کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکالات مبهم در داستانهای قرآن از انبیای گذشته
۰:۱۰, ۱۴/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱:۱۱ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #1

خدمت دوستان خوبم سلام میکنم و خیلی مایل هستم تا قسمتهایی ازسوره های متفاوت قرآن را برایتان بنویسم که مربوط به انبیای گذشته است و این داستانها با اصل آن مقایرت و دربعضی موارد کاملا داستان دیگری است . و از آنجایی که معتقدین به کتاب قرآن بر این باور هستند که اسلام در ادامه رسالت انبیاء گذشته و کامل کنند آنهاست . حال این سوال مطرح میشود که چرا داستان زندگی این افراد با اصل آن که در کتاب مقدس است همخوانی ندارد و در بعضی موارد چیزی دیگر است. این داستانها قسمتهایی نیست که بتوان گفت شامل بخشهای تحریف شده ممکن است باشد! زیرا که ارتباطی با نبوت در مورد آینده ندارد یا اینکه نفع گروهی یا کسی در آن باشد که بخواهد آنرا جور دیگری تغییر دهد.و از آنجایی که تعداد این موارد زیاد است در واقع هدف من مقایسه بخشهای مشترک کتاب مقدس با کتاب قرآن است . که امیدارم این مقاسیه کفر محسوب نشود و اساتیدی باشند تا جوابی درخور و منطقی به این سوالات بدهند. اجازه بدهید که از ابتدا شروع کنم و هر بار یکی از این وقایع را برایتان بنویسم.


اولین تفاوت قابل تفکر در مورد زندگی نوح است و خانواده او




- در سوره 11 آیات 42 تا 46 قرآن در مورد یکی از پسران نوح یعنی حام میخوانیم که جز گناهکاران بود و همراه نوح به کشتی سوار نشد بلکه قرآن اعلام میکند که غرق شد و نوح همراه دو پسر دیگرش سام و یافث سوار بر کشتی شد ! البته اسم پسرغرق شده نوح در قرآن نیست همانند خیلی از افراد دیگر در داستانهای متفاوت که نامی آز آنها ذکر نمیشود و این خود نیز بسیار سوال برانگیز است. اما اگر در اینتر نت جستجو کنید و شجره نامه انبیاء را پیدا کنید بر اساس اعتقاد مسلمانان تنها نام دو پسر نوح یعنی سام و یافث نوشته شده است. از این رو میتوان گفت که فرزند غرق شده حام است.
سوره 11 آیات 42 تا 46

و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه‏آسا مى‏برد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش (42)
گفت به زودى به كوهى پناه مى‏جويم كه مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‏اى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گرديد
(43)
و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار
(44) و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى (45) فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى (46)


از طرفی در کتاب مقدس نام کلیه خانواده نوح و سه پسرش و همسران پسرانش و فرزندان پسرانش بطور دقیق ثبت شده است که جای هیچ شکی باقی نمیگذارد که هر سه پسر نوح همراه با همسران خود سوار بر کشی شده اند و بعد از طوفان هم اسامی فرزندان هر سه پسر ثبت شده است ! لطفا اگر کسی توضیحی دارد خوشحال خواهم شد که بخوانم. پیدایش باب 7 آیات 1 تا 16


[sup]1و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامي اهل خانه‌ات به كشتي درآييد، زيرا تو را در اين عصر به حضور خود عادل ديدم. 2و از همه بهايم پاك، هفت هفت، نر و ماده با خود بگير،‌ و از بهايم ناپاك، دو دو، نر و ماده، 3و از پرندگان آسمان نيز هفت هفت، نر و ماده را، تا نسلى بر روى تمام زمين نگاه دارى. 4زيرا كه من بعد از هفت روز ديگر، چهل روز و چهل شب باران مى بارانم، و هر موجودى را كه ساخته‌ام، از روى زمين محو مى سازم.» 5پس نوح موافق آنچه خداوند او را امر فرموده بود، عمل نمود. 6و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمين آمد. 7و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با وى از آب طوفان به كشتى درآمدند. 8از بهايم پاك و از بهايم ناپاك، و از پرندگان و از همه حشرات زمين، 9دودو، نر و ماده، نزد نوح به كشتى درآمدند، چنانكه خدا نوح را امركرده بود. 10و واقع شد بعد از هفت روزكه آب طوفان بر زمين آمد. 11و در سال ششصد از زندگانى نوح، در روز هفدهم از ماه دوم، در همان روز جميع چشمه‌هاى لجه عظيم شكافته شد، و روزنهاى آسمان گشوده. 12و باران، چهل روز و چهل شب بر روى زمين مى باريد. 13در همان روز نوح و پسرانش، سام و حام و يافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ايشان داخل كشتى شدند. 14ايشان و همه حيوانات به اجناس آنها، و همه بهايم به اجناس آنها، و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. 15دودو از هر ذى جسدى كه روح حيات دارد، نزد نوح به كشتى در آمدند. 16و آنهايى كه آمدند نر و ماده از هر ذى جسد آمدند، چنانكه خدا وى را امر فرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [/sup]

پیدایش باب 10 آیات 2 و 6 و 22

[sup]2پسران يافث: جومَر و ماجوج و ماداى و ياوان و توبال و ماشَك و تيراس.[/sup]
[sup]6و پسران حام: كوش و مِصرايم و فوط و كنعان.[/sup]
[sup]22پسران سام: عيلام و آشور و ارْفَكْشاد و لُود و اَرام.[/sup][sup]
[/sup][sup][تصویر: null][/sup]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۵۷, ۲۰/آبان/۹۴
شماره ارسال: #91
آواتار
(۲۰/آبان/۹۴ ۱۷:۲۱)داریوش نوشته است:  ترجیح میدهم ابتدا سوالهایی که مطرح کردم را تمام کنیم بعد به موضوعات دیگری در سرفصلهای جدید تری خواهیم رفت . بقول یکی از دوستان تالار که مرا متهم کرد که پول میگیرم تا این کار را انجام بدهم . Big Grin

خوب در قبال پولی که میگیرم باید کارهم بکنم دیگه Cool

سلام
طرف بحث شما بنده هستم و بنده نگفتم پول میگیرید.
  • و اینکه سوالهایی مطرح کردید ، افرین خوب کاری کردین چون خیلیها که هیچ اطلاعی نداشتن الان مطلع شدن که چه دروغهایی به اعتقادات اسلامی نسبت درحالی که همه اینها ( توهمت ها و ایرادات ) ساخته تفکر بی اطلاع هست.
حیف شد چون اگه به این سوال پاسخ میدادین خیلی از پاسخ ها توش حل میشد ولی چه کنم که خودتون میل ندارین به پاسخ هاتون زورتر برسین .Blush
  • ابراهیم کیست ؟
  • نمرود کیست ؟
  • ایا بحثی از اتش افکندن و ماجرای برخورد این ها با هم و احتحاجشون در متون و اعتقادات یهود هست یا نه.
( چرا میگم متون یهود چون اسلام که تکلیفش روشنه و میگه که احتجاجی بوده و اتش افکندنی ههم هست ولی تورات سکوت کرده و یا بهتر بگم از تورات حذف شده ، چون تو متون تفسیری این موضوع بیان شده که براتون نقل هم خواهم کرد)

داریوش گرامی همکار گرامی شما کتابهایی دیگه بجز تورات رو ورق زدین؟ تامل توشون کردین ؟میدونین که همه مطالب فقط تورات نیست و یسری مطالب در کتب دیگه هم هست ، چرا این رو میگم چون در زمانی که تورات گم شد برای اینکه چه کنن و چه نکنن دست به دامن بعضیا شدن . حالا تاریخ نمیخوام براتون بگمچون هم شما و هم دیگر دوستان خسته میشین و ممکنه بگین بازم رفت تو بحث تحریف ولی واقعیت رو از کتابای خودتون براتون میگم .
قبلش یک نکته یاد اور بشم چون بحث رسید به نمرود و ابراهیم نکات جامونده از پستهای پیشین که بحث شده رو بگم تا یادم نرفته شاید این بین بعضی از سوالات خواننده و شما داریوش گرامی حل بشه.

شما تو این پست نسل نوح نبی رو نقل کردین ولی باز هم با دستبرد به محتوای متن ( نه شما بلکه منبع شمااینکار رو کرد)
بنگریم به این متن شما ( چون کل سسله اولائ هست من فقط قسمت مد نظر رو نقل میکنم بقیه رو اگه شک داشتین تو خود ارسال موجود بخونین
(۱۸/آبان/۹۴ ۲۱:۴۱)داریوش نوشته است:  1[/sup]اينها فرزندان پسران نوح يعني فرزندان سام ، حام و يافث هستند كه بعد از توفان متولّد شدند: [sup]2[/sup]پسران يافث : جومر، ماجوج ، ماداي ، ياوان ، توبال ، ماشک و تيراس بودند. [sup]3[/sup]پسران جومر: اشكناز، ريفات و توجرمه بودند. [sup]4[/sup]پسران ياوان : اليشه ، ترشيش ، كتيم و رودانيم بودند. [sup]5[/sup]از اينها مردمي كه در اطراف دريا در جزيره ها زندگي مي كردند، به وجود آمدند. اينها فرزندان يافث هستند كه هر كدام در قبيله و در سرزمين خودشان زندگي مي كردند و هر قبيله به زبان مخصوص خودشان صحبت مي كردند. [sup]6[/sup]پسران حام : كوش ، مصر ، ليبي و كنعان بودند. [sup]7[/sup]پسران كوش : سبا، حويله ، سبته ، رعمه و سبتكا بودند. و پسران رعمه: شبا و ددان بودند. [sup]8[/sup]كوش پسري داشت به نام نمرود. او اولين مرد قدرتمند در روي زمين بود. [sup]9[/sup][b]او با كمک خداوند تيرانداز ماهري شده بود و به همين جهت است كه مردم مي گويند: «خدا تو را در تيراندازي مانند نمرود گرداند.» [sup]10[/sup]در ابتدا منطقه فرمانروايي او شامل : بابل ، ارک ، آكاد و تمام اينها در سرزمين شنعار بود. [sup]11[/sup]بعد از آن به سرزمين آشور رفت و شهرهاي نينوا، و رحوبوت عير، كالح [sup]12[/sup]و ريسن را كه بين نينوا و كالح كه شهر بزرگي است، بنا كرد. [sup]13[/sup]مصر جدّ لود ، عناميم ، لهابيم ، نفتوحيم ، [sup]14[/sup]فتروسيم ، كسلوحيم و كفتوريم كه جدّ فلسطيني هاست ، بود. [sup]15[/sup]صيدون ، نخستزاده كنعان بود و پس از او حت به دنيا آمد. [sup]16[/sup]كنعان هم جدّ اقوام زير بود: يبوسيان ، اموريان ، جرجاشيان ، [sup]17[/sup]حويان ، عرقيان ، سينيان ، [sup]18- 19[/sup]ارواديان ، صماريان و حماتيان . قبايل مختلف كنعان ، از صيدون تا جرار كه نزديک غزه است و تا سدوم و غموره و ادمه و صبوئيم كه نزديک لاشع است ، پراكنده شدند. [sup]20[/sup]ينها، نسلهاي حام بودند كه به صورت قبايل مختلف زندگي مي كردند و هر قبيله براي خود زبان مخصوصي داشت . [/b]
جناب داریوش امیدوارم دوباره نگید عبارت خبری هست و ...
شجره نامه ای ناقص در کتابی تحریف شده
6پسران حام : كوش ، مصر( پسرانش معرفی نشدن وفقط نوادگانش معرفی شدن ) ، ليبي! و كنعان بودند.
7پسران كوش : سبا، حويله ، سبته ، رعمه( بجز ایشون بقیه نسلی نداشتن مثل اینکه چون اسمی نبرده شده تو این بخش) و سبتكا بودند. و پسران رعمه: شبا و ددان بودند.
8كوش پسري داشت به نام نمرود. او اولين مرد قدرتمند در روي زمين بود. 9او با كمک خداوند تيرانداز ماهري شده بود و به همين جهت است كه مردم مي گويند: «خدا تو را در تيراندازي مانند نمرود گرداند.» 10در ابتدا منطقه فرمانروايي او شامل : بابل ، ارک ، آكاد و تمام اينها در سرزمين شنعار بود. 11بعد از آن به سرزمين آشور رفت و شهرهاي نينوا، و رحوبوت عير، كالح 12و ريسن را كه بين نينوا و كالح كه شهر بزرگي است، بنا كرد.
13مصر جدّ لود ، عناميم ، لهابيم ، نفتوحيم ، 14فتروسيم ، كسلوحيم و كفتوريم كه جدّ فلسطيني هاست ، بود.
15صيدون ، نخستزاده كنعان بود و پس از او حت به دنيا آمد. 16كنعان هم جدّ اقوام زير بود: يبوسيان ، اموريان ، جرجاشيان ، 17حويان ، عرقيان ، سينيان ، 18- 19ارواديان ، صماريان و حماتيان . قبايل مختلف كنعان ، از صيدون تا جرار كه نزديک غزه است و تا سدوم و غموره و ادمه و صبوئيم كه نزديک لاشع است ، پراكنده شدند.
20ينها، نسلهاي حام بودند كه به صورت قبايل مختلف زندگي مي كردند و هر قبيله براي خود زبان مخصوصي داشت
این متن نقل شده جناب داریوش هست که استناد کردن و فقط من رنگ بندی کردم تا یسری ها اینجا مشخص بشن. و اگه ایراد بگیرید میگم تو کتاب اول تواریخ هم این بحث تکرار شده و همین سلسه نسب هم اومده.
و جالب هست که این کتاب( اول تواریخ ) تکرار مکررات کتاب هایی همچون سموئیل و پادشاهان هستش و امّا این کتاب بیشتر وقایع طايفهٔ یهودا را که در جنوب سرزمین اسرائیل سکونت داشتند، شرح می‌ده .جالبه که این کتاب انحصاری میشه .پسبگو چرا بقیه رو حذف کرده چون مهم نبودن.Big Grin
[/b]
تو این سلسله یسری گم شدن و تکلیفشون معلوم نیست تو این معرفی نامه ( نسل لیبی کجاست و همینطور نسل مصر ( در حالی که تو ترجه قدیم بجای مصر جد ... اومده . 13 ومصرایم لودیم و عنامیم و لهابیم و نفتوحیم راآورد ) )؟
و اینکه یک شخص بصورت جدا معرفی میشه چرا؟ نمرود ، چرا در ترجمه های نو بجای "جبار" به "قدرتمند" تعبیر شده؟ متن قدیم رو تامل کنیم که چه بود و این متن شما اقای داریوش چه هست
متن کتاب مقدس ترجمه قدیم
. 8 وکوش نمرود را آورد. او به جبار شدن در جهان شروع کرد. . 9 وی در حضور خداوند صیادی جبار بود. از این جهت می‌گویند: «مثل نمرود، صیاد جبار در حضور خداوند»
متن عربی منطبق با جاپ 1865 همین بخش :
وَكُوشُ وَلَدَ نِمْرُودَ الَّذِي ابْتَدَأَ يَكُونُ جَبَّارًا فِي الأَرْضِ، 9 الَّذِي كَانَ جَبَّارَ صَيْدٍ أَمَامَ الرَّبِّ. لِذلِكَ يُقَالُ: «كَنِمْرُودَ جَبَّارُ صَيْدٍ أَمَامَ الرَّبِّ
.
البته متن قدیم کل این قسمت این هست :
نقل قول:سفر پیدایش اصحاح 10 ایات 6تا 20

6 و پسران حام: کوش و مصرایم و فوط وکنعان. 7 و پسران کوش: سبا و حویله و سبته ورعمه و سبتکا. و پسران رعمه: شبا و ددان. 8 وکوش نمرود را آورد. او به جبار شدن در جهان شروع کرد. 9 وی در حضور خداوند صیادی جبار بود. از این جهت می‌گویند: «مثل نمرود، صیاد جبار در حضور خداوند.» 10 و ابتدای مملکت وی، بابل بود و ارک و اکد و کلنه در زمین شنعار. 11 از آن زمین آشور بیرون رفت، و نینوا ورحوبوت عیر، و کالح را بنا نهاد، 12 و ریسن را درمیان نینوا و کالح. و آن شهری بزرگ بود. 13 ومصرایم لودیم و عنامیم و لهابیم و نفتوحیم راآورد. 14 و فتروسیم و کسلوحیم را که از ایشان فلسطینیان پدید آمدند و کفتوریم را. 15 و کنعان، صیدون، نخست زاده خود، وحت را آورد. 16 ویبوسیان و اموریان و جرجاشیان را 17 و حویان وعرقیان و سینیان را 18 و اروادیان و صماریان وحماتیان را. و بعد از آن، قبایل کنعانیان منشعب شدند. 19 و سرحد کنعانیان از صیدون به سمت جرار تا غزه بود، و به سمت سدوم و عموره وادمه و صبوئیم تا به لاشع. 20 اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی وامت های خود
همین ایه 6 رو به استناد kjv نقل میکنم
6 And the sons of Ham; Cush, and Mizraim, and Phut, and Canaan.
جناب داریوش برای این مطالب پاسخی دارین؟ اگه ندارین که هیچ اگه دارید فقط مستند بگیدکه چرا تورات در چاپهای سال مختلف که دستگاه چاپ بوده ( کاری به قرون اولیه و اینها نداریم که چه بلاهایی سر این کتاب اومد ) و ترجمه صورت کرفته اینهمه اختلال در اون هست مثلا در متن عبری و یا یونانی و یا عربی و یا فارسی و ... .
برسیم به پاسخ یکی از قسمتهای سوال شما.البته مگم مطالب زیاد هست کم کم میزارم.
فقط فعلا اشاره میکنم به کتاب شما که توش گفته شده این دو شخص هم باهم احجاج کردن و هم اینکه دستور به اتش انداخت از طرف نمرود.
سری بزنیم به کتابی با نام میدراش ، جالبه تو این کتاب توضیح میده ولی شما بدون اطلاع از این داستان مدعی میشید که قران چیزی اضافه گفته و حال اینکه چون تو تورات نیست این واقعه کجاست پس ...
کتاب میدراش ربی صفحه 309 قسمتی که مربوط هست رو اوردم ( این فقط یک نمونه هست.
نقل قول:
GENESIS (NOACH) [XXXVIII. 13-14 demanded, 'What have you done to them?' 'I cannot conceal it from you, 5 he rejoined. 'A woman came with a plateful of fine meal and requested me to offer It to them. One claimed, "I must eat first," while another claimed, "I must eat first." Thereupon the largest arose, took the stick, and broke them/ 'Why do you make sport of me,' he cried out; 'have they then any knowledge!' 'Should not your ears listen to what your mouth is saying/ he retorted. 1 Thereupon he seized him and delivered him to Nimrod. 'Let us worship the fire!' he [Nimrod] pro- posed. 'Let us rather worship water, which extinguishes the fire/ replied he. 'Then let us worship water!* 'Let us rather worship the clouds which bear the water. ' ' Then let us worship the clouds ! ' ' Let us rather worship the winds which disperse the clouds/ ' Then let us worship the wind F ' Let us rather worship human beings, who withstand the wind/ 'You are just bandying words,' he exclaimed; 'we will worship nought but the fire. Behold, I will cast you into it, and let your God whom you adore come and save you from it/ Now Haran was standing there undecided. If Abram is victorious, [thought he], I will say that I am of Abram's belief, while if Nimrod is victorious I will say that I am on Nimrod' s side. When Abram descended into the fiery furnace and was saved, he [Nimrod] asked him, 'Of whose belief are you?' 'Of Abram's/ he replied. Thereupon he seized and cast him into the fire ; his inwards were scorched and he died in his father's presence. Hence it is written, And Haran died in the presence of ('al pene) his father Terah.
جناب داریوش شما که در کشوری زندگی میکنی که منابع راحت در اختیار شما هست و الانم به دین کتاب مقدس در اومدین ، ایا اینمطالب رو حتی نخوندین؟
جای بسی تامل داره که چطور شما با داشتن کتابی تحریف شده ( اگه خواستین براتون بازم اثبات میکنم که کتاب شما تحریف شده) به اشکال گیری از کتاب اسمانی رو اوردین.
و میخوایین به اصطلاح خدای قران رو تحقیر و خدای تحریف شده کتاب مقدس رو خدای واحد معرفی کنید.
اشکالاتی فراوان در داستان خود حضرت ابرایم خلیل الرحمن هست که حتما تا چند روز دیگه تکمیل و به عنوان مقاله ای جدا در اختیلر اهل تحقیق قرار میدم تا کمی شما و امثال شما رو متوجه کنم که کتاب مقدس و خدای معرفی شده توسط اون ، خدایی جعلی و نژاد پرست و حواسپرت و ... هستش.
فعلا شما یکی از پاسخهای سوال چند نمره ای رو گرفتین . دو سوال دیگه که نسب این دو شخصیت کتاب مقدس هست خودتوم بهتر میدونین که . چرا تکرار مکررات میکنین؟


(۲۰/آبان/۹۴ ۲۰:۱۰)افشین نوشته است:  سلام
عذر میخوام وسط بحث مزاحم میشم
لطفآ نام موضوع رو تغییر بدید.ممکنه کسی فقط این عنوان رو بخونه و فکر کنه واقعا اشکالی توی قرآن هست.الحمدلله جناب داریوش اونقدر سفسطه کردن توی بحث که خیلی حوصله میخواد مطالعه کل اون.در نتیجه ممکنه سوءتفاهم ایجاد کنه (که البته فکر میکنم جناب داریوش هم به دنبال همین مساله هست وگرنه قبل از این همه اشکال بی منطق گرفتن،میومد قرآن رو با کتاب مقدس مورد مقایسه قرار میداد.تا همین جا هم شاید به هدفش که خسته کردن مخاطب جوون و تازه وارد در حوزه دین اسلام و ایجاد شک و شبهه نسبت به مقدساتش هست رسیده باشه.در ضمن خوبه واضح میگه بذاریم بقیه قضاوت کنن بعد از این همه توضیح!!یعنی خودش دنبال فهم حقیقت نیست)
عنوان موضوع رو میشه گذاشت مقایسه کتاب قرآن و کتاب مقدس(که البته من هنوز نفهمیدم این کتاب مقدس چه برتری نسبت به قرآن داشته که شمای مسلمون رو بطرف خودش کشونده)
افشین گرامی ، اتفاقا اگه کسی بیاد و مطلب رو بخونه متوجه میشه که اشکالاتی که افراد بی اطلاع میگیرند و احتمال میدن که نو هست ( ولی کهنه) همه پاسخ داره . پاسخ های ابکی و ساده و کوتاه نه بلکه برای هر حرف حداقل چندین سند پشتش هست که فقط چند مورد به اختصار ذکر میشه.
البته اگه کسی اهل مطالعه باشه میاد و مطالب رو میخونه و اگه اهل اینکه فقط سرتیتر بخونه بازم متجه این میشه که اینهمه پاسخ و پرسش حتما نتیجه داره و یه چند خط از اونم میخونه .
ممنون از همه دوستان که لطف میکنن و از نعمتی به نام چشم استفاده میکنن و مطالب رو مطالعه میکنن.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Woodi2020 ، افشین ، میم.حسین.الف ، پرنیان ، السا ، mirza47820 ، رکن الهدی
۲۳:۱۳, ۲۰/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۴ ۲۳:۱۵ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #92

مهدی جان
میدانم بسیار مشتاق هستی که تحریف شدن کتاب مقدس را ابتدا اثبات کنی و این کار را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهی . ولی باور کن که اگر گفته های خودت را فقط از کتابی که تصور میکنید گفته مستقیم الله است. که بلافاصله کتابت شده اثبات کنی همانگونه که من تنها به کتاب مقدس استناد میکنم. بهتر میتوان نتیجه گرفت که کتاب مقدس تحریف شده یا اینکه اساسا کتاب شما کلام خداوند حقیقی نیست .
آیین یهودیت هم دارای کتب جانبی زیادی است. درست مانند اعتقادات شما که حدیث و راوایات را شامل میشود که از این منظر میتوان گفت همان سیستم را هم روحانیون مسلمان برای خود درست کرده اند. و این درست همانچیزی است که عیسی مسیح به مخالفت با آن پرداخت و بیشترین حملات عیسی مسیح به روحانیون یهود بود اگر به انجیل متی باب 13 آیات 13 تا 36 نگاه کنی تمام وای هایی که عیسی مسیح میگوید به کاتبان و فریسیان است که روحانیون قوم یهود بودند.


[sup]13[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه درِ ملكوت آسمان را به روي مردم مي بنديد، زيرا خود داخل آن نمي شويد و داخل شوندگان را از دخول مانع مي شويد.
[sup]
14
[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا خانه هاي بيوه زنان را مي بلعيد و از روي ريا نماز را طويل مي كنيد؛ از آنرو عذاب شديدتر خواهيد يافت.
[sup]15[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا كه برّ و بحر را مي گرديد تا مريدي پيدا كنيد و چون پيدا شد او را دو مرتبه پست تر از خود، پسر جهنّم مي سازيد!
[sup]16[/sup]واي بر شما اي راهنمايان كور كه مي گوييد "هر كه به هيكل قسم خورد باكي نيست ليكن هر كه به طلاي هيكل قسم خورد بايد وفا كند. "
[sup]17[/sup]اي نادانان و نابينايان، آيا كدام افضل است؟ طلا يا هيكلي كه طلا را مقدّس مي سازد؟
[sup]18[/sup]"و هر كه به مذبح قسم خورد باكي نيست ليكن هر كه به هديه اي كه بر آن است قسم خورد، بايد ادا كند."
[sup]19[/sup] اي جهّال و كوران، كدام افضل است؟ هديه يا مذبح كه هديه را تقديس مي نمايد؟
[sup]20[/sup]پس هر كه به مذبح قسم خورد، به آن و به هر چه بر آن قسم خورده است؛
[sup]21[/sup]و هر كه به هيكل قسم خورد، به آن و به او كه در آن ساكن است، قسم خورده است؛
[sup]22[/sup]و هر كه به آسمان قسم خورد، به كرسي خدا و به او كه بر آن نشسته است، قسم خورده باشد.
[sup]23[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه نعناع و شبت و زيره را عشر مي دهيد و اعظم احكام شريعت، يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كرده ايد! مي بايست آنها را به جا آورده، اينها را نيز ترك نكرده باشيد.
[sup]24[/sup]اي راهنمايان كور كه پشه را صافي مي كنيد و شتر را فرو مي بريد!
[sup]25[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، از آن رو كه بيرون پياله و بشقاب را پاك مي نماييد و درون آنها مملّو از جبر و ظلم است.
[sup]26[/sup]اي فريسي كور، اوّل درون پياله و بشقاب را طاهر ساز تا بيرونش نيز طاهر شود!
[sup]27[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه چون قبور سفيد شده مي باشيد كه از بيرون، نيكو مي نمايد ليكن درون آنها از استخوانهاي مردگان و ساير نجاسات پر است!
[sup]28[/sup]همچنين شما نيز ظاهراً به مردم عادل مي نماييد، ليكن باطناً از رياكاري و شرارت مملّو هستيد.
[sup]29[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه قبرهاي انبيا را بنا مي كنيد و مدفنهاي صادقان را زينت مي دهيد،
[sup]30[/sup] و مي گوييد "اگر در ايّام پدران خود مي بوديم، در ريختن خون انبيا با ايشان شريك نمي شديم!"
[sup]31[/sup]پس بر خود شهادت مي دهيد كه فرزندان قاتلان انبيا هستيد.
[sup]32[/sup]پس شما پيمانه پدران خود را لبريز كنيد!
[sup]33[/sup]اي ماران و افعي زادگان! چگونه از عذاب جهنّم فرار خواهيد كرد؟
[sup]34[/sup]لهذا الحال انبيا و حكماء و كاتبان نزد شما مي فرستم و بعضي را خواهيد كشت و به دار خواهيد كشيد و بعضي را در كنايس خود تازيانه زده، از شهر به شهر خواهيد راند،
[sup]35[/sup]تا همه خونهاي صادقان كه بر زمين ريخته شد بر شما وارد آيد، از خون هابيل صديق تا خون زكريّا ابن برخيا كه او را در ميان هيكل و مذبح كشتيد.
[sup]36[/sup]هر آينه به شما مي گويم كه اين همه بر اين طايفه خواهد آمد!


از این رو این کتب برای ایمانداران به کتاب مقدس به هیچ وجه قابل استناد نیست. و اگر شباحتی هم بین کلام مستقیم الله در قرآن و کتب جانبی یهودیت است ! این خود بسیار سوال بر انگیز است که آیا این کلام مستقیم الله است یا کپی از نوشته های جانبی آیین یهودیت؟! ( حدیث و روایات یهودیان )
این را ابتدا نوشتم که کمی آرام شوید زیرا جوابی که نوشتید اصلا قابل فهم برای من نبود و من درک نکردم شما حالا به چه میخواهید اشاره کنید.
من تنها میخواهم بدانم از نظر شما نمرود از نسل کدام فرزند نوح است ؟ و ابراهیم از نسل کدام فرزند نوح ؟ بین آنها چند نسل فاصله است ؟ و چگونه این دو همزمان هم میزیسته اند ؟ همین
این چیزهایی که شما نوشتید خیلی نا مفهوم بود. لطفا مثل سوال اول مستقیم به سوال پاسخ بدهید . در سوال اول معلوم شد که شما به دو نفر با نام کنعان اعتقاد دارید که اولی غرق شد و دومی نوه نوح است.
این سوال را هم مثل قبلی مفید و مختصر بفرمایید کافیه بقیه نظریات شما را با هم در قسمتهای مهمتری برسی میکنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۲۵, ۲۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #93

سلام و درود هم بر مهدی سینا ی عزیز و هم به جناب داریوش!!!
نمی دانم این همه صحه گذاشتن جناب داریوش به عهدین (چه سفر های تورات و چه کتب اجیل که هیچ کدام کلام مستقیم خدا نیستند و این را در متن نوشته شده ی همه ی آنها می توان یافت!!! با توجه به شخص گوینده در این کتاب ها!!!) از کجا سر چشمه میگیره!!
واقعا با کمی دقت در نوع مخاطب قرار دادن اشخاص در عهدین همه چیز مشخص و معلومه!!


اما با همه ی اینها اگر دوستان لطف کنن و قبل از اینکه بر مبنای مستندات روی هوا (البته برای خوانندگان عزیزی هنوز نمی دونند باید به عهدین به عنوان سند نگاه کنن و یا به قرآن!!) اثبات بین بر حق بودن قرآن و عهدین رو انجام بدن به نظر در مورد بقیه موضوعات نیز به بک وجه مشترکیم میرسیم!! اما اینکه بگیم صد در صد چیزی که در عهدین گفته شده درسته و هر چیزی غیر از آن اشتباهه و یا حتی برعکسش!!!! کار به نظر غیر عقلانی میاد!!


این فقط یه نظر بود!!! اما گویا با اینکه جناب مهدی سینا عزیز بارها این در خواست رو از جناب داریوش کردن به چه دلیل جناب داریوش فقط به کتابی که هنوز در ذهن شخصی که تازه داره این موارد رو می شنوه ومی خونه هنوز جای استناد داره یا نه اینقدر به مستند بودنش تاکیید دارند یه جورایی جای اشکال داره!!!


اگر اول منبع خودتون رو اثبات کنید بقیه موارد هم حل میشه!!!
باز هم از هردو محقق کمال تشکر رو دارم!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، السا ، رکن الهدی
۲:۱۱, ۲۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #94
آواتار
اخوی قبل از اینکه از کتاب مقدس عهد جدید نقل برای من بزاری کمی تامل کن تا من اینونگم خدمتت
«13 وقتی مسیح به‌خاطر ما ملعون شد، ما را از لعنت شریعت آزاد كرد. زیرا کتاب‌مقدّس می‌فرماید: «هرکه به دار آویخته شود ملعون است. » (قرنتیان 3: 13)
ایا مسیح ملعون است؟
پاسخ پولس با شماBlush
و بدینسان عیسی مسیح، پیامبر بزرگ الهی، ملعون و دور از رحمت الهی معرفی شد.
پولس یهودی برای اینکه بگه هنوز بر دیانت خودش هست و ظاهرا مسیحی میاد از چی استفاده میکنه برای حرفش : «22 و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است، کرده باشد و کشته شود، و او را به دارکشیده باشی، 23 بدنش در شب بر دار نماند. او راالبته در همان روز دفن کن، زیرا آنکه بر دارآویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، نجس نسازی. » (تثنیه 21: 22 – 23) ,واقعا پولس مسیح رو به حالی کشوند ایا شمایی که ادعای مسیحی بودن داری روت میشه این رو بگی؟ پیامبر که ملعون است . واقعا چه کردن با این دیانت . بعد این شده کتاب هدایت ، هدایتی که خود نبیش ملعون شد. بنازم به این کتاب و پیروانش.Wink

راستی این وای ها به کاتبان اناجیل نمیتونه برگرده؟ چون اونها هم اشتباهاتی داشتن و نسبتهایی به این پیامبر دادن. تو همین اول حرف نمونه اوردم .ایا وای بر پولس و امثال پولس نمیشه گفت؟
کمی فکر کنین رو این حرف.Huh
(۲۰/آبان/۹۴ ۲۳:۱۳)داریوش نوشته است:  
مهدی جان
میدانم بسیار مشتاق هستی که تحریف شدن کتاب مقدس را ابتدا اثبات کنی و این کار را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهی . ولی باور کن که اگر گفته های خودت را فقط از کتابی که تصور میکنید گفته مستقیم الله است. که بلافاصله کتابت شده اثبات کنی همانگونه که من تنها به کتاب مقدس استناد میکنم. بهتر میتوان نتیجه گرفت که کتاب مقدس تحریف شده یا اینکه اساسا کتاب شما کلام خداوند حقیقی نیست .
آیین یهودیت هم دارای کتب جانبی زیادی است. درست مانند اعتقادات شما که حدیث و راوایات را شامل میشود که از این منظر میتوان گفت همان سیستم را هم روحانیون مسلمان برای خود درست کرده اند. و این درست همانچیزی است که عیسی مسیح به مخالفت با آن پرداخت و بیشترین حملات عیسی مسیح به روحانیون یهود بود اگر به انجیل متی باب 13 آیات 13 تا 36 نگاه کنی تمام وای هایی که عیسی مسیح میگوید به کاتبان و فریسیان است که روحانیون قوم یهود بودند.


[sup]13[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه درِ ملكوت آسمان را به روي مردم مي بنديد، زيرا خود داخل آن نمي شويد و داخل شوندگان را از دخول مانع مي شويد.
[sup]
14
[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا خانه هاي بيوه زنان را مي بلعيد و از روي ريا نماز را طويل مي كنيد؛ از آنرو عذاب شديدتر خواهيد يافت.
[sup]15[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، زيرا كه برّ و بحر را مي گرديد تا مريدي پيدا كنيد و چون پيدا شد او را دو مرتبه پست تر از خود، پسر جهنّم مي سازيد!
[sup]16[/sup]واي بر شما اي راهنمايان كور كه مي گوييد "هر كه به هيكل قسم خورد باكي نيست ليكن هر كه به طلاي هيكل قسم خورد بايد وفا كند. "
[sup]17[/sup]اي نادانان و نابينايان، آيا كدام افضل است؟ طلا يا هيكلي كه طلا را مقدّس مي سازد؟
[sup]18[/sup]"و هر كه به مذبح قسم خورد باكي نيست ليكن هر كه به هديه اي كه بر آن است قسم خورد، بايد ادا كند."
[sup]19[/sup] اي جهّال و كوران، كدام افضل است؟ هديه يا مذبح كه هديه را تقديس مي نمايد؟
[sup]20[/sup]پس هر كه به مذبح قسم خورد، به آن و به هر چه بر آن قسم خورده است؛
[sup]21[/sup]و هر كه به هيكل قسم خورد، به آن و به او كه در آن ساكن است، قسم خورده است؛
[sup]22[/sup]و هر كه به آسمان قسم خورد، به كرسي خدا و به او كه بر آن نشسته است، قسم خورده باشد.
[sup]23[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه نعناع و شبت و زيره را عشر مي دهيد و اعظم احكام شريعت، يعني عدالت و رحمت و ايمان را ترك كرده ايد! مي بايست آنها را به جا آورده، اينها را نيز ترك نكرده باشيد.
[sup]24[/sup]اي راهنمايان كور كه پشه را صافي مي كنيد و شتر را فرو مي بريد!
[sup]25[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار، از آن رو كه بيرون پياله و بشقاب را پاك مي نماييد و درون آنها مملّو از جبر و ظلم است.
[sup]26[/sup]اي فريسي كور، اوّل درون پياله و بشقاب را طاهر ساز تا بيرونش نيز طاهر شود!
[sup]27[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه چون قبور سفيد شده مي باشيد كه از بيرون، نيكو مي نمايد ليكن درون آنها از استخوانهاي مردگان و ساير نجاسات پر است!
[sup]28[/sup]همچنين شما نيز ظاهراً به مردم عادل مي نماييد، ليكن باطناً از رياكاري و شرارت مملّو هستيد.
[sup]29[/sup]واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار كه قبرهاي انبيا را بنا مي كنيد و مدفنهاي صادقان را زينت مي دهيد،
[sup]30[/sup] و مي گوييد "اگر در ايّام پدران خود مي بوديم، در ريختن خون انبيا با ايشان شريك نمي شديم!"
[sup]31[/sup]پس بر خود شهادت مي دهيد كه فرزندان قاتلان انبيا هستيد.
[sup]32[/sup]پس شما پيمانه پدران خود را لبريز كنيد!
[sup]33[/sup]اي ماران و افعي زادگان! چگونه از عذاب جهنّم فرار خواهيد كرد؟
[sup]34[/sup]لهذا الحال انبيا و حكماء و كاتبان نزد شما مي فرستم و بعضي را خواهيد كشت و به دار خواهيد كشيد و بعضي را در كنايس خود تازيانه زده، از شهر به شهر خواهيد راند،
[sup]35[/sup]تا همه خونهاي صادقان كه بر زمين ريخته شد بر شما وارد آيد، از خون هابيل صديق تا خون زكريّا ابن برخيا كه او را در ميان هيكل و مذبح كشتيد.
[sup]36[/sup]هر آينه به شما مي گويم كه اين همه بر اين طايفه خواهد آمد!


از این رو این کتب برای ایمانداران به کتاب مقدس به هیچ وجه قابل استناد نیست. و اگر شباحتی هم بین کلام مستقیم الله در قرآن و کتب جانبی یهودیت است ! این خود بسیار سوال بر انگیز است که آیا این کلام مستقیم الله است یا کپی از نوشته های جانبی آیین یهودیت؟! ( حدیث و روایات یهودیان )
این را ابتدا نوشتم که کمی آرام شوید زیرا جوابی که نوشتید اصلا قابل فهم برای من نبود و من درک نکردم شما حالا به چه میخواهید اشاره کنید.
من تنها میخواهم بدانم از نظر شما نمرود از نسل کدام فرزند نوح است ؟ و ابراهیم از نسل کدام فرزند نوح ؟ بین آنها چند نسل فاصله است ؟ و چگونه این دو همزمان هم میزیسته اند ؟ همین
این چیزهایی که شما نوشتید خیلی نا مفهوم بود. لطفا مثل سوال اول مستقیم به سوال پاسخ بدهید . در سوال اول معلوم شد که شما به دو نفر با نام کنعان اعتقاد دارید که اولی غرق شد و دومی نوه نوح است.
این سوال را هم مثل قبلی مفید و مختصر بفرمایید کافیه بقیه نظریات شما را با هم در قسمتهای مهمتری برسی میکنیم.
سلام بر شما
همین که شما از کتابی که مبهمات و تصورات تخلی داره استناد میکنی نشون میده که اصلا اهل تحقیق نیستی. این رو صریح گفتم چون میدونم از رو راستی خوشت میاد.
من همونطور که از اول گفتم در کنار پاسخهایی که میدم گوشه ای تحریفات رو هم بیان میکنم ؛ این شما هستی که میخوای قبول کنی یا نکنی و همینطور شما هم روی اعتقادات خودت هستی و تفکرات و اعتقادات من و امثال کن رو واهی و .... میدونی . پس تو این قسمت مشترکیم.
من از یک قسمت از کتابی که استناد کردی ( کتاب مقدس ) یک اشکال پرسیدم ، اینقد ناراحت کننده هست؟ شما به قول خودت 5 اشکال مطرح کردی و قرار شد باهم پیش بریم و منم گفتم هستم و پیش میریم ، ایا غیر از این هست؟ حداقلش یکی رو خودت گفتی به پاسخ رسیدیم و این نشون میده میشه به بقیه هم رسید ولی شما هیچ موردی از سوالات و اشالهایی که من به کتاب خودت مستند میکنم رو پاسخ نمیدی ، ایا این نشون نمیده که پاسخ نداری؟؟؟؟؟؟
برفرض بگیریم کلام کتاب شما ، کلام خدای واقعی باشه بقیه کتابها کتاب داستان و ... ، شما چطور میتونی ثابت کنی حرفت رو؟
این رو حداقل میدونی که بار اثبات یک چیز بر دوش مدعی هست و اگه ثابت نکنه کلام نتیجه میشه چی؟
صرف نقل از یک کتاب که خودش اذعان داره گم شده و دوباره بازنویسی شده و مواردی که توش هست گاهی ( فرات از گاهی ) تناقض داره و یه جور بلاتکلیفی داره چطور میتونه یک خدایی بدور از اشکال رو معرفی و روش صحیح زندگی کردن و سعادت رو نشون بده؟ Blush
همکار گرامی چرا باید کلیسا و کنیسه های یهودی ، اعلام کنن که کتاب مقدس الهی هست؟ چرا باید تعالیم کتاب مقدس( عهد قدیم ) و شرح اونها در صده اول میلاد به همراه کتاب عهد عتیق به رسمیت شناخته بشه دوباره! و همینطور چرا باید هایی که در تاریخ نشر و تفسیر کتاب مقدس از روز اول تا الان ادامه داشته باشه؟
ممکنه باز این عبارات براتون مبهم باشه ولی همونطور که خودت میگی
(۲۰/آبان/۹۴ ۲۳:۱۳)داریوش نوشته است:  این سوال را هم مثل قبلی مفید و مختصر بفرمایید کافیه بقیه نظریات شما را با هم در قسمتهای مهمتری برسی میکنیم.
پاسخ من رو بده نترس اگه بگی تحریف شده کتابت من ادامه میدم بازم و میدونم قبولش برات سخته اما اگه اهل تحقیق هستی باید اعتبار یک کتاب رو بسنجی بعد قدمهای دیگه .
حداقل هر اشکالی که من بر این کتاب گرفتم حتی پاسخ نمیدی ، یا این رو اشکال نمیدونی یا پاسخ نداری.
باز یک قسمت دیگه از سوالت رو جواب میدم از منبع خودت ،
کمی به تاریخ های مندرج در کتاب مقدس مراجعه کنید و سن هرکدوم از این اشخاص رو کمی با هم جمع و تفریق کنید پاسخ خودتون رو بدست میارید.
فاصله زمانی که بین تولد نوح و ابراهیم هست چند سال هست؟ هشتصد و هشت سال ،درحالی که تفاوت میان موت این دو بزرگوار یکصد و هفتاد سال .و این یعنی چی؟یعنی ابراهیم طبق متن کتاب مقدس حدود پنجاه و هشت سال ، حالا یک سال کم و زیاد هم عصر با نوح بود ، نوحی که پدر جد ابراهیم هست و بقول کتاب مقدس میشه اینطوری که این افراد که از خود ابراهیم تانوح ( این سلسله اولاد نوح تا ابراهیم ) همه در زمان زنده بودن نوح زنده بودن که نسلشون ادامه پیدا میکنه تا ابراهیم و ابراهیم هم این مدت رو هم عصر با نوح میشه. جناب وقتی نسل چندم نوح زنده هست چطور شماایراد میگیری که مگه میشه نسل زودتر نتونه همزمان با اون باشه؟؟
جناب فقط اکه یکم تامل میکردی
تو پست قبلیم احتجاج بین نمرود و ابراهیم خلیل الرحمن رو از کتاب مورد تایید یهودیان اوردم ولی چه کنیم میخواییم یکم بیشتر شما رو با کتاب خودت اشنا کنم.به دل نگیر فقطBlushمتوجه میشدی که حداقل 4نسل همراه با نوح بودن تا زمانی که نفرین بر کنعان ( یا به قول شما کنعانیان) صورت میگیره و حال اینکه از طوفان تا فوت نوح 350 سال رو کتاب مقدس میگه .ایا نمیشه ؟من تاریخ ها رو دارم ولی میخوام یکم تامل کنی رو متنها .
حیفه متون شهید بشن و ازشون سریع رد بشمSmile
فقط یسری حلقه گمشده هست که ربطی به زنجیره نوح تا ابراهیم نیست بلکه مربوط به انبیایی هست که تو بین بودن و حرفی ازشون نیس. یکی دیگه از کم لطفیهایی که کردین و سکوت اختیار کردین.سر موقع میگم کیا اسم برده نشدن .
پیدایش 12:25-16
-‌سلسلهٔ خانوادهٔ سام تا ابرام به نقل از کتاب خودت : ارفکشاد، شالح، عابر، فالج، رعو، سروج، ناحور، تارح و ابرام یعنی ابراهیم.
نمرود هم که دیگه تو قبلی معرفی کردیم/و روش کلی حرف گفتیمBlush

در اخر میگم که بیا اول این رو روشن کنیم که اصلا کتاب مقدس ( چه تورات و چه انجیل کلام خدا هست یا نه بعد ادامه بدیم چون هرچی بریم من باید برات بگم کتابت تحیف شده و مثال بزنم.) سند داره اعتبار داره .... چون خودت گفتی
(۲۰/آبان/۹۴ ۲۳:۱۳)داریوش نوشته است:  از این رو این کتب برای ایمانداران به کتاب مقدس به هیچ وجه قابل استناد نیست. و اگر شباحتی هم بین کلام مستقیم الله در قرآن و کتب جانبی یهودیت است ! این خود بسیار سوال بر انگیز است که آیا این کلام مستقیم الله است یا کپی از نوشته های جانبی آیین یهودیت؟! ( حدیث و روایات یهودیان )

اصلا خود انجیل ( چون میگی مسیحی هستی ) کلیتش ( همین 4تا انجیل همراه نامه های پولس و مکاشفه یوحنا و ... داستان تجمیعش چیه و کی جمع بندی شد و اصلا مورد تایید مسیح بود؟
الان نمیدونم چیزی مونده تو این بخش ؟ اگه مونده بگین .یکم هم به کتابای خودتون بیشتر نگاه بندازین و ببینین چه بلا بر سرشون اومده/امیدوارم تو بیناین بحث حداقل نگاهی دوباره به کتاب مقدس بنداری و کمی به اشکالات خود کتاب در دستت تامل کنی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، Woodi2020 ، افشین ، پرنیان ، السا ، mirza47820 ، رکن الهدی
۲:۴۰, ۲۱/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۴ ۱۸:۰۸ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #95

(۲۱/آبان/۹۴ ۰:۲۵)Woodi2020 نوشته است:  سلام و درود هم بر مهدی سینا ی عزیز و هم به جناب داریوش!!!
نمی دانم این همه صحه گذاشتن جناب داریوش به عهدین (چه سفر های تورات و چه کتب اجیل که هیچ کدام کلام مستقیم خدا نیستند و این را در متن نوشته شده ی همه ی آنها می توان یافت!!! با توجه به شخص گوینده در این کتاب ها!!!) از کجا سر چشمه میگیره!!
واقعا با کمی دقت در نوع مخاطب قرار دادن اشخاص در عهدین همه چیز مشخص و معلومه!!


اما با همه ی اینها اگر دوستان لطف کنن و قبل از اینکه بر مبنای مستندات روی هوا (البته برای خوانندگان عزیزی هنوز نمی دونند باید به عهدین به عنوان سند نگاه کنن و یا به قرآن!!) اثبات بین بر حق بودن قرآن و عهدین رو انجام بدن به نظر در مورد بقیه موضوعات نیز به بک وجه مشترکیم میرسیم!! اما اینکه بگیم صد در صد چیزی که در عهدین گفته شده درسته و هر چیزی غیر از آن اشتباهه و یا حتی برعکسش!!!! کار به نظر غیر عقلانی میاد!!


این فقط یه نظر بود!!! اما گویا با اینکه جناب مهدی سینا عزیز بارها این در خواست رو از جناب داریوش کردن به چه دلیل جناب داریوش فقط به کتابی که هنوز در ذهن شخصی که تازه داره این موارد رو می شنوه ومی خونه هنوز جای استناد داره یا نه اینقدر به مستند بودنش تاکیید دارند یه جورایی جای اشکال داره!!!


اگر اول منبع خودتون رو اثبات کنید بقیه موارد هم حل میشه!!!
باز هم از هردو محقق کمال تشکر رو دارم!!!




[quote='داریوش' pid='354476' dateline='1447279838']
[quote='Woodi2020' pid='354470' dateline='1447271735']
سلام و درود هم بر مهدی سینا ی عزیز و هم به جناب داریوش!!!
نمی دانم این همه صحه گذاشتن جناب داریوش به عهدین (چه سفر های تورات و چه کتب اجیل که هیچ کدام کلام مستقیم خدا نیستند و این را در متن نوشته شده ی همه ی آنها می توان یافت!!! با توجه به شخص گوینده در این کتاب ها!!!) از کجا سر چشمه میگیره!!
واقعا با کمی دقت در نوع مخاطب قرار دادن اشخاص در عهدین همه چیز مشخص و معلومه!!


اما با همه ی اینها اگر دوستان لطف کنن و قبل از اینکه بر مبنای مستندات روی هوا (البته برای خوانندگان عزیزی هنوز نمی دونند باید به عهدین به عنوان سند نگاه کنن و یا به قرآن!!) اثبات بین بر حق بودن قرآن و عهدین رو انجام بدن به نظر در مورد بقیه موضوعات نیز به بک وجه مشترکیم میرسیم!! اما اینکه بگیم صد در صد چیزی که در عهدین گفته شده درسته و هر چیزی غیر از آن اشتباهه و یا حتی برعکسش!!!! کار به نظر غیر عقلانی میاد!!


این فقط یه نظر بود!!! اما گویا با اینکه جناب مهدی سینا عزیز بارها این در خواست رو از جناب داریوش کردن به چه دلیل جناب داریوش فقط به کتابی که هنوز در ذهن شخصی که تازه داره این موارد رو می شنوه ومی خونه هنوز جای استناد داره یا نه اینقدر به مستند بودنش تاکیید دارند یه جورایی جای اشکال داره!!!


اگر اول منبع خودتون رو اثبات کنید بقیه موارد هم حل میشه!!!
باز هم از هردو محقق کمال تشکر رو دارم!!!





دوست گرامی درست که کتاب مقدس توسط افراد مختلفی نوشته شده ولی این افراد را خداوند انتخاب کرده تا کلام او را مکتوب کنند. ازنظر خدای کتاب مقدس پیامبران معصوم یا آنچه که شما فکر میکنید نداریم! اما مرادن و زنان خدا را داریم که خداوند آنها را انتخاب کرده تا اراده او را انجام دهند. که هر آنچه در زندگی این افراد رخ داده عینا در کتاب مقدس ثبت شده و ما هم خداوند را برای کلامش و صداقت در ثبتش ممنونیم اگرچه این مطالب برای شما با توجه به تفکر اسلامی بسیار کفر آمیز است ولی تصور این مطلب برای شما کمی مشکله.
دوم پطرس باب 1
[sup]20[/sup]و اين را نخست بدانيد كه هيچ نبوّتِ كتاب از تفسير خود نبي نيست.
[sup]21[/sup]زيرا كه نبّوت به اراده انسان هرگز آورده نشد، بلكه مردمان به روح القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند.

و این همان روحی است که از قدیم در میان قوم خداوند عمل میکرده ولی عیسی مسیح وعده داد که این روح یعنی روح خداوند بر همه افراد بشر که به او ایمان بیاورند قرار خواهد گرفت تا بتوانند مفاهیم روحانی را درک کنند و بوسیله همین روح مقدس خداوند با خود خداوند ارتباطی مستقیم داشته باشند . این حقایق خیلی فراتر از درک انسانهایی است که هنوز در این رابطه قرار نگرفته اند و برایشان بر اساس تعریف افکار اسلامی کفر محسوب میشود ! شما در این قسمت مشکل دارید زیرا که دائم در فکر نفی کردن کلام هزاران ساله خداوند هستید تا بتونید افکار خود را الهی جلوه دهید. در حالی که کلام خداوند از زمانی وجود داشته و ارتباط خداوند با قومش از زمانی بوده که اجداد کسانی که تفکر اسلامی را بعنوان کلام خدای خود برای شما آوردن بت پرست پرست بودند و ضد همان خدای خالق عمل میکردن و میکنند. بنا بر این تفکر اسلامی در حدی نیست که بخواهد راجع به الهیات کلام خدای زنده اظهار نظر کند . چه برسد که آنرا تحریف شده هم بداند.



انجیل یوحنا باب 14 آیات 14 تا 17
[sup]15[/sup]اگر مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد.
[sup]
16
[/sup]و من از پدر سؤال مي‌كنم و تسلّي ‌دهنده‌اي ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند،
[sup]17[/sup]يعني روح راستي كه جهان نمي‌تواند او را قبول كند زيرا كه او را نمي‌بيند و نمي‌شناسد و امّا شما او را مي‌شناسيد، زيرا كه با شما مي‌ماند و در شما خواهد بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۷:۴۷, ۲۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #96

(۲۱/آبان/۹۴ ۲:۱۱)mahdy30na نوشته است:  
اخوی قبل از اینکه از کتاب مقدس عهد جدید نقل برای من بزاری کمی تامل کن تا من اینونگم خدمتت
«13 وقتی مسیح به‌خاطر ما ملعون شد، ما را از لعنت شریعت آزاد كرد. زیرا کتاب‌مقدّس می‌فرماید: «هرکه به دار آویخته شود ملعون است. » (قرنتیان 3: 13)
ایا مسیح ملعون است؟
پاسخ پولس با شماBlush
و بدینسان عیسی مسیح، پیامبر بزرگ الهی، ملعون و دور از رحمت الهی معرفی شد.
پولس یهودی برای اینکه بگه هنوز بر دیانت خودش هست و ظاهرا مسیحی میاد از چی استفاده میکنه برای حرفش : «22 و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است، کرده باشد و کشته شود، و او را به دارکشیده باشی، 23 بدنش در شب بر دار نماند. او راالبته در همان روز دفن کن، زیرا آنکه بر دارآویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، نجس نسازی. » (تثنیه 21: 22 – 23) ,واقعا پولس مسیح رو به حالی کشوند ایا شمایی که ادعای مسیحی بودن داری روت میشه این رو بگی؟ پیامبر که ملعون است . واقعا چه کردن با این دیانت . بعد این شده کتاب هدایت ، هدایتی که خود نبیش ملعون شد. بنازم به این کتاب و پیروانش.Wink

راستی این وای ها به کاتبان اناجیل نمیتونه برگرده؟ چون اونها هم اشتباهاتی داشتن و نسبتهایی به این پیامبر دادن. تو همین اول حرف نمونه اوردم .ایا وای بر پولس و امثال پولس نمیشه گفت؟
کمی فکر کنین رو این حرف.Huh
سلام بر شما
همین که شما از کتابی که مبهمات و تصورات تخلی داره استناد میکنی نشون میده که اصلا اهل تحقیق نیستی. این رو صریح گفتم چون میدونم از رو راستی خوشت میاد.
من همونطور که از اول گفتم در کنار پاسخهایی که میدم گوشه ای تحریفات رو هم بیان میکنم ؛ این شما هستی که میخوای قبول کنی یا نکنی و همینطور شما هم روی اعتقادات خودت هستی و تفکرات و اعتقادات من و امثال کن رو واهی و .... میدونی . پس تو این قسمت مشترکیم.
من از یک قسمت از کتابی که استناد کردی ( کتاب مقدس ) یک اشکال پرسیدم ، اینقد ناراحت کننده هست؟ شما به قول خودت 5 اشکال مطرح کردی و قرار شد باهم پیش بریم و منم گفتم هستم و پیش میریم ، ایا غیر از این هست؟ حداقلش یکی رو خودت گفتی به پاسخ رسیدیم و این نشون میده میشه به بقیه هم رسید ولی شما هیچ موردی از سوالات و اشالهایی که من به کتاب خودت مستند میکنم رو پاسخ نمیدی ، ایا این نشون نمیده که پاسخ نداری؟؟؟؟؟؟
برفرض بگیریم کلام کتاب شما ، کلام خدای واقعی باشه بقیه کتابها کتاب داستان و ... ، شما چطور میتونی ثابت کنی حرفت رو؟
این رو حداقل میدونی که بار اثبات یک چیز بر دوش مدعی هست و اگه ثابت نکنه کلام نتیجه میشه چی؟
صرف نقل از یک کتاب که خودش اذعان داره گم شده و دوباره بازنویسی شده و مواردی که توش هست گاهی ( فرات از گاهی ) تناقض داره و یه جور بلاتکلیفی داره چطور میتونه یک خدایی بدور از اشکال رو معرفی و روش صحیح زندگی کردن و سعادت رو نشون بده؟ Blush
همکار گرامی چرا باید کلیسا و کنیسه های یهودی ، اعلام کنن که کتاب مقدس الهی هست؟ چرا باید تعالیم کتاب مقدس( عهد قدیم ) و شرح اونها در صده اول میلاد به همراه کتاب عهد عتیق به رسمیت شناخته بشه دوباره! و همینطور چرا باید هایی که در تاریخ نشر و تفسیر کتاب مقدس از روز اول تا الان ادامه داشته باشه؟
ممکنه باز این عبارات براتون مبهم باشه ولی همونطور که خودت میگی
پاسخ من رو بده نترس اگه بگی تحریف شده کتابت من ادامه میدم بازم و میدونم قبولش برات سخته اما اگه اهل تحقیق هستی باید اعتبار یک کتاب رو بسنجی بعد قدمهای دیگه .
حداقل هر اشکالی که من بر این کتاب گرفتم حتی پاسخ نمیدی ، یا این رو اشکال نمیدونی یا پاسخ نداری.
باز یک قسمت دیگه از سوالت رو جواب میدم از منبع خودت ،
کمی به تاریخ های مندرج در کتاب مقدس مراجعه کنید و سن هرکدوم از این اشخاص رو کمی با هم جمع و تفریق کنید پاسخ خودتون رو بدست میارید.
فاصله زمانی که بین تولد نوح و ابراهیم هست چند سال هست؟ هشتصد و هشت سال ،درحالی که تفاوت میان موت این دو بزرگوار یکصد و هفتاد سال .و این یعنی چی؟یعنی ابراهیم طبق متن کتاب مقدس حدود پنجاه و هشت سال ، حالا یک سال کم و زیاد هم عصر با نوح بود ، نوحی که پدر جد ابراهیم هست و بقول کتاب مقدس میشه اینطوری که این افراد که از خود ابراهیم تانوح ( این سلسله اولاد نوح تا ابراهیم ) همه در زمان زنده بودن نوح زنده بودن که نسلشون ادامه پیدا میکنه تا ابراهیم و ابراهیم هم این مدت رو هم عصر با نوح میشه. جناب وقتی نسل چندم نوح زنده هست چطور شماایراد میگیری که مگه میشه نسل زودتر نتونه همزمان با اون باشه؟؟
جناب فقط اکه یکم تامل میکردی
تو پست قبلیم احتجاج بین نمرود و ابراهیم خلیل الرحمن رو از کتاب مورد تایید یهودیان اوردم ولی چه کنیم میخواییم یکم بیشتر شما رو با کتاب خودت اشنا کنم.به دل نگیر فقطBlushمتوجه میشدی که حداقل 4نسل همراه با نوح بودن تا زمانی که نفرین بر کنعان ( یا به قول شما کنعانیان) صورت میگیره و حال اینکه از طوفان تا فوت نوح 350 سال رو کتاب مقدس میگه .ایا نمیشه ؟من تاریخ ها رو دارم ولی میخوام یکم تامل کنی رو متنها .
حیفه متون شهید بشن و ازشون سریع رد بشمSmile
فقط یسری حلقه گمشده هست که ربطی به زنجیره نوح تا ابراهیم نیست بلکه مربوط به انبیایی هست که تو بین بودن و حرفی ازشون نیس. یکی دیگه از کم لطفیهایی که کردین و سکوت اختیار کردین.سر موقع میگم کیا اسم برده نشدن .
پیدایش 12:25-16
-‌سلسلهٔ خانوادهٔ سام تا ابرام به نقل از کتاب خودت : ارفکشاد، شالح، عابر، فالج، رعو، سروج، ناحور، تارح و ابرام یعنی ابراهیم.
نمرود هم که دیگه تو قبلی معرفی کردیم/و روش کلی حرف گفتیمBlush

در اخر میگم که بیا اول این رو روشن کنیم که اصلا کتاب مقدس ( چه تورات و چه انجیل کلام خدا هست یا نه بعد ادامه بدیم چون هرچی بریم من باید برات بگم کتابت تحیف شده و مثال بزنم.) سند داره اعتبار داره .... چون خودت گفتی

اصلا خود انجیل ( چون میگی مسیحی هستی ) کلیتش ( همین 4تا انجیل همراه نامه های پولس و مکاشفه یوحنا و ... داستان تجمیعش چیه و کی جمع بندی شد و اصلا مورد تایید مسیح بود؟
الان نمیدونم چیزی مونده تو این بخش ؟ اگه مونده بگین .یکم هم به کتابای خودتون بیشتر نگاه بندازین و ببینین چه بلا بر سرشون اومده/امیدوارم تو بیناین بحث حداقل نگاهی دوباره به کتاب مقدس بنداری و کمی به اشکالات خود کتاب در دستت تامل کنی.





حکایت کتاب مقدس حکایت عشق خالق به مخلوقه . حساب ارتباتی عاشقانست. حکایت آموزش فروتنی به انسانهاست که گاهی آنقدر هوای خداشناسی برشان میدارد که به خود جرعت میدهند برای او هم چهارچوب مشخص کنند. و به دیگران نیز دیکته کنند که اگر خدای را حتی در زمین دیدید او را با ور نکنید و محل نگذارید زیرا که حضور او در زمین خارج از چهارچوبهای ذهنی من است. درست است که او قادر مطلق است و هر امری نزد او شدنی! اما اجازه ندارد خارج از چهارچوبهایی که دیگران میگویند که او باید اینگونه باشد عمل کند!
عیسی مسیح حتما میدانید که با مثل ها با مردم صحبت میکرد یکی از مثلهای زیبای خداوند را برایت مینویسم امیدام چند روزی روی این مثل زیبا فکر کنی و من هم دعا میکنم خداوند با قلب مملو از تعصبت حرف بزند بعد بازباهم ادامه میدهیم .
انجیل متی باب بیست
[sup]1[/sup]«پادشاهي آسمان مانند صاحب تاكستاني است كه يک روز صبح زود بيرون رفت تا براي تاكستان خود کارگراني بگيرد

[sup]

2
[/sup]و بعد از آنكه آنها درباره مزد روزانه موافقت كردند، آنان را به سر كار فرستاد.
[sup]3[/sup]ساعت نه صبح باز بيرون رفت و افراد ديگري را ديد كه بيكار در بازار ايستاده بودند.
[sup]4[/sup]به آنها گفت: 'برويد و در تاكستان من كار كنيد و من حق شما را به شما خواهم داد' و آنها هم رفتند.
[sup]5[/sup]در وقت ظهر و همچنين ساعت سه بعد از ظهر باز بيرون رفت و مانند دفعات قبل عدّه اي را اجير نمود.
[sup]6[/sup]او يک ساعت پيش از غروب آفتاب باز بيرون رفت و دسته ديگري را در آنجا ايستاده ديد، به آنان گفت: 'چرا تمام روز اينجا بيكار ايستاده ايد؟'
[sup]7[/sup]آنها جواب دادند: 'چونكه هيچ کس به ما كاري نداده است' پس او به آنان گفت: 'برويد و در تاكستان من كار كنيد.'
[sup]8[/sup]«وقتي غروب شد صاحب تاكستان به مباشر خود گفت: 'كارگران را صدا كن و مزد همه را بده، از کساني که آخر آمدند شروع كن و آخر همه به کساني که اول آمدند.'
[sup]9[/sup]آناني كه يک ساعت قبل از غروب شروع به كار كرده بودند پيش آمدند و هريک مزد يک روز تمام را گرفت.
[sup]10[/sup]وقتي نوبت به كساني رسيد كه اول آمده بودند آنها انتظار داشتند از ديگران بيشتر بگيرند امّا به آنان به اندازه ديگران داده شد.
[sup]11[/sup]وقتي كارگران مزد خود را گرفتند شكايت كنان به صاحب تاكستان گفتند:
[sup]12[/sup]'اين کساني که آخر همه آمده اند فقط يک ساعت كار کرده اند و تو آنان را با ما كه تمام روز در آفتاب سوزان كارهاي سنگين را تحمّل کرده ايم در يک سطح قرار داده اي.'
[sup]13[/sup]آن مالک رو به يکي از آنها كرده گفت: 'اي رفيق، من كه به تو ظلمي نکرده ام. مگر تو قبول نكردي كه با اين مزد كار كني؟
[sup]14[/sup]پس مزد خود را بردار و برو. من ميل دارم به نفر آخر به اندازه تو مزد بدهم.
[sup]15[/sup]آيا حق ندارم كه با پول خود مطابق ميل خود عمل كنم؟ چرا به سخاوت من حسادت مي کني؟'
[sup]16[/sup]«به اين ترتيب، آخرين، اولين و اولين، آخرين خواهند شد.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۰۴, ۲۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #97
آواتار
اخوی داریوش
(۲۱/آبان/۹۴ ۷:۴۷)داریوش نوشته است:  حکایت کتاب مقدس حکایت عشق خالق به مخلوقه . حساب ارتباتی عاشقانست. حکایت آموزش فروتنی به انسانهاست که گاهی آنقدر هوای خداشناسی برشان میدارد که به خود جرعت میدهند برای او هم چهارچوب مشخص کنند. و به دیگران نیز دیکته کنند که اگر خدای را حتی در زمین دیدید او را با ور نکنید و محل نگذارید زیرا که حضور او در زمین خارج از چهارچوبهای ذهنی من است. درست است که او قادر مطلق است و هر امری نزد او شدنی! اما اجازه ندارد خارج از چهارچوبهایی که دیگران میگویند که او باید اینگونه باشد عمل کند!
عیسی مسیح حتما میدانید که با مثل ها با مردم صحبت میکرد یکی از مثلهای زیبای خداوند را برایت مینویسم امیدام چند روزی روی این مثل زیبا فکر کنی و من هم دعا میکنم خداوند با قلب مملو از تعصبت حرف بزند بعد بازباهم ادامه میدهیم .
انجیل متی باب بیست
[sup]1[/sup]«پادشاهي آسمان مانند صاحب تاكستاني است كه يک روز صبح زود بيرون رفت تا براي تاكستان خود کارگراني بگيرد
sup]

2
[/sup]و بعد از آنكه آنها درباره مزد روزانه موافقت كردند، آنان را به سر كار فرستاد.
[sup]3[/sup]ساعت نه صبح باز بيرون رفت و افراد ديگري را ديد كه بيكار در بازار ايستاده بودند.
[sup]4[/sup]به آنها گفت: 'برويد و در تاكستان من كار كنيد و من حق شما را به شما خواهم داد' و آنها هم رفتند.
[sup]5[/sup]در وقت ظهر و همچنين ساعت سه بعد از ظهر باز بيرون رفت و مانند دفعات قبل عدّه اي را اجير نمود.
[sup]6[/sup]او يک ساعت پيش از غروب آفتاب باز بيرون رفت و دسته ديگري را در آنجا ايستاده ديد، به آنان گفت: 'چرا تمام روز اينجا بيكار ايستاده ايد؟'
[sup]7[/sup]آنها جواب دادند: 'چونكه هيچ کس به ما كاري نداده است' پس او به آنان گفت: 'برويد و در تاكستان من كار كنيد.'
[sup]8[/sup]«وقتي غروب شد صاحب تاكستان به مباشر خود گفت: 'كارگران را صدا كن و مزد همه را بده، از کساني که آخر آمدند شروع كن و آخر همه به کساني که اول آمدند.'
[sup]9[/sup]آناني كه يک ساعت قبل از غروب شروع به كار كرده بودند پيش آمدند و هريک مزد يک روز تمام را گرفت.
[sup]10[/sup]وقتي نوبت به كساني رسيد كه اول آمده بودند آنها انتظار داشتند از ديگران بيشتر بگيرند امّا به آنان به اندازه ديگران داده شد.
[sup]11[/sup]وقتي كارگران مزد خود را گرفتند شكايت كنان به صاحب تاكستان گفتند:
[sup]12[/sup]'اين کساني که آخر همه آمده اند فقط يک ساعت كار کرده اند و تو آنان را با ما كه تمام روز در آفتاب سوزان كارهاي سنگين را تحمّل کرده ايم در يک سطح قرار داده اي.'
[sup]13[/sup]آن مالک رو به يکي از آنها كرده گفت: 'اي رفيق، من كه به تو ظلمي نکرده ام. مگر تو قبول نكردي كه با اين مزد كار كني؟
[sup]14[/sup]پس مزد خود را بردار و برو. من ميل دارم به نفر آخر به اندازه تو مزد بدهم.
[sup]15[/sup]آيا حق ندارم كه با پول خود مطابق ميل خود عمل كنم؟ چرا به سخاوت من حسادت مي کني؟'
[sup]16[/sup]«به اين ترتيب، آخرين، اولين و اولين، آخرين خواهند شد.»

(۲۱/آبان/۹۴ ۲:۴۰)داریوش نوشته است:  
دوست گرامی درست که کتاب مقدس توسط افراد مختلفی نوشته شده ولی این افراد را خداوند انتخاب کرده تا کلام او را مکتوب کنند. ازنظر خدای کتاب مقدس پیامبران معصوم یا آنچه که شما فکر میکنید نداریم! اما مرادن و زنان خدا را داریم که خداوند آنها را انتخاب کرده تا اراده او را انجام دهند. که هر آنچه در زندگی این افراد رخ داده عینا در کتاب مقدس ثبت شده و ما هم خداوند را برای کلامش و صداقص در ثبتش ممنونیم اگرچه این مطالب برای شما با توجه به تفکر اسلامی بسیار کفر آمیز است ولی تصور این مطلب برای شما کمی مشکله.
دوم پطرس باب 1
[sup]20[/sup]و اين را نخست بدانيد كه هيچ نبوّتِ كتاب از تفسير خود نبي نيست.
[sup]21[/sup]زيرا كه نبّوت به اراده انسان هرگز آورده نشد، بلكه مردمان به روح القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند.

و این همان روحی است که از قدیم در میان قوم خداوند عمل میکرده ولی عیسی مسیح وعده داد که این روح یعنی روح خداوند بر همه افراد بشر که به او ایمان بیاورند قرار خواهد گرفت تا بتوانند مفاهیم روحانی را درک کنند و بوسیله همین روح مقدس خداوند با خود خداوند ارتباطی مستقیم داشته باشند . این حقایق خیلی فراتر از درک انسانهایی است که هنوز در این رابطه قرار نگرفته اند و برایشان بر اساس تعریف افکار اسلامی کفر محسوب میشود ! شما در این قسمت مشکل دارید زیرا که دائم در فکر نفی کردن کلام هزاران ساله خداوند هستید تا بتونید افکار خود را الهی جلوه دهید. در حالی که کلام خداوند از زمانی وجود داشته و ارتباط خداوند با قومش از زمانی بوده که اجداد کسانی که تفکر اسلامی را بعنوان کلام خدای خود برای شما آوردن بت پرست پرست بودند و ضد همان خدای خالق عمل میکردن و میکنند. بنا بر این تفکر اسلامی در حدی نیست که بخواهد راجع به الهیات کلام خدای زنده اظهار نظر کند . چه برسد که آنرا تحریف شده هم بداند.



انجیل یوحنا باب 14 آیات 14 تا 17
[sup]15[/sup]اگر مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد.
[sup]
16
[/sup]و من از پدر سؤال مي‌كنم و تسلّي ‌دهنده‌اي ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند،
[sup]17[/sup]يعني روح راستي كه جهان نمي‌تواند او را قبول كند زيرا كه او را نمي‌بيند و نمي‌شناسد و امّا شما او را مي‌شناسيد، زيرا كه با شما مي‌ماند و در شما خواهد بود.


دوم پطرس باب 1 . 20 امّا بیش از همه‌چیز، این را به‌یاد داشته باشید كه هیچ‌کس نمی‌تواند به تنهایی پیشگویی‌های کتاب‌مقدّس را تفسیر كند



" ازنظر خدای کتاب مقدس پیامبران معصوم یا آنچه که شما فکر میکنید نداریم!"

ایا عقل سالم و بدور از هوا و هوس قبول میکنه که کسی که خودش خطا کار هست ، دیگران رو به راهی صحیح دعوت کنه؟
فرض کنید الف فاسق هست ، و ب را به خدا دعوت میکنه و میگه من فاسق از طرف خدا هستم/
شما قبول میکنین که الف میتونه ب رو هدایت کنه ؟
خدایی که با انسانهای ناشایست خواسته بنده های خودش رو هدایت کنه . ایا این با عقل سلیم جور میاد؟ اره حور میاد چون خود خدا خدایی پشیمان و غافل از خیلی چیزهاست پس برای اینکه این افعال خودش رو توجیح کنه ناچاره دست به دست افراد نالایق ( البته از نگاه شما نه ما ) بده تا یک قوم رو تشکلی بده و بر بنده های دیگه خودش که پشیمان از خلقتشون هست بتازه.

شما که اول میگفتی کتاب مقدس وحی خدا هست و نوشته کسی نیست و الان چرا میگی :
"دوست گرامی درست که کتاب مقدس توسط افراد مختلفی نوشته شده ولی این افراد را خداوند انتخاب کرده تا کلام او را مکتوب کنند."
برفرض بگیریم که توسط منتخب خدا باشه ، اگه یکی بگه من از طرف خدا نباشم چی؟این حرف شما باز هم نقض میشه . متاسفانه تو این جند صفحه که بحث کردیم ، تناقضات فروانی دیدیم چه از کلام شمایی که معتقد به کتاب مقدس هستیم و همینطور از خود کتاب مقدس. کتابشما و کلام شما تناقضاتی داره که جای تاویل و ... نداره مگر اینکه شما پاسخ بدین که نمیدین.

تناقضی وحشتناک دیگه
" که هر آنچه در زندگی این افراد رخ داده عینا در کتاب مقدس ثبت شده و ما هم خداوند را برای کلامش و صداقص در ثبتش ممنونیم"
متاسفانه یکی از تناقضات همین داستان حضرت نوح هست و ابراهیم و ... فقط نقاطی که مربوط به یهود هست رو گرا میده و برای بقیه سکوت میکنه ، این از جزئیاتی هست که میگید همه قید شده؟

کتابی که با انبایی خودش بصورت سوم شخص نقل میکنه چطور کتاب خود اون نبی ( بنده منتخب خدا ) هست ؟
کتاب یوشع باب 24 ایات 29 تا 31 ، مطاعه کنید تا بدونین چی میگم
" » 24 قوم به یوشع گفتند: «یهوه خدای خود را عبادت خواهیم نمود و آواز او را اطاعت خواهیم کرد.» 25 پس در آن روز یوشع با قوم عهد بست و برای ایشان فریضه و شریعتی در شکیم قرار داد. 26 ویوشع این سخنان را در کتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته، آن را در آنجا زیر درخت بلوطی که نزد قدس خداوند بود برپا داشت. 27 ویوشع به تمامی قوم گفت: «اینک این سنگ برای ما شاهد است، زیرا که تمامی سخنان خداوند را که به ما گفت، شنیده است؛ پس برای شما شاهدخواهد بود، مبادا خدای خود را انکار نمایید.» 28
پس یوشع، قوم یعنی هر کس را به ملک خودروانه نمود.29 و بعد از این امور واقع شد که یوشع بن نون، بنده خداوند، چون صد و ده ساله بود، مرد.30 و او را در حدود ملک خودش در تمنه سارح که در کوهستان افرایم به طرف شمال کوه جاعش است، دفن کردند.
31 و اسرائیل در همه ایام یوشع و همه روزهای مشایخی که بعد از یوشع زنده ماندند وتمام عملی که خداوند برای اسرائیل کرده بوددانستند، خداوند را عبادت نمودند. 32 واستخوانهای یوسف را که بنی‌اسرائیل از مصرآورده بودند در شکیم، در حصه زمینی که یعقوب از بنی حمور، پدر شکیم به صد قسیطه خریده بود، دفن کردند، و آن ملک بنی یوسف شد."
کتابی که گم شده و بعدا توسط یکی پیدا میشه و حتی میگن یکی بوده که این کتاب رو از حفظ بوده و اون براشون نقل کرده و نوشتن ، ایا این شخص با تمام جزئیات همه رو بیان کرده و هیچ تصرفی در اون بخرج نداده؟ اگه این افراد منتخب خدا بودن چرا گمراه بودن؟

اخه من ناقل متن چطور میتونم بگم که سینا در روزی که با داریوش بحث میکرد به او تناقضاتی از کتاب مقدس نشون داد. مگه دارم خاطره مینویسم که اینطوری بگم و یا رمان تاریخیه؟
تو هیمن نقل قول از کتاب انجیل یوحنا باب 14 ایات 14 تا 17 ایا نشون نمیده احکام در کتاب مقدس تحریف شده؟اگه تغییر نکرده بود باید ایشون میگفتن اگه مرا دوست دارید ، احکام خدا را نگه دارید نه احکام مرا ، و این یعنی اینکه احکام پیشین نسخ و همینطور کتاب دست برد در اون واقع شده.
جناب خوبه خودتون یکی یکی حرف های خودتون رو رد میکنین.

حکایت کتاب مقدس حکایت عشق خالق به مخلوقه . حساب ارتباتی عاشقانست.
واقعا راست میگین چون عاشق و معشوقی که همه جور ارتباط با بندش داشته.

حکایت آموزش فروتنی به انسانهاست که گاهی آنقدر هوای خداشناسی برشان میدارد که به خود جرعت میدهند برای او هم چهارچوب مشخص کنند. و به دیگران نیز دیکته کنند که اگر خدای را حتی در زمین دیدید او را با ور نکنید و محل نگذارید زیرا که حضور او در زمین خارج از چهارچوبهای ذهنی من است. درست است که او قادر مطلق است و هر امری نزد او شدنی! اما اجازه ندارد خارج از چهارچوبهایی که دیگران میگویند که او باید اینگونه باشد عمل کند!
عیسی مسیح حتما میدانید که با مثل ها با مردم صحبت میکرد یکی از مثلهای زیبای خداوند را برایت مینویسم امیدام چند روزی روی این مثل زیبا فکر کنی و من هم دعا میکنم خداوند با قلب مملو از تعصبت حرف بزند بعد بازباهم ادامه میدهیم .

جالبه خدای تورات خدای جبار و خدای انجیل خدایی رئوف
خدایی که دستور به تجاوز میده و خدای که با کشتن پسر خودش اون رو با اینکه تو دوران تورات گفته ملعون ، ملعون میکنه.
عجب خدایی . نمیدونم بگم خدای تورات یا بگم خدای انجیل.
خدایی که خاص یک قوم از اقوام معرفی شده هست ، خدایی که اول میگه من با اسمائیلم بعد میگه من اسحاقم ، یعنی خدا نمیدونه با کی هست.
خدایی چند گانه ( مخلوطی از خدایان اقوام بابلبی و عمونی ها و ... ) و همینطور هیچکدومش توسط بندگانش که شما اونها رو بنده گناهکار و غیر مبارک میدونین درست معرفی نشده .
اخوی ، اگه خدای موسی یکی هست ، چرا تو سفر خروج خود حضرت موسی کلیم الله میگن که :
و گفتم شما را از مصیبت مصر بیرون خواهم آورد، به زمین کنعانیان و حتیان و اموریان وفرزیان و حویان و یبوسیان، به زمینی که به شیر وشهد جاری است. 18 و سخن تو را خواهندشنید، و تو با مشایخ اسرائیل، نزد پادشاه مصر بروید، و به وی گویید: یهوه خدای عبرانیان ما راملاقات کرده است. و الان سفر سه روزه به صحرابرویم، تا برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم. 19

و بعد از خروج دیگه خدای عبرانیان جا میمونه و خدای اسرائیل معرفی میشه . خدایی که تکامل پیدا میکنه یا اینکه خدا ز مکانی به مکان دیگه تغییر میکنه.

خدایی که میخوابد و خدایی که جسم میشود ، چرا چون میتواند و هیچ محالی از اون خارج نیست.
واقعا این حرفا منو یاد یه بنده خدایی انداخت که میگفت خدا میتونه چندین خدا مثل خودش خلق کنه چون میتونه.
جناب داریوش لطفا قبل از اوردن ایات کتاب مقدس کمی روی متنش دقت کنید، نزارید مطالبی که به مزاج اهل کتاب خوش نمیاد رو از خود کتاب مقدس براشون نقل کنم..

اخوی داریوش شمااول خدای تورات و یا خدای انجیل رو کامل معرفی کنین ، بعد برسیم به خدای قران . خدای قران تکلیفش روشنه ولی خدای کتاب مقدس شرمنده .

اخه من نمیدونم شما چطور میخوایین خدای واحد با هر اسمی که باشه چه یهوه چه خدای اسرائیل و ... معرفی کنین.
دوستان پیشنهاد میکنم حداقل اگه شد یکبار کتاب مقدس رو بخونین و بدون هیج پیش فرضی مطالعه کنین و ایات رو بخونین ( البته در کنارش یک ترجمه لاتین و یا عربی داشته باشین ) شاید شما هم اشکالاتی دیگه پیدا کنید ، به قران نه بلکه به کتاب مقدس .
دوستان اگه به قران اشکال میخوایین بگیرین بگیرین ، فقط بدونین کتابی که باهاش دارین مقایسه میکنین قران رو ، هیچ مشکلی نداشته باشه.
من فقط اگه بدونم شما همه حرفام رو رد میکنی این رو چطور رد میخوای بکنی؟


(۲۱/آبان/۹۴ ۷:۴۷)داریوش نوشته است:  
و این همان روحی است که از قدیم در میان قوم خداوند عمل میکرده ولی عیسی مسیح وعده داد که این روح یعنی روح خداوند بر همه افراد بشر که به او ایمان بیاورند قرار خواهد گرفت تا بتوانند مفاهیم روحانی را درک کنند و بوسیله همین روح مقدس خداوند با خود خداوند ارتباطی مستقیم داشته باشند . این حقایق خیلی فراتر از درک انسانهایی است که هنوز در این رابطه قرار نگرفته اند و برایشان بر اساس تعریف افکار اسلامی کفر محسوب میشود ! شما در این قسمت مشکل دارید زیرا که دائم در فکر نفی کردن کلام هزاران ساله خداوند هستید تا بتونید افکار خود را الهی جلوه دهید. در حالی که کلام خداوند از زمانی وجود داشته و ارتباط خداوند با قومش از زمانی بوده که اجداد کسانی که تفکر اسلامی را بعنوان کلام خدای خود برای شما آوردن بت پرست پرست بودند و ضد همان خدای خالق عمل میکردن و میکنند. بنا بر این تفکر اسلامی در حدی نیست که بخواهد راجع به الهیات کلام خدای زنده اظهار نظر کند . چه برسد که آنرا تحریف شده هم بداند.

خدایی که فقط برای یک قوم هست و بقیه برده اون خدا هستن چا چون تو اون قوم قرار نگرفتن ، این است خدای قومیت طلب .


این حرفتون هم مثل بقیه حرفایی که زدین از پای توهم هست :
(۲۱/آبان/۹۴ ۷:۴۷)داریوش نوشته است:  

در حالی که کلام خداوند از زمانی وجود داشته و ارتباط خداوند با قومش از زمانی بوده که اجداد کسانی که تفکر اسلامی را بعنوان کلام خدای خود برای شما آوردن بت پرست پرست بودند و ضد همان خدای خالق عمل میکردن و میکنند. بنا بر این تفکر اسلامی در حدی نیست که بخواهد راجع به الهیات کلام خدای زنده اظهار نظر کند . چه برسد که آنرا تحریف شده هم بداند.
شما اثبات کن که پیامبر خاتم ، فرستاده شده از سوی خدای مطلق ، اجدادش بت پرست بودن. اگه نتونی اثبات کنی ادامه بحث بی ادامه بحث.
خدای اسلام مگه مرده؟ واقعا بنازم به این تحقیق و اینکه خدارا شکر که از اسلام خارج شدید ، میگن فرار مغزها همینه ها.Smile

داریوش گرامی تشکر از مطالب شما .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، Woodi2020 ، افشین ، السا ، mirza47820 ، رکن الهدی
۲۳:۳۴, ۲۱/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۰:۱۱ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #98

دوست گرامی مهدی



شما خودت را کاندید کردی که بحث ما منظم باشد و به بیراهه نرود! ولی انگار با هدف بیان کردن مطالب خودت کاندید شدید [تصویر: clip_image002.gif]
قبل از بحث با شما جند نفر بودند که سوالهای پراکنده میپرسیدند در راستای هدف شما. و حالا شما یک تنه میخواهید همان هدف را دنبال کنید. میدانم مشگل شما چیست ! این مشگل تازه ای نیست بلکه سابقه هزاران ساله دارد . (مشگل دشمنی با قوم خدا ) زیرا فقط قوم خداوند هستند که میتوانند وجود خداوند حقیقی را اثباط کنند و از این نظر تفکر اسلامی همیشه سعی بر نابود کردن نام خداوند زنده و کلام زنده او داشته و دارد. برای اثبات بت پرستی اجداد پیامبر شما همین بس که هرگز از نسل اسماعیل نبی یا پیامبری از جانب خداوند فرستاده نشده ! اگر سراغ دارید نام ببرید ؟ زیرا که اسماعیل فرزند وعده خداوند به ابراهیم نبود . برای همین بود که خداوند به ابراهیم گفت که هاجر و اسماعیل را از خانه اش بیرون کند. و دشمنی بین این دو هم آغاز شد. که همچنان ادامه دارد.
مدرکی که بت پرستی و دشمنی فرزندان اسماعیل را بیان میکند
داود نبی در مزبور 83 برای ما ثبت کرده که چگونه فرزندان اسماعیل بر ضد خداوند برخاسته اند و با قوم او جنگ میکنند تا نام خداوند را محو کنند ! این دشمنی مسلمانان یا همان فرزندان اسماعیل همچنان ادامه دارد !
[sup]1[/sup]اي خدا تو را خاموشي نباشد! اي خدا ساكت مباش و ميارام!
[sup]2[/sup]زيرا اينك دشمنانت شورش مي كنند و آناني را كه از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشته اند.
[sup]3[/sup]بر قوم تو مكايد مي انديشند و بر پناه آوردگان تو مشورت مي كنند.
[sup]4[/sup]و مي گويند: « بياييد ايشان را هلاك كنيم تا قومي نباشد و نام اسرائيل ديگر مذكور نشود.»
[sup]5[/sup]زيرا به يك دل با هم مشورت مي كنند و بر ضد تو عهد بسته اند.
[sup]6[/sup]خيمه هاي اَدُوم و اسماعيليان و موآب و هاجريان.
[sup]7[/sup]جَبال و عَمّون و عَماليق و فَلَسطين با ساكنان صور.
[sup]8[/sup]آشور نيز با ايشان متفق شدند و بازويي براي بني لوط گرديدند، سلاه.
[sup]9[/sup]بديشان عمل نما چنانكه به مديان كردي، چنانكه به سيسرا و يابين در وادي قيشون،
[sup]10[/sup]كه در عَينْدوُر هلاك شدند و سرگين براي زمين گرديدند.
[sup]11[/sup]سرورانِ ايشان را مثل غُراب و ذِئب گردان و جميع امراي ايشان را مثل ذَبَح و صَلْمُنّاع،
[sup]12[/sup]كه مي گفتند: « مساكن خدا را براي خويشتن تصرف نماييم.»
[sup]13[/sup]اي خداي من، ايشان را چون غبارِ گردباد بساز و مانند كاه پيش روي باد.
[sup]14[/sup]مثل آتشي كه جنگل را مي سوزاند و مثل شعله اي كه كوهها را مشتعل مي سازد.
[sup]15[/sup]همچنان ايشان را به تندباد خود بران و به طوفان خويش ايشان را آشفته گردان.
[sup]16[/sup]رويهاي ايشان را به ذلت پر كن تا نام تو را اي خداوند بطلبند.
[sup]17[/sup]خجل و پريشان بشوند تا ابدالآباد و شرمنده و هلاك گردند.
[sup]18[/sup]و بدانند تو كه اسمت يهوه مي باشد، به تنها بر تماميِ زمين متعال هستي.


غلاطیان باب 4
[sup]27[/sup]زيرا کتاب مقدّس مي فرمايد: «شادباش اي زني كه هرگز نزاييده اي و اي تو كه هرگز درد زايمان را نچشيده اي. فرياد كن و از شادماني به صدا درآي از آن رو كه تعداد فرزندان تو بيشتر از زني است که شوهرش هميشه با او بوده است.»
[sup]
28
[/sup]اكنون شما نيز اي دوستان من، بنابر وعده خدا مانند اسحاق فرزندان خدا هستيد. [sup]29[/sup]در آن زمان، فرزندي كه به طور معمولي زاييده شده بود، فرزندي را كه به قدرت روح خدا تولّد يافت آزار مي داد و امروز نيز همين طور است. [sup]30[/sup]امّا کتاب مقدّس چه مي گويد؟ مي فرمايد: «كنيز و پسرش را بيرون كن، زيرا پسر كنيز به هيچ وجه هم ارث با فرزند زن آزاد نخواهد بود.» [sup]31[/sup]بنابراين اي دوستان من، ما فرزندان كنيز نيستيم بلكه فرزندان زن آزاد مي باشيم.
اول یوحنا باب 4
[sup]1[/sup]اي عزيزان، به هر نبوّتي (الهامي) اعتماد نكنيد، بلكه آنها را بيازماييد تا ببينيد كه آيا در واقع از جانب خداست يا نه، زيرا عدّه زيادي هستند كه به سرتاسر دنيا رفته، به دروغ نبوّت مي کنند. [sup]
2
[/sup]چگونه مي توان نبوّتي را که از طرف روح خداست تشخيص داد؟ هرکه با هدايت روح اقرار كند كه عيسي مسيح در جسم ظاهر شد، از جانب خداست [sup]3[/sup]و هرکه مُنكر اين حقيقت شود نه تنها از جانب خدا نيست، بلكه او داراي روح «دشمن مسيح» مي باشد. شما شنيده ايد كه او مي آيد، درحالي كه هم اكنون در اين جهان است. [sup]4[/sup]اي فرزندان من، شما به خدا تعلّق داريد و بر کساني که به دروغ نبوّت مي کنند غلبه يافته ايد، زيرا روحي كه در شماست از روحي كه در اين دنيا كار مي کند، قويتر است. [sup]5[/sup]آنها متعلّق به اين دنيا هستند و درباره امور دنيوي سخن مي گويند و به اين سبب دنيا به آنها گوش مي دهد.
[sup]6[/sup]امّا، ما فرزندان خدا هستيم و هر کسي كه خدا را مي شناسد به ما گوش مي دهد. درحالي که کسي که به خدا تعلّق ندارد، سخنان ما را قبول نمي کند. پس به اين ترتيب ما، مي توانيم پيام حقيقت را كه از جانب روح خداست، از پيامهاي نادرستي كه از جانب ارواح ديگر هستند، تشخيص دهيم.
انجیل متی باب 7
[sup]15[/sup]«از انبياي دروغين برحذر باشيد كه در لباس ميش به نزد شما مي آيند، ولي در باطن گرگان درّنده اند. [sup]
16
[/sup]آنان را از کارهايشان خواهيد شناخت. آيا مي توان از بوته خار، انگور و از خاربن، انجير چيد؟ [sup]17[/sup]همين طور درخت خوب ميوه خوب به بار مي آورد و درخت فاسد ميوه بد. [sup]18[/sup]درخت خوب نمي تواند ميوه بد به بار آورد و نه درخت بد ميوه خوب. [sup]19[/sup]درختي كه ميوه خوب به بار نياورد آن را مي برند و در آتش مي اندازند.
[sup]20[/sup]بنابراين شما آنها را از ميوه هايشان خواهيد شناخت.

پس من روی همین خط جلو خواهم رفت و پاسخ به سوالات جانبی شما را به بعد موکول میکنم.
اما اگر تحمل کنید و بحث را بطرف افکار خودتان نکشانی و همانطوری که گفتم پیش برویم در همین سوال و جوابها بدون رفتن به بیراهه شما هم به هدفت که معلوم شدن تحریف کتاب مقدس است خواهید رسید. این روش شما بیشتر روش آب را گل آلود کن تا ماهی بگیرم هست . که روشی بسیا قدیمی در نشان دادن حقانیت اسلام است.



.
ابتدا معلوم نکردید که نمرود به گفته قرآن از کدام فرزند نوح است ؟ این بسیار مهم است .
زیرا که در باور اسلامی که بر گرفته شده از کتب جانبی یهودیان است این اتفاق برای ابراهیم رخ داده . که این واقعه در بین ایمانداران به کتاب مقدس جایی ندارد و بیشتر افسانه یهودیان باستان است.
اما در بین مسلمانان این داستان بین ابراهیم با شخصی به نام نمرود بن کنعان رخ داده !
حال این کنعان کیست ؟ در حالی که نمرود فرزند کوش است و کنعان عموی نمرد ! البته اگر نخواهید بگویید چون نمرود به عموش علاقه داشته مردم بهش میگفتن نمرود ابن کنعان :-)
قسمت جالب این است که واقعه درست بر اساس کتاب میدراش ربی است نه گفته الله !
شما ظاهرا یکی به میخ میزنید یکی به نعل . هرجا که لازم باشد به کتب جانبی یهودیان اشاره میکنید و برای شما سند معتبر میشود چون کتاب قرآن بر اساس آنهاست که نوشته شده. و هر جا لازم باشد کتاب مقدس را نفی میکنید.
متن زیر از کتب اسلامی است با ذکر منابع آنها.
"نمرود" واژه­ای عبری به معنی "سخت و نیرومند" است .[1] نمرود یکی از پادشاهان جبار بابل است كه به شجاعت و قهرمانی معروف بوده و معاصر حضرت ابراهیم (علیه السلام) مي­زيسته و به نجوم اعتقاد زیادی داشته است.


منجّمین به او می­گویند در مملکتش پسری متولد می­شود که ملکش را از دست او خارج می­کند، پس دستور مي­دهد تا هر مولود پسری که به دنیا می­آید را بکشند.[2]
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود:
«چهار كس پادشاهى روى زمين را به دست آوردند كه دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان كافر بودند: اما دو نفر مؤمن سليمان بن داود و ذو القرنين بودند و اما دو نفر كافر نمرود و بخت‏نصّر بودند ...» [3]
به نقل از حضرت علي (عليه السلام) اوّلين كسى كه بعد از حضرت نوح(علیه السلام) سكه‏هاى دينار و درهم را ساخت، نمرود بن كنعان بود.[4]
يادكرد قرآن از نمرود:
نام نمرود در قرآن نیامده است و تنها در یک آیه از او یاد شده است:
« أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِى حَاجَّ إِبْرَاهِمَ فىِ رَبِّهِ أَنْ ءاتاهُ اللَّهُ الْمُلْك...‏» [5]
«آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود)...»


بنا بر روايات و تفاسير و آنچه در تواریخ آمده نام این شخص «نمرود بن کنعان» بوده است،
[6]
وی اولین کسی بود که به محاجّه و ستیز لفظی در مورد ذات خداوند پرداخت.
[7]
«محاجّه» به معنای چیره شدن با حجّت بر خصم است؛ ولی برخی گویند مراد این آیه مجادله است زیرا کار نمرود مجادله به باطل بود که با هدف درهم کوبیدن حق صورت گرفت.[8]
مشهور است روزی نمرود و مردم شهر برای برپایی جشنی به خارج شهر رفتند وقتی بازگشتند دیدند تمام بتها شکسته شده، بعد از اینکه معلوم شد شکستن بتها کار ابراهیم(علیه السلام) است، او را به آتش افکندند تا انتقام این کار را از او بگیرند ولی خداوند، آتش را بر خلیل الله(علیه السلام) سرد نمود.[9]
از امام صادق (علیه السلام) روايت شده:
«اين ماجرا (محاجّه) بعد از انداختن ابراهيم در آتش واقع شده و محاجّه و مخاصمه نمرود با ابراهيم از روى طغيان و سركشى بوده و به اعتبار اينكه خداوند به او ملك و حكومت اعطاء كرده خود را ربّ مردم پنداشته و ملك در اينجا به معناى نعمتهاى دنيوى است كه خداوند آن را در دنيا بر مؤمن و كافر عرضه مى‏دارد، امّا ملك به معناى تمليك امر و نهى و تدبير امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر كسانى جايز است كه اهل صلاح و سداد و رشد و هدايت باشند كه مسلّما چنين كسانى جز پيامبر و اهل بيت طاهرين او نخواهند بود كه ايشان به همه احتياجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.»[10]
نمرود خود مشرك بوده و ادعای خدایی می­کرد و خود را خالق می پنداشته است، از ابراهیم می­پرسد خدای تو کیست؟ ابراهیم (علیه السلام) پاسخ میدهد:
« إِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبىّ‏َِ الَّذِى يُحْىِ وَ يُمِيتُ » [11]
«هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.»
نمرود هم مانند قومش براى خدا الوهيت قائل بود، چيزى كه هست قائل به خدايانى ديگر نيز بود، با اين حال خود را هم« اله» مى‏دانست، و بلكه خود را از بالاترين خدايان مى‏پنداشت از اينجا اين نتيجه به دست مى‏آيد كه محاجّه و بگومگويى كه بين نمرود و ابراهيم (علیه السلام) واقع شده اين بوده كه ابراهيم (علیه السلام) رب خود را تنها اللَّه مي­دانست. و نمرود در پاسخ گفته بود من نيز معبود تو هستم، معبود تو و همه مردم، و به همين جهت موقعى كه ابراهيم (علیه السلام) عليه ادعاى او چنين استدلال كرد كه «پروردگار من كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند»، او در جواب ابراهيم (علیه السلام)، براى خود همان وصفى را ادعا كرد كه ابراهيم (علیه السلام) آن را وصف پروردگار خود مى‏دانست، تا او را مجبور كند در برابرش خاضع شود و به عبادتش بپردازد.[12] گفت:
«قَالَ أَنَا أُحْيىِ وَ أُمِيت‏ » [13]
«گفت من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!»
نمرود برای اغفال مردم راه تزویر پیش میگیرد و براى اثبات اين مدعاى دروغين دست به حيله‏اى زد و دستور داد دو نفر زندانى را حاضر كردند و فرمان داد يكى را آزاد كنند و ديگرى را به قتل برسانند، سپس رو به ابراهيم و حاضران كرد و گفت ديديد چگونه حيات و مرگ به دست من است؟![14]
این سخن نمرود از نادانی و بیگانگی او از حقیقت، بر می­خواست چرا که او تنها به واژهای بدون معنا تکیه می­کرد و به گونه ای که نه مفهوم زنده ساختن را می­دانست نه میراندن را.[15]
در ادامه ابراهیم (علیه السلام) دربرابر مغالطه اين عنصر خودكامه دست به استدلالي روشن مي­زند تا هم نمرود را به زانو درآورد هم ساده لوحان اطراف او را سر عقل آورد، لذا می­گوید:
« قَالَ إِبْرَاهِمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتىِ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بهَِا مِنَ الْمَغْرِب‏ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ » [16]
«ابراهيم گفت: خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى) خورشيد را از مغرب بياور! (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد.»
نمرود كافر، متحير و سرگردان گشت و ديگر بيان و دليلى نداشت كه بگويد، اما ممكن بود متقابلا همين درخواست را از ابراهيم بنمايد كه تو بگو، خدايت خورشيد را از مغرب بياورد، پس چرا چنين درخواستى نكرد؟
دو جواب براى اين سؤال گفته‏اند:
1- نمرود وقتى آن همه آيات و نشانه‏هاى قدرت الهى در حركات ابراهيم ديد ترسيد كه اگر درخواستى كند فورى ابراهيم آن را نيز عملى كند و نمرود بيش از پيش رسوا شود.
2- خداوند آن چنان نمرود را در برابر عظمت ابراهيم خوار و سبك و كوچك كرد كه ديگر نتوانست سخنى بگويد و سؤالى نمايد.[17]
نمرود به قصد پیروزی بر حضرت ابراهیم (علیه السلام) وارد گفتگو شده بود ولي در مقابل شکوه و اقتدار پیامبر خدا ،خوار و ذلیل گشت. از آن پس همواره می ترسید ابراهیم (علیه السلام) حکومتش را ریشه کن سازد، بنابراین به صورت ظاهر با او کاری نداشت، ولی همیشه در کمین بود تا روزی انتقام خود ار از او بگیرد.[18] (كه البته هرگز موفق به چنين كاري نشد!)
سرانجام نمرود:
نقل است خداوند پشه­ای را بر نمرود مسلط ساخت، آن موجود ناتوان روی لب نمرود نشست و آن را گزید، سپس به سوراخ بینی او وارد شد و از آنجا به مغزش راه یافت و پس از چهل روز شکنجه و کیفر سرانجام وی را نابود ساخت.[19] کسی که خود را خدای جهان می­خواند نتوانست در برابر پشه­ای، قدرت نمایی کند.
امام صادق عليه السّلام فرمود:
«به راستى، سخت عذاب‏ترين مردم در روز رستاخيز، هفت نفرند: قابيل فرزند آدم (علیه السلام) كه برادرش را كشت، نمرود كه با حضرت ابراهيم (علیه السلام) در باره پروردگارش محاجّه نمود، دو نفر از بنى اسرائيل كه قوم خود را يهودى و مسيحى نمودند، فرعون كه گفت: (من پروردگار بلند مرتبه شمايم ) و دو نفر از اين امّت كه يكى از ديگرى بدتر است و در تابوتى شيشه‏اى در شكافى در زير درياهايى از آتش باشند.»[20]
- [1]خرمشاهی، بهاءالدین؛ دانش نامۀ قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید، 1377ش، اول، ج2 ،ص 2273
- [2] شبستری، عبدالحسین؛ اعلام قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1379ش، اول، ص 987
[3]
- شيخ صدوق، محمد بن على‏؛ الخصال، ترجمه يعقوب جعفرى ،قم ‏‏، نسيم كوثر، 1382 ش، اول، ‏‏ج1، ص370
[4]
- شيخ صدوق، محمد بن على؛ علل الشرائع، ترجمه محمد جواد ذهنى، قم، مؤمنين‏، 138 ش‏، اول‏، ج‏2، ص 897
- [5] بقره / 258، (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی می­باشد.)
- [6] مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ قصه های قرآن بر اساس تفسير نمونه، تدوین حسین حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380ش، اول، ص 108
-[7] جزائرى ،نعمت الله؛ ‏ النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين‏ ،ترجمه فاطمه مشايخ،‏ تهران‏، فرحان،1381 ش‏،اول، ص 187
- [8] جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء،1386ش ،اول ،ج12، ص 227
- [9] النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين، پیشین، ص 195-191
[10]
- همان، ص161
[11]
- بقره / 258
[12]
- طباطبايي،محمدحسين،تفسير الميزان،ترجمه محمد باقر موسوي همداني،قم ،انشارت اسلامي جامعه مدرسين،1374ش،پنجم،ج2،ص536
- [13] بقره/ 258
- [14] مكارم شيرازي، ناصر وهمكاران،تفسير نمونه،تهران ،دارالكتب الاسلاميه،1374ش،اول،ج2،ص288
-[15]طبرسي،فضل بن حسن؛ تفسيرمجمع البیان، ترجمه گروهي از مترجمان، تهران، فراهاني، 1360ش، اول، ج 3،ص 122
[16]
- بقره/ 258
[17]
- تفسير مجمع البيان، پيشين، ج3، ص122
- [18]جادالمولی ، محمد احمد و دیگران؛ قصه های قرآن، ترجمه مصطفی زمانی، قم، فاطمة الزهراء، 1375ش، چهارم، ص 84
- [19] حسینی دشتی، مصطفی؛ معارف و معاریف، قم، بینا، 1376، دوم، جلد 10، ص 226
[20]
- شيخ صدوق، محمد بن على؛ ‏ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ترجمه صادق حسن زاده‏، تهران ،ارمغان طوبى،1382 ش، اول، ص495
لازم به ذکر است که ماجرای بت شکستن شبیه آنچه برای ابراهیم در قرآن ذکر شده برای شخص دیگری در کتاب مقدس اتفاق افتاده یعنی جدعون اما نه مانند داستان ابراهیم.

نگاه کنید به کتاب داوران باب 6 آیات 25 تا 32
[sup]25[/sup]در همان شب خداوند به او فرمود: «گاو پدرت را که هفت ساله است بگير و به قربانگاه بعل، که متعلّق به پدرت است ببر. قربانگاه را ويران کن و الهه اشره را که در پهلوي آن است، بشکن.
[sup]26[/sup]به جاي آن براي خداوند خداي خود، بر سر اين قلعه قربانگاهِ مناسبي بساز. بعد گاو را گرفته، با چوبِ الهه اشره قرباني سوختني تقديم کن.»
[sup]27[/sup]جدعون ده نفر از خدمتکاران را با خود برد و طبق دستور خداوند رفتار کرد. چون از فاميل خود و مردم مي ترسيد، آن کار را در شب انجام داد.
[sup]28[/sup]صبح روز بعد، وقتي مردم شهر به آنجا آمدند، ديدند که قربانگاه ويران شده و الهه اشره شکسته و گاو ديگري بر قربانگاه تازه قرباني شده.
[sup]29[/sup]پس از يکديگر پرسيدند: «اين کار را چه کسي کرده است؟» بعد از جستجوي زياد فهميدند که کار جدعون پسر يوآش بوده است.
[sup]30[/sup]پس مردم شهر پيش يوآش رفتند و به او گفتند: «پسرت را بيرون بياور. سزاي او مرگ است، زيرا قربانگاه بعل را ويران کرده و الهه اشره را که در پهلوي آن بود، شکسته است.»
[sup]31[/sup]امّا يوآش به آنهايي که براي دستگيري پسرش آمده بودند، گفت: «شما مي خواهيد به بعل کمک کنيد و از او طرفداري نماييد؟ ولي اين را بدانيد هرکسي که بخواهد از او دفاع کند تا فردا صبح خواهد مرد. اگر او واقعاً خداست، بگذاريد خودش از خود دفاع کند چونکه قربانگاهش ويران شده است.»
[sup]32[/sup]از آن روز به بعد جدعون يروبعل ناميده شد. (يعني بگذار بعل از خود دفاع کند.)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲:۴۳, ۲۲/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۲:۵۳ توسط mahdy30na. علت ویرایش: ثبت نشدن فراز اخر مطلب )
شماره ارسال: #99
آواتار
گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور. رحمت های تو بزودی پیش روی ما آید زیرا که بسیار ذلیل شده‌ایم.
مزامیر (77:8)
کی اجدادش گناهکار هست؟ نسل اسمائیل یا نسل اسحاق؟این متن از نظر تاریخی ( برفرض صحتش ) قدیمیتر هست تا متن شما .و یا برات یک قسمت دیگه بگم که کی خطاکار هست؟
مزمور 78
1 ای قوم من شریعت مرا بشنوید! گوشهای خود را به سخنان دهانم فراگیرید! 2 دهان خود را به مثل باز خواهم کرد به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود تنطق خواهم نمود. 3 که آنها را شنیده و دانسته‌ایم و پدران مابرای ما بیان کرده‌اند. 4 از فرزندان ایشان آنها راپنهان نخواهیم کرد. تسبیحات خداوند را برای نسل آینده بیان می‌کنیم و قوت او و اعمال عجیبی را که او کرده است. 5 زیرا که شهادتی دریعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار دادو پدران ما را امر فرمود که آنها را به فرزندان خودتعلیم دهند؛ 6 تا نسل آینده آنها را بدانند وفرزندانی که می‌بایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیان نمایند؛ 7 و ایشان به خدا توکل نمایند و اعمال خدا رافراموش نکنند بلکه احکام او را نگاه دارند. 8 ومثل پدران خود نسلی گردن کش و فتنه انگیزنشوند، نسلی که دل خود را راست نساختند وروح ایشان بسوی خدا امین نبود.

9 بنی افرایم که مسلح و کمان کش بودند، درروز جنگ رو برتافتند. 10 عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک به شریعت او ابا نمودند، 11 واعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها رابدیشان ظاهر کرده بود، 12 و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود، در زمین مصر و در دیارصوعن. 13 دریا را منشق ساخته، ایشان را عبورداد و آبها را مثل توده برپا نمود. 14 و ایشان را درروز به ابر راهنمایی کرد و تمامی شب به نورآتش. 15 در صحرا صخره‌ها را بشکافت و ایشان را گویا از لجه های عظیم نوشانید. 16 پس سیلها رااز صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت. 17 و بار دیگر بر او گناه ورزیدند و برحضرت اعلی در صحرا فتنه انگیختند، 18 و دردلهای خود خدا را امتحان کردند، چونکه برای شهوات خود غذا خواستند. 19 و بر‌ضد خداتکلم کرده، گفتند: «آیا خدا می‌تواند در صحراسفره‌ای حاضر کند؟ 20 اینک صخره را زد و آبهاروان شد و وادیها جاری گشت. آیا می‌تواند نان رانیز بدهد. و گوشت را برای قوم خود حاضرسازد؟»

21 پس خدا این را شنیده، غضبناک شد و آتش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید. 22 زیرا به خدا ایمان نیاوردند و به نجات او اعتماد ننمودند. 23 پس ابرها را از بالاامر فرمود و درهای آسمان را گشود 24 و من را برایشان بارانید تا بخورند و غله آسمان را بدیشان بخشید. 25 مردمان، نان زورآوران را خوردند وآذوقه‌ای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند. 26 بادشرقی را در آسمان وزانید و به قوت خود، بادجنوبی را آورد، 27 و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا. 28 وآن را در میان اردوی ایشان فرود آورد، گرداگردمسکن های ایشان. 29 پس خوردند و نیکو سیرشدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد. 30 ایشان از شهوت خود دست نکشیدند. و غذاهنوز در دهان ایشان بود 31 که غضب خدا برایشان افروخته شده؛ تنومندان ایشان را بکشت وجوانان اسرائیل را هلاک ساخت.

32 با وجود این همه، باز گناه ورزیدند و به اعمال عجیب او ایمان نیاوردند. 33 بنابراین، روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سالهای ایشان را درترس. 34 هنگامی که ایشان را کشت اورا طلبیدند و بازگشت کرده، درباره خدا تفحص نمودند، 35 و به یاد آوردند که خدا صخره ایشان، و خدای تعالی ولی ایشان است. 36 اما به دهان خود او را تملق نمودند و به زبان خویش به اودروغ گفتند. 37 زیرا که دل ایشان با او راست نبودو به عهد وی موتمن نبودند. 38 اما او به حسب رحمانیتش گناه ایشان راعفو نموده، ایشان را هلاک نساخت بلکه بارهاغضب خود را برگردانیده، تمامی خشم خویش را برنینگیخت. 39 و به یاد آورد که ایشان بشرند، بادی که می‌رود و بر نمی گردد. 40 چند مرتبه درصحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند. 41 و برگشته، خدا را امتحان کردند وقدوس اسرائیل را اهانت نمودند، 42 و قوت او رابه‌خاطر نداشتند، روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود. 43 که چگونه آیات خود را در مصرظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن. 44 و نهرهای ایشان را به خون مبدل نمود ورودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید. 45 انواع پشه‌ها در میان ایشان فرستاد که ایشان را گزیدند وغوکهایی که ایشان را تباه نمودند؛ 46 و محصول ایشان را به کرم صد پا سپرد و عمل ایشان را به ملخ داد. 47 تاکستان ایشان را به تگرگ خراب کردو درختان جمیز ایشان را به تگرگهای درشت. 48 بهایم ایشان را به تگرگ سپرد و مواشی ایشان را به شعله های برق. 49 و آتش خشم خود را برایشان فرستاد، غضب و غیظ و ضیق را، به فرستادن فرشتگان شریر. 50 و راهی برای غضب خود مهیا ساخته، جان ایشان را از موت نگاه نداشت، بلکه جان ایشان را به وبا تسلیم نمود. 51 و همه نخست زادگان مصر را کشت، اوایل قوت ایشان را در خیمه های حام.

52 و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید وایشان را در صحرا مثل گله راهنمایی نمود. 53 وایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریادشمنان ایشان را پوشانید. 54 و ایشان را به حدودمقدس خود آورد، بدین کوهی که به‌دست راست خود تحصیل کرده بود. 55 و امت‌ها را از حضورایشان راند و میراث را برای ایشان به ریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمه های ایشان ساکن گردانید.

56 لیکن خدای تعالی را امتحان کرده، بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند. 57 وبرگشته، مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطا کننده منحرف شدند. 58
و به مقامهای بلند خود خشم او را به هیجان آوردند و به بتهای خویش غیرت او را جنبش دادند. 59 چون خدااین را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را به شدت مکروه داشت. 60 پس مسکن شیلو را ترک نمود، آن خیمه‌ای را که در میان آدمیان برپاساخته بود، 61 و (تابوت ) قوت خود را به اسیری داد و جمال خویش را به‌دست دشمن سپرد، 62 وقوم خود را به شمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید. 63 جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرود نکاح نشد. 64 کاهنان ایشان به دم شمشیر افتادند وبیوه های ایشان نوحه گری ننمودند.

65 آنگاه خداوند مثل کسی‌که خوابیده بودبیدار شد، مثل جباری که از شراب می‌خروشد، 66 و دشمنان خود را به عقب زد و ایشان را عارابدی گردانید. 67 و خیمه یوسف را رد نموده، سبط افرایم را برنگزید. 68 لیکن سبط یهودا رابرگزید و این کوه صهیون را که دوست می‌داشت. 69 و قدس خود را مثل کوههای بلند بنا کرد، مثل جهان که آن را تا ابدالاباد بنیاد نهاد. 70 و بنده خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت. 71 از عقب میشهای شیرده او را آورد تاقوم او یعقوب و میراث او اسرائیل را رعایت کند.

72 پس ایشان را به حسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشان را به مهارت دستهای خویش هدایت کرد.

بنی افرایم از نسل یوسف نبی هستن ( یعنی تو این نسل گردن کشی کردن ) سفر پیدایش اصحاح 48 رو ورق برن میبینی نسلش رو .
این قوم که در طول ایم مدت تا زمان سلیمان اینهمه فتنه کردن ایا اینها از نسل اسراییل نبودن؟اینها از نسل اسمائیل بودن؟
بازم بگم؟ خوبه خودتون سر بحث رو باز میکنی .

اینهم دانیال که مستقیم خودش میگه تو کتاب دانیل اصحاح 9 ایات 2 تا 14 ( البته مختارید که کامل بخونین.)
. 2 در سال اول سلطنت او، من دانیال، عدد سالهایی را که کلام خداوند درباره آنها به ارمیای نبی نازل شده بود از کتب فهمیدم که هفتادسال در خرابی اورشلیم تمام خواهد شد. 3 پس روی خود را بسوی خداوند خدا متوجه ساختم تا با دعا و تضرعات و روزه و پلاس و خاکسترمسالت نمایم؛ 4 و نزد یهوه خدای خود دعا کردم و اعتراف نموده، گفتم: «ای خداوند خدای عظیم و مهیب که عهد و رحمت را با محبان خویش وآنانی که فرایض تو را حفظ می‌نمایند نگاه می‌داری! 5 ما گناه و عصیان و شرارت ورزیده وتمرد نموده و از اوامر و احکام تو تجاوز کرده‌ایم. 6 و به بندگانت انبیایی که به اسم تو به پادشاهان وسروران و پدران ما و به تمامی قوم زمین سخن‌گفتند گوش نگرفته‌ایم. 7 ‌ای خداوند عدالت ازآن تو است و رسوایی از آن ما است. چنانکه امروز شده است از مردان یهودا و ساکنان اورشلیم و همه اسرائیلیان چه نزدیک و چه دوردر همه زمینهایی که ایشان را به‌سبب خیانتی که به تو ورزیده‌اند در آنها پراکنده ساخته‌ای. 8 ‌ای خداوند رسوایی از آن ما و پادشاهان و سروران وپدران ما است زیرا که به تو گناه ورزیده‌ایم. 9 خداوند خدای ما را رحمتها و مغفرتها است هرچند بدو گناه ورزیده‌ایم. 10 و کلام یهوه خدای خود را نشنیده‌ایم تا در شریعت او که به وسیله بندگانش انبیا پیش ما گذارد سلوک نماییم. 11 و تمامی اسرائیل از شریعت توتجاوز نموده و روگردان شده، به آواز تو گوش نگرفته‌اند بنابراین لعنت و سوگندی که در تورات موسی بنده خدا مکتوب است بر ما مستولی گردیده، چونکه به او گناه ورزیده‌ایم. 12 و اوکلام خود را که به ضد ما و به ضد داوران ما که برما داوری می‌نمودند گفته بود استوار نموده وبلای عظیمی بر ما وارد آورده است زیرا که زیر تمامی آسمان حادثه‌ای واقع نشده، مثل آنکه بر اورشلیم واقع شده است. 13 تمامی این بلا بر وفق آنچه در تورات موسی مکتوب است برما وارد شده است، معهذا نزد یهوه خدای خود مسالت ننمودیم تا از معصیت خودبازگشت نموده، راستی تو را بفهمیم. 14 بنابراین خداوند بر این بلا مراقب بوده، آن را بر ما واردآورد زیرا که یهوه خدای ما در همه کارهایی که می‌کند عادل است اما ما به آواز او گوش نگرفتیم.


اخوی خود این قسمت داره میگه همه اسرائیلیان به سبب خیانت . دقت کن خیانت . پس نسل اسحاق چه کارا که نکرده و بعد میاد میگه خدایا فلان و به همان ؟نسلی که از اسحاق مونده عجب نسل جالبی هستن همه کار میکنن ولی جون خدا بهشون مثلا گفته من هواتون رو دارم شدن قوم برگزیده و حال اینکه پیش از تولد اسحاق خدا وعده به اسمائیل داد ولی نظرش عوض شد.Big Grin واقعا اگه یکی این فراز ها روبخونه کاملا متوجه میشه که این کتاب چرا قومیت خاصی رو مد نظر گرفته . البته خدا قوم خاصی رو مد نظر نگرف بلکه قومی خاص خدا رو اینطور با میل خودشون برای خودشون معرفی میکنن .
لعنت کنعان یاتون هست؟ اینجا به یاد بیارین که چرا نوح کنعان رو لعنت کرد ، لعنت کرد تا بنی اسحاق بیان و هر کاری میخوان بکنن و به اسم لعنت تموم بکنن. و خیلی از مطالب دیگه که واقعا حیفه شهید بشه تو این قسمتها.
فقط پیشنهاد میکنم برادرانه به دوستان دیگه که حتما یکبار هم شده کتاب مقدس مخصوصا عهد قدیم رو بخونن تا پی به خیلی مسائل ببرن.Blush
[quote='داریوش' pid='354540' dateline='1447355050']
دوست گرامی مهدی



شما خودت را کاندید کردی که بحث ما منظم باشد و به بیراهه نرود! ولی انگار با هدف بیان کردن مطالب خودت کاندید شدید [تصویر: clip_image002.gif]
قبل از بحث با شما جند نفر بودند که سوالهای پراکنده میپرسیدند در راستای هدف شما. و حالا شما یک تنه میخواهید همان هدف را دنبال کنید. میدانم مشگل شما چیست ! این مشگل تازه ای نیست بلکه سابقه هزاران ساله دارد . (مشگل دشمنی با قوم خدا ) زیرا فقط قوم خداوند هستند که میتوانند وجود خداوند حقیقی را اثباط کنند و از این نظر تفکر اسلامی همیشه سعی بر نابود کردن نام خداوند زنده و کلام زنده او داشته و دارد. برای اثبات بت پرستی اجداد پیامبر شما همین بس که هرگز از نسل اسماعیل نبی یا پیامبری از جانب خداوند فرستاده نشده ! اگر سراغ دارید نام ببرید ؟ زیرا که اسماعیل فرزند وعده خداوند به ابراهیم نبود . برای همین بود که خداوند به ابراهیم گفت که هاجر و اسماعیل را از خانه اش بیرون کند. و دشمنی بین این دو هم آغاز شد. که همچنان ادامه دارد.
مدرکی که بت پرستی و دشمنی فرزندان اسماعیل را بیان میکند
داود نبی در مزبور 83 برای ما ثبت کرده که چگونه فرزندان اسماعیل بر ضد خداوند برخاسته اند و با قوم او جنگ میکنند تا نام خداوند را محو کنند ! این دشمنی مسلمانان یا همان فرزندان اسماعیل همچنان ادامه دارد !
[sup]1[/sup]اي خدا تو را خاموشي نباشد! اي خدا ساكت مباش و ميارام!
[sup]2[/sup]زيرا اينك دشمنانت شورش مي كنند و آناني را كه از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشته اند.
[sup]3[/sup]بر قوم تو مكايد مي انديشند و بر پناه آوردگان تو مشورت مي كنند.
[sup]4[/sup]و مي گويند: « بياييد ايشان را هلاك كنيم تا قومي نباشد و نام اسرائيل ديگر مذكور نشود.»
[sup]5[/sup]زيرا به يك دل با هم مشورت مي كنند و بر ضد تو عهد بسته اند.
[sup]6[/sup]خيمه هاي اَدُوم و اسماعيليان و موآب و هاجريان.
[sup]7[/sup]جَبال و عَمّون و عَماليق و فَلَسطين با ساكنان صور.
[sup]8[/sup]آشور نيز با ايشان متفق شدند و بازويي براي بني لوط گرديدند، سلاه.
[sup]9[/sup]بديشان عمل نما چنانكه به مديان كردي، چنانكه به سيسرا و يابين در وادي قيشون،
[sup]10[/sup]كه در عَينْدوُر هلاك شدند و سرگين براي زمين گرديدند.
[sup]11[/sup]سرورانِ ايشان را مثل غُراب و ذِئب گردان و جميع امراي ايشان را مثل ذَبَح و صَلْمُنّاع،
[sup]12[/sup]كه مي گفتند: « مساكن خدا را براي خويشتن تصرف نماييم.»
[sup]13[/sup]اي خداي من، ايشان را چون غبارِ گردباد بساز و مانند كاه پيش روي باد.
[sup]14[/sup]مثل آتشي كه جنگل را مي سوزاند و مثل شعله اي كه كوهها را مشتعل مي سازد.
[sup]15[/sup]همچنان ايشان را به تندباد خود بران و به طوفان خويش ايشان را آشفته گردان.
[sup]16[/sup]رويهاي ايشان را به ذلت پر كن تا نام تو را اي خداوند بطلبند.
[sup]17[/sup]خجل و پريشان بشوند تا ابدالآباد و شرمنده و هلاك گردند.
[sup]18[/sup]و بدانند تو كه اسمت يهوه مي باشد، به تنها بر تماميِ زمين متعال هستي.
پس من روی همین خط جلو خواهم رفت و پاسخ به سوالات جانبی شما را به بعد موکول میکنم.
اما اگر تحمل کنید و بحث را بطرف افکار خودتان نکشانی و همانطوری که گفتم پیش برویم در همین سوال و جوابها بدون رفتن به بیراهه شما هم به هدفت که معلوم شدن تحریف کتاب مقدس است خواهید رسید. این روش شما بیشتر روش آب را گل آلود کن تا ماهی بگیرم هست . که روشی بسیا قدیمی در نشان دادن حقانیت اسلام است.



.
ابتدا معلوم نکردید که نمرود به گفته قرآن از کدام فرزند نوح است ؟ این بسیار مهم است .
زیرا که در باور اسلامی که بر گرفته شده از کتب جانبی یهودیان است این اتفاق برای ابراهیم رخ داده . که این واقعه در بین ایمانداران به کتاب مقدس جایی ندارد و بیشتر افسانه یهودیان باستان است.
اما در بین مسلمانان این داستان بین ابراهیم با شخصی به نام نمرود بن کنعان رخ داده !
حال این کنعان کیست ؟ در حالی که نمرود فرزند کوش است و کنعان عموی نمرد ! البته اگر نخواهید بگویید چون نمرود به عموش علاقه داشته مردم بهش میگفتن نمرود ابن کنعان :-)
قسمت جالب این است که واقعه درست بر اساس کتاب میدراش ربی است نه گفته الله !
شما ظاهرا یکی به میخ میزنید یکی به نعل . هرجا که لازم باشد به کتب جانبی یهودیان اشاره میکنید و برای شما سند معتبر میشود چون کتاب قرآن بر اساس آنهاست که نوشته شده. و هر جا لازم باشد کتاب مقدس را نفی میکنید.
متن زیر از کتب اسلامی است با ذکر منابع آنها.
"نمرود" واژه­ای عبری به معنی "سخت و نیرومند" است .[1] نمرود یکی از پادشاهان جبار بابل است كه به شجاعت و قهرمانی معروف بوده و معاصر حضرت ابراهیم (علیه السلام) مي­زيسته و به نجوم اعتقاد زیادی داشته است.


منجّمین به او می­گویند در مملکتش پسری متولد می­شود که ملکش را از دست او خارج می­کند، پس دستور مي­دهد تا هر مولود پسری که به دنیا می­آید را بکشند.[2]
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود:
«چهار كس پادشاهى روى زمين را به دست آوردند كه دو نفرشان مؤمن و دو نفرشان كافر بودند: اما دو نفر مؤمن سليمان بن داود و ذو القرنين بودند و اما دو نفر كافر نمرود و بخت‏نصّر بودند ...» [3]
به نقل از حضرت علي (عليه السلام) اوّلين كسى كه بعد از حضرت نوح(علیه السلام) سكه‏هاى دينار و درهم را ساخت، نمرود بن كنعان بود.[4]
يادكرد قرآن از نمرود:
نام نمرود در قرآن نیامده است و تنها در یک آیه از او یاد شده است:
« أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِى حَاجَّ إِبْرَاهِمَ فىِ رَبِّهِ أَنْ ءاتاهُ اللَّهُ الْمُلْك...‏» [5]
«آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود)...»


بنا بر روايات و تفاسير و آنچه در تواریخ آمده نام این شخص «نمرود بن کنعان» بوده است،
[6]
وی اولین کسی بود که به محاجّه و ستیز لفظی در مورد ذات خداوند پرداخت.
[7]
«محاجّه» به معنای چیره شدن با حجّت بر خصم است؛ ولی برخی گویند مراد این آیه مجادله است زیرا کار نمرود مجادله به باطل بود که با هدف درهم کوبیدن حق صورت گرفت.[8]
مشهور است روزی نمرود و مردم شهر برای برپایی جشنی به خارج شهر رفتند وقتی بازگشتند دیدند تمام بتها شکسته شده، بعد از اینکه معلوم شد شکستن بتها کار ابراهیم(علیه السلام) است، او را به آتش افکندند تا انتقام این کار را از او بگیرند ولی خداوند، آتش را بر خلیل الله(علیه السلام) سرد نمود.[9]
از امام صادق (علیه السلام) روايت شده:
«اين ماجرا (محاجّه) بعد از انداختن ابراهيم در آتش واقع شده و محاجّه و مخاصمه نمرود با ابراهيم از روى طغيان و سركشى بوده و به اعتبار اينكه خداوند به او ملك و حكومت اعطاء كرده خود را ربّ مردم پنداشته و ملك در اينجا به معناى نعمتهاى دنيوى است كه خداوند آن را در دنيا بر مؤمن و كافر عرضه مى‏دارد، امّا ملك به معناى تمليك امر و نهى و تدبير امور مردم و وجوب اطاعت مردم، اعطاى آن از جانب خداوند فقط بر كسانى جايز است كه اهل صلاح و سداد و رشد و هدايت باشند كه مسلّما چنين كسانى جز پيامبر و اهل بيت طاهرين او نخواهند بود كه ايشان به همه احتياجات مردم از ابتدا تا انتها آگاهى و علم دارند.»[10]
نمرود خود مشرك بوده و ادعای خدایی می­کرد و خود را خالق می پنداشته است، از ابراهیم می­پرسد خدای تو کیست؟ ابراهیم (علیه السلام) پاسخ میدهد:
« إِذْ قَالَ إِبْرَاهِمُ رَبىّ‏َِ الَّذِى يُحْىِ وَ يُمِيتُ » [11]
«هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.»
نمرود هم مانند قومش براى خدا الوهيت قائل بود، چيزى كه هست قائل به خدايانى ديگر نيز بود، با اين حال خود را هم« اله» مى‏دانست، و بلكه خود را از بالاترين خدايان مى‏پنداشت از اينجا اين نتيجه به دست مى‏آيد كه محاجّه و بگومگويى كه بين نمرود و ابراهيم (علیه السلام) واقع شده اين بوده كه ابراهيم (علیه السلام) رب خود را تنها اللَّه مي­دانست. و نمرود در پاسخ گفته بود من نيز معبود تو هستم، معبود تو و همه مردم، و به همين جهت موقعى كه ابراهيم (علیه السلام) عليه ادعاى او چنين استدلال كرد كه «پروردگار من كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند»، او در جواب ابراهيم (علیه السلام)، براى خود همان وصفى را ادعا كرد كه ابراهيم (علیه السلام) آن را وصف پروردگار خود مى‏دانست، تا او را مجبور كند در برابرش خاضع شود و به عبادتش بپردازد.[12] گفت:
«قَالَ أَنَا أُحْيىِ وَ أُمِيت‏ » [13]
«گفت من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!»
نمرود برای اغفال مردم راه تزویر پیش میگیرد و براى اثبات اين مدعاى دروغين دست به حيله‏اى زد و دستور داد دو نفر زندانى را حاضر كردند و فرمان داد يكى را آزاد كنند و ديگرى را به قتل برسانند، سپس رو به ابراهيم و حاضران كرد و گفت ديديد چگونه حيات و مرگ به دست من است؟![14]
این سخن نمرود از نادانی و بیگانگی او از حقیقت، بر می­خواست چرا که او تنها به واژهای بدون معنا تکیه می­کرد و به گونه ای که نه مفهوم زنده ساختن را می­دانست نه میراندن را.[15]
در ادامه ابراهیم (علیه السلام) دربرابر مغالطه اين عنصر خودكامه دست به استدلالي روشن مي­زند تا هم نمرود را به زانو درآورد هم ساده لوحان اطراف او را سر عقل آورد، لذا می­گوید:
« قَالَ إِبْرَاهِمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتىِ بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بهَِا مِنَ الْمَغْرِب‏ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ » [16]
«ابراهيم گفت: خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى) خورشيد را از مغرب بياور! (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد.»
نمرود كافر، متحير و سرگردان گشت و ديگر بيان و دليلى نداشت كه بگويد، اما ممكن بود متقابلا همين درخواست را از ابراهيم بنمايد كه تو بگو، خدايت خورشيد را از مغرب بياورد، پس چرا چنين درخواستى نكرد؟
دو جواب براى اين سؤال گفته‏اند:
1- نمرود وقتى آن همه آيات و نشانه‏هاى قدرت الهى در حركات ابراهيم ديد ترسيد كه اگر درخواستى كند فورى ابراهيم آن را نيز عملى كند و نمرود بيش از پيش رسوا شود.
2- خداوند آن چنان نمرود را در برابر عظمت ابراهيم خوار و سبك و كوچك كرد كه ديگر نتوانست سخنى بگويد و سؤالى نمايد.[17]
نمرود به قصد پیروزی بر حضرت ابراهیم (علیه السلام) وارد گفتگو شده بود ولي در مقابل شکوه و اقتدار پیامبر خدا ،خوار و ذلیل گشت. از آن پس همواره می ترسید ابراهیم (علیه السلام) حکومتش را ریشه کن سازد، بنابراین به صورت ظاهر با او کاری نداشت، ولی همیشه در کمین بود تا روزی انتقام خود ار از او بگیرد.[18] (كه البته هرگز موفق به چنين كاري نشد!)
سرانجام نمرود:
نقل است خداوند پشه­ای را بر نمرود مسلط ساخت، آن موجود ناتوان روی لب نمرود نشست و آن را گزید، سپس به سوراخ بینی او وارد شد و از آنجا به مغزش راه یافت و پس از چهل روز شکنجه و کیفر سرانجام وی را نابود ساخت.[19] کسی که خود را خدای جهان می­خواند نتوانست در برابر پشه­ای، قدرت نمایی کند.
امام صادق عليه السّلام فرمود:
«به راستى، سخت عذاب‏ترين مردم در روز رستاخيز، هفت نفرند: قابيل فرزند آدم (علیه السلام) كه برادرش را كشت، نمرود كه با حضرت ابراهيم (علیه السلام) در باره پروردگارش محاجّه نمود، دو نفر از بنى اسرائيل كه قوم خود را يهودى و مسيحى نمودند، فرعون كه گفت: (من پروردگار بلند مرتبه شمايم ) و دو نفر از اين امّت كه يكى از ديگرى بدتر است و در تابوتى شيشه‏اى در شكافى در زير درياهايى از آتش باشند.»[20]
- [1]خرمشاهی، بهاءالدین؛ دانش نامۀ قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید، 1377ش، اول، ج2 ،ص 2273
- [2] شبستری، عبدالحسین؛ اعلام قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1379ش، اول، ص 987
[3]
- شيخ صدوق، محمد بن على‏؛ الخصال، ترجمه يعقوب جعفرى ،قم ‏‏، نسيم كوثر، 1382 ش، اول، ‏‏ج1، ص370
[4]
- شيخ صدوق، محمد بن على؛ علل الشرائع، ترجمه محمد جواد ذهنى، قم، مؤمنين‏، 138 ش‏، اول‏، ج‏2، ص 897
- [5] بقره / 258، (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی می­باشد.)
- [6] مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ قصه های قرآن بر اساس تفسير نمونه، تدوین حسین حسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1380ش، اول، ص 108
-[7] جزائرى ،نعمت الله؛ ‏ النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين‏ ،ترجمه فاطمه مشايخ،‏ تهران‏، فرحان،1381 ش‏،اول، ص 187
- [8] جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء،1386ش ،اول ،ج12، ص 227
- [9] النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين، پیشین، ص 195-191
[10]
- همان، ص161
[11]
- بقره / 258
[12]
- طباطبايي،محمدحسين،تفسير الميزان،ترجمه محمد باقر موسوي همداني،قم ،انشارت اسلامي جامعه مدرسين،1374ش،پنجم،ج2،ص536
- [13] بقره/ 258
- [14] مكارم شيرازي، ناصر وهمكاران،تفسير نمونه،تهران ،دارالكتب الاسلاميه،1374ش،اول،ج2،ص288
-[15]طبرسي،فضل بن حسن؛ تفسيرمجمع البیان، ترجمه گروهي از مترجمان، تهران، فراهاني، 1360ش، اول، ج 3،ص 122
[16]
- بقره/ 258
[17]
- تفسير مجمع البيان، پيشين، ج3، ص122
- [18]جادالمولی ، محمد احمد و دیگران؛ قصه های قرآن، ترجمه مصطفی زمانی، قم، فاطمة الزهراء، 1375ش، چهارم، ص 84
- [19] حسینی دشتی، مصطفی؛ معارف و معاریف، قم، بینا، 1376، دوم، جلد 10، ص 226
[20]
- شيخ صدوق، محمد بن على؛ ‏ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ترجمه صادق حسن زاده‏، تهران ،ارمغان طوبى،1382 ش، اول، ص495
لازم به ذکر است که ماجرای بت شکستن شبیه آنچه برای ابراهیم در قرآن ذکر شده برای شخص دیگری در کتاب مقدس اتفاق افتاده یعنی جدعون اما نه مانند داستان ابراهیم.
نگاه کنید به کتاب داوران باب 6 آیات 25 تا 32
[sup]25[/sup]در همان شب خداوند به او فرمود: «گاو پدرت را که هفت ساله است بگير و به قربانگاه بعل، که متعلّق به پدرت است ببر. قربانگاه را ويران کن و الهه اشره را که در پهلوي آن است، بشکن.

[sup]

26
[/sup]به جاي آن براي خداوند خداي خود، بر سر اين قلعه قربانگاهِ مناسبي بساز. بعد گاو را گرفته، با چوبِ الهه اشره قرباني سوختني تقديم کن.»
[sup]27[/sup]جدعون ده نفر از خدمتکاران را با خود برد و طبق دستور خداوند رفتار کرد. چون از فاميل خود و مردم مي ترسيد، آن کار را در شب انجام داد.
[sup]28[/sup]صبح روز بعد، وقتي مردم شهر به آنجا آمدند، ديدند که قربانگاه ويران شده و الهه اشره شکسته و گاو ديگري بر قربانگاه تازه قرباني شده.
[sup]29[/sup]پس از يکديگر پرسيدند: «اين کار را چه کسي کرده است؟» بعد از جستجوي زياد فهميدند که کار جدعون پسر يوآش بوده است.
[sup]30[/sup]پس مردم شهر پيش يوآش رفتند و به او گفتند: «پسرت را بيرون بياور. سزاي او مرگ است، زيرا قربانگاه بعل را ويران کرده و الهه اشره را که در پهلوي آن بود، شکسته است.»
[sup]31[/sup]امّا يوآش به آنهايي که براي دستگيري پسرش آمده بودند، گفت: «شما مي خواهيد به بعل کمک کنيد و از او طرفداري نماييد؟ ولي اين را بدانيد هرکسي که بخواهد از او دفاع کند تا فردا صبح خواهد مرد. اگر او واقعاً خداست، بگذاريد خودش از خود دفاع کند چونکه قربانگاهش ويران شده است.»
[sup]32[/sup]از آن روز به بعد جدعون يروبعل ناميده شد. (يعني بگذار بعل از خود دفاع کند.)
[/quote]
شما درباره نمرو میخوای بدونی درحالی که تو نسل دوم همین معرفی نامه انسال نوح نبی ( با به قول شما کتاب مقدسیها پادشاه ) یسذی گم شدن که چطور سکوت اختیار کردین؟
درباره نمرود بنده پاسخ دادم به شما که نسلش کی هست ؟ یا اینکه درباره انکار شما درباره عدم وقوع دیدار این دو با هم مستند کردم متن رو به کتب خودتون و گفتید کتبی هست که قابل قبول ما نیست ، یادتون که هست ؟
من اومدم و شما قبول کردی و هرجا هم موردی بود گفتم و قبول کردی پس بهانه اوردن الان چیزی بی اساس هستش .در کنار پاسخ به سوالات خودت مطالبی ر هم گفتم ، این بینظمی هست؟ وقتی مدعی هستی کتابت صحیح هست و تو اعتبارش خدشه وارد نیست چرا پس بهم ریختی و ناراحتی؟ شما اشکال مطرح کردی و پاسخ گرفتی ولی ما هم اشکال و تناقض دیدیم و مطرح کردیم ، بجای پاسخ به اینها میگی بینظمی؟ بینظمی یعنی اینکه بدون سلسله مراتب جلو اومدن .
کار شما تو این بحث ( البته تفکر خودت که میگی بعدا به اینکه ایا کتاب مقدس تحرف شده یا نه میرسم ) مثل این میمونه بگی من فلانیم پسر فلانی ارثم رو بدین ، بعدما بگیم که فلانی اصلا بچه بود و به سن زاد و ولد نرسیده بود. شما اول اعتبار حرفهاتو ثابت کن بعد.وگرنه همه کسایی که تو این عالم هستن و پیرو هر ایین و کیش و مکتبی هستن میگن ما حرفامون صحیح هست و هیچ تناقضی توش نیست. وحال اینکه شما تو کتاب مستندات خودت پر از تضاد و تناقض هست و حال اینکه تا الان بیان شد و پاسخ داده نشد به این اشکالات.

اخوی شما با یک جمله از مسیح کتاب تورات رو نفی کردی که ، پس چطور میشه از این کتاب کمک میگیری؟Huh
مشکل شما این هست که اعتقادات اسلامی رو توی اینترنت دنبال میکنی و دریغ از اینکه خود کتاب رو ورق بزنی و مطالعه کنی و حال اینکه تا الان همه رو این چنین بدون مدرک و بصورت کلی اونهم به شکل به اصطلاح اشکال بیان کردی .
شما خدا رو تنها برای یک قوم و یک قوم رو برای خدا میدونید . از اغاز تا انتهای این بحث بنده بارها براتون ثابت کردم مطالب رو درباره علل اینکه چرا قوم برگزیده و خدای قوم برگزیده فقط برای یک قوم خاص هست ، ایا خدا انحصاری هست؟ Huh
جناب شما که مسیحی هستی و یهودی نیسیتی چطور خودت رو داخل بر قوم خدا میدونی؟ سنگ یکی دیگه رو به سینه میزنی حیلی جالبه.
تو بحث هاجر و اسمائیل باز داری بیسوادی خودت رو نشون میدی ،.
سفر پیدایش اصحاح 16 ایات 1تا 6 و سارای، زوجه ابرام، برای وی فرزندی نیاورد. و او را کنیزی مصری، هاجر نام بود. 2 پس سارای به ابرام گفت: «اینک خداوند مرا از زاییدن باز داشت. پس به کنیز من درآی، شاید از او بنا شوم.» و ابرام سخن سارای را قبول نمود. 3 و چون ده سال از اقامت ابرام درزمین کنعان سپری شد، سارای زوجه ابرام، کنیزخود هاجر مصری را برداشته، او را به شوهرخود، ابرام، به زنی داد. 4 پس به هاجر درآمد و اوحامله شد. و چون دید که حامله است، خاتونش بنظر وی حقیر شد. 5 و سارای به ابرام گفت: «ظلم من بر تو باد! من کنیز خود را به آغوش تو دادم وچون آثار حمل در خود دید، در نظر او حقیرشدم. خداوند در میان من و تو داوری کند.» 6 اَبرام ‌در جواب‌ گفت‌: «بسیار خوب ‌او كنیز توست‌ و زیر نظر تو می‌باشد. هر كاری كه‌ می‌خواهی با او بكن‌.» پس ‌سارای‌، آن‌قدر هاجر را اذیّت ‌نمود تا او از آنجا فرار كرد.
علت دشمنی هاجر و سارا تو این کتاب چی معرفی شده و شما چی میگی ؟
[quote='داریوش' pid='354540' dateline='1447355050']
برای اثبات بت پرستی اجداد پیامبر شما همین بس که هرگز از نسل اسماعیل نبی یا پیامبری از جانب خداوند فرستاده نشده ! اگر سراغ دارید نام ببرید ؟ زیرا که اسماعیل فرزند وعده خداوند به ابراهیم نبود . برای همین بود که خداوند به ابراهیم گفت که هاجر و اسماعیل را از خانه اش بیرون کند. و دشمنی بین این دو هم آغاز شد. که همچنان ادامه دارد.
[/quote]
میگم مطالعه نداری همینه دیگه هرگز از نسل اسماعیل پیامبری نیومده؟ این هرگز رو تا چه زمانی محسوب میکنی؟ تا میلاد مسیح؟ پیش از او و تا زمان موسی کلیم الله؟ و یا پیشتر؟ هرگز نفی ابد میکنه و بازهم اگه نمونه ای باشه یکی دیگه از دروغها و جهل شما اشکار میشه.
نمونه بیارم بعد از گفته خودت پشیمون نشی ؟
یکم مطالعه کن بعد حرف بی اساس بزن .

تو بحث نرود هم از متون تفسیری خود یهود نقل کردم تا بدونی که چنین موضوعی بوده ولی محذوف شده.من اگه از متن خودم میاوردم باز میگفتی شاهدت دمت.Blush و حال اینکه از متون مورد اعتماد یهود اوردم که بدونی شاهدت چی میگه.
کتابی که نه سند دارد و نه تاریخ صحیح.
شما که ادعای تحقیق کردن داری ، اول مقایسه میکنی بعد میشینی برسی میکنی که منابعت درست هست یا نه؟
واقعا سواد خودت رو قشنگ داری به رخ همه میکشونی .
مزمور 82 رو بخون تا بدونی خدای کی زنده و خدای کی مرده هستش

1

خدا در جماعت خدا ایستاده است. درمیان خدایان داوری می‌کند: 2 «تا به کی به بی‌انصافی داوری خواهید کرد و شریران راطرفداری خواهید نمود؟ سلاه. 3 فقیران و یتیمان را دادرسی بکنید. مظلومان و مسکینان را انصاف دهید. 4 مظلومان و فقیران را برهانید و ایشان را ازدست شریران خلاصی دهید. 5 «نمی دانند و نمی فهمند و در تاریکی راه می‌روند و جمیع اساس زمین متزلزل می‌باشد. 6 من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی. 7 لیکن مثل آدمیان خواهید مرد وچون یکی از سروران خواهید افتاد!» 8 ‌ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیراکه تو تمامی امت‌ها را متصرف خواهی شد.

خدا در میان جماعت خدا؟ اخوی شرک به خدا تو این قسمت موح میزنه . داود نبی میگه که شما خدایین و فرزند حضرت اعلی؟ اخه تا به کی اینقدر توهم! خدا بیکار شده و منتظره که منتخبش بگه خدا نوبت توه بیا حالا تکلیف ما رو روشن کن.Dodgy

تو همین بخش مزامیر یه اصحاح برو جلو ببین چی میگه؟


1 ای یهوه صبایوت، چه دل پذیر است مسکنهای تو! 2 جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداوند. دلم وجسدم برای خدای حی صیحه می‌زند. 3 گنجشک نیز برای خود خانه‌ای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانه‌ای تا بچه های خود را در آن بگذارد، در مذبح های تو‌ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی. 4 خوشابحال آنانی که در خانه تو ساکنند که تو رادائم تسبیح می‌خوانند، سلاه. 5 خوشابحال مردمانی که قوت ایشان در تو است و طریق های تو در دلهای ایشان. 6 چون از وادی بکا عبورمی کنند، آن را چشمه می‌سازند و باران آن را به برکات می‌پوشاند. 7 از قوت تا قوت می‌خرامند وهر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضرمی شوند. 8 ‌ای یهوه خدای لشکرها! دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر! سلاه. 9 ‌ای خدایی که سپر ما هستی، ببین و به روی مسیح خود نظر انداز. 10 زیرا یک روز درصحنهای تو بهتر است از هزار. ایستادن بر آستانه خانه خدای خود را بیشتر می‌پسندم از ساکن شدن در خیمه های اشرار. 11 زیرا که یهوه خداآفتاب و سپر است. خداوند فیض و جلال خواهدداد. و هیچ‌چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که به راستی سالک باشند. 12 ‌ای یهوه صبایوت، خوشابحال کسی‌که بر تو توکل دارد.

متونی که خوندین تو دوبخش قسمتهای پیش و پس متنجناب داریوش بود که مدعی بودن نسل نبی خاتم همه کافر و بت پرست بودن. و حال اینکه قوم یهود به نظر ایشون هرگز بت پرست نشدن بعد از ایمان به یهوه ،درحالی که برگشت داشتن به کفر و بت پرستی و چند خدایی.
در انتها از معرفی نمرود چی رو خواستین بگین؟خواستی بگی نمرود پسرکنعان نیست؟ مگه ما گفتیم پسر کنعانه؟
این هم حدیث صریح درباره وافراد نمونش نمرود
مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمُؤَدِّبُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ بَعْضِهِمْ قَالَ: كَانَ خَمْسَةٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ سُرْيَانِيُّونَ آدَمُ وَ شَيْثٌ وَ إِدْرِيسُ وَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ ع وَ كَانَ لِسَانُ آدَمَ ع الْعَرَبِيَّةَ وَ هُوَ لِسَانُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا أَنْ عَصَى رَبَّهُ أَبْدَلَهُ بِالْجَنَّةِ وَ نَعِيمِهَا الْأَرْضَ وَ الْحَرْثَ وَ بِلِسَانِ الْعَرَبِيَّةِ السُّرْيَانِيَّةَ....
( بخاطر طولانی بودن خدیث اول و اخرش رو نقل مبکنم )
.... بُعِثَ لُوطٌ إِلَى أَرْبَعِ مَدَائِنَ سَدُومَ وَ عَامُورَ وَ صَنْعَا وَ دَارُومَا وَ ثَلَاثَةٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ مُلُوكٌ يُوسُفُ وَ دَاوُدُ وَ سُلَيْمَانُ ع وَ مَلَكَ الدُّنْيَا مُؤْمِنَانِ وَ كَافِرَانِ فَالْمُؤْمِنَانِ ذُو الْقَرْنَيْنِ وَ سُلَيْمَانُ ع وَ أَمَّا الْكَافِرَانِ فَنُمْرُودُ بْنُ كُوشِ بْنِ كَنْعَانَ وَ بُخْتَ‏نَصَّرَ «نقله المجلسيّ- رحمه اللّه- في البحار ج 5 ص 16.».

اخوی اینهمه به خودت زحمت دادی متن رو کپی کردی
این دو حذیث رو بزار کنار هم ببین پاسخ رو میگیری یا اینکه دوباره برات همه رو توضیح بدم.
- عن أبان بن عثمان عمن ذكره عنهم أنه كان من حديث إبراهيم ع أنه ولد في زمان نمرود بن كنعان، و كان قد ملك الأرض أربعة، مؤمنان و كافران، سليمان بن داود و ذو القرنين، و نمرود بن كنعان و بخت‏نصر، و أنه قيل لنمرود: إنه يولد العام غلام يكون هلاككم- و هلاك دينكم و هلاك أصنامكم على يديه، و أنه وضع القوابل على النساء، و أمر أن لا يولد هذه السنة ..... « البحار ج 5: 23. البرهان ج 1: 535. الصافي ج 1: 526.».
متوجه شدی چی شد؟
دو حدیثی که مکمل هم شدن تا اگه شما ایراد میگیری از قراین موجود پاسخ شما داده بشه.
تو یک زمان میشه دو حاکم همزمان حاکم باشن و هر دو یک اسم داشته باشن و هر دو ابراهیم رو در اتش بندازن و هر دو همزمان با ابراهیم محاجه کنن؟
داریوش گرامی اگه میل داشتی بریم سر سوال سوم ، اینطوری کمتر باعث خجالت میشی برای خودت.
خلاصه این قسمت
  • تو این نوشتار مدعی شدید و مدرک رو کردین که پدران پیامبر قران ، بت پرست و فرزندان اسماعیل دشمن قوم بنی اسحاق بودن .مدرگ رو کردین.
  • بنده هم از همونمنابع براتوناوردم که پدران اسرایل و یهود و ... همه گنهکار ،مجرم و خائن به یهوه بودن ، شاهدش دانیال و ...
  • مدعی بودین که هاجر و اسماییل دشمن اسحاق و اولادش بودن ولی خود متنکتاب مقدس میگه ساره ستیز رو شروع کرد . Smile بعدش هم اگه به عهدی که خدا با ابراهیم بست سر اسماییل رو یادتون رفت که یاد اور بشین بعد میگین هاجر و پسر ستیزگر هستن؟ وعده بر اسمائیل بسته شد و حال اینکه خدا دوباره یادش میره چی گفته و سفره پیدایش اصحاح 15 رو مطالعه کنید
  • مدعی شدین که هیچ عهدی بسته نشده چون پیامبری از بنی اسمائیل نبوده . این نبوده تا کی نبوده؟ تا زمان موسی ؟ عیسی؟ دانیال؟ تا چه زمانی؟ بازهم چندپهلو صحبت کردین. الان میگین اجداد پیامبر قران بت پرست بودن و بعد میگین هیچ نبیی از اسمائیل نبودهSmile
  • مزمور 83 رو اوردین و بنده مزمور 77 و 78 و از کتاب دانیال که بدونین قوم برگزیده چهها کرده خیانت تجاوز عدم توجه به احکام و عدم باور به خدا و همینطور نکات دیگه ....
    • شما رو همین خط اشکالات جلو بیا منم سوالم رو بعد از پاسخ به سوال شما مطرح میکنم ، اینطوری حداقل میدونیم چقدر سوال بیجواب داریم که روش برای بحث بعدی کار کنیم.
    • درباره نرود هم اینهمه زحمت کشیدین یک مقاله رو کپی پیس کردین و حال اینکه با چند تطبیق متن معین شد شمای که اینهمه دنبال این بودی مچ بگیری که ببین نمرود پسر کنعان نیست بلکه پسر کوش و کوش پسر کنعانه ، پاسخ گرفتی البته اگه دوباره نگی شاهدت ... . چون مستند خواستی برات متن اصلی اوردم که اگه خواستی روش تحقیقی کنی.
    • اینکه درباره محاجه نمرود منکر صحت کتاب یهودیا شدی و حال میگی که

    [quote='داریوش' pid='354540' dateline='1447355050']
    قسمت جالب این است که واقعه درست بر اساس کتاب میدراش ربی است نه گفته الله





    !

    [/quote]
    معلوم نشد کتاب میدارش ربی درست هست یا جعلی ؟ با اینحال اینهمه سردر گمی در دانستن منابع صحیح و یا غلط شما رو به اینجا میرسونه که یبار بگی غلط یبار بگی درست.
    [quote='داریوش' pid='354540' dateline='1447355050']
    [color=red]
    مهدی جان
    [align=RIGHT]میدانم بسیار مشتاق هستی که تحریف شدن کتاب مقدس را ابتدا اثبات کنی و این کار را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهی . ولی باور کن که اگر گفته های خودت را فقط از کتابی که تصور میکنید گفته مستقیم الله است. که بلافاصله کتابت شده اثبات کنی همانگونه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: افشین ، السا ، mirza47820 ، Woodi2020 ، میم.حسین.الف ، رکن الهدی
۴:۴۵, ۲۲/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۴:۵۷ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #100

دوست گرامی میدانم بسیار ناراحت هستی از اینکه کسی هم پیدا شد تا بگوید کپی و پیست کردن مطالب تایپ شده عیب نیست بخاطر صرفه جویی در وقت است . اما اینکه کتابی به نام کتاب الهی مطالب تاریخی و الهیاتی را بطور ناشیانه کپی و پیست کند در کتابی دیگر این مایه سرافکندگی است. هر چه که بین خدای کتاب مقدس و قوم او در گذشته بوده از نظر خداوند پنهان نیست و اوست که این قوم را برگزیده و خود میداند که چرا برگزیده و چگونه باید با آنها رفتار نماید شما خودتان را ناراحت نکنید . این درست مثل مسعله درون یک خانواده است که به همسایگان ارتباطی ندارد . اما جمع بندی دو سوال اول و دوم که به هم مربوط بودند از این قرار شد که با وجود آیات متعدد در کتاب مقدس مبنی بر اینکه خانواده نوح هشت نفر بیشتر نبودند که سوار بر کشتی شدند شما هر کجا که کم آوردی یا یک فرزند دیگر برای نوح بدنیا آوردی به نام کنعان و بعد غرقش کردی بعد هم یک بدل دیگر برای نمرود ساختی که با ابراهیم بجنگ بپردازد. یا اینکه یک فامیل تازه با نام کنعان هم پیدا کردی که با نمرود پدرو پسر باشند. من خدمتت شما گفتم که کتابهای جانبی مورد استناد نیستند چه کتب یهود چه حدیث و روایات شما زیرا این کتابها برای ماله کشی اشتباهات توسط روحانیون هر دو مذهب ساخته شده . حالا باز شما کم که آوردی یا به این مراجعه میکنی یا به آن . اشاره من به کتاب یهود به این خاطر بود که نویسندگان قرآن از آن کپی کردن و به نام خودشان ثبت کردن.
[b] درست نکاه کن فرزند چهارمی در کار نیست.

پیدایش باب 5
[sup]32[/sup]بعد از آنکه نوح پانصد ساله شد، صاحب سه پسر گرديد، به نامهاي سام ، حام و يافث .

اینجا را هم خوب نگاه کن نوح تنها یک همسر و سه پسر داشت.

پیدایش باب 7


[sup]6[/sup]وقتي توفان آمد، نوح ششصد ساله بود. [sup]7[/sup]او با زنش و پسرهايش و عروس هايش به داخل كشتي رفتند تا از توفان رهايي يابند.


(چند هزار سال بعد در عهد جدید هم این را میخوانیم یعنی حدود 600 سال قبل از ظهور تفکر اسلامی Wink

اول پطرس باب 3 آیه 20 [sup]20[/sup]اينها همان كساني بودند كه در آن وقت كه نوح به ساختن كشتي مشغول بود و خدا با صبر و حوصله انتظار مي کشيد، اطاعت نكردند. عدّه اي كم، يعني هشت نفر از آب گذشته، جان سالم بدر بردند.

اینها را برای یاد آوری نوشتم


برویم سراغ سوال سوم یا کپی ناشیانه ای که نویسندگان قرآن انجام دادند و آن اینکه ماجرای ازدواج یعقوب فرزند اسحاق راعینا برای موسی نوشتند. در حالی که بین موسی و یعقوب 500 تا 600 سال فاصله وجود دارد.

سوال در ابتدای بحث موجود است.

سوال کوتاه است امیدارم پاسخش هم مفید و مختصر باشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که موسی دوبار ازدواج کرده اول با یک خانواده که 2 دختر داشت و بعد با یک خانواده که 7 دختر داشت و ماجرای ازدواجشان هم مثل هم است یکی در کتاب مقدس آمده و دیگری در قرآن ؟ !!.و یعقوب هم از موسی یاد گرفته بود زیرا یعقوب بعد از موسی زندگی میکرده و کتاب مقدس تحریف شده که نوشته قبل از موسی زندگی کرده.

ازنظر شما هم که اسامی افراد مهم نیستند که در قرآن نیست مانند زن موسی ؟ این قسمت را نویسندگان قرآن باز گذاشتن تا افرادی مثل شما هر نامی دلشان خواست اضافه یا کم کنند. یا اینکه اسامی معمولا در رویات میاید یا در حدیث !!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا