کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چه کسی جاذبه زمین را کشف کرد؟
۹:۵۹, ۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۵ ۸:۴۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

سلام

جاذبه زمین رو جه کسی کشف کرد؟ نیوتون، دانشمندان مسلمان یا یونانیان؟ در حقیقت هیچکدام.

جاذبه زمین مطمئناً از زمانهای بسیار قدیم برای بشر شناخته شده بوده. غیر ممکنه که بشر وجود نیرویی به این واضحی رو درک نکرده باشه. اما کاری که دانشمندان یونانی، دانشمندان مسلمان، نیوتون، انیشتین و ... انجام دادند، توجیه دلیل به وجود آمدن این نیرو بود.

در زمانهای قدیم برای توجیه وجود جاذبه از اصلی به نام "اصل رجعت" استفاده می شد. این اصل بیان می کنه که هر چیزی تمایل داره به اصل خودش برگرده. سیب از داخل زمین اومده و بنابراین دوست داره به زمین برگرده. دانشمندان یونانی و دانشمندان مسلمان، هر کدام اصولی را برای حرکت معرفی کردند تا بتوانند پدیده ها را به شکل بهتری توجیه کنند. مثلاً ارسطو بر این عقیده بود که هنگامی که اجسام به نزدیک زمین می رسند، شور و شوقی به خاطر نزدیک شدن به هدف در آنها ایجاد می شود که سبب افزایش سرعت می گردد. به عنوان مثالی دیگر، ابوریحان بیرونی معتقد بود نیرو از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود و به تدریج از میان می رود. از این طریق می تونست کند شدن حرکت سنگی که پرتاب میشه رو توجیه کنه. هر گروه از دانشمندان مجموعه اصولی را برای حرکت تدوین کرده بودند که می تونست به فهم بهتر نحوه کار دستگاهها کمک کنه.

کاری که نیوتون انجام داد، ارائه نظریه "جاذبه جهانی" بود که در مورد وجود نیروی گرانش بین هر دو جرم صحبت می کنه. دیگه اینجا بحث جاذبه زمین فقط نیست، بحث در مورد وجود جاذبه بین دو جرمه. مجموعه قوانینی هم که نیوتون برای حرکت پیشنهاد داد، کاملتر و کاربردی تر از نظریات پیشین بود. بعدها دانشمندان دیگری این نظریات رو کاملتر کردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، فاطمه خانم
۱۴:۱۶, ۲۴/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #2

حالا یه سوال بپرسم:

گرد بودن زمین رو چه کسی کشف کرد؟ کسی جوابشو می دونه؟ Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۲:۲۸, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام.
البته نمیدونم چه کسی گرد بودن زمین رو کشف کرد .
اما این رو میدونم که بسیاری از فارسی سرایان خیلی قبل تر از گالیله به کروی بودن زمین در اشعارشون اشاره داشتند ‌‌.
حافظ رو مطمئن بودم .
اما با گشت و گزار در نت پیدا کردم که فخر الدین اسعد گرگانی ، قبل از حافظ میزیسته و ششصد سال قبل از گالیله به کرویت زمین و مدارات اشاره کرده در شعرهای خودش :
http://www.aftabir.com/articles/view/sci...-از-گالیله
یعنی برای دانشمندان ما مبرهن بوده با جزییات .
خوارزمی رو داریم . قیاس الدین جمشید کاشانی . اعجوبه بودند .
خوب علم اروپایی که حاصل رنسانس بوده یک جور دزدی علمی محسوب میشه . کتابهای دانشمندان مسلمان رو برداشتند بردند به اسم کشفیات جدید زدند به نام خودشون . خدا ازشون نگذره!
تازگی متوجه شدم که داستان سیب و نیوتون و اینها هم کذب هست !

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، mahdy30na
۷:۰۴, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #4
آواتار
(۲۵/شهریور/۹۵ ۲:۲۸)فاطمه خانم نوشته است:  سلام.
البته نمیدونم چه کسی گرد بودن زمین رو کشف کرد .
اما این رو میدونم که بسیاری از فارسی سرایان خیلی قبل تر از گالیله به کروی بودن زمین در اشعارشون اشاره داشتند ‌‌.
حافظ رو مطمئن بودم .
اما با گشت و گزار در نت پیدا کردم که فخر الدین اسعد گرگانی ، قبل از حافظ میزیسته و ششصد سال قبل از گالیله به کرویت زمین و مدارات اشاره کرده در شعرهای خودش :
http://www.aftabir.com/articles/view/sci...-از-گالیله
یعنی برای دانشمندان ما مبرهن بوده با جزییات .
خوارزمی رو داریم . قیاس الدین جمشید کاشانی . اعجوبه بودند .
خوب علم اروپایی که حاصل رنسانس بوده یک جور دزدی علمی محسوب میشه . کتابهای دانشمندان مسلمان رو برداشتند بردند به اسم کشفیات جدید زدند به نام خودشون . خدا ازشون نگذره!
تازگی متوجه شدم که داستان سیب و نیوتون و اینها هم کذب هست !


جریانات دزدی و علم و ... واسه بعد رنسانس علمی بوده گالیله واسه قبل رنسانس محسوب می شه با این روش پس. چون حتی کلیسا می خواسته اعدامش کنه سر این حرف هاش.

اینکه قبل گالیله یکی کشف کرده که زمین گرد بوده دلیل نمی شه گالیله ازش دزدی کرده باشه. امروز هم خیلی پیش می یاد که مباحث کاملا شبیه هم از طرف دو مجمع علمی مختلف و مستقل مطرح می شن و هیچ کدوم خبر ندارن.

در مورد خوارزمی و ابن سینا هم که این دوتا در سطحی شاید فراتر یا حداقل برابر با داوینچی هستن نمی دونم چرا کسی توجه به اثراتشون نمی کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، فاطمه خانم
۸:۴۴, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #5

سلام دوستان گرامی
کشف کروی بودن زمین به زمانهای خیلی قبل از مسلمانان بر می گرده. یعنی به زمان یونان باستان.

اولین فرد شناخته شده ای که به گرد بودن زمین معتقده فیثاغورثه. اما اولین فردی که با استدلال کروی بودن زمین رو مطرح کرد ارسطو بود. اما اولین کسی که محیط زمین رو اندازه گرفت، اراتوستن در حدود 200 سال پیش از میلاد بود که تونست محیط زمین رو با دقت 4 درصد اندازه بگیره. در مورد استدلالهاشون و نحوه اندازه گیری به کار رفته می تونید تحقیق کنید. البته دانشمندان مسلمان هم این تحقیقات رو کاملتر کردند، به طور مثال ابوریحان بیرونی روش دقیقتری برای سنجش محیط زمین ارائه داد.

مدل بطلمیوس هم یک زمین گرد در وسطش داره اما اشکالش این بود که این زمین گرد رو مرکز جهان تصور می کرد. از زمانهایقدیم این مدل مخالفانی داشته، از جمله خورشید پرستان. اما کوپرنیک اولین کسی بود که از طریق محاسبه نشون داد مدل خورشید مرکز باعث ساده تر شدن معادلات حرکت سیارات میشه.

گالیله اولین کسی بود که از طریق مشاهده نادرستی مدل بطلمیوس را نشان داد. گالیله از طریق تلسکوپ قمرهای سیاره مشتری را رصد کرد که به دور مشتری می چرخیدند و نتیجه گرفت که همه چیز به دور زمین نمی گرده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۹:۱۴, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #6
آواتار
(۹/شهریور/۹۵ ۹:۵۹)سعدی نوشته است:  سلام

جاذبه زمین رو جه کسی کشف کرد؟ نیوتون، دانشمندان مسلمان یا یونانیان؟ در حقیقت هیچکدام.

جاذبه زمین مطمئناً از زمانهای بسیار قدیم برای بشر شناخته شده بوده. غیر ممکنه که بشر وجود نیرویی به این واضحی رو درک نکرده باشه. اما کاری که دانشمندان یونانی، دانشمندان مسلمان، نیوتون، انیشتین و ... انجام دادند، توجیه دلیل به وجود آمدن این نیرو بود.

در زمانهای قدیم برای توجیه وجود جاذبه از اصلی به نام "اصل رجعت" استفاده می شد. این اصل بیان می کنه که هر چیزی تمایل داره به اصل خودش برگرده. سیب از داخل زمین اومده و بنابراین دوست داره به زمین برگرده. دانشمندان یونانی و دانشمندان مسلمان، هر کدام اصولی را برای حرکت معرفی کردند تا بتوانند پدیده ها را به شکل بهتری توجیه کنند. مثلاً ارسطو بر این عقیده بود که هنگامی که اجسام به نزدیک زمین می رسند، شور و شوقی به خاطر نزدیک شدن به هدف در آنها ایجاد می شود که سبب افزایش سرعت می گردد. به عنوان مثالی دیگر، ابوریحان بیرونی معتقد بود نیرو از جسمی به جسم دیگر منتقل می شود و به تدریج از میان می رود. از این طریق می تونست کند شدن حرکت سنگی که پرتاب میشه رو توجیه کنه. هر گروه از دانشمندان مجموعه اصولی را برای حرکت تدوین کرده بودند که می تونست به فهم بهتر نحوه کار دستگاهها کمک کنه.

کاری که نیوتون انجام داد، ارائه نظریه "جاذبه جهانی" بود که در مورد وجود نیروی گرانش بین هر دو جرم صحبت می کنه. دیگه اینجا بحث جاذبه زمین فقط نیست، بحث در مورد وجود جاذبه بین دو جرمه. مجموعه قوانینی هم که نیوتون برای حرکت پیشنهاد داد، کاملتر و کاربردی تر از نظریات پیشین بود. بعدها دانشمندان دیگری این نظریات رو کاملتر کردند.


فرض میگیریم یه سنگ از مریخ میاریم

با توجه به نظر شما در مورد رجعت این سنگ به زمین جذب نمیشه Big Grin

کاشف اصلی نداشته بلکه در خود قرآن آمده

ستون های نامرئی

قطعا اگر در یونان چنین کشفی میشد حتما اسم اون شخص رو میوردن و در نهایت این افتخار به اسم نیوتن یهودی رسید و مردم قبل نیوتن کلا فهم نداشتن Big Grin

(۲۴/شهریور/۹۵ ۱۴:۱۶)سعدی نوشته است:  حالا یه سوال بپرسم:

گرد بودن زمین رو چه کسی کشف کرد؟ کسی جوابشو می دونه؟ Smile

اینم باز در قرآن هست

انقدر هم واضح بوده خدا نگفته آی مردم زمین گرده

نقل قول:وأورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الأرض ومغاربها

شما فرض کن یجا وایسادی

چندین مشرق و چندین مغرب اطراف تو هستن با یه فاصله (ذکری از اختلاف فاصله نیوفتاده)

اسم اون شکل هندسی چی میشه؟ کره (قابل ذکره که زمین در حال حرکت دقیقا گرد نیست بلکه بیضویه بخاطر حرکت دور خودش)

اما قبل اسلام چی؟

پیامبران الهی در طول تاریخ معلم بشر بودن

اینا رو به عنوان ایده داشته باشید ....همین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، sarallah ، mahdy30na ، Islam
۱۰:۱۶, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #7

سلام عبدالرحمن گرامی
نکته اینه که دانشمندان ایرانی هم از همون اصل رجعت استفاده می نمودند و اولین نظریه ای که یه توجیه درست و حسابی برای جاذبه ارائه داد نظریه نیوتون بود.

اما در مورد قرآن. قرآن معمولاً جزئیات مسائل اینچنینی رو بیان نفرموده. مثلاً قرآن به حرکت خورشید اشاره کرده اما مشخص نفرموده که این حرکت به چه صورته. آیا حرکت به دور زمینه، در میان کهکشانه یا اینکه حرکت ظاهری مد نظره؟

منظور از مشارق و مغارب رو میشه هم بر اساس دیدگاه جدید علمی تفسیر کنیم و هم بر اساس دیدگاه قدیم و هم بر اساس دیدگاه ناظر زمینی. از یک طرف میشه گفت "زمین گرده و در هر لحظه آفتاب در جاهای مختلفی در حال طلوع و غروبه" و از طرف دیگه می تونیم بگیم "خورشید در فصلهای مختلف از محلهای مختلفی طلوع می کنه و در محلهای مختلفی هم غروب می کنه".

در مورد آیه 2 سوره رعد، اولاً در مورد اینکه آیا قرآن به عدم وجود ستون اشاره فرموده یا به وجود ستونهای نامرئی اختلاف نظر وجود داره. برخی مانند آیت ا... جوادی آملی آن اشاره به عدم وجود ستون دانسته اند و برخی مانند آیت ا... مکارم شیرازی، آن را اشاره به ستونهای نامرئی تفسیر نموده اند. آیت ا... مصباح یزدی نیز هر دو تفسیر را ممکن می دانند.

اما در صورتی که این آیه را اشاره به ستونهای نامرئی بدانیم: قرآن به ماهیت این ستون اشاره ای نفرموده است. به هر حال یک عاملی باید باشد که مانع از افتادن آسمان بر زمین گردد و مطمئناً اون عامل مرئی نیست (چون اگر مرئی بود دیده میشد). اما این که اون عامل چی هست، تشخیصش بر عهده علمه و هدف قرآن این نیست که ماهیت نیروها رو برای ما تشریح کنه. در حال حاضر می دونیم که ترکیبی از نیروهای گریز از مرکز و جاذبه عامل نکه داشتن سیاراته. اگر در آینده وجود ماده تاریک اثبات بشه و مشخص بشه که اون هم یک عامل مخالف جاذبه است و مانع از سقوط اجرام جهان میشه، این "ستون نامرئی" رو میشه منطبق بر ماده تاریک هم تفسیر کرد. اگر عامل دیگری کشف بشه، اون هم می تونه مصداق ستون نامرئی باشه.

نه قرآن و نه احادیث، هیچ جا با علم در تضاد قرار نمی گیرند. به طور مثال منظور از "غروبگاه خورشید" (که خضر (علیه السلام) آنقدر راه پیمود که به آن رسید) رو میشه یک غروبگاه ظاهری دونست و فرورفتن خورشید در گل رو یک معنای استعاری در نظر گرفت. یا به طور مثال "قرار گرفتن زمین بر پشت ماهی" که در حدیث محکمی از امام صادق نقل شده را می می توان اشاره به قرار گرفتن پوسته زمین بر روی مواد مذاب دانست یا مثلاً در عبارت "قرار گرفتن زمین بر شاخ گاو راهوار"، این گاو رو میشه صداق جاذبه دونست.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594


به این شیوه تفسیر (منطق دونستن ستون بر جاذبه، منطق دونستن ماهی بر مواد مذاب و ...) میگن تفسیر علمی. یعنی تفسیر قرآن و احادیث بر اساس علم. در این شیوه تفسیر، علم باید ابتدا یک چیزی رو کشف کنه و به قطعیت برسه و سپس ما مجازیم اون کشفیات رو مبنای تفسیر قرار بدیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۲, ۲۵/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۵/شهریور/۹۵ ۱۰:۱۶)سعدی نوشته است:  سلام عبدالرحمن گرامی
نکته اینه که دانشمندان ایرانی هم از همون اصل رجعت استفاده می نمودند و اولین نظریه ای که یه توجیه درست و حسابی برای جاذبه ارائه داد نظریه نیوتون بود.

اما در مورد قرآن. قرآن معمولاً جزئیات مسائل اینچنینی رو بیان نفرموده. مثلاً قرآن به حرکت خورشید اشاره کرده اما مشخص نفرموده که این حرکت به چه صورته. آیا حرکت به دور زمینه، در میان کهکشانه یا اینکه حرکت ظاهری مد نظره؟

منظور از مشارق و مغارب رو میشه هم بر اساس دیدگاه جدید علمی تفسیر کنیم و هم بر اساس دیدگاه قدیم و هم بر اساس دیدگاه ناظر زمینی. از یک طرف میشه گفت "زمین گرده و در هر لحظه آفتاب در جاهای مختلفی در حال طلوع و غروبه" و از طرف دیگه می تونیم بگیم "خورشید در فصلهای مختلف از محلهای مختلفی طلوع می کنه و در محلهای مختلفی هم غروب می کنه".

در مورد آیه 2 سوره رعد، اولاً در مورد اینکه آیا قرآن به عدم وجود ستون اشاره فرموده یا به وجود ستونهای نامرئی اختلاف نظر وجود داره. برخی مانند آیت ا... جوادی آملی آن اشاره به عدم وجود ستون دانسته اند و برخی مانند آیت ا... مکارم شیرازی، آن را اشاره به ستونهای نامرئی تفسیر نموده اند. آیت ا... مصباح یزدی نیز هر دو تفسیر را ممکن می دانند.

اما در صورتی که این آیه را اشاره به ستونهای نامرئی بدانیم: قرآن به ماهیت این ستون اشاره ای نفرموده است. به هر حال یک عاملی باید باشد که مانع از افتادن آسمان بر زمین گردد و مطمئناً اون عامل مرئی نیست (چون اگر مرئی بود دیده میشد). اما این که اون عامل چی هست، تشخیصش بر عهده علمه و هدف قرآن این نیست که ماهیت نیروها رو برای ما تشریح کنه. در حال حاضر می دونیم که ترکیبی از نیروهای گریز از مرکز و جاذبه عامل نکه داشتن سیاراته. اگر در آینده وجود ماده تاریک اثبات بشه و مشخص بشه که اون هم یک عامل مخالف جاذبه است و مانع از سقوط اجرام جهان میشه، این "ستون نامرئی" رو میشه منطبق بر ماده تاریک هم تفسیر کرد. اگر عامل دیگری کشف بشه، اون هم می تونه مصداق ستون نامرئی باشه.

نه قرآن و نه احادیث، هیچ جا با علم در تضاد قرار نمی گیرند. به طور مثال منظور از "غروبگاه خورشید" (که خضر (علیه السلام) آنقدر راه پیمود که به آن رسید) رو میشه یک غروبگاه ظاهری دونست و فرورفتن خورشید در گل رو یک معنای استعاری در نظر گرفت. یا به طور مثال "قرار گرفتن زمین بر پشت ماهی" که در حدیث محکمی از امام صادق نقل شده را می می توان اشاره به قرار گرفتن پوسته زمین بر روی مواد مذاب دانست یا مثلاً در عبارت "قرار گرفتن زمین بر شاخ گاو راهوار"، این گاو رو میشه صداق جاذبه دونست.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594


به این شیوه تفسیر (منطق دونستن ستون بر جاذبه، منطق دونستن ماهی بر مواد مذاب و ...) میگن تفسیر علمی. یعنی تفسیر قرآن و احادیث بر اساس علم. در این شیوه تفسیر، علم باید ابتدا یک چیزی رو کشف کنه و به قطعیت برسه و سپس ما مجازیم اون کشفیات رو مبنای تفسیر قرار بدیم.


با توجه به وقت کم خلاصه میگم

مشرق و مغرب اسم مکانه

و اشاره داره به جای متداول برای غروب و طلوع




در مورد ستون های نامرئی هم توصیه میکنم نظریه ابرگرانش رو مطالعه کنید و در موردش تحقیق کنید

البته!

ما معیارمون قرآنه نه مرز علم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۴:۱۶, ۲۵/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۵ ۱۷:۳۶ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #9

سلام
در مورد معنای مشارق و مغارب می تونید مطلب زیر را مطالعه فرمایید:
http://www.pasokhgoo.ir/node/88344
نقل قول:با سلام.
در سوره ی « الرحمن » آمده " رب المشرقینِ و رب المغربین " .
میخواستم تفسیر این آیه رو بدونم.
منظور از دو مشرق و دو مغرب چیست ؟



با سلام و عرض تبریک سال نو و آرزوي سال پرخیر و برکت برای شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آن چه مفسرين در توضيح اين آيه نگاشته اند، بيشتر به اين نكته معطوف مي شود كه مراد از دو مشرق و دو مغرب در سوره الرحمن، و يا مشارق و مغارب در سوره معارج و يا مغرب و مشرق در سوره شعراء، اختلاف محل طلوع و غروب خورشيد در دو فصل تابستان و زمستان است. اگر دقت كنيم مي بينيم كه خورشيد هميشه از مكان خاصي طلوع و در مكان خاصي غروب نمي كند، اگر چه مكاني را كه خورشيد طلوع يا غروب مي كند، مشرق يا مغرب مي نامند. در تفسير نمونه آمده است:
اما از آن جا كه محور زمين نسبت به سطح مدار آن مايل است و زاويه اي در حدود 23 درجه تشكيل مي دهد و با همين حال به گرد آفتاب مي گردد، طلوع و غروب آفتاب دايما متغير به نظر مي رسد و از 23 درجه ميل اعظم شمالي (در آغاز تابستان )تا 23 درجه ميل اعظم جنوبي (در آغاز زمستان) در تغيير است كه مدار اول را مدار (رأس السرطان) و مدار دوم را مدار (رأس الجدي )مي گويند و اين است دو مشرق و دو مغرب آفتاب، و بقيه در درون اين دو مدار قرار دارد.(1)
در عين حال از نظر بعضي ديگر از مفسران، دو مشرق و دو مغرب به محل طلوع و غروب خورشيد و ماه تعبير شده است. بعضي دو مشرق و دو مغرب را در اين جا به طلوع و غروب خورشيد و طلوع و غروب ماه تفسير كرده اند. آن را مناسب با آيه "والشمس و القمر بحسبان" مي دانند، ولي معناي اول مناسب تر به نظر مي رسد، به خصوص اين كه در بعضي از روايات اسلامي به آن اشاره شده است. (2)
علامه طباطبايي نيز چنين تفسيري از اين آيه ارائه كرده، نوشته است:منظور از دو مشرق، مشرق خورشيد و مشرق ماه است. مراد از دو مغرب نيز دو مغرب آن دو است. بعضي گفته اند كه مراد از دو مشرق ،مشرق خورشيد و ماه است و مراد از دو مغرب، دو مغرب آن دو است.(3)
شخصي به حضرت علي(علیه السلام) گفت: آياتي از قرآن را پيدا كرده‌ام كه آيات ديگر قرآن را نقض مي‌كند و اين نشان مي‌دهد كه آيات قرآن متناقض است.
حضرت فرمود: ويژگي آيات قرآن اين است كه بعضي از آن بعض ديگر را تصديق مي‌كند، نه اينكه نقض كند. مواردي را كه متناقض پنداشته‌اي، بيان كن تا پاسخ پندار تو را بدهم.
گفت: قرآن در يك جا مي‌گويد: رَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب(4)‏ يعني مشرق و مغرب را به صورت جمع به كار مي‌برد. در جاي ديگر مي‌گويد: رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْن(5)‏ يعني مشرق و مغرب را به صورت تثنيه به كار مي‌برد. در جاي ديگر مي‌گويد: رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِب‏ (6)يعني مشرق و مغرب را به صورت مفرد به كار مي‌برد. اين بيانات نشانة تناقض در آيات قرآني است.
حضرت فرمود: لفظ «مشرق» و «مغرب» در اين سه جا به يك معنا به كار برده نشده تا مستلزم تناقض باشد، بلكه در هر يك از اين سه جا به معناي خود است؛ وقتي به صورت مفرد به كار برده شده، به معناي جهت شرق و غرب است كه به سمت آن اشاره مي‌كنيم. جهت هم در يك مكان، مشرق است و يا مغرب. يك مكان نمي‌تواند دو يا چند جهت شرقي و غربي داشته باشد. اما مشرق و مغربي كه تثنيه به كار برده شده به لحاظ حداكثر اوج خورشيد در مدار شمالى در تابستان، و حداقل پائين آمدن خورشيد در مدار جنوبى در آغاز زمستان است. چون اين دو موقعيت خورشيد كاملا مشخص است، روى آن مخصوصا تكيه شده است‏.
اما در جائي كه مشرق و مغرب به صورت جمع به كار برده شده، به لحاظ طلوع و غروب خورشيد در روزهاي مختلف سال است. زيرا خورشيد هر روز از نقطه تازه‏اى طلوع، و در نقطه تازه‏اى غروب مى‏كند، بنابراين به تعداد روزهاى سال مشرق و مغرب داريم‏ و از اين لحاظ مي‌توانيم آن را به صورت جمع به كار ببريم.(7)
با طرح مشارق و مغارب، قرآن به حقيقت كروي بودن زمين اشاره مي كند؛ چون بر اساس كروي بودن زمين، تنها يك مشرق و مغرب نخواهيم داشت، بلكه به افق هر كشور يا هر شهري مشرق و مغرب جداگانه اي خواهيم داشت. اين از معجزات علمي قرآن است كه به حقيقتي اشاره دارد كه قرن ها بعد توسط انسان ها كشف شد.
پي نوشت ها:
1. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 23، ص 121.
2. همان، ص 121.
3. موسوي همداني، ترجمه تفسير الميزان، ج 19، ص166.
4. معارج(70)آية 40.
5. الرحمن(55)آية 17.
6. شعراء(26)آية 28.
7. طبرسي، الاحتجاج، ج 1، ص 259.
موفق باشید.
بنابراین وجود چندین مشرق و مغرب (با توجه به تغییر مکان طلوع و غروب خورشید در روزهای مختلف سال) در اون زمان شناخته شده بوده. حالا ممکنه بتونیم بر اساس کشفیات جدید، آیات را به شکلهای نوینی هم تفسیر کنیم. مثلاً می توان گفت که شاید منظور تفاوت مشرق و مغرب شهرهای مختلف باشه. یا ممکنه به قول شما، منظور نقاطی از کره باشه که دارای فاصله یکسانی از ما هستند. برای این تفسیرهای جدید پشتوانه روایی نداریم و صرفاً می تونیم به عنوان تفاسیر ظنی در نظرشون بگیریم.


نقل قول:در مورد ستون های نامرئی هم توصیه میکنم نظریه ابرگرانش رو مطالعه کنید و در موردش تحقیق کنید
ما با استناد به قرآن می دونیم عواملی وجود دارند که مانع از سقوط آسمان میشن. اون عامل هم دیده نمیشه.

قرآن به اینکه عوامل نگه دارنده آسمان چه چیزهایی اند اشاره نفرموده و تشخیص ماهیت اونها به عهده علم گذاشته شده. امروزه می دونیم عواملی مثل گرانش، انرژی تاریک و... در ثبات آسمان تاثیر گذارند. ممکنه علم جدید نظریاتی رو ارائه بده (مثل همین نظریه ای که اشاره فرمودید) و درک بهتری از این عوامل به ما بده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۳, ۲۵/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۲۵/شهریور/۹۵ ۷:۰۴)Bidel.s نوشته است:  جریانات دزدی و علم و ... واسه بعد رنسانس علمی بوده گالیله واسه قبل رنسانس محسوب می شه با این روش پس. چون حتی کلیسا می خواسته اعدامش کنه سر این حرف هاش.

اینکه قبل گالیله یکی کشف کرده که زمین گرد بوده دلیل نمی شه گالیله ازش دزدی کرده باشه. امروز هم خیلی پیش می یاد که مباحث کاملا شبیه هم از طرف دو مجمع علمی مختلف و مستقل مطرح می شن و هیچ کدوم خبر ندارن.

در مورد خوارزمی و ابن سینا هم که این دوتا در سطحی شاید فراتر یا حداقل برابر با داوینچی هستن نمی دونم چرا کسی توجه به اثراتشون نمی کنه.
ببینید برادر گرامی شاید حرف شما به نوعی درست باشه و یک مدل دیدگاه .
اما
هزار سال پیش مساله ای در جایی از دنیا مبرهن بوده ( گرد بودن زمین در شعر فخرالدین اسعد گرگانی اومده ) بعد از هزار سال در جای دیگری شخصی همین ادعا رو در جای دیگری مطرح کرد ( گالیله ) و الان ما بگیم گالیله بود که اولین بار گرد بودن زمین رو کشف کرد . خوب این ثبت شدن چیزی که مبرهن بوده (یعنی مردم شرق میدونستن ) و حالا به هر وسیله ای مبرهن بوده این کروی بودن .
این ثبت شدن به اسم دیگری دزدی علمی نیست؟ !
این کلاه گذاشتن سر خود ماست روی سر خودمون !!

(۲۵/شهریور/۹۵ ۱۲:۵۲)عبدالرحمن نوشته است:  با توجه به وقت کم خلاصه میگم
رییس جمهور وقتش از شما آزادتره !

نقل قول:ما معیارمون قرآنه نه مرز علم
بستگی داره برای چه عقیده ای بخواهیم استدلال کنیم !
یک وقت لازمه بخواهیم برای ظلوم و جهول حرف بزنیم وقتی معیارمون مشترک نیست چطوری استدلال کنیم ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا