تالار گفتگوی بیداری اندیشه
پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: مهدویت (/forum-18.html)
+--- بخش: دفاع مقدس و شهدا (/forum-54.html)
+--- موضوع: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. (/thread-16822.html)

صفحه: 1 2 3


RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - محمود - ۱/خرداد/۹۱ ۱۱:۲۳

شرمنده














یاعلی


RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - سید ابراهیم - ۱/خرداد/۹۱ ۱۱:۴۴

به نظر من شهدا حلقه واسطه میان ما و کربلا هستند. مطمئنا اگه شهدا نبودن امروز دیگه همین روحیه عاشورایی هم نبود و شاید عاشورا به افسانه ای قدیمی تبدیل می شد.
امثال باکری ها بودند که ثابت کردن در این قرن دود گرفته هم میشود به سپیدی ملائک پرواز کرد. امثال خرازی ها بودند که ثابت کردند در این غوغای روز مرگی ها و در بین فریاد های پوچ هنوز هم میتوان فریاد بغض آلود هل من ناصر مولا را شنید.
فدای قطره قطره خون شهدا....


RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - mohammad reza - ۱/خرداد/۹۱ ۱۱:۵۰

بسم رب شهدا و صدیقین
سلام
دیدید عاشقان خدا چه کردند
دیدید پیروان مهدی گول کاشتند
دیدید رهروان ولایت در صراط مستقیم بودند

چی شد این جونها بی وفا شدن چی شد این ملت اینجوری جواب خوبیاتونو داد
اون قافله عزم کربوبلا داشته
این غافله عزم نار کبیر داره

چند وقتیه وقتی توی خیابونها راه میرم و تصویر شهیدی را میبینم از خودم میپرسم که اینها کی بودن چه کردن و الان ماها چه میکونیم
اونها ایثار کردن خونشان جسمشان آرزوهایشان جوانیشان و ما چه میکونیم
شرمنده بودن کافی نیست

اونها کی بودن که اینقدر دین براشون ارجهیت داشت که دنیا را فدایش کردند و جوانهای امروز چیرا برای چی فدا میکونند

نمیدونم میترسم از روزی که ترس در چشم کودکان امروز پیدا شود ولی نباشند دلیرانی که ترس را دور کردند از چشم کودکان دیروز

شهدا مردانه نشون دادند که مرد عمل هستند پیرو ولایت و رهبری هستند و جان در گرو یوسف زهرا دارند امروز نوبت ماهاست باید نشون بدیم که ما هنوز هستیم ای شهیدان خدائی
راه امامو شهدا پا برجاست
صلوات
یا حق



RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - rastin - ۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۲۲

بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:اولین حسی که بهتون دست میده یااولین تصویری که درذهنتون نقش می بنده رو بنویسید.



[تصویر: %D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A2%D8%B1%D8%A7.jpg]


دانلود نوای "ممدنبودی باصدای کویتی پور"
http://www.shia-leaders.com).mp3" />

لینک غیر مستقیم

بدون شک اگر استقامت ودلاوری جهان آرا نبود،خرمشهری هم نبود.....

روحش شاد

[تصویر: 14_8707060866_L600.jpg]



RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - سید ابراهیم - ۱/خرداد/۹۱ ۱۵:۴۴

زمانی که به چشمانش زل می زنی سیل واژه هاست که بر دشت دشت ذهنت وارد می شود.... نمیدانی کدام را برگزینی...
خجلت، حسرت، افتخار،و.....
ولی از این همه واژه عبارت فدایی زهرا(سلام علیها) مرا به جای دیگری می برد...



RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - MAHDI59 - ۱/خرداد/۹۱ ۱۹:۱۴

خرمشهر برای من با این تصویر گره خورده

[/b]
[تصویر: 49703_634415751576927436_l.jpg]

و البته عکاس این تصویر
[تصویر: mowjemordeh-behrooz.jpg]
شهید بهروز مرادی که...
نمی شناسیمش ...
کلیک کنید




RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - دل خسته - ۱/خرداد/۹۱ ۲۳:۲۹

احساس افتخار،احساس خودباوری،باور به وعده های الهی.احساس شوق ، احساس ... و خیلی احساسات نهفته که نمی شه در گفتار آورد.
شاید هیچ لذتی بالاتر از لذت شنیدن چنین چیزی نباشه ، خصوصا اگر زنده باشه.اما خوب خیلی احساسات بد هم دارم.احساس این که چرا این همه تغییر کردیم.چرا این مردم دیگه اون مردم نیستند.چرا کسایی که از نون شبشون می زدند ، حالا حاضرند نون شب دیگران رو بدزدند ، برای این که پلو گوشتشون بشه چلو کباب.چرا حاضرند پول روی پول بگذارند ، به جامعه خیانت کنند ، اما حق یک بی نوای دیگه رو که باید بدند نمی دند.حتی دیگه خمس هم نمی دند ، خیلی ها دیگه نماز هم نمی خونند.خانمی که با چنگ و دندون حجابش رو حفظ کرد ، شهیدی که تا آخرین قطره خونش رو فدای وطنش کرد ، حالا دخترش می شه مظهر بی حجابی،میشه عامل فساد.و واقعا ما در جهاد اصغر خیلی موفق بودیم ، اما در جهاد اکبر ... . بیشتر هم منظورم با خودم و امثال خودم هست.


RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - جویای حقیقت - ۲/خرداد/۹۱ ۰:۲۴

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیز :
تاپیک بسیار خوبیه که از شعار زدگی خارج بشیم . اما خیلی از پست ها بیشتر شعار گونه شده . دوستان تجدید نظر کنن . با این جمله که ما مدیون شهدا هستیم ، هیچ چیزی درست نمیشه . . .
بذارید برای گفتن حسم ، دقیقا اونچیزایی که با گوش دادن آهنگ به ذهنم رسید رو بگم ـ حتی اگه خنده داره ـ . بعدش مفصل درباره اش بحث میکنم . دوستان حوصله کنن . . . پیشاپیش عذرخواهی میکنم . . .
اولین حسی که با گوش دادن آهنگ اول بهم دست داد ، مربوط میشه به 5 شبی که برای آموزش تکمیلی رفته بودیم به یه پادگان دورافتاده . . . هیچ کسی اون حوالی نبود . . . هیچ جنبده ای ؛ حتی یه سگ . . .
روز اول که رسیدیم اونجا خیلی ذوق و شوق داشتیم . یادش بخیر . اما حوالی غروب بود که شرایط سخت برامون شروع شد . ساعت 2 نصف شب ، خشم شب زدن و شیشه ی خوابگاهمون ریخت رو دست یکی از بچه ها . . . خدا رو شکر 2 تا بسیجی دکتر داشتیم . . . 2 انفجار ، 3 انفجار و حرارت و لرزه ای که درست چند متری ما ، بهمون شوک وارد میکرد . . . تازه فهمیدم که واقعا جنگ رفتن ، به شعار نیست . فقط به دل و البته حس وطن پرستی و ناموس پرستیه . این نیست که فقط بگی ، خدای نکرده جنگ بشه من میرم ؛ نه . بخدا اینجوری نیست . اولین خمپاره ای که کنارت ترکید و یه دفعه یه جوونی رو دیدی که دستش قطع شده ، یکی دیگه که سرش متلاشی شده و و و . . . تازه میفهمی که اینجا با کسی شوخی نداره . اینجا دشمن نه به خودت رحم میکنه و نه به ناموست . سرت رو اشتباه بچرخونی ، فاتحه ات خوندس . آره برادرن و خواهران عزیز . دوستان شاید بگن که خیلی داره دوره ی تکمیلی رو بزرگ میکنه .اما راستش رو بخوائید ، اون دوره ای که ما رفتیم ، واقعا به جز دشمن ، شرایط جنگ رو داشتیم . رزمهای شبانه ، انفجارات ، تنبیهات ، تیراندازی و البته کمین و . . . تنها بخشی از شرایطی بود که تجربه کردیم . تلفن نداشتیم که با کسی تماس بگیریم . البته حقیر عین خیالم نبود . چون این 5 روز واقعا ذهنم آزاد بود . آب شرب مون رو با تانکر آتش نشانی پر میکردن . خیلی از بچه ها مشکل گوارشی و مزاجی پیدا کردن . غذاهامون پر از گل بود . حمام درست و حسابی نداشتیم و فقط و فقط یه دشمن کم داشتیم . همه این چیزا رو در نظر بگیرین ، بعدش دشمن رو بهش اضافه کنین . دشمنی که حتی به زخمی ها هم رحم نمیکنه .
بله دوستان :
کسانیکه توی اون برهه از زمان موندن و از خاک و ناموس خودشون دفاع کردن ، خیلی مرد بودن و اون وسط بعضی از خواهران هم واقعا مرد بودن !!! و البته بودن امثال حاجی گرینووف که خاک بر سر بودن و الان برای خودشون کسی شدن و دارن ممکلت رو به تاراج می برن . رزمنده ی مداحِ دزدِ فساد بزرگ مالی اخیر رو بیاد بیارین . نمونه ی بارز این افراد هستش .
کجایند مردان بی ادعا ؟
همه شون یا شهید شدن یا اون اصل کاریهاشون رفتن یه گوشه ای بی سروصدا زندگی میکنن . کسانیکه بدون چشم داشت رفتن و خودشون رو فدا کردن . امام (رحمة الله علیه) هم فقط وسیله بودن . اونایی که رفتن ، تنها یه بهانه میخواستن . بقیه دیگه دست خودشون نبود . . .
بخش دوم آهنگ که رسید به خبر آزاد سازی خرمشهر :
راستش رو بخوائید اولش یاد تقلید صدای حمید ماهی صفت افتادم ! اما بعدش یاد اون تصاویری افتادم که سال گذشته از تلویزیون پخش شد :
فیلم هایی از موتور سوارانی که چراغ موتورشون روشن بود . . . اون لندرووری که روش تا یقه رزمنده نشسته بود و با یه حرکت خودرو ، خیلی هاشون تعادلشون بهم خورد . . . فیلمی که یه خانم رزمنده رو با لباس خاکی (لباس سربازی) در حالی که یه کلاشنیکف دستش بود . . . یاد اونا افتادم . . . الان که دارم اینا رو می نویسم ، یاد اون شهیدی افتادم که موقع شهادت پای سمت چپش می لرزید . . . یاد اون زمنده ای افتادم که زیر گلوش تیر خورده بود . . . یاد اون شهیدی افتادم که تانک فقط سرش رو برده بود . . . کسی که توی وصیت نامه اش گفته بود که دلم میخواد مثل سیدالشهدا بی سر بمیرم . . . و البته هزاران مورد دیگه که واقعا زبانم قاصره برای بیان این رشادت مندی ها و از خودگذشتگی ها . . .
شهدا نرفتن که امروز وضع کشور این شکلی باشه . . . جانبازان ، مجروح نشدن که مردم مملکت ، بی تفاوت از کنار هم رد بشن . . . واقعا نمیدونم چی بگم که اگه بخوام زبان باز کنم و از کسی گلایه کنم ، شاید دامن خیلی ها رو بگیره . . . سکوت بلندترین فریادهاست . . . لااقل توی این یه مورد . . .
در مورد بخش سوم آهنگ هم راستش رو بخوائید ، یاد رژه یگان ویژه تهران افتادم که واقعا از دیدن شون لذت بردم .
دوستان عزیز :
هر چی درباره این آهنگ به ذهنم رسید ، گفتم . اما دلم میخواد یه واقعیتی رو بگم که البته شاید مثل مابقی دوستان شعار گونه باشه .
راستش رو بخوائید ، یه چند وقتیه که به سرم زده این همه دوره و فعالیت توی بسیج و ایثارگری پدرم رو بذارم کنار و برم مناطق مرزی خدمت کنم . یه عمر هر غلطی دلمون میخواد میکنیم ، حالا چه بدی داره بریم از مملکت دفاع کنیم . دم از حسین (علیه السلام) و شهدا و جانبازان میزنیم . اما واقعا حاضریم که جای اونا باشیم ؟ الله اعلم . . .
امیدوارم حقیری که از دوستان ایراد گرفتم که شعارگونه پست گذاشتن ، خودم دچارش نشده باشم .
در پناه الله
یا مهدی مدد



RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - AMINI - ۲/خرداد/۹۱ ۹:۵۹

[تصویر: 77389192813115496405.jpg]
وظایف ما دربرابر خانواده های شهدا:
*خود سازی
*خودسازی
.
.
.
*خودسازی
یکی از اهداف شهدا در دفاع از دین حق ابقا سنت پیغمبر وادامه راه ائمه اطهار(علیه السلام)بود.
حال که آن عزیزان از این دیار عاشقانه سفر کردند ما دربرابر باز ماندگانشان همان وظایفی را داریم که درابر خود ایشان می داشتیم:
مقاومت،ایثار،صداقت،ولایت پذیری و...
این ها همه درخودسازی خودنمایی می کند....یعنی ما بتوانیم خود را به شرایطی آرمانی برسانیم که شهدا خود را رسانده بودند.
اما یک ظیفه مهم دیگر زنده نگاه داشتن یادشهدا است وگر نه خانواده شهدا هیچ توقعی از هیچ احدی ندارند.
والسلام
و در آخر:
"شهدا شرمنده ایم"



RE: پرستویی که مقصدرادرکوچ میابدازویرانی لانه اش نمیترسد. - ANTi666 - ۲/خرداد/۹۱ ۱۱:۲۳

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر مبشران و منتظران ظهور
ایکاش.... ان شاالله! ما هم روزی در زمان حال و در جنگ پیش رو، بتونیم شهید، جانباز یا اسیر بشیم...
البته تو جنگ نرم، من که جزو جانبازان بحساب میام از بس از دوستDodgy و دشمنAngry تیر خوردم!Big Grin
موفق باشید ان شاالله
یا الله