه می شه انقده دست اونا رو باز کرده که تو دلشون صد مرتبه به این اسلام پوشالی امروزی ایمان آوردن. |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بلاخره این افراد منافق هستند و همیشه هم در تمام دولتهای اسلامی و غیر اسلامی بوده اند. در دلشون مسلمان نیستن زیرا اسلام حقیقی اجازه این اعمال را نمی دهد.
|
|||
|
|
۱۲:۲۷, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۲:۳۲ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۸/تیر/۹۳ ۱۲:۲۵)سید ابراهیم نوشته است: بلاخره این افراد منافق هستند و همیشه هم در تمام دولتهای اسلامی و غیر اسلامی بوده اند. در دلشون مسلمان نیستن زیرا اسلام حقیقی اجازه این اعمال را نمی دهد.اما اسلامی که من می بینم از اونا به شدت حمایت کرده(اسلام عملی و چیزی که در جریانه) مثال می زنم: عفاف و حجاب. بودجه ی هنگفتی می گیرن و برنامه های فرهنگی می گذارن اما هم خودشون و هم من و هم شما می دونیم که همایش و بلاکارد و سخنرانی تاثیری نداره... اما وقتی اعتراض می کنم می گه امر به معروف و نهی از منکر این همون اسلامی هست که دارم می بینم. اسلامی که می بینم همینو می گه. چرا باید در این اسلام که می بینم منافق تلقی بشن؟ اینا که در دلشون ضد اسلام نیستن! تازه دارن با این اسلام کار هم می کنن! |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بی دل عزیزم. اسلام امری است که من و شما باید به آن حقیقت برسیم. حالا در عرصه عمل میخواهی ببینی که آن حقایق چگونه ظاهر می شوند باید رجوع کنی به ائمه اطهار. آن ذوات مقدس بهترین و کاملترین نمونه های پیاده کننده اسلام راستین هستند. میزان آنها هستند.
اینکه شما داری می بینی، در بهترین حالت تنها تلاشی است که میخواهد به آن حقیقت نزدیک شود و لاغیر. در عرصه عمل مسلما نقص ها و مشکلاتی بوده و هست. ولی این مسئله دلیل نمی شود اینگونه سخن بگوییم. یعنی این طرز بیان در وهله اعتبار علمی گوینده کلام را پایین می آورد. |
|||
|
|
۱۳:۰۰, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۳:۰۲ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:حالا در عرصه عمل میخواهی ببینی که آن حقایق چگونه ظاهر می شوند باید رجوع کنی به ائمه اطهار. آن ذوات مقدس بهترین و کاملترین نمونه های پیاده کننده اسلام راستین هستند. میزان آنها هستند.هر چقدر با خودم کلنجار می رم نمی تونم اون چیزی که مد نظرم هست رد در فالب کلمه بنویسم. چند لحظه این متن آبی رنگ رو بخونید. از داستان های هوگو داشتم. شاید متوجه بشین منظورم دقیقا چی هست: از پشت میز بیرون آمد: من اومدم! نگاهش کردم. یک گزلیک دستش بود. با تعجب پرسیدم: اونو از کجا پیدا کردی؟ نگاهم کرد. ابتدا بهت زده شد. خندید: -دزدیم! -مگه بابا نگفت دیگه چیزی ندزدیم؟ روی میز نشست: بابا از پشت اون همه درخت هیچی رو نمی تونه ببینه! از کجا می فهمه که من چی رو دزدیم؟ - بالاخره فرقی نداره. اگه بفهمه بیچاره ات می کنه. خودت که می دونی! اگه چیزی بدزدی داغت میکنه - پشت درخت ها قایم می شم! منو نمی بینه! من درختا رو دوست دارم! گزلیک را خواستم از دستش بیرون بکشم اما اجازه نداد. انگشت اشاره اش را به نشانه ی تهدید تکان می داد می گفت: آی آی آی! داری چی کار می کنی؟ اگه یدونه از اینا می خوای باید بری یکی دیگه برای خودت دست و پا کنی! عصبی شدم. دیگر شورش را در آورده بود. میز را با تمام قدرتم واژگون کردم. از روی میز افتاد. ناگهان بابا وارد اتاق شد. با خشم به هر دوی ما نگاه کرد. لب هایش را گاز گرفت. محسن از زمین بلند شد و به سرعت فرار کرد. رفت و پشت درخت ها قایم شد. درخت ها شاخه هایشان را تکان دادند و محسن دیگر دیده نمی شد. من ماندم و بابا. با خشم به من نگاه می کرد: - باز هم گزلیک دزدیده؟ - آره. باید جلوشو بگیری به درختان نگاه کرد. اما دریغ از یک حرکت. سرش فریاد زدم: - اون باز هم گزلیک دزدیده... با تو هستم! درختا رو دوست داره و واسه همین چیزی بهش نمی گی؟ او دزدی کرده! خشمش گرفت. سمت درختان رفت. درختان به احترامش سر فرود آوردند و او را پذیرفتند.لابد این بار حسابی به خدمت محسن می رسید. اما چند ساعت بعد محسن بیرون آمد. درختان او را نیز احترام کردند. هنوز گزلیک در دستش بود. با تمسخر به من لبخند می زد. آمد و گفت: ما درختا رو دوست داریم. درخت ها بابا رو دوست دارن. بابا هیچوقت ما رو داغ نمی کنه!
معادله ای که در دست منه حتی اگه یه منافق رو هم توش بگذاریم. میره بهشت |
|||
|
|
۱۴:۱۱, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۴:۳۶ توسط III I III.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۸/تیر/۹۳ ۱۲:۱۹)bidel نوشته است: اگه خیلی پیچیده است پس چرا می گین همه حق یا باطل؟ یا حق! یا باطل! غیر این دو حالت وجود نداره. خدا در قرآن می فرماید: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۴۲-بقره﴾ و حق را با باطل نياميزيد، و حقيقت را با اينكه ميدانيد كتمان نكنيد. در خطبه 50 نهج البلاغه شریف حضرت امیر اینگونه بیان میدارند: «آغاز پيدايش فتنهها، همان پيروي از هوای نفس و احكام و قوانين مجعول و اختراعي است; احكامي كه با كتاب خدا مخالفت دارد و جمعي بر خلاف حق و دين حق، به حمايت از آن برميخيزند. اگر باطل از حق كاملا جدا ميشد، راه حق براي جوينده آن پوشيده نميماند واگر حق در ميان باطل پنهان نميشد، دشمنان نميتوانستند از آن بدگويي كنند، اما قسمتي از حق و بخشي از باطل را ميگيرند و به هم ميآميزند. اينجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره ميشود و تنها آنان كه مورد رحمتخدا بودهاند، نجات مييابند. » بر این اساس یک حق داریم یک باطل یک چیز دیگری هم داریم که مخلوط حق و باطل است! ریشه ی به وجود آمدنش بر طبق کلام مولا علی هوای نفس است! این مخلوط حق و باطل عامل ایجاد شبهات و فتنه هاست باعث می شود دشمنان دین حقیقی خدا از آن بدگویی کنند و پیدا کردن حقیقت ناب را سخت می کند! (۸/تیر/۹۳ ۱۱:۰۵)bidel نوشته است: |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
نقل قول:یک چیز دیگری هم داریم که مخلوط حق و باطل است! ریشه ی به وجود آمدنش بر طبق کلام مولا علی هوای نفس است!دوست عزیز یه جور دیگه می گم. همچین تاپیکی رو قبلا هم زدم و به خاطر یه سری مشکلات نتوسنتم ادامه بدم. مشکل دین انحصاری اونقدر ساده نیست که فقط یکی دوتا پیامد داشته باشه. تفکر انحصاری پیامد های مختلفی داره مثلا: پیامبر گفت: به خدا قسم پیروان او{علی(علیه السلام)} در قیامت اهل نجاتند. از این حدیث سواستفاده شده و برای این پیروان خصوصیاتی در نظر گرفته شده که اگه یکیشون رو نداشته باشیم دبگه شیعه نیستیم. خصوصیاتی که برای داشتنش حتما باید وارد این انحصار بشی و یوغ اسلام ارتجاعی امروزی رو به گردن بکشی. یا یه مشکل دیگه: ما یه آشنا داشتیم که می خواسته برای نگهبانی اسکله ی یه جایی استخدام شه. باید آزمون جسمی می داد. یکی دو ماه جان داد تا هیکلش درست شه و رو فرم بمونه(قبلا هم قوی هیکل بود اما نه در اون حد). رفت و آزمون داد. گفت 11 نفر متقاضی بودن. آخرش هم از اون یازده نفر فقط سه تاشون رو برداشتن. اون سه نفر هم فرزند ایثارگر بودند. در من اینه که مسئول امور ایثارگران میاد و علنا می گه باید بودجه ی جدا واسه تامین شغل ایثارگران در نظر گرفته شه. در حالی که علی هم به طلحه دو سکه می داد هم به زن یحودی مرز نشین. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












