|
✿اَلسَّلامُ عَلَيْکَ ياحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(علیه السلام)✿
|
|
۱۴:۳۰, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۱۵:۳۶ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یابْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا اَبا مُحَمَّدالْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ.حدود 40 روز مانده به 28 صفر.یعنی یک اربعین مانده تا سالروز شهادت کریم ابن کریم،حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام). امامی که هرگاه نامی از او ساری و جاری شود ذهنیتی جز غربت و مظلومیت در اذهان نقش نمی بندد. و مادر اشتباهی بزرگ به سر می بریم چراکه حسن ابن علی (علیه السلام) سردار رشید سپاه حیدر کرار و از امامان عالم و مجاهد بودند. در این تاپیک داستانهایی کوتاه را ازین همام ارسال خواهم داشت،باشد که کریم اهل بیت (علیه السلام) دست گیر ما در حشر گردد. زینت بخش این فضا،غزلی در رثای حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام): هنوز راه ندارد کسی به عالم تو نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو نسیم پنجرهء وحی! صبح زود بهشت "اذا تنفس ِ" باران هوای شبنم تو تو در نمازی و چون گوشواره می لرزد شکوه عرش خدا، شانه های محکم تو به رمز و راز سلیمان چگونه پی ببرم؟ به راز عِزّةُ للّه نقش خاتم تو من از تو هیچ به غیر از همین نفهمیدم که میهمان همه ماییم و میزبان همه تو تو کربلای سکوتی و چارده قرن است نشسته ایم سر سفرهء مُحرم تو چقدر جملهء"احلی من العسل " زیباست و سالهاست همین جمله است مرهم تو هوای روضه ندارم ولی کسی انگار میان دفتر من می نویسد از غم تو گریز می زند از ماتمت به عاشورا گریز می زند از کربلا به ماتم تو *** فقط نه دست زمین دور مانده از حرمت نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو. یک صـبح جمعه،15 رمضان،سال سوم هجریکودک را دادند به پیامبر برای نام گذاری.پارچه ی زردی دورش بود، پیامبر آن را با سفید عوض کرد.قبلا فرموده بود به بچه ها لباس زرد نپوشانید.نشست در انتظار وحی. جبرئیل نازل شد،تبریک می گفت: " محمد جان! علی برای تو مثل هارون است برای موسی. نام پسرش را همان بگذار که نام پسر بزرگ هارون بوده." چه بوده؟ شبر؛به عربی می شود حسن. نامش را گذاشتند حسن،نامی که تا آن روز هیچ کس نداشته. کشف الغمه،ج 1،ص 526
|
|||
| آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۵۸, ۲۸/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۰ ۱۰:۰۸ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #91
|
|||
|
|||
|
10- بدتر از ننگ و زبونى
«أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.» ننگ و زبونى بهتر از دوزخ رفتن است. حسن بن علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۰:۰۶, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #92
|
|||
|
|||
|
امام حسن(علیه السلام) هيچ گاه سائلى را رد نكرد و در برابر درخواست او«نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است كه هيچ گاه سائلى را رد نمىكنيد؟ پاسخ داد:«انى لله سائل و فيه راغب و انا استحيى ان اكون سائلا و ارد سائلا و ان الله تعالى عودنى عادة، عودنى ان يفيض نعمه على، و عودته ان افيض نعمه على الناس، فاخشى ان قطعت العادة ان يمنعني المادة»! ؛من سائل درگاه خدا و راغب در پيشگاه اويم، و من شرم دارم كه خود درخواست كننده باشم و سائلى را رد كنم، و خداوند مرا به عادتى معتاد كرده، معتادم كرده كه نعمت هاى خود را بر من فرو ريزد، و من نيز در برابر او معتاد شدهام كه نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم كه اگر عادتم را ترك كنم اصل آن نعمت را از من دريغ دارد.
|
|||
|
|
۱۰:۵۷, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #93
|
|||
|
|||
|
مسیحا ...
اول تو را سرشته و انسان درست کرد شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد بعداً گِل اضافیتان را افاضه کرد تا از من خراب مسلمان درست کرد می خواست رحمتش همه جا را بغل کند با اشک های چشم تو باران درست کرد باید برای بندگی سجده هایمان یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد بالم اگر به درد پریدن نمی خورد یک سایبان که می شود از آن درست کرد من زندۀ نسیم مسیحا دم توأم آدم اگرشدم به خدا آدم توأم
علی اکبر لطیفیان
|
|||
|
|
۱۲:۵۹, ۲۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #94
|
|||
|
|||
|
مدینه که بودم خیلی احساس سنگینی و غربت میکردم
غربت مدینه بیش از همه ی معصومین مرا یاد امام حسن مجتبی می اندازد نه رسول اکرم و نه خانوم فاطمه ی زهرا و نه 3 امام معصوم دیگر بقیع غربت مدینه مرا یا امام حسن می اندازه میدونید چرا؟ از بین تمام معصومین(مردها) فقط آقا امام حسن شاهد خاکی شدن چادر ناموس خدا در کوچه ی بنی هاشم بوده!!!!!!!!!!!! یا کریم اهل بیت الدّخیل |
|||
|
|
۱۶:۴۱, ۲۸/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۱ ۱۶:۱۳ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #95
|
|||
|
|||
|
چهل و شش
شـتر عایشه برای شان شده بود بُت.
پهِنش را می بردند برای تبرک.می گفتند بوی مشک و عنبر می دهد.شترراکه می کشتند،کار تمام بود و تکلیف جنگ مشخص. علی نیزه را داد دست محمد بن حنفیه،پسرش دلاور عرب بود.رفت تا نزدیک شتر ولی نتوانست بکشدش. برگشت پیش پدر،علی نیزه را گرفت. داد دست حسن. صدای فریاد لشکر که بلند شد فهمیدند شتر عایشه کشته شده. صورت محمد قرمز شده بود.از پدر خجالت می کشید. علی آمد جلو.سر محمد را گرفت بالا: " محمدم! شرمنده نباش. تو پسر منی ولی،حسن پسر پیامبر است." المناقب، ابن شهرآشوب مازندرانی، ج4، ص21
|
|||
|
|
۱۰:۰۳, ۲۹/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۰ ۱۵:۴۶ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #96
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علیک یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی سلام علیکم چه سخت است نوشتن برای تو حسن جان ، که کلمات گم اند و کم در مدح و ثنایت ، و جملات در پیچ و تاب بغض فرو خورده شکننده و نالان . قطرات باران که از چشمها سرازیرند مگر می گذارند تا قلم و کاغذ و دوات را ببینی که خود آنان هم گریانند در غریبیت حسن جان. دستها قدرت نگاشتن ندارند بر آنچه بر تو گذشت و زبان نمیتواند سخنی گوید و سکوتش نه از سر ندانستن و نخواستن ،بلکه به مانند صحرای سوزان کربلا خشک گشته است از ماتم یار و مصیبتت آنقدر سنگین است که یارای گفتنش نیست . و اما .. دل نوشته ای از زبان مولانا حسن بن علی (صلوات الله علیهما) آه جگرم سوخت ! آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه بدن مبارکت بروی زمین بود و هواپرستان بد ایمان برای گرفتن زعامت امتت به جنگ و دعوا برخواسته بودند ، مگر اینان همان انصار و مهاجر نیستند یا رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در خدمتت پیشی میگرفتند از یکدیگر . آنان را چه شده که حال تو را بر زمین نهاده و بدنبال مطامع دنیوی شتابانند . آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه مادر را بین در و دیوار قرار دادند و با مسمار به سینه اش زخم زدند و در پیش چشمانم سیلی زدندش . مگر اینان نمیدانند که مادر ما دخت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، فاطمه(سلام الله علیها) است . آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه پدر را در پیش چشمان من و حسین کشان کشان بر روی خاک به سوی مسجد میبردند و پدر دائم میفرمود : نه فاطمه جان ، نفرینشان مکن که از نفرینت قیامت بپا خواهد شد ، و مادر نظاره کرد با چشمانی بارانی که چگونه مردش را میبرند . مگر اینان نمیدانند که پدرمان علی (علیه السلام) برادر رسول الله (علیه السلام) ، اولین مسلمان و ولی خدا بعد از رسولش است. آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه قرآن بر نیزه کردند و هرچه پدر فریاد زد که ای جاهلان و نادانان بی ایمان ، این نیرنگ است و خدعه ، اما آنان تیغ بر قرآن ناطق کشیدند و قرآن بر نیزه را نشان دیانت خواندند . مگر اینان نمیدانند که امیرشان علی (علیه السلام) است و نه معاویه پسر هند. آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه میدیدم و میشنیدم صدای ناله های پدر را که با چاه سخن میگفت و نفرین میکرد این روزگار پست را . و میدیدم زخمهای پشتش را که کیسه های آذوقه یتیمان آزرده بود تنش را و زخم زبانهای نادانان آزرده بود قلبش را . مگر اینان نمیدانند که همانکه نان و قوتشان را هر شب به پشت دربهای خانه هاشان می آورد علی (علیه السلام) است ، همان ولی و امیر المؤمنین. آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه صدای پدر را شنیدم که "فزت و رب الکعبه" را گفت و وصیتم کرد که قاتلش را نان و آب دهم و مراقبت نمایم و پس از رفتنش ، او را با همان یک ضربت به دوزخ فرستم . مگر اینان نمیدانند که پدرم علی (علیه السلام) کریم ترین و عادل ترین است در بین خلائق . آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه می دانستم که این شربت ،شربت شهادت است و می دانستم که همسرم همسرم نیست که قاتلم جعده است . مگر نمی داند که من فرزند رسول خدایم ، که فرزند بهترین بندگان خدایم . و مگر نمی داند که من حسنم ، همسر و شویش . پس چرا جگرم را سوزانید؟ آه جگرم سوخت ! آن زمانیکه دانستم در صحرای طف دیده کرببلا برادرم ، حسینم را سر می برند با لبانی عطشان ، و حسن نیست تا پاسخ گوید ندای "هل من ناصر ینصرنی" برادر را . و برادر نیست تا رکاب گیرد زینبش را و در پناه گیرد یتیمان برادر را . آه جگرم سوخت ! آه جگرم سوخت ! الّلهم صلّ عَلی عَلیّ بن موسَی الرِّضا المُرتَضی موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۰:۱۳, ۲۹/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۹۰ ۱۰:۱۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #97
|
|||
|
|||
|
11- نصيحت از سر اخلاص «أَيُّهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَليلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.» هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصيحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گيرد، به راهى پايدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدايت موفّق سازد و به نيكويى استوار گرداند، زيرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بى ياور است و با ذكر بسيار خود را از [معصيت خداى] بپاييد. حسن بن علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۳۰/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۹۰ ۱۵:۳۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #98
|
|||
|
|||
|
12- رفيق شناسى
«قالَ الْحَسَن(عليه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: يا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضيتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.» امام حسن(عليه السلام) به يكى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها میرود و كجاها میآيد، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسنديدى با او برادرى كن به شرط اين كه معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد. حسن بن علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۳:۰۵, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #99
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علیک یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی سلام علیکم وصیت امام حسن به امام حسین علیهماالسلام امام حسن علیهالسلام به برادرش سالار شهیدان امام حسین علیهالسلام چنین وصیت کرد: «این وصیتی است که حسن بن علی به برادرش حسین میکند. وصیت او این است که به یگانگی خداوند یکتا گواهی میدهد و بر آستانش آنگونه که سزاست، سر بندگی میساید... هرکس فرمانبر خدا باشد، راه درست را یافته، و هرکس نافرمانی او را کند به گمراهی افتاده است و هرکس به سوی او بازگردد، از گمراهی رسته است. ای حسین! من تو را دربارهی بازماندگان و فرزندان و خاندانم سفارش میکنم. اشتباهات آنها را با بزرگمنشی ببخش و کارهای نیکشان را بپذیر و جانشین من و پدری مهربان برای آنان باش. مرا در کنار آرامگاه جدم رسول الله به خاک بسپار، زیرا که من سزاوارترین فرد برای دفن در کنار پیامبر خدا هستم؛ اما اگر ترا از این کار بازداشتند، ترا به خدا و مقامی که در نزد او و پیوندی که با پیغمبر داری، سوگند میدهم که مبادا به خاطر من قطرهی خونی ریخته شود، تا آنکه پیامبر خدا را ملاقات کنیم و او را نسبت به رفتاری که مردم با ما کردند، باخبر سازیم.» بعد از وفات امام حسن، حضرت امام حسین، جنازه را غسل داده و کفن کرد و آن را بر دوش گرفته به سوی قبر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برد، در حالی که بنیهاشم و شیعیان گریهکنان آن بزرگوار را همراهی میکردند. کوتاه زمانی نگذشت که مروان و دیگر افراد بنیامیه سر رسیدند و در حالی که اسلحه به دست داشتند، جلوی جمعیت را گرفتند و آمادهی زد و خورد شدند. «عایشه» نیز در حالی که سوار بر اسبی بود، سر رسید و فریاد زد: «من چگونه میتوانم تاب بیاورم، در حالی که شما میخواهید کسی را به خانهی من داخل کنید که من دوستش ندارم!» مروان نیز جرأت یافت و گفت: «آیا سزاوار است عثمان در نقطهای دور و پرت به گور سپرده شود و حسن بن علی در کنار پیامبر خدا دفن گردد؟ هرگز چنین نخواهد شد و من با شمشیر برهنه حمله خواهم کرد.» آشوب بالا گرفت و نزدیک بود مردم مدینه به جان یکدیگر بیفتند. در این هنگام امام حسین فرمود: «به خدا قسم اگر برادرم از من پیمان نگرفته بود که در پای جنازهاش خونی ریخته نشود، به شما شمشیرزدن را نشان میدادم. شما همان کسانی هستید که پیمانهایتان را دربارهی ما شکستید و به قولهایی که به ما داده بودید، عمل نکردید.» ابنعباس در چنین وضع خطرناکی به سراغ مروان رفت و گفت: «ما دیگر قصد نداریم که پسرعموی خود را در کنار جدش دفن کنیم، بلکه پس از تجدید دیدار او با مزار رسول خدا وی را به بقیع خواهیم برد تا در کنار مادربزرگش فاطمهی بنت اسد - مادر حضرت علی علیهالسلام - به خاک سپرده شود.» بدین ترتیب جسد مطهر نوادهی بزرگ رسول اکرم از کنار مزار جدش به سوی قبرستان بقیع حرکت داده شد و درآنجا که اکنون مدفن و حرم چهار امام است، به خاک سپرده شد. برگرفته از کتاب در آستان اهلبیت، ص 95، علامه سید محسن امین فِداکَ یا ابا مُحمد یا بن عَلیٍّ المُرتَضی مولانا حَسنِ المُجتبی الّلهم صلّ عَلی عَلیّ بن موسَی الرِّضا المُرتَضی موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۵:۱۸, ۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #100
|
|||
|
|||
|
بسم الرب الحسین
السلام علیک یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی سلام علیکم فضيلت گريه بر امام در فضيلت گريه بر امام حسن (علیه السلام) و زيارت آن بزرگوار، از ابن عباس روايت شده است که پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «چون فرزندم حسن را به زهر شهيد كنند، ملائكة آسمانهاى هفت گانه بر او گريه كنند و همه چيز حتى مرغان هوايى و ماهيان دريا بر او اشك بريزند؛ هر كه بر او بگريد، ديدهاش كور نشود، روزى كه ديدهها كور مىشود؛ هر كه در مصيبت او اندوهناك شود، غمگین نشود دلش در روزى كه دلها اندوهناك است؛ و هر كه او را در بقيع زيارت كند، قدمش بر صراط ثابت گردد، در روزى كه قدمها بر آن لرزان است». الّلهم صلّ عَلی عَلیّ بن موسَی الرِّضا المُرتَضی موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,553 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,351 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,243 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,946 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,687 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|
| حسین علیه السلام آمد | عمار رهبری | 3 | 2,580 |
۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام | جواد مخبریان | 0 | 1,703 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹ آخرین ارسال: جواد مخبریان |
|












