کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قاتل زبیر به دوزخ خواهد رفت؟ (وقتی که شمشیر اسلام منافق شد)
۱۸:۱۶, ۱۹/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۷:۳۸ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
وقتی شمشیر اسلام منافق شد

(این تاپیک با دو دلیل ایجاد کردم اول اینکه به یک شبهه جواب داده بشه که طبق حدیثی از پیامبر اگر قاتل زبیر به دوزخ میرود پس حضرت علی ایا جهنمی میشود؟ و دوم اینکه شمشیر اسلام هم پایش لغزید از خودتان غافل نشوید که و به خودتان مغرور نشوید که شما شمشیر اسلام هم لقب نگرفته اید)
اول بگذارید در مورد زبیر صحبت شود و بگوییم او که بود
به صورت اجمالی زبیر اینچنین فردی بود:


الزبيرُ بنِ العَوّام بن خُوَيلد بنِ أسد بن عبدالعزّی بن قُصی بن کلاب بن مرّة بن کعب ابن لؤی القرشی الأسدی

اما نقل دیگریست که عوام، پدرزبیر، پسرخویلد نبود بلکه غلام او بود،چون که خویلد او را به پسر خواندگی گرفته بود،به او منسوب گردید. (قاعده عرب در زمان جاهلیت این بود که اگر میخواستند غلام خود را در نسب خود داخل سازند، آن غلام را آزاد می کردند و او را از قبیله عرب زن می دادند)

کنیه زبیربن عوام اباعبدالله است، مادرش صفیه دختر عبد المطلب عمه حضرت رسول اکرم صَلّیَ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ است. پس او پسر عمه رسول خدا صَلّيَ اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ و پسر برادر خدیجه بنت خویلد همسر حضرت رسول صَلّيَ اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ می باشد و با حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها نسبت پسر دایی دارد.

در مورد اسلام آوردنش هشام بن عروة می گوید: پانزده سال داشت که اسلام آورد، ابوالأسود به نقل ازعروة می گوید: دوازده سالش بود که مسلمان شد ولی خود هشام از پدرش نقل می کند که هفده ساله بود که اسلام آورد و عده ای هم گفته اند که در هیجده سالگی شهادتین گفت؛ در هر حال بنا بر نقل مورخین بعد از ابو بکر به عنوان چهارمین یا پنجمین نفر اسلام آورد، اما بنا بر نقل طبری سومین کسی بود که توسط ابوبکر مسلمان شد. و جزء مهاجرین به حبشه و مدینه بود. زمانی که رسول اکرم بین مهاجرین به مکه عقد اخوّت می بستند بین او و عبدالله بن مسعود عقد اخوّت بستند و پس از هجرت به مدینه در زمانی که رسول اکرم بین مهاجرین و انصار اخوّت برقرار می کردند او و سَلَمَة بن سَلّامة بن وَقَش را برادر قرار دادند و قبل از هجرت به مدینه بین او و طلحة عقد اخوّت بستند.(طلحه خودش داستانی جداگانه دارد)

زبیر از سرداران صدر اسلام و از مسلمانان ثابت قدم بود و سابقه درخشانی در دفاع از حریم اسلام داشت و در تمامی جنگها با پیامبر بود تا جایی که پیامبرفرمودند:برای هرپیامبری حواری است و حواری من زبیر است! و همه اعضای بدنش در دفاع از آن حضرت جراحت برداشت.

از آنچه که در تاریخ مذکور است است پیداست که وی فردی بخشنده نیز بوده است و صدقه دادن او در تاریخ اینطور ذکر شده است که وی صد مملوک داشت که به او خراج می دادند؛ حتی درهمی از آن خراج وارد منزلش نمی گردید و همه را صدقه می داد!

زبیر بعد از شهادت رسول اکرم هم ظاهرا از موالیان امیر المؤمنین بوده است، تاجایی که به همراه طلحة با ابوبکر بیعت نکرد و در منزل حضرت تحصّن نمود. و در جریان هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و بیعت گرفتن از امیرالمؤمنین أشدّ از تمامی یاران حضرت بود و تنها کسی بود که در مسجد هنگام به زور بیعت گرفتن از امیرالمؤمنین شمشیر کشید و بیعت نکرد. تا اینکه عمر و خالد بن ولید و مغیره به او حمله کردند و شمشیرش را گرفته و شکستند و در حالی که عمر بر سینه اش نشسته بود به عمر گفت :ای پسر صحاک به خدا قسم اگر شمشیرم در دستم بود جرأت نزدیک شدن به من را نمی کردی! وسپس با کراهت بیعت(ظاهری) کرد.


دوباره بخوانید (نکات ابی رنگ را)
تنتان نمیلرزد ببینید چه این چنین فردی چه بلایی سرش می اید اگر حوصله ی خواندن متن طولانی بالا را نداشتید معرفی اجمالی سریع زیر را حتما بخوانید

1 پسر عمه پیامبر

2 برادر زاده خدیجه

3 بین 12 تا 16 سالگی مسلمان شد

4 پنجمین نفری که مسلمان شد

5 عمویش با دود شکنجه اش می داد

6 دو بارهجرت کرد 1. حبشه 2. مدینه

7 حضوردر اغلب جنگها و تمام غزوات

8 ملقب به فارس الاسلام

9 هقت هزار نفر از ياران پيامبر او را وصي خود قرار دادند

10 جزء 4 نفری که به مدافعان اسلام معروف بودند.علی,سلمان,ابودجانه

11 شرکت در دفن حضرت زهرا

12 جزء 4 نفری که بعد از رحلت پیامبربا علی بیعت کردند

13 متحسن در خانه امام علی در هنگام تعیین خلیفه اول

14 شمشیرکشیدن بر روی سران سقیفه

15 تنها نفری که در شورای 6 نفره به علی رای داد

16 اولین نفری که بعد از عثمان با علی بیعت کرد

17 پیامبر: لکل نبی حواری و حواریی الزبیر

اگر هنوز متوجه نشدید دوباره بخوانید.
حال قسمت دوم مقاله بررسی میکنیم که زبیر چگونه بر ضد کسی شورید که در جنگ احد زمانی که همه فرار میکردند و پیامبر در محاصره ی سربازان دشمن بود با همین فرد(حضرت علی)مثل پروانه دور پیامبر میچرخیدند و از او محافظت میکردند و اینقدر زخم برداشته بودند که هر کسی بود از شدت این زخم ها می مرد بعد از ان جنگ زبیر سیف السلام به معنی شمشیر اسلام لقب گرفت.

ایا زبیر فقط به خاطر این منحرف شد که فرزندش او را فریب داد ؟
به نظر من نه.به نظر من آن تیر اخرین تیر شیطان بود و اخرین بارقه های امید هم بعد از ان خاموش شد.
میگویند که حضرت علی در شب جنگ جمل از شدت ناراحتی گریه میکرد و از این که فردا قرار بود با یاران قدیمی بجنگد خیلی ناراحت بود.

زبیر منحرف شد چون در زمان خلیفه ی دوم و سوم تخم منحوس گناه کم کم کاشته شد و شیطان کم کم در این فرد با صلابت که به مانند کوهی بود نفوذ کرد:

1 - زبیر در زمان خلیفه ی دوم و سوم به ثروت عجیبی دست یافت نمونه های آن در زیر ذکر میشود:
خانه ای در بصره ,کوفه , مصر, اسکندریه داشت
جمع دارایی های او 52 میلیون درهم (در صورتی که امام علی سقف مال حلال را از 4هزار درهم به خاطر فقر شدید مردم در آن زمان فراتر نمی دانستند توجه داشته باشید که در زمان امام علی حضرت با این که خلیفه بودند ولی لباس های مندرس میپوشیدند ولی در زمان امام صادق وضع معیشتی مردم خیلی عالی شده بود و امام صادق لباس های فاخری میپوشیدند)

2 -زبیر زمانی که بعد از مدت ها امام علی را حمایت کرده بود و ایشان به مسند خلافت بازگشتند توقع غنیمت داشت ولی حضرت با توجه به شناختی که از افراد به صورت علم امامت داشتند به این فرد هیچ منصبی ندادند و اینجا بود که زبیر و طلحه(در موردش در اینده بحث میشود)جا زدند و روبه روی حضرت ایستادند.
فرض کنید که من و شماهایی که این همه در مسیر ظهور حضرت گام برمیداریم(البته باز هم کم است) بعد از ظهور ایشان , اقا ما را لایق هیچ پستی به جز یک سرباز ساده نداند و کسی که سالها ما را اذیت میکرد و یک جوان و تازه مسلمان بود را اقا فرمانده لشکر خود کرد ایا بعد از این , شیطان همان روزنه را که در زبیر با ان همه عظمتش پیدا کرد در ما پیدا نمیکند؟
دقت کنید اقا 313 یار دارد که مثل کوه محکمند و منحرف نمیشوند در برابر حقه های کثیف شیطان.

3- اخرین تیر انحراف زمانی بود که حضرت علی علیه السلام در آستانه جنگ، سر برهنه و بدون زره و سلاح سراغ زبیر رفت و خاطرات و توصیه هایی از نبی اعظم خدا به او یادآوری کرد(حضرت رسول به زبیر یاداوری کرده بود که زمانی منحرف میشود و پایش در چنین روزی میلغزد) تا زبیر پشیمان شد و از جنگ کناره گرفت. عبدالله بن زبیر فرزند ارشد، زبیر را به ترسو بودن متهم کرد و زبیر برای رد این تهمت به لجاجت دوباره پای بر حق نهاد و به صف لشکر علوی حمله آورد. اما لشکر از برابرش می گریخت.(کسی نمیخواست قاتل زبیر باشد چون طبق حدیثی از پیامبر قاتل زبیر به دوزخ میرفت همچنین مولا فرموده بود، از برابر زبیر عقب بنشینید و کسی بر او حمله نبرد.)

زبیر که شهامتش را پسرش ثابت کرده بود (در اصل به شیطان)راه کناره گرفت.
در اخر سر وقتی که دید در جنگ در حال شکست خوردن هستند پا به فرار گذاشت اما طی تفصیلی توسط عمربن جرموز کشته شد. این فرد وقتی سر زبیر را آورد حضرت به قاتل فرمود: مگر من نفرمودم که گریختگان را دنبال نکنید!
در اصل قاتل زبیر به دوزخ میرود چون به حرف حضرت علی گوش نکرده بود و گریختگان را دنبال کرده بود پس حضرت علی از گناه کشتن زبیر مبرا میشود و هرگز جهنمی نخواهد بود و حضرت رسول هم حرفش به سرانجام رسیده بود

قاتل خوش خیال و ناولایت مدار وقتی در گرفتن جایزه از حضرت علی علیه السلام پشیمان شد، چنین گفت: با شما چگونه توان زیست در راه شما اگر کسى را بکشیم با دوزخ بشارت میدهید اگر با خود شما جنگ کنیم کافر میشویم!
حضرت علی به وی مژده جهنم را از زبان حضرت رسول صلوات الله علیه و آله داد.
ابن جرموز با خوارج در نهروان بود و بدست على (علیه السلام) کشته شد!

ولی ایا حضرت علی گناهی مرتکب شده بود که در مقابل شمشیر اسلام ایستاده بود؟
جواب این سوال در حکایت زیر است:
مردی از صحابه امیرالمؤمنین(علیه السلام) دچار توهم شد که چگونه حق در مقابل حق ایستاده است و با دیدن طلحه و زبیر و عایشه و امام علی(علیه السلام) که رو در روی هم قرار گرفته اند، دچار تردید شد که کدام یک بر حق اند؟ از این رو به محضر امیرمؤمنان شرفیاب شد و گفت: آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع کنند؟ امام علی(علیه السلام) جوابی داد که دکتر طه حسین، نویسندة مصری اعتراف میکند بعد از آن که وحی خاموش گشت، سخنی به این بزرگی شنیده نشده است. این جمله چنین است: "حقیقت بر تو اشتباه شده است. حق و باطل با میزان قدر و شخصیت افراد شناخته نمی شود. حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی و باطل را بشناس تا اهل آن را بشناسی".یعنی ملاک حقیقت است نه افراد .افراد ممکن است منحرف شوند ولی حق هرگز.

این جمله شبیه این جمله ی حضرت امام در معنا نیست: میزان حال فعلی فرد است.
یعنی انقلابی بودن مهم نیست،‌ انقلابی ماندن مهم است. بر این اساس،‌ موضوع عاقبت بخیری در اسلام از جایگاه مهمی برخوردار است.

و تاریخ تکرار میشود ایا شما نمیبینید؟
بانی اصلی این مقاله حرف های استاد رائفی پور بود که دنبال این قضیه را بعد از یکی از سخنرانی های ایشان گرفتم.
منابع:سایت پاسخگو ,سایت منبرک ,سخنرانی استاد رائفی پور,روزنامه الکترونیکی ثامن ,پایگاه اطلاع رسانی برائت و سایت وعده ی صادق و بخشی از آن حافظه ی خودم بود.
لطفا نظر خودتون رو در مورد انحراف زبیر بگویید منتها خواهش میکنم که مصداق سازی در مورد افراد در زمان حال نکنید که ممکن است مصداق سازی شما اشتباه باشد و باعث تفرقه و دشمنی شود .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، najmeh ، Maysam-1st ، bat-man ، محب الزهرا ، zarati313 ، alasor ، مجید121 ، مصطفی آقایی ، pcyord ، 666 ، janali ، sunrise59 ، m.hossein ، علیرضا110 ، sadegh-a ، Havbb 110 ، مفقود الاثر ، حفیظ ، mohammadhadi ، دل خسته ، عبدالرحمن
۱۷:۲۸, ۲۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
(۱۹/تیر/۹۰ ۱۸:۱۶)ANTI MASON نوشته است:  10 جزء 4 نفری که به مدافعان اسلام معروف بودند.علی,سلمان,ابودجانه

11 شرکت در دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها)

17 شرکت در دفن حضرت زهرا(سلام الله علیها)

18 پیامبر: لکل نبی حواری و حواریی الزبیر

سلام

1- یه تاپیک در رابطه با موضوع زبیر قبلا باز شده
داستان غم انگيز زبير

2- میشه لطف کنید و منابع مطالب بالا رو بیان کنید
من این مطالب رو تا حالا ندیدم، جایی هم نشنیده ام
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zarati313 ، خیبر110 ، m.hossein ، مفقود الاثر ، عبدالرحمن
۱۷:۲۸, ۲۰/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۰ ۱۸:۰۷ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
کسی هیچ نظری نداره؟ اگر کسی نظری داره لطفا بگه
اگر نظرش خوب باشه بهش 2یا 3 تا اعتبار میدم و اگر نظر پخته ای بده بیشتر اعتبار میدم بهش .
ولی خواهشا اگر کسی اطلاعات بیشتری داره توی این موضوع شرکت کنه میخوام نظر افراد پخته تر و با سن بالاتر از خودم رو هم بدونم.
البته فکر نکنید دارم بازار داغی میکنم بلکه این اولین مقاله ی بلندی هست که نوشتم و میخوام شما هم یک چیزی بهش اضافه کرده باشین.
گرچه اگر نظری ندید هم ناراحت نمیشم.
یا حق
(۲۰/تیر/۹۰ ۱۷:۲۸)محب الزهرا نوشته است:  
(۱۹/تیر/۹۰ ۱۸:۱۶)ANTI MASON نوشته است:  10 جزء 4 نفری که به مدافعان اسلام معروف بودند.علی,سلمان,ابودجانه

11 شرکت در دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها)

17 شرکت در دفن حضرت زهرا(سلام الله علیها)

18 پیامبر: لکل نبی حواری و حواریی الزبیر

سلام

1- یه تاپیک در رابطه با موضوع زبیر قبلا باز شده
داستان غم انگيز زبير

2- میشه لطف کنید و منابع مطالب بالا رو بیان کنید
من این مطالب رو تا حالا ندیدم، جایی هم نشنیده ام
سلام
اولا اینکه من قبل از ایجاد تاپیک هم میدونستم که تاپیکی برای زبیر ایجاد شده ولی قصد من سوال به یک شبهه بود که اگر قاتل زبیر طبق حدیثی از پیامبر به جهنم میرود یا اینکه زبیر که سیف الله یا القاب دیگری دارد در مقابل علی قرار گرفته پس ایا امام ما بر حق نیست؟این سوال را اهل تسنن گاهی مطرح میکنند.
ولی در مورد دومین سوال هم باید بگویم طبق یکی از سخنرانی های استاد رائفی پور(من همه سخنرانی هاشونو گوش میدم)من به این بحث علاقه مند شدم که زبیر اینهمه فرد بزرگی بوده و ریزش کرده
و بعدش از اینترنت شروع به سرچ مطالب در مورد زبیر کردم و حتی از سایت پاسخگو این سوال رو مطرح کردم که سایت هایی که مطلب ازشون استخراج کردم رو بالا نوشتم و بعد خودم از اونها یک جمع بندی کردم و نوشتمشون ولی بعضی از مطالب اونقدر ها هم غریبه نیستند و من قبلا در موردشون شنیده بودم مثلا داستان حضرت علی و شمع بیت المال و طلحه و زبیر ولی بقیه مطالب تا قبل از فتنه ی 88 شاید زیاد مطرح نمیشده تا وقتی که خواص جامعه به وضوح دیدن که تاریخ تکرار میشه و مردم هم در مورد بعضی از ریزش ها در سدر اسلام اطلاعاتشون رو بالا بردن و سایت ها از این مطالب پر شد. ولی من بدون هیچ گونه غرضی این مطالب رو مطرح کردم و فقط میخواستم دوستان نسبت به بعضی از مسائل که ممکن است در اینده خیلی دور یا نزدیک مطرح شود واکسینه شوند.
با تشکر از مطرح کردن اشکالتون و اگر لینک مطالب رو خواستین بهتون بدم ولی شما هم با یک سرچ در گوگل میتونید مطالب نسبتا زیادی در این مورد پیدا کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: janali ، m.hossein ، عبدالرحمن
۱۸:۰۳, ۲۰/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۰ ۱۸:۰۵ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #4
آواتار
ممنون از زحمتی که کشیدین
مقاله خوبی بود، ایشالا در آینده کارهای بیشتری رو از شما ببینیمSmile

داستان زبیر از آن داستانهایی است که قلب آدمی را می لرزاند و آرامش (منظور آرامش ناشی از اطمینان به خود) را از انسان سلب می کند. و عبرتی است برای همه ما در همه حال

امثال زبیر کم نبودند، بلعم باعورا مستجاب الدعوه بود، برصیصای عابد نیز همینطور ...
داستان این اشخاص را بخوانید . خود شیطان نیز کم عبادت نکرد!!!

لذا از نشانه های پایداری ایمان عدم اطمینان به خود و جلوگیری از غرور و تکبر است.

اشاره شما به تکرار تاریخ و زبیریان امروز نیز ظریف و زیبا بود
خدا همه ما را عاقبت بخیر کند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، janali ، وحید110 ، عبدالرحمن
۲۰:۲۸, ۲۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام

دوست عزیز
در منابع شیعیان، جایی ذکر نشده که زبیر در دفن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شرکت کرده
در رابطه با حدیث
پیامبر: لکل نبی حواری و حواریی الزبیر
این حدیث را داریم
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: به درستي که حواريون عيسي بن مريم(عليه السلام) شيعيان او بودند، و شيعيان ما هم حواريون ما هستند، و حواريون عيسي مطيع تر از حواريون ما نبودند، و همانا عيسي به حواريون خود فرمود: کيانند ياوران من در راه خدا. حواريون گفتند ما هستيم ياوران خدا؛

به خدا قسم او را در برابر يهود ياري نکردند و براي او نجنگيدند وشمشير نزدند.
ولي شيعيان ما به خدا قسم از روزي که پيغمبر از دنيا رفته دائما ما را ياري کرده اند و به خاطر ما جنگ مي کنند و سختي مي کشند و سوزانده مي شوند و آواره مي گردند، خداوند به آنها جزاي خير عنايت فرمايد.
(روضه کافي)

ولی حریث مذکور را من ندیدم
ولی باز هم چک می کنم

ابن مسکويه و ابو نعيم و ابن ابي الحديد و غير هم نقل کرده اند که:
چون عايشه و طلحه و زبير و عبدالله بن زبير لعنه الله عليهم در وقت رفتن به طرف بصره به حواب رسيدند، و عايشه فرياد سگان آن موضع شنيد،

پرسيد که اين موضع چه نام دارد؟ گفتند: حواب، چون لفظ حواب شنيد از رفتن بصره پشيمان شد،

و گفت: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم که فرمودند: يکي از زنان من با علي حرب خواهد کرد به غير حق و چون به حواب رسد سگان آنجا فرياد خواهند آمد جهد کن اي عايشه که آن تو نباشي، و طلحه و عبدالله بن زبير پنجاه نفر به هم رسانيدند و همه گواهي دادند که آن حواب نيست و از برگشتن پشيمانش ساختند.

چنانکه در وقت راهي شدن شتر بزرگ بلند بالا آوردند که بر آن سوار شود شتر عسکر نام داشت،

و چون نام عسکر شنيد پشيمان شده گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله مرا خبر داده بود که يا عايشه خود را نگاه دار از آنکه بر شتر عسکر نام سوار شده به حرب علي (عليه السلام) مي رفته باشي، و طلحه و زبير نام شتر را برگردانيدند و لباسش تغيير دادند و فريبش دادند

چنانچه شارح بخاري از ابن البر روايت کرده که در روز حرب جمل اميرالمؤمنين (عليه السلام) زبير را آواز داده به نزد خود طلبيد، چون نزديک رسيد فرمودند:

به ياد داري که فلان روز در فلان موضع رسول خدا صلي الله عليه و آله با توگفت: علي را دوست مي داري؟ و تو گفتي چگونه دوست ندارم و حال آنکه او برادر من است؛

بعد از آن سيد کائنات صلي الله عليه و آله فرمودند: اما انک سنقاتل عليا و انت ظالم، يعني: به درستي که زود باشد که تو با علي مقاتله کني و حال آنکه تو ظلم کننده باشي بر او؟

و چون زبير را اين سخن به ياد آمد ترک قتال نموده متوجه مدينه شد و گفت: چيزي به ياد من دادي که روزگار فراموشم کرده بود، و ابن جرموز از عقبش روان شده در وادي سباع به قتلش آورد و از آن حضرت چشم جايزه داشت.

آن حضرت فرمودند: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيده ام که گفت: بشر قاتل ابن صفيه بالنار، يعني: بشارت ده کشنده پسر صفيه را به آتش دوزخ، پس ابن جرموز از غصه خود را هم کشت.

ابن جرموز در اول با حزب عايشه بود، و چند نفر از صحابه اميرالمؤمنين (عليه السلام) را کشته بود، و چون روز آخر ديد که فتح از آن جانب است، باز به قتل زبير اقدام نمود که تلاقي و تدارک کند نه آنکه در کشتن زبير گمان ثوابي داشته باشد.

و بعضي گويند در خوارج نهروان داخل شده آن جا به جهنم رفت، و به روايتي آنکه حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمودند که زبير و قاتل او هر دو در جهنم هستند.

پس با این تفاسیر
نمی توان زبیر را جزء حواریون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم ) دانست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، janali ، امیریان ، عبدالرحمن
۲۰:۳۷, ۲۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
از صحبت ها تکمیلی تون متشکرم و از این که شما هم به نوعی ثابت کردید که جنگ حضرت علی جنگ حق در برابر حق نبود بلکه جنگ حق(امام علی) در برابر صحابیونی بود که از حق فاصله گرفته بودند و ضربه ای که این خوارج به اسلام زدند معاویه نزد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، janali ، امیریان ، عبدالرحمن
۲۰:۴۲, ۲۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
(۲۰/تیر/۹۰ ۲۰:۳۷)ANTI MASON نوشته است:  ... بلکه جنگ حق(امام علی) در برابر صحابیونی بود که از حق فاصله گرفته بودند ...

یاد این حدیث افتادم
علی مع الحق و حق مع العلی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، janali ، امیریان ، عبدالرحمن
۱۳:۵۴, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #8

بسیار عالی و تاثیر گذار بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، امیریان ، عبدالرحمن
۱۵:۳۶, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
یاد اون تیکه از صحبت میرزا تو اخراجی ها افتادم :خیلیا شده یک شبه حر شدن خیلیا هم یک شبه خر..!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، fazel ، خیبر110 ، بی نام ، عبدالرحمن
۱۶:۳۳, ۱۵/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۳۸ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۱۵/دی/۹۱ ۱۶:۱۳)UNNAMED نوشته است:  سلام

میشه یه چند تا سوال بپرسمSmile

مگه "سیف الله" لقب خالد بن ولید نیست؟ (جایی خوندم که برخی میگویند این لقب را پیامبر (صلی الله علیه و آل و سلم) به او داده اند ولی ظاهرا در زمان عمر و ابوبکر این لقب به "خالد بن ولید" داده شده )

مگه لقب زبیر "سیف الاسلام" نبود؟

این لقب رو هم میگن تو هیچ کتب معتبر تاریخی نیومده؟

میشه جواب من رو بدید؟ متشکر.
سلام

رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم خالد بن وليد را به لقب سيف الله ملقب ساخته اند.
جداي از اينکه در روايت ايشان آمده است : " سيف من سيوف الله " يعني شمشيري از شمشير هاي خدا
صحيح البخاري ج3/ص1372شماره 3547
و صحيح البخاري ج4/ص1554شماره 4014

پاسخ تفصیلی از اسلام کوئیست:
در هیچ یک از کتب معتبر تاریخی، مطلبی به این عنوان که پیامبر عظیم الشان اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لقب سیف الاسلام را به طلحه و زبیر داده باشند، ثبت نشده است. چیزی که در تاریخ به ثبت رسیده لقب سیف الله (شمشیر خدا) است که به خالد بن ولید نسبت داده شده است. برخی گفته اند این لقب را پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او داده، ولی ظاهراً در دوره خلافت ابوبکر و عمر چنین لقبی به خالد داده شده است[1]
در باره طلحه و زبیر باید به چند نکته توجه داشت:
الف. طلحه و زبیر در زمان رسول گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):
در کتب تاریخی و روایی در باره طلحه و زبیر، فضائلی نقل شده است که همه آنها مربوط به دوران حیات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است مثل این که:
1. نقل مى‏کنند پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مى‏فرموده است: هر کس مى‏خواهد به مردى بنگرد که به عهد خود وفا کرده است به طلحه بنگرد. حصین مى‏گوید: طلحه در جنگ احد چنان از پیامبر دفاع کرد که مجروح و زخمى شد [2]

2. نقل مى‏کنند شخصی مى‏گفته: هیچ کس را چون طلحه ندیده‏ام که بدون مسألت و درخواست مردم، مال هاى کلان به ایشان بپردازد.[3]
3. گفته‏ اند: زبیر بن عوّام در جنگ بدر و احد و تمام جنگهاى دیگر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ملتزم رکاب آن حضرت بوده و روز احد هم پایدارى کرده و تا پاى جان با پیامبر بیعت کرده است. و هنگام فتح مکه هم یکى از پرچم هاى سه‏گانه مهاجران در دست او بوده است. [4]


5. طلحه و زبیر در شمار کسانی بودند که از بیعت با ابوبکر سرباز زدند و همراه با علی (علیه السلام) در مقام مخالفت با حکومت وقت، در خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بست نشستند. [5]
ب) طلحه و زبیر در زمان خلفا:
از سوی دیگر کتب تاریخی افعال و رفتارهای ناشایستی از این دو صحابی در زمان خلفا، و خلافت علی (علیه السلام) نقل می کند که بزرگترین آن، مخالفت با خلیفه برحق و امام زمان خود امیر المؤمنین(علیه السلام) و بر پا نمودن جنگ جمل علیه آن حضرت بوده است. [6]

به هر حال آنها در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از یاران خوب و وفادار پیامبر بوده اند و از کسانی بوده اند که در ابتدا با امیرالمؤمنین بیعت کرده بودند و پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مناسبت های مختلف از ایشان تمجید کرده اند؛ و این کاملا طبیعی است و ملاک در این گونه تمجیدها حال فعلی اشخاص است؛ یعنی اگر شخصی در زمان حیات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کار نیکی کرده باشد و خدماتی به اسلام کند طبیعی است که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از او قدردانی کند، اما این قدردانی نمی تواند نسبت به آینده آنان نیز ملاک و معیار قضاوت قرار گیرد چون اولا: شریعت اسلام و خرد انسان نمی پسندد که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از علمی که نسبت به آینده دارد و از ضمایر اشخاص مطلع است استفاده کند و از مکنونات افراد پرده برداری کند و به اصطلاح، قصاص قبل از جنایت کند. بلکه سیره پیامبر و تمامی امامان معصوم، چنین بوده است که در غیر موارد ضروری ( که خداوند به دلیلی به ایشان اجازه می داده) از علم خدادادی و منحصر به فرد خود در مورد افراد مختلف استفاده نکنند و همچون انسانهای عادی عمل نمایند.
مثل این که امام علی(علیه السلام) قاتل خود را می شناختند ولی او را به عموم معرفی نمی کردند و با او طوری رفتار می کردند که گویی نمی دانند او بعدا قاتل خودشان است.
ثانیا: قرآن کریم و روایات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تقوا[7]را ملاک و معیار برای ارزیابی و سنجش افراد، معین کرده است؛ بنابراین با وجود آن معیارها، مردم به آسانی می توانند افراد را ارزیابی کنند و دچار حیرت و گمراهی نگردند.
نمایه مرتبط: اصطلاح ام المؤمنین، شماره سؤال: 433 (سایت: ۴۶۲) .



[1]
عسکری، سید مرتضی، سقیفه، ص67؛
ترجمه الطبقات‏الکبرى، ج‏1، ص: 275 .


[2]
الطبقات‏الکبرى/ترجمه،ج‏3،ص: 188.


[3]
الطبقات الکبری/ترجمه،ج‏3،ص: 189
.


[4]
الطبقات‏الکبرى/ترجمه،ج‏3،ص:89
.


[5]
مسند احمد. ج1 ص 55 و تاریخ الطبری ج2 ص 466.


[6]
تاریخ‏الطبری/ترجمه، ج‏6، ص:2465.




[7]
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر. حجرات، 13.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  لازم است در جامعه خود منافق را بشناسيم! III I III 20 7,088 ۹/دی/۹۶ ۱۰:۴۱
آخرین ارسال: III I III

پرش در بین بخشها:


بالا