کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا بهائیان کافرند؟ چرا نه
۲۳:۵۳, ۱۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان یه سوال دارم ،آیا بهائیان کافرند؟
  • اگر بلی چرا ؟
  • اگر خیر چرا ؟
پیش از پاسخ لطفا این متن رو بخونین ...

کافر در لغت به معني بي دين، بي خدا و ضد مومن است. به بيان فقها كافر يعني كسي كه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اينكه پيغمبري حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي گويند كه ضروري دين يعني، چيزي را مثل نماز و روزه كه همه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند منكر شود.
رساله توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام- جاويدان و فراهاني- علميه- مسئله 107- صفحه 30

اما بهائيان به خداوند يکتا (بدون شريک) ايمان دارند و خدايي جز او را نمي پرستند و اين موضوع در اکثر آثار بهايي ذکر شده است. به عنوان مثال، در نماز وسطي و يکي از نماز هاي سه گانه ديانت بهايي آيه زير را مي خوانيم: « اشهد بوحدانيتک و فردانيتک و بأنک انت الله لا اله الا انت» يعني شهادت مي دهم به وحدانيت و فردانيت تو و به اين که تو خدايي هستي که خدايي جز تو نيست.
  • پیش از این که خطوط بعد رو نقل قول کنم پیشنهاد میکنم این متون رو با تامل بخونین :
لا اله الا انا المسجون الفرید _ آثار قلم اعلى - جلد اول (كتاب مبين)‏
خدایی جز من زندانی تنها نیست
این اصلا شریک خدا بودن نیستا Wink
عبدالبهاء در ص 254 و 255 مکاتیب جلد2 آورده

" اظهار الوهیت و ربوبیت بسیاری نمودند... و جمال مبارک (بهاء الله) در قصیده عزّورقائیه می فرماید

کلّ الالوه من رشح امری تالّهت ******** و کلّ الربوب من طفح حکمی تربّت
یعنی همه معبودها از تراوش امر من معبود شده اند و همه پروزرگار ها از سر ریز حکم من پروردگار شده اند.

اینم خود جناب حسین علی نوری گفته ها

پس شریک خدا شد و حتی همه خدایان هم از ایشون حکم گرفتن
ایا منکر نبوت هم شد؟
تو ص 54 کتاب اقتدارات ببین چی گفته :" قد بعثنی الله و ارسلنی الیکم بایات بینات و اصدق ما بین ایدیکم من کتب الله و صحائفه و ما نزل فی البیان"
یعنی خود را مبعوث از جانب خداوند متعالی و مصدق آیین باب می داند.
  • خوب پس تا اینجا دونمونه از مطالب رو رویت کردید ! مطالب بازم هست ولی بسته
در ادامه چی هست ؟

اما در مورد بي دين بودن، بايد گفت که ديانت بهايي يک دين کاملاً مستقل است که از طرف خداي يگانه براي بشر فرستاده شده است. بهائيان تمام پيامبران قبل را (حضرت آدم و ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و محمد و ساير پيامبران) را قبول دارند و آنها را چون پيامبرخودشان، حضرت بهاء الله، دوست دارند. اگر يك بهائي پيامبران ديگر را قبول نداشته باشد و پيروان آنها را دوست نداشته باشد، بهائي حقيقي نيست. بهائيان پيامبران الهي را مانند حلقه هاي زنجيري مي دانند که سر آغازشان پروردگار يکتا است ودر نتيجه انکار حتي يکي از رسولان الهي به معني پاره شدن اين زنجير و جدا شدن از ريسمان محکم الهي است. اقرار به حقانيت پيامبران قبل و شرح کتب و آثارشان، معاني باطني از استعارات و تشبيهات موجوده در کتب آسماني مختلف در بسياري از آثار ديانت بهايي از جمله کتاب مستطاب ايقان آمده است.

  • این حرف که دیانتی مستقل هست ، پیشنهاد میکنم مراجعه کنید به بحث خاتمیت که بحثش مفصل شده *بهائیت و خاتمیت*( تا اینحا خسته نشین)
اساسا طبق نص صریح موسس بهائیت پیامبر اکرم اخرین رسول و پیامبر بود ولی چی شد یهو پیامبر جدید اومدHuh
همه رو اونجا توضیح داده شده و نیازی به تکرار نیست فقط بگم خوب این شخص موسس قبل از این ادعا گفته که : میرزا حسینعلی در صفحه ۲۹۳ اشراقات می نویسد:

« اَلصَلوةُ و السَّلامُ عَلی سَیِّدِ العالَم و مُرَبّیِ الاُمَمِ الذی بِه انتَهَتِ الرِسالَةُ وَالنُّبوَه و عَلی آلِه وَ اَصحابِه دائِماً اَبَداً سَرمَداً»
سلام و درود بر آقای اهل عالم و پرورش دهنده ی امت ها کسی که به او نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد.
خوب پس بحث خاتمیت هم اینجا تکلیفش تغیریبا معلوم شد . پس دیگه ایشون پیامبر نیست .

در مورد قبول داشتن پيغمبري حضرت محمد بايد گفت ما بهائيان نه تنها حضرت محمد را قبول داشته بلكه اورا بعنوان خاتم (به معناي نگين) پيامبران مي شناسيم. حضرت بهاالله در حمد و ثناي حضرت محمّد و خاتميّت ايشان و سلام بر امامان مذهب شيعه چنين فرموده اند: «جوده العظيم الصّلوة و السّلام علي سيّد العالم و مربّي الامم الّذي به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علي آله و اصحابه دائماً ابداً سرمدا[ اشراقات – صفحه ۲۹۳]
بحث خاتم رو فقط یک نکته میگم و بعد شما بازم مراجعه کنین به همون خاتمیت
چه خاتم ( به معنای انگشتر هم بگیری و چه معنای اخر ) بازم شما به این میرسی که رسالت و نبوت تمام شد چرا که :
شما که میگید اسلام رو قبول دارید و ... پس این حدیث که سندا و محتوا صحیحی داره رو چطور رد میکنید که :
انا خاتم الانبیاء و انت یا علیّ خاتم الاوصیاء. ( قسمت خاتم اوصیا رو چطور سر هم میارین که ایا امام علی انگشتیر و نگین اوصیا بود؟ ) اصلا اینهم بگیریم که خاتم به فتح و کسر و ضمه ... بنگریم میشه این
1- خاتِم بر وزن "حافِظ" که به صورت اسم فاعل است و مفاد آن ختم کننده است.
2- خاتَم به فتح تا، بر وزن "عالَم" و معنی آن آخر و آخرین است.
3- خاتَم بر وزن "عالَم" به معنی چیزی که با آن اسناد و نامه ها را مُهر می‌کردند.
4- خاتَمَ به فتح تا و میم بر وزن "ضَارَبَ" فعل ماضی از باب مضاربه، یعنی کسی که پیامبران الهی را ختم کرد.
پس پاسخ شما بسی بی تامل و بی تدبیری هست و ناچار باید ختمیت رو بپذیرید. ( البته اینجا هم مثل کلمه مولا در غدیر دست به تحریف زدند و ... )

اما ادامه سخن بهائیان ،
حضرت عبدالبها نيز در مقام دفاع از شأن حضرت رسول چنين فرموده اند: «امّا حضرت محمّد ، اهل اروپا و امريکا بعضي روايات از حضرت رسول شنيده‌اند و صدق انگاشته‌اند و حال آنکه راوي يا جاهل بوده و يا مبغض و اکثر راويها قسّيسها بوده‌اند و همچنين بعضي از جهله اسلام روايتهاي بي اصل از حضرت محمّد نقل کردند و بخيال خود مدح دانستند . مثلاً بعضي از مسلمانان جاهل کثرت زوجات را مدار ممدوحيّت دانسته و کرامت قرار داده زيرا اين نفوس جاهله تکثّر زوجات را از قبيل معجزات شمرده‌اند و استناد مورّخين اروپا اکثرش بر اقوال اين نفوس جاهله است . مثلاً شخص جاهلي در نزد قسّيسي گفته که دليل بزرگواري شدّت شجاعت و خونريزيست و يک شخص از اصحاب حضرت محمّد در يک روز صد نفر را در ميدان حرب سر از تن جدا کرد آن قسّيس گمان نمود که في الحقيقه برهان دين محمّد قتل است . و حال آنکه اين صرف اوهام است بلکه غزوات حضرت محمّد جميع حرکت دفاعي بوده و برهان واضح آنکه سيزده سال در مکّه چه خود و چه احبّايش نهايت اذيّت را کشيدند و در اين مدّت هدف تير جفا بودند بعضي اصحاب کشته گشتند و اموال به يغما رفت و سائرين ترک وطن مألوف نمودند و به ديار غربت فرار کردند و خود حضرت را بعد از نهايت اذيّت مصمّم به قتل شدند لهذا نصف شب از مکّه بيرون رفتند و بمدينه هجرت فرمودند. با وجود اين اعدا ترک جفا نکردند بلکه تعاقب تا حبشه و مدينه نمودند…[ مفاوضات- صفحه 14 ]»
  • همچنين حضرت ولي امرالله درباب هدايت خلق به سوي خالق مي فرمايند: «… اين است که حضرت مسيح و حضرت محمّد و حضرت بهاءالله کشف نقاب نمودند و نداي الهي را در قالب عنصري مجسّم فرمودند تا كلّ بتقرّب الهي فائز گرديم و به آذان ترابي آن ندا را اجابت نمائيم و پي بحقيقتش بريم …[ قرن بديع- صفحه 776 ]»
  • اینم یکی دیگه
"کما انتم تقرئون فی الکتاب بانّ الله لما ختم النبوّه بحبیبه بشر العباد بلقائه و کان ذلک حتم محتوم "
(مائده آسمانى - جلد ۴- صفحه ۶۵)
همانطور که شما در قرآن می خوانید ، خدای بزرگ آنگاه که نبوت را به حبیبش پایان بخشید ، بندگان را به لقاء خود بشارت داد و این امری حتمی است.
  • اما از اینجا دیگه بحث خاتمیت تموم میشه و بحث جدید مطرح میشه

در بيان ديگر،گفته مي شود که کافر کسي است که حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد. کافران در قرآن چنين توصيف شده اند: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[سوره شوري – آيه 24] يعني آيا مى‏گويند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پا برجا مى‏كند اوست كه به راز دلها داناست. پس طبق اين آيه باطل محو شدني است، اما ديانت بهايي پس از 160 سال با قدرتي روز افزون به جلو پيش مي رود و نه تنها از قدرت آن کاسته نشده بلکه حقانيتش روز به روز جلوه گر تر مي شود. چون انتشار امر باطل در ميان مردمان خلاف عدل خداوند است در صورتي که امر بهائي روز به روز بيشتر گسترش مي يابد، مي توان نتيجه گرفت که دين بهايي برحق است و نوشته هاي رديه نويسان امروز نا حق است چرا که که سخنانشان به راحتي، در مدتي اندک محو شده، باطل بودن آنها مشخص مي شود.

جالبه که خد این اقایان به دروغی بودن و .. چه میگن و استناد به قرانی که در واقعه دشت بدشت ( زمان باب نسخ شد و .. ( به واقعه دشت بدشت مراجعه کنید Wink)
  • دوستان 160 سال رو داشته باشین و اینهم کنارش مشروعیت بیت العدل رو داشته باشین که :
" ای احبّای الهی، بايد وليّ امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد ."( الواح وصاياى مباركه حضرت عبدالبهاء- صفحه ١٣)
"حضرت عبدالبهآء راجع به وظائف ولايت امر اللّه در الواح وصايا ميفرمايد اوست " مُبيّن آيات اللّه " و اين عيناً عبارتی است که آن حضرت در موقع اعتراض ناقضين ميثاق به مقام تبيين از نصوص مبارکهء حضرت بهآءاللّه اختيار فرموده در ردّ آنان اظهار ميداشتند و نيز ميفرمايد : " و من بعده بکراً بعد بکر يعنی در سلاله او . " و ايضاً ميفرمايد : حصن متين امر اللّه به اطاعت من هو وليّ امراللّه محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه بايد کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امر اللّه داشته باشند ."(دور بهائی - صفحات ٨٠ و 81) یعنی چی؟ ولی امر نداشتن بیت العدل یعنی چی؟ یعنی اصلا مشروعیت نداره این سازمانSmile «بدون این مؤسسه - و ولی امرالله - وحدت و اساس در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه ی فیضی که بر عواقب امور طی دهور احاطه دارد بالنده بی نصیب ماند و هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف منتخبین ضروری است، سلب شود» ( ارکان نظم بدیع، ص46.) یعنی عدم مشروعیت
بعدشم این سازمان میدونین که هنوز هنوزه چند جرم رو براش هیچ حدی قرار نداده ؟ این یعنی رشدCool
وقتی شوقی افندی به تعیین جانشین اقدام نمیکنه ( ولی امر بعدی ) گواه عدم اعتقاد خودش به جایگاهی که خودش و باباش و رهبران بهائی به گزاف برای ولی امر تعیین کردند، نیست؟!Huh
عجب حقانیتی داره این دیانتWink

همچنين در قرآن کريم تاکيد شده که « اگر او (محمد) به دروغ سخناني بر ما مي بست حتما او را به دست راست خود مي گرفتيم سپس رگ گردنش را قطع مي کرديم وشما هيچ يک بر دفاع از او قادر نبوديد و اين قرآن پندي براي پرهيزگاران است»[ سوره حاقة – آيات 39 – 47 ]. طبق اين آيه خداوند به کسي که به دروغ مطالبي عليه او بگويد فرصت نمي دهد و از بروز حرفهاي باطل جلوگيري مي کند. اما گسترش و قدرت آئين بهايي باطل نبودن آن را ثابت مي کند. حضرت بهاءالله در يکي از مناجات هاي خود بي تاثير بودن و محو شدن سخنان کافران را اين گونه بيان مي فرمايند:
گرجمله کائنات کافر گردند بر دامن کبرياش ننشيند گرد

اینم اخرین قسمت این حرف :
ایه رو چه قشنگ ترجمه کردن ایناHeart بعدشم این ایات رو از ایه 44 ترجمه کرده میگهم 39 . این حالا هیچی . پیش میاد.
اما ایات مبارک :
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ* وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
44 -48 سوره حاقه
پس مراقب باشین تو نقل هایی که براتون میشه.
باطل نبودن دیانت؟! واقعا ؟ بابا خدا و نبی و رسول و ... همه یکی هستی و تازه خدا بزرگه مرحله اخر این موسستونه که از پوست و گوشت و استخونه و دنیا اومده و مرده بعد میگی دیانت ما کاذبه نیست ؟
با شعرش موافقم ، ولی جالبه که قشنگ خودشون رو رو میکنن برای توضیح و نفسیر و تاویل .
تا نقد بعد در پناه خدا.
متن نقل قول شده از سایتهایبهایی بود که نخواستیم اسمش تبلیغ بشه Rose
نگارش یافته در 10-11-94
mahdy30na
  • پ.ن : وقتی یه چی رو اقرار میکنی و تاریخ ثبت میکنه ، مرد باش و روش بمون چرا میزنی زیرش.
  • پ.ن : کتاب اقدس صفحه 111 میگه چی؟ و الذی یتکلم بغیر مانزل فی الواحی انه لیس منی:کسی که به غیر از آنچه در الواح من نازل شده تکلم کند از من نیست .و در صفحه 101 :ان الذی یاول ما نزل من سماء الوحی و یخرجه عن الظاهر انه ممن حرف کلمة الله العلیا و کان من الا خسرین فی کتاب مبین: کسی که آنچه از سماء وحی نازل شده را تاویل می‏کند و آن را از معنی ظاهرش خارج می‏سازد از کسانی است که کلمه الله علیا را تحریف مس کند و از کسانی است که از خاسران در کتاب مبین محسوب می‏گردد.
پ.ن : عجله ای شد ببخشین اگه یکم نا هماهنگه ولی دوست دارم خودتون هم نظراتتون رو بگین و حداقل بگین این چقدر رات میگن تو حرفاشون و حقانیتشون.
فقط نگین راستگو .. چون برای همونم مدارک موجوده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، غریب ، انتصـار ، vahrakan ، عمار94 ، بیداری اندیشه ، alialaie

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۳۶, ۱۰/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۵ ۸:۱۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #41

ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.

فرمودید قبلش چی؟
خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.

من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"

همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۳۶, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #42
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است:  ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.

فرمودید قبلش چی؟
خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.

من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"

همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.
به روی چشم. این آخرین پست من در این تاپیکه.
برای کذئن قسمت سند میخوای؟
تازمانی میتونی بگی نیست که خلافش ثابت بشه.
ابتدای اقدس رو مطالعه بفرمایید متوجه کلام من میشید
[تصویر: do.php?img=2464]
نقل قول:
ترجمه:
نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست!
هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد. شما از کجا میدونی اعتقاد خودت درسته؟
اینهمه شبهه که داره تو فضای حقیقی و مجازی نشر پیدا میکنه پس چیه؟
کلا نظرتون درباره علمی بودن دین جالبه برام/ منظورتون از ترویج غلم رو بازتر توضیح بدین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۵۱, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #43
آواتار
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است:  ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.
با وجود اینکه صرف (بهایی) بودن جرم نیست بلکه جرم در اثر (انتشار موهومات ذهنی و خیانت) اعضای این گروه تعریف میشود ! مثلا همین افرادی که مشغول جفت گیری سیاسی با خاندان هاشمی بودند نه بدلیل (بهایی) بودن بلکه به دلیل اقداماتشان بازداشت شده اند !
آیا نسبت به اعضای گروهک های (داعش) (منافقین) و گروهک های تروریستی ضدانقلاب هم همین ایده را دارید ؟
آیا اگر مطمئن شدیم فردی فردی (داعشی) یا وابسته به (منافقین) است نباید تحت نظر و پیگرد باشد ؟
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است:  خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.

میزانی وجود دارد به نام حق و باطل و هرواکنش و اقدامی باید بر اساس آن بررسی شود .بر این اساس واکنش ما به تشکیل داعش متفاوت از واکنش ما به تشکیل فرقه ی صلح طلب (داودیان) خواهد بود . با این میزان واکنش در برابر اهانت به پیامبران اتفاقا یک امر پسندیده و نیک است.
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است:  من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"

همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.

مهم نیست نظرت در مورد اعتقادات بهایت چیست ، مهم این است که اعتقاد درست از نظر خودت کدام است . دوام آوردن شما در بحث ها به این دلیل است که اعتقاد خود را روشن نمیسازید و در لحظه سازتان را به دلخواه کوک مینماید !!!
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است:  به روی چشم. این آخرین پست من در این تاپیکه.


اتفاقا این تاپیک جای پست گذاری شماست ! البته اگر دوست دارید نام کاربری خود را به ((جشنواره)) تغییر دهید ! افکار شما اصلا شبیه افکار ((شیخ اجل)) نیست .
اما چرا جشنواره ؟: جشنواره جایی یا کسی است که در آن افکاری تولید و به خورد مردم داده میشود که فقط برای مردم عقب مانده و به اصلاح جهان (سومی) کاربرد دارد !
آمریکا سالانه میلیاردها دلار صرف (امنیت ملی) و مبارزه با تهدیدات امنیتی میکند . اگر شما این نظریات را در آمریکا مطرح کنید و از آنها بخواهید که به جای مبارزه با این تهدیدات( از نظر خودشان) برای آنها کلاس آموزشی برگزار کنند ! در جواب به شما چه خواهند گفت ؟!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۴۲, ۱۱/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۵ ۱۰:۱۶ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #44

نقل قول:نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست!
هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد. شما از کجا میدونی اعتقاد خودت درسته؟
نقل قول:کلا نظرتون درباره علمی بودن دین جالبه برام/ منظورتون از ترویج غلم رو بازتر توضیح بدین.
خب باید فرد در مقابل چنین سوالاتی قرار بگیره:

- از کجا می دونی هر کس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده؟
- از کجا می دونی گوینده این حرف، خودش به این خیرها رسیده؟
- از کجا می دونی که ....

یک راهش ترویج منطق هست. یعنی فرد یاد بگیره که برای هر چیزی دلیل بخواد. بتونه مغلطه ها رو تشخیص بده، جهت گیری های شناختی رو بشناسه و ... . ترویج منطق باعث میشه عقاید نادرست تضعیف بشن در حالی که به عقاید صحیح ضربه ای نمیزنه. علم هم به نوبه خودش می تونه عقایدی که متضاد با علم باشند رو کنار بزنه.

نقل قول:تازمانی میتونی بگی نیست که خلافش ثابت بشه.
اصل سی و هفتم قانون اساسی:

اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
نقل قول:آیا نسبت به اعضای گروهک های (داعش) (منافقین) و گروهک های تروریستی ضدانقلاب هم همین ایده را دارید ؟
آیا اگر مطمئن شدیم فردی فردی (داعشی) یا وابسته به (منافقین) است نباید تحت نظر و پیگرد باشد ؟
باید رو این موضوع فکر بشه ...

مثلاً ما می دونیم که اقدامات داعش رو فقط میشه به گروهک داعش نسبت داد نه به پیروان یک آیین یا مذهب. سوال اینه که ما در چه صورت می تونیم اقدامات فرد رو به یک گروهی که در اون عضویت داره تعمیم بدیم؟

خوبه روی این موضوع فکر کنیم.
نقل قول:اگر شما این نظریات را در آمریکا مطرح کنید و از آنها بخواهید که به جای مبارزه با این تهدیدات( از نظر خودشان) برای آنها کلاس آموزشی برگزار کنند ! در جواب به شما چه خواهند گفت ؟!
در آمریکا هم چنین بحثهایی وجود داره. مثلاً طرفدارای ترامپ معتقدند باید با برخی گروههای قومیتی و مذهبی برخورد بشه، در حالی که برخی معتقدند فقط فردی که جرمش ثابت شده باید مجازات بشه.

جشنواره گل و گیاهه
RoseRoseRoseRoseRoseRose
این گل برای تو
Rose
Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۲, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #45
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۵ ۸:۴۲)سعدی نوشته است:  در آمریکا هم چنین بحثهایی وجود داره. مثلاً طرفدارای ترامپ معتقدند باید با برخی گروههای قومیتی و مذهبی برخورد بشه، در حالی که برخی معتقدند فقط فردی که جرمش ثابت شده باید مجازات بشه.


اتفاقا در آمریکا اصلا بحث روی برخورد با دشمن نیست ، در آمریکا بحث روی مصادیق دشمن است (و البته اصل بحث روی مصادیق دشمن منطقی است!) در آمریکا عده ای اقلیت های خاص را دشمن و عده ای دوست میداند .
قطعا این تفکر که وقتی با اطمینان دشمن را شناختیم در مواجهه با آن فقط(کلاس درس) برگزار کنیم ، در آنجا خریداری ندارد و صاحبان این نوع ایده خودشان به عنوان مخل امنیت شناخته میشوند !
والبته همچنان منتظریم برای رسیدن به نتیجه و تفاهم روی مقدمات (اعتقاد درست از نظر خودت را معرفی کنی !)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۴, ۱۱/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۵ ۱۲:۴۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #46

چنین طرحهایی وجود داره:
http://www.shia-news.com/fa/news/110754/...8%B1%D8%AF
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۳, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #47
آواتار
تذکر
بحث رو منحرف نکنین .
بحث در مسیر خودش ادامه بدین .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، عمار94
۱۵:۳۳, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #48
آواتار
(۱۱/خرداد/۹۵ ۱۲:۴۴)سعدی نوشته است:  چنین طرحهایی وجود داره:


به نظر من هم ایده ی خوبی هست ! حکومت بهائیان را دستگیر کند و افراد فریب خورده را از عناصر اصلی جدا و برای باز پروری فکری در اختیار افراد واجد صلاحیت قرار دهد برای افراد غیر قابل اصلاح هم تدارکی ببیند تا نتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند ! (قبلا هم گفتیم که بازپروری برای عده ای که این قابلیت را دارند خوب است و مطمئن باشید دولت استرالیا هیچ گاه کارهای امنیتی اش را به هوای این پروژه تعطیل نمیکند((گرچه محل بررسی است که آیا دستیگرشدگان در استرالیا مانند بهایان(که قبلا بررسی کردیم) واقعا مستحق مجازات اند یا نه ))!)
ضمنا همین استرالیا جزایری دارد که جزو خاکش نیست !(چون داخل خاکش باید به قوانین احترام بگذارد !!!) مهاجران را درآن نگه میدارد !
البته ربطی به بحث نداشت ، اما تذکر دادم نکند به هوای بازپروری نزد خانواده ای استرالیایی به آنجا مهاجرت کنید و سر از آن جزایر دربیاورید !
ضمنا همچنان منتظر بیان (عقیده ی درست از نظر شما هستیم )!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۶, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #49
آواتار
جناب عمار 94 و سعدی گرامی
شما طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین احکام موجود در منابع امری بهاییت بایدبدونین که اینها حق ندارن خلاف قوانین داخلی رفتار کنن .
از طرفی با کسی هم برخورد صورت نمیگیره مگر به اینکه دست به اقدامات ( بهتر بگم فعل و ترک فعل معین در قوانین مربوطه ) بزنن که دیگه فرقی بین بهایی و غ بهایی نیست ، اقدام علیه نظام دیگه حکمش مشخصه .پس اگه حرفی هست شما ابتدا بیایین صحبت کنین که وقتی شخصی با دانش به این موضوع دست به تحرک میزنه تکلیفش چیه.
فعلا کاری به درستی دیانتش نداریم ، صرف اینکه این اشخاص طبق نص اوامر خودشون باید اطاعت کنن از قوانین کشور پس چرا خلافش عمل میکنن.

راستی یه نکته هم بگم تا یادم نرفته البته مطلب اینجا شهید میشه ولی بمونه سر وقتش براتون مستند تر بگم.
این جمله رو بدور از تفسیر و تاویل برام بگین که تو کتاب گنجينه‌ي حدود احكام باب 75: آمده : «باري به نص قاطع جمال مبارك(بهاءالله) ـ روحي لاحبائه الفداء ـ ابداً بدون اذن و اجازه‌ي حكومت، جزئي و كلي نبايد حركتي كرد و هر كس بدون اذن حكومت اَدني حركتي نمايد، مخالفت به امر مبارك كرده است و هيچ عذري از او مقبول نيست…امر قطعي الاهي اين است كه بايد اطاعت حكومت نمود.
اين هيچ تأويل بر نمي‌دارد و تفسير نمي‌خواهد از جمله‌ي اطاعت اين است: کلمه‌ ای بدون اذن و اجازه حكومت نبايد طبع گردد، تكليف احباي الاهي اطاعت و انقياد حكومت است خواه استقلال و خواه مشروطه.
حالا تبلیغ کردن رو نظام بیت العدل ( البته مشروعیت هم نداره بخاطر دلایلی که قلنا روش بحث شد ) میگه باید صورت بگیره.
خوب در کنار این متنا بفرمایین که ایا اینها باید تبلیغ کنن یا نه ؟
اگر اری پس خلاف قوانین عمل مردن هست و اگر هم نه پس خلاف دستورات دیانت ( بیت العدل ) عمل کردن
حالا یکی به من اینم بگه چطور میشه باهم جمع کرد؟



امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عمار94
۱۸:۲۳, ۱۱/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #50
آواتار
سلام مهدی سینای گرامی
تا اینجا فهمیده ایم و قبول کرده ایم :
1.ذات بهایت بر مبنای تفرقه ، خرابکاری و انحراف در معرفی منجی موعود است .
2.افکار بهاییت منحرف است .
3.کسانی از اعضای بهاییت که اقدام به انتشار افکار منحرفشان یا خرابکاری و خیانت دست میزنند باید مجازات شوند .
واضح است از بحثی که در پست قبلی گفته اید تقریبا عبور کردیم .
الان بحث روی این موضوع است که با بهایان (خرابکار)چگونه رفتار کنیم ؟
به نظر من شیوه ای که (سعدی) معرفی کرد شیوه ی خوبی است . افرادی از بهاییت که فریب خورده و امید به بازگشتشان هست در اختیار افراد کاربلد جهت روشن سازی فکری قرار گیرند و افرادی که امید به بازگشتشان به تفکر صحیح را نداریم از جامعه دور نگه داشته شوند (قاعدتا اگر جرمی مرتکب شده باشند که مجازات دیگری داشته باشد محل بحث نیست)
((با این فرض میتوان به دستگاه قضا این انتقاد را وارد کرد که چرا بهایان دستیگر شده را با افراد پاکی چون فرزند آقای هاشمی یکجا نگه میدارند تا ذهن ایشان هم منحرف شود ؟؟!))
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question نقد استناد بهائیان به حدیث زوراء mahdy30na 0 1,408 ۲۲/شهریور/۹۳ ۱۴:۵۱
آخرین ارسال: mahdy30na
  بهائیان قاتل در ایران چه کردند؟ + تصاویر ELENOR 7 6,596 ۱۸/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۲۴
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  کیفیت نماز بهائیان چگونه است؟! vahrakan 0 1,862 ۱۴/دی/۹۰ ۰:۲۶
آخرین ارسال: vahrakan
  جدال فیسبوکی عبدالله شهبازی با بهائیان وحید110 4 3,179 ۱۳/شهریور/۹۰ ۰:۴۴
آخرین ارسال: hamed313

پرش در بین بخشها:


بالا