کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل
۱۴:۵۳, ۵/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۱ ۱۴:۵۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
وجود منافقين در ميان «السابقون الأولون» ادعاي عزیزان اهل سنت ، در رضایت دائمی خداوند ازهمه صحابه را باطل مى‌ كند.


طبق آيات قرآن كريم در ميان همين (السابقون الأولون) كسانى بودند كه خداوند آن‌ها را منافق و «فى قلوبهم مرض» معرفى كرده است؛


در آيه 31 سوره مدثر مى‌فرمايد:
وَمَا جَعَلْنَا أَصحَْبَ النَّارِ إِلَّا مَلَئكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتهَُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِيمَانًا وَ لَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ وَ الْكَافِرُونَ مَا ذَا أَرَادَ اللَّهُ بهَِاذَا مَثَلًا.
مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آن‌ها را جز براى آزمايش كافران معيّن نكرديم تا اهل كتاب [يهود و نصارى‏] يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقّانيّت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: خدا از اين وصف چه منظورى دارد؟!.
به اتفاق مفسرين سوره مدثر و به ويژه اين آيه در مكه نازل شده و مقصود از «فى قلوبهم مرض» نيز منافقين هستند. و همين منافقين بودند كه به همراه ديگر مؤمنان و رسول خدا به مدينه هجرت كردند و جزء السابقون الأولون شدند.
بنابراين چگونه مى‌توان پذيرفت كه خداوند از تمام افرادى كه با پيامبر هجرت كردند، به صورت دائمى رضايت داشته باشد؛ حتى اگر جزء «فى قلوبهم مرض» بوده‌ باشند.
قائل شدن به «رضايت دائم» برای تمام صحابه

از آیه «

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ
...» با آيات ديگرقرآن در تضاد است
خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيم‏. التوبة / 100.
پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و افرادى كه به نيكى از آن‌ها پيروى كردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نيز) از او خشنود شدند و باغ‌هايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ!.
اگر رضايت خداوند از آن‌ها مقيد به عمل صالح نباشد و آن‌ها بدون قيد و شرط ( چه بعدها عمل صالح انجام دهند و چه كارهاى زشتى مرتكب شوند ) به بهشت بروند، آيات بسيارى از قرآن كريم تكذيب خواهد شد؛ از جمله خداوند در آيه 7 و 8 سوره زلزله مى‌فرمايد:
وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‏.
هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند!.
اگر ادعاى اهل سنت پذيرفته شود، بايد بگوييم كه تمام مردم،‌ نتيجه اعمال بد خود را خواهند ديد، مگر آن‌هايى كه با پيامبر هجرت كرده‌اند كه اعمال بد آن‌ها حساب نشده و رضايت خداوند از آنان دائمى است! و اين مطلب با اين آيه و آيات ديگر قرآن در تضاد است.
اصلاً گناه افرادى كه بعدها به دنيا آمده‌اند چيست كه بايد ذره ذره اعمالشان، محاسبه شده و در برابر آن‌ها حسابرسى شوند؛ اما «السابقون الأولون» فقط به اين دليل كه در صدر اسلام زندگى مى‌كرده‌اند، هيچ يك از گناهانشان محسوب نشده و بي‌حساب به بهشت بروند؟!
و نيز خداوند در سوره حجرات مى‌فرمايد:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير. الحجرات / 13.
گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است‏!.
اگر قرار باشد كه پيشى گيرندگان مهاجر و انصار بدون قيد و شرط؛ چه تقواى الهى پيشه كنند و چه اعمال ناشايست انجام دهند؛ در عين حال گرامى‌ترين افراد نزد خداوند باشند، اين آيه و بسيارى ديگر از آيات قرآن تكذيب خواهد شد!
و نيز اگر رضايت خداوند در اين آيه مطلق باشد، بايد تمام آيات قرآن را كه در باره وعده و وعيد و جزا و پاداش نازل شده است، تخصيص بزنيم. يعنى از هر كسى گناهى سر بزند، مجازات خواهد شد؛ مگر (السابقون الأولون) كه آن‌ها حتى اگر مرتد و يا منافق نيز بشوند‌، مجازات نخواهند شد.
قبول اين مطلب برابر است با لغويت شريعت و فرمان‌هاى خداوند؛ زيرا ثابت مى‌شود كه (السابقون الاولون) چه به شريعت اسلام پايبند باشد و چه نباشند، خداوند آن‌ها را به بهشت خواهد برد.
اگر منظور آيه اين باشد كه افرادى كه جزء (السابقون الأولون) بوده‌اند، هيچگاه گناه نكردند و لغزشى از آن‌ها صورت نگرفت و معصوم از دنيا رفتند، با اعتقادات اهل سنت نمى‌سازد و انكار بديهيات خواهد بود.
و اگر بگوييم كه منظور خداوند آن است كه آن‌ها گناه كردند، ستم كردند، مرتكب فسق و فجور شدند؛ اما در عين حال باز هم خدا از آن‌ها راضى است و آن‌ها را به بهشت خواهد برد، با بسيارى ديگر از آيات قرآن كريم در تضاد خواهد بود؛ زيرا خداوند در آيه 96 توبه مى‌فرمايد:
فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى‏ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقين‏.
خداوند (هرگز) از جمعيّت فاسقان راضى نخواهد شد!.
و نيز در آيه 57 و 140 سوره آل عمران مى‌فرمايد:
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمين‏.
خداوند، ستمكاران را دوست نمى‏دارد.
اگر ادعاى اهل سنت را بپذيريم، بايد بگوييم كه خداوند از فاسقان و سمتگران راضى نيست؛ مگر از آن‌هايى كه با پيامبر هجرت كردند كه خداوند براى هميشه از آن‌ها راضى است و فسق و فجور آن‌ها هيچ تأثيرى در رضايت خداوند نخواهد داشت!!
و يا خداوند در سوره يونس مى‌فرمايد:
وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون‏. يونس / 27.
افرادى كه مرتكب گناهان شدند، جزاى بدى به مقدار آن دارند و ذلّت و خوارى، چهره آنان را مى‏پوشاند و هيچ چيز نمى‏تواند آن‌ها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هايشان آن چنان تاريك است كه) گويى با پاره‏هايى از شب تاريك، صورت آن‌ها پوشيده شده! آن‌ها اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند!.
و نيز در سوره ذخرف مى‌فرمايد:
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فىِ عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُون‏. الزخرف / 74.
مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مى‏مانند.
اگر ادعاى اهل سنت درست باشد، بايد بپذيريم كه خداوند هر كسى را كه مرتكب گناه شود، مجازات مى‌كند، ذلت و خوارى چهره آنان را مى‌پوشاند، اهل دوزخ هستند و...؛ مگر افرادى كه جزء (السابقون الأولون) هستند كه آن‌ها هيچ يك از گناهانشان محسوب نشده و هرگز به جهنم نخواهند رفت؛ حتى اگر گناه اولين و آخرين بر گردن آن‌ها باشد!
ادامه دارد ان شا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، saloomeh ، ZaHrA110M ، محب الزهرا ، AMINI ، آوای انتظار ، rastin ، mahdy30na ، سجاد313 ، حقیر ، vahrakan ، aboutorab ، منادی حق ، sagheb ، یاســین
۱۵:۲۵, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
خداوند، حتی همسران رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را تهديد مى‌كند ، و رضایت ابدی را برایشان اعلام نمی دارد پس چگونه بدون قید وشرط از تمام صحابه راضی خواهد بود؟
شكى نيست كه برخى از زنان پيامبر؛ همچون سودة و... جزء اولين كساني بودند كه اسلام آوردند و طبق اعتقاد اهل سنت، بايد اين اشخاص بدون حساب و كتاب به بهشت بروند و خداوند براى هميشه از آن‌ها راضى است؛ اما با مراجعه به قرآن مى‌بينيم كه خداوند تمام زنان پيامبر را تهديد مى‌كند كه اگر كار خلافى از آن‌ها سربزند، چند برابر ديگران مجازاتشان خواهد كرد.
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَكانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا. الأحزاب / 30.
اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و اين براى خدا آسان است.
و به اتفاق مفسرين هنگامى كه حفصه دختر عمر، سرّى را كه رسول خدا صلى الله عليه وآله به او گفته و از وى خواست كه به ديگران نگويد؛ اما او راز پيامبر را با عايشه در ميان گذاشت و سپس هر دو تصميم گرفتند رسول خدا را اذيت كنند، خداوند آن دو را اين گونه تهديد كرده و دستور مى‌دهد كه از كار ناپسندشان توبه كنند:
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَإِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْريلُ وَصالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ. التحريم / 4.
اگر شما (همسران پيامبر) از كار خود توبه كنيد (به نفع شماست؛ زيرا) دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد، (كارى از پيش نخواهيد برد) زيرا خداوند ياور اوست و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان پس از آنان پشتيبان اويند.
قرطبي، مفسر مشهور اهل سنت در تفسير اين آيه مى‌نويسد:
قوله تعالى: ( وإن تظاهرا عليه ) أي تتظاهرا وتتعاونا على النبي صلى الله عليه وسلم بالمعصية والايذاء.
معنى اين فرمايش خداوند: ( وإن تظاهرا عليه ) اين است كه اگر شما دو نفر به كمك يكديگر پيامبر را با نا فرمانى واذيت وآزار مورد بى مهرى قرار دهيد.
الأنصاري القرطبي، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671، الجامع لأحكام القرآن، ج 18، ص 189، ذيل آيه، ناشر: دار الشعب – القاهرة.
و سمرقندى نيز مى‌نويسد:
ثم قال * ( وإن تظاهرا عليه ) * يعني تعاونا على أذاه ومعصيته فيكون مثلكما كمثل امرأة نوح وامرأة لوط تعملان عملا تؤذيان بذلك رسول الله صلى الله عليه وسلم.
( وإن تظاهرا عليه ) يعنى با كمك همديگر رسول خدا را اذيت يا نافرمانى كنيد، كه در اين صورت داستان شما همانند داستان همسر نوح و لوط خواهد بود كه با اعمالشان پيامبر خدا را اذيت مى‌كردند.
السمرقندي، نصر بن محمد بن أحمد أبو الليث (متوفاي367 هـ)، تفسير السمرقندي المسمى بحر العلوم، ج 3، ص 446، ذيل آيه، تحقيق: د. محمود مطرجي، ناشر: دار الفكر - بيروت.
شيعه و سنى اتفاق دارند كه مقصود از آن دو زن حفصه و عائشه است؛ همانگونه كه بخارى نوشته است:
عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حُنَيْن، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاس رضى الله عنهما يُحَدِّثُ أَنَّهُ قَالَ مَكَثْتُ سَنَةً أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ عَنْ آيَة، فَمَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَسْأَلَهُ هَيْبَةً لَهُ. حَتَّى خَرَجَ حَاجًّا فَخَرَجْتُ مَعَهُ فَلَمَّا رَجَعْتُ وَكُنَّا بِبَعْضِ الطَّرِيقِ عَدَلَ إِلَى الأَرَاكِ لِحَاجَة لَهُ قَالَ: فَوَقَفْتُ لَهُ حَتَّى فَرَغَ سِرْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَنِ اللَّتَانِ تَظَاهَرَتَا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم مِنْ أَزْوَاجِهِ فَقَالَ تِلْكَ حَفْصَةُ وَعَائِشَةُ. قَالَ فَقُلْتُ وَاللَّهِ إِنْ كُنْتُ لأُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ هَذَا مُنْذُ سَنَة، فَمَا أَسْتَطِيعُ هَيْبَةً لَكَ.
ابن عباس مى‌گويد: يك سال منتظر ماندم تا شايد بتوانم از عمر در باره يك آيه قرآن چيزى بپرسم؛ ولى نتوانستم؛ چون ترس از عمر اجازه نمى‌داد.
تا اينكه قصد سفر حج كرد، من نيز با او همراه شدم، هنگام بازگشت، در ميان راه براى قضاى حاجت بطرف محل پر درختى رفت، من ايستادم تا او فارغ شد، به او ملحق شدم و گفتم:‌ اى امير مؤمنان! آن دو زنى كه از بين زنان رسول خدا براى مقابله با آن حضرت پشت به پشت هم دادند (هم پيمان شدند) چه كسانى بودند؟ عمر گفت:‌ آن دو حفصه و عائشه هستند.
گفتم: قسم به خدا يك سال است كه مى‌خواستم اين سؤال را از تو بپرسم؛ اما ترس از تو اجازه نمى‌داد.
البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1866، ح4629، كتاب التفسير، بَاب تَبْتَغِي مرضات أَزْوَاجِكَ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 هـ – 1987م
مسلم بن حجاج به نقل از عمر بن خطاب مى‌نويسد:
فَدَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ فَقُلْتُ يَا بِنْتَ أَبِي بَكْر أَقَدْ بَلَغَ مِنْ شَأْنِكِ أَنْ تُؤْذِي رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ مَا لِي وَمَا لَكَ يَا ابْنَ الْخَطَّابِ عَلَيْكَ بِعَيْبَتِكَ. قَالَ فَدَخَلْتُ عَلَى حَفْصَةَ بِنْتِ عُمَرَ فَقُلْتُ لَهَا يَا حَفْصَةُ أَقَدْ بَلَغَ مِنْ شَأْنِكِ أَنْ تُؤْذِي رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لاَ يُحِبُّكِ. وَلَوْلاَ أَنَا لَطَلَّقَكِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.
نزد عائشه رفتم، گفتم: اى دختر ابوبكر كارت به آن‌جا رسيده است كه رسول خدا را اذيت مى‌كنى؟! گفت: اى پسر خطاب! تو چه كارى به من داري، به فكر مشكلات دختر خودت باش، سپس نزد حفصه رفتم و گفتم: چرا پيامبر خدا را اذيت مى‌كنى؟ به خدا سوگند خودت مى‌دانى كه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تو را دوست ندارد و اگر من نبودم تو را طلاق مى‌داد.
النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 2، ص 1105، ح1479، كتاب الطلاق، باب فِي الإِيلاَءِ وَاعْتِزَالِ النِّسَاءِ وَتَخْيِيرِهِنَّ وَقَوْلِهِ تَعَالَى ( وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ )، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
همچنين در چند آيه بعد، سرنوشت زنان حضرت نوح و لوط را براى آن‌ها مثال زده كه مبادا به سرنوشت آنان گرفتار شود:
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ. التحريم / 10.
خداوند براى افرادى كه كافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آن‌ها گفته شد: وارد آتش شويد همراه افرادى كه وارد مى‏شوند! .
طبق روايات اهل سنت، شأن نزول اين آيه نيز در باره عائشه و حفصه است.
ابن قيم جوزية (متوفاي751 هـ) در دو كتاب إعلام الموقعين و الأمثال فى القرآن الكريم در اين باره مى‌نويسد:
ثُمَّ في هذه الْأَمْثَالِ من الْأَسْرَارِ الْبَدِيعَةِ ما يُنَاسِبُ سِيَاقَ السُّورَةِ فَإِنَّهَا سِيقَتْ في ذِكْرِ أَزْوَاجِ النبي صلى اللَّهُ عليه وسلم وَالتَّحْذِيرِ من تَظَاهُرِهِنَّ عليه وَأَنَّهُنَّ إنْ لم يُطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُرِدْنَ الدَّارَ الْآخِرَةَ لم يَنْفَعْهُنَّ اتِّصَالُهُنَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم كما لم يَنْفَعْ امْرَأَة نُوحٍ وَلُوط اتِّصَالهمَا بِهِمَا وَلِهَذَا إنَّمَا ضَرْب في هذه السُّورَةِ مَثَلَ اتِّصَالَ النِّكَاحِ دُونَ الْقَرَابَةِ.
قال يحيى بن سَلَّامٍ ضَرَبَ اللَّهُ الْمَثَلَ الْأَوَّلَ يُحَذِّرُ عَائِشَةَ وَحَفْصَةَ ثُمَّ ضَرَبَ لَهُمَا الْمَثَلَ الثَّانِيَ يُحَرِّضُهُمَا على التَّمَسُّكِ بِالطَّاعَةِ.
در اين مثال‌ها اسرار عالى نهفته است كه با سياق آيه تناسب دارد؛ زيرا در باره همسران پيامبر و بر حذر داشتن آنان از نافرمانى آن حضرت نازل شده است كه اگر از خدا و رسول اطاعت نكنند و در عين حال مشتاق سعادت اخروى باشند، فقط پيوند با رسول خدا (ص‌) نفعى براى آنان نخواهد داشت؛ همانگونه كه همسر نوح و لوط بودن براى آنان فايده‌اى نداشت و به همين جهت هم در اين سوره از رابطه سببى يعنى ازدواج مثال آورد نه نسبى مثل فرزند و غيره.
يحيى بن سلام گفته است: خداوند در مثال اول عائشه و حفصه را بر حذر داشته و در مثل دوم آن دو را به پيروى و اطاعت از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ترغيب فرموده است.
الزرعي الدمشقي، محمد بن أبي بكر أيوب (معروف به ابن قيم الجوزية)، إعلام الموقعين عن رب العالمين، ج 1، ص 189، تحقيق: طه عبد الرؤوف سعد، ناشر: دار الجيل - بيروت - 1973؛
الزرعي الدمشقي، محمد بن أبي بكر أيوب (معروف به ابن قيم الجوزية)، الأمثال في القرآن الكريم، ج 1، ص 57، تحقيق: إبراهيم محمد، ناشر: مكتبة الصحابة - طنطا - مصر - 1406، الطبعة: الأولى.
شوكانى در اين باره مى‌گويد:
وما أحسن من قال فإن ذكر امرأتي النبيين بعد ذكر قصتهما ومظاهرتهما على رسول الله صلى الله عليه وإله وسلم يرشد أقم إرشاد ويلوح أبلغ تلويح إلى ان المراد تخويفهما مع سائر أمهات المؤمنين وبيان أنهما وإن كانتا تحت عصمة خير خلق الله وخاتم رسله فإن ذلك لا يغني عنهما من الله شيئا....
و چه نيكو سخنى گفته است آنكه گفت: ياد آورى داستان دو نفر (عائشه و حفصه) از همسران پيامبر و حركت آن دو بر ضد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، محكمترين پيام و ارشاد را همراه دارد، كه به آن دو نفر و ديگر همسران رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعلام مى‌دارد كه همسر خاتم پيامبران بودن سبب نجات آنان نخواهد بود.
الشوكاني، محمد بن علي بن محمد (متوفاي1255هـ)، فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، ج 5، ص 256، ناشر: دار الفكر – بيروت.
و همچنين در سوره حجرات، دو تن از زنان رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به خاطر عيبجوئى و به كار بردن القاب زشت در باره ديگر زنان آن حضرت توبيخ كرده است.
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسىَ أَن يَكُونُواْ خَيرًْا مِّنهُْمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسىَ أَن يَكُنَّ خَيرًْا مِّنهُْنَّ وَلَا تَلْمِزُواْ أَنفُسَكمُ‏ْ وَ لَا تَنَابَزُواْ بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْايمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُون‏. الحجرات / 11.
اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آن‌ها از اين‌ها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفرآميز بگذاريد و آن‌ها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.
اين آيه نيز از آياتى است كه به شهادت مفسران اهل سنت در شأن عائشه دختر ابوبكر و حفصه دختر عمر نازل شده است.
فخر رازى در تفسير اين آيه مى‌نويسد:
وقوله تعالى: * ( ومن لم يتب ) * أمرهم بالتوبة عما مضى وإظهار الندم عليها مبالغة في التحذير وتشديدا في الزجر.
خداوند متعال در اين جمله: ( ومن لم يتب ) دستور به توبه و پشيمانى از اعمال گذشته و اظهار ندامت از آن را صادر فرموده و در حقيقت مبالغه در ترساندن و شدت نهى را مى‌رساند.
الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 28، ص 133، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
آلوسى و بيضاوى مى‌نويسند:
( فأولائك هم الظ‍المون ) * بوضع العصيان موضع الطاعة وتعريض النفس للعذاب.
يعنى اينان نافرمانى را جانشين اطاعت و جانشان را در معرض شكنجه قرار داده اند.
الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 10، ص 122، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
البيضاوي، ناصر الدين أبو الخير عبدالله بن عمر بن محمد (متوفاي685هـ)، أنوار التنزيل وأسرار التأويل (تفسير البيضاوي)، ج 5، ص 218، ناشر: دار الفكر – بيروت.
شوكانى در تفسيرش مى‌نويسد:
(ومن لم يتب) عما نهى الله عنه ( فأولئك هم الظالمون ) لارتكابهم ما نهى الله عنه وامتناعهم من التوبة، فظلموا من لقبوه، وظلمهم أنفسهم بما لزمها من الإثم.
كسى كه توبه نكند از آنچه كه خدا نهى كرده است، اينان ستمگرانند؛ چون نهى خدا را انجام داده و توبه نكرده‌اند؛ پس ستمگر محسوب شده و به خودشان ستم كرده‌اند.
الشوكاني، محمد بن علي بن محمد (متوفاي1255هـ)، فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، ج 5، ص 64، ناشر: دار الفكر – بيروت.
قرطبى در شان نزول آيه مى‌نويسد:
قال المفسرون: نزلت في امرأتين من أزواج النبي صلى الله عليه وسلم سخرتا من أم سلمة، وذلك أنها ربطت خصريها بسبيبة - وهو ثوب أبيض، ومثلها السب - وسدلت طرفيها خلفها فكانت تجرها، فقالت عائشة لحفصة رضي الله عنهما: أنظري! ما تجر خلفها كأنه لسان كلب، فهذه كانت سخريتهما.
وقال أنس وابن زيد: نزلت في نساء النبي صلى الله عليه وسلم، عيرن أم سلمة بالقصر. وقيل: نزلت في عائشة، أشارت بيدها إلى أم سلمة، يا نبي الله أنها لقصيرة وقال عكرمة عن ابن عباس: إن صفية بنت حيي بن أخطب أتت رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت: يا رسول الله، إن النساء يعيرنني، ويقلن لي يا يهودية بنت يهوديين! فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: [ هلا قلت إن أبي هارون وإن عمي موسى وإن زوجي محمد ]. فأنزل الله هذه الآية.
مفسران گفته اند: اين آيه در شان دو تن از همسران رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه امّ‌سلمه را مسخره كرده بودند نازل شده است؛ چون او لباسى سفيد پوشيده و دو طرف آن را پشت سرش رها كرده بود كه هنگام راه رفتن كشيده مى‌شد، عائشه به حفصه گفت: ببين چيزى همانند زبان سك بر پشتش آويزان است.
انس و ابن زيد گفته اند: در باره همسران پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه امّ‌سلمه را به جهت كوتاهى قدش سرزنش كرده‌اند نازل شده است، و گفته شده است در باره عائشه است كه با دستش به امّ‌سلمه اشاره كرد و گفت: اى فرستاده خدا بببين چقدر كوتاه قد است.
عكرمه از ابن عباس نقل كرده است كه گفت: صفيه دختر حى بن اخطب محضر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسيد و گفت: اى رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زن‌ها مرا سرزنش مى‌كنند و مى‌گويند: اى يهودى! واى كسى كه پدر و مادرش يهودى هستند، رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: چرا نگفتى پدرم هارون و عمويم موسى و شوهرم محمد است، سپس اين آيه بر رسول خدا نازل شد.
الأنصاري القرطبي، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج 16، ص 326، ذيل آيه، ناشر: دار الشعب – القاهرة.
با توجه به آنچه در توضيح آيات پيشين گذشت، ثابت مى‌شود كه رضايت خداوند از «السابقون الأولون» رضايت دائمى نيست؛ بلكه بستگى به اعمال و رفتار آينده آن‌ها دارد و گر نه نبايد خداوند زنان پيامبر و به ويژه عائشه را كه به طور قطع جزء «السابقون الأولون» هستند تهديد نمايد كه آن‌ها را دو برابر ديگران عذاب خواهد كرد، و سرنوشت كافران را براى آن‌ها مثال بزند.
نكته جالب اين كه خود عائشه اعتراف كرده است كه پس از رسول خدا صلى الله عليه وآله دچار اشتباهاتى شده است؛ از اين رو وصيت مى‌كند كه او را در كنار پيامبر دفن نكنند؛ بلكه در كنار ديگر زنان رسول خدا در بقيع دفن نمايند.
محمد بن سعد در الطبقات الكبرى و ذهبى در سير اعلام النبلاء مى‌نويسند:
عن قيس، قال: قالت عائشة... إني أحدثت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم حدثا، ادفنوني مع أزواجه. فدفنت بالبقيع رضي الله عنها.
قيس از عايشه نقل مى‌كند كه گفت: من پس از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بدعت‌هاى زيادى انجام داده‌ام، مرا با همسران رسول خدا دفن كنيد، پس او را در بقيع دفن كردند.
الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 74، ناشر: دار صادر - بيروت.
الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 2، ص 193، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
حاكم نيشابورى نيز اين روايت را نقل و پس از آن مى‌گويد:
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه.
اين حديث بنا به شرط بخارى ومسلم صحيح است اگر چه آن را نياورده اند.
النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ)، المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 7، تحقيق مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م
همچنين در اين جا مى‌توان به اعترافات بزرگان صحابه كه به طور قطع جزء «السابقون الأولون» بوده اشاره كرد. كسانى همچون ابوسعيد خدري، براء بن عازب و... كه نشان مى‌دهد هيچ يك از آنان استباطى را كه اهل سنت از آيه «السابقون الأولون» مى‌كنند، قبول نداشته‌اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، AMINI ، سید ابراهیم ، آوای انتظار ، rastin ، سجاد313 ، حقیر ، vahrakan ، aboutorab ، mahdy30na ، منادی حق ، یاســین
۱۸:۱۳, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!

دان لود [تصویر: disk.bmp]
بسم الله الرحمن الرحيم
این مطلب را جدای از این مبحث می گویم مذهب اهل سنت باطل است و بس ...حال بروند و این
موضوع را بررسی نمایند و جواب بیابند ....یک سوال از انان دارم ...چرا هنگام دفن اموات خود در گوش
مرده میگویند حق با علی بود؟
برنامه حبل المتين، توسط حضرت ‌آيت الله دكتر سيد محمد حسيني قزويني

21/ 12 / 1390
موضوع: سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
استاد سيد محمد قزويني مجري:
يكي از موانع تقريب اين است كه سني ها معتقدند شيعه صحابه را لعن و

تكفير مي كنند و آنها را مرتد مي دانند و اين مباحث، كفر آميز مي باشد؛ لذا ما بايد شيعان را تكفير كنيم. بنابراين از محضر استاد عزيز خواهشمندم در اين مورد توضيح بفرمايند.
استاد قزويني :


قبل از جواب سؤال شما چند نكته را خدمت بينندگان عزيز چه شيعه و چه سني و همچنين خدمت كارشناسان شبكه‌هاي وهابي عرض كنم آقايان معمولاً وقتي صبحت مي كنند مي گويند: آقايان شيعه ها يك در ميلون احتمال بدهند كه خطا رفته اند آيا اين سبب نمي شود كه از مذهب شان دست بر دارند و به مذهب حق نائل آيند و يا براي شما عرض كنم مثل طلسم شكنان كه از قضيه بر گشتند و رفتند.

من در اينجا چند تا نكته را عرض مي كنم :
در اين‌كه با يد هر كسي نسبت به مذهبش تحقيقاتي داشته باشد و نسبت به معتقدات خودش با تحقيق جلو رفته باشد جاي هيچ شك و شبه نيست؛ همچنانكه خدا در قران در سوره سبأ آيه 24، خطاب به نبي مكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه حق مطلق و افتخار انبياء و نگين عالم هستي است، مي فرمايد :



وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ




خطاب به مشركين مي گويد: يكي از ما حق هستيم و ديگري باطل و در اين هيچ شك و شبه نيست. وهمچنين در سوره زمر آيه 18 مي فرمايد :
ا

لَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ



ولي من اين نكته را مي خواهم عرض كنم كه بهترين روش براي تشخيص اين‌كه آيا اين مذهب حق است يا باطل، آنچه صاحبان مذهب در اين با زار پر تلاطم و پرغوغاي فرهنگي دارند، فرهنگ خودشان را عرضه مي‌كنند و ديگر مثل گذشته نيست كه امثال ابن تيميه بيايد در گوشه‌اي از حران دمشق يك سري حرف هايي را بزند و يك عده هم بيايند حرفهاي او را بپذيرند و يا شيعه حرفي بزند وعده اي بيايند حرفهاي آن را بپذيرند امروز دنيا دنياي رسانه است و هر يكي از صاحبان مذهب، كالاي مذهبي خود شان را دارند ارائه مي دهند مردم دارند مي‌بينند و اين بهترين راه براي تشخيص است و ما در مقام جسارت نيستيم ولي اگر كسي بيايد يك هفته حرفهاي شبكه ولايت را ببيند كه مستند و مستدل با ذكر جلد و صفحه بيان مي شود به حقيقت پي مي برد.

اينها مي گويند: فلاني اتوكيو درست كرده است و بنده در ابتدا به يكي از تماس گيرنده ها گفتم كه اين آقا نمي داند ولي اگر يك مجري كه الفباي رسانه را خبر ندارد بايد به عقل اين آقايان فاتحه خواند وقضيه اتوكيو فقط براي يك فايل محدودهست كه درمسائل خبري قابل استفاده است نه در برنامه هاي كه ما داريم كه عمدتا بانرم افزارهاي مختلف داريم كار مي كنيم كه اصلا تا اكنون درصنعت رسانه واتوكيو موفق نبوده وبعيد هم است كه موفق باشد

و يا فرض ما به مانتور نگاه مي كنيم خوب شما هم براي

كارشناس هايتان يك مانتور ده متر در بيست متر بگذاريد تا نگاه بكنند. كارشناس‌هاي شما از روي قرآن، دارد قرآن را غلط مي خوانند. اين آقايي كه از پشت ديوار ويرانه هاي سقيفه، تصويرش هم كه نيست آنجا از رو كاغذ مي خواند پنجاه مورد غلط قرآن دوستان از او گرفته اند.

آن زمان كه ما از شبكه سلام برنامه داشتيم مي گفتند: قزويني ده دوازده تا از شاگردانش كنارش هست هر سؤالي كه مي شود و او مستند جواب مي دهد، به خاطراين است كه شاگردانش سريع آماده مي كنند و وقتي هم كه برنامه زنده شد ديدند ما به دوربين نگاه مي كنيم و هر وقتي هم كه نياز باشد به مانتور نگاه مي كنيم اين هيچ عيب نيست ولي ما كه خبرنداريم كه چه كسي چي چيزي سوال مي كند و اين پاسخ هاي كه مستدل و مستند داده مي شود با جلد صفحه.

چه اشكال دارد شما هم بياييد براي كارشناس‌ها يتان يك مانتور بگذاريد و كامپيوتر كه منحصر به فرد نيست و اين كارشناس‌ها هم بيايند از اين فن استفاده بكنند و مستند و مستدل حرفشان را بيان بكنند و چرنديات نبافند؛ مثلا ديشب درمورد جنگ جمل مي گفت: عائشه براي صلح رفته بود نه جنگ در حالي‌كه كسي نيست از اين آقا سوال بكند براي كدام صلح رفته بود و چه كسي دعوا كرده بود كه عائشه رفته بود براي صلح در بصره. از طرفي مي گويند كه حضرت عائشه توبه كرد اگر براي صلح رفته بود توبه براي چه و توبه معني ندارد؛ يعني براي كاري خير توبه كرده است در دو دقيقه آن‌قدر تناقض در حرفهاي اين آقا است كه هر مخاطبي مي تواند تشخيص بدهيد كه اين آقا حق است يا باطل. اصلاً نيازي به دقت بشتري نيست حتي يك بچه هم تشخيص مي دهد كه اين قضايا چه هست .

نكته ديگر اينكه ما اعلام كرديم طبق منطق قرآن كه درآيه مباهله وقتي اينها حق نيستند پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اينها را به مناظره و مباهله دعوت مي كند :


قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين

ِ سوره البقرة آيه 111




دليل تان را بياريد به ما بگويد اگر راست مي گوييد.

ماهم گفتيم بياييد با هم بنشينيم صحبت كنيم يا بيايند اينجا، يا ترتيب بدهيد ما بياييم آنجا و يا استديو به استديو.
اينها يك روز مي گويند: ما مناظره مي كنيم و يك روزهم مي گويند شرط مي گذاريم، يك روز هم مي گويند شرط فلاني را قبول مي كنيم و يك روز هم مي گويند ما مناظره نمي كنيم چون فلاني دورغ مي گويد. خوب بياييد دورغ هاي مارا ثابت كنيد اين‌كه بهتراست با آدم دورغ گو مناظره كردن ديگر خود به خود وسيله پيروزي شما هست.
بياييد ده تا و يا بيست تا از اين دورغ هاي را كه ما مي گويم براي مردم ثابت كنيد.
يك روز مي گويند ما مي ترسيم حتي از عكس ايشان هم مي ترسيم و تعابر بسيار وقيحي به كار مي برند؛ مثل مارمولك و غيره كه گويا عكس خودش را در آينه نگاه مي كنند و قيافه خودش را براي ديگران ترسيم مي كنند ما كه نمي دانيم قضيه چه هست.

ما خواهش كرديم

و التماس كرديم هر شرطي شما گفتيد و هر موضوعي كه شما بيان كرديد، ما قبول داريم و گفتيم اگر ما ترسناك هستيم شاگردان و ساير دوستان كه اعلام آمادگي كرده‌اند، ترسناك نيستند و آيا همه وحشتناك هستند و همه غير عادي هستند و همه مارمولك هستند.

حتي شما اين اندازه توانايي نداريد يك سري افرادي عادي كه مي‌ آيند مثل خانم صفايي كه كارمند بهزيستي است و يا آقاي زارعي و شريفي كه مدرك سكل بشتر ندارد شما حتي تحمل سوالات اينها را نداريد.

ما واقعا آمادگي داريم و رسماً اعلام مي كنيم جناب حيدري يك طرف قرار بگيرد و خانم صفاي و آقاي شريفي يك طرف. اين‌ها سؤال كنند و حيدري جواب بدهد و به صورت مناظره هم نباشد، مردم مردم قضاوت كنند و يك برنامه بگذارند نيم ساعته و يك ساعته يكي از سه چهار نفر بيايد سؤال بپرسند.

اما وقتي مثلا آقاي زارعي زنگ مي زند پشت سرش فوراً زنگ مي زنند فحش مي دهند و اين دليل بر اين است كه شما حق هستيد و واقعاً از اين بهتر دليل براي حقانيت نيست؛ چون يكي از نشانه هاي حقانيت، فحش دادن است و اجداد شما جناب معاويه از اين ترفند و فرمول استفاده كرده بود. و يا نسبت به خانم صفايي و سايرين اهانت ها، جسارت ها و فحاشي ها انجام مي دهند. خوب اين دليل بر اين است كه شما شكست خورده و باطل هستيد، ديگر نيازي به اين مسائل نيست.



نكته ديگر: همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه بيايد در آنجا آزادانه حرفش را بزند و تا كسي مي‌آيد يك شبهه وارد مي كند، بلا فاصله شروع مي كنيد سؤال پيچ كردن و وسط حرفش مي پريد و شروع مي كنيد توهين كردن و جسارت كردن. ولي برخي افرادي كه خودشان اعتراف مي كنند (اگر عاقل باشند اقرار العقلاء علي انفسهم جايز)، ما خر بوديم خر تر از همه بوديم اينها مي آيند ده دقيقه يك ربع آزادانه هر چه مي خواهند حرف مي زنند. خوب اين كه اشكال ندارد؛ چون كبوتر با كبوتر باز با باز، كند هم جنس با هم جنس پرواز.

همين كه شما اجازه نمي دهيد يك بچه شيعه يك كارمند بهزيستي و يك شخص داراي مدرك سكل، حرفشان را بزنند آيا نشانه باطل بودن شما نيست؟ اين بهترين راه نيست، حد اقل سر عقل بياييد و يا مخاطبين شما يك جور فكر بكنند وجدان خدا دادي را به كار ببندند، ببينند حق چيست؟ و يا احتمال بدهيد اين كارهاي شما نشانه بطلان شما و نشانه ناحق بودن شما است و يك درهزار هم احتمال بدهيد كافي است كه از فرقه و مذهب باطل دست برداريد و مخاطبين شما يك مقدار وجدان و عقل شان را به كار بيندازند.

و يا وقتي مياييد از آيات و روايت، انتخاب گزينشي مي كنيد مي آييد فرمول مي دهيد كه يا از قرآن باشد و يا ازسنت باشد. و ما روايت داريم و روايت يك سند دارد و يك متن، اگرسند روايت را بررسي نكنيم ارزش ندارد؛ در حاليكه شما همانجا بلا فاصله ده روايت از كتب شيعه مي خوانيد اگر راست مي گوييد و وجدان داريد بياييد دو سه تا روايت از كتب شيعه بخوانيد و آن‌ را هم از لحاظ سندي طبق مباني جرح تعديل شيعه بررسي بكنيد و هم از نگاه فقه الحديث و متنش يك بررسي كنيد؛ نه اينكه بگوييد اگر كسي از كتاب هاي شما بر عليه شما اقدام كند بايد بررسي سند شود و مي‌گوييد چون حديث بدون سند مثل ماشين و خانه بدون سند است كه ارزشي ندارد.
ولي اگر چنانچه شما بخواهيد حرف بزنيد براي اثبات مذهب باطل خودتان به هر روايت تمسك مي كنيد كه نه آدرس مي دهيد و نه سند ارائه مي دهيد و نه متن مي خوانيد.
و يا مي خواهيد به شيعه حمله كنيد. ما نديديم در اين هجمه ها، يك روايت از بحار بخوانيد و بگوييد كه اين روايت از لحاظ سند در نزد شيعه اين‌گونه است در حالي‌كه روايتي را كه شيعه قبول ندارد و سند و متنش اشكال دارد ، در شبكه تان نشان مي‌دهيد. آيا اين دليل بر بطلان نيست. حد اقل وجدان خودتان را قاضي قرار بدهيد.

از بينندگان شما من به عنوان يك برادر كوچك مي خواهم يك لحظه فكر كنند و روش اين آقايان را ببينيد؛ آيا اينها دليل بر بطلان اين آقايان و دليل بر بطلان معتقدات و مذهب اين آقايان نيست؟

و تا به كي تعصبات باطل ، ما را به انحراف بكشاند، اين پرده هاي ضخيم تعصب هر روز بيش تر از پيش به عمق اين بطلان فرو ببرد.
برادران و خواهران عزيز ! اين را بدانيد يك بار به دنياء آمديد وقتي كه ملك الموت ميايد ديگر آنجا گفتن :
قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ








(سوره مومنون/ 99 )

لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا
(سوره مومنون/100 )
معني ندارد، هر چه التماس و خواهش كيند حتي يك ثانيه ملك الموت به شما اجازه تأخير نمي‌دهد :
فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ
(
سوره اعراف/ 34 )


نكند اول مرگ شما، اول ندامت ، پشماني ، بدبختي و تأسف باشد؛ در حاليكه اعتراف بكنيد فلاني در شبكه ولايت گفت ولي

باقی مطلب
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تفکر ، وحید110 ، آوای انتظار ، حقیر ، mahdy30na ، منادی حق ، یاســین
۱۱:۵۲, ۸/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۱ ۱۱:۵۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #4
آواتار
آیا توجه فقط به آیات مدح صحابه که موضع ای نیز بوده صحیح است و نباید آیات در مذمت صحابه را دید؟
اگر فقط ایات مدح را باید نظر کرد و ایات مذمت صحابه را باید کنار گذاشت

در اینصورت نبايد جزء اين افراد باشيم كه قرآن مي‌فرمايد:
أفتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزي في الحياة الدنيا و يوم القيامة يردون إلى أشد العذاب و ما الله بغافل عما تعملون (سوره بقره/آيه85)
كسي كه يك سويه به آيات قرآن نگاه مي كند و آيات را گزينشي استدلال مي كند، مورد مذمت خداوند است.
تازه در تك تك آيات مدح صحابه، مدح مطلق نيست و مقيّد است. آياتي كه مقيّد است، نمي توان از آنها، بهره برداري اطلاقي كرد.


عتاب قرآن به عده ای از صحابه ای که بعد از هجرت به مدینه و آرامش حاصله ،قلوبشان سخت شد
أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿16﴾ حدید
آيا براى كسانى كه ايمان آورده‏اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند
درکتاب الدر المنثور ، نوشته جلال الدین سیوطی ، آمده است :هنگامی که یاران رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد مدینه شدند ، پس از آن همه رنج و مرارتها از زندگی بهتری برخوردار گردیدند ، و گویا همین مسئله آنها را سرد و بی تفاوت کرده بود . لذا ،عقاب و عتاب شدند و این آیه شریفه نازل شد .

در روایتی دیگر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که خداوند قلوب مهاجرین راد پس از 17 سال از نزول قرآن کند شمرد و لذا این آیه نازل شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، حقیر ، vahrakan ، mahdy30na ، منادی حق ، یاســین
۱۲:۲۳, ۳/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۲ ۱۲:۲۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #5
آواتار
صحابه ای که در قرآن به «فسق» از آنها یاد شده است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿6﴾ (سوره حجرات/آيه6)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد

اين صحابه اي كه آمده نزد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و خبر دروغ مي دهد و نزديك بود كه جنگي صورت بگيرد و ده ها و صدها انسان كشته شود، قرآن از او تعبير به فاسق مي كند. اين فاسق كيست؟

سمعاني كه از مفسران بنام اهل سنت است، مي‌گويد:

نزلت الآية في الوليد بن عقبة بن معيط.

تفسير السمعاني، ج5، ص218

نسفي مي‌گويد:

اجمعوا أنها نزلت في الوليد بن عقبه.

علماي اهل سنت اجماع دارند كه اين آيه در حق وليد بن عقبه نازل شده است.

تفسير النسفي، ج4، ص163 - تفسير البيضاوي، ج5، ص214 - زاد المسير لإبن جوزي، ج7، ص180 - تفسير البغوي، ج4، ص212 - احكام القرآن للجصاص، ج3، ص529 - اسباب نزول الآيات للواحدي، ص261 - البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص234 - السيرة الحلبية، ج2، ص592 - فتح القدير للشوكاني، ج5، ص60

همه آورده اند كه مراد از اين فاسق، وليد بن عقبه، صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.

ابن كثير دمشقي - كه آقايان اهل سنت مي‌گويند تمام مطالبي كه در تفسير خود آورده، حتي واو در اين كتاب، حجت است - مي‌گويد:

ذكر غير واحد من السلف منهم ابن أبي ليلى و يزيد بن رومان و الضحاك و مقاتل بن حيان و غيرهم في هذه الآية أنها نزلت في الوليد بن عقبة.

تفسير ابن كثير، ج4، ص224

مگر همين وليد بن عقبه نبود كه در زمان عثمان سر كار آمد و نماز صبح را 4 ركعت خواند و مردم اعتراض كردند و گفت: من سر حال هستم و اگر مي خواهيد، بيشتر هم مي خوانم و جزء صحابه اي است كه شلاق خورد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، محب الزهرا ، mahdy30na ، منادی حق ، یاســین
۲۳:۵۱, ۲۰/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۹ توسط jemill hasanov.)
شماره ارسال: #6

اکر صحابه عادل هستند پس چرا عده ای از علمای برادران اهل سنت قاتلان جناب عثمان را لعن می کنند؟

و از (میان) اعرابِ بادیه نشین که اطراف شما هستند، جمعى منافقند; و از اهل مدینه (نیز)،گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آنها را نمى شناسى، ولى ما آنها را مى شناسیم. بزودى آنها را دو بار مجازات مى کنیم (:مجازاتى در زمان حیات، ومجازاتى به هنگام مرگ); سپس به سوى مجازات بزرگى (در قیامت) فرستاده مى شوند. (١٠١)
شما به اینها عادل می ګویید؟

پس به عدالت چه می ګویید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! علی 110 17 12,383 ۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹
آخرین ارسال: علی 110
  دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه وحید110 204 85,050 ۱۱/دی/۹۳ ۰:۳۴
آخرین ارسال: وحید110
  دعای مستجاب صحابه پيامبر مصطفي مازح7610 0 936 ۲۷/آذر/۹۳ ۹:۴۲
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  دلایل جانشینی ابوبکر (مباحثه ) وحید110 33 15,235 ۲۵/آذر/۹۲ ۰:۲۷
آخرین ارسال: عایشه
  دلایل امامت بلافصل حضرت امام امیرالمومنین علی علیه السلام محب الزهرا 0 1,214 ۲۰/مهر/۹۲ ۲۳:۵۶
آخرین ارسال: محب الزهرا
Rainbow مناظره با برادران شیعه (عدالت صحابه و رضایت خداوند از ایشان) kami_molodi 26 13,257 ۲/مهر/۹۱ ۲۰:۳۰
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا