|
شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!!
|
|
۲:۰۹, ۲۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۰۳ ۱۰:۵۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله النور سلام رفقا دیشب این مطلب رو خوندم قلبم حال عجیبی پیدا کرد امروز خواستم این رو به یکی از رفقام نشون بدم مهمترین کلمات استفاده شده در این مطلب رو در گوگل سرچ کردم، اما...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مطلبی که خود متن اصلی آیات را هم به همراه داشته باشد نیافتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اول خیلی ناراحت شدم که چرا مطلب به این نابی در عالم بی در و پیکر وب به طور کامل وجود ندارد بعد خیلی خوشحال شدم چون با خودم گفتم توفیقی میشه تا خودم ناشرش باشم شاید مقبول بیافتد و با اون گناهان چشم و زبان و... ما بریزد که این خطبه هم ذکر فضیلت است و هم ذکر مصیبت: از خدا عاجزانه و حقیرانه و فقیرانه میخواهم به این مطلب حقیر برکتی عنایت کند و آن را جزو آثار ما تأخر من و پدر و مادرم محسوب نماید تقدیم به شما میکنم شاهکار احتجاج قرآنی مولا علی را در دلایل سکوت ایشان بر غصب خلفا: ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که: هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود : ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ... اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت:
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾ «من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است. دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾ «از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است. سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش:
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾ «ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم» پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است. چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت: قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾ «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند» پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است. پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾ «وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است. ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾ «ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد. هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)، پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است. ما زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ وَلَدَتْنِي أُمِّي (علل الشرایع ج۱ ص۴۵) ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...
فضائل ابن شاذان ، صفحه 129 (به اندک تفاوت در علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۱۴۸) قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181 می گَن یه بنده ی خدا ، مرتب دعا میکرده و برای گشایش در گرفتاریش خدا رو به مظلومیت آقا امام حسین قسم میده اما تو کارش گشایش و فرج حاصل نمیشده! بعد یه شب خانوم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رو خواب میبینه، بی بی در خواب بهش می فرمایند خدا را به مظلومیت علی قسم بده که اول مظلوم عالم است!!!!!! ای جانم به فدای خاک پای مولایم که : مغلوب گشت در حالی که بی یاور بود دوری گزید در حالی که به سختی در ناراحتی و رنج بود و قدرتی نداشت بر دفع حمله ی دشمنانش و دعوت شد به سمت آنچه مایه ی خشم خدا بود اما زندان تنهایی و غربت را برگزید و نزدیک بود او را بکشند در عین این که جز حق را نمی خواست و هر چند در پایان بر سر همین حق خواهی فرق عدالت را شکافتند!!!!!!! خدایا حب علی و آل علی را از ما مگیر و از اولاد ما جز نوکران و محبان علی و آل علی، قرار مده و مارا در دنیا و آخرت از علی و آل علی جدا نفرما و ما را علوی کن و علوی بمیران!!!!!!!!!!!! اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر انصاره
|
|||
|
|
۷:۵۳, ۲۹/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۰ ۷:۵۵ توسط hadi.ah.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
اجرتان با مولا امیرالمومنین علی علیه السلام، ان شاء الله بحق حضرت علی در دنیا و آخرت سختی ها و گرفتارهاتون به بهترین شکل حل و رفع شوند.
یا علی |
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۲۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
خیلی ممنون از تایپیک خوبتون این تایپیک جواب خیلی از سوال های من را داد البته منایمان داشتم که حضرت علی اگر می شد خلافت را پس می گرفت اما استدلال محکمی نداشتم اجرتان با خدا |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۳۰/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۰ ۲۱:۰۹ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
مظلوميّت امام عليه السّلام، و علل شكست كوفيان
امم علی علیه السلام: اى مرد نمايان نامرد اى كودك صفتان بى خرد كه عقل هاى شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمى ديدم و هرگز نمى شناختم شناسايى شما- سوگند به خدا- كه جز پشيمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون، و سينه ام از خشم شما مالامال است كاسه هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشانديد، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد، تا آنجا كه قريش در حق من گفت: «بى ترديد پسر ابى طالب مردى دلير است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان را مزد دهد، آيا يكى از آنها تجربه هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد هنوز بيست سال نداشتم، كه در ميدان نبرد حاضر بودم، هم اكنون كه از شصت سال گذشته ام. امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت. |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۳۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
واقعا چقدر مولا مظلوم بوده هنگام خواندن این مطلب واقعا حالم بد شد.
|
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام.
ممنون. خیلی لازم داشتم همچین مطلبی رو خدا خیرتون بده، اونقدر که راضی بشین خودتون بگید بسه. راستش برای همه شبهه های این سنی ها (بیشتر حنفی ها) همچین پاسخ های صریحی که سروکارش مستقیم با وجدان اون فرد هست اگر سراغ دارید معرفی کنید یا همینجا قرار بدید. تا انشالله من بیسواد هم چیزی یاد بگیرم. یه اجازه به حقیر بدین تا این مطلب رو توی شبراهم منعکس کنم. یا علی
|
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
خدا پدر و مادرت و خودت رو بیامرزد و با صلحا محشور سازد
بد اشکم رو درآوردی علی! اللهم صل علی محمد و آل محمد خدا یا به حق مظلومیت علی ع در ظهور ولیت تعجیل فرما و ما را از منتظران واقعی حضرت و دوستان و یاوران و بلکه سرداران ایشان قرار ده اللهم صل علی محمد و آل محمد |
|||
|
|
۱۸:۰۳, ۲۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دعا کنید بچه ها
آقامون که بیاد حق ظالمان را کف دستشان خواهد گذاشت حق ظلمی که به پهلوی شکسته و فرق شکافته و جگر پاره پاره و سر بریده و دستان قلم شده و.... امان از دل زینب یا الله اللهم عجل لویک الفرج |
|||
|
|
۱۱:۱۴, ۳۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
1- شبهه در عدم توافق عمومی مردم در بیعت با امام علی علیه السلام
این شبهه که بیشتر از سوی معاویه و یاران او مطرح میشد مقبولیت مردمی و مشروعیت حکومت امام علی (علیه السلام) را هدف قرار داده بود تا مردم را از امام (علیه السلام) جدا سازند. بنابراین امام علی (علیه السلام) در پاسخ به معاویه اجماع مردم بر حکومتش را گوشزد میکند و به شبهه سازی او پاسخ میدهد:«این مردمی که با ابابکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند به همان شیوه با من بیعت کردند. پس آن را که حاضر است نرسد که دیگری را اختیار کند و آن را که غایب بوده است نرسد که آن چه حاضران پذیرفتهاند؛ نپذیرد. 2- شبهه و اتهام عدم مشورت با اصحابیکی از وجوه مظلومیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شبههای است که گروه ناکثین میپراکندند. آنان علی (علیه السلام) را به استبداد در حکومت و مشورت نکردن با بزرگان متهم میساختندحال آنکه میخواستند نظرهای رسوب یافته و دور از حقیقتشان را به علی (علیه السلام) تحمیل کنند. علی (علیه السلام) نیز کسی نبود که تسلیم فشارهای آنان شود. زیرا اگر میخواست چنین کند حکومت بصره و کوفه را از آنها دریغ نمیکرد. از این رو به آنان میفرماید: «لقد نقمتما يسيراً و أرجآتما كثيراً، ألا تخبراني أي شيئٍ كان لكما فيه حق دفعتكما عنه»، به اندک چیزی خشمناک شدید و خوبیهای فراوان را از یاد بردید. ممکن است به من خبر دهید که کدام حقی را از شما باز داشتهام و بر شما ستم کردهام؟» 3- شبهه در شایستگی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در امر خلافت دردناکترین شبههای که دشمنان علی (علیه السلام) در جامعه انتشار میدادند شبهه در صلاحیت امام (علیه السلام) برای خلافت و رهبری بود. در حالی که فتنهگران، مقام والا و شایستگی علی (علیه السلام) را میشناختند و بدان اقرار داشتند. آنان به مقام امامت و خلافت با نگاه دنیوی و مادی مینگریستند و بر این اساس میگفتند که رسالت با امامت و خلافت نمیباید در یک خاندان جمع گردد. از این رو علی (علیه السلام) به دفعات به پاسخگویی این شبهات پرداخت و با این تفکر منحط مبارزه نمود.علی (علیه السلام) در دفاع از اهل بیت (علیه السلام) این گونه لب به سخن میگشاید: « راه هدایت به پایمردی ما طلب شود و کوری و گمراهی به ما از میان میرود. هر آینه پیشوایان از قریش هستند. نهال پیشوایی را در خاندان هاشم کشتهاند. پیشوایی، غیر ایشان را سزاوار نیست و ولایت و امامت را کسی جز ایشان شایسته نباشد.در فراز دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام قاطعانه از حق و حریم عترت نبوی علیهما السلام به دفاع برمیخیزد. « در این امت، هیچ کس را به آل محمد علیهما السلام مقایسه نتوان کرد. کسانی را که مرهون نعمتهای ایشاناند با ایشان برابر نتوان داشت که آلمحمد علیهما السلام اساس دیناند و ستون یقیناند کهافراط کاران به آنان راه اعتدال گیرند و واپس ماندگان به مدد ایشان به کاروان دین بپیوندند. ویژگیهای امامت در آنهاست و وراثت نبوت منحصر در ایشان است. اکنون حق به کسی بازگشته که شایستۀ آن است و به جایی باز آمده که از آن جا رخت بر بسته بود. 4- فریبکاری و تظاهر به اسلام در مقابل علی علیه السلامدنیاپرستان و فتنهگران برای آن که بتوانند در ساحت جامعه به حیات خود ادامه دهند و مردم را بفریبند، خود را پایبند به قوانین تثبیت شدۀ جامعه نشان میدهند. بهترین شعارها را برمیگزینند. موجهترین چهرهها را به خدمت میگیرند و با ظاهرسازی به نام اسلام به مبارزه با اسلام ناب برمیخیزند. هر سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین به این حربه در مقابل علی علیه السلام تمسک جستند و سعی در مشوّش کردن چهرۀ امیرالمؤمنین علیه السلام نمودند. امام علی علیه السلام در پاسخ به نامهای از معاویه که در آن خود را از یاوران رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم برشمرده بود و خود را مدافع دین خدا وانمود میسازد، چنین میفرماید: « اما بعد نامهات به من رسید. در آن نوشته بودی که خداوند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای دین خود اختیار کرد و او را به کسانی که خود نیرویشان داده بود یاری کرد. روزگار شگفت چیزی را از ما نهان ساخته بود و تو اکنون آشکارش ساختی، میخواهی ما را از نعمتی که خداوند به ما ارزانی داشته و پیامبر خود را به میان ما فرستاده است خبر دهی؟»در نامۀ دیگری به معاویه مینویسند: « و قد دعوتنا الي حكم القرآن و لست من أهله» ، تو ما را به حکم قرآن فراخواندی حال آن که خود اهل قران نیستی ما دعوت تو را اجابت نکردیم بلکه حکم قرآن را گران نهادیم.»امام علیه السلام در برابر شورش و غوغای نهروانیان که جاهلانه و کینهتوزانه به آیۀ لا حکم الا لله استناد میجستند فرمود: كلمهًْ حق يراد بها الباطل؛ این سخن حقی است که به آن باطلی اراده شده است. 5- نافرمانی سپاهیان: یکی از مظلومیتهای امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت سرپیچی و نافرمانی سپاهیان و لشگریان حضرت بود. امام علی علیه السلام این مردمان را به سه گروه تقسیم میکند. به اکراه آمدگان، بهانه آورندگان، و نشستگان و به جنگنيامدگان چنین نیروهایی قدرت ابتکار را از حاکم میگیرندو در هنگامههای سخت نه تنها پشتیبان مؤثری نخواهند بود بلکه مایۀ قوت و قدرت فتنه جویاناند. امام علیه السلام در توصیف به اکراه آمدگان که باری مضاعف برای سپاه امام بودند میفرماید: شما را به یاری برادرانتان فرا خواندم نالیدید همانند اشتری که از درد ناف بنالد و گرانی و سستی ورزیدید همانند پشت ریش که بار بر او نهاده باشند. سپس اندك سپاه ناتوان و مضطرب به نزد من روانه داشتهاید، چنان با بیمیلی قدم برمیدارند که گویی به دیار مرگشان میبرند. این چنین است که حضرت مظلومانه و غمگینانه بدانها خطاب میکند که در این روزهای چون شب ظلمانی چگونه به شما اعتماد کنم که هرگز آن ستونی نبودهاید که بر آن تکیه توان داد و یاران توانمندی نیستید که به هنگام نیاز نیازی برآورید.امام علیه السلام دربارۀ گروه دوم یعنی بهانه آورندگان و عافیت اندیشان سست عنصر که در هنگامۀ سختی برای توجیه حضور نیافتن خویش در صحنه بهانههایی به دروغ میتراشند به آنان میگوید:«چون درگرمای تابستان به کارزارتان فراخواندم میگویید که در این گرمای سخت چه جای نبرد است. مهلتمان ده تا گرما فروکش کند. و چون سرمای زمستان به کارزار فراخوانم میگویید که در این سوز سرما چه جای نبرد است مهلتمان ده تا از شدت سرما کاسته شود. این همه که از سرما و گرما میگریزید به خدا سوگند که از شمشیر گریزانترید.گروه سوم نشستگان و جنگ گریزاناند. هرگاه نوای جهادی برمیخیزد آنان به سوراخی میخزند و خود را کنار میکشند. علی علیه السلام مظلومانه و غریبانه در مزمّت اینان چنین شکوه میکند: ... به خدا سوگند ! خوار و ذلیل کسی است که شما یاریگرش باشید. هر که شما را چون تیر به سوی خصم افکند تیر شکسته و بی پیکان به سوی او افکنده است. به خدا سوگند در عرصۀ آرامش خانه شمارتان بسیار و در زیر پرچم نبرد اندک است. امام علیه السلام در فراز دیگری از نهجالبلاغه عمق درد را در خطاب به کوفیان نافرمان چنین فریاد میکند: مرگ بر شما باد که با نافرمانیهای خود، اندیشهام را تباه کردید تا آن جا که قریش گفتند پسر ابوطالب مردی دلیر است ولی از آیین لشکرکشی و فنون نبرد آگاه نیست. خدا پدرشان را بیامرزد آیا در میان رزمآوران رزم دیده تر از من میشناسند یا کسی را که بیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد. 6 - سستی در اندیشه و عملیکی از اسباب مظلومیت رهبری و یکی از ابزاری که دنیاپرستان و فتنه جویان از آن بهره میجویند ایجاد و تقویت سستی در اندیشه و عمل سپاهیان حق است. چنانچه یکی از مسائلی که مولا علی علیه السلام از آن مینالد و سپاهیان خود را مذمت میکند همین موضوع است. درد جانکاه علی علیه السلام چنان است که خطاب به آنها فریاد میکند: [b]« ما ابالكم ما تنتظرون بنصركم ربكم؟ أما دين يجمعكم و لا حميهًْ تحمشكم؟» ای بیریشهها! چرا در یاری پروردگارتان درنگ میکنید؟ آیا دینی نیست که شما را با یکدیگر متحد سازد؟ آیا غیرت و حمیتی نیست که شما را به خشم آورد ؟ در خطاب دیگری مولا علیه السلام دنیاپرستی و تظاهر آنها به دین را به ایشان یادآور میشود و میگوید : در ترک آخرت و دوستی دنیا یک دل شدهاید. دین شما اقرار است به زبان و نه به دل. در بی التفاتی و آسودگی نسبت به اوامر خدا همانند کارگری هستید که کار خود به پایان رسانده و خشنودی سرور خویش حاصل کرده است.هنگامی که سفیان بن عوف به دستور معاویه بر شهر انبار (در شرق فرات) تاخت و بسیاری را کشت و زنان مسلمان و اهل ذمه را مورد تهاجم و تجاوز قرار داد، علی علیه السلام از این واقعه بسیار غمگین و آشفته شد و فرمود اگر مسلمانی از این اندوه بمیرد سزاوار است. آنگاه با ناراحتی خطاب به نامردان سپاه خود فریاد زد: وقتی مینگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار میدهند و از جای نمیجنبید، بر شما میتازند و شما به پيکار دست نمیزنید میگویم که قباحت و ذلت نصیبتان باد. 7- تفرقه در صفوف مردم و نافرمانی: یکی از عوامل مهم تداوم نیافتن حکومت علی علیه السلام و افزایش مظلومیت آن حضرت تفرقه در صفوف یاران آن حضرت است. از همان ابتدای حکومت چندگانگی و چندرنگی در میان یاران علی علیه السلام موج میزد. گروهها، اشخاص و قبایل گوناگون هر یک با انگیزه و مقصدی گوناگون نه بر طاعت امیرالمؤمنینعلیه السلام که بر طاعت خویش بودند. چنانچه علی علیه السلام بدانها میگوید: چه سود که در شما افزون هستید در حالی که اتفاق در میانۀ دلهایتان اندک است. آن هنگام که خبر چیرگی بسر بن ارطاهًْ بر یمن به امام رسید در جمع مردم سخن راند و مایۀ نگونبختی آنان را تفرقه و نافرمانی اعلام نمود: «به خدا سوگند پندارم که این قوم به زودی بر شما چیره شود زیرا آنها با آن که بر باطلند دست در دست هم دارند و شما با آن که بر حق هستید پراکندهاید. شما امامتان را که حق با اوست نافرمانی میکنید و آنان پیشوای خود را با آن که بر باطل است فرمان بردارند. در جای دیگری سوگمندانه میفرماید: «أيها الناس، المجتمعهًْ أبدانهم، المختلفهًْ أهوائهم، كلامكم يوهي الصَّمَّ الصِّلاب و فعلكم يطع فيكم الاعداء»ای مردمی که به تنها مجتمعاید و به آرا پراکنده! سخنانتان هنگامی که لاف دلیری میزنید صخرههای سخت را نرم میکند. در حالی که کردارتان، دشمنانتان را در شما به طمع میاندازد. 8- شایعه پراکنی و ایراد تهمت علیه علی علیه السلام ازجملۀ ابعاد مظلومیت امیرالمؤمنین شایعههایی است که علیه آن حضرت ساخته شد و تهمتهای ناجوانمردانهای است که به آن حضرت نسبت داده میشد. علی علیه السلام در دوران خلافت خود با توطئههایی این چنین روبرو بود. تا آنجا که ناجوانمردانه علی علیه السلام را به دروغگویی متهم میکردند تا هم نادانی خود را بپوشانند و هم از نفوذ کلام او بکاهند. علی علیه السلام اینگونه با مظلومیت به تهمتها پاسخ میدهد. « به من خبر رسیده که گفتهاید علی دروغ میگوید. خدایتان بکشد. به چه کسی دروغ میبندم. آیا به خدا دروغ میبندم. در حالی که من نخستین کسی هستم که به او ایمان آوردهام یا بر پیامبر دروغ میبندم در حالی که من نخستین کسی هستم که او را تصدیق کردهام؟ به خدا سوگند! که نه چنین است بلکه آن چه میگفتم معنی آن را در نمییافتید زیرا شایستۀ دریافت آن نبودید.» در میان دشمنان علی (علیه السلام) بنیامیه و معاویه بیشترین سهم را در تهمت و شایعه پراکنی علیه آن حضرت داشتند. تبلیغات روانی آنها به حدی بود که ناآگاهان و حتی برخی کسانی که آن حضرت را میشناختند را هم تحت تأثیر قرار میداد. چنانچه پس از شهادت آن حضرت در محراب نماز برخی مردم شام با تعجب میپرسیدند مگر علی (علیه السلام) نماز هم میخواند. در شام با دسيسه چینیهای عمروعاص علی (علیه السلام) را به شوخ طبعی بسیار متهم میکردند تا او را برای حکومت ناصالح قلمداد کنند. همان چیزی که پس از رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یکی از دستاویزها برای غصب خلافت بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) این کینه و نیرنگ فریب کارانی چون عمروعاص را چنین بیان میفرمایددر شگفتم از پسر نابغه (عمروعاص)! به شامیان میگوید که من بسیار مزاح میکنم و فردی شوخ طبع و اهل بازیچهام. این سخنی است باطل و گناهآلود که عمرو بر زبان آورده است. بدانید که بدترین گفتار دروغ است و او میگوید و دروغ میگوید.آري، اينچنين بود كه امام(علیه السلام) از هر سو آماج تهمتها و نيرنگها و دسيسهها و نافرمانيها و بيخرديها و ناجوانمرديها قرار داشت. ابعاد فتنهاي كه مظلوميت مضاعفي براي اميرمؤمنان رقم زده بود.
|
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۳۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
علی(علیه السلام) مع الحق و الحق مع علی(علیه السلام) یاد فیلم امام علی که این شبا داره از آی فیلم میده افتادم ، 2 و3 میشه که نرسیدم بقیه اش رو ببینم. یاحق
|
|||
|
|
|
|
|
| 2 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه | وحید110 | 204 | 87,314 |
۱۱/دی/۹۳ ۰:۳۴ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل | وحید110 | 5 | 3,527 |
۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱ آخرین ارسال: jemill hasanov |
|











