تالار گفتگوی بیداری اندیشه
شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html)
+--- موضوع: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! (/thread-7929.html)

صفحه: 1 2


پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - mohebALI - ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۸:۴۶

نه خدا توانمش خواند
نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم
شه ملک لافتی را



پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - mhvvhm - ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۹:۵۸

سلام

زحمت کشیدی علی آقا...اجرت با خود حضرت

یا علی


پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - sagheb - ۹/اسفند/۹۲ ۱:۰۹


خیلی ممنون , چقدر عالی بود.

*************

حقّا كه حقيقتاً علي حق باشد
حق است علي ز حق كه بر حق باشد

ديديم خطي به دفتر لم يزلي
حق با علي و علي مع الحق باشد

*************


خدایا حب علی و آل علی را از ما مگیر
و از اولاد ما جز نوکران و محبان علی و آل علی، قرار مده
و مارا در دنیا و آخرت از علی و آل علی جدا نفرما
و ما را علوی کن و علوی بمیران!!!!!!!!!!!!
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر انصاره




پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - amrtat71 - ۲۰/تیر/۹۳ ۱۵:۳۶

سلام دوستان
من به تمام ائمه علاقه و ارادت خواصی دارم ولی در قلبم علاقه ی شدیدی به امام علی علیه السلام و حضرت ابوالفضل دارم
دوست دارم دوران زندگی امام علی رو خیلی بهتر بشناسم کتاب قضاوت های امام علی رو خوندم و برنامه حقیقت مظلوم مال شبکه خبر که در مورد دوران خلافت حضرت امیرالمومنین میباشد رو دارم میبینم
اگه کتاب خوب و بسیار ارزشمند و معتبر میشناسید راهنمایی بفرمایید من مطالعه کنم
با تشکر


پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - saeed6121 - ۱۹/دی/۹۳ ۱۵:۳۸

امیرالمومنین علي (عليه السلام) از نگاه بزرگان ادیان
جبران خليل جبران

که از علماي بزرگ مسيحيت، مرد هنر و صاحب ذوق بديعي است لب به ستايش علي گشوده و چنين مي گويد:" به عقيده من علي بن ابيطالب ( پس از پيامبر) نخستين مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خويش دميد و آهنگ آن را به گوش مردمي رسانيد که پيش از آن مانند آن را نشنيده بودند و در بين تاريکي هاي جاهليت از روش روشن او متحير ماندند؛ پس کسي که طريق علي را پسنديد به فطرت سليم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهيلت را ترجيح داد."جبران معتقد بود که:" دو طايفه شيفته روش علي بودند يکي خردمندان پاکدل و ديگري نيکو سرشتان با ذوق، علي بن ابيطالب شهيد عظمت خويش گشت او از دنيا رفت در حالي که نماز بر زبانش جاري و دلش از شوق خدا لبريز بود. مردم عرب، حقيقت مقام او را درک نکردند تا گروهي از مردم کشور همسايه آنها( ايران) برخاسته، اين گوهر گرانبها را از سنگ تشخيص داده و او را شناختند."

جبران اضافه مي کند که:" علي (علیه السلام) مانند پيغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصيرت و بينايي چون پيغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصيتي بين المللي داشت."

جبران هميشه نام علي (علیه السلام) را در مجالس خاص و عام به زبان مي آورد، تعظيم مي کرد و مي گفت علي از جهان رفت درحالي که هنوز رسالتش را به کمال، تبليغ نکرده بود.



شبلي شميل

دانشمندي است که در سال 1335 هجري درگذشت، وي شاگرد برجسته مکتب داروين بود و نخستين کسي است که نظريه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردي الهي بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبيعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب ماديگري پيروي نمود.وي با اصراري که در انکار توحيد داشت، در برابر شخصيت علي ( ع) سرتعظيم فرود آورده و در مورد او چنين مي گويد:" امام و پيشواي انسان ها علي بن ابيطالب بزرگ بزرگان و يگانه نسخه اي است که با اصل خود «پيامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنراني نظير او در گذشته و حال نديده است."



ميخائيل نعيمه

که از دانشمندان مسيحي است در مقدمه اي که بر کتاب " صوت العدالة الانسانية" نوشته درباره حضرت علي (علیه السلام) چنين مي گويد:" پهلواني امام( ع) تنها در ميدان جنگ نبود بلکه او در روشن بيني، پاکدلي، بلاغت، سحر بيان، اخلاق فاضله، شور ايمان، بلندي همت، ياري ستمديدگان و نااميدان، متابعت حق و راستي و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زيادي از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهيم بنياد زندگي نيکو و سعادتمندي را بگذاريم بايد به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگيريم."- " جرج جرداق"مسيحي، نويسنده معروف لبناني در کتاب " صوت العدالة الانسانية " درباره علي ( ع) چنين مي نويسد: اي دنيا چه مي شد اگر همه نيروهايت را در هم مي فشردي و دوباره شخصيتي مانند علي با آن عقل، قلب ، زبان و شمشير نمودار مي کردي؟"



کارلايل

فيلسوف انگليسي، هر گاه به نام علي (علیه السلام) مي رسيد بزرگي علي چنان او را به وجد مي آورد و نيروي عظمت آن حضرت چنان تحريکش مي کرد که از بحث علمي بيرون مي شد و بي اختيار شروع به مديحه سرايي او مي کرد، او درباره علي چنين مي گويد: " ما نمي توانيم علي را دوست نداشته باشيم و به وي عشق نورزيم زيرا هر چه خوبي هست که ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او جوانمرد شريف و بزرگواري بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آميخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود مي دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست، اگر مي خواهيد او را قصاص کنيد يک ضربت بيشتر به او نزنيد و اگر عفو کنيد به تقوا نزديک تر است."



لامنس

يک کشيش بلژيکي است که در زبان عربي و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علي (علیه السلام) مي گويد:" براي عظمت علي اين بس که تمام اخبار و تواريخ علمي اسلامي از او سرچشمه مي گيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزي داشت. علماي اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علي مستند دارند چرا که گفتار او حجيت قطعي داشت، او باب مدينه علم بود و با روح کلي پيوستگي تام داشت.





پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - Mehrdad.IV - ۱۹/دی/۹۳ ۱۶:۲۵

جناب علی 110 ممنون از این متن زیبا. قلب ما را به درد اورد و اشک را بر گونه های ما جاری کرد. خوب هست لعنتی بفرستیم به همه کسانی که خانه فاطمه (سلام الله علیه) دختر پیامبر را به آتش کشیدند و پهلویش را شکستند...خوب است که لعن کنیم مسبب این مصیبت های بزرگ را..... اگر رنج و گمراهی در جهان است برای این است که مولای ما حضرت علی (علیه السلام) به خلافت نرسید ..... مردم خیانت کار که صحبت های پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را فراموش کردن و ولایت حضرت علی (علیه السلام) را از یاد بردن.

ممنون.


پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - مخلوق - ۳/آذر/۹۴ ۱۶:۲۷

(۲۹/شهریور/۹۰ ۲:۰۹)علی 110 نوشته است:  
ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...



پاسخ به: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! - علی 110 - ۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹

متن حدیث شریف:
قَالَ أَبُو هَاشِمِ بْنُ أَبِي عَلِيٍّ:
إِنَّ اَلرِّوَايَاتِ صَحَّتْ أَنَّهُ لَمَّا بَلَغَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّ اَلنَّاسَ تَحَدَّثُوا فِيهِ وَ قَالُوا مَا بَالُهُ لَمْ يُنَازِعْ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ كَمَا نَازَعَ طَلْحَةَ وَ اَلزُّبَيْرَ وَ عَائِشَةَ وَ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ قَالَ فَخَرَجَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مُرْتَدِياً بِرِدَاءٍ فَرَقِيَ اَلْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ قَالَ:
يَا مَعَاشِرَ اَلْمُسْلِمِينَ قَدْ بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً قَالُوا مَا بَالُهُ لَمْ يُنَازِعْ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ كَمَا نَازَعَ طَلْحَةَ وَ اَلزُّبَيْرَ وَ عَائِشَةَ
فَمَا كُنْتُ بِعَاجِزٍ وَ لَكِنْ لِي فِي سَبْعَةٍ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ أُسْوَةٌ
أَوَّلُهُمْ نُوحٌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَيْثُ قَالَ تَعَالَى فِيَّ مُخْبِراً عَنْهُ «أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ مَا كَانَ مَغْلُوباً فَقَدْ كَفَرْتُمْ بِتَكْذِيبِ اَلْقُرْآنِ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ كَانَ مَغْلُوباً فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
اَلثَّانِي إِبْرَاهِيمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَيْثُ أَخْبَرَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ فِي قَوْلِهِ لِقَوْمِهِ «وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ اِعْتَزَلَهُ مِنْ غَيْرِ مَكْرُوهٍ فَقَدْ كَذَّبْتُمُ اَلْقُرْآنَ وَ إِنْ قُلْتُمْ رَأَى اَلْمَكْرُوهَ فَاعْتَزَلَهُمْ فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
وَ اَلثَّالِثُ لُوطٌ حَيْثُ أَخْبَرَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ فِي قَوْلِهِ لِقَوْمِهِ «لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلىٰ رُكْنٍ شَدِيدٍ» فَإِنْ قُلْتُمْ كَانَ لَهُ قُوَّةٌ فَقَدْ كَذَّبْتُمُ اَلْقُرْآنَ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ بِهِمْ قُوَّةٌ فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
وَ اَلرَّابِعُ يُوسُفُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَيْثُ قَالَ «رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ مَا دُعِيَ لِمَكْرُوهٍ يُسْخِطُ اَللَّهَ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ دُعِيَ إِلَى مَا يُسْخِطُ اَللَّهَ تَعَالَى فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
وَ اَلْخَامِسُ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَيْثُ أَخْبَرَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّٰا خِفْتُكُمْ» فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ اَلْمُرْسَلِينَ فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ فَرَّ مِنْهُمْ مِنْ غَيْرِ خَوْفٍ فَقَدْ كَذَّبْتُمُ اَلْقُرْآنَ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ فَرَّ خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
وَ اَلسَّادِسُ أَخُوهُ هَارُونُ حَيْثُ أَخْبَرَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ «يَا اِبْنَ أُمَّ إِنَّ اَلْقَوْمَ اِسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلاٰ تُشْمِتْ بِيَ اَلْأَعْدٰاءَ» فَإِنْ قُلْتُمْ مَا كَادُوا يَقْتُلُونَهُ فَقَدْ كَذَّبْتُمُ اَلْقُرْآنَ وَ إِنْ قُلْتُمْ كَادُوا يَقْتُلُونَهُ فَعَلِيٌّ أَعْذَرُ
اَلسَّابِعُ اِبْنُ عَمِّي مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَيْثُ هَرَبَ مِنَ اَلْكُفَّارِ إِلَى اَلْغَارِ فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ مَا هَرَبَ مِنْ خَوْفٍ عَلَى نَفْسِهِ فَقَدْ كَذَبْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ هَرَبَ مِنْ خَوْفٍ عَلَى نَفْسِهِ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ اَلنَّاسِ
مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُذْ وَلَدَتْنِي أُمِّي...

الفضائل (ابن شاذان): ج۱، ص۱۲۹



با اندک تفاوت در علل الشرایع:
ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ احْتَجُّوا فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَقَالُوا مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه‌السلام) لَمْ يُنَازِعِ الثَّلَاثَةَ كَمَا نَازَعَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرَ وَ عَائِشَةَ وَ مُعَاوِيَةَ؟
فَبَلَغَ ذَلِكَ عَلِيّاً (علیه‌السلام) فَأَمَرَ أَنْ يُنَادَى بِالصَّلَاةَ جَامِعَةً. فَلَمَّا اجْتَمَعُوا صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ بَلَغَنِي عَنْكُمْ كَذَا وَ كَذَا.
قَالُوا: صَدَقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ قُلْنَا ذَلِكَ.
قَالَ: فَإِنَّ لِي بِسُنَّةِ الْأَنْبِيَاءِ أُسْوَةً فِيمَا فَعَلْتُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».
قَالُوا: وَ مَنْ هُمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟
قَالَ: أَوَّلُهُمْ إِبْرَاهِيمُ (علیه‌السلام) إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ «وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ اعْتَزَلَ قَوْمَهُ لِغَيْرِ مَكْرُوهٍ أَصَابَهُ مِنْهُمْ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ اعْتَزَلَهُمْ لِمَكْرُوهٍ رَآهُ مِنْهُمْ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ
وَ لِي بِابْنِ خَالَتِهِ لُوطٍ أُسْوَةٌ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ «لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّ لُوطاً كَانَتْ لَهُ بِهِمْ قُوَّةٌ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ لَمْ يَكُنْ لَهُ قُوَّةٌ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ
وَ لِي بِيُوسُفَ (علیه‌السلام) أُسْوَةٌ إِذْ قَالَ «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّ يُوسُفَ دَعَا رَبَّهُ وَ سَأَلَهُ السِّجْنَ لِسَخَطِ رَبِّهِ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّهُ أَرَادَ بِذَلِكَ لِئَلَّا يَسْخَطَ رَبَّهُ عَلَيْهِ فَاخْتَارَ السِّجْنَ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ
وَ لِي بِمُوسَى (علیه‌السلام) أُسْوَةٌ إِذْ قَالَ «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُمْ» فَإِنْ قُلْتُمْ إِنَّ مُوسَى فَرَّ مِنْ قَوْمِهِ بِلَا خَوْفٍ كَانَ لَهُ مِنْهُمْ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ إِنَّ مُوسَى خَافَ مِنْهُمْ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ
وَ لِي بِأَخِي هَارُونَ (علیه‌السلام) أُسْوَةٌ إِذْ قَالَ لِأَخِيهِ «ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي» فَإِنْ قُلْتُمْ لَمْ يَسْتَضْعَفُوهُ وَ لَمْ يُشْرِفُوا عَلَى قَتْلِهِ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمُ اسْتَضْعَفُوهُ وَ أَشْرَفُوا عَلَى قَتْلِهِ فَلِذَلِكَ سَكَتَ عَنْهُمْ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ
وَ لِي بِمُحَمَّدٍ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) أُسْوَةٌ حِينَ فَرَّ مِنْ قَوْمِهِ وَ لَحِقَ بِالْغَارِ مِنْ خَوْفِهِمْ وَ أَنَا مَنِي عَلَى فِرَاشِهِ فَإِنْ قُلْتُمْ فَرَّ مِنْ قَوْمِهِ لِغَيْرِ خَوْفٍ مِنْهُمْ فَقَدْ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ قُلْتُمْ خَافَهُمْ وَ أَنَا مَنِي عَلَى فِرَاشِهِ وَ لَحِقَ هُوَ بِالْغَارِ مِنْ خَوْفِهِمْ فَالْوَصِيُّ أَعْذَرُ.

علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۱۴۸