|
آمار تکاندهنده یا اغراق آمیز؟
|
|
۱۲:۱۰, ۱۸/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۳ ۱۳:۰۰ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی حدود یکماه پیش گزارشی با عنوان «ازدواج موقت و تاثير آن بر تعديل روابط نامشروع جنسی» منتشر کرد http://rc.majlis.ir/fa/report/show/890763 http://alaemezohoor.persiangig.com/docum...es).pdf/dl پس از یکماه بی توجهی عمومی به این گزارش، ظاهرا رسانه ها تصمیم گرفتند نیمه خالی این گزارش را منتشر کننده که در صورت صحت بسیار تکاندهنده و فاجعه بار است! اصلا منکر وجود ناهنجاری های زیاد در جامعه و مشکلات عدیده در این رابطه نیستم ولی به نظر می رسد این آمار حتی فقط برای شهر تهران هم کمی غیر واقعی باشد. البته گفته شده آمار برای کل کشور است به نظر می رسد بر فرض صحت این آمار، انتشار عمومی آن مشکلی را از جوانان و جامعه حل نکند قسمتی از گزارش در اين گزارش با استناد به نامهای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۲ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است. بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بودهاند. همچنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی 1386-1387 از 141552 دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد 24889 نفر (17.5 درصد) دارای روابط همجنسگرایی (لواط و مساحقه) بودند. به نوشته این گزارش، بر اساس اظهارات کارشناسان در سال 1388 در دهه 1960 و 1970 میلادی سن روسپیگری بالای 30 سال بود، اما اکنون سن روسپگیری به 15 سال به بالا رسیده است. تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی نشان داده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و 11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. http://www.tabnak.ir/fa/news/423952/آمار...ی-در-ایران |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۴۹, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
نقل قول:اصلا هدف از نوشتن این کتابا چیه؟؟مسئولین کارشون رو دارن می کنن! تازه بعضی وقت ها زیاده روی هم کردن! مشکل از توزیع کتب هست. یه کتاب اونجوری نباید در دست یه بچه 14 ساله باشه. ما تو شهرمون یه کتاب فروشی داریم که خدای رمان هست(همه چی تموم) اما به هرکسی هر کتابی نمی فروشه. یکی از دوستام می گفت(وقتی 16 یا 17 ساله بود) می خواسته مجموعه داستان پری خانم رو بخره بخونه. مضمون این داستان ها یه جور ترس سنتی هست. معمولا تو ایران چون که مردم به سنت پایبند هستن(تا حدی) فوبیا هاشون هم سنتی هست. واسه همین ترس های سنتی رو خیلی بیشتر می پذیرن. می گفت مرده نفروخت کتاب رو بهش! گفته هنوز بچه ای! همچین آدم هایی باید کتاب بفروشن. بچه بودم تو کانون اینکارو می کردن و کتاب ها رو تفکیک می کردن واسه سنین. این حرکت خوب بود. ************ حسابی از بحث تاپیک منحرف شدیم. اما تاثیری که کتاب می تونه در خواننده داشته باشه فقط در حد آتش زدن هست. واگرنه که اگه وجود فرد سوخت نداشته باشه آتشی به پا نمی شه. همین کتابی که گفتین رو اگه یکی بخونه و علاقه ای به تجاوز نداشته باشه تاثیر نمی گیره. اما اگه در ته وجودش تمایل داشته باشه یاد می گیره و مثل یه کاتالوگ ازش استفاده می کنه. |
|||
|
|
۱۴:۱۷, ۲۵/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۳ ۱۴:۲۱ توسط fateme-m.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
آفرین به این کتاب فروشی!
بعله مسئولین گاهی زیاده روی و گاهی کم روی میکنند!! باور کنید بعضی کتابا اصلا نباید نوشته بشه! قصد بی ادبی ندارم اگه حرفم ایرادی داره لطفا ناظر بخش ویرایش کنه.... برای مثال سال قبل کتابی خوندم که شخصیت اول داستان که یه پسر بود به خواهرش تجاوز میکنه و بعد چند روز میفهمه که اون طرف خواهرش بوده! آخه چ لزومی به نوشتن این متن ها هست؟؟؟ چ هدفی رو دنبال میکنن؟؟؟ باور کنید همه ی اینا برنامه ریزی شده است چرا تو رمان انقد زیاد یه خانومو توصیف میکنن؟؟؟ از پیچ و خمای بدنش جوری حرف میزنن که انگار فرشته ی آسمونیه... من که دخترم جذب میشم وای به حال یه پسر. حالا اگه این کتابا نوشته میشه نباید اسمش بشه داستان یا رمان! باید بشه آموزش روابط زناشویی ( تازه با تخفیف!! آموزش روابط زناشویی شرف داره به کتابی که توش از تجاوز خشن و تجاوز محارم نوشته بشه) اینجوری حداقل آدم میفهمه با چه موضوعی طرفه! |
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز : لطفا در راستای تاپیک بحث کنین . اینجا جای نقد و بررسی کتاب ها و رمان ها نیست . خواهشا رعایت کنین . . . راستی ؛ پیشنهاد میکنم پست ارسالی بنده ی حقیر در این تاپیک رو هم یه نگاهی بهش بندازین . . . در پناه الله یا مهدی مدد
|
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
جامعه ای که توش کتابخوانی نباشه دیگه چه فرهنگی میخواد باشه؟
|
|||
|
۱۷:۲۹, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
اولاً این که به قول آقای جویای حقیقت تاپیک از بحث اصلیش خیلی منحرف شد...
هر چند... موضوع فساد موضوعیه که از هر طرف که بهش بخوای بپردازی، خودش دنیای دیگریست... اما در مورد کتاب ها... من اگه کاره ای بودم، کتاب های م.مودب پور رو آتیش میزدم... بعدشم من اونقدر تاریخ دوست دارم که همه اش کتابهای تاریخی قصه ای مثل "خداوند الموت" و "خواجه تاجدار" و ... رو خیلی دوست دارم و میخونم... رمان های کلاسیک رو هم خیلی دوست دارم... اما مگه میشه به یه نوجوون که تبلت دستشه، بگی برو کتاب بخون که هیچ تصویر متحرکی توش نیست؟ من حقیقتاً با این که خلافه، اما اکثراً کتابهایی رو که دوست دارم رو از اینترنت دانلود میکنم و میخونم... اگرم کتابش رو بگیرم، اول اسکنش میکنم، بعد میذارم توی لپ تاپ و میخونم... البته اینا مال قبل از بچه دار شدن بود... الآن اگه وقت کنم گاااهی سرم رو بخارونم هنر کردم... بگین چی کار کنیم که نوجوونای ما دنبال فساد نرن... یه بخشیش رو توی تاپیک "قتل های ناموسی" گفتیم... و متاسفانه به دلیل همون ضیق وقتی که گفتم، هنوز فرصت نکردم تمومش کنم... |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
سر نوجوون گرم بشه دنبال فساد نمی ره.
بسیج برنامه های خوبی داره اما به گروه خونی بعضی ها نمی خوره و این بعضی ها دقیقاً همون عوامل فساد امروز هستن. سر نوجوان گرم بشه واقعاً دنبال فساد نمی ره. ما تو مدرسه امون یه نمایشگاه هر سال برزگزار می کردیم. نمایشگاه رو هم که می دونین از همه جا و همه جور میان. از 8 صبح تا ساعت 8 شب و به مدت 4 روز نمایشگاه دایر بود. تصور کنید که دیگه چه خبر می تونست بشه. اما بچه چون وقت سر خاروندن هم نداشتن نمی توستن دنبال دختربازی برن. مگر کسایی که واسه همین کار ها خودشون رو وارد عوامل نمایشگاه کرده بودن. شما نوجوان رو سرشو شلوغ کن اونوقت اگه تو کثیف ترین شرایط هم باشه سراغ فساد نمی ره(بستگی به مشغله اش داره) حالا دوباره رسیدیم به مشکل اقتصاد! سر یه انسان چجوری گرم می شه که هم مفید باشه هم اون ترغیب بشه؟ کار! کار! کار! اگه بی کار نباشی دنبال فساد نمی ری. |
|||
|
۱۸:۰۰, ۲۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
آقای بیدل اس!
اینا رو خوب همه مون میدونیم. فکر کنین فردا یه مسئول میخواد بیاد نظرات ما رو بخونه. شما چه پیشنهادی دارین واسه بهبود اوضاع... پیشنهاد های کلی ندین... موردی بگین و مثال بزنین... بگین مدارس فلان کارو کنن... پدر و مادرا فلان کارو نکنن.. و الی آخر دیگه. پ.ن: من توی ترک نوشتن "..." هستم. لذا گاهی مینویسم و گاهی نمینویسم.
|
|||
|
|
۲۰:۳۶, ۲۵/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۳ ۲۰:۳۸ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
نقل قول:آقای بیدل اس!دقیقاً اعتراف می کنم که دارم شبه روشنفکر بازی درمیارم. یعنی ایراد می گیرم و راه حل نمی دم. از اونجا که راه حلی به ذهنم نمی رسه ایرادم هم پشیز نمی ارزه حرفم مفت نمی ارزه! باید فکر کنم. یعنی همه باید فکر کنند و راه حل مطرح کنند. من حتی توی خانواده خودم هم از امر به معروف نهی از منکر عاجزم ![]() چه برسه به جامعه و راه حل اجتماعی! ![]() نقل قول:آقای بیدل اس!بیدل خالی بگین. اون s مخفف second هست. یعنی Bidel.Second یا the second Bidel یا بیدل دوم یا ... |
|||
|
۴:۰۹, ۳۱/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۳ ۴:۱۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
اول خیلی ببخشید که خیلی دیر شد.
چند روز هست که وقت فراغت کم پیش میاد. (۲۴/مرداد/۹۳ ۲۱:۲۴)Bidel.s نوشته است: اون قسمتی که بولد کردم، طرف دومش توجه نمی شده و این اتفاق افتاده عبارت پررنگ شما(یعنی: عدم دسترسی به جنس مخالف و تحریک شدگی شدید در محیط جامعه) اصلاً آیا دو طرفش میتونه همراه هم باشه؟ آیا قسمت دوم این عبارت به جز زمانی هست که جامعه دچار فساد باشه؟ و آیا فساد علاوه بر ازدواج نکردن به معنی وجود دسترسی نامشروع نیست؟ پس درمییابیم که در این صورت عدم دسترسی نخواهد بود. پس اصلاً دو طرف این عبارت نمیتونن همزمان برقرار باشن. و نیز مسلماً شاهد هستیم که «ازدواج نکردن» و «نداشتن دسترسی نامشروع» هم نمیتونن با هم همراه باشن و در نتیجه اونچه که به عنوان «عدم دسترسی به جنس مخالف در یک جامعه» فرض شد، در حقیقت هرگز وجود نداره. انواع مختلف «دسترسی» رو از حیث اثر بر شیوع فساد(همجنسگرایی) یکی حساب میکنید و در موردشون واژهی «عرف» رو بکار میبرید!!! اگر فطرت انسانها با هم تفاوت نداره، پس چطور ازدواج نکردن ِ یک مردم رو مخلّ چیزی میدونید که مردم دیگری از کاباره رفتن کسب میکنن؟! به عبارت دیگر: «عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» مشکلی نیست که «دسترسی از طریق نامشروع» برطرفش کرده باشه. این دو تا خیلی متفاوت هستن. «عدم دسترسی ِ مربوط به ازدواج نکردن» اگر واقعاً «عدم دسترسی» باشه(یعنی با هیچگونه «دسترسی از طریق نامشروع» همراه نباشه) مشکلی هست که ممکنه طی یک لغزش به «دسترسی از طریق نامشروع» برسه(یعنی تازه میشه یک مورد از فساد)، اما در مقابل، کسی که کارش «دسترسی از طریق نامشروع» هست و شیوهاش فساد هست، چنین کسی وضعیت بشدت فاسدی داره و چنین کسی هست که برای مفاسد کثیفتر مثل همجنسبازی مستعد هست. این دو تا خیلی متفاوت هستن. ------------ در ضمن، بطور کلی هرچیزی که بخواد به عنوان دلیلی برای همجنسگرایی عنوان بشه، یعنی بگه این فساد شدید ذرهای جز تجاوزکاری هست و بخاطر عاملی ایجاد شده، در حقیقت داره این کار رو عقلانی جلوه میده، و مخالف سخن خداوند در قرآن کریم میشه که فرموده چنین چیزی قطعاً تجاوزکاری هست: سوره شعراء: اَتَاْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ (165) وَ تَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ اَزْوَاجِکُمْ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (166) آیا از میان جهانیان به سراغ مردها میآیید؟ (165) و همسرانتان را كه پروردگارتان براى شما آفريده است، وا میگذاريد؟ بلكه شما مردمى تجاوزكاريد (166) (۲۴/مرداد/۹۳ ۲۱:۲۴)Bidel.s نوشته است: منظورتون رو نمی فهمم. تو دلیل اول که توضیح ندادم اینجوری کردین. حالا که یه مثال می زنم می گین زیاده روی کردم؟در مورد اول دلایل کاملی که این نتیجهگیری رو اثبات کنه ارائه نداده بودید و عرض کردم هنوز اثباتنشده. اما مثالهاتون، حتی اگر دلیل بود، مجبور بود اینطور مطرح بشه؟ اینکه در این فساد میل دیگری بهجز میل جنسیای که غریزی هست دخیل هست، این رو کاملاً درست میفرمایید. البته میتونیم برای توضیح دادن جریان به سادگی به آیهی بالا استناد کنیم، تا با اطمینان صددرصد به جواب برسیم. همچنین میشه به شواهد و قرائن مثال زد. مثلاً گفتههای استاد رائفیپور که میگه بعضی از اینها به خوردن مدفوع همدیگه رسیدهاند. به روشنی میشه دید که در مورد چیزی مثل مدفوع که هیچ عقل بیشعور و دل کثیفی نمیتونه نسبت بهش میلی داشته باشه و تنها نکتهی ممکنش اینه که کسی نباید باهاش تماس داشته باشه، تنها چیزی که میتونه وجود داشته باشه میل به تجاوز از این «نباید» هست. یعنی همون تجاوزکاری. یا مثلاً آیزاک آسیموف که به عنوان رئیس انجمن اومانیستهای آمریکا برگزیده شده بود(یعنی عقائد و تئوریپردایهاش مورد احترام و پذیرش بود) در کتابش، بوجود اومدن گرایش جنسی رو به محدودیتها نسبت داده! میگه اگه تمام مردم همیشه تمام موهای سر و صورتشون و ابروها رو از ته ِته بتراشن، نسبت به موی سر میل جنسی خواهند داشت. این یعنی خودش اعتراف میکنه به اینکه در اونچه که در موردش «محدود» میشه کشش جنسی میبینه و گذشتن و تجاوز کردن از این محدودیت رو عمل جنسی میدونه. یعنی همون تجاوزکاری. آخرش زیر عمل کبد مرد، چون ایدز داشت و کبدش داغون شده بود. البته از قول خانوادهاش میگن ایدز رو توی انتقال خون(یا همچنین چیزی) گرفته بود. ما هم خریم!
|
|||
|
۱۰:۱۴, ۳۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
نقل قول:عبارت پررنگ شما(یعنی: عدم دسترسی به جنس مخالف و تحریک شدگی شدید در محیط جامعه) اصلاً آیا دو طرفش میتونه همراه هم باشه؟من حرفی از همجنس بازی نزدم و کیس های نرم مدنظرم بود. شما اینقده دسترسی عدم دسترسی کردین که من قاطی کردم ![]() خیلی ساده بگم یه مثال از آب و تشنگی هست. مثلا تو یه کاروان هستین و متصدی گفته سعی کنید تا شب تشنه نشید چون آب کمه. حالا یه طرفش به جامعه است. نباید کاری کنه که شما فعالیت زیادی داشته باشین. واگرنه به آب پیش از موعد نیاز خواهد شد که خلاف قانون طرح شده هست. یا باید بهش آب بدن یا ازش کار نکشن. در ضمن عبارتی که گفتم عملاً هردوشون با هم امکان پذیر هستن: 1- باید دسترسی به جنس مخالف محدود بشه(مثل 20 سال پیش) 2- باید تحریک شدگی در جامعه کاهش پیدا کنه. هر دوشون با هم امکان پذیر هستن. اما اگه یکی اشون نقض بشه فساد به وجود میاد. اول نقض بشه از سر همین کنجکاوی های بلوغ فساد رخ می ده. مثل اینکه یه جامعه حجابش رو رعایت کنه اما شب ها برای جوون ها پارتی مختلط برگزار کنه دومیش نقض بشه که میشه اوضاع فعلی ایران(البته تا حدی، چون چند وقتی هم هست که اولیش نقض شده) نقل قول:در مورد اول دلایل کاملی که این نتیجهگیری رو اثبات کنه ارائه نداده بودید و عرض کردم هنوز اثباتنشده.اشاره کردم که تو یکی از فروم های هم جنس گرایی این دلایل رو دیدم. کاری هم به اثبات شدنش ندارم. از زبان هم جنس گرا ها بود. نقل قول:همچنین میشه به شواهد و قرائن مثال زد.از این مثال ها برای مازوخیسم هست. خوردن مدفوع و ادرار، دولاب گذاشتن و اعمال ماشینی همه و همه از مازوخیسم هستن. اما از محدودیت نیستند. اگه به واژه مازوخیسم دقت کنید متوجه می شین یکی از طرفین می خواد تحقیر شه و اون یکی کی خواد تحقیر کنه. کسی نمی خواد از نباید ها رد شه. نقل قول:یا مثلاً آیزاک آسیموف که به عنوان رئیس انجمن اومانیستهای آمریکا برگزیده شده بود(یعنی عقائد و تئوریپردایهاش مورد احترام و پذیرش بود) در کتابش، بوجود اومدن گرایش جنسی رو به محدودیتها نسبت داده! میگه اگه تمام مردم همیشه تمام موهای سر و صورتشون و ابروها رو از ته ِته بتراشن، نسبت به موی سر میل جنسی خواهند داشت. این یعنی خودش اعتراف میکنه به اینکه در اونچه که در موردش «محدود» میشه کشش جنسی میبینه و گذشتن و تجاوز کردن از این محدودیت رو عمل جنسی میدونه. یعنی همون تجاوزکاری. آخرش زیر عمل کبد مرد، چون ایدز داشت و کبدش داغون شده بود. البته از قول خانوادهاش میگن ایدز رو توی انتقال خون(یا همچنین چیزی) گرفته بود. ما هم خریم!آسیموف حرف زیاد می زده. اون هر چی تو ذهنش می یومد می گفت. مثل زمانی که می گفت اگه بتونه انسان خواری رو مجاز می کنه |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |











![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)

