کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فلق شناسی
۲۲:۳۹, ۲/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۶:۴۰ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]
سلام

به چند جوان ترجیحا خلاق ،فکور و خوش فکر جهت مباحثه در سوره فلق نیازمندیم.
برای اینکه شروع کنیم حداقل سه نفر لازمه که شرکت کنند.

هر کس تمایل داشت با ذکر صلواتی اعلام امادگی کنه.

پ.ن : ببینیم چه جوری میشه با قران تفریح سالم کرد.
از پیشنهاد خوب اقا محمد هادی ممنونماینم لیست سوالات،دوستان هر سوالی به ذهنشون میرسه بگن که بنده به این لیست اضافه کنم.
سوالات زیر ،سوالاتی هستن که دوستان در خلال بحث در تاپیک مطرح کردن.ببینیم در پایان به جواب میرسیم؟

1- رب فلق یعنی چی؟خدای سپیده دم چه ربطی به دفع شر داره؟
2-چند مدل شر میتونیم دسته بندی کنیم؟
3-چرا خدا به یه عده اجازه داده بتونن به ما شر برسونن؟
[/font]4-آیا قرآن کریم سحر و جادو را تصدیق می کند ؟


5-چرا در این سوره شر به شب نسبت داده شده است ؟
6-چرا این سوره به زنان جادوگراشاره نموده است
و نگفته مردان جادوگر ؟
7-وقتی میگیم من شر ما خلق منظور هر چیزیه که مستقیم خدا خلق کرده و یا اونایی که با واسطه هم خلق شدن تو این مجموعه قرار میگیره.
8-در روایات(که بعدا مینویسم) داریم که فلق اسم چاهی در جهنم هست که جهنمیان ازش به خدا پناه میبرن،ایا این فلق با سوره ارتباط داره؟چیه؟
[font=Tahoma]
9-چه جوری میشه از شر حسود در امان بود؟
10-چه جوری میشه حسود نبود؟
11- چرا اومده "من شر ما خلق" و نیومده "من شر اشرار مما خلق"؟ یعنی همه چیز شر هم دارند؟ در ترجمه هم این اومده ، تمام آنجه خدا آفریده ، یعنی حتی معصومین علیهم السلام؟12- چرا شر حسود به زمان حسد ورزیدن مرتبط شده ، مگر حسود بدون حسد ورزیدن هم میشه باشه؟ اون موقع شری نداره؟

13-چرا سست شدن تصمیم بیشترین وزن رو داره؟

14-آیا ترتیب آورده شدن اشرار مبنی برمیزان ضرر و آسیب آنهاست و اینگونه اولویت بندی شده اند(هر چه ریز تر می شویم و جلوتر می رویم به شر بزرگتر می رسیم) ؟
15-ویا میتوان اینطور نتیجه گرفت که هر شر زمینه شر دیگری رافراهم میکند مثلا اگر حسود حسادت بورزد دست به جادو میبرد و گره در کار میاندازد و از تاریکی ها برای پنهان شدن ویا نفوذ سود میبرد ؟
16-لزوم پناه بردن به رب شکافنده تاریکی در چیست (تکیه بر شکافنده و جدا کننده تاریکی)؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Hadith ، میم.حسین.الف ، السا ، azade ، Eve ، محمدهادی ، مجتبی110 ، سیمرغ ، حسن.س. ، آسمانه سجادی ، Agha sayyed ، مصباح ، لبخند خدا ، mahdy30na ، عبدالرحیم ، مهشاد ، nasimesaba ، قلب ، عقیق ، سدرة المنتهی ، علائم ظهور ، roohi_issa ، mohammadhadi ، مجید املشی ، 135 ، حضرت عشق ، bagheri4 ، انتصـار ، faateme-313

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۵۰, ۳/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۲۲:۵۰ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #21
آواتار
نقل قول:قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿١﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿٢﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿٣﴾ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿٤﴾ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿٥﴾
نقل قول:ترجمه آیت الله العظمی مکارم شیرازی
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپیده صبح، (۱)

از شر تمام آنچه آفریده است; (۲)

و از شر هر موجود شرور هنگامى كه شبانه وارد می ‏شود; (۳)

و از شر آنها كه با افسون در گره‏ها می ‏دمند (و هر تصمیمى را سست مى‏كنند); (۴)

و از شر هر حسودى هنگامى كه حسد می ‏ورزد! (۵)
من پیشنهادم این هست که تفاسیر رو قبل از اومدن به اینجا و رسیدن به نتیجه مطالعه نکنیم ، بعد در انتها تفسیر ذکر بشه
سوال های من
  • چرا اومده "من شر ما خلق" و نیومده "من شر اشرار مما خلق"؟ یعنی همه چیز شر هم دارند؟ در ترجمه هم این اومده ، تمام آنجه خدا آفریده ، یعنی حتی معصومین علیهم السلام؟
  • چرا شر حسود به زمان حسد ورزیدن مرتبط شده ، مگر حسود بدون حسد ورزیدن هم میشه باشه؟ اون موقع شری نداره؟
  • چرا سست شدن تصمیم بیشترین وزن رو داره؟
(۳/آبان/۹۳ ۱۰:۱۵)یاســین نوشته است:  سوال:
- رب فلق یعنی چی؟خدای سپیده دم چه ربطی به دفع شر داره؟
-چند مدل شر میتونیم دسته بندی کنیم؟
-چرا خدا به یه عده اجازه داده بتونن به ما شر برسونن؟
  • [align=START]رب فلق ، چون فلق رهایی دهنده از تاریکی ظب و جهل ناشی از تاریکی است ، چون خداوند روشن کننده است ، و سپیده دم نماد دنیوی روشن گری خدا است ، در شعر هم بسیار داریم سحر رو.
  • [align=START]خیلی هست ، سخت می شه دسته بندی کرد ، چند مدل هم میشه ، شر انس و جن ، شر نفس و غیر ، شر آشکار و نهان ، شر مستقیم و غیر مستقیم و ....
  • [align=START]خدا بهشون اجازه داده در حوزه ی خودشون در یک حدودی هر کار می خوان بکنند و نتیجه اش رو ببینند ، شر رسوندن هم آزاد گذاشته شده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، میم.حسین.الف ، یاســین ، سیمرغ ، مهشاد ، Hadith ، قلب ، bagheri4
۲۳:۲۲, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #22

سلام
گزاره های فلق= مثل بیرون آمدن جوانه از دانه
مثل =تولد نوزاد
حسد=هر چیزی که انسان و به حیرت وادار کنه و نداشته ش باعث زیان به شخص بشه.
شر=هر چیزی که انسان و از خیر دور کنه ،یا از روال عادیش عقب بندازی.
این سوره سه شر دارد.
حتی تاریکی به خاطر وجود حیوانات و ...می تواند برای ما ناامن باشد .
زنان جادوگر یا ساحره= فقط زنانی نیستند که از جادو استفاده می کنند.
گزاره های تصویری= زنانی که آرایش هایشان نگاه مردان را می خرد،زنانی که با نوع صدای نازک و رفتارهای عشوه گر می تواند قلب مردی را بلرزاند و...
در انتها هر چیزی حتی ساخته دست بشر می تواند نزدیک به شر شود یعنی اگر خیری در آن نباشد شر است.
در این سوره از این سه شر نام برده شده و در سوره های بعد انواع دیگر شر ها نوشته شده.
بهتر است به رابطه ی بین آیات با این شر هایی که نام برده شده نیز توجه شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، میم.حسین.الف ، آفتاب ، یاســین ، سیمرغ ، azade ، مهشاد ، قلب
۲۳:۴۶, ۳/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۰:۲۸ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #23
آواتار
بیرون شدن مردگان به هنگام قیامت هم می تواند جز گزاره ها باشد ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، میم.حسین.الف ، سیمرغ ، مهشاد ، قلب
۲۳:۵۲, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #24
آواتار
افتاب جان میشه بیشتر توضیح بدی که از کجا اوردی؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، آفتاب ، سیمرغ ، مهشاد ، قلب
۲۳:۵۵, ۳/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۰:۳۱ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #25
آواتار
استاد عزیزم آقای محمد هادی تفسیر فلسفی و البته اشراقی ابن سینا(رحمة الله علیه) را ارائه می نمایند ان شاء الله....از این رو حقیر نیز گوشه هایی از تفسیر عرفانی این سوره را عرض نمایم. همین اول پناه می برم به خداوند غفور از اینکه ارائه تفسیر به رای داشته باشم و هر چه عرض می کنم با نگاه و جمع بندی و وارداتی از تفاسیر عرفانی و سخنان بزرگان است و غیر آن احتمالاتی است که پذیرفتن صحتش به عهده خواننده است. به اختصار عرض می کنم و در فرصتی باید جمله به جمله شرح مبسوط شود:

حقیقت اعوذ اتصاف به آن مرتبه ای است که درخواست می شود (رب الفلق). "قل" می فرماید چون هنگام فناء در "رب الفلق" دیگر خودیتی برای ابراز حال نمی باشد. "رب الفلق" ربی است که عهده دار پرورش و برقراری عدالت اسمائی در کثراتی است که توسط اسم فلق (به سکون لام:شکافنده) ظهور می نماید (تمام خلقت ظهور اسماء الهی است). خود فلق (با فتحه ی لام: شکافته شده) حقیقتش بروز کثرات است که آغاز ظهور خلقت است و هر کثرتی نسبت به وحدت سابقش شر است و بلکه به گفته ی معصوم(علیه السلام) درختی است که انشعاباتش در جهنم کثرات فرو می رود. از اینجا مشخص می شود حقیقت شر، عدمی است زیرا هر مرتبه ای نسبت به مرتبه ی قبل، ظهوری نازله است- مثل اشعه ی نور نازله شده از نور اصلی- که تفصیل مرتبه ی قبل می باشد و حقیقت این تفصیل جز حدود(ماهیات) اضافیه عدمیه نمی باشد (چه اینکه رنگ های رنگین کمان ظهور نور بی رنگ خورشید است و اگر مثلا نور آبی سطح زردی را سبز نشان می دهد از شر کثرتش است). پس هر خلقی شریتی دارد نسبت به مرتبه ی قبلش و چه شری بالاتر از ماندن در حدود ممکن الوجودی (معصوم(علیه السلام) فرمود: وجودک الذنب!)(البته این شریت با پناه به "رب الفلق" در جیب عدمیتش می ماند و فقط اوست که ظهور می نماید- بقیه نمایش اویند-). "غاسق" برای ما حقیقت همان شبی است که با خلقتمان آغاز شد(وقب) و ما همه تا ابد در شب هستیم (انزلناه فی لیله القدر) و فقط ذات است که خورشیدش غروب ندارد. پس باید نیک بفهمیم و شب سیاه خودیت های عدمیه مان را با پناه به صبح "رب الفلق" به نماز وسطی جلوات ذات او اقتدا نماییم تا به قرب نوافل و فرایض برسیم (البته نسبت به ممکنات، این دنیای مادی تا قیامت شب است چه اینکه معصوم(علیه السلام) می فرماید آدم در عصر این عالم از شجره ممنوعه خورد و بعد وارد شب دنیا شد و اکنون ما در شبی هستیم که با قیامت طلوع زوال کثراتش فرا می رسد-اینجاست که حقیقت نماز شب كه ترجیحش در سحرگاهان - طلوع قیامت - و خواندن سوره فلق و ناس در آن شاید کمی مشخص شود-). نفّاسات از این رو جمع مونث است که هر تانیثی حقیقتش دوئیت و کثرتی است که از وحدت خویش نازل شده است و در گره(عقد) جدایی-دوئیت و کثرت- می کوبد. پس پناه می بریم به "رب الفلق" تا عنایتی نماید که این مونث ها با مذکرهای خویش تزویج نموده تا شر را پایان دهند و خورشید وحدت طلوع نماید. حقیقت حسد عدم سعه وجودی برای پذیرفتن دیگر تجلیات حق و تزویج با آن هاست که اگر حسد زوال یابد و کثرات هر خودیتی با دیگر ملکات حقیقت وجود انس یابد و متحد شود و خود را به "رب الفلق" و امام عادل بسپارد، ازدواج حقایق متکثر به سعادت وحدت حقه حقیقیقه نائل می شود و دوباره صبحدم نمایان می شود.

ان شاء الله اگر عنایت شود تمام تفاسیر دیگری که موجود است می تواند در نازله ی این نوع تفاسیر بگنجد که گفت اذا ظهرت الحقایق بطل الشرایع.....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، آفتاب ، یاســین ، محمدهادی ، سیمرغ ، مهشاد ، Hadith ، قلب
۰:۱۳, ۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #26
آواتار
گزاره های فلق= مثل بیرون آمدن جوانه از دانه
مثل =تولد نوزاد

[/quote]


با توجه به ارسال بالا و با توجه به اینکه معنای کلمه«فلق»- به فتحه اول و سکون دوم- به معناى شکافتن وجدا کردن است،
این سوال به ذهنم رسید برانگیخته شدن مردگان در قیامت از قبر (عالمی که بعد از مرگ با تمام وجود در آن هستند) ( ورود از دنیایی به دنیای دیگر) و یا حتی بیرون شدن روح از بدن ایا می تواند به عنوان گزاره باشد و یا خیر ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، محمدهادی ، میم.حسین.الف ، سیمرغ ، مهشاد ، قلب
۰:۲۹, ۴/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۰:۳۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #27
آواتار
(۴/آبان/۹۳ ۰:۱۳)آفتاب نوشته است:  گزاره های فلق= مثل بیرون آمدن جوانه از دانه
مثل =تولد نوزاد


با توجه به ارسال بالا و با توجه به اینکه معنای کلمه«فلق»- به فتحه اول و سکون دوم- به معناى شکافتن وجدا کردن است،
این سوال به ذهنم رسید برانگیخته شدن مردگان در قیامت از قبر (عالمی که بعد از مرگ با تمام وجود در آن هستند) ( ورود از دنیایی به دنیای دیگر) و یا حتی بیرون شدن روح از بدن ایا می تواند به عنوان گزاره باشد و یا خیر ؟

[/quote]

به عنوان گزاره کامل نیست یعنی میشه کاملترش کرد اما درسته از مصادیق فلق هست.
حالا فردا که معانی واژه ها رو گفتیم اینا رو حتما در جدول وارد میکنیم.
ان شاالله
اما در کل بسیار عالی بود ،از دوستان ممنونم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، میم.حسین.الف ، سیمرغ ، مهشاد ، قلب
۰:۴۷, ۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #28

در آیه دوم سوره مبارکه به طور عام از شر ذکر شده و در آیه سوم از هجوم شر در تاریکی ذکر شده و آیه چهارم اشاره بر دمیدن ساحران بر گره ها دارد و در آیه پایانی شر حسودان در زمانی که حسادت را بکار میگیرند آورده شده .

آیا ترتیب آورده شدن اشرار مبنی برمیزان ضرر و آسیب آنهاست و اینگونه اولویت بندی شده اند(هر چه ریز تر می شویم و جلوتر می رویم به شر بزرگتر می رسیم) ؟
ویا میتوان اینطور نتیجه گرفت که هر شر زمینه شر دیگری رافراهم میکند مثلا اگر حسود حسادت بورزد دست به جادو میبرد و گره در کار میاندازد و از تاریکی ها برای پنهان شدن ویا نفوذ سود میبرد ؟

لزوم پناه بردن به رب شکافنده تاریکی در چیست (تکیه بر شکافنده و جدا کننده تاریکی)؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، یاســین ، محمدهادی ، آسمانه سجادی ، آفتاب ، مهشاد ، قلب ، bagheri4
۷:۳۷, ۴/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۷:۴۰ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #29
آواتار
سلام خدمت بزرگواران گرامی
از دوستان اهل فن میخوام که هر وقت اشتباهی وجود داشت یا نکته ای به ذهنشون رسید دریغ نفرمایند.

مرحله دوم:



کاری که امروز قراره انجام بدیم:

1- واژگان رو از التحقیق در میاریم.التحقیق یه کتاب عربی هست که توسط اقای مصطفوی نوشته شده.ببخشید اعراب ندارن.دوستان میتونن از اینترنت با اعرابش رو دانلود بفرمایند.لطفا عربیهاشم یه نگاه بندازید رد نشید.

قول(قل) :هو اِبراز ما فی القلب و اِنشاوه باَی کان .......>ابراز کردن انچه در درون هست به هر وسیله ای(درواقع ابرازه مهمه)
............>مثل صحبت کردن،نوشتن .....

عوذ(اعوذ):هو التجاء الی شی ء و اعتصام(چنگ زدن) به من شر مواجه..........>پناه بردن به چیزی و چنگ زدن به اون از شری که مواجه شدیم(در واقع از الف به ب پناه میبریم به خاطر شر جیم)مثل .........>دعایی که با اضطرار خوانده بشه و مثلا انسان از شر گناهانش به خدا پناه ببره.......

ربب(رب): سوق شیء الی جهة الکمال و رفع النقائص........>سوق دادن چیزی به سمت کمال و رفع نواقص(ترجمه اش اسون بودSmile ).......>مثل باغبان.....

فلق:هو انشقاق مع حصول اِبانة بین الطرفین.و النظر فی الشق الی حصول مطلق الانشقاق فی شی ء سواء حصل تفرق ام لا..............>به معنی شکافتن همراه با اشکاری چیزی است در این صورت جدایی از وضعیت قبل و تمایل به وضعیت جدید موضوعیت داره.
اگه شکافتن موضوعیت داشته باشه حتی اگه وضعیت تغییر نکنه میگیم انشقاق
اگه شکافته بشه وضعیت تغییر کنه میشه فلق
اگه شکافتن مهم نباشه فقط تغییر وضعیت مهم باشه مثل خود صبح،میشه فجر


حالا واسه فلق مثال زیاد هست.....>مثلا من جایی هستم و صدای اذان رو میشنوم،این نشانه برای من فلق هست درواقع از وضعیت الف به ب میرم و میرم نماز بخونم .همانطور که دوستان اشاره کردن تولد فلق هست،یه شقی خورده عدم به وجود تبدیل شده،یا مرگ که بازم دوستان گفتن،یه شق زده شده و وضعیت حی به موت تبدیل شده.....
درواقع خود فلق الزاما جهت گیریش مثبت نیست،چون با رب همراه شده و رب وظیفه اش سوق به کماله میتونیم بگیم فلق هایی که خداوند در زندگی ما قرار میده درواقع نشانه هایی هست که شناختش خیلی میتونه در زندگیمون تاثیر بزاره که میشه فلق شناسی.حالا در ادامه بیشتر در موردش حرف میزنیم.


شرر(شر):هو ما یقابل الخیر، و قلنا فی الخیر: اِنه عبارة عما یختار و ینتخب و یکون و له رجحان و فضل.والشر ما فیه ضرر و سوء اثر و فساد............>در مقابل خیر هست،خیر چیزی است که بر مبنای گزاره های عقلی انتخاب شده و به عنوان گزینه برتر گزینش میشود.شر به همراهش ضرر و سوء اثر و فساد دارد.

در این ایه معنی این نیست که همه مخلوقات شر دارن پس مخلوقات از ناحیه نقصشون میتونن باعث شر بشن.
یعنی در هر انتخابی در زندگیمون یه گزینه خیر داریم.خیر نسبی هست.
مثلا میخوام برم فرودگاه و دیر شده،چند گزینه داریم
1- با ماشین برم
2-با دوچرخه برم
3-پیاده برم
4- با اتوبوس برم
خوب عقل گزینه یک رو انتخاب میکنه اما ایا به این معنیه که دوچرخه همیشه گزینه شری هست؟ خیر
اصلا بخاطر همین میگیم معیار عقلی هست چون قوه تعقل داره گزاره ها رو سبک سنگین میکنه،اینکه من ذهنم 4تا گزینه طرح کنه یا ده تا یعنی قوه تفکر خوبی دارم.
خیر بر اساس زندگی هر کسی میتونه گزینه مشابه یا متفاوت داشته باشه،در واقع یه محکمات یا قانون های کلی داریم،حالا این قانون های کلی در زندگی هر کس تبصره بخوره میشه بهترین انتخاب دربیاد.
مثلا :
برای من شیر خوبه به فلان دلیل
اما برای خواهرم شیر بده چون چربی خون داره
پس شیر بهترین انتخاب خواهرم نیست.

حالا نکته:
ما چقدر تو زندگیمون بر اساس عقلمون تصمیم میگیریم و چقدر بر اساس دوست داشتن هامون؟
خداوند در قران میگه:(216 بقره)
چه بسا یه چیزی پیش میاد که شما کراهت دارید اما براتون خیر هست و یه موقع دوست دارید ولی براتون شره.اینجا است که گزاره عقلی بوده اما ما معیارمون دوست داشتن و نداشتن خودمون مطرح بوده.


خوب دو ایه رفتیم جلو
دوستان از واژه ها تصویر سازی کنید، یعنی مثل من که مثال زدم هر کس خوب فکر کنه و برای هر واژه یه مصداق دیگه ای پیدا کنه.بعد با نظرات دوستان یه جدول درست میکنیم.

حالا کار دوم:
حالا که معنایه واژگان گسترده تر شد واسه همین دو ایه (فقط لطفا) گزاره نویسی بفرمایید.از این ایه ها چند گزاره میتونید دریافت کنید:


1-چون قل اورده پس ابراز کردن پناه بردن مهمه.
2-باید به رب فلق پناه برد.
3-خدا خودش امر کرده که پناه ببریم.
4- حتی پیامبر هم باید پناه ببره
.

.

ایه دوم:
1-خود انسان هم میتونه برای خودش شر درست کنه چون ماخلق هست.
2-با توجه به معنیه شر که از عدم خیر میاد پس این شر ها از ناحیه نواقص موجودات صادر میشه.
.
.
.


پس کار دومم اینه که هر کس برای فقط و فقط همین دو ایه گزاره بنویسه یعنی شما ایه رو بسط میدین و جملات اخباری تولید میکنید.مخصوصا اینکه رو واژه فلق میتونید خوب مانور بدید و اینکه پیامبر یه وجهه شخصی داره و یه اجتماعی پس پناه بردن هم میتونه دو جنبه داشته باشه.ابرازش به چه صورت هست در هر شری.
مثلا اگه شیر به ما حمله کنه کسی اینطوری پناه نمیبره که واسته بگه الفرار،باید عملی فرار کنه.پس ابراز (همون قل) میتونه عملی باشه........

خوب دوستان
بسم الله.....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، مصباح ، آسمانه سجادی ، آفتاب ، مهشاد ، میم.حسین.الف
۱۱:۰۷, ۴/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۳ ۱۱:۱۰ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #30
آواتار
(۴/آبان/۹۳ ۷:۳۷)یاســین نوشته است:  اگه شکافتن موضوعیت داشته باشه حتی اگه وضعیت تغییر نکنه میگیم انشقاق
اگه شکافته بشه وضعیت تغییر کنه میشه فلق
اگه شکافتن مهم نباشه فقط تغییر وضعیت مهم باشه مثل خود صبح،میشه فجر
ببخشید این بخش اخیر هم از مرحوم مصطفویه؟ اگر ترجمه دقیق بخش آخرش را زحمت می کشیدید خیلی خوب میشد.Smile
از لا یخفی تا آخر، که فرق انفلاق و اخراج و .. طرح شده.

(۴/آبان/۹۳ ۷:۳۷)یاســین نوشته است:  واسه فلق مثال زیاد هست.....>مثلا من جایی هستم و صدای اذان رو میشنوم،این نشانه برای من فلق هست درواقع از وضعیت الف به ب میرم و میرم نماز بخونم .همانطور که دوستان اشاره کردن تولد فلق هست،یه شقی خورده عدم به وجود تبدیل شده،یا مرگ که بازم دوستان گفتن،یه شق زده شده و وضعیت حی به موت تبدیل شده.....

این وسعت معنایی در مورد فلق، نیازمند استشهاد به لغت عربه، واقعا عرب اینجور فلق را استعمال کرده یا در موارد خاضی به کار می بره؟
قابل ذکره که مشتقات فلق در آیات دیگر هم آمده:

فالِقُ الْإِصْباحِ‏ (96/ انعام).
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى‏ (95/ انعام).
فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (63/ شعراء) (1).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آسمانه سجادی ، حسن.س. ، آفتاب ، مهشاد ، یاســین ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا