|
روح
|
|
۱۴:۳۱, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
همون سوالی که از اقا مهرداد پرسیدم از شما می پرسم
مزیت ما نسبت به این حیواناتی که نام بردید چیه؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۰۱, ۲۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
روح مریض نمیشه و مریضی روحی وجود نداره! ما نمیتونیم روح رو با اتفاقات این دنیا مریض کنیم. برای روح اصلا اهمیتی نداره که شما تو این دنیا چی کار میکنید و یا چه اتفاقاتی می افتد
|
|||
|
۱:۲۷, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۰ ۱۵:۱۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۰ ۲۲:۱۴)علی 110 نوشته است: «و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا»؛ سلام علیکم آقا علی خدا قوتتون بده که این بحث ها رو هر چه عالی تر پیش ببرید حتی یه حدیث ضعیف السند هم وجود نداره که بگه روح مجرده بلکه احادیثی داریم که روح رو به این صورت تعریف می کند: الروح جسم لطیف .... ، فلاسفه آمده اند در ترجمه آیه معنا کرده اند عالم بالا یعنی که چون روح مجرد است نمی توانیم آن را درک کنیم پس بهتر است درباره اش ( مانند خدا ) بحث نکنیم چون از عالم بالا است و این گونه وصله ناچسب تجرد را به معنی أمر چسبانده اند-مراجعه کنید به کتاب ماتریالیسم و متافیزیک نوشته آیة الله صادقی تهرانی ( همان کتابی که کتاب آفریدگار و آفریده در آن هست ، قابل تهیه از این جا به صورت خرید) [b]حضرت آیة الله جوادی آملی در درس تفسیر در پی اعتراضاتی چند به فلاسفه و اصولیین می فرمودند: [i]علما به چه حقی آمده اند و جلوی ما را با ترجمه کردن این چنین آیه شریفه از شناخت روح گرفته اند در حالی که قرآن برای همه صحبت می کند ، بازاری و عالم و... همه با هم ، برای همه شان صحبت می کند این جا نفرمود شما نمی توانید از روح چیزی بفهمید پس بروید پی کارتان بلکه جوابی در خور فهم همه داد که آن کاسب بفهمد که روح از کار خداست و همین قانعش کند و آن عالم هم با پی گرفتن این معنا به دنبال ذات روح برود ببیند این چیست که از امر است و معنی امر را در اصطلاح قرآن پیدا کند خدا و اهل بیت علیهم السلام همگی در حد مخاطب پاسخ می داده اند فرمود که از علم جز چیز اندکی به شما داده نشده ولی نفرمود که هیچ چیز از علم نداده ، اگرنه ما درباره هیچی نباید بحث کنیم!!!!!!!!!! این که با نفی تجرد روح هم مشکلاتی در زمینه اثبات جاودانگی انسان پیش می آید خودش بحثی جداگانه دارد که جواب آسانی هم دارد و می توانید در کتاب ارزشمندی که گفتم دنبالش بگردید) ممنون آقا علی عزیز ممنون |
|||
|
|
۱:۳۴, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۱:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
با تشکر فراوان از تذکر به جا و بر حقتان
البته منظور من هم از ذکر این آیه این نبود که چیزی در این باره نمیتوان گفت کسی وجود دارد که علم کتاب نزد اوست و کسانی هستند که از آن وجود نازنین بهره مند میشوند منظور من این است که با متر علم مادی نمیتوان به سوال روح جواب داد |
|||
|
|
۱:۴۳, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۱:۴۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سوال
اقا این روح با روحی که تنزال الملائکه و روح در شب قدر نازل میشه یکی نیست؟ چون فکر میکنم این ایه زمانی نازل شد که در مورد روح که نازل میشه در شب قدر سوال کردند! گمان کنم این روح که ما داریم در موردش صحبت میکنیم یعنی اصل انسان (اگه درست بگم) با این روحی که شما میفرمایید فرق داره ممنون حقيقت روح مردم چه در گذشته و چه حال در مورد حقيقت روح اختلاف دارند و قرآن هم اشاره دارد كه: «يسئلونك عن الروح» (اسراء/٨٥) ولي در اين معنا هيچ اختلافي ندارند كه از كلمه «روح» يك معنا مي فهمند و آن معنا عبارت است از چيزي كه مايه حيات و زندگي است، البته حياتي كه ملاك شعور و اراده باشد. (الميزان ج١٢ ص٣٠٢)، اما بحث اين است كه حقيقت روح چيست؟ به طور اجمال از آيات كريمه الهي مانند: «تنزل الملائكة والروح» (قدر/٤)، «يوم يقوم الروح والملائكة صفا» (نبا/٣٨) روزي كه ملائكه و روح به صف مي ايستند. به دست مي آيد، كه يك حقيقتي وجود دارد حتي مافوق ملائكه كه آن حقيقت به اذن پروردگار مبداء هر نوع حياتي است. حتي ملائكه حيات خودشان را از او دارند. خداوند در مورد انسان مي فرمايد: «و نفخت فيه من روحي» (حجر/٢٩) اين روح خودش را از او دارد. انواع روح (روح يعني مبداء حيات)، آن چه مبداء حيات و انواع حيات در عالم است از ناحيه او به اذن پروردگار افاضه مي شود كه از خود قرآن استنباط مي شود كه همه نباتات داراي يك نوع روح يعني داراي نوعي حيات هستند، حيوان ها هم داراي نوعي روح و حيات هستند، اما بالاتر از نباتات و انسان ها به طور كلي داراي روحي هستند بالاتر و شريف تر از روحي كه در حيوانات هست باز در انسان ها مومن و غيرمومن فرق مي كند، مومن داراي يك روح علاوه است كه از او به روح الايمان تعبير مي شود. «وايدهم بروح منه» (مجادله/٢٢) و نيز از خود قرآن استنباط مي شود، اولياء الله و پيامبران يك روح اضافه دارند يعني حيات بيشتري دارند، از نوعي حيات برتر و بالاتر برخوردارند كه از او به «روح القدس» تعبير مي شود، يعني هر انساني به آن حيات نوعي انسان زنده است ولي آن كسي كه با ايمان است يك حياتي دارد كه غير مومن آن حيات را ندارد. قرآن صريحا غيرمومن را ميت مي نامد، نه به اين معني كه او آن روح انساني كه همه افراد نوع انسان دارند ندارند، قلبش هم كار نمي كند و روح حيواني هم ندارند؛ بلكه مرده از روح ايمان است، كما اين كه همه مومنين نسبت به روح القدس، نسبت به روحي كه فاقد آن روح اند مرده هستند. آن روح القدس در هر انساني كه پيدا بشود به او نوعي حيات و نوعي قدرت مي دهد كه آن حيات و قدرت در انسان هاي ديگر نيست. به قول شاعر: فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد دگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد يعني اگر مسيح آن كارهاي معجزه آسا را مي كرد مثلا مرده زنده مي كرد، چون از يك روحي بهره مند بود كه نامش روح القدس بود، روح القدس را هر بنده اي داشته باشد آن كارها را انجام مي دهد. (ر. ك: آشنايي با قرآن، شهيد مطهري، ج١١ ص ١٩٥-١٩٧، الميزان، ج١٢، ص٣٠٢)بنابراين «روح» مخلوق عظيمي است مافوق فرشتگان. در حديثي از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه شخصي از آن حضرت سوال كرد: آيا روح همان جبرئيل است؟ امام فرمود: «جبرئيل از ملائكه است و روح اعظم از ملائكه است، مگر خداوند متعال نمي فرمايد: «تنزل الملائكة والروح» (تفسير نمونه ج٢٧ص١٨٤) ملائكه و روح بر چه كسي نازل مي شوند؟ در سوره مباركه قدر از دو نزول صحبت مي شود: اول: نزول قرآن كريم «انا انزلناه في ليلة القدر» كه اين نزول در گذشته است چون با فعل ماضي آورده است. نزول ملائكه و روح «تنزل الملائكة والروح» كه به صورت مضارع و استمرار آورده است، يعني در هر شب قدري روح و ملائكه نازل مي شوند و هميشه چنين است كه در هر شب قدري روح و ملائكه نازل مي شوند و به همين دليل است كه حضرات معصومين (علیهم السلام) فرمودند : از اين ها (يعني مخالفان) بپرسيد كه در شب قدر روح و ملائكه كه قرآن مي گويد نازل مي شوند به كي نازل مي شوند؟ آيا هميشه بر روي زمين يك انسان كامل در آن حد وجود دارد كه روح و ملائكه بر او نازل بشوند يا وجود ندارد؟ اگر وجود دارد كيست؟و چون مخالفان به چنين چيزي قائل نبودند، مي گويند، بعد از پيغمبر همه صحابه پيامبر از جمله امام علي (علیه السلام) آدم هاي خوبي هستند، بيش از اين برايشان قائل نبودند. يعني مي گفتند خلفاي راشدين آدم هاي خوبي هستند و گاهي خطا و اشتباه هم مي كردند و بعد از آن ها دوره خلفاي فاسق و شراب خوار است. بنابراين براي هيچ كس مقامي در حدي كه روح با آن عظمت و پاك و ملائكه بتوانند با او تماس بگيرند قائل نبودند و اين از مختصات مكتب شيعه است. ائمه هدي (علیهم السلام) مي گفتند: «سيد حججكم انا انزلناه» يعني آقاي دليل هاي شما سوره انا انزلناه است. از آن ها بپرسيد اين كه قرآن مي فرمايد روح و ملائكه در هر شب قدر نازل مي شوند (نه نازل شدند) برچه كسي نازل مي شوند؟ آيا بر افراد شراب خوار و فاسق و يا افرادي كه گاهي خطا و اشتباه هم مي كردند؟ پس بايد يك حجت الهي هميشه بر روي زمين باشد كه شب قدر شب رابطه زمين و آسمان است، شب رابطه ملك و ملكوت است، شبي كه اين فاصله ميان ملك و ملكوت در قلب مقدس ولي حق به كلي برداشته است. (ر. ك: آشنايي با قرآن، ج١١، ص ١٩٧-١٩٨) براي چه امري نازل مي شوند؟ در پايان آيه ٤ سوره قدر مي فرمايد: «من كل امر» يعني ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند، براي خاطر تدبير امري از امور عالم و يا هر امري كه پروردگار اذن آن را بدهد. (الميزان ج٢٠ ص ٥٦٤) و برخي گفته اند فرشتگان براي تقدير و تعيين سرنوشت ها و آوردن خير و بركتي در آن شب نازل مي شوند. (تفسير برهان ج٤ ص ٤٨١) منبع:http://www.bashgah.net |
|||
|
|
۱:۴۶, ۲۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
نه وحید جان
بر طبق روایات آن روح ملکی بسیار گرانقدر است اینجا صحبت از همین روح من و شما و همه ی آدما هست که سبب شرافت آدمی هست بر تمام سایر انواع مخلوقات |
|||
|
|
۱:۴۹, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۲:۰۲ توسط آزرمشاه.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۲۹/تیر/۹۰ ۱:۴۳)وحید110 نوشته است: سئال نه آقا وحید ، این آیه در جایی خیلی دور تر از اون بحث سوال شده و زمان سوالات فرق داشته در ضمن بنابر تفاسیر صحیح و نکات تفسیری و ظاهر آیه اینجا سوال در مورد روح به طور کلی است آن جا که سوره قدر است سیاق آیه نشان می دهد که الف و لامِ الروح ، ال تعریف است و این جا نشان می دهد که ال جنس ، یعنی نوع روح نه یه روح خاص ممنون راستی آقا علی ترجمه ای رو که نوشته بودید درست نکردید شاید یادتون رفته |
|||
|
|
۱:۵۲, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۱:۵۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
خوب پس 2 تا روح داریم؟ روحی که هر انسان یکیش رو داره و روحی که شب قدر نازل میشه؟ و از کجا معلوم کدوم روح در این ایه منظور نظره؟!
و اینکه روح مجرد است یعنی چی؟ و چرا شما میگید مجرد نیست؟! |
|||
|
|
۱:۵۴, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۰ ۱۵:۱۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
(۲۹/تیر/۹۰ ۱:۵۲)وحید110 نوشته است: خوب پس 2 تا روح داریم؟ روحی که هر انسان یکیش رو داره و روحی که شب قدر نازل میشه؟ و از کجا معلوم کدوم روح در این ایه منظور نظره؟! و در مورد ایتکه تجرد روح چیه یعنی روح نامحدود هست این خیلی بحث داره و إن شاء الله شاید بتونم براتون مبحثش رو خدمت شریفتون بزارم سوال اولتون هم اگر خدا خواست ، یه مدت دیگه اگر در توانم بود جواب میدم البته شما که استاد و سرور مایید ، یه موقع بی ادبی نشه جلو شما عزیزان (علی آقا و وحید آقا و بقیه دوستان) زبون باز کردم اگر هم خیلی علاقه دارید ، اون کتابی رو که به آقا علی معرفی کردم خیلی جالبه و کمک زیادی در این مورد (روح) به شما می کنه ممنون |
|||
|
|
۲:۰۵, ۲۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
موجودات را در يك تقسيم بندي مي توان به موجودات مادي و غير مادي تقسيم كرد. موجودات مادي عالم ماده و جسماني را تشكيل مي دهند و بر آنها نظام مادي حكم فراست عالم آنها را عالم نا سوت و در اصطلاح قرآن عالم شهادت مي نامند. اين عالم را عالم ماده و حركت و زمان و مكان گويند و در يك كلام عالم طبيعت و محسوسات يا عالم دنيا است. موجودات غير مادي و به تعبير فلسفي مجردات ، آنهايي هستند كه مادي نيستند و در واقع مجرد از ماده اند. از آنجا كه موجود مجرد همواره از موجود مادي داراي وجودي برتر است از اين رو آنها عالمي برتر از عالم ماده دارند. آنها نيز با توجه به شدت و سعه وجودشان و ميزان تجردشان از وجودي متفاوت بر خوردارند و از اين رو در عالمي متناسب با شدت وجودي شان بسر مي برند. اين موجودات به ترتيب شدت وجودي شان در عالم مثال يا ملكوت، عالم جبروت و عالم لاهوت بسر مي برند . عالم مثال يا ملكوت عالمي است برتر از طبيعت و در آن صور و ابعاد وجود دارد اما از حركت و زمان و تغيير در آن خبري نيست. عالم جبروت همان عالم الوهيت و احديت است و لاهوت در اصل لاهوالاهو است، يعني عالم اسماء و صفات الهي است.
از آنجا كه عالم هستي داراي سلسله مراتب وجودي است و اين سلسله از وجودي محض و مطلق كه همان خداوند باشد آغاز مي گردد و رفته رفته از شدت وجودي اش كاسته مي گردد تا سرانجام آنقدر اين وجود ضعيف گشته و دست آخر به عالم ماده مي رسيم. همانطور كه گفتيم مجردات آنهايي اند كه مادي نيستند و خداوند كه در راس سلسله وجودات قرار دارد از تجري تام و تمام برخوردار است و موجودي مجرد محض است و داراي وجودي در نهايت حد خود. روح و نفس انساني نيز موجودي مجرداست و هر چند كه مادي نيست و مجرد است اما همواره بايد همراه ماده باشد و نمي تواند بدون ماده وجود يابد و اين ويژگي مخصوص عالم ماده نيست بلكه روح در عالم مثال و عالم برتر از عالم ناسوت و دنيا نيز با جسمي مثالي و متناسب با آن عالم خواهد بود. بنابراين تجردش در حد تجردي ضعيف است و همواره بايد در قالب و جسمي غير مجرد جاي گيرد. حال با اين سخنان تفاوت ميان مجرد بودن خدا و مجرد بودن روح مشخص مي گردد كه وجود مجرد خداوند از شدت و بي نهايتي برخوردار است و داراي تجرد محض و وجودي مطلق است اما روح مجردي است كه همواره در قالب و جسمي قرار مي گيرد و اصلا قالب و جسم داشتن از مقدمات وجودي اوست. روح تحقق ندارد مگر آنگاه كه در قالبي قرار گيرد. بطور خلاصه بايد گفت كه: منظور از مجرد بودن روح، تجرد محض نيست؛ زيرا مجردات داراى مراتبى است. روح و عقل آدمى نيز مجردى هستند كه تعلق به ماده دارند و در اثر رشد و حركت ماده به وجود آمدهاند (مثلاً جنين در اثر رشد و حركت در رحم مادر، داراى روح و حيات بشرى مىگردد و روح وى به طور كلى بىربط از ماده نيست). فلاسفه قائلند كه بعد از مرگ نيز روح، مجرد محض نمىگردد و بقاى تجردى آن در ضمن تعلق به ماده و جسم برزخى است؛ برخلاف وجود خداوند كه يك مجرد محض است. |
|||
|
|
۲:۰۷, ۲۹/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۰ ۲:۰۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
بحث در مورد روح خوبه نمیگم اشکالی داره
اما یادت هست وحید جان که استاد حقیر چی میگفت میگفت بچسبید به اون چیزایی که الان براتون واجب هست که فردای قیامت از اون میپرسند لوازم تقوا اگه تحصیل بشه شهود میکنیم به وقتش که روح چیه نمیگم بحث نشه و تبیین نشه میگم همیشه اصل و فرع یادمون باشه حالا فهمیدیم روح مجرد هست یا نیست در عبودیت و تقوای من و تو چقدر اثر داره اصل و فرع رو نباید قاطی کرد اشتباه نشه ها نمیگم ندونیم میگم اولویت بندی داره یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












