![]() |
|
وظایف منتظران (مکیال المکارم) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: امام زمان و وظایف منتظران (/forum-20.html) +--- موضوع: وظایف منتظران (مکیال المکارم) (/thread-16199.html) |
RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۱۶/خرداد/۹۱ ۹:۵۰ 23- صدقه دادن به نيابت از آن حضرت و اين از نشانههاي مودّت و دوستي آن جناب و ولايت او است و بر خوبي و رُجحان آن دلالت دارد آنچه در مدح صدقه دادن و نماز خواندن به نيابت از ساير مؤمنين وارد گرديده - چنانکه گذشت - زيرا که مولاي مؤمنين افضل افراد آنان است، و صدقه دادن از سوي او از صدقه دادن به نيابت از آنان بهتر و برتر ميباشد، اضافه بر فحواي دليلي که در مورد نيابت کردن از امام (ع) در حج و طواف و زيارت و... وارد شده، که اگر کسي آن روايات و مانند آنها را جستجو نمايد رجحان داشتن انجام هر گونه عمل صالح به نيابت از آن جناب - صلوات اللَّه و سلامه عليه - را خواهد دانست. و سيد اجل علي بن طاووسرحمه الله در کتاب کشف المحجة فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموري که مربوط به آداب و وظايف او نسبت به مولايمان صاحب الزمان (ع) است، تا آنجا که گفته: «... پس در پيروي و وفاداري و تعلق خاطر و دلبستگي نسبت به آن حضرت (ع) به گونهاي باش که خداوند و رسول او (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پدران آن حضرت و خود او از تو ميخواهند و حوايج آن بزرگوار را بر خواستههاي خود مقدم بدار هنگامي که نمازهاي حاجت را به جاي ميآوري، و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده، و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن براي خودت، و نيز در هر کار خيري که مايه وفاي به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار، که سبب ميشود به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان نمايد.... [1] . ---------------------------------------------------------------- [1] کشف المحجة، 152 و 151، فصل 150. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۱۶/خرداد/۹۱ ۱۵:۳۰ 24- صدقه دادن به قصد سلامتي آن حضرت و در رجحان و استحباب آن ترديدي نيست، نظر به اينکه اين کار از گونههاي مودّت نسبت به قربي و بستگان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرموده، نميبيني که هرگاه فرزندت يا کسي از عزيزانت را دوست ميداري و بر او بيمناک هستي، به قصد سلامتي او صدقه ميدهي؟ پس مولاي تو از هر کسي به اين امر سزاوارتر است، اضافه بر اينکه اين کار از اقسام صله امام (ع) است، و اين براي خردمندان واضح ميباشد، همچنان که فرق اين و بين امر پيشين با اندک تأملي ان شاء اللَّه روشن ميگردد. و از شواهد بر آنچه ياد کرديم از اهتمام ورزيدن به صدقه به نيابت يا به قصد سلامت آن حضرت (ع) روايتي است که شيخ صدوق در مجالس به سند خود از پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورده که فرمود: هيچ بندهاي ايمان نياورد تا اينکه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوبتر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند، و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. [1] . و اين حديث به طريق ديگري گذشت و مقتضاي آن، خوشايند بودن اظهار محبت نسبت به ايشان (ع) است به گونهاي که مؤمن براي خود و خاندانش و عائله و فرزندان و نزديکانش انجام ميدهد، و اين باب وسيعي است که فوايد بسياري از آن استفاده ميشود، چنانکه بر اهل بينش پوشيده نيست. ---------------------------------------------------------------- [1] أمالي، 201. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۱۷/خرداد/۹۱ ۱۱:۳۳ 25 و 26 - حج رفتن به نيابت از آن حضرت و فرستادن نايب که از طرف آن جناب و اين کار بين شيعيان در روزگار قديم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبي و رجحان اين عمل - اضافه بر اينکه خود صله و نيکي و مودّت از طرف مؤمن به امام زمانش (ع) ميباشد - چندين روايت دلالت دارد که در کتب علماي ما ذکر گرديده، از جمله: اخباري است که در استحباب حج به نيابت از مؤمنين به طور مطلق آمده و فضيلت آن بيان شده است، مانند: 1 - روايت ابن مسکان که در کافي از حضرت امام صادق (ع) آمده که راوي گويد: به آن حضرت عرضه داشتم: کسي از سوي شخص ديگري حج به جاي ميآورد چقدر اجر و ثواب براي او خواهد بود؟ فرمود: «براي کسي که از سوي شخص ديگري حج ميکند اجر و ثواب ده حج خواهد بود». [1] . 2 - شيخ صدوق در کتاب «من لايحضره الفقيه» از امام صادق (ع) روايت آورده که از آن حضرت سؤال شد درباره شخصي که از سوي شخص ديگري حج به جاي آورد آيا چيزي از اجر و ثواب براي او هست؟ فرمود: براي کسي که از سوي شخص ديگري حج به جاي ميآورد اجر و ثواب ده حج هست، و او و پدر و مادر و پسر و دختر و برادر و خواهر و عمه و عمو و دايي و خالهاش آمرزيده ميشوند، خداي تعالي رحمتش وسيع و او کريم است. [2] . و... ميگويم {نویسنده} : اين دو حديث و احاديث ديگري که به خاطر رعايت اختصار نياورديم، بر استحباب نيابت در حج از سوي مؤمنين و مؤمنات - چه زنده يا مرده باشند - دلالت دارند، به ويژه اگر از خويشاوندان باشند، پس نيابت در حج از سوي مولايمان حضرت صاحب الزمان (ع) قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زيرا که آن حضرت مقامش از همه اهل ايمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامي آنان برتر است، به خصوص با ملاحظه رواياتي که پيشتر آورديم که تصريح دارند بر اينکه رعايت خويشاوندان رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مهمتر و برتر و عظيمتر است. 27 و 28 - طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام و نايب ساختن ديگري تا از طرف آن حضرت طواف نمايد پس از آنکه ثابت کرديم طواف به نيابت از آن جناب مستحب است، استحباب نايب ساختن ديگري براي اينکه از طرف آن بزرگوار طواف نمايد واضح است، زيرا که اينکار دوستي و احسان ميباشد، اضافه بر اينکه مقدّمه طواف به نيابت از آن حضرت (علیه السلام) است، بنابراين خوبي و رجحان آن به حکم عقل ثابت است. و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فحواي آنچه بر استحباب نايب فرستادن براي انجام حج از ناحيه آن حضرت (ع) دلالت ميکند، بلکه ميتوان گفت: چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت (که خود شخص عمل را انجام دهد) منتفي است، به دليل اصل، هر چند که اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبه والايي از فضيلت را در مييابد. و امّا آنچه بر استحباب طواف کردن از سوي امام زنده به طور خاص دلالت دارد. روايتي است که ثقة الإسلام کليني در کافي به سند خود از موسي بن القاسم آورده که گفت: به حضرت ابوجعفر ثاني امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: ميخواستم از سوي شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد: به نيابت از اوصيا طواف کردن درست نيست. آن حضرت (علیه السلام) به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستي طواف کن که آن جايز است. سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم: پيش از اين از شما اجازه خواستم که از سوي شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرموديد، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چيزي بر دلم گذشت و به آن عمل کردم. فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزي از طرف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طواف نمودم. آن حضرت (علیه السلام) سه مرتبه گفت: درود خداوند بر رسول خدا. ع رض کردم: روز دوّم از طرف اميرالمؤمنين {علی} (ع) و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسين، و روز پنجم از طرف علي بن الحسين، و روز ششم از طرف ابوجعفر محمد بن علي، و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، و روز هشتم از طرف پدرت امام موسي، و روز نهم از طرف پدرت امام علي (رضا) و روز دهم از طرف شما اي آقاي من طواف کردم، و اينان هستند کساني که به ولايتشان خداوند را دينداري ميکنم. فرمود: بنابراين به خدا سوگند خداي را دينداري ميکني به ديني که جز آن را از بندگان نميپذيرد. عرض کردم: و بسا که از طرف مادرت فاطمه - عليها السلام - طواف کردم و گاهي طواف ننمودم فرمود: «اين طواف را بسيار کن که ان شاء اللَّه بهترين عملي است که تو انجام دادهاي». [3] . و از دلايل استحباب طواف نمودن از عموم مؤمنين روايتي است که در کافي به سند خود از ابوبصير از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: «هر کس پدر يا خويشاوندي را صِلِه کند پس از طرف او طواف نمايد، اجر آن به طور کامل براي او خواهد بود، و براي کسي که از سوي او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامي داشتن پيوند آن شخص، با ثواب طواف ديگري فزوني خواهد يافت». [4] ---------------------------------------------------------------- [1] فروع کافي، 312:4، باب حج به نيابت، ح 2. [2] من لايحضره الفقيه، 2: 223،222، ح 9. [3] فروع کافي، 314:4. [4] فروع کافي، 314:4. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۲۱/خرداد/۹۱ ۱۷:۱۷ 27 و 28 - طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام و نايب ساختن ديگري تا از طرف آن حضرت طواف نمايد پس از آنکه ثابت کرديم طواف به نيابت از آن جناب مستحب است، استحباب نايب ساختن ديگري براي اينکه از طرف آن بزرگوار طواف نمايد واضح است، زيرا که اينکار دوستي و احسان ميباشد، اضافه بر اينکه مقدّمه طواف به نيابت از آن حضرت (علیه السلام) است، بنابراين خوبي و رجحان آن به حکم عقل ثابت است. و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فحواي آنچه بر استحباب نايب فرستادن براي انجام حج از ناحيه آن حضرت (علیه السلام) دلالت ميکند، بلکه ميتوان گفت: چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت (که خود شخص عمل را انجام دهد) منتفي است، به دليل اصل، هر چند که اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبه والايي از فضيلت را در مييابد. و امّا آنچه بر استحباب طواف کردن از سوي امام زنده به طور خاص دلالت دارد روايتي است که ثقة الإسلام کليني در کافي به سند خود از موسي بن القاسم آورده که گفت: به حضرت ابوجعفر ثاني امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: ميخواستم از سوي شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد: به نيابت از اوصيا طواف کردن درست نيست. آن حضرت (ع) به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستي طواف کن که آن جايز است. سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم: پيش از اين از شما اجازه خواستم که از سوي شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرموديد، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چيزي بر دلم گذشت و به آن عمل کردم. فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزي از طرف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طواف نمودم. آن حضرت (علیه السلام) سه مرتبه گفت: درود خداوند بر رسول خدا. عرض کردم: روز دوّم از طرف اميرالمؤمنين {علی} (ع) و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسين، و روز پنجم از طرف علي بن الحسين، و روز ششم از طرف ابوجعفر محمد بن علي، و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، و روز هشتم از طرف پدرت امام موسي، و روز نهم از طرف پدرت امان علي (رضا) و روز دهم از طرف شما اي آقاي من طواف کردم، و اينان هستند کساني که به ولايتشان خداوند را دينداري ميکنم. فرمود: بنابراين به خدا سوگند خداي را دينداري ميکني به ديني که جز آن را از بندگان نميپذيرد. عرض کردم: و بسا که از طرف مادرت فاطمه -عليها السلام- طواف کردم و گاهي طواف ننمودم فرمود: اين طواف را بسيار کن که ان شاء اللَّه بهترين عملي است که تو انجام دادهاي». [1] . و از دلايل استحباب طواف نمودن از عموم مؤمنين روايتي است که در کافي به سند خود از ابوبصير از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق (ع) آورده که فرمود: «هر کس پدر يا خويشاوندي را صِلِه کند پس از طرف او طواف نمايد، اجر آن به طور کامل براي او خواهد بود، و براي کسي که از سوي او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامي داشتن پيوند آن شخص، با ثواب طواف ديگري فزوني خواهد يافت». [2] . ---------------------------------------------------------------- [1] فروع کافي، 314:4. [2] فروع کافي، 314:4. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۲۳/خرداد/۹۱ ۱۷:۱۶ 29- زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين به نيابت از مولايمان صاحب الزمان و ميتوان در اين باره استناد جست - اضافه بر اينکه اين عمل از اقسام صله امام است و خواهد آمد که از مهمترين کارهاي بندگان ميباشد -. 1 - به آنچه گذشت در استحباب صدقه دادن از سوي آن حضرت. 2 - و به فحواي آنچه دلالت ميکند بر استحباب حج و طواف بيت اللَّه الحرام به نيابت از امام (ع). 3 - و به آنچه در مورد زيارت مشاهد مشرّفه به نيابت از عموم مؤمنين وارد گرديده است. [/b] چنانکه در کافي از علي بن ابراهيم حضرمي از پدرش از حضرت ابوالحسن موسي بن جعفر (علیه السلام) روايت آمده که ضمن حديثي فرمود:... پس هرگاه به نزد قبر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتي و آنچه بر تو لازم است به جاي آوردي، دو رکعت نماز بگزار، سپس بالاي سر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايست و بگو: سلام بر تو اي پيغمبر خدا از طرف پدرم و مادرم و همسرم و فرزندانم و تمام بستگانم، و از سوي تمام اهل شهرم آزاد و برده و سفيد و سياهِ آنان، پس اگر به کسي بخواهي بگويي من از سوي تو بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سلام کردم راست گفته باشي. [1] . 4 - و به اينکه از جمله امور متداول متعارف بين خواص و عوام شيعه از زمانهاي گذشته تا زمان ما، نيابت نمودن در مشاهد مشرفه است، و علماي ما - رضوان اللَّه عليهم - عنوان و چگونگي آن را در کتابهاي زيارات و غير آنها يادآور شدهاند، و فرق گذاشتن بين امام و غير او از مؤمنين در اين باره چيزي است که دلهاي اهل دين و بينش و يقين آن را نميپذيرد. 5 - و به اينکه چون از دلايل گذشته، خوبي و رُجحان نيابت کردن از آن حضرت (ع) را در حج و طواف دانستيم، و به رواياتي که در مورد برتر بودن زيارت مشاهد امامان (ع) از نيابت کردن شيعيانشان از ايشان در حج و عمره و طواف خرسند ميشوند، يقين ميکنيم که خرسندي و سرور امام (ع) بالاتر خواهد بود هرگاه مؤمن، زيارت مشاهد مشرفه پدرانش را به نيابت از حضرتش انجام دهد، و اين وجه هر چند که بر مبناي قواعد علم اصول تمام نيست، ولي نزد صاحبان خرد قطعي و مسلّم است. 6 - و به آنچه علّامه مجلسيرحمه الله در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار کبير حکايت نموده، و اين است عبارت حکايت شده: و حضرت ابوالحسن عسکري (ع) زيارت کنندهاي را از سوي خود به مشهد حضرت ابي عبد اللَّه (ع) فرستاد، پس فرمود: براي خداوند جاهايي است که دوست ميدارد در آنها دعا شود که اجابت فرمايد، و البته حائر امام حسين (ع) از آن جاها است. [2] . ميگويم: هرگاه استحباب نيابت کردن از آن حضرت (ع) در زيارت بعضي از مشاهد امامان (ع) ثابت شد، پس بدون ترديد بين آن حَرَم و مشاهد ديگر امامان (علیه السلام) تفاوتي نخواهد بود. توجه: بدان که از جمله کساني که تصريح کردهاند به استحباب زيارت مشاهد پيغمبر و ائمه معصومين (علیه السلام) به نيابت از معصومين (علیه السلام) و از مؤمنين، عالم محدث عامليرحمه الله در کتاب وسائل الشيعه است، که گفته: باب استحباب زيارت از سوي مؤمنين و معصومين (علیه السلام). [3] سپس روايت داوود صرمي را از حضرت ابوالحسن امام هادي عسکري (علیه السلام) آورده که گفت: به آن حضرت (علیه السلام) عرض کردم: من پدر شما را زيارت کردم و آن را براي شما قرار دادم، فرمود: به سبب آن براي تو از سوي خداوند پاداش و اجر بزرگي است و ما از تو سپاسگزاريم. ميگويم: در اين حديث بر مطلب مورد بحث دلالتي نيست، چون ظاهر از آن هديه کردن ثواب زيارت است نه نيابت نمودن در زيارت، و بر فرض که ظهور اين مطلب را انکار نمايي لااقل احتمال اين معني در اينجا هست، و با احتمالِ خلاف، استدلال ساقط است. ---------------------------------------------------------------- [1] فروع کافي، 314:4. [2] بحارالانوار، 257:102. [3] وسائل الشيعه، 464:10، باب 103، ح 1. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۱/تیر/۹۱ ۲۰:۰۱ 30- استحباب اعزام نايب براي زيارت از سوي آن حضرت نايب فرستادن به منظور زيارت از سوي آن حضرت (ع) [از وظايف مستحبّي مؤمنان است] ، و رجحان اين عمل - پس از ثبوت استحباب نيابت - ظاهر ميباشد، زيرا که ياري نمودن بر نيکي و تقوي است، و مودّت نسبت به ذوي القُربي (=خاندان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و صِلِه امام (ع) ميباشد. بلکه براي استحباب آن به تمام آنچه در حج و طواف و نايب گرفتن ديگري که حج و طواف نمايد گذشت، ميتوان استدلال کرد و استناد جست. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۵/تیر/۹۱ ۱۵:۱۱ 31- سعي در خدمت کردن به آن حضرت تلاش در جهت خدمت کردن به آن جناب (ع) به آنچه در زندگي ميتواني انجام دهي، که به مقتضاي روايات بيان گرديد که زندگی تو به برکت آن حضرت (علیه السلام) است، تا اينکه به فرشتگان خداوند که مأمورند خدمتگذار حضرتش باشند، تأسّي جسته باشي و رواياتي که دلالت دارند بر اينکه فرشتگان خدمتگزاران امامان (علیه السلام) هستند و دستوراتشان را انجام ميدهند، و در محضر ايشان جز با اجازهشان نمينشينند {و بسيار است روایاتی از این دست که با آوردن آن مطلب را طولاني نميکنيم} و در اينجا به جهت استشهاد براي آنچه گفتيم به حديثي از امام صادق (ع) اکتفا ميکنيم، آن جناب در حديثي که پيشتر در بيان شرافت آن حضرت (علیه السلام) آورديم چنين فرمود: و اگر دوران او را دريابم تمام مدت زندگانيام در خدمت او خواهم بود. از نکتههاي سخن امام صادق (علیه السلام) اشاره به اين است که پیروان امام قائم (ع) بهترين پيروان هستند و رعيّت آن جناب از سايرين برترند، و اصحاب او شرافتمندترين اصحاب ميباشند، همچنان که امّت حضرت خاتم النّبيّن (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افضل امّتها و برترين امّتها ميباشند، زيرا که مرتبه بستگان و پيروان هر شخص به حسب رتبه و مقام خود آن شخص متفاوت است، اين مطلب روشن است و هيچ پوششي بر آن نيست، و شواهد بسياري در روايات دارد: 1- عبارت پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که پيروان آن جناب را برادران خود خواندند. 2- اينکه آنان برترين افراد هر زمان ميباشند، چنانکه در حديث ابوخالد از حضرت سيّدالساجدين (ع) آمده است. [1] 3- چند برابر شدن ثواب عبادتهايشان، چنانکه در روايت عمّار از امام صادقعليه السلام آمده است. [2] اين حديث در کتابهاي کافي [3] و کمال الدين و بحار [4] و غير آنها از کتب اخبار روايت شده است. 4- اينکه يقين آنان قويتر و ايمانشان شگفتانگيزتر است. [5] 5- آنان رفقاي پيغمبرند و گراميترين افراد امّت او در قيامت. [6] 6- در غيبت شيخ طوسي به نقل از کتاب فضل بن شاذان به سند صحيحي عالي از حضرت امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: به زودي قومي پس از شما خواهند آمد که يک مرد از آنان پاداش پنجاه تن از شما را خواهد داشت. گفتند: يا رسول اللَّه ما در غزوات بدر و أُحُد و حنين با تو بوديم و قرآن درباره ما نازل گشت! آن حضرت (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: به درستي که اگر آنچه بر آنان وارد ميشود بر شما وارد گردد همچون آنان صبر نخواهيد کرد. [7] و ... ميگويم {نویسنده}: اي برادران من! اکنون که قسمتي از فضيلت و برتري اتباع و سعي کنندگان در خدمت مولايمان صاحب الزمان (ع) را دانستيد، پس بر شما باد که در اطاعت و خدمت آن جناب سعي و کوشش کنيد، و آن نعمت بزرگ و موهبت سترگ را سپاسگزاري نماييد، و با جدّيت و تلاشتان به آن دوام بخشيد، و ياد آن حضرت را با طولاني شدن مدّت آن فراموش نکنيد و بر محنتهايي که در دوران کوتاه عمر بر شما ميرسد صبر داشته باشيد تا به راحتي طولاني برسيد. خداوند تعالي به فضل و کرمش ما را از چنين کساني قرار دهد، که او به بندگانش نزديک و اجابت کننده دعا است. در اينجا چند مطلب هست که شايسته است مورد توجه و تذکر قرار گيرند؛ اوّل: اينکه در سرور و سالارمان حضرت صاحب الزمان - عجل اللَّه تعالي فرجه - اموري جمع و کمال يافتهاند که هر کدام به تنهايي سبب مستقلي هستند که مقتضي سعي در خدمت آن جناب و تلاش در جهت اطاعت آن بزرگوار ميباشند. از جمله: ولايت مطلقه و خلافت و جانشيني آن حضرت از خداوند و رسول او (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). دوم: بدان که خدمت از دو جهت از نصرت و ياري کردن اخصّ است؛ 1- اينکه خدمت به طور مستقيم انجام ميگردد، ولي ياري کردن به طور غير مستقيم و به واسطه شخص ديگر نيز حاصل ميشود. 2- اينکه خدمت کردن مشتمل بر تواضع و فروتني و اظهار کوچکي و مذلّت براي مخدوم ميباشد، برخلاف نصرت و ياري، پس هر خدمتي ياري کردن نيز هست ولي عکس آن چنين نيست. سوم: اينکه خدمت کردن به مولايمان صاحب الزمان - صلوات اللَّه عليه - با انجام دادن کاري که آن حضرت به آن امر فرموده يا کاري که تجليل و توقير يا نصرت و ياري و يا احسان به آن جناب است حاصل ميگردد، هر چند که به طور خاص به آن عمل امر نکرده باشد، و گاهي اين عناوين در بعضي از کارهاي نيک جمع ميشود، مانند دعا کردن براي تعجيل فَرَج آن حضرت، و بر پا کردن مجالسي که براي يادآوري او تشکيل ميگردد، و تأليف کتابهايي که مربوط به آن بزرگوار است و ... ---------------------------------------------------------------- [1] کمال الدين، 320:1. [2] کمال الدين، 643:2، ح 7. [3] اصول کافي، 333:1. [4] بحارالانوار، 127:52، باب 22، ح 20. [5] کمال الدين، 288:1. [6] کمال الدين، 286:1. [7] غيبت، شيخ طوسي:275. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۶/تیر/۹۱ ۱۰:۱۹ 32- اهتمام ورزيدن به ياري آن جناب زيرا که هر کس آن حضرت را ياري نمايد در حقيقت خداي عز و جل را ياري نموده، خداي تعالي فرموده است: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛ [1] و به تحقيق که خداوند ياري ميکند کسي که او را ياري نمايد، همانا خداوند در منتهاي قدرت و توانايي است. و نيز خداي عز و جل فرموده: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْکُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»؛ [2] اگر خداوند را ياري کنيد، او شما را ياري ميکند و گامهايتان را ثابت و استوار ميسازد. و سخن در اين زمينه در سه مطلب بيان ميگردد : مطلب اوّل : بدون ترديد خداي قادر متعال هيچ گونه نيازي و احتياجي به ياري کسي ندارد، زيرا که او واجب الوجود است، غني بالذّات ميباشد و همه مخلوقات نيازمند به اويند، چنانکه خداوند - تعالي شأنه - فرموده: «أَنْتُمُ الفُقَرآءُ إِلَي اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنِيُّ الحَمِيدُ»؛ [3] شما همه به خداوند محتاج و فقيريد و خداوند خود غَنِي بالذّات و ستوده صفات است. بنابراين منظور از ياري کردن خداوند - چنانکه مفسرين يادآور شدهاند و اخبار بر آن دلالت دارند - عبارت است از ياري کردن دين خدا، و ياري کردن پيغمبر و ائمه اطهار و اولياي بزرگوار (علیه السلام)، و به عبارت ديگر، هر آنکه در ياري کردنش رضاي خداي تعالي هست، ياريِ او در حقيقت ياري کردن خداوند ميباشد، و اين مطلب آن قدر روشن و واضح است که ديگر احتياج به شاهد و برهاني بر آن نيست. مطلب دوم : بدان که منظور از ياري نمودن آن حضرت (علیه السلام)، اقدام کردن و همکاري نمودن در هر کاري است که شخص بداند موردنظر و خواست آن بزرگوار است، و لذا چگونگي ياري کردن بر حسب زمانها و احوال و مکانها متفاوت ميشود، ياري کردن در زمان حضورش به گونه خاصي انجام ميگردد، و در زمان غيبتش نحوه ديگري دارد، پس گاهي ياري کردن به وسيله تقيه انجام ميشود، و گاهي با دعوت به او است، و گاهي با جهاد کردن در رکاب او، و گاهي هم به دعا کردن براي تعجيل فَرَج و ظهورش، و گاهي با ذکر فضايل و صفات و دلايل و معجزات و نشانههاي آن جناب، و گاهي با ياري کردن دوستان و محبّانش، و گاهي با تأليف و نشر کتابها انجام ميگردد، و گونههاي ديگر ياري کردن که بسيار است و بر صاحبان بينش پوشيده نيست. مطلب سوم : در بيان چگونگي ياري کردن خداوند است نسبت به بندگانش که آن را جزاي نصرت و ياري آنها به اولياي خداي تعالي و دين و رسولان خود قرار داده است، بر اساس آنچه از روايات استفاده کردهايم. ميگوييم: ممکن است منظور از اين نصرت آن است که خداي تعالي بندهاش را در آساني و سختي، و گرفتاري و راحتي ياري فرمايد، به اينکه بنده را از اموري که او را از رحمتش دور ميسازد محفوظ بدارد، از قبيل شرارت و تبختُر و سرکشي و طغيان و صفات هلاک کننده ديگر که هنگام رفاه و خوشي بر بندگان عارض ميشود، و مانند: بيتابي و جزع و کسالت و خودباختگي و امثال اينها که در موقع بلا و گرفتاري در بندگان پديد ميآيد. امّا پيروزي بر دشمنان در اين دنياي فاني، تابع مصالح و حکمتهاي الهي است، و به حسب زمينهها و زمانها متفاوت ميگردد، پس گاهي دوستانش در دنيا غالب ميشوند، و گاهي مغلوب ميگردند، به خاطر حکمتها و علّتهاي خاصي، که بعضي از آنها در اخباري که از امامان معصوم (ع) روايت شده بيان گرديدهاند، و آوردن آن اخبار با رعايت اختصار سازگار نيست. توجّه: بدان که در وجود مقدس حضرت وليعصر - صلوات اللَّه عليه - اموري جمع گرديده که هر کدام از آنها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و ياري آن جناب است، زيرا که ياري نمودن او ياري کردن مظلوم، و نصرت غريب، و ياري عالم، و کمک به ذي القربي، و نصرت وليّ نعمت، و ياري نمودن واسطه نعمت، و نصرت کسي که خداوند او را ياري ميکند و نصرت کريم و شريف و طريد و خونخواه و مهجور و... ميباشد، و امور ديگري که براي کسي که دقت کند و با مولاي خود اُنس داشته باشد، روشن ميگردد، خداي تعالي ما را در هر گونه ناگواري سپر بلاي حضرتش قرار دهد. عقل بهترين گواه بر اين مطلب است. ---------------------------------------------------------------- [1] سوره حج، آيه 40. [2] سوره محمد صلي الله عليه وآله، آيه 7. [3] سوره فاطر، آيه 15. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۷/تیر/۹۱ ۱۴:۵۵ 34- تجديد بيعت با آن حضرت بعد از فرايض همه روزه و هر جمعه تجديد بيعت با آن حضرت (علیه السلام) بعد از هر نماز از فرايض پنجگانه، يا در هر روز، و يا در هر جمعه، [از وظايف اهل ايمان است] . و سخن اول در معني بيعت است، و ديگر در حکم آن، پس در اينجا دو مبحث است: مبحث اول : معني بيعت در لغت و شرع گاهي بيعت و مبايعت به معني همعهدي و عقد بستن با يکديگر به کار ميرود. چنانکه در مجمع البحرين آمده است: مبايعت، معاقده و معاهده است، گويي هر کدام از دو طرف بيعت آنچه نزدش هست به ديگري واگذار کرده و خود را کاملاً در اختيار او قرار داده است. [1] و بيعت به اين معني در دعاي عهدي که براي هر روز روايت شده، و دعاي عهدي که تا چهل بامداد روايت گرديده ياد شده است.[2] و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه امّت را امر فرمود که به اين گونه بيعت با امامان (علیه السلام) بيعت نمايند، چه کساني که حاضر بودند و چه غايب ... [3] و بدون شک بيعت کردن به اين معني از لوازم و علايم ايمان است. اين بيعت {جز} به دو امر تحقّق نمييابد: 1- تصميم قلبي محکم و ثابت بر اطاعت امر امام (ع) و ياري کردن او با نثار جان و مال 2- به زبان آوردن آنچه آن دو، دل بر آن بستهاند در کافي از حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) روايت آمده که فرمود: هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود و صفقه (=بيعت) امام را بشکند، [در قيامت] دست بريده به سوي خداي - عزّوجلّ - آيد. [4] مبحث دوم : در حکم بيعت در اينجا بايد گفت: بيعت به معني {که در بالا نوشته شد} بر همه افراد از مرد و زن، برده و آزاد واجب است، بلکه ايمان جز به آن تحقُّق نمييابد، چون اصل ايمان همان إلتزام با دل و زبان به اطاعت فرمان پيغمبر و امام و تسليم بودن به ايشان و ياري نمودن آنان با جان و مال ميباشد. روايتي که از طريق عامّه در کتابهاي مسلم و بخاري و ربيع الأبرار زمخشري آمده که پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «هر کس در حالي بميرد که نسبت به امام مسلمين بيعتي بر گردن او نباشد، به مرگ جاهليّت مرده است» [5] .......... تجديد بيعت در هر روز مستحب است بيعت ياد شده هر روز تجديد گردد، به دليل آنچه سيد اجل علي بن طاووس در کتاب مصباح الزّائر، و ديگر علماي ما نيز در کتابهاي خود ياد کردهاند اينکه از جمله اموري که مستحب است هر روز بعد از نماز صبح خوانده شود اين دعا است : «اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلايَ صاحِبَ الزَّمانِ ... [6] دعاي عهد و از جمله دعاهاي رسيده که مشتمل بر تجديد بيعت براي حضرت صاحب الامر (علیه السلام) است، روايتي است که سيد بن طاووس و غير او به سندهايشان از مولايمان حضرت امام صادق (علیه السلام) آوردهاند که فرمود: هر کس چهل روز اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم (علیه السلام) خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداي تعالي او از زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نمايد و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برايش نوشته ميشود و هزار کار بد از او محو ميگردد، آن دعا چنين است: «اَللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِيمِ ... تجديد بيعت در هر جمعه و مستحب است عهد و بيعت با آن حضرت (ع) در هر جمعه تجديد و تازه گردد، نظر به روايتي که پيشتر آورديم اينکه فرشتگان هر جمعه در بيت المعمور جمع ميشوند، و عهد ولايت امامان (ع) را تجديد مينمايند، اضافه بر دعايي که از حضرت سيّد العابدين (علیه السلام) روايت آمده و بر اين مطلب مشتمل است. اين دعا را در کتاب ابواب الجنّات في آداب الجمعات ياد کردهايم، اضافه بر اينکه روز جمعه روزي است که خداوند بر ولايت آنان (علیه السلام) از جهانيان پيمان گرفته است. ---------------------------------------------------------------- [1] مجمع البحرين، 345:2، ماده (بيع). [2] بحار الانوار، 111:102. [3] احتجاج، 66:1. [4] اصول کافي، 405:1. [5] صحيح مسلم، 1478:3، صحيح بخاري، 13:2، ربيع الأبرار، 221:4. [6] بحار الانوار، 111:102. RE: وظایف منتظران (مکیال المکارم) - در جستجوی سختی - ۸/تیر/۹۱ ۱۰:۴۹ 35- صله آن حضرت به وسيله مال به اينکه مؤمن بخشي از دارايي خود را براي امام زمانش - سلام اللَّه عليه - هديه کند، و هر سال به اين عمل مداومت نمايد، و در اين عمل شريف، غني و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يکسانند، الاّ اينکه ثروتمند به مقدار توانايياش تکليف دارد، و فقير به مقدار استطاعت خود مکلّف ميگردد. خداي - عزّوجلّ - فرموده: «لا يُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها»؛ [1] خداوند هيچ کس را جز به مقدار توانش تکليف نميکند. و در روايات مقدار معيّني براي مصرف مال در آن جهت شريف بيان نگرديده، چون ظاهراً اين عمل از مستحبات مؤکَّدهاي است که در سخنان امامان (ع) به عنوان «فريضه» از آن تعبير آمده است. و بر آنچه ياد کرديم دلالت دارد آنچه شيخ کلينيرضي الله عنه در کافي به سند خود روايت آورده از حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) که فرمود: «هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از اختصاص دادن درهم به امام (علیه السلام) نيست، و به درستي که خداوند درهم را براي او (پرداخت کننده) در بهشت همچون کوه احد قرار دهد. سپس امام صادق (ع) فرمود: خداونددر کتابش فرموده است: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أضْعافاً کَثِيرَةً»؛ [2] چه کسي به خداوند وامي نيکو ميدهد تا خداوند [عوض] وام را چندين برابر، بسيار سازد. امام فرمود: به خدا سوگند! که اين در خصوص صله امام است. [3] و ... و شايسته است دو نکته را تذکر دهيم : 1- اينکه صله امام (علیه السلام) در مثل اين زمان از صله امام در زمان ظهور دولت حقّه و تسلّط يافتن آن جناب بهتر است. و شاهد بر اين است آنچه در کافي و غير آن در حديث مسندي از عمّار ساباطي آمده که گفت: به حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: کدام يک بهتر است، عبادت پنهاني با امام پنهان شده شما در دولت باطل يا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشکار از شما؟ فرمود: اي عمّار! به خدا که صدقه در سرّ، از صدقه آشکارا بهتر است، همينطور به خدا قسم! عبادت شما در پنهاني با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان و يا در حال متارکه [مخالفان] با او بهتر است از کسي که خداي - عزّوجلّ - را در زمان ظهور حق با امام بر حق ظاهر در دولت حق عبادت نمايد، و عبادت توام با ترس در دولت باطل همچون عبادت و امنيت در دولت حق نيست. 2- نکته دوم: اينکه صله امام (ع) در زمان غيبت با مصرف کردن مال در مصارف و مخارجي که ميداند آن حضرت (ع) به آنها رضايت دارد و محبوب اوست انجام ميگيرد، با قصد صله او، مانند چاپ کردن کتابهايي که مربوط به آن حضرت است، و بر پا کردن مجالس يادآوري آن جناب، و دعوت به او، و صله شيعيان و دوستانش به خصوص سادات علوي و علماي ترويج کننده شرع مقدس، و راويان احاديث ائمه طاهرين، و مانند اينها... از گونههاي صِلِه که بر اهل آن پوشيده نيست. ---------------------------------------------------------------- [1] سوره بقره: آيه 286. [2] سوره بقره، آيه 245. [3] اصول کافي، 537:1. |