|
خلاصه ای از سفارشات مهم در طب اسلامی
|
|
۱۰:۵۷, ۲۴/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۵ ۱۹:۵۳ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان گرامی از آنجا که طب سنتی شاید حدود 70 درصد از طب اسلامی بهره برده باشد و از طرفی تفاوت اساسی میان آنچه ابن سینا در کتاب قانون اش تجویز کرده با طب اسلامی وجود دارد. ابن سینا مواردی دارد که صد در صد با طب اسلامی مخالف است به گونه ای که در چندین جا کتاب قانون اش با شراب دستور دارو داده است اما طب اسلامی می گوید: أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا مومنین عزیز سعی کنید در ذهن خود تفکیکی بین این دو قائل شوید در طب سنتی آموزه های فراوانی نشات گرفته از اسلام وجود دارد که با طب دیگر کشور ها خصوصا یونانی ها آمیخته و موجب بروز نظرات عجیب و غریب توسط این اطباء گردیده. توصیه های مهم در اسلام ذکر خداوند و سوره حمد ذکر خداوند شفاست در خصوص روایات سوره حمد به طور ویژه تحقیق نکردم ولی از بزرگان شنیده ام کسی که هفتاد مرتبه سوره حمد را قرائت کند( جهت شفا) اگر شفا رزق او باشد نصیب او می گردد. کلوا من طیبات ما رزقناکم و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین کلوا مما رزقناکم حلالا طیّبا حلال و طیب بودن آنچه می خورید این توصیه یکی از مهم ترین راه های پیشگیری از بیماری هاست که از آنچه خداوند به ما روزی داده طیباتش رو انتخاب کنیم آیا روغن های بازار و برنج و خوراکی های غالب در بازار جزء طیبات هستند؟ در روایات در خصوص غذاهای مختلف و طیب آموزش های فراوانی وجود دارد که باید یاد بگیریم به مقدار نیاز غذا بخورید پرهیز از پر خوری در روایات اسلامی بسیار سفارش شده که تا گرسنه نشدید غذا نخورید قبل از سیر شدن دست از آن بردارید پر خوری عوارض دارد و کم کم فرد رو بیمار می کند حجامت و تاریخ و روش های حجامت که از این امرطب سنتی بهره برده ...به کتاب حلیة المتقین علامه مجلسی مراجعه کنید. عسل در قرآن عسل ماده شفا دهنده برای مردم معرفی شده و روایات به صورت های مختلف استفاده آن را آموزش می دهند سیاه دانه در روایات سیاه دانه شفای هفتاد نوع بیماری معرفی شده آویشن و نمک در مورد خواص این دو مطالب فراوان در روایات داریم. غسل های واجب و مستحب پاکسازی بدن بوسیله نوره در طب امام رضا علیه السلام بسیار سفارش شده همچنین امروزه ثابت شده آرسنیک موجود در آن درمان سرطان است آرسنیک باید از طریق پوست جذب شود تا سم آن بوسیه کل نوره خنثی شود ولی امروزه برای درمان سرطان آرسنیک خالص رو جدا می کنند و به صورت خوراکی تجویز می کنند برای رفع سرما خوردگی دارو مصرف نکنید سرماخوردگی سموم رو بوسیله آبریزش خارج می کند صله ارحام و محبت و نگاه به سبزه یا صورت مومن و... برای قلب بسیار مفید است این مطلب صرفا خلاصه ای از مهمترین امور عادی برای پیشگیری از بیماری هاست. منابع: قرآن کریم حلیة المتقین، علامه مجلسی طب الائمة، سید عبدالله شبّر |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۲۴/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۵ ۱۴:۴۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت شما
یک نظریه در قدیم وجود داشت که میگفتند "قرآن ما را بس است". یعنی می گفتند که ما نه نیاز داریم به تحقیق در مورد علم فیزیک، نه شیمی، نه طب نه ... چون همه چیز در قرآن آمده. اما این درست نیست چون خیلی چیزها وجود داره که انسانها باید تحقیق کنند و خودشون کشف کنند؛ به طور مثال ما نمی تونیم یک هواپیما رو فقط با تکیه بر متون دینی طراحی کنیم. در مورد پزشکی هم همین دیدگاه به چشم می خوره: (۲۲/آذر/۹۵ ۱۹:۵۳)متفکر نوشته است: طب از نظر ما تجربی نیست بلکه توقیفی است و تنها امامان و پیامبران می توانند برای مانسخه بدهندبرای بررسی این موضوع، یه سوال از شما می پرسم: در آدرس زیر، حجت الاسلام جعفریان احادیث و دیدگاههای دینی را در مورد بیماری طاعون ذکر نمونه اند: http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian با توجه به احادیث و مطالب ذکر شده، به دو سوال زیر پاسخ دهید: 1- منشا این بیماری چیست؟ 2- راه درمانش چیست؟ |
|||
|
|
۲۲:۵۴, ۲۴/آذر/۹۵
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با سلام و عرض ادب و احترام
مطلب شما چند ایراد داره از دید بنده (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب متفکر گرامی ( از شاگران جناب طب سنیت هستین شما احتمالا کاری اصلا به اینش ندارم ) سوال من اینه مطلب رو میگی چرا نصفه؟ الان این هایی که گفتی چرا ناقصه ؟ من به شما ایراد میگیرم بابت اینها و از دید نه یک محقق بلکه به عنوان کسی که بیاد و بخونه بگه بابا بازم این حرفای عهد 2روز بعد از انقراض دایناسورا الان این منابع ها چیه؟ چرا ناقصه ، حالا قران رو بگیم طرف میره میخونه و یا جستجو میزنه الان (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: منابع:خو کدوم صفحه کدوم قسمت نمیدونم چرا دوستان ما تو بحث تحقیق یا کلا ادرس دادن ضعف دارن. گرامی ادرس رو حداقلش بده مثلا صفحه چند موضوع چی و یا حداقلش متنی چیزی بزار از خود کلام گرامی متفکر یکم مثل اسمت باش الان این قسمت رو من بخونم بقیشو چیکار کنم؟ (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: حجامت و تاریخ و روش های حجامت (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: عسلیا مثلااین قسمت رو میخوام از نگاه یک نقاد ازتون سوال کنم (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: سیاه دانهمیشه بگین این 70 رو برام 10 تا رو اسم ببرین؟ نمیگم کلام معصوم خلاف هست نه . اینجا تالار گفتگو هست و توش بحث وجود داره و اگه بشه باید توش رفع شبهه از سوی ایجاد کننده بشه برای من از سمت متن شما سوال شده. ایا میتونین پاسخ بدین؟ الان بازم میگین باز سینا اومد و گیردادن هاش شروع شد الان اینو میشه برای من یک دلیل عقلانی بیارین؟ (۲۴/آذر/۹۵ ۱۰:۵۷)متفکر نوشته است: برای رفع سرما خوردگی دارو مصرف نکنیدانصافا این حرف ها به مطلب این صفحه چه ربطی دارد؟ [/quote] منتظرم پاسخ شما رو بخونم |
|||
|
|
۲۳:۱۸, ۲۴/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۵ ۲۳:۱۹ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
علیکم السلام
توی خصوصی مساله منابع به من گزارش شد به نظر من هم خوبه که منابع دقیق گزارش بشود ولی من الان مشغول تحقیقات دانشگاه هستم و فرصت ندارم به ایده آل شما رسیدگی کنم. دوم؛ اگر کسی واقعا قصد دارد مراجعه به کتاب ها داشته باشد باید بگم که کتاب حلیة المتقین موضوع بندی شده و مراجعه به اون بسیار آسان است اگر هم کسی قصد ندارد مراجعه کند پس نیازی ندارد.(عرض کردم بسیار آسان) شاگردان جناب طب سی... اصلا متوجه حرفتون نشدم! خط مشی ارائه این مطلب مشخص هست مطالب ساده و مشهور هستند و ایرادات بنی اسراییلی تغییری رو ایجاد نمی کند. درباره خواص سیاه دانه و عسل چه مشکلی دارید؟ آیا شک دارید؟ آیا این ماده برای شما ناشناخته است؟ یا اینکه در صحت روایت شک دارید؟ در صورتی که شک ندارید چرا باید روایت رو شرح بدم؟ بفرمایید تا بعد از دی ماه پاسختون رو بدم |
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۲۴/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۵ ۲۳:۵۳ توسط rezamohammadi.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اولا عنوان مطلب درست و به جا نیست. بهتر بود این چنین باشد: درد و دل هایی من باب طب اسلامی و سنتی ایرانی (چرا ایرانی؟ چون طب سنتی کشور های دیگه مانند هند و پاکستان با اینکه کشور هایی اسلامی هستند تفاوت فاحشی دارد) دوما بنا به اظهارات بزرگانی که در علم حدیث و درایه صاحب نظر هستند شاید برخی از روایات کتاب شریف حلیه المتقین قابل عمل کردن و قابل استناد نباشد. چون کتب اخلاقی دیگری داریم که بسیار قوی تر و شاید صحیح تر باشند. مطلب سوم شاید نتوانم تمامی نطپظراتم در مورد طب سنتی و اسلامی رو بیام کنم. منشا (نباتی)بسیاری از بیماری های صعب العلاج چه در طب سنتی ایرانی و چه در پزشکی امروزه به طور مبسوط بیان شده و خواهد شد. ولی گاهی علمایی هستند که بکمک آیات و روایات بدین نتیجه رسیده اند که منشا(روحانی و متافیزیکی) برخی از این بیماری های صعب العلاج چیز های دیگریست. شاید شاید اظهارات این دو گروه حکایت عنب و انگور باشد. چهارم اینکه مقاله مربوط به طاعون عمدتا منابعی داشت که منتسب به علمای اهل تسنن بود و نه اهل تشیع. که خود این مطلب هم جای بسی تامل و تحمل دارد. پنجم اینکه همین بحث حجامت که شاید از دل اسلام بیرون آمده چشمه ای از علم مطلق پیشوایان می باشد. ششم کابر گرامی لطف کنید همین هفتاد نوع بلایی که در اثر صدقه دفع میشه نام ببرید. تا شاید دوستان دیگر هم پاسخی برای سوال شما بیابند. نقل قول:میشه بگین این 70 رو برام 10 تا رو اسم ببرین؟ هفتم دوستان عزیز و سروران گرامی اول برای خودم و بعد برای شما پیشنهاد می دهم در مورد موضوعی به نام " علم امام علیه السلام" بیشتر مطالعه و تامل گردد تا شبهاتی در مورد علم امام علیه السلام کمتر مطرح شود. مطالب دیگری هم هست که از حوصله هم اکنون بنده خارج هست. یا حق کاربر عزیز و گرامی متفکر بهتر است مطالبی که ارائه می کنید اندکی دقیق تر و عمیق تر باشد یا علی |
|||
|
|
۰:۰۵, ۲۵/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۵ ۰:۲۴ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به نام حق
متشکرم دقیق تر و عمیق تر مربوط به خود مطلب هست یا منابع مطلب؟ بنده این مطلب رو فی البداهه و سریع و خیلی کلی و خلاصه نوشتم مسلما منابع بیشتری وجود دارد هدف هم خلاصه گویی بوده و عنوان هم همین است. کتاب حلیة المتقین رو با توجه به شخصیت علامه مجلسی و روش کاری وی که برای بنده قابل اطمینان می باشد انتخاب کردم اگر کتاب های دقیقتر موجود است تا نسبت به آن شخصا تحقیق نکرده باشم در کار خودم نمی تونم وارد کنم. هر منبعی با مطالب مشابه می تواند موید مطالب و موازی با آن باشد. همچنین توجه کنید که عنوان های مطرح شده موارد مشهوری هستند که اختلافی در آن نیست ایراد در صورتی وارد است که مساله اخذ شده از آن شاذ باشد. مطالعه این کتاب برای عموم مردم بسیار قابل درک، مفید و راحت است. |
|||
|
|
۲:۱۵, ۲۵/آذر/۹۵
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۴/آذر/۹۵ ۲۳:۵۱)rezamohammadi نوشته است: اینکه مقاله مربوط به طاعون عمدتا منابعی داشت که منتسب به علمای اهل تسنن بود و نه اهل تشیع.سلام رضای گرامی هدف این بود که ببینیم آیا درمان تمام بیماریها رو میشه بر اساس متون دینی پیدا کرد یا نه؟ در احادیثی که ذکر شده، فقط توصیه هایی در حد ماندن در خانه و ... برای بیماری طاعون ذکر شده. ضمن اینکه همین احادیث هم باید از نظر سندی بررسی بشن. پس این شیوه نمی تونه ما رو از پزشکی امروز (که بیماری طاعون رو تقریباً ریشه کن کرده) بی نیاز کنه. |
|||
|
۲:۴۶, ۲۵/آذر/۹۵
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۵ ۲:۱۵)سعدی نوشته است: سلام رضای گرامیبسم الله الرحمن الرحیم به نظر بنده حقیر که میشه درمان بیماری ها رو پیدا کرد. اینکه تا به حال درمان بیماری ها چه قدر پیدا شده و چه قدر نتیجه بخش بوده بحث مجزا و مفصلی هست. اسلام نیومده درمان بیماری ها رو به ما بگه.( چون دانش بشری در هر حال به درمان بیماری ها نزدیک شده. حالا چه در طب کلاسیک و چه در طب سنتی) اگر چه در برخی موارد چشمه ای هم نشون داده است. اسلام اومده ادم سازی رو یاد بده و ادم بسازه. در هر صورت کسی خودش رو بی نیاز از طب کلاسیک نمی دونه چون نمی تونه بدونه. درسته جاهای زیادی از این طب جای بسی تامل داره ولی عمق این علم و دقت عمل این علم از کسی پوشیده نیست (اگر چه در بعضی موارد اختلاف دیدگاه فاحشی با طب سنتی داته است) و پیشرفت هایی که توی جراحی ها شده واقعا شگفت آوره. بنده هم در مورد اون احادیث عرض کردم ظاهرا عمدتا از منابع اهل سنت هست که بنده بحثی ندارم. اگر در منابع اهل تشیع بود وارد بحث می شدیم و بررسی می کردیم. احادیث هم همانند آیات محکم و متشابه دارند و باید به متشابهات فعلا ایمان آورد. و اما در علم اخلاق و روش زندگی منابع دقیق تر و صحیح تری موجود هست. همانند کتبی که منسوب به علمای نراقین هست. کتبی که مربوط به مرحوم ملا محمد محسن فیض کاشانی و محقق طوسی و... حتی برخی عرفا و علما و اولیا الله متاخر هم بیشتر توصیه به استفاده از همین کتب کرده اند. یا حق |
|||
|
|
۱۵:۰۶, ۲۵/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۵ ۲۲:۲۰ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۴/آذر/۹۵ ۲۲:۵۴)mahdy30na نوشته است: با سلام و عرض ادب و احترام ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سلامی که پشتش زیرسؤال بردن بی رحمانه ی طرف مقابل باشه ، هیچی نیست . عرض ادب ! و احترامش ! هم همینطور . این لحن حرف زدنه ؟ این لحن حرف زدنه ؟ بر فرض که ایشون بجای «خلاصه ای از سفارشات مهم» نوشته بودند «اثبات کل طب اسلامی!!!» . این چه لحن حرف زدنه ؟ از کی تا حالا تو کجای مملکت اسلامی کسی حق داشته که خانمهای محترم رو با این لحن و به این صورت خطاب کنه ؟ من در عین اینکه با تعدادی خانم تو این تالار بحث های شدید کردم اما به خودم جرأت ندادم از احترام محرم و نامحرمی بزنم . شما که خیلی حالیته ، همینقدر از اسلام و علم و تحقیق دستگیرت شده که احترام محرم و نامحرمی رو نگه نداری ؟؟؟؟؟ نسخه ای که برای طرز صحبت مردان دیگه با خانواده ی خودت هم می پیچی همینه ؟ خانمهای دیگر هم فرقی با خانواده ات ندارند . پس همونطور که مایلی که دیگر مردان با خانواده ات حرف بزنن با دیگر خانمها حرف بزن . یعنی حتی اگر ایشون مرتکب کار خطا هم شده بود حق نداری اینطور خطاب کنی . الآن یک خانم تشریف آورده با احترام کامل مطلبی که به نظرش رسیده رو برای همه تعریف فرموده . این چه وضع حرف زدنه ؟ بعد ، چه حقی دارید که گروکشی کنید که «یا اثباتش کنید ، یا غلطه !!!» . آیا ایشون نوشتن اثبات کل طب اسلامی ؟ نوشتن «خلاصه ای از سفارشات مهم در طب اسلامی» . دلشون خواسته خلاصه ای از سفارشات مهم طب اسلامی رو به این صورت در قالب این عبارات برای بقیه توضیح بدن . اینکه یک نفر چنین نوع مطلبی از خلاصه ی یک چیز که میدونه بگه ، شما تعیین می کنید که غیرمفید و غیرمجاز و غدغنه ؟ هر فردی که یک مطلب می نویسند ، میتونن مطلب رو تا هر درجه که اطلاعات دارند یا تا هر جا که مایلند ، خالی از ابهام کنند ، غیر از ابهام هایی که خود به خود باعث سوءتفاهم و ضرر مخاطب بشه . هر مخاطبی که براش سؤال پیش میاد میتونه جستجو کنه . یا میتونه همونجا سؤالی که براش پیش اومده رو بپرسه . اگر همونجا هم بپرسه ، باز هم این لطف نویسنده ی مطلب هست که به سؤالش جواب بده . نه این که بطور طلبکارانه سین جیم کنه که : «یا خودت رو ثابت کن که الآن یه چیزی میدونستی که اومدی این مطلب رو گفتی ، یا نمیدونستی !!!» اصلاً تحقیق کجا میره وقتی که یه نفر یه چیزی که با تحقیق بهش رسیده رو بگه و یه نفر دیگه قرار باشه از همون چیزی که گفته شده به تمام نتایج تحقیقات اون فرد برسه ؟؟!! چه تعهدی وجود داره که کسی یک مطلب خلاصه نگه ؟ کی چنین چیزی گفته ؟ کی گفته که کسی که یک مطلب خلاصه میگه تعهد داره که تمام تحقیقاتی که خلاصه ای ازشون رو بیان کرده رو به طرف مقابل منتقل کنه وگرنه محکومه ؟ (اون هم طرف مقابلی که بی ادبانه و با زیرسؤال بردن طرف و منکر شدن موضوع سؤال می پرسه) کسی که برای افزایش علم دیگر مردم صحبتی فرموده که جرم نکرده ! لطف فرموده . اصلاً به شما چه اطلاعاتی رسیده که براساسش میتونید بگید که اگر کسی یک مطلب خلاصه گفت و نیومد کاملش کنه یعنی اون مطلب غلطه ؟ پس تحقیق کجا میره ؟ دلشون نخواسته نشانی بدن ! دلشون خواسته سرنخ بدن برای کسانی که طالب حقیقت باشن تا بفهمن چنین بحثهایی وجود داره و اگر دلشون خواست و طالب این مطالب بودن ، برن به دنبالش و بیشتر بپرسن و جویا بشن . هر کجا رو که فکر می کنید ایراد داره بگید . هر کجا رو که دلتون میخواد کاملتر کنید بگید . اگر جواب داشته باشن و دلشون بخواد که برای کاملتر شدن مطلب وقت بذارن جواب میدن ، اگر هم جواب نداشته باشن یا دلشون نخواد که برای کاملتر شدن مطلب وقت بذارن جواب نمیدن . مطلب این صفحه ، کاملاً در راستای عنوانش ، «خلاصه ای از سفارشات مهم در طب اسلامی» هست . کل مطلب ایشون کاملاً مربوط به معرفی خلاصه ای از طب اسلامی هست و میتونه برای هرکسی که بی خبر از طب اسلامی باشه ، خلاصه ی بسیار بسیار بسیار خوبی برای شروع به تحقیق باشه . تو که اینقدر توی هول و عجله ای که در حالی که عنوان مطلب نوشته «خلاصه ای از ...» میای این برخورد رو میکنی و حتی از طرز نوشتنت هم معلومه که توی هول و عجله ای ، واقعاً کسی مجبورت کرده که وقتی یک نفر یک مطلب خیلی مثبت در مورد خلاصه ای از چیزی که طی سالها یاد گرفته رو شرح میده ، بیای با لحن زیرسؤال بردن دونسته های طرف و خود طرف ، مطلبش رو به صرف اینکه نمیدونی منکر بشی ؟؟؟ (۲۴/آذر/۹۵ ۲۲:۵۴)mahdy30na نوشته است: انصافا این حرف ها به مطلب این صفحه چه ربطی دارد؟انصافاً ؟ انصافاً مطلب این صفحه حرفهای خود ایشونه ! و می پرسی که حرفهای ایشون چه ربطی به حرفهای ایشون داره ! |
|||
|
|
۱۶:۱۸, ۲۶/آذر/۹۵
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۵ ۱۵:۰۶)فرشته ی عذاب نوشته است: جناب فرشته عذاب شما چرا کل بحث رو بردی به خط اول ؟ نکنه دنبال اینی از بنده مچ گیری کنی؟ یکم بجای این بازیهای نخ نما شده کمی تعقل بخرج بدی هم بد نیست. شانتاژ نکن گرامی . این کارا رو هم بکنی نتیجه نمیگیری . شما اگه ادب رو که میخوای به دیگران یاد اوری کنی اول خودت نشون بده بعد سعی کن با عملت به دیگران یاد بدی . ما که اینجا از شما رعایت ادب ندیدیم پس ... . بعدشم پرسشها منطقی بوده و حالا شما اگه دوست داری مطالب رو دم بریده بخونی به بنده ربطی نداره اون قسمت اخر رو اگه یکم دقت میکردی میدی جا افتادگی داره بجای اینمه عجول بودن یکم قدرت درک رو ببر بالا فکر نکنم به جایی بربخوره از طرف دیگه یه پست این وسط پیش از ارسال منعدم تاییذ خورده و مطلبی اونجا بود که اگه میخونین یکم اتیشتون فروکش میکرد و این هم از جهل شما به مطالب داره. جناب محترم ، لطف ؟ ببخشیندا کسی که مطلبی رو بیان میکنه باید بتونه پاسخ بده و این لطف نیست . خیلی از مطالب که چفتی رو یکم مطالب رو باهم خلط نمیکنین شما؟ متاسفانه نت بنده قطع و وصلش زیاده و نشد ارسالی داشته باشم چه به پاسخ و یا ایراد سوال و یا اصلاح . کاربر متفکر ، گرامی شما که یک مطالبی رو خلاصه بیان کردین ایکاش بیشتر روش کار میکردید و یکم مستند تر. اینم که گفتید برای بعدا ، حتما منتظرم پاسخ هاتون رو و البته تکمیلی مطالب رو در اینده مشاهده کنم. (۲۴/آذر/۹۵ ۲۳:۱۸)متفکر نوشته است: علیکم السلام اما چند نکته که لازم دیدم اضافخ کنم تا اگه برداشت اشتباهی داره صورت میگیره رفع بشه. اینکه میخوایید منابع رو قوام بدین ذکر کردم خوبه و اگه ممکن باشه ادرس دهی صحیح صورت بگیره و فرض بر این باشه که مقاله با اسلوب خودش بیان بشه و کاری به دانش خواننده نباشه . نمیدونم تونستم مطلب رو برسونم یا نه شاگردان طب سنتی . نه توهینی توش هست نه برداشت خلاف مگر اینکه امثال برخی دنبال حواشی باشن . این ایرادی که بنده گرفتم از سمتی حق بدید چون برخی ها مطالبی رو نگارش میکنن و دوتا قال ... اضافه و کسی هم نمیره دنبالش ببینه صحت داره یا نه و اگه مثلا گفته میشه 70 نوع مراد میتونه کثرت باشه نه اینکه 70 بیماری باشه و غیره . درباره سیاه دانه من مشکلی ندارم همینطئر درباره عسل و ... اینکه گفتید روش استفاده و... مطالب ، انتظار داشتم وقتی مطلبی هست همش حواله ادرس و کتب دیگه نباشه بلکه همینجا مطالب بیان بشه . درباره روایات حرف زیاده گرامی ، برای نمونه یک مورد عرض کنم شاید خونه باشید و یا نه دیگه نمونه میگم ، نقل است از کتب قدما که دربازار شخصی کلی پیاز رو دستش میمونه نمیدونه چه بکنه به بنده حدایی میگه ایا از خواص این پیاز داریم نداریم ؟ شخص جاعل میگه من الان برات میگم ، ( یه کلامی رو جعل میکنه و میگه حدیث است ... ) مردم که این رو میشنون میان و همه این پیاز هار و میخرن و ... البته این مطلب رو اگه میخوایین دقیق بخونین ادرس میدم بریرد بخونین ولی متن رو یکم روانش رو تقدیم کردم .( مجموعه اثار شهید مطهری جلد 16 این رو اوردن و البته ادرسها زیاده اما اینو دادم که فارسی هست و دوستان بتونن راحت مطالعه کنن ببینین وقتی با چنین مطالب سرو کار داشته باشین و از طرفی بدونین چنین مطالبی وارد شده بصورت های پنهانی و بعد معلوم شده که چنین بوده یکم سو ظن پیدا میکنین ( البته نمیخوام کتب رو زیر سوال ببرم ولی میخوام بگم هر کلامی رو با معیارهاش باید یکم سبک سنگین کرد.) در انتها برخی از دوستان هم تالاری ما از زاویه دید خودشون نگاه میکنن به مطالب بنده و سایر گرامیان و همه رو با همون دید میخون نتیجه بگیرن حال اینکه اگه دقت و ریز شدن به مطالب نه حواشی باعث میشه پویا تر باشن نه دنبال ادبکردن. |
|||
|
|
|
|
|









