|
افراط در فقه شیعه ...
|
|
۲۳:۰۶, ۱۱/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۲۳:۰۹ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
لطفا این حرف من رو در راستای مخالفت با علما و اصول فقه شیعه ندونید . اما در یک نگاه کلی تاریخ شیعه و علمای آن و علمای سایر ادیان و مذاهب به این نتیجه رسیدم که یکی از مشکلات آنها عدم تطابق با برخی پدیده های نو است . برای مثال زمانی بود که اکثر علما موسیقی را مطلقا حرام میدونستند . به نظر من این فتوا بر حرمت مطلق موسیقی که در زمان پیامبر هم بوده ، ناشی از استفاده نا درست و مبتذل گونه تصوف از موسیقی بود به علاوه تناقض فلسفی تصوف و فقه شیعه به این مسئله دامن زد و موجب شد قشر عظیمی از علمای شیعه به مخالفت با اصل موسیقی بپردازند . این در حالی است که اکنون اکثر علما اصل موسیقی را حلال دانسته و حتی برخی علما در حسن موسیقی مطالبی عرض کرده اند . به نظر من این نشان میدهد که نفوذ اندیشه های افراطی و عدم تطابق با برخی مسایل زمانه در بین علما زیاد است . البته در آن دوران هم مراجع هوشیاری مانند شیخ بهایی بودند که در مقابل این اندیشه ها بیاستند و از موسیقی دفاع کنند . جدا از موسیقی ، این مسئله را در احکام بانکی میبینیم . همه میدانیم که اکنون اکثر علما ایرادات بزرگی به اصل بانکداری اسلامی وارد میکنند . شاید این هم ناشی از این که بانکداری اسلامی بدون ربا از بانکداری غربی همراه ربا گرفته شده و استحاله گشته باشد و به دلیل وجود مسئله ربا در معاملات بانک های غربی و شباهت ظاهری آن با بانکداری اسلامی باشد . من فکر میکنم زمانی برسد که اکثر علما نیز بانکداری اسلامی را فاقد هیچ اشکالی بدانند . این نظر من در مورد ، عدم تطابق علما ادیان با برخی مسایل زمانه است . میدانم که در بین اعضا محترم سایت ، مخالفان زیادی با این نظر وجود دارد . ولی امیدوارم در این مورد یک بحث منطقی به دور از تعصب داشته باشیم . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۳۷, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۱۲:۱۸ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۲/دی/۹۰ ۱:۴۴)وحید110 نوشته است: دوست گرامی خیلی مختصر : خیلی متشکر که نهایت توهین رو به بنده عنایت فرمودید ... واقعا سپاسگذارم . |
|||
|
|
۱۳:۱۱, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
من به هیچ عنوان قصد توهین به شما دوست عزیز را نداشتم... بحثم این بود که سوالی کردید و به خوبی و کامل هم جواب دریافت کردید اگر بحثتان تنها سوال و جواب است ... ولی اگر بحثتان القا موضوع خاصی است میتوان بیشتر در موردش حرف زد ...همین.
|
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۱۵:۱۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
جناب دیدگاه نوین منظور سید ابراهیم شما نبودی چون هنوز برای صحبت من جوابی ننوشته بودی
در مورد این که بگویم بی سوادید . خدای نکرده اصلا همچین چیزی نبود . اگر اصول فقه و ادله فهاهتی را مطالعه کرده اید که هیچ خدا را شکر ! حتما تاریخ تصوف و روش هاشون و .. رو هم خونده اید اما من ربطی بین ان و تحریم موسیقی ندیدم !چون خود شما میفرمایید از زمان پیامبر حرام بوده ... در مورد بانکداری هم که بنده در موافقت شما در اون تاپیک مطلب مینوشتم و قبل از این که شما تماس بگیرید با دفتر رهبر بنده اشاره کردم که این قرار داد مشارکت مدنی است . البته کل سیستم بانکداری یک بحث دیگس ... تا قرار داد های جزئی . سیستم باید در خدمت اقتصاد و پیشرفت باشه و نه سود بانک ها . که الان این دغدغه دولت و بانک مرکزی هم هست . در مورد شیخ ببینید علم ریاضی شامل حساب و هندسه هیئت و موسیقی است . علم موسیقی با خود نواختن موسیقی جداست ... در مورد علمایی که نام بردید هم اونهایی که صوفی بوده اند مثل مولوی و ... را بنده کاری ندارم(کار انها نواختن بوده بیشتر تا علم موسیقی)ولی شیخ الرئس در کتاب شفا باب را به عنوان (فن) به موسیقی اختصاص داده . ابن سینا نخستین کسی است که پس از اسلام از وی در باب موسیقی به زبان فارسی کتابی باقی مانده و این همان کتاب التجاه است که شاگرد ابو محمد جوزجانی ترجمه کرده و ان را دانشنامه علایی نام نهاده است قبل از او ابونصر فارابی چند کتاب نوشته (ریاضیدان و فیلسوف ) المدخل الی صناعه الموسیقی و ... او بزرگترین نویسنده کتب موسیقی در قرون وسطا بوده است او در مورد 2 پرده معروف موسیقی (وسطای زلزل) و (وسطای فرس) مطالعاتی دقیق کرده و فواصل ان را به دست اورده است شروع علم موسیقی در تمدن اسلامی نیز از زمان عباسیان و همراه با نهضت ترجمه و با ترجمه کتبی از یونان و هند و ایران توسعه یافت که از ابراهیم بن هامان موصلی 125-188 قمری اغاز شد و .... بنابرین در مورد بزرگان مثل فارابی و شیخ الرئیس و ... ایشان در مورد فن موسیقی به عنوان شاخه ای از علم ریاضی کتابت فرموده اند ... بیش از این سخن به درازا میکشد بحث شما الان پویایی دین در مسائل جدید است . موسیقی مسئله جدیدی نیست . بنابرین عنوانتان با متن هماهنگی ندارد ! اگر منظور شما افراط یعنی زیاده روی است که خدمت شما توضیح دادم چیزی به نام افراط و تفزیط وجود ندارد . و تطبیق احکام بر اساس نظر مکلف جایگاهی ندارد . اگر میبینید فردی از علما کل موسیقی را غنا میداند و کسی جدا کرده حساب این نیست که سخت گیری را کم کند . بلکه قصد بیان حکم خداست خدا سخت گرفته یا اسان خودش میداند ! البته خودشان فرمودهاند اسلام دین اسانی است ! الله اعلم در کل این تیتر شما مشکل دارد ! یعنی علما هیچ تکلیفی ندارند که مثلا تشخیص دهند 1 روز روزه افراط است و به مکلف فشار می اید و باید یک نصفه روز باشد که در این صورت گویا ایشان بهتر از خدا میدانند!! پس سعی ایشان فقط استخراج حکم خداست . شما در حال حاضر چندین مسئله را مطرح کردید . افراط که جایگاهی از نظر فنی در اجتهاد ندارد بروز بودن دین که مستقیما به علم اصول و فقه بر میگردد که هیچ صحبتی از ان نشده در مورد موسیقی که یک بحث موردی است . باز هم علم موسیقی با خود موسیقی خلط شده . که موجب سردرگمی است! بنده دقت زیادی در کلا شما کرده ام . اما گویا خود شما قصدی بجر نوشتار داشته اید که گمان کرده اید جواب بنده از بی دقتی است ! فقط همانطور که گفتم قصدم مختصر نویسی بود که گویا مختصر نویسی به اصل کلام از نظر شما خدشه وارد کرده . در پناه خدا |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بحث من از اول این بود که برخورد اکثر علما با برخی مسایل نو و جدید به گونه ای افراطی است . من این رو با نظر خود علما ثابت کردم .
موسیقی یک مثال بود . زمانی اکثریت علما موسیقی را مطلقا حرام میدانند ولی امروز همان موسیقی به نظر اکثریت علما جایز است . منظور من هم نواختن موسیقی است . در مورد ملاصدرا هم همین مسئله وجود دارد . عرفان شیعی و برخی دیگر از مسایلی که ملاصدرا از آن حرف میزد را اکثریت علمای زمانه رد کردند . و حتی موجب تبعید او شد . اما اکنون وضع فرق میکند و اکثریت فلاسفه و علما حرف او را پذیرفته اند. بانکداری هم شاید از این مسئله مستثنا نباشد . که الان ایرادات جدی به آن وارد می کنند اما احتمالا در آینده ... من به این نگاه در اجتهاد میگم مخلوطی از سطحی نگری و افراطی گری . چراکه فقط به ظاهر مسئله توجه شده و دیگر اینکه در تبری از محرمات و مسایل غیر دینی زیاده روی شده و قابلیت انعظاف در مقابل مسایل زمانه از فقه بسیار کم شده . ( البته ناگفته نماند که در همه مثال های بالا همیشه علمایی بودند که در مقابل حرف اکثریت نظر دیگری داشته اند ) |
|||
|
۱۷:۱۹, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۲۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول:در مورد ملاصدرا هم همین مسئله وجود دارد . عرفان شیعی و برخی دیگر از مسایلی که ملاصدرا از آن حرف میزد را اکثریت علمای زمانه رد کردند . و حتی موجب تبعید او شد . اما اکنون وضع فرق میکند و اکثریت فلاسفه و علما حرف او را پذیرفته اند.خوب ملا صدرا نظرات زیادی دارد . الان کدام علما کدام را پذیرفته اند؟ کاری که جناب ملا صدرا کردند پیوند عرفان (در ان زمان هنوز عرفات شیعی مطرح نبود ) با فلسفه بود ... این روند را ابن عربی ادامه داد و ... عرفان شیعی یا عرفان عملی از عرفن تصوف جداست . تصوف هم خود فرقه های مختلفی دارد که گاهی کلا با هم فرق دارند مثل در مورد وحدت وجود و وحدت موجود نظر ملا صدرا و ابن عربی و صوفیه با هم فرق دارد . بعضی صوفیه به الوهیت اعتقاد دارند . بعضی ان را مثل مولوی تجلی نور میدانند که خود بحث مفصلیست مثلا 2 طایفه نقش بندیه و قادریه مثال خوبیست . با این که هر 2 طایفه صو فیند اما بطور خلاصه نقشبندیه اهل زهد و عبادت و ذکر و فکرند و در تعبد و التزام به اوامر و نواهی و فرایض و نوافل شرعی اهتمام میورزند مخصوصا به ذکر خفی و خلوت در انجمن که یکی از شعار های طریقی ایشان است اما وجد و حال و رقص و سما را سخت منکرند نقطه مقابل انها فرقه قدریه هستند در کردستان ایران که اصلا بزهد و خلوت و ذکر خفی اعتقادی ندارند و اهل ذکر جلی و مجمع وجد و سماع است . الان عرفان به اون معنا بین فقهای شیعی پذیرفته نیست و حتی خودشون هم به اون عرفان نمیگن و تهذیب نفس یا عرفان عملی یا توحید عملی بهش میگن . تفاوتهای زیادی در این ها مشاهده میشود ملا صدرا هم نظرات خاص خودش را در زمینه هایی دارد ! و این که مورد قبول علمای حاضر است و کسانی چون ایت الله بهجت و ... دارند ان عرفان مورد ذکر شما نیست نقل قول:بحث من از اول این بود که برخورد اکثر علما با برخی مسایل نو و جدید به گونه ای افراطی است این افراطی رو که صحبت کردیم ... من متوجه واژه افراطی نمیشوم ... نقل قول:زمانی اکثریت علما موسیقی را مطلقا حرام میدانند ولی امروز همان موسیقی به نظر اکثریت علما جایز است . منظور من هم نواختن موسیقی است خوب پس بهتره نظرات علمای قدیم و جدید رو بیاورید و مقایسه کنید ببینیم چه تغییری صورت گرفته ! نقل قول:من به این نگاه در اجتهاد میگم مخلوطی از سطحی نگری و افراطی گری . چراکه فقط به ظاهر مسئله توجه شده و دیگر اینکه در تبری از محرمات و مسایل غیر دینی زیاده روی شده و قابلیت انعظاف در مقابل مسایل زمانه از فقه بسیار کم شده . برای چنین نتیجه گیری به اطلاعات و برسی های خیلی بیشتری نیز دارید شما وقتی میتونید در این مورد نظر بدید که به فقه و اصول تسلط داشته باشید . خیلی بیشتر از چیزی که الان ممکن است داشته باشید! این سخن شما سطحی است . در واقع از مثال به اصل رسیده اید که مثالتان هم مشکل دارد در پناه خدا |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۲۱:۲۵ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
در مورد ملاصدرا ، فکر کنم تا اینجایش را قبول دارید که به علت نظر مخالفی که با علما و فلاسفه زمانه داشت ، توسط شاه عباس تبعید شد . حتی برخی علما حکم ارتداد او را دادند .
این درحالی است که امروز در ایران همایش جهانی بزرگداشت صدرالمتالهین برگزار می شود . همایش امسال با پیام مقام معظم رهبری آغاز به کار نمود و با سخنرانی آیت الله جوادی آملی ادامه پیدا کرد . می توانید اخبار این همایش را سرچ کنید . [/font] در مورد موسیقی هم فکر میکردم نسبت به آن آگاهی دارید . ولی ظاهرا مجبور به ارائه سند هستم : 3.1. شيخ مفيد قدسسره در «مغنيه»، به كار بردن و خريد و فروش «سازها» و نيز درآمدِ آوازهخوانان و تعليم و تعلّم آواز و نوحههاى باطل را مشمولِ حكم حرمت مىداند. 4.1. سلاّر(8) نيز در كتاب «مراسم» مىنويسد: «كسب زنان خواننده و نوحهسرايى با كلمات باطل حرام است.» 6.1. شيخ طوسى قدسسره در «نهاية»، انواع ملاهى و كسب و درآمد زنان نغمهگر و يادگيرى آوازخوانى را حرام مىداند. ايشان در كتاب «خلاف» مىگويد: «الغناء محرم سواء كان صوت المغنى او بالقصب أو بالاوتار مثل العيدان و الطنابير والنايات والمعازف و غير ذلك واما الخرب بالدّف فيالاعراس والختان فانّه مكروه و قال الشافعى صوت المغنى والقصب مكروه و ليس بمحظور و ضرب الاوتار محرم كله و ضرب الدف فيالختان والاعراس مباح... .» «غنا حرام است؛ خواه صداى مغنّى و آوازخوان باشد، خواه به وسيله نى يا سازهاى زهى مانند عودها و طنبور و رودها و غير آنها باشد؛ اما، دايره (دف) زدن در عروسيها و مراسم ختنه مكروه مىباشد و شافعى گفته است: صوت مغنى و نى مكروه است و منعى ندارد و زدن سازهاى زهى (یعنی چنگ و تار و سه تار وگیتار امروزی) كلاً حرام است؛ اما، دف زدن در مراسم ختنه و عروسى مباح است... .» 7.1. محقق اردبيلى قدسسره در مورد آلات موسيقى چنين مىگويد: «...فيحرم فعلها و سماعها بالكتاب والسنه ولا يبعد الاجماع ايضا.» «...پس استعمال آلات موسيقى و گوش دادن به آن، از نظر كتاب و سنّت، حرام است و ادعاى اجماع در اين مسأله بعيد نيست.»( یعنی اکثر علما آن زمان این اعتقاد رو داشتند ) مرحوم نراقى نيز در مورد حكم آلات موسيقى مىنويسد: «يحرم الاشتغال بالملاهى و استعمال آلات اللهو و حرمته مصرح به فى اكثر كتب الاصحاب.» «اشتغال به آلات لهو و موسيقى و به كار بردن آن، حرام است و در كتابهاى اكثر فقها بدان تصريح گشته است.» 12.1. محقق خوئى درباره حكم غنا مىگويد: «به طور اجمالى بين شيعه هيچ اختلافى در حرمت غنا، نيست، اما عامه، به جهات خارجى، به حرمت غنا ملتزم شدهاند و در نزد آنان غنا ذاتا امرى مباح است.»
«هر صداى لهوى كه از الحان اهل فسوق و معاصى به شمار مىرود، غناى حرام است و از آشكارترين مصاديق آن، ترانههاى شايع و رايج ميان مردم است.» منبع :http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,581 [font=B Mitra] یک نکته خیلی مهم این است که همه علما از 1100 سال پیش تاکنون غنا را حرام می دانند اما تعریف آنها از غنا متفاوت است . در برخی فتوا ها استعمال و خرید و فروش آلت موسیقی حرام اعلام شده . باید توجه داشت که اون زمان اوج قدرت تصوف بوده و صوفیان در خانقاه ها با استفاده از آلت موسیقی ، به موسیقی های حرام و غنا دست میزدند و احتمالا این مسئله باعث شده تا اکثر علما آن زمان کلا موسیقی را کنار بگذارند و حتی آلت موسیقی را حرام بدانند !!! این واقعا نهایت افراط در تبری از تصوف را می رساند .
|
|||
|
۲۱:۴۴, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۲۲:۱۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:در مورد ملاصدرا ، فکر کنم تا اینجایش را قبول دارید که به علت نظر مخالفی که با علما و فلاسفه زمانه داشت ، توسط شاه عباس تبعید شد . حتی برخی علما حکم ارتداد او را دادند . ملا صدرا توسط یک طیف تفبیح و یک طیف تایید میشد که در جلسه ای که با حضور همه انها برگزار شد مجتهد اعلم ان زمان (نامش را فراموش کرده ام ) حکم به عدم ارتداد ایشان داد و ملا صدرا به واسطه جملاتی که به شاه عباس گفت تبعید شد که سالیانی بعد با وساطت امام قلی خان باز گشت نقل قول: غنا را حرام می دانند اما تعریف آنها از غنا متفاوت است اخوی بر گرد پست قبلی رو بخون . من هم همین رو گفتم .... در ضمن تشخیص با مکلف است و نسبی خرید و فروش الات موسیقی هم فقط در مورد کاربرد مجاز توسط اقای خمینی و دیگران مجاز شمرده شد وگر نه هنوز هم نظر همانست . موفق باشید |
|||
|
۲۲:۰۸, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۲/دی/۹۰ ۲۱:۴۴)وحید110 نوشته است:نقل قول:در مورد ملاصدرا ، فکر کنم تا اینجایش را قبول دارید که به علت نظر مخالفی که با علما و فلاسفه زمانه داشت ، توسط شاه عباس تبعید شد . حتی برخی علما حکم ارتداد او را دادند . در مورد ملا صدرا هم که منم گفتم اکثر علما زمانه او را باطل دانستند نه همه انها . بله ایشان هوادارانی هم بین علما داشتند . ولی الان دقیقا برعکسه ... خیر حکم استفاده و خرید و فروش آلت موسیقی اکنون دقیقا مانند حکم آلت آشپزی و آلت جنگ و ... است . اگر برای استفاده مجاز باشد طبق فتوای اکثر مراجع کنونی بلا مانع است . در صورتی که اون زمان دقیقا برعکس بود ... |
|||
|
۲۲:۱۸, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
هر چه از آلات مختص به موسيقي باشد ، نواختن وخريد و فروش، ياد گرفتن آن جا يز نيست و فرقي بين سنتي و غير سنتي نمي باشد چنانچه فرقي در ياد گرفتن ان هم بين اين كه خودتان در اثر تمرين ياد بگيريد يا كلاس برويد نيست ولی اگر از آلات مشترک ( مانند دهل ) باشد چنانچه به قصد استفاده منافع مشروع باشد و با آن آهنگ های لهوی و مناسب مجالس خوش گذرانی نواخته نشود اشکال ندارد آلات موسيقى دو قسم است: آلات مختص حرام و آلات مشترك. «آلات مختص» به آلاتى از موسيقى گفته مىشود كه نوعاً در لهو و لعب به كار مىرود و منفعت حلالى در بر ندارد. «آلات مشترك» به آلاتى از موسيقى گفته مىشود كه هم براى منافع مشروع و حلال به كار مىرود و هم براى منافع نامشروع و حرام. استفاده از آلات مختص به هيچ وجه جايز نيست؛ ولى آلات مشترك بستگى به كيفيت نواختن آن دارد. بيشتر مراجع تقليدV} آيتالله بهجت و آيتالله صافى، استفاده از هر نوع آلات موسيقى را حرام مىدانند.{V استفاده از آلات مشترك را به طور مطلق حرام نكردهاند؛ بلكه براساس كيفيت نواختن آن فتوا دادهاند خوب برادر من . پست قبلی رو قشنگ بخون من هم همون رو گفتم !!! با تشکر از جناب دیدگاه نوین و بقه دوستان موفق و در پناه خدا |
|||
|
|
۲۲:۴۵, ۱۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۲۲:۵۱ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام خدمت دوستان و تشکر از نظرات مفید جناب وحید 110
با اجازه ی چند سوال خدمتتان داشتم: (۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۱۹)وحید110 نوشته است: کاری که جناب ملا صدرا کردند پیوند عرفان (در ان زمان هنوز عرفات شیعی مطرح نبود ) با فلسفه بود ... متوجه نمی شوم !!!!!!احتمالا منظورتان این است که ملاصدرا از نظریات ابن عربی بهره برد.درست است!؟!؟!؟!؟! (۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۱۹)وحید110 نوشته است: عرفان شیعی یا عرفان عملی از عرفان تصوف جداست . عرفان شیعی هم بعد نظری دارد و هم عملی.چرا باید عرفان شیعی را مساوی عرفان عملی بگیریم؟!؟!؟ بعد نظری عرفان مورد ادعای صوفیان بسیار ضعیف تر از پشتوانه ی دقیق عرفانی شیعه است. (۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۱۹)وحید110 نوشته است: در مورد وحدت وجود و وحدت موجود نظر ملا صدرا و ابن عربی و صوفیه با هم فرق دارد . ملاصدرا اوج حکمت متعالیه اش اثبات وحدت وجود ابن عربی با استدلالات فلسفی است.چه تفاوتی بین وحدت وجود این دو فرد است؟؟؟؟؟؟ (۱۲/دی/۹۰ ۱۷:۱۹)وحید110 نوشته است: الان عرفان به اون معنا بین فقهای شیعی پذیرفته نیست و حتی خودشون هم به اون عرفان نمیگن و تهذیب نفس یا عرفان عملی یا توحید عملی بهش میگن . تفاوتهای زیادی در این ها مشاهده میشود می شود مثالی عرض کنید که به تفاوت نظر ملاصدرا و فقهای (نامهربان با فلسفه ی) بزرگ شیعه، در روش عملی رسیدن به مقصودی الهی اشاره کند؟؟؟؟ در پایان خواندن موسیقی از نظر تئوری که دستاوردی عملی در پی نداشته باشد چه ضرورتی دارد؟!؟!؟!؟! بسیار متشکر و التماس دعا. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










