|
نقد جدي بر كتاب عصر ظهور از علي كوراني
|
|
۱۲:۲۰, ۷/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۴ ۱۲:۵۳ توسط III I III.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عصر ظهور/ علی کورانی، ترجمه مهدی حقی/ انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل/ تعداد صفحات: 400/ شابک: 9789643042158
عصر ظهور کتابی است که همانگونه که از نامش هم بر¬می¬آید پیرامون وقایع و حوادث مقارن با ظهور امام زمان علیه السلام است و تلاش دارد تا سیمای کلّی دوران ظهور حضرت را بر مبنای روایات به تصویر بکشد. شیخ علی کورانی عالمِ محققِ منطقه جبل عامل لبنان است که سابقه مبارزات به ویژه اعتقادی گسترده در لبنان و عراق دارد، وی پس از انقلاب اسلامی به ایران آمد و هم اکنون ساکن قم است. دارای تألیفات متعدد (بیش از 50 اثر) است که برخی از مهمترین آن¬ها عبارتند از: معجم موضوعی احادیث امام مهدی، احادیث غدیر، خواجه نصیر الدین طوسی و مهار حمله مغول و... بیشترین شهرت وی، به ویژه در ایران به علت تألیف همین کتاب عصر ظهور است. مطالب کتاب را می¬توان به طور عمده به سه بخش تقسیم کرد. بخش نخست کتاب در خصوص نقش آفرینی اقوام و ملل گوناگون در خصوص حادثه¬ی عظیم ظهور است. نظیر: نقش رومی¬ها، ترک¬ها، یهودیان، سرزمین شام و جنبش سفیانی، یمن، مصر و ایران است که در این میان مطالب ارائه شده درباره¬ی یهودیان و تاریخچه¬ی قوم یهود، جنبش سفیانی و نقش ایران از تفصیل بیشتری برخوردار است. بخش دوم کتاب به مطالب مربوط به آغاز نهضت ظهور مقدّس حضرت مهدی علیه السلام و فرود مسیح علیه السلام و ترسیم سیمای حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام پرداخته است. در بخش سوم هم در دو فصل به بیان دیدگاه¬ شیعیان و اهل سنت در خصوص امام مهدی علیه السلام پرداخته است، به جرأت می¬توان گفت یکی از بهترین فصول کتاب آخرین فصل آن است که به ذکر دیدگاه اهل سنّت درباره¬ی امام زمان علیه السلام پرداخته. کتاب عصر ظهور ابتدا حدود 33 سال پیش، نخستین بار با هدف ارائه¬ی تصویری کامل از دوران ظهور امام زمان علیه السلام بر اساس آیات و روایات تألیف شد که پس از گذشت حدود 20 سال که مؤلف موفق به انتشار دایرة المعارف احادیث امام مهدی علیه السلام شد در طی یک بازنگری و اضافه کردن مطالب و سرفصل¬های جدید و حذف مطالبی که به زعم خود مؤلف از استواری چندانی برخوردار نبود، مجدداً به چاپ رسید. رویکرد نویسنده در خلق این اثر به این¬ شکل بوده که با درنظر گرفتن مجموعه¬ای از احادیثی که در خصوص دوران ظهور نقل شده است یک ثناریو ترسیم ساخته و سعی داشته با فرضیاتی ارتباطی منسجم را میان تمام این احادیث ایجاد کند. سرفصل¬ها و ریزموضوعات انتخاب شده نسبتاً به انسجام متن کمک کرده است و خواننده با مراجعه به فهرست تصویری کلّی از مباحث مطرح شده از کتاب را بدست می¬آورد. برخي از اساسي ترين نقاط ضعف كتاب: از مهمترین نقاط ضعف کتاب استنادات متعدد نویسنده به کتاب الفتن و الملاحم ابن حماد است، این کتاب از قدیمی-ترین منابع روایی اسلام است که مطالبی در خصوص دوران ظهور امام زمان علیه السلام نیز در خود دارد، ابتدا نکاتی چند در خصوص این کتاب بیان می¬شود. 1- ابن حماد بیشتر روایات را ازصحابه یا تابعین نقل می¬کند و آنگونه که انتظار می¬رود، سند روایات به رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) نمی¬رسد. بر این اساس از مجموع حدود 170 روایت بابهای 29 تا 44 این کتاب که درباره مهدی عليه السلام و سفیانی است، تنها حدود 25 روایت از پیامبر و امیرمؤمنان (علیه السلام) و امام باقر(علیه السلام) صادر شده و دیگر اسناد کتاب به افرادی چون کعب الاحبار، محمدابن حنفیه، زهری، ارطاة و... ختم میشود. اینگونه سندها نه تنها از نظر شیعه ارزشی چنداني ندارد، در نظر اهل سنت نیز حجیت چنداني ندارد، چون اصطلاحاً موقوف به شمارمی¬رود؛ یعنی سند آن به صحابی متوقف می¬شود و به معصومي ختم نميشود! 2- در این کتاب روایاتی نقل شده که ساختگی بودن آن آشکار است. نمونه¬ای از این روایات را در ابواب مربوط به خلفای پس از رسول خدا می¬بینیم که در آن به ترتیبِ خلفای سه گانه، احادیثی به رسولخدا (صلوات الله علیه و آله) نسبت دادهاند یا به علی(علیه السلام) نسبت داده¬اند که فرمود: با معاویه مبارزه نکنید؛ زیرا به هر حال امیری نیکوکار یا فاجر لازم است. (در حالي كه خود اميرالمؤمنين بر خلاف اين حديث ساختگي تا آخرين لحظه زندگي با معاويه جنگيد و رسول خدا معاويه را مورد لعن قرار داده بوده و وصيت كرده بوده كه هر گاه مردم معاويه را بر منبر جانشيني رسول خدا و خلافت يافتند او بكشند!) یا احادیثی از کعب الاحبار یهودی روایت کرده است که مهدی علیه السلام را از فرزندان عباس (عموي پيامبر) دانسته است. 3- از میان عالمان شیعه سیدبن طاووس یک بخش از چهار بخش کتاب ملاحم خود را به روایات کتاب الفتن ابن حماد اختصاص داده و محدثان بعدی شیعه که روایات کتاب سید را گزارشکرده¬اند بدون توجه به منبع اصلی آن، احادیث را به نقل از یک عالم شیعی در تألیفات خود آورده¬اند. علامه مجلسی نیز روایات الفتن را به نقل از ابن طاووس در بحار گزارش کرده و بر این اساس برخی از دیگر روایات انتخاب شده در کتاب عصر ظهور که از بحار نقل شده نیز از همین کتاب ابن حماد نقل شده است. 4- چکیده¬ی نظرات محققان کتاب الفتن ابن حماد چنین است: بسیاری از روایات الفتن جعلی و ضعیف و ساختگی، موقوف و مقطوعند و در آن روایاتی از اهل کتاب و اسرائیلیات که از وهب بن منبه و کعب الاحبار و غیره نقل شده نیز یافت می¬شود. هر چند روایاتی که با اعتقاد شیعه مطابق باشد و در منابع معتبر نیز آمده دراین کتاب وجود دارد لیکن بنابر آنچه ذکر شده، نقل گسترده¬ی احادیث الفتن ابن حماد در کتاب عصر ظهور و مبنا قرار دادن بسیاری از این روایات در تحلیل¬هایی که در کتاب آمده است ابهامات جدّی در اتقان علمی کتاب عصر ظهور وارد ساخته است به شکلی که حتّی خود مؤلف هم به آن اذعان کرده است! مؤلف بیان داشته است که: اگر بنا بود مجدداً کتاب را بازنویسی کند بسیاری از این روایات که صحتشان غیر قطعی است را از کتاب حذف می¬کرده و به عنوان نمونه بیان داشته است که روایتی که در خصوص حمله¬ی سفیانی به اهواز در کتابش آمده و سندش هم به معصوم نمی¬رسد و خودش هم به صحت آن اعتقاد ندارد را در بازنویسی کتاب حذف می¬کرده. ذکر تعداد قابل توجهی از این احادیثی که صحتشان محل تردید است و گمانه¬زنی و فرضیه¬سازی¬های گسترده در تفسیر این روایات کتاب را از حیث اعتبار شدیداً دچار اشکال ساخته است. علاوه بر آن گاهی مشاهده می¬شود که مؤلف بدون استناد به ادله¬ی منطقی و معقول، احتمالات دور از ذهنی در تفسیر احادیث ذکر کرده است به طور نمونه بیان داشته که منظور از طالقان در احادیث کل ایران است و برای این تفسیر خود دلیل معقول و منطقی را بیان نداشته است و در گام بعدی بر اساس این فرضیه به تحلیل مسائلی در خصوص دوران ظهور پرداخته است. از دیگر نقاط ضعف جدی کتاب رویکرد استفاده¬ی ناقص از قسمتی از یک روایت است که با تحلیل شخصی نویسنده سازگار است و حذف قسمت¬های دیگر همان حدیث که با فرضیه¬های نویسنده سازگاری ندارد. در مواردی هم مطالبی ارائه شده است که از نظر مبانی اعتقادی شیعه مردود است و احادیثی معتبر فراوانی در تضاد با نظریه¬ی احتمالی نویسنده در آن خصوص وجود دارد، به طور نمونه نویسنده بیان داشته است که احتمالاً پس از فوت امام زمان علیه السلام فرزندان حضرت به حکومت می¬رسند! كه بر طبق صريح روايات امام حسين عليه السلام به عنوان اولين معصوم به عالم رجعت خواهند كرد و كار كفن و دفن حضرت حجت را به عهده ميگيرند و پس از ايشان عهده دار حكومت جهاني ايشان خواهند بود. [/b]همچنین در ترجمه کتاب هم مواردی وجود دارد که مترجم اشتباهاتی فاحش انجام داده است که موجود انحراف خواننده از دریافت معنای درست حدیث می¬شود. به طور نمونه در روایتی که گفته شده امام زمان علیه السلام مرکب خود را به حرکت درمی¬آورند مترجمه اینگونه ترجمه کرده است که ایشان مرکب خود را به پرواز در می¬آورند. با توجه به رویکردی که در تألیف کتاب عصر ظهور اتخاذ شده است، [b]این کتاب می¬تواند دستمایه¬ی سوء استفاده¬های فراوان از مباحث پیرامون امام زمان علیه السلام واقع شود و همچنین مطالب بسیاری در آن یافت می¬شود که صحت¬ آن¬ها محل تردید جدی است به طوری که حتی خود نویسنده هم به صحّت آن¬ها اعتقادی ندارد و اگر می¬توانسته آن¬ها را در بازنویسی کتاب حذف می¬کرده است. [/b]بر اساس آنچه بیان شد معرفی و ترویج این اثر برای عموم مردم که بسیار به بحث علائم ظهور هم علاقه¬مند هستند به هیچ وجه توصیه نمی¬شود. در خصوص اظهارات مؤلف در مورد كتابش به اين مصاحبه ميتوانيد رجوع فرمايد: http://www.khabaronline.ir/detail/278535/culture/4089 |
|||
|
|
۱۸:۴۸, ۸/مهر/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من این کتاب را تا قسمتی خوانده ام
یکجا در حدیثی از امام صادق می گوید که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر خلاف سنت رسول خدا عمل می کند و هر که با او مخالف باشد را از بین می برد الته من خودم با این مطلب موافق نیستم اما اگر می توانید توضیحی بدهید |
|||
|
۱:۳۶, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خدا رسول می فرستد
هیج انسانی 1200 سال عمر نمی کند حتی جنها با علمشان دستکاری ژنتیک و نوشدارو و دوبار زنده شدنشان 920 سال عمر می کنند (بجز شیطان و افرادش...)
|
|||
|
۲:۱۹, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
نمیدونم این مطالب رو از کجا آوردید ولی احتمالا نمیتونید سرش بحث کنید
الان مثلا میتونید منبع دقیق صحبتاتون رو بیارید با ذکر صفحه کتاب عصر ظهور؟ ... در مورد این کتاب من عالم و فقیه و ... نیستم ولی این کتاب کتاب فوق العاده ایه که واقعا برای یک خواننده میتونه اثر گذار باشه این کتاب بصورت کلی خیلی مفیده حالا علت مخالفت نویسنده مطلب فوق در مورد کتاب چیه میشه در موردش بحث کرد مثلا نوشتن سناریو به نفع انقلاب ایران یا بردن اسم محی الدین در پیوست انتهایی یا ... هر کتابی میتونه اشکالاتی داشته باشه ولی نقل قول:بر اساس آنچه بیان شد معرفی و ترویج این اثر برای عموم مردم که بسیار به بحث علائم ظهور هم علاقه¬مند هستند به هیچ وجه توصیه نمی¬شود. بی انصافیه مخصوصا که در سال های اخیر خیلی چیزا به وقوع پیوسته با خط مشی ی که شما طی میکنید تمام کتاب ها قابل ابطال هستن در حالی که این کتاب واقعا کارراه اندازه البته میتونه بهتر هم بشه امیدوارم یروزی این نوع کتابا تبدیل بشه به کتاب تاریخی و بچه هامون تو مدارس توی درس تاریخ پیش از ظهور بهش بپردازن ماقبل تاریخ و مابعد تاریخ
|
|||
|
|
۹:۳۵, ۱۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۴ ۱۰:۳۷ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله
(۱۱/مهر/۹۴ ۱:۳۶)zey نوشته است: خدا رسول می فرستدبنده متوجه مطالبتان نشدم.اینهمه اثبات برای عمرهای طولانی انجام شده،یعنی شما منکر همه هستید؟ بعد مساله ژنتیک اجنه مطلب جدیدیست،میشه توضیح بدید یعنی چی؟ |
|||
|
|
۱۰:۲۴, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۱:۳۶)zey نوشته است: خدا رسول می فرستد اکانت جدیدت مبارک فرضا که این مطلب شما در مورد جن ها درست باشه اونوقت شما قدرت خدا و حجت خدا رو با جن مقایسه می کنید؟ البته بحث در مورد این موضوع بی فایدست چون هدف شما چیز دیگریه... |
|||
|
|
۱۰:۵۹, ۱۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۴ ۱۲:۳۳ توسط III I III.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۲:۱۹)عبدالرحمن نوشته است: نمیدونم این مطالب رو از کجا آوردید ولی احتمالا نمیتونید سرش بحث کنیدمطلب رو خود بنده نوشتم و در مورد هر قسمتش ميتونيد بفرمايد من در موردش در حد بضاعتم توضيح بدم خدمتتون (۱۱/مهر/۹۴ ۲:۱۹)عبدالرحمن نوشته است: الان مثلا میتونید منبع دقیق صحبتاتون رو بیارید با ذکر صفحه کتاب عصر ظهور؟ بله اين قابليت وجود دارد اگر بخواهيد صفحات رو ذكر مي كنم (۱۱/مهر/۹۴ ۲:۱۹)عبدالرحمن نوشته است: در مورد این کتابمن براي اين كه اثبات كنم مناسب نيست كلي دليل آوردم شما بفرمايد (البته اگر متن بنده رو كامل مطالعه كرديد كه آيا اين نقايص اگر در يك كتاب در خصوص علائم ظهور باشد كتاب از نظر علمي اتقان دارد و مورد تأييد است به نظر شما؟ و به من بگيد لطفاً كه كدام يك از نقايصي كه بنده براي كتاب ذكر كردم از نظر شما نقص نيست؟ (۱۱/مهر/۹۴ ۲:۱۹)عبدالرحمن نوشته است: بی انصافیه به نظر من بي انصافي اين هست كه كتابي كه اين همه مشكل درش هست رو بگيم خوب است اونم درحالي كه نويسنده خودش اذعان كرده به قسمتي از نقايصي كه بنده از كتابش در اين نقد مطرح كردم كساني كه از بنده مشاوره مي خواهند كتابي در اين موضوع بهشون پيشنهاد كنم بنده كتاب شش ماه پاياني نوشته مجتبي الساده اونم با توجه به پانويسهاي اصلاحي مترجم رو پيشنهاد مي كنم كه انتشارات موعود عصر چاپ كرده تازه بر آن كتاب هم نقدهايي وارد است. (۸/مهر/۹۴ ۱۸:۴۸)promised-mahdi نوشته است: یکجا در حدیثی از امام صادق می گوید که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر خلاف سنت رسول خدا عمل می کند و هر که با او مخالف باشد رابله مشي ايشان از برخي جنبه ها نه تنها با رسول خدا بلكه با تمام انبيا و اولياي قبل از خود متفاوت است كه در روايات زيادي به جز اين روايت به آن تصريح شده به طور نمونه در ذيل آيه 33 سوره اسراء خداوند متعال می فرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا ; کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است » . امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس می کشد تا جایی که گفته می شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. "تفسیر عیاشی ج 2، ص 290" و از امام رضا عليه السلام هم نقل است كه اين كساني كه توسط حضرت كشته مي شوند به بهانه خون خواهي امام حسين عليه السلام همه كساني هستند كه راضي و خشنود بودند به كشته شدن امام حسين عليه السلام و در تأييد اين مسئله از قرآن مثال مي زنند كه در قرآن هم خدا به بني اسرائيل گفته شما قاتل پيامبرانيد در حالي كه اجداد ايشان دست به قتل پيامبران زده بودند اما كساني كه مورد خطاب آيه هستند راضي به فعل اجداد خود بوده اند و شريك در آن محسوب مي شوند به اين علت. اما دلايل ديگري نيز براي تفاوت خط مشي حضرت حجت با ساير انبيا و اوليا وجود دارد كه در خود روايات باز ذكر شده از جمله اينكه در ميان دشمنان رسول خدا و تمام انبيا و اوليا بودند كساني كه از نسلشان قرار بوده مومنيني به دنيال بيايند اما در ميان كساني كه مقابل حضرت مي ايستند هيچ مومني از نسل ايشان قرار نيست به دنيا بيايند و جبهه ي مقابل امام زمان كفر محض است و نسل ايشان هم كفر محض به طور مثال فرزند ابوبكر مي شود محمد بن ابوبكر كه يار با وفاي اميرالمومنين بوده است دليل ديگر اين است كه حضرت با دشمنان خود اتمام حجت مي كنند و حقانيت خود را با برهان و معجزه نشان خواهند داد و منكر حقانيت ايشان هم بعد از اين اتمام حجت ديگر نبايد فرصت يابد چرا كه بنا نيست كه ديگر جايي براي ظلم در عالم بماند و تمام معاندين منكر حق كه تسليم برهان و معجزه نمي شوند و بر كفر خود اصرار دارند از صفحه ي روزگار محو خواهند شد و دلايل ديگري هم وجود دارد كه اگر نياز بود باز ارائه خواهد شد و اگر در خصوص همين مطالب ارائه شده هم سوالي بود در حد وسعم بنده در خدمت خواهم بود (۱۱/مهر/۹۴ ۱:۳۶)zey نوشته است: خدا رسول می فرستد از بديهيات قرآن است كه تنها زمان درنگ نوح در ميان قومش به عنوان نبي تا قبل از طوفان 950 سال بوده است: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ﴿۱۴-عنكبوت﴾ و به راستى نوح را به سوى قومش فرستاديم پس در ميان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ كرد تا طوفان آنها را در حالى كه ستمكار بودند فرا گرفت(۱۴) و مدتي طولاني هم بعد از طوفان در بين قوم خود زيسته است! حال چه استبعادي دارد كه خدايي كه بر همه چيز قادر است بنده از بندگانش را بيش از 1200 سال هم زنده نگهدارد؟ وقتي مي خواهد اراده مي كند و 300 سال ميخواباند عده اي را بدون آنكه اثر گذر عمر بر بدنهايشان باشد (اصحاب كهف در قرآن) خلاصه اين قدر اين شبهه بديهي و پيش پا افتاده است كه فكر نمي كنم بيش از اين نياز به توضيح داشته باشد اما اگر باز نياز بود به قدر وسعم توضيحات بيشتري مي توانم بدهم آيا اين موارد نقص نيست؟ (۷/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)III I III نوشته است: استنادات متعدد نویسنده به کتاب الفتن و الملاحم ابن حماد آيا اين موارد نقص نيست؟ (۷/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)III I III نوشته است: مؤلف بیان داشته است که: اگر بنا بود مجدداً کتاب را بازنویسی کند بسیاری از این روایات که صحتشان غیر قطعی است را از کتاب حذف می¬کرده و به عنوان نمونه بیان داشته است که روایتی که در خصوص حمله¬ی سفیانی به اهواز در کتابش آمده و سندش هم به معصوم نمی¬رسد و خودش هم به صحت آن اعتقاد ندارد را در بازنویسی کتاب حذف می¬کرده. آيا اين موارد نقص نيست؟ (۷/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)III I III نوشته است: در مواردی هم مطالبی ارائه شده است که از نظر مبانی اعتقادی شیعه مردود است و احادیثی معتبر فراوانی در تضاد با نظریه¬ی احتمالی نویسنده در آن خصوص وجود دارد، به طور نمونه نویسنده بیان داشته است که احتمالاً پس از فوت امام زمان علیه السلام فرزندان حضرت به حکومت می¬رسند! كه بر طبق صريح روايات امام حسين عليه السلام به عنوان اولين معصوم به عالم رجعت خواهند كرد و كار كفن و دفن حضرت حجت را به عهده ميگيرند و پس از ايشان عهده دار حكومت جهاني ايشان خواهند بود. آيا اين موارد نقص نيست؟ (۷/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)III I III نوشته است: علاوه بر آن گاهی مشاهده می¬شود که مؤلف بدون استناد به ادله¬ی منطقی و معقول، احتمالات دور از ذهنی در تفسیر احادیث ذکر کرده است به طور نمونه بیان داشته که منظور از طالقان در احادیث کل ایران است و برای این تفسیر خود دلیل معقول و منطقی را بیان نداشته است و در گام بعدی بر اساس این فرضیه به تحلیل مسائلی در خصوص دوران ظهور پرداخته است. آيا اين موارد نقص نيست؟ (۷/مهر/۹۴ ۱۲:۲۰)III I III نوشته است: [/b]همچنین در ترجمه کتاب هم مواردی وجود دارد که مترجم اشتباهاتی فاحش انجام داده است که موجود انحراف خواننده از دریافت معنای درست حدیث می¬شود. به طور نمونه در روایتی که گفته شده امام زمان علیه السلام مرکب خود را به حرکت درمی¬آورند مترجمه اینگونه ترجمه کرده است که ایشان مرکب خود را به پرواز در می¬آورند. در خصوص اظهارات مؤلف در مورد كتابش به اين مصاحبه ميتوانيد رجوع فرمايد: http://www.khabaronline.ir/detail/278535/culture/4089 خوانندگان را دعوت مي كنم به صريح اظهارات نويسنده كتاب در خصوص كتاب كه در اينجا بيان كرده اند: [b]آثار و مطالعات اخیر دربارۀ مهدویت چه اشکالاتی دارند؟ باید مراقب چه جهاتی در آنها بود؟ نقطههای ضعف زیادی دارند. نخست آن که اعتمادشان به روایات غیرصحیح است. دوم آن که استنباط و اجتهادشان ضعیف است. دیگر آن که روزنامه ای [=ژورنالیستی] مینویسند، نه علمی [=پژوهشی] مانند فقه و قانون. علاوه بر اين كه منبع اصلي كتاب روايات كتاب ابن حماد است كه مشحون است از روايات غير صحيح خود نويسنده هم قبول دارد كه خودش در كتاب عصر ظهور از اين روايات غير صحيح آورده و نياز به پالايش دارد! خب یک خوانندۀ معمولی، یا خواننده ای کموبیش باسواد ولی غیر متخصص، که به بازار رفته و میخواهد کتاب بخرد، باید مواظب چه جوانبی باشد؟ کسی که این کتابها را میبیند و میخواهد بخواند، چه باید کند؟یا در منبرها و سخنرانیها، از مجالس کوچک خانگی تا مجالس بزرگ. یک مخاطب عام، با این همه محصولات مختلف درمورد مهدویت چه کار کند؟ باید پرسوجو کند و ببیند بهترین آثاری که دراین باره نوشتهاند و واقعاً محقّقانه و واقعاً علمی است، کار چه کسانی است و کتابهای آنها را بخرد. وگرنه همه نوع کتابی در بازار هست. به نظر من روش عصر ظهور خوب است، اما خود عصر ظهور هم یک تهذیب و ویرایشی میخواهد. وقتي خود نويسنده گفته كتاب من ويرايش و تهذيب مي خواهد چه طور بعضي كاسه ي داغتر از آش مي شوند؟ اگر شما بخواهید کتاب عصر ظهور را دوباره بنویسید، چه میکنید؟ آیا همان طور مینویسید؟ الآن اگر بخواهم بنویسم، اول توصیفات و عناصر قطعی در توصیف عصر ظهور حضرت را مینویسم، یعنی فقط عناصر قطعی مورد اتّفاق (المتفق علیها) را، با دلایل علمی مینویسم. سپس نشان میدهم که مورد اتفاق است که آغاز تغییرات پیش از ظهور، آغاز حرکت ظهور، از ایران است. پس از آن وارد بقیة موضوعات میشوم. روایاتی را که احتمالی است، روایات غیرقطعی را کلاً حذف میکنم تا از آن سوءاستفاده نکنند. مثلا من نوشتم که یک روایتی هست که میگوید سفیانی وارد اهواز میشود. ... خب اصلا این را حذف میکنم. چون این روایت اصلا از پیامبر و اهل بیت(علیه السلام) نیست، و من هم به این روایت اعتقاد ندارم. خب چرا احتمالش را بدهم؟ فكر مي كنم به قدر كفايت در اين خصوص مطلب ارائه شد و اثبات شد كه اين جمله ي بنده بي انصافي نيست كه: نقل قول:بر اساس آنچه بیان شد معرفی و ترویج این اثر برای عموم مردم که بسیار به بحث علائم ظهور هم علاقه¬مند هستند به هیچ وجه توصیه نمی¬شود. |
|||
|
۱۶:۲۶, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
خداوند می فرماید: وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ
ما به هیچ بشری(انسانی) قبل از تو عمر دراز و جاودان نداده ایم آیا تو اگر (محمد) بمیری دیگران زنده بمانند. خداوند می فرماید: وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ برای آنها خبر کسی را بگو که آیات خود را به او داده بودیم و بوسیله آن پوست اندازی می کرد(اشاره به بعضی گروههای جن که به شکل مار در می آیند البته اولین نفر از آنها که خدا این علم را به وی داد مربوط به قبل از آدم و حوا است) و شیطان از وی تبعیت کرد(برای دستیابی به قدرت و جاودانه شدن) و از گمراهان شد(اشاره به عدم سجده شیطان بر آدم و گفت به این دلیل که مرا غوی و ... ) وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ و اگر می خواستیم او را بالا می بردیم و لکن داخل زمین شد و از هوای خود پیروی نمود و مثال وی همانند سگ است اگر به طرف او بروی دهانش باز و زبان وی آویزان است و اگر باز از وی دور شوی همینگونه است و آن مثل قومی است که آیات ما را تکذیب کردند پس برای آنها بگو شاید بیندیشند(هر وقت می دیدیش که دهان مار را باز و از آن بیرون می آمد دهن خودش هم مثل سگ باز بود و حمله می کرد) |
|||
|
۱۶:۳۸, ۱۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۴ ۱۶:۳۹ توسط عقیق.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۱:۳۶)zey نوشته است: خدا رسول می فرستد برادر گرامی در همون قرانی که بهش اعتقاد دارید حضرت نوح فقط 950 سال تبلیغ کرده ![]() در ضمن اگه میگید 920 اثبات کنید اگه میگید نمیشه اثبات کنید به حرف نیست که (۱۱/مهر/۹۴ ۱۶:۲۶)zey نوشته است: خداوند می فرماید: وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَخلد یعنی عمر دراز؟ خلد یعنی نامیرا کسی هم نگفت امام زمان نامیراس |
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۱۶:۲۶)zey نوشته است: خداوند می فرماید: وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ اولاً ترجمه را درست انجام دهيد معناي خلد جاودان است نه عمر دراز وگرنه در خود قرآن آيه ي 950 سال دوران نبوت نوح در قبل از طوفان ذكر شده كه عمر بسيار طولاني است دوماً كسي سخن از عمر جاويد نكرده كه شما در جواب اين آيه را ذكر كرديد و آيه ي شما كاربردي در رد عمر بيش از 1200 سال حضرت حجت ندارد سوماً اگر ميخواستيد در نفي عمر جاودان براي كسي آيه بياوريد اين آيه بيشتر مناسب است كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ﴿۳۵-انبيا﴾ هر نفسي مرگ را خواهد چشيد. (۱۱/مهر/۹۴ ۱۶:۲۶)zey نوشته است: خداوند می فرماید: خوب است اطلاعات خود را از زبان عربي بالاتر ببريم و شأن نزول را بدانيم و... اولاً معناي آيه مطلقاً چيزي نيست كه ارسال كننده متن بالا آن طور معني كرده قسمتي از تفسير الميزان را كه با ترجمه آيه مرتبط است تقديم مي كنم: اين آيات داستان ديگرى از داستانهاى بنى اسرائيل را شرح مىدهد، و آن داستان" بلعم بن باعورا" است، خداى تعالى پيغمبر خود رسول اكرم (صلوات اللَّه عليه) را دستور مىدهد كه داستان مزبور را براى مردم بخواند تا بدانند صرف در دست داشتن اسباب ظاهرى و وسايل معمولى براى رستگار شدن انسان و مسلم شدن سعادتش كافى نيست. وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها ..." معناى" انسلاخ" بيرون شدن و يا كندن هر چيزى است از پوست و جلدش، و اين تعبير كنايه استعارى از اين است كه آيات چنان در بلعم باعورا رسوخ داشت و وى آن چنان ملازم آيات بود كه با پوست بدن او ملازم بود، و بخاطر حبث درونى كه داشت از جلد خود بيرون آمد و از آنها جدا شد. و معناى آيه چنين است: بر ايشان خبر از امر مهمى (كه داستان مردى است) ما آيات خود را برايش آورديم، يعنى در باطنش از علائم و آثار بزرگ الهى پرده برداشتيم، و به همين جهت حقيقت امر برايش روشن شد" فَانْسَلَخَ مِنْها" پس بعد از ملازمت راه حق آن را ترك گفت. " فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ" شيطان هم دنبالش را گرفت و او نتوانست خود را از هلاكت نجات دهد. " وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ..." " اخلاد" به معناى ملازمت دائمى است، و اخلاد بسوى ارض، چسبيدن به زمين است، و اين تعبير كنايه است از ميل به تمتع از لذات دنيوى و ملازمت آن. ترجمه فولادوند و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آن گاه شيطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد. ترجمه مجتبوی و بر آنان خبر آن كس- بلعم باعورا- را برخوان كه آيتهاى خويش- برخى كرامات يا اجابت دعا- را به وى داديم و او از آنها بيرون رفت- خود را از دانش آن برهنه ساخت- پس شيطان در پى او افتاد تا از گمراهان گشت. ترجمه مشکینی و بر آنها بخوان سرگذشت كسى را (بلعم باعورا عالم زمان موسى را) كه آيات خود را (معارف كتاب آسمانى يا مقام استجابت دعا را) به او داديم، اما او (به واسطه كفر در اعتقاد و كفران در عمل) از آنها تهى گشت، پس شيطان او را دنبال كرد و او عاقبت از گمراهان گرديد ترجمه بهرام پور و خبر آن كس (بلعم باعورا) را كه آيات خويش (اجابت دعا) را به او داده بوديم برايشان بخوان كه از آن عارى گشت، و شيطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد در توضيح اين آيات مفسرين حقيقي قرآن كه معصومين هستند هم اين چنين بيان داشته اند كه: معناي انسلاخ در اين آيه مطلقاً چيزي نيست كه ارسال كننده متن بالا مدعي آن است! بلكه مقصود اين استكه اسم اعظم را خداوند از بلعم باعورا گرفت به روايت امام رضا عليه السلام توجه فرماييد: از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه: خدا اسم اعظم را به بلعم بن باعورا داد و با آن دعا مي كرد و دعايش اجابت مي شد. پس به طرف فرعون متمايل شد. هنگامي كه فرعون به هنگام تعقيب موسي عليه السلام و يارانش از مقابل وي گذر كرد، فرعون به بلعم گفت: خدا را بخوان تا موسي و يارانش را به دست ما بسپارد. بلعم سوار الاغش شد و شروع به زدن الاغ كرد. خداي عز و جل آن الاغ را به سخن واداشت و گفت: واي بر تو چرا مرا مي زني: آاي ميخواهي با تو بيايم تا پيامبر خدا موسي و گروهي از مومنان را به چنگ بياوري؟! پس آن قدر آن را زد تا از پاي درآمد. در نتيجه آن اسم اعظم از زبانش جدا شد و اين مقصود فرموده خداست كه فانسلخ منها فاتبعه الشيطان فكان من الغاوين. آيات خويش (اجابت دعا) را به او داده بوديم برايشان بخوان كه از آن عارى گشت، و شيطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد. تفسير قمي، ج1، ص249 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









هیج انسانی 1200 سال عمر نمی کند حتی جنها با علمشان دستکاری ژنتیک و نوشدارو و دوبار زنده شدنشان 920 سال عمر می کنند (بجز شیطان و افرادش...)

ماقبل تاریخ و مابعد تاریخ

