|
چرابایدبگوییم امام خامنه ای؟!
|
|
۲۱:۲۷, ۳/دی/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
[b]
اگر بگوییم"رهبر", [/u][b] می توانند به جایش بگویند"شورای رهبری"! [b] اگر بگوییم "مقام معظم رهبری", [b] می توانندبه جایش بگویند"شورای معظم رهبری"! [b] ولی اگر بگوییم"امام خامنه ای" [b] هیچ لفظ شورایی نمی توانندبه جایش بیاورند [b] چون امام,امام است. [b] حالافهمیدی چرابایدبگوییم امام خامنه ای؟! [b] حالافهمیدی چراحضرت علامه جوادی آملی [b] [b] می فرمایند:"هر لفظی غیر از [/u][b] [b] "امام خامنه ای" جفابه ایشان است؟!!" [/u]
|
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۸:۰۶, ۶/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۴ ۸:۵۸ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
لطفا بحثهای بی ارتباط با موضوع نکنین. چندین موضوع رو مطرح نکنین وگرنه تاپیک بسته میشه.
در مورد اعجازهای عددی و علمی قرآن بارها گفتیم اعجاز قرآن در محتواش هست نه در بازی ریاضی که مرتب بخوان بشینن عددها رو کم و زیاد کنن. قرآن نیازی به اعجاز عددی و علمی نداره هر چند قرآن چنین اعجازهایی داره ولی اینطور نیست که حالا بخوان هر مسئله علمی روز رو به قرآن بچسبونن و فردا علم ردش بکنه بگن پس قرآن معجزه نیست. قرآن برای اثبات معجزه بودن خودش، خودش کافیه که کافر و مسیحی و ... با یه کم خوندنش مسلمون می شدن و کفار دست می گذاشتن توی گوششون. یه کم بی غرض فکر کنیم به عربستان اون زمان و مرگ اخلاق و تمدن و مقایسه بکنیم ادب و اخلاق و مباحث فوق العاده عقلی و چند لایه بودن قرآن و ... به راحتی قلب ما می فهمه معجزه بوده. خیلی خودمون رو درگیر این مسائل ریز نکنیم و نمی دونم اعداد اینطوری شدن و پیش بینی 11 سپتامبر شده تو قرآن و .... دوست و دشمن اعتراف کردن بهترین دستورات اخلاقی دنیا توی قرآن جمع شده اونم زمان اعراب جاهلی با اون بی اخلاقی محض. خوب کی اینهمه اخلاق نیکو یاد پیامبر داده... العاقل بالاشاره... |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
دوستان خوندن اين مطلب خالي از لطف نيست
کشور برای همه است؛ حتی مخالفین رهبری و نظاماحسان رستگار، ۲۱ دی ۹۴ تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۳۸ پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، برخی بر این باور بودند که مسئولان نظام، چندان اصراری به مشارکت حداکثری مردم ندارند. آن ها این طور استدلال می کردند که از آن جا که اتفاقات بعد از انتخابات ۸۸، پیرو یک مشارکت ۸۵ درصدی رخ داده بود، پس صرف مشارکت بالا چندان امتیازی هم محسوب نمی شود و بلکه می تواند خسارت بار نیز باشد! به این ترتیب تحلیل می کردند که نظام به دنبال برگزاری یک انتخابات آرام و کم حاشیه است ولو اگر به موجب برخی رد صلاحیت ها، باعث شود که طیفی از مردم کم تر ترغیب به رای دادن شوند.
اما تمامی این تحلیل ها آن جا نقش بر آب شدند که رهبری در سخنرانی ۲۲ خرداد ۹۲ یعنی دو روز پیش از انتخابات، در دیدار با اقشار مختلف مردم، فرمودند: «من توصیهی اوّل و اهمّم حضور در پای صندوقهای رأی است؛ این از همه چیز مهمتر است برای کشور. ممکن است بعضیها - حالا به هر دلیلی - نخواهند از نظام جمهوری اسلامی حمایت بکنند امّا از کشورشان که میخواهند حمایت کنند، آنها هم باید بیایند پای صندوق رأی. همه باید بیایند پای صندوقهای رأی، حضور خودشان را اثبات کنند.» یعنی از منظر رهبر انقلاب حضور مردم ولو حضور کمی و نه حضور کیفی، بسیار حیاتی ارزیابی می شود؛ به این معنا که در این نگاه، حضوری حتی بدون اعتقاد و باور به جمهوری اسلامی ایران و صرفا با عشق به کشور، مهم و مفید به نظر می رسد. این جا بسیاری از شاخک های تحلیل گران حساس شد و متوجه شدند که رهبری، اتفاقا به دنبال مشارکت حداکثری مردم هستند حتی با خاطرات آزاردهنده ی فتنه ی ۸۸. چرا که در واقع امر، فتنه ی 88 به میزان مشارکت مردم مرتبط نمی شد. دو روز بعد آن تاریخ، رهبری در مصاحبه با خبرنگاران صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات، فرمودند: «من به این حضرات محترمی که مسئولان صندوقها و مسئولان بازشماری و قرائت آراء و اینها هستند، یک توصیه به این عزیزان دارم و آن این است که بدانند رأی مردم امانتی است دست آنها و حقّالنّاس است؛ یعنی حفظ امانت در این مسئله، حقّالنّاس است. همانطور که میدانید حقّالنّاس را انسان بیشتر بایستی رعایت کند و خروج از عهدهی حقّالنّاس سختتر است از خروج از عهدهی حقّالله. لذا است که خیلی باید در این زمینه توجّه کنند.» تاکید رهبری بر مفهوم حق الناس بودن رای مردم در امتداد همان مواضع سال 88 ایشان بود که آن گونه محکم پای رای مردم ایستاد و حاضر به عقب نشینی از نتیجه ی انتخابات نشد، و می تواند اینگونه تاویل شود که اولا همواره رای مردم از منظر رهبری حق الناس بوده است (صرف نظر از اینکه مردم به چه کسی رأی داده باشند) و ثانیا این بار با توجه به القای حساسیت های مضاعف بر روی سلامت انتخابات، ایشان در راستای ایجاد آرامش در اذهان ملتهب، بستری که به واسطه ی شک و شبهه ی پس از انتخابات ۸۸، ایجاد شده را واکسینه و برطرف کنند. برخی گمان می کردند که این جملات رهبری، از آن جهت بیان شده که انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، مهم ترین و فراگیرترین انتخابات پس از انتخابات ۸۸ بوده است، اما تکرار دوباره ی آن توسط رهبری پیش از انتخابات مجلس دهم، ثابت کرد که این جملات صرفا جهت تهییج و اقناع در سال ۹۲ بیان نشده، بلکه بخشی از اندیشه ی رهبر انقلاب و بیانگر جنس نگاه ایشان به کم و کیف کنش گری مردم در عرصه ی سیاسی کشور است؛ حتی مردمی که نه تنها ممکن است منتقد باشند، بلکه حتی آنان که شخص رهبری و یا بالاتر از آن، نظام جمهوری اسلامی ایران را باور ندارند، به خاطر کشور هم که شده، مشارکت خود را از انتخابات دریغ نکنند. حتی تحلیل گرانی که منظر طرح موضوع مشارکت مخالفان نظام در انتخابات و بیان آن توسط رهبر انقلاب در سال ۹۲ را صرفا متناسب با انتخابات ۹۲ و فقط جهت گذار از مقطع حساس پس از فتنه ی ۸۸ یعنی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ارزیابی می کردند، دیگر نمی توانند جنس این موضع گیری را، مناسبتی ارزیابی کنند و تاکید صریح تر رهبری بر این موضوع، نشان دهنده ی زاویه ای از اندیشه ی ایشان و نوع نگاهشان به کنش گری و حق مشارکت مخالفان و منتقدان جدی نظام است. ایشان در دیدار دو روز پیش با مردم قم به مناسبت قیام ۱۹ دی می فرمایند: «حضور مردم یکی از آن عناصری است که دشمن را ناکام میکند. اینکه ما تکیه میکنیم، تأکید میکنیم، اصرار میورزیم بر اینکه مردم همه شرکت کنند در انتخابات و من بارها این را قبلاً گفتهام که حتّی آن کسانی که نظام را قبول ندارند، برای حفظ کشور، برای اعتبار کشور بیایند در انتخابات شرکت کنند. ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد، عیبی ندارد امّا انتخابات مال رهبری نیست، مال ایران اسلامی است، مال نظام جمهوری اسلامی است. همه باید بیایند در انتخابات شرکت کنند؛ این موجب میشود که نظام جمهوری اسلامی تقویت بشود، پایداری آن و ماندگاری آن تأمین بشود، کشور در حصار امنیّت کامل باقی بماند -که خب بحمدالله امروز هست- این موجب میشود که ملّت ایران در چشم ملّتهای دیگر آبرو پیدا کند و اعتبارش بالا برود؛ در چشم دشمنانش ابّهت پیدا کند ملّت ایران؛ انتخابات این است. بنابراین اصل انتخابات حضور مردم در پای صندوقهای رأی و رأی دادن آنها است. همه باید شرکت کنند؛ شرکت در انتخابات آبروی نظام جمهوری اسلامی است، آبروی اسلام است، آبروی ملّت ایران است، آبروی کشور است.» آن چه مکمل موضع رهبری در این دیدار بود، پرداخت مجدد به بحث فتنه ی ۸۸ بود. شاید اگر بحث انقلاب های رنگی در ادامه ی همان مباحث مشارکت همه ی اقشار و افکار در انتخابات مطرح نمی شد، موضع گیری رهبری امکان مصادره به مطلوب و سوء استفاده توسط برخی فرصت طلبان را پیدا می کرد، اما وقتی ایشان برای اولین بار، تطابق آن چه در فتنه ی ۸۸ رخ داد را با انقلاب های رنگی مطرح می کنند، یعنی نه عقب نشینی ای رخ داده و نه بناست فتنه ی ۸۸ فراموش شود، بلکه خط قرمز براندازی هم چنان به قوت خود باقی است، اما انتقاد و بلکه مخالفت با نظام از منظر رهبری، الزاما به معنای برانداز بودن تلقی نمی شود. ایشان می فرمایند: «البتّه دوستان ما آن اوقاتی که این قضایا اتّفاق افتاد، به بنده مرتّب توصیه کردند که اسم انقلاب رنگی را نیاورم؛ من هم چون معتقد به مشورتم -بالاخره مشاورین نظر دارند و اهل فکرند- اسم انقلاب رنگی نیاوردم امّا خب انقلاب رنگی بود؛ درواقع کودتای رنگی، یک کودتای رنگی ناموفّق. خب این خیلی مهم است؛ این اتّفاقی که در کشورهای دیگر -در چهار پنج کشور- آمریکاییها با پول، با امکانات انجام دادند و موفّق شدند؛ در جمهوری اسلامی موفّق نشد؛ بااینکه پشتیبانی کردند.» آن ها که ۸۸ شعار زنده باد مخالف من را سر دادند و با ادامه دادن اردوکشی های خیابانی شان پس از روشن شدن موضع نظام و رهبری مبنی بر عدم پیگری اعتراضات در قالب اغتشاشات و تظاهرات خیابانی، کماکان مخالفتشان را با خشونت ادامه دادند، بد نیست که مرام و مسلک واقعی و عینی زنده باد مخالف من را از منظر رهبری دریابند؛ نگاهی که ذیل آن، کسی که با شخص ولی فقیه و یا حتی خود نظام جمهوری اسلامی ایران مخالف است، باز هم یک شهروند با تمام حقوق شهروندی محسوب می شود و رهبر انقلاب، هیچ ابایی از فراخواندن آنان با علم به مخالفتشان با نظام، به پای صندوق های رای ندارند. در منظر زنده باد مخالف من رهبری، کلان ترین کل واحد، کشور است که برای حفظ امنیت آن، همه، از ولایتی ترین شخص تا یک شهروند مخالف نظام، باید مشارکت کند. جذب حداکثری با روایت رهبر انقلاب، چنین جذبی است؛ در این حد حداکثری که شاید از تصور برخی از ما هم خارج باشد. |
|||
|
|
۲۲:۲۲, ۲۱/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۴ ۲۲:۳۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
نقل قول:فکر می کنم نویسنده این متن، کلمه امام را با آن معنایی که در "اصل امامت" ذکر می کنیم اشتباه گرفته باشند. کلمه "امام" در اینجا معادل عربی کلمات "رهبر" و "پیشوا" است و در گذشته نیز این لفظ به علمای بزرگ جهان اسلام اطلاق می شده، مانند امام محمد غزالی. نقل قول:در ابتدا بايد گفت: انتخاب القاب براي شخصيتها در راستاي جايگاه و مقام آنان ميباشد. واژه امام- كه به معناي پيشوا، رهبر و راهبر- ميباشد يكي از اين واژههااست كه استفاده ازآن جايگاه يك شخص را نشان مي دهد. اين لقب و واژه گرچه معناي عام دارد كه به امام جماعت و يا امام جمعه نيز اطلاق ميشود، ولي گاهي به معناي خاص اطلاق ميگردد؛ بدين معنا كه اگر كسي را زياد احترام كنند، از اين واژه بهره مي گيرند. |
|||
|
۰:۴۲, ۲۲/دی/۹۴
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۴ ۲۲:۲۲)chiaueam نوشته است: فکر می کنم نویسنده این متن، کلمه امام را با آن معنایی که در "اصل امامت" ذکر می کنیم اشتباه گرفته باشند. امام کلمه اسلامی و قرآنیه نه عربی هیچ ربطی به عربی نداره که بخوایم معادل سازی کنیم تاکید میکنم این امام همون امامی هست که به صاحبان ولایت گفته میشه ولایت فقیه ولایت رسول الله است این یه مقام سیاسی صرف یا مقام مذهبی نیست فراتر از این حرفاس |
|||
|
|
۱۴:۲۹, ۲۲/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۴ ۱۵:۰۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
سلام
معنای این که میگویند "ولایت فقیه ولایت رسوال الله" است را می توانید در این لینک ببینید: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3370 لفظ امام در قرآن و احادیث به معانی مختلفی به کار رفته. در این عبارت، امام به معنای پیشواست. به نقل از سایت زیر: http://www.pasokhgoo.ir/node/86635 نقل قول:در عرف اسلامي به كسي كه در نماز جماعت جلودار است و ديگران از او در نماز خواندن پيروي مي كنند، امام جماعت مي گويند. نيز به پيشوا و عالِم مذهبي، امام گفته مي شود، مانند امام فخر رازي، امام ابوحامد محمد غزالي، امام بخاري و... . |
|||
|
۱۰:۲۵, ۲۳/دی/۹۴
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
تشکرها نشون میده که این شبهه در بین اکثر کاربران سایت وجود داره. پس از جناب عبدالرحمن می خوام که نظرشون رو در مورد آنچه در سایتهایی مثل سایت پاسخگو و ... در مورد معنای کلمه امام ذکر شده بفرمایند. مسئله وقتی مطرح بشه می تونه حل بشه.
جناب عبدالرحمن، آیا شبهه ای که داشتید برطرف شد؟ |
|||
|
۲۰:۵۷, ۲۳/دی/۹۴
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
|
ضمن عرض سلام و وقت بخیر
من خطاب به دوستانی که با گفتن امام مشکل دارن عرض میکنم ، ابتدا مراجعه کنید به اَمام ، ببنید حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله) رو بعنوان ولی فقیه پذیرفته اید ؟؟؟ آیا ایشان رو اَمام میدانید ؟؟؟ اگر پاسخ هر دو سوال بله شد ایشون برای شما حکم امام رو پیدا میکنند و باید ایشان رو امام خامنه ای (حفظه الله) بدانید اگر پاسخ سوالات خیر است تحقیق کنید ... گرچه راه ساده تری وجود دارد و اصلا جای هیچ بحث و دو دلی برای شما نمیذاره ، شما به سایت مرجع تقلید خود مراجعه کنید و طرح سوال کنید ، پاسخ مرجع تقلید شما پاسخ نهایی ست ... هر چه فرمودند بدون شک بپذیرید ... به امید ظهور منجی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۲۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
سلام سامان عزیز
گفتن امام مشکلی نداره، به شرطی که فرد معناش رو درست فهمیده باشه و در معنای درست به کارش ببره. "امام" (در این عبارت) همون طور که در سایت پاسخگو (و خیلی منابع دیگه) گفته شده، معادل عربی کلمه "رهبر" یا "پیشوا" است. |
|||
|
۱۲:۱۷, ۲۴/دی/۹۴
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
کلمه ی امام فقط ترجمه ی عربی کلمه ی ((رهبر)) نیست .
انسان نا گزیر است در جامعه زندگی کند و جامعه نیازمند حاکم است . نام حاکم در جوامع مختلف متفاوت است مثلا : حاکم میتواند : نخست وزیر ، رئس جمهور ، رییس کنگره ، پادشاه ، خلیفه ، دادگاه عالی ، رهبر و ... باشد اگر یک مسلمان فهمید که یکی از این حکومت ها ادامه ی حکومت رسول خدا است تفاوت های ایجاد میکند . این تفاوت ایجاد شده همان تفاوت ((امام)) و ((پیشوا )) است . |
|||
|
|
۱۳:۳۴, ۲۴/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۴ ۱۳:۳۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
بله آقا عمار
در سایت پرسمان، امام (در این عبارت خاص) به عنوان پیشوای مذهبی-سیاسی معنا شده که تعریف شما را نیز در بر میگیره. در واقع در این تعریف، امام همان ولی فقیه است. بنابراین نباید این معنا را با آن معنای خاص مربوط به اصل امامت اشتباه گرفت: نقل قول:امام بدين معنا بعد از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دوازده تن منحصر است. اطلاق كلمه امام به رهبر كبير انقلاب آيت اللَّه خميني بدين معنا نيست كه ايراد گرفته شود مگر ما از دوازده امام بيشتر داريم كه به آيت اللَّه خميني امام گفته مي شود. اين ايراد در واقع خلط بين اين چند معنا است. این معنا که درست تعریف بشه، نه اشکالی وارد میشه و نه کسی در این مورد به خطا می افته. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










