کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!!
۱:۰۹, ۲۹/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۰ ۰:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله النور
سلام رفقا
دیشب این مطلب رو خوندم
قلبم حال عجیبی پیدا کرد
امروز خواستم این رو به یکی از رفقام نشون بدم
مهمترین کلمات استفاده شده در این مطلب رو در گوگل سرچ کردم، اما...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مطلبی که خود متن اصلی آیات را هم به همراه داشته باشد نیافتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اول خیلی ناراحت شدم که چرا مطلب به این نابی در عالم بی در و پیکر وب به طور کامل وجود ندارد
بعد خیلی خوشحال شدم
چون با خودم گفتم توفیقی میشه تا خودم ناشرش باشم
شاید مقبول بیافتد و با اون گناهان چشم و زبان و... ما بریزد که این خطبه هم ذکر فضیلت است و هم ذکر مصیبت:

از خدا عاجزانه و حقیرانه و فقیرانه میخواهم به این مطلب حقیر برکتی عنایت کند و آن را جزو آثار ما تأخر من و پدر و مادرم محسوب نماید

تقدیم به شما میکنم شاهکار احتجاج قرآنی مولا علی را در دلایل سکوت ایشان بر غصب خلفا:

ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که:

هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟
حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد .
سپس فرمود :
ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ،
ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ...
اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت:
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾
«من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾
«از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش:
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾
«ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت:
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾
«پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾
«وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد»
پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾
«ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور»
پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)،
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است.
ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...

مناقب ابن شاذان ، صفحه 173
قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181
می گَن یه بنده ی خدا ، مرتب دعا میکرده و برای گشایش در گرفتاریش خدا رو به مظلومیت آقا امام حسین قسم میده اما تو کارش گشایش و فرج حاصل نمیشده!
بعد یه شب خانوم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رو خواب میبینه، بی بی در خواب بهش می فرمایند خدا را به مظلومیت علی قسم بده که اول مظلوم عالم است!!!!!!
ای جانم به فدای خاک پای مولایم که :
مغلوب گشت در حالی که بی یاور بود
دوری گزید در حالی که به سختی در ناراحتی و رنج بود
و قدرتی نداشت بر دفع حمله ی دشمنانش
و دعوت شد به سمت آنچه مایه ی خشم خدا بود اما زندان تنهایی و غربت را برگزید
و نزدیک بود او را بکشند در عین این که جز حق را نمی خواست
و هر چند در پایان بر سر همین حق خواهی فرق عدالت را شکافتند!!!!!!!
خدایا حب علی و آل علی را از ما مگیر
و از اولاد ما جز نوکران و محبان علی و آل علی، قرار مده
و مارا در دنیا و آخرت از علی و آل علی جدا نفرما
و ما را علوی کن و علوی بمیران!!!!!!!!!!!!
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من خیر انصاره

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۵۳, ۲۹/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۰ ۶:۵۵ توسط hadi.ah.)
شماره ارسال: #2
آواتار
اجرتان با مولا امیرالمومنین علی علیه السلام، ان شاء الله بحق حضرت علی در دنیا و آخرت سختی ها و گرفتارهاتون به بهترین شکل حل و رفع شوند.
یا علی

امضای hadi.ah
كاري كنيد كه بماند نه كاري كنيد كه بمانيد.

امام خميني (رحمة الله علیه)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۶, ۲۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
خیلی ممنون از تایپیک خوبتون این تایپیک جواب خیلی از سوال های من را داد البته منایمان داشتم که حضرت علی اگر می شد خلافت را پس می گرفت اما استدلال محکمی نداشتم
اجرتان با خدا

امضای فانوس *7*
اینجا شاید کمی من مقصرم
فانوس ها هم ستاره می شوند
اگر

تو زمین را آسمان کرده باشی

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۸, ۳۰/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۰ ۲۰:۰۹ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #4

مظلوميّت امام عليه السّلام، و علل شكست كوفيان
امم علی علیه السلام:
اى مرد نمايان نامرد اى كودك صفتان بى خرد كه عقل‏ هاى شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمى ‏ديدم و هرگز نمى ‏شناختم شناسايى شما- سوگند به خدا- كه جز پشيمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون، و سينه‏ ام از خشم شما مالامال است كاسه‏ هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشانديد، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد، تا آنجا كه قريش در حق من گفت: «بى ترديد پسر ابى طالب مردى دلير است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان را مزد دهد، آيا يكى از آنها تجربه‏ هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد هنوز بيست سال نداشتم، كه در ميدان نبرد حاضر بودم، هم اكنون كه از شصت سال گذشته‏ ام. امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت.

امضای علیرضا110
خداوند در حدیثی قدسی می فرمایند:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.
(كافي2/303)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۹, ۳۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #5

واقعا چقدر مولا مظلوم بوده هنگام خواندن این مطلب واقعا حالم بد شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۴, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام.
ممنون.
خیلی لازم داشتم همچین مطلبی رو خدا خیرتون بده، اونقدر که راضی بشین خودتون بگید بسه.

راستش برای همه شبهه های این سنی ها (بیشتر حنفی ها) همچین پاسخ های صریحی که سروکارش مستقیم با وجدان اون فرد هست اگر سراغ دارید معرفی کنید یا همینجا قرار بدید.
تا انشالله من بیسواد هم چیزی یاد بگیرم.

یه اجازه به حقیر بدین تا این مطلب رو توی شبراهم منعکس کنم.
یا علی

امضای soha_1990
[تصویر: 115709115715715583137241169154811981832530.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۴, ۴/مهر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
خدا پدر و مادرت و خودت رو بیامرزد و با صلحا محشور سازد

بد اشکم رو درآوردی علی!

اللهم صل علی محمد و آل محمد
خدا یا به حق مظلومیت علی ع در ظهور ولیت تعجیل فرما و ما را از منتظران
واقعی حضرت و دوستان و یاوران و بلکه سرداران ایشان قرار ده
اللهم صل علی محمد و آل محمد

امضای zarati313
اَللّـهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا

وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَ قِلَّةَ عَدَدِنا، وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۳, ۲۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
دعا کنید بچه ها

آقامون که بیاد

حق ظالمان را کف دستشان خواهد گذاشت

حق ظلمی که به پهلوی شکسته و فرق شکافته و جگر پاره پاره و سر بریده و دستان قلم شده و....

امان از دل زینب

یا الله
اللهم عجل لویک الفرج
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۴, ۳۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
1- شبهه در عدم توافق عمومی مردم در بیعت با امام علی علیه السلام
این شبهه که بیشتر از سوی معاویه و یاران او مطرح می‏شد مقبولیت مردمی و مشروعیت حکومت امام علی (علیه السلام) را هدف قرار داده بود تا مردم را از امام (علیه السلام) جدا سازند. بنابراین امام علی (علیه السلام) در پاسخ به معاویه اجماع مردم بر حکومتش را گوشزد می‏کند و به شبهه سازی او پاسخ می‏دهد:«این مردمی که با ابابکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند به همان شیوه با من بیعت کردند. پس آن را که حاضر است نرسد که دیگری را اختیار کند و آن را که غایب بوده است نرسد که آن چه حاضران پذیرفته‏اند؛ نپذیرد.
2- شبهه و اتهام عدم مشورت با اصحاب
یکی از وجوه مظلومیت امیر‏المؤمنین (علیه السلام) شبهه‏ای است که گروه ناکثین می‏پراکندند. آنان علی (علیه السلام) را به استبداد در حکومت و مشورت نکردن با بزرگان متهم می‏ساختندحال آنکه می‏خواستند نظرهای رسوب یافته و دور از حقیقتشان را به علی (علیه السلام) تحمیل کنند.
علی (علیه السلام) نیز کسی نبود که تسلیم فشارهای آنان شود. زیرا اگر می‏خواست چنین کند حکومت بصره و کوفه را از آنها دریغ نمی‏کرد. از این رو به آنان می‏فرماید: «لقد نقمتما يسيراً و أرجآتما كثيراً، ألا تخبراني أي شيئٍ كان لكما فيه حق دفعتكما عنه»،
به اندک چیزی خشمناک شدید و خوبی‏های فراوان را از یاد بردید. ممکن است به من خبر دهید که کدام حقی را از شما باز داشته‏ام و بر شما ستم کرده‏ام؟»
3- شبهه در شایستگی امیر‏المؤمنین (علیه السلام) در امر خلافت
دردناک‏ترین شبهه‏ای که دشمنان علی (علیه السلام) در جامعه انتشار می‏دادند شبهه در صلاحیت امام (علیه السلام) برای خلافت و رهبری بود. در حالی که فتنه‏گران، مقام والا و شایستگی علی (علیه السلام) را می‏شناختند و بدان اقرار داشتند. آنان به مقام امامت و خلافت با نگاه دنیوی و مادی می‏نگریستند و بر این اساس می‏گفتند که رسالت با امامت و خلافت نمی‏باید در یک خاندان جمع گردد. از این رو علی (علیه السلام) به دفعات به پاسخگویی این شبهات پرداخت و با این تفکر منحط مبارزه نمود.علی (علیه السلام) در دفاع از اهل بیت (علیه السلام) این گونه لب به سخن می‏گشاید: « راه هدایت به پای‌مردی ما طلب شود و کوری و گمراهی به ما از میان می‏رود. هر آینه پیشوایان از قریش هستند. نهال پیشوایی را در خاندان هاشم کشته‏اند. پیشوایی، غیر ایشان را سزاوار نیست و ولایت و امامت را کسی جز ایشان شایسته نباشد.در فراز دیگری امیر‏المؤمنین علیه السلام قاطعانه از حق و حریم عترت نبوی علیهما السلام به دفاع برمی‏خیزد. « در این امت، هیچ کس را به آل محمد علیهما السلام مقایسه نتوان کرد. کسانی را که مرهون نعمت‏های ایشان‏اند با ایشان برابر نتوان داشت که آل‌محمد علیهما السلام اساس دین‏اند و ستون یقین‏اند که‏افراط کاران به آنان راه اعتدال گیرند و واپس ماندگان به مدد ایشان به کاروان دین بپیوندند. ویژگی‏های امامت در آنهاست و وراثت نبوت منحصر در ایشان است. اکنون حق به کسی بازگشته که شایستۀ آن است و به جایی باز آمده که از آن جا رخت بر بسته بود.

4- فریب‏کاری و تظاهر به اسلام در مقابل علی علیه السلامدنیاپرستان و فتنه‏گران برای آن که بتوانند در ساحت جامعه به حیات خود ادامه دهند و مردم را بفریبند، خود را پایبند به قوانین تثبیت شدۀ جامعه نشان می‏دهند. بهترین شعارها را برمی‏گزینند. موجه‏ترین چهره‏ها را به خدمت می‏گیرند و با ظاهرسازی به نام اسلام به مبارزه با اسلام ناب برمی‏خیزند. هر سه گروه ناکثین، قاسطین و مارقین به این حربه در مقابل علی علیه السلام تمسک جستند و سعی در مشوّش کردن چهرۀ امیر‏المؤمنین علیه السلام نمودند. امام علی علیه السلام در پاسخ به نامه‏ای از معاویه که در آن خود را از یاوران رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم برشمرده بود و خود را مدافع دین خدا وانمود می‏سازد، چنین می‏فرماید: « اما بعد نامه‏ات به من رسید. در آن نوشته بودی که خداوند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای دین خود اختیار کرد و او را به کسانی که خود نیرویشان داده بود یاری کرد. روزگار شگفت چیزی را از ما نهان ساخته بود و تو اکنون آشکارش ساختی، می‏خواهی ما را از نعمتی که خداوند به ما ارزانی داشته و پیامبر خود را به میان ما فرستاده است خبر دهی؟»در نامۀ دیگری به معاویه می‏نویسند: « و قد دعوتنا الي حكم القرآن و لست من أهله» ، تو ما را به حکم قرآن فراخواندی حال آن که خود اهل قران نیستی ما دعوت تو را اجابت نکردیم بلکه حکم قرآن را گران نهادیم.»امام علیه السلام در برابر شورش و غوغای نهروانیان که جاهلانه و کینه‌توزانه به آیۀ لا حکم الا لله استناد می‏جستند فرمود: كلمهًْ حق يراد بها الباطل؛ این سخن حقی است که به آن باطلی اراده شده است.
5- نافرمانی سپاهیان:
یکی از مظلومیت‏های امیر‏المؤمنین علیه السلام در دوران خلافت سرپیچی و نافرمانی سپاهیان و لشگریان حضرت بود. امام علی علیه السلام این مردمان را به سه گروه تقسیم می‏کند. به اکراه آمدگان، بهانه ‏آورندگان، و نشستگان و به جنگ‌نيامدگان
چنین نیروهایی قدرت ابتکار را از حاکم می‏گیرندو در هنگامه‏‏های سخت نه تنها پشتیبان مؤثری نخواهند بود بلکه مایۀ قوت و قدرت فتنه جویان‏اند. امام علیه السلام در توصیف به اکراه آمدگان که باری مضاعف برای سپاه امام بودند می‏فرماید: شما را به یاری برادرانتان فرا خواندم نالیدید همانند اشتری که از درد ناف بنالد و گرانی و سستی ورزیدید همانند پشت ریش که بار بر او نهاده باشند. سپس اندك سپاه ناتوان و مضطرب به نزد من روانه داشته‏اید، چنان با بی‌میلی قدم برمی‏دارند که گویی به دیار مرگشان می‏برند. این چنین است که حضرت مظلومانه و غمگینانه بدانها خطاب می‏کند که در این روزهای چون شب ظلمانی چگونه به شما اعتماد کنم که هرگز آن ستونی نبوده‏اید که بر آن تکیه توان داد و یاران توانمندی نیستید که به هنگام نیاز نیازی برآورید.امام علیه السلام دربارۀ گروه دوم یعنی بهانه ‏آورندگان و عافیت اندیشان سست عنصر که در هنگامۀ سختی برای توجیه حضور نیافتن خویش در صحنه بهانه‏هایی به دروغ ‏می‏تراشند به آنان می‏گوید:«چون درگرمای تابستان به کارزارتان فراخواندم می‏گویید که در این گرمای سخت چه جای نبرد است. مهلتمان ده تا گرما فروکش کند. و چون سرمای زمستان به کارزار فراخوانم می‏گویید که در این سوز سرما چه جای نبرد است مهلتمان ده تا از شدت سرما کاسته شود. این همه که از سرما و گرما می‏گریزید به خدا سوگند که از شمشیر گریزان‌ترید.گروه سوم نشستگان و جنگ گریزان‏اند. هرگاه نوای جهادی برمی‏خیزد آنان به سوراخی می‏خزند و خود را کنار می‏کشند. علی علیه السلام مظلومانه و غریبانه در مزمّت اینان چنین شکوه می‏کند: ... به خدا سوگند ! خوار و ذلیل کسی است که شما یاری‌گرش باشید. هر که شما را چون تیر به سوی خصم افکند تیر شکسته و بی پیکان به سوی او افکنده است. به خدا سوگند در عرصۀ آرامش خانه شمارتان بسیار و در زیر پرچم نبرد اندک است.
امام علیه السلام در فراز دیگری از نهج‏البلاغه عمق درد را در خطاب به کوفیان نافرمان چنین فریاد می‏کند: مرگ بر شما باد که با نافرمانی‏های خود، اندیشه‏ام را تباه کردید تا آن جا که قریش گفتند پسر ابوطالب مردی دلیر است ولی از آیین لشکرکشی و فنون نبرد آگاه نیست. خدا پدرشان را بیامرزد آیا در میان رزم‌آوران رزم دیده تر از من می‏شناسند یا کسی را که بیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد.
6 - سستی در اندیشه و عمل
یکی از اسباب مظلومیت رهبری و یکی از ابزاری که دنیاپرستان و فتنه جویان از آن بهره می‏جویند ایجاد و تقویت سستی در اندیشه و عمل سپاهیان حق است. چنانچه یکی از مسائلی که مولا علی علیه السلام از آن می‏نالد و سپاهیان خود را مذمت می‏کند همین موضوع است. درد جانکاه علی علیه السلام چنان است که خطاب به آنها فریاد می‏کند: [b]« ما ابالكم ما تنتظرون بنصركم ربكم؟ أما دين يجمعكم و لا حميهًْ تحمشكم؟»
ای بی‏ریشه‏ها! چرا در یاری پروردگارتان درنگ می‏کنید؟ آیا دینی نیست که شما را با یکدیگر متحد سازد؟ آیا غیرت و حمیتی نیست که شما را به خشم آورد ؟ در خطاب دیگری مولا علیه السلام دنیاپرستی و تظاهر آنها به دین را به ایشان یادآور می‏شود و می‏گوید : در ترک آخرت و دوستی دنیا یک دل شده‏اید. دین شما اقرار است به زبان و نه به دل. در بی التفاتی و آسودگی نسبت به اوامر خدا همانند کارگری هستید که کار خود به پایان رسانده و خشنودی سرور خویش حاصل کرده است.هنگامی که سفیان بن عوف به دستور معاویه بر شهر انبار (در شرق فرات) تاخت و بسیاری را کشت و زنان مسلمان و اهل ذمه را مورد تهاجم و تجاوز قرار داد، علی علیه السلام از این واقعه بسیار غمگین و آشفته شد و فرمود اگر مسلمانی از این اندوه بمیرد سزاوار است. آنگاه با ناراحتی خطاب به نامردان سپاه خود فریاد زد: وقتی می‏نگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار می‏دهند و از جای نمی‏جنبید، بر شما می‏تازند و شما به پيکار دست نمی‏زنید می‏گویم که قباحت و ذلت نصیبتان باد.
7- تفرقه در صفوف مردم و نافرمانی:

یکی از عوامل مهم تداوم نیافتن حکومت علی علیه السلام و افزایش مظلومیت آن حضرت تفرقه در صفوف یاران آن حضرت است. از همان ابتدای حکومت چندگانگی و چندرنگی در میان یاران علی علیه السلام موج می‏زد. گروه‏ها، اشخاص و قبایل گوناگون هر یک با انگیزه و مقصدی گوناگون نه بر طاعت امیر‏المؤمنینعلیه السلام که بر طاعت خویش بودند. چنانچه علی علیه السلام بدانها می‏گوید: چه سود که در شما افزون هستید در حالی که اتفاق در میانۀ دلهایتان اندک است.
آن هنگام که خبر چیرگی بسر بن ارطاهًْ بر یمن به امام رسید در جمع مردم سخن راند و مایۀ نگون‌بختی آنان را تفرقه و نافرمانی اعلام نمود: «به خدا سوگند پندارم که این قوم به زودی بر شما چیره شود زیرا آنها با آن که بر باطلند دست در دست هم دارند و شما با آن که بر حق هستید پراکنده‏اید. شما امامتان را که حق با اوست نافرمانی می‏کنید و آنان پیشوای خود را با آن که بر باطل است فرمان بردارند.
در جای دیگری سوگمندانه می‏فرماید: «أيها الناس، المجتمعهًْ أبدانهم، المختلفهًْ أهوائهم، كلامكم يوهي الصَّمَّ الصِّلاب و فعلكم يطع فيكم الاعداء»ای مردمی که به تن‏ها مجتمع‏اید و به آرا پراکنده! سخنانتان هنگامی که لاف دلیری می‏زنید صخره‏های سخت را نرم می‏کند. در حالی که کردارتان، دشمنانتان را در شما به طمع می‏اندازد.
8- شایعه پراکنی و ایراد تهمت علیه علی علیه السلام
ازجملۀ ابعاد مظلومیت امیر‏المؤمنین شایعه‏هایی است که علیه آن حضرت ساخته شد و تهمت‏های ناجوانمردانه‏ای است که به آن حضرت نسبت داده می‏شد. علی علیه السلام در دوران خلافت خود با توطئه‏هایی این چنین روبرو بود. تا آنجا که ناجوانمردانه علی علیه السلام را به دروغ‌گویی متهم می‏کردند تا هم نادانی خود را بپوشانند و هم از نفوذ کلام او بکاهند. علی علیه السلام اینگونه با مظلومیت به تهمت‏ها پاسخ می‏دهد.
« به من خبر رسیده که گفته‏اید علی دروغ می‏گوید. خدایتان بکشد. به چه کسی دروغ می‏بندم. آیا به خدا دروغ می‏بندم. در حالی که من نخستین کسی هستم که به او ایمان آورده‏ام یا بر پیامبر دروغ می‏بندم در حالی که من نخستین کسی هستم که او را تصدیق کرده‏ام؟ به خدا سوگند! که نه چنین است بلکه آن چه می‏گفتم معنی آن را در نمی‏یافتید زیرا شایستۀ دریافت آن نبودید.»
در میان دشمنان علی (علیه السلام) بنی‏امیه و معاویه بیشترین سهم را در تهمت و شایعه پراکنی علیه آن حضرت داشتند. تبلیغات روانی آنها به حدی بود که ناآگاهان و حتی برخی کسانی که آن حضرت را می‏شناختند را هم تحت تأثیر قرار می‏داد. چنانچه پس از شهادت آن حضرت در محراب نماز برخی مردم شام با تعجب می‏پرسیدند مگر علی (علیه السلام) نماز هم می‏خواند.
در شام با دسيسه چینی‏های عمروعاص علی (علیه السلام) را به شوخ طبعی بسیار متهم می‏کردند تا او را برای حکومت ناصالح قلمداد کنند. همان چیزی که پس از رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یکی از دستاویزها برای غصب خلافت بود. امیر‏المؤمنین (علیه السلام) این کینه و نیرنگ فریب کارانی چون عمروعاص را چنین بیان می‏فرمایددر شگفتم از پسر نابغه (عمروعاص)! به شامیان می‏گوید که من بسیار مزاح می‏کنم و فردی شوخ طبع و اهل بازیچه‏ام. این سخنی است باطل و گناه‏آلود که عمرو بر زبان آورده است. بدانید که بدترین گفتار دروغ است و او می‏گوید و دروغ می‏گوید.آري، اين‌چنين بود كه امام(علیه السلام) از هر سو آماج تهمت‌ها و نيرنگ‌ها و دسيسه‌ها و نافرماني‌ها و بي‌خردي‌ها و ناجوانمردي‌ها قرار داشت. ابعاد فتنه‌اي كه مظلوميت مضاعفي براي اميرمؤمنان رقم زده بود.

امضای saloomeh
اگر خدا به تو فرمود :

که لیاقت شهادت را نداری؛ بگو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام ؟!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۵, ۳۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
علی(علیه السلام) مع الحق و الحق مع علی(علیه السلام) یاد فیلم امام علی که این شبا داره از آی فیلم میده افتادم ، 2 و3 میشه که نرسیدم بقیه اش رو ببینم. یاحق

امضای محمود
خدایم خدایم آه ای خدایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم
شکنجه‌گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم

مرا بگذار با این ماجرایم
نمی‌پرسم چرا این شد سزایم

گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانـــــه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله‌ها باش
که خواب گـل به گـل کابوس خار است


الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می‌پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیـــرم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه وحید110 204 50,208 ۱۰/دی/۹۳ ۲۳:۳۴
آخرین ارسال: وحید110
  دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل وحید110 5 2,186 ۲۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۵۱
آخرین ارسال: jemill hasanov

پرش در بین بخشها:


بالا