|
چرا کوتاهی می کنیم "؟"
|
|
۱۲:۱۳, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۳ ۱۳:۰۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() باشد که مورد استفاده قرار بگیرد و و تحولی در بین شیعیان و محبان قاصر انجام گیرد و در نهایت رضایت ارباب منتظر و خدای مهربان را در بر داشته باشد ان شاءالله موضوع " سلام - تکبّر پيامبر صلى الله عليه و آله : اَلبادى بِالسَّلامِ بَرى ءٌ مِنَ الكِبرِ؛ [/font]سلام كننده، از تكبر به دور است.[font=Tahoma] نهج الفصاحه ص375 ، ح1102
در ضمن از شما برادران و خواهرانم نیز تقاضا دارم که برای پرمحتوا شدن تایپک حقیر ناشی را مدد فرمایید .
حقیر هم برای همه آرزوی سعادت و سلامت چه در دنیا و چه در اخرت از خداوند بزرگ مسئلت می نمایم و در آخر " اگر تایپک برای تان مفید بود برای فرج امام زمان غریب و مظلوم علیه السلام دعا بفرمایید . موفق باشید و مهدوی یا علی علیه السلام |
|||
|
|
۱۲:۵۶, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۳ ۱۳:۰۲ توسط rezamohammadi.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْكِبْرُ قَدْ يَكُونُ فِي شِرَارِ النَّاسِ مِنْ كُلِّ جِنْسٍ وَ الْكِبْرُ رِدَاءُ اللَّهِ فَمَنْ نَازَعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رِدَاءَهُ لَمْ يَزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا سَفَالًا .[1] امام صادق عليه السلام ميفرمود: تكبر در بدترين مردم است از هر جنسى كه باشند (اگر چه پست و بی مقدار باشند) كبر و بزرگ منشى لباس مخصوص خدا است، كسى كه با لباس خداى عز و جل منازعه كند، خدا جز پستيش نيفزايد.[2] [1]كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. [2]كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى - تهران، چاپ: اول، 1369 ش. |
|||
|
|
۱۴:۵۵, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۳ ۱۵:۳۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
حدیث (1) پيامبر صلى الله عليه و آله : إنَّ أَولَى النّاسِ بِاللّه وَ بِرَسولِهِ مَن بَدا بِالسَّلامِ؛ نزديكترين مردم به خدا و رسول او كسى است كه آغازگر سلام باشد. در روایت است که بعضی از مومنین آرزو داشتند که به پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابتداء به سلام کنند پشت دیوار در راه پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پنهان می شدند تا به آن حضرت سلام کنند اما آن حضرت پیش از ملاقات صدا می زد ای فلانکس که پشت دیوار هستی سلام علیکم ؛ ابتدا به سلام نود حسنه و پاسخش ده حسنه دارد ، لذا سبقت به سلام مستحب است رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی وارد مسجد می شد یا وقتی می خواست خطبه بخواند سلام می کرد حتی به بچه ها و سفارش هم شده که سنت پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را احیاء کنید و ابتداء به سلام را ترک ننمائید. تفسیر سوره حمد { از تالیفات حضرت آیت الله دستغیب (رحمة الله علیه) } صفحه 138 ............... http://www.aviny.com/hadis-mozooee/ejtemai/salam.aspx http://ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-mozooei/70-a-salam/283-1390-08-30-18-36-07.html ![]() « اللّهم انت السَّلام و مِنک السَّلام و لَکَ السَّلام و اِلیک یَعودُ السَّلام » خدایا سلام نام توست ، و سلام از جانب توست و سلام برای توست ، و بازگشت سلام به سوی توست! در دین مقدس اسلام سفارش زیادی بر سبقت گرفتن در سلام کردن شده! کوچکتر بر بزرگتر ، رهگذر بر نشسته ، سواره بر پیاده و... سلام کند! امام حسین علیه السلام فرموده اند: سلام کردن هفتاد ثواب دارد که 69 ثواب آن به شخص سلام کننده می رسد! اما سلام کردن مستحب ولی جواب دادن آن واجب، حتی اگر انسان در نماز باشد!!! ............ http://parvazeeshgh.persianblog.ir/post/515/ خداوند متعال اسامی و نام هایی دارد که هر یک از آنها حاکی از یک صفت و حقیقتی در ذات حق تعالی است. «سلام» هم یکی از این اسامی و صفات است که به معنای سلامتی و سلم و دوستی است. خداوند متعال در سوره مبارکه حشر خود را به این نام خوانده است؛ آنجا که می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ » ؛ اوست خداوند یگانه ای که جز او معبودی نیست، مالک و حاکم است و از هر عیبی منزّه می باشد، به کسی ستم نمی کند. (حشر/۲۳) اجازه مخصوص سلام! خداوند متعال به بندگان خود اجازه داده است که در هنگام ملاقات با یکدیگر نام او را به هم هدیه دهند که با این کار همه ی خوبی ها و خیرات را نصیب هم می گردانند. از این رو سلام کردن بسیار مورد توصیه است به طوری که بر آغاز گر سلام و کسی که در احیاء این سنّت الهی پیشی بگیرد، برکات و نصیب برتر و بهتری وجود دارد. امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل فرمودند که حضرت فرمودند: شایسته ترین مردم نزد خدا و رسولش کسی است که سلام را آغاز کند. همچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند: آغاز کننده ی به سلام به خدا و رسولش نزدیکتر است. .................. http://anasr121.mihanblog.com/post/828 |
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۱۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یه سوالی خیلی وقته برای من پیش آمده:
برای اون کسی که اعتقاد دینی نداره و فقط به عنوان یک رفتار اجتماعی سلام میکند،هم این صواب ها نوشته میشه؟ (این همه تست کنکور زدم و واحد پاس کردم آخرش هم یادمگرفتم صواب درسته یا ثواب )
|
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۳ ۲۳:۱۲ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
مردى با حسين بن على عليهما السّلام برخورد و در اولين كلام از حضرت احوالپرسى كرد و از خداوند براى آن جناب عافيت خواست؛ آن حضرت در جواب فرمود: سلام قبل از سخن گفتن است خدايت عافيت دهد؛ بعد فرمود به كسى اجازه سخن ندهيد تا سلام كند. مستدرك جلد 2 صفحه 68امام صادق عليه السّلام از رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل كرده است كه ميفرمود : پنج چيز است كه تا لحظه ی مرگ آنها را ترك نمي كنم، يكى از آنها سلام گفتن به كودكان است؛ در انجام اين اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتى بين مسلمين بماند و عمل كنند. وسائل جلد 3 صفحه 209 سلام به كودك دو اثر روانى دارد : براى سلام كننده باعث تقويت خوى پسنديده تواضع و فروتنى است، و براى كودك وسيله احياء شخصيت و ايجاد استقلال است. طفلى كه بزرگسالان به او سلام كنند و بدين وسيله از وى احترام نمايند، لياقت و شايستگى خود را باور ميكند و از كودكى معتقد می شود كه جامعه او را انسان ميشناسد و مردم به او اهميت ميدهند.انس بن مالك ميگويد: رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در رهگذرى با چند كودك خردسال برخورد نمود، به آنها سلام كرد و طعامشان ميداد. مستدرك جلد 2 صفحه 69از صفات پسنديده پيغمبر اسلام اين بود كه به تمام مردم از کوچک و بزرگ سلام ميكرد. مستدرك جلد 2 صفحه 69 على عليه السّلام فرموده : هر تازه واردى در محيط نامأنوس ، حيرت زده می شود ، براى آرامش خاطر، سخن خود را به سلام آغاز كنيد. غرر الحكم، صفحه 579 http://ahadith.ir/fa/ahadith/ahadith-mozooei/70-a-salam/283-1390-08-30-18-36-07.html (۱۳/تیر/۹۳ ۱۷:۰۸)aaaaa نوشته است: یه سوالی خیلی وقته برای من پیش آمده:سلام بر شما بكار بردن نام خداوند(سلام )در هر صورت ثواب داره - چه براي اوني كه اعتقاد داشته باشه و چه براي اوني كه اعتقاداتش كم باشه - جهت اطلاع " ثواب / صواب: نوشـتن یکی از این واژهها به جای دیگری نیز یکی از غلط های رایج در املای زبان فارسی اسـت. در حالی که ثواب و صواب معانی جدا گانهای دارد و نباید آن ها را با هم اشـتباه کرد.ثواب اسـم است به معـنی " مزد و پاداش " ، اما صواب صفت اسـت به معـنی "درسـت، به جا و مناسـب" نقل از وبلاگ http://www.rahim-niknam.blogfa.com/post-338.aspx |
|||
|
|
۲۳:۲۸, ۱۳/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۳ ۱۲:۴۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
امام صادق عليه السلام : مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ، (قالَ حَفصُ بنُ غياثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيهِ فَضلاً بِالعافيَةِ إذا رَآهُ مُرتَكِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَيهاتَ هَيهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن يَكونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتى وَ أَنتَ مَوقوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ موسى عليه السلام ؛ هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى عليه السلام را نخوانده اى؟ الكافى(ط-الاسلامیه)، ج8، ص128 ریشه تكبّر و راه درمان [/b] ![]() [b]سه عامل مهم به عنوان سرچشمه تكبّر ذكر شده است: الف) عدم معرفت به خدا و بندگان او و نیز نفس خویشتن ; یعنى معلوم مى شود انسان متكبّر بزرگى عالم هستى و كوچكى خودش را نمى داند و اگر بخواهیم این علّت را از بین ببریم باید معرفت پیدا كنیم: «وَ لَوْ أَنّما فِى الارْضِ مِنْ شَجَرَة أَقْلام،والبحْر یَمُدُّهُ مِنْ بَحْدَهِ سَبْعَةُ أبحِرمانَفَدَتْ كَلِماتُ اللّه ; علم و دانش خداوند، آن قدر هست كه تمام دریاهاى روى زمین مركب شود و تمام درخت ها قلم، نمى توانند آنها را بنویسند» . [sup][/sup] 1 تمام علومى كه انسان دارد در بعضى از كتابخانه ها هست، اگر بخواهند همه این علوم انسانى راـ كه محصول هزاران سال است ـ بنویسند، فكر مى كنم به بیشتر از استخر كوچكى از مركب نیاز نداشته باشد حال اگر انسانى به خداوند و عالم هستى معرفت داشته باشد آیا ممكن است كه در او تكبّر پیدا شود؟ هر وقت از او سؤال كنند، مى گوید: آن ذرّه ها كه به حساب نمى آیند مائیم. درس عبرت: در شهرستان قم، پهلوان مسلمان و متدینى بود كه قامت رشید و نیرومندى هم داشت وقتى در كوچه ها حركت مى كرد، عده اى از نوچه ها (یعنى پهلوان هاى جوان) اطرافش حركت مى كردند. در اواخر عمرش، او را دیدم توانایى راه رفتن ندارد و وقتى مى خواهد به حرم بیاید او را روى همین چرخ ها گذاشته اند و بچّه كوچكى هم جناب پهلوان را باید بیاورد كه به حضرت معصومه (علیها السلام) سلامى بكند. به دوستان گفتم: بیایید نگاه كنید كه این درس عبرت بزرگى است. بشرى كه چنین است و این همه ضعیف است، باید تسلیم حق و خدا باشد! بنابراین، نشناختن خدا و خویش و جهان، سرچشمه همه این بدبختى هاست. به دعاى عرفه توجه كنید ببینید چه جمله هاى عجیبى دارد. انسان وقتى جانبازى روز عاشورا را مى بیند، تعجب مى كند، اما دعاى عرفه امام حسین(علیه السلام) را مى خواند جانبازى بر اثر این معرفت است، چون اعمال برخاسته از اعتقاد و معرفت است. مى فهمد كه آن حضرت (علیه السلام) دردعاى عرفه عرض مى كند: «الهى، مَنْ كانَ مَساوى، فَكِیْفَ لا تَكُونُ دَعاویة، دَعاویة; خدایا، این انسانى كه اگر به خوبیهایش نیك بنگریم و آن را بشكافیم، در واقع عیب و نقص است، چگونه عیوبش، عیوب نباشد» و این انسانى كه اگر حقایق و علومش را بشكافیم، آمیخته با جهل است، چگونه جهلش جهل نباشد. نیروهاى ما را وقتى بشكافند همه اش ضعف است. حضرت امام حسین(علیه السلام) در همین دعاى عرفه عرض مى كند: اى خداى من، مردم مى آیند سراغ این آثار كه از این آثار تو را بشناسد، مگر تو از من دور شده اى كه بخواهم با آثار، تو را پیدا كنم: «عَمیِت عَیْنٌ لا تَراكَ عَلَیْهِ رَقیبَاً وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْد لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصیباً; كور باد چشمى كه جمال پاك تو را نبیند و زیان كار باد آن بنده اى كه سهمى از عشق و محبت در دل او نیست! مگر تو كى از من دور شده اى كه بخواهم تو را از میان آثار پیدا كنم. خدایا، این انسانى كه اگر به خوبیهایش نیك بنگریم و آن را بشكافیم، در واقع عیب و نقص است، چگونه عیوبش، عیوب نباشد و این انسانى كه اگر حقایق و علومش را بشكافیم، آمیخته با جهل است، چگونه جهلش جهل نباشد. نیروهاى ما را وقتى بشكافند همه اش ضعف است. در صورتى كه خدا را، جهان را و خودمان را بشناسیم، تكبر و غرور از بین مى رود و عبد مى شویم. لذا باید عظمت خدا را از عالم هستى بشناسیم، مثالى براى معرفت دنیا: ستارگانى كه در این دنیا با چشم دیده مى شود از چهار تا پنج هزار بیشتر نیستند، امّا وقتى تلسكوپهاى نجومى، تهیّه و قطر عدسى هاى این تلسكوپها، بزرگتر، عظمت این عالَم نمایان تر و زیادتر شد. تا الان كه شماره كرده اند تنها در یك قسمت از این آسمان ـ كه مجموعه كهكشان ما باشد ـ صد میلیارد ستاره، یعنى صدهزار میلیون ستاره وجود دارد. تازه اینها مربوط به آسمان اول است و پشت این آسمان، شش آسمان دیگر هم هست: «اِنّا زَیَّنا شَماءَ الدُّنْیا بِزینَةِ الْكَواكِب»[sup]2[/sup] من در مقابل این دستگاه عظیم خلقت كیستم كه تكبر بورزم. ![]() ب) عقده حقارت یكى از عوامل تكبّراست; چنین افرادى در وجودشان كمبودى احساس مى كنند و مى خواهند آن را جبران كنند و گمان مى برند جبران آن با تبختر و باد به غبغب انداختن است به این است كه شانه ها را به عقب بیندازند، و چشمهایشان را به آسمان بدوزند، به كسى سلام نكنند یا جواب سلام كسى را ندهند. روانكاوان امروزى هم به این مطلب رسیده اند. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است: «ما مِنْ رَجُل تَكَبّرَ أوْ تجبر الاّ لِذِلَّه وَجَدَها فى نَفْسِهِ; هیچ كس تكبّر نمى كند مگر به سبب آن ذلّتى كه در درون جانش احساس مى كند»[sup]3[/sup] این همان عقده حقارت است كه از آن به ذلت تعبیر شده است; مثلاً فرد در خانواده فقیرى پرورش یافته، خیال مى كند فقرعیب است، یا بى احترامى بعضى از پدرو مادرها به فرزندانشان باعث مى شود آن فرزند دچار كمبود شخصیت شود و از براى جبران آن، به تكبّر رو بیاورد. یكى از مظاهر زشت دنیاى ماشینى و صنعتى امروز، فرزندان نامشروع است كه در اروپا و آمریكا فراوان یافت مى شوند، مثلاً در انگلستان، نیم میلیون فرزند نامشروع متولد مى شود البته این آمار چندین سال قبل است. همین افراد وقتى به جامعه پا مى گذارند، عامل بسیارى از جنایتها، كشتارها، سرقتها و... مى شوند. وقتى پرونده ها بررسى مى شود، مى بینیم كه درصد بسیارى از جانیان بزرگ، همین فرزندان نامشروع هستند. یكى از عوامل چنین اعمال زشتى، عقده حقارت است كه اینان در خود مى یابند. وقتى وى مى بیند دیگران پدر و مادر مشخصى دارند و پدر و مادر او مشخص نیست، احساس حقارت و كمبود در خود مى كند و همین سبب جنایتها و كشتارها و ... مى شود و از این رو، اوّلاً: حسّ انتقامجویى در او شعلهور مى شود و مى گوید باید از جامعه اى كه مرا بدین روز انداخته، انتقام بگیرم. ثانیاً: براى این كه به شهرت برسد و كمبود درونى اش را جبران كند. س: راه درمانش چیست؟ ج: باید این خلاء و كمبود را پر كرد و بهترین راه آن، ایمان به خداست، ایمان به خدا به قلب انسان وسعت مى بخشد و وقتى شخص دریافت كه همه چیز از خداست و بنده از خود چیزى ندارد، دیگر مغرور نمى شود و در خود حقارت و كمبودى احساس نمى كند. از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است: «ما مِنْ رَجُل تَكَبّرَ أوْ تجبر الاّ لِذِلَّه وَجَدَها فى نَفْسِهِ; هیچ كس تكبّر نمى كند مگر به سبب آن ذلّتى كه در درون جانش احساس مى كند» ج ـ عامل دیگر، خودخواهى و حبّ ذات است انسان باید خودش را دوست داشته باشد، چون اگر خودش را دوست نداشته باشد، به دنبال كارى نمى رود. امّا اگر حبّ ذات بى حساب و كتاب باشد و به افراط و تفریط بینجامد، به خودخواهى و خودبینى تبدیل مى شود كه دیگر از خویشتن بین، انتظار خداجویى و خداخواهى نباید داشت; زیرا این تكبّر و خودپسندى كار را به جایى مى رساند كه گمان مى برد خدا همه فضایل را در وجود او گذاشته و دیگران بهره اى از آنها ندارند. راه درمان: ![]() باید خوددوستى (=حبّ ذات) را متعادل كرد; زیرا از جمله نشانه هاى ایمان و حداقل برادرى اسلامى این است كه «ان تحبّ لاخیك ما تحبّ لنفسك;هرچه را براى خود خواهى، براى دیگران هم بخواه»[sup]4[/sup] مبادا خود را برتر از دیگران بدانى. به ما دستور داده اند در مورد بزرگتر از خود به نفس خود بگوید شاید بیشتر از من عبادت كرده است و در مورد كوچكتر این گونه بیندیشد كه شاید گناهش كمتر است. همت خود را یك درجه پایین تر از دیگران بدان. اگر خودپسند نبودى مسلّم خدا پسند مى شوى. امام مجتبى حسن(علیه السلام) به جنادة بن ابى سفیان فرمود: «اِذا أَرَدْتَ عِزّاًبِلا عَشیرَة،وَ هَیْبَةً بَلاسُلْطان ;فَاخْرُجْ مَنْ ذُلِّ مَعْصیبَةِ اللّه اِلى عِزِّ طاعَةِ اللّه; اى جناده اگر مى خواهى بى خویشاوند عزیز باشى و هیبت داشته باشى، از خوارى گناه الهى به عزّت اطاعت الهى داخل شو» [sup]5[/sup] بـنـدگى كــن تــا كـه سلطانت كنند تـن رهـا كن تـا هـمه جانت كنند خــوى شیطـانى سزاوار تو نیست تـرك این خو كن كه انسانت كنند چـون عــلــى، در عــالــم مردانگى سـرد شو تـا شــاه مـردانت كنند همچو سلمان در مسلمانى بكوش اى مسلمان، تا كه سلمانت كنند برگرفته از درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی تخلیص: گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی [font=Tahoma]http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=117804 |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۱۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
پدید آورنده : علی عسکری سوادکوهی ، صفحه 89 مقدمهپیوندهای اجتماعی نیازمند تحکیم است و استوارسازی این رشته ها با کلّی گویی به دست نمی آید. باید نمونه هایی عملی و مصادیقی خاص و روشن ارائه شود تا علقه های دوستی و پیوندهای عاطفی استوارتر گردد و پایدار بماند و «سلام» یکی از این امور است.سلام چراغ سبز آشنایی است. وقتی دو نفر به هم می رسند، نگاهها که به هم می افتد، چهره ها که رو در رو قرار می گیرد، نخستین علامت صداقت، مودّت و برادری، سلام دادن است. دو نفر را تصور کنید که به یکدیگر می رسند و آشنا و دوست هستند. در این برخورد بهتر است نخستین کلامشان چه باشد؟ آیا مناسب تر از سلام چیزی را سراغ دارید؟!سلام نمودن، اطمینان دادن به طرف مقابل است که هم سلامتی و تندرستی تو را خواستارم و هم از جانب من آسوده و مطمئن باش که گزندی به تو نخواهد رسید. من خیرخواه تو هستم، نه بدخواه و دشمن تو. همچنین سلام نوعی تحیت و درود اسلامی است که دو مسلمان به هم می گویند. این معنای شعار اسلامی «سلام» است.باری، سلام نام خدا و تحیت الهی و سفارش پیامبران و روش امامان است. به راستی سلام دادن به دیگری نه تنها از منزلت و جایگاه انسان نمی کاهد و هیچ گونه ضرر و زیانی را متوجه او نمی سازد، بلکه صفابخش و محبت آور است. به علاوه، نشانه ای از تواضع و نداشتن کبر و غرور می باشد. تحیّت و سلام یکی از آداب و سنن اسلامی، سلام کردن به یکدیگر و جواب سلام است که اسلام در این رابطه برنامه های وسیعی دارد و ما به صورت کوتاه و مختصر به پاره ای از آنها اشاره می کنیم. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَآ أَوْ رُدُّوهَآ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ حَسِیبًا »؛ «و هنگامی که به یکی از شما تحیّت داده شد، پاسخ آن را بهتر بدهید یا لااقل به همان گونه پاسخ دهید که خداوند حساب همه چیز را دارد.»«تحیّت» در لغت از ماده حیات و به معنای دعا نمودن برای حیات دیگری است. خواه این دعا به صورت «سلام علیک» (خداوند تو را به سلامت دارد) و یا «حیاک اللّه» (خداوند تو را زنده بدارد) و یا مانند آن باشد. در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده که فرمودند: «الْمُرادُ بِالتَّحِیَّةِ فِی الاْآیَةِ السَّلامُ وَغَیْرُهُ مِنْ الْبِرِّ؛ منظور از تحیّت در آیه، سلام و هرگونه نیکی کردن دیگر است.»تا آنجا که می دانیم، تمام اقوام جهان هنگامی که به هم می رسند، برای اظهار محبت به یکدیگر نوعی تحیّت و التفات دارند که گاهی جنبه لفظی دارد و گاهی به صورت عملی است. در اسلام نیز «سلام» یکی از روشن ترین تحیّتها است و طبق آیه فوق، همه مسلمانان موظف اند که سلام را به طور عالی تر و یا لااقل مساوی جواب گویند. از آیات قرآن استفاده می شود که سلام یک نوع تحیّت است. در آیه 61 سوره نور می خوانیم: «فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَیآ أَنفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَـرَکَةً طَیِّبَةً»؛ «و هنگامی که وارد خانه ای شدید، بر یکدیگر به عنوان تحیّت الهی سلام بفرستید، تحیّتی پر برکت و پاکیزه.» در این آیه، «سلام» که هم مبارک است و هم پاکیزه، به عنوان تحیّت الهی معرّفی شده است. ضمنا می توان از آن استفاده کرد که معنای «سلامٌ علیکم» در اصل «سلام اللّه علیکم» است؛ یعنی درود پروردگار بر تو باد! یا خداوند تو را به سلامت بدارد و در امن و امان باشی! به همین جهت، سلام کردن یک نوع اعلام دوستی و صلح و ترک مخاصمه و جنگ محسوب می شود.از پاره ای آیات قرآن استفاده می شود که تحیّت اهل بهشت نیز سلام است.چنانکه در آیه 23 سوره ابراهیم و آیه 10 سوره یونس درباره بهشتیان می خوانیم: «تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ»؛ «تحیت آنها در آن [بهشت] سلام است.»از آیات قرآن استفاده می شود که در اقوام پیشین نیز تحیّت به معنای سلام (یا چیزی معادل آن) بوده است؛ چنان که در آیه 25 سوره ذاریات در داستان ابراهیم می خوانیم: «هنگامی که فرشتگان مأمور مجازات قوم لوط به صورت ناشناس بر او وارد شدند، به او سلام کردند و او هم پاسخ آنها را به سلام داد: «إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَـمًا قَالَ سَلَـمٌ قَوْمٌ مُّنکَرُونَ »؛ «هنگامی که فرشتگان بر حضرت ابراهیم وارد شدند، سلام کردند و حضرت ابراهیم گفت سلام بر شما افراد ناشناس.»کلمه سلام به سه صورت: «سلامٌ»، «سلاما» و «سلامٍ» 43 مرتبه در قرآن وارد شده است و این بر اهمیت آن دلالت می نماید. یکی از نامهای بهشت «دار السلام» است که دو بار در قرآن مطرح شده است. دار السلام یعنی سر منزل سعادت و سلامت. خداوند در قرآن کریم به چند پیامبر با ذکر نام آنها سلام و درود و تحیّت فرستاده است که عبارت اند از: «سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ»، «سَلامٌ عَلی اِبْراهِیمَ»،«سَلامٌ عَلی مُوسَی وَهارُونَ». سلام، اوّلین سخن امام صادق علیه السلام می فرماید: «مَنْ بَدَءَ بِکَلامٍ قَبْلَ سَلامٍ فَلا تُجِیبُوهُ؛ هر کس پیش از سلام آغاز به سخن کرد، پاسخش را ندهید.» و نیز آن حضرت می فرماید: «اَلسَّلامُ قَبْلَ الْکَلامِ؛ سلام قبل از آغاز به کلام است.» در روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «لا تَدْعُ اِلی طَعامِکْ اَحَدا حَتّی یُسَلِّمَ؛ کسی را قبل از آنکه سلام کند، به غذایت دعوت نکن.»حضرت علی علیه السلام نیز فرمودند: «اِذا دَخَلَ اَحَدُکُمْ مَنْزِلَهُ فَلْیُسَلِّمْ عَلی اَهْلِهِ یَقُولُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ فِاِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ اَهْلٌ فَلْیَقُلِ السَّلامُ عَلَیْنا مِنْ رَبِّنا؛ هرگاه یکی از شما وارد منزلش شود، بر خانواده خویش سلام کند و بگوید: درود بر شما! و چنانچه خانواده ای نداشت، بگوید: سلام از طرف پروردگارمان بر ما باد!»با توجه به احادیث و روایات فوق، «سلام» بهترین کلمه است برای شروع و ابراز علاقه و محبت، که دین مقدّس اسلام ما را به آن سفارش نموده است؛ اما برخی از افراد به جای این واژه زیبا و پرمعنا، کلمات غیر مأنوس و بی محتوای دیگری بکار می برند که چندان درخور مقام و منزلت آنان نمی باشد و باید تا حد امکان از آنها دوری نمود.پاداش سلام و جواب آنحضرت علی علیه السلام می فرمایند: «لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعَةٌ وَسِتُّونَ لِلْمُبْتَدئ وَواحِدَةٌ لِلرّادِّ؛ سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه حسنه اش برای سلام کننده و [فقط] یک حسنه اش برای پاسخ دهنده است.»امام صادق علیه السلام نیز فرمودند: «مَنْ قالَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ فَهِیَ عَشْرُ حَسَناتٍ وَمَنْ قالَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ فَهِیَ عِشْرُونَ حَسَنَةً وَمَنْ قالَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ فَهِیَ ثَلاثُونَ حَسَنَةً؛ هر کس بگوید: درود بر تو باد! برایش ده حسنه است. و اگر بگوید: درود و رحمت خدا بر تو باد! برای او بیست حسنه است. و اگر بگوید درود و رحمت و برکتهای خدا بر تو باد! برای او سی حسنه است.» از این حدیث دو امر فهمیده می شود:1. جامعیت دین: اسلام دین جامعی است و در تمام شئون زندگی دارای برنامه است و برای ریز و درشت زندگی، رهنمودهای مخصوص خودش را دارد؛2. انجام کار نیکو به احسن وجه: حال که آدمی می خواهد کاری را انجام بدهد، چه خوب است آن را به بهترین نحو به انجام برساند تا ثواب کامل دریافت کند. مراحل سلام در توضیح المسائل مراجع عظام آمده است که در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید؛ مثلاً اگر کسی گفت: «سلام علیکم» در جواب بگوید: «سلام علیکم و رحمة اللّه » و اگر گفت: «سلام علیکم و رحمة اللّه » در جواب بگوید: «سلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته».در متون روایی وارد شده است که حضرت علی علیه السلام بر جماعتی می گذشت و بر آنها سلام کرد. آنان در پاسخ خویش عبارت «وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوانُهُ» را آوردند. حضرت فرمود: «لا تُجاوِزُوا بِنا مِثْلَ ما قالَتِ الْمَلائِکَةُ لاَِبِینا اِبْراهِیم؛ برای ما از حدّ سلام ملائکه به پدر ما ابراهیم تجاوز نکنید.»در تفسیر «درّ المنثور» می خوانیم: شخصی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم عرض کرد: «السَّلامُ عَلَیْکَ» پیامبر فرمود: «السَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللّهِ». دیگری عرض کرد: «السَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللّهِ»، پیامبر فرمود: «وَعَلَیْکَ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ». نفر دیگری گفت: «السَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ»، پیامبر فرمود: «وَعَلَیْکَ» و هنگامی که سؤال کرد: چرا جواب مرا کوتاه بیان کردید؟ فرمود: قرآن می گوید تحیّت را به طرز نیکوتری پاسخ گویید؛ اما تو چیزی باقی نگذاشتی. در حقیقت، پیامبر در مورد نفر اوّل و دوم تحیت به نحو احسن گفت؛ اما در مورد شخص سوم به مساوی؛ زیرا جمله «عَلَیْکَ» مفهومش این است که تمام آنچه گفتی بر تو باد.نحوه سلام گفتنامام صادق علیه السلام فرمودند: «اِذا سَلَّمَ اَحَدُکُمْ فَلْیَجْهَرْ بِسَلامِهِ وَلا یَقُولَ سَلَّمْتُ وَلَمْ یَرُدُّوا عَلَیَّ وَلَعَلَّهُ یَکُونُ قَدْ سَلَّمَ فَلَمْ یُسْمِعْهُمْ فَاذا رَدَّ اَحَدُکُمْ فَلْیَجْهَرْ بِرَدِّهِ وَلا یَقُولَ الْمُسْلِمُ سَلَّمْتُ فَلَمْ یَرُدُّوا عَلَیَّ؛ هر گاه یکی از شما سلام کند، باید واضح و آشکارا سلام کند تا اینکه نگوید سلام کردم ولی جوابم را ندادند؛ زیرا امکان دارد سلام کرده باشد و به آنان نشنوانده باشد. و نیز هر گاه یکی از شما بخواهد جواب سلام را بدهد، بلند پاسخ دهد؛ تا اینکه مسلمانی نگوید سلام کردم ولی جوابم را ندادند.»در این حدیث دو نکته نهفته است:1. کارها را به صورت ناقص انجام ندهید. برخی ناقص سلام می کنند یا نصفه و نیمه جواب می دهند، پس باید روشن و شفاف سلام کرد و جواب داد؛2. مردم را به سوء ظن نیندازید، زیرا بسیاری از کارها که رخ می دهد، منشأ آن سوء ظن می باشد، در حالی که اساس اسلام بر حسن ظن است.نکته دیگر در مورد نحوه سلام کردن، رعایت حال افراد ضعیف در جامعه است.امام رضا علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَقِیَ فَقِیرا مُسْلِما فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلی الْغَنِیِّ لَقِیَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَهُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ؛ هر کس به فقیری سلام کند، بر خلاف آن گونه ای که به غنی سلام می کند، خدا را در قیامت ملاقات می کند، در حالی که خدا بر او خشمگین است.»امامان بزرگوار ما با نقل این احادیث در پی آن بودند که ارزش را مشخص و نظام ارزشی را تغییر دهند؛ به همین جهت، تقوا، شجاعت و دلیری را معیار و ملاک قرار دادند؛ چون این خصوصیات در درون انسان است و سبب ارتقاء نفسانی می شود؛ ولی پول و شهرت خارج از وجود آدمی است و تعالی روحی محسوب نمی شود.[b]آغاز کننده سلامامام صادق علیه السلام می فرمایند: «یُسَلِّمُ الْصَغِیرُ عَلَی الْکَبِیرِ وَالْمارُّ عَلَی الْقاعِدِ وَالْقَلِیلُ عَلَی الْکَثِیرِ؛ کوچک به بزرگ سلام می کند و کسی که می گذرد، بر کسی که نشسته سلام می کند و جماعت کم تر بر جماعت بیش تر سلام می کند.» در حدیث دیگری چنین آمده است: «اِذا لَقِیَتْ جَماعَةٌ جَماعَةً فَسَلَّمَ الاَْقَلُّ عَلَی الاَْکْثَرِ وَ اِذا لَقِیَ واحِدٌ جَماعَةً سَلَّمَ الْواحِدُ عَلَی الْجَماعَةِ؛ هرگاه گروهی به گروه دیگر رسیدند، جماعت کم تر بر جماعت بیش تر سلام کند و اگر یکی، گروهی را ملاقات نماید، آن یک نفر بر آن گروه سلام کند.»امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِذا سَلَّمَ الرَّجُلُ مِنَ الْجَماعَةِ أَجْزَأَ عَنْهُمْ وَاِذا رَدَّ واحِدٌ أَجْزَأَ عَنْهُمْ؛ هر گاه یک نفر از جماعتی سلام بگوید، از دیگران مجزی است و هر گاه یک نفر جواب بدهد، از جماعتی کفایت می کند.»به چه افرادی سلام کنیم؟در این مورد، روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده است که حضرت فرمودند: «مِنَ التَّواضُعِ اَنْ تُسَلِّمَ عَلی مَنْ لَقِیتَ؛ یکی از نشانه های تواضع و فروتنی این است که با هر کس ملاقات کردی، سلام بگویی.» رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «اَوْلَی النّاسِ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلامِ؛ نزدیک ترین مردم به خدا و رسولش کسی است که [کلامش را] با سلام آغاز کند.»حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله که نمونه کامل و تکمیل کننده مبانی اخلاقی و اجتماعی اسلام است، به کودکان سلام می کرد تا به عنوان یک روش اخلاقی در بین مردم همچنان باقی بماند. در روایتی می خوانیم: «خَمْسٌ لا أَدَعُهُنَّ حَتَّی الْمَماتِ... وَالتَّسْلِیمُ عَلَی الصِّبْیانِ؛ پنج چیز است که تا آخر عمر آنها را رها نمی کنم... و] یکی از آن پنج چیز[ سلام کردن بر کودکان است.» سعی حضرت بر آن بود سلام کردن حتی به کوچک تر را به عنوان رسمی پسندیده و به صورت یک اصل و عادت در جامعه ترویج نماید؛ پس سبقت گرفتن در سلام به دیگران، از اخلاق پسندیده پیامبر گرامی اسلام است.سلام به صیغه جمعامام صادق علیه السلام در حدیثی فرمودند: «ثَلاثَةٌ تُرَدُّ عَلَیْهِمْ رَدَّ الْجَماعَةِ وَاِنْ کانَ واحِدا عِنْدَ الْعِطاسِ تَقُولُ یَرْحَمُکُمُ اللّهُ وَاِنْ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ غَیْرُهُ وَالرَّجُلُ یُسَلِّمَ عَلَی الرَّجُلِ فَیَقُولُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَالرَّجُلُ یَدْعُو لِلرَّجُلِ یَقُولُ عافاکُمُ اللّهُ وَاِنْ کانَ واحِدا فِاِنَّ مَعَهْ غَیْرُهُ؛ سه کس هستند که به صیغه جمع باید به ایشان سلام کرد، هر چند تنها باشند: 1. کسی که عطسه کند، می گویی: «خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد!» هر چند دیگری با او نباشد؛ 2. کسی به دیگری سلام می کند و می گوید: «درود بر شما باد!»؛ 3. کسی که برای دیگری دعا کند، می گوید: «خداوند شما را سلامت بدارد!» هر چند یکی باشد.» زیرا با او، دیگران (ملائکه) هستند.» بخل در سلام امام سجاد علیه السلام می فرماید: «اَلْبَخِیلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ بخیل کسی است که از سلام دادن خودداری نماید.» رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «اَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ بخیل ترین مردم کسی است که در سلام بخل ورزد.» احکام سلام 1. انسان باید جواب سلام را چه در نماز و یا در غیر نماز فورا بگوید و اگر عمدا یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول دهد که اگر جواب بگوید، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد، نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.2. اگر زن یا مرد نامحرم و یا بچه ممیّز (بچه ای که خوب و بد را می فهمد) به نمازگزار سلام کند، نمازگزار باید جواب او را بدهد.3. اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده؛ ولی نمازش صحیح است.4. در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کند، باید طوری جواب دهد که سلام مقدم باشد، مثلاً بگوید: «السلام علیکم» یا «سلامٌ علیکم» و نباید «علیکم السلام» بگوید.5. اگر کسی به نمازگزار، غلط سلام کند، به طوری که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست.6. باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود؛ ولی اگر سلام کننده کر باشد، چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد، کافی است.7. جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می کند، واجب نیست و احتیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان بگوید: «سلام» و یا فقط «علیک».8. اگر کسی به عده ای سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنان جواب دهد، کافی است.9. سلام کردن مستحب است و خیلی سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچک تر به بزرگ تر سلام کند.10. اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بر هر یک واجب است جواب سلام دیگری را بدهد.11. در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید، مثلاً: اگر کسی گفت: «سلامٌ علیکم» در جواب بگوید: «سلامٌ علیکم و رحمة اللّه». http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart...6605/77103 |
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۱۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۳ ۲۲:۴۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
تواضع و تکبّر هرچند ممکن است در نگاه اوّل پذیرفتنی نباشد اما افراد فروتن، نزد مردم ارجمند و بلندمرتبه اند و مغروران و متکبران پیش خدا و بندگان او خوار و بی مقدارند. فروتنی کلید دوستی و کسب فیض است؛ [b]افتادگی آموز اگر طالب فیضی/ هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است/[/b] خداوند انسان های متواضع را در دیده مردم رفعت می بخشد و متکبّران را پست می سازد. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «فروتنی انسان را بلندمرتبه می سازد و تکبر از رفعتِ او می کاهد». http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/3282/5131/46579?ParentID=82318 [/font][font=Tahoma] کبر و خودبزرگ بینی مانعی برای تکامل انسان
پایگاه جامع فرق و ادیان _ کبر و خود بزرگ بینی یکی از آفات مهم و مؤثر در اعمال نیک، به جهت تخریب و از بین بردن خلوص آن اعمال است. این همان صفتی است که ابلیس را از انجام فرمان خداوند مبنی بر سجده بر آدم بازداشت و پس از هزاران سال عبادت و تقرب بر درگاه ایزدی، باعث خروج وی از رحمت خداوند و سقوط او از مقامش گردید. تکبر رذیلهای اخلاقی است که چون چاهی عمیق کوهی از اخلاقیات و کولهباری از اعمال نیک را فروبرده و همه ی حسنات را مبدل به سیئات میکند. کتاب آسمانی اسلام این صفت را به شدت پست میشمارد و خالق یکتا موضع خود را در مقابل تکبر به وضوح بیان داشته و میفرماید: «انَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرينَ»[۱] خداوند متكبّران را دوست نمىدارد. در طول تاریخ این روحیهی زشت خودبزرگ بینی، همواره باعث گمراهی مردم بوده و حتی ایشان را در مقابل خداوند و فرستادگان پاکش قرار داده است. تا جایی که با گردن کشی و خودبینی عجیبی در برابر ادله و نشانههای حق که از جانب پیامبران ارائه می شد، مقاومت کورکورانه کرده و حقیقت را نمیپذیرفتند. برای نمونه قرآن کریم اشارهای از خطاب ایشان به انبیاء حق را بیان میفرماید که میگفتند: «وَمانَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبينَ»[۲] ما هيچ برترى براى شما برخود نمىبينيم بلكه شما را دروغگو مىپنداريم. این لجاجت و عناد کور تنها ناشی از روحیهی تکبر است که مردم از دیر ایام گرفتار این صفت شیطانی بودهاند. روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بر این صفت تاخته و صاحب این صفت را لایق بهشت نمیدانند. امام صادق علیه السلام تصریح میدارند که: لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر[۳] کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمیشود. نوع رایج تکبر، غرور کاذب در مقابل سایر مردم است که در بین افراد جامعه شیوع دارد که این نوع رفتار نیز در روایات اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته و کوچک شمردن مردم را عملی زشت، مصور کردهاند. در همین بیان امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند: اَلكِبرُ أَن تَغمِصَ النّاسَ وَتُسَفِّهَ الحَقَّ[۴] تكبر، اين است كه مردم را تحقير كنى و حق را خوار شمارى. حد و حدود تکبر تا جایی است که حتی انسانهای ارجمند حق نداردن جایگاه خود را در نزد خداوند، برتر از گنهکاران بپندارند. در نقلی قابل تأمل از حفص بن غياث آمده که او حدیثی را از رئیس مذهب بیان میکند و میگوید، حضرت فرمود: مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ، (قالَ حَفصُ بنُ غياثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيهِ فَضلاً بِالعافيَةِ إذا رَآهُ مُرتَكِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَيهاتَ هَيهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن يَكونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتى وَ أَنتَ مَوقوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ موسى عليه السلام[۵] هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مىگويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بىگناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى عليه السلام را نخواندهاى؟ بدون تردید تکبر آثار نامطلوبی در متن زندگی انسان خواهد گذاشت و این صفت نشان میدهد که آن شخص مروری بر خلقت خود نداشته که دیروز نطفهای گندیده بوده و فردا مرداری خواهد بود! تدبر و تفکر در سیر خلقت و زندگی و مرگ انسان موجب میشود این صفات رذیله را از خود دورسازد و به جای کبر و غرور، عزتمند زندگی کند. منابع: ۱- سوره نحل آیه ۲۳ http://www.adyannet.com/news/9992
۲- سوره هود آیه ۲۷ ۳- الکافی ج۲ ص۳۱۰ ۴- همان ۵- الكافى ج۸، ص۱۲۸ |
|||
|
|
۱۸:۴۴, ۱۵/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۳ ۲۲:۳۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم 1.امام صادق (علیه السلام):تکبر این است که مردم را تحقیر کنی و حق را خوار شماری. 2.امام علی (علیه السلام):آدم خود پسند و خود بین عقل ندارد. 3.امام باقر (علیه السلام):هیچ مقداری از تکبر به دل آدمی راه نیابد مگر این که به همان اندازه کم باشد یا زیاد از خردش کاسته شود.بحار الانوار، جلد 75، صفحه186. 4.امام صادق (علیه السلام):کسی تکبر نمی ورزد جز آنکه کمبود شخصیت و ذلتی در درون خود احساس کند. 5.امام علی (علیه السلام):خدا نماز را جهت منزه ساختن انسان ها از تکبر مقرر داشته است. 6.امام علی (علیه السلام):بدترین آفات عقل تکبر ورزی است. 7.پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):کسی که در سلام کردن بر دیگران پیشی می جوید او از تکبر به دور می ماند. 8.امام صادق (علیه السلام):دو ملک در آسمان بندگان را زیر نظر دارند پس هر که تواضع کند او را بالا می برند و هر که تکبر می ورزد او را خوار می سازد. 9.امام علی (علیه السلام):خود پسندی و عجب ورزی دلیل بر ضعف عقل است.10.امام علی (علیه السلام):خودپسندی مانع پیشرفت و کمال است. 12.امام باقر(علیه السلام):کسی که در پیشگاه خدا مبغوض تر از آن کسی نیست که بر اثر استکبار درونی خویش از خدا درخواست حاجت نکند و از آنچه پیش خداست طلب ننماید.13.امام علی (علیه السلام):شیطان از درگاه الهی رانده شد و او کسی بود که شش هزار سال خدا را عبادت و پرستش نموده بود و البته معلوم نیست از سال های دنیا یا از سال های آخرت و این انحطاط به خاطر یک لحظه تکبر در برابر دستور خدا بود. [font=Tahoma] http://safareeshghe.samenblog.com/61/ |
|||
|
|
۹:۵۰, ۱۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام خدا امیرالمومنین امام علی علیه السلام به هنگام تلاوت آیه 6 سوره انفطار "یا ایها الانسان ماغرک بربک الکریم" فرمود: که اى انسان ، چه كسى تو را به گناهكارى دلير كرد و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور نمود؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش دلبسته ساخت؟ آيا دردت را درمانى نيست؟ آيا از اين خواب گران ديده نمى گشايى؟ چرا انسان، كه به ديگران مهر مى ورزى به خود مهربان نيستى؟ بسا كسى را در تابش آفتاب بينى و از سر ترحم بر او سايه افكنى يا بيمارى پيكرش را دردمند ساخته و بر او از سر دلسوزى بگريى . پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و پايدارى؟ از چيست كه بر جان خود، كه در نزد تو عزيزترين جان هاست، سرشكى نمىبارى ؟ چرا شبيخون كيفر خداوندى از خواب غفلتت برنمى انگيزد و حال آنكه، نافرماني هايت تو را به ورطه قهر او افكنده است. پس به نيروى عزم و تصميم، دردى را كه بر دل تو سستى آورده، درمان كن و به بيدارى و هوشيارى خواب غفلت از ديدگان بزداى. خدا را اطاعت كن و به ياد او انس بگير. و در نظر آر، آن حالت را كه تو از او روى گردانيده اى و او به تو روی آورده است. تو را به بخشايش خويش فرا مى خواند و فضل و نعمتش تو را در برگرفته و تو از او به ديگرى روى نهاده اى. بلند و برتر است آن خداى توانا كه كريم و بزرگوار است. و تو اى بنده بيمقدار ناتوان در نافرمانى او، چه گستاخى و حال آنكه، در پناه ستر و پوشش او غنوده اى و در فراخناى فضل و بخشايش او مى گردى. خداوند نه فضل و بخشايش خود را از تو دريغ داشت و نه پرده از گناهانت برگرفت. بلكه، چشم بر هم زدنى، از نعمتى كه بر تو ارزانى مى دارد و پرده اى كه بر گناهان تو مىكشد يا بلايى كه از تو مى گرداند بى بهره نبوده اى . پس، چه گمان برى به او، اگر فرمانش برى ؟ به خدا سوگند، اگر اين حال ميان تو و ديگرى كه در قدرت و توان همسنگ تو مى بود، پديد آمده بود، تو خود نخستين كسى بودى كه خود را به سبب سوء اخلاق و زشتى رفتارت نكوهش مىكردى.... «نهج البلاغه،خطبه 223» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: sigK2yyu_535.jpg]](http://media3.afsaran.ir/sigK2yyu_535.jpg)



![[تصویر: babolgif-5.gif]](http://falshbaner.persiangig.com/image/allahom%20ajel/babolgif-5.gif)
)
![[تصویر: 9720881091132502461632820013595268172.jpg]](http://img1.tebyan.net/big/1388/11/9720881091132502461632820013595268172.jpg)
![[تصویر: 153207514943718229702231562081131361322.jpg]](http://img1.tebyan.net/big/1388/09/153207514943718229702231562081131361322.jpg)
![[تصویر: 3212713611431143511710187151381589216264.jpg]](http://img1.tebyan.net/big/1381/10/3212713611431143511710187151381589216264.jpg)
![[تصویر: 42516.jpg?itok=9F6cc66p]](http://www.adyannet.com/sites/default/files/styles/medium/public/media/image/islam/42516.jpg?itok=9F6cc66p)