![]() |
|
نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html) +--- موضوع: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای (/thread-32470.html) |
پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - yashar1374 - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۱ (۱۷/فروردین/۹۳ ۱۴:۵۸)aboutorab نوشته است: بسم رب المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)با سلام به آقای aboutorab امامان ما بارها سفارش کرده اند که تا در مورد چیزی اطلاع ندارید سخنی مگویید! دوست عزیز این رقص بیعت نیست و کفرهم نیست . این عملی است که حرکات نظام آفرینش را نشان می دهد و کاملا رقصی است که از هر جنبه ای ( چه عمل چه فلسفه و چه اعتقاد ) تاثیری مثبت و مذهبی دارد . (برای اطلاعات بیشتر مطالعه کنید...) ما هم در مراسم مذهبی نوعی رقص انجام میدهیم ! اینکه در صف ، زنجیر زنها منظم به صف می ایستیم و هماهنگ زنجیر میزنند خود رقص است . اینکه در هیئت ها ، منظم سینه میزنیم خود رقص هست . و بالاتر از اینها حرکتی که در هنگام نماز خواندن انجام می دهیم خود نوعی رقص هست . هر یک از این حرکات که در رقص انجام می دهیم هدف ، منظور و فلسفه ای دارند. این بینش شما هست که هر وقت کلمه رقص می شنوید یاد جشن تولد و عروسی و اختلاط و چیز های دیگر می افتید . حدیثی که از امام زمان آوردید درست است اما نه با نگاه شما به این حدیث، این رقص مخصوص علویان هست و هیچ تاثیر منفی نمی تواند بگذارد . دوباره تاکید میکنم دوست عزیز لطفا برای اطلاعات بیشتر مطالعه کنید... پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - aboutorab - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۶:۴۰ (۱۷/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۱)yashar1374 نوشته است: با سلام به آقای aboutorab سلام برشما فرمودید : « امامان ما بارها سفارش کرده اند که تا در مورد چیزی اطلاع ندارید سخنی مگویید!» درست می فرمایید حقیر هم چیزی عرض ننمودم فقط پرسیدم - حالا اگه نوع پرسیدن من اشکال داشت ببخشید . اما اهمیت سوال. اصولاً ارزش انسان به سوال كردن است چون *** هرگز سوال نمىكند زیرا براى انسان است كه شك بوجود مىآید و انسان براى بر طرف كردن آن سؤال مىكند. امام مىفرماید: «القلوب أقفال و مفاتحها السؤال»(غررالحكم، ص60) قلبها بسته شده و كلید آن سؤال است. یا «العلم خزائن و مفتاحها السؤال»(كنزالفوائد، ج2، ص107) علم خزینهاى است كه كلید آن سؤال است. امام باقر(علیه السلام) شعرى دارد، « شِفَاءُ الْعَمَى طُولُ السُّؤَالِ وَ إِنَّمَا تَمَامُ الْعَمَى طُولُ السُّكُوتِ عَلَى الْجَهْل»(كفایةالأثر، ص253) شفاى نابینایى سؤال است و تمام نابینایى سكوت است. یعنى در اینجا تشبیه كردهاند. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «إِنَّمَا یَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا یَسْأَلُونَ»(كافى، ج1، ص40) حكایت و بدبختى مردم براى این است كه نمىپرسند. اما توجیح تان برام قابل قبول نیست . ان شاءالله به جاهای دیگر برای مطالعه خواهم مراجعه نمود . موفق باشیم در کسب معارف دین حق از راه درست همانطور که مولای منتظر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند، نا از راههای کج و ناراستی که غیر معصوم برایمان ترسیم نمودند . یا علی علیه السلام پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - عبدالرحمن - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۶:۵۱ (۱۶/فروردین/۹۳ ۱۶:۲۳)yashar1374 نوشته است: به نام خدا میشه بگید این رقص مذهبی! از کجا وارد شده است؟ چون وقتی میگید مذهبی یعنی باید ریششو بگید من در مورد مولوی نظر جدایی دارم ولی عمده طرفدارانش افراد سوای این تفکرات هستند مثل افرادی که شعر حافظ رو دوست دارند در حالی که ذره ای نمی فهمند فقط چون چندتا شراب و اینا تو شعراش هست سریع میچسبند به ظاهر من خبر ندارم مولوی هم رقص انجام می داده یا بهش میچسبونن ولی چیزی که در شعر میاد با واقعیت فرق داره مثلا در اشعار امام هم رقص داریم ولی نماده گره از زلف خم اندر خم دلبر وا شد زاهد پیر چو عُشاق جوان رُسوا شد قطرهی باده ز جام کرمت نوشیدم جانم از موج غمت، همقدم دریا شد قصهی دوست رها کُن که در اندیشهی او آتشی ریخت به جانمکه روانفرسا شد مژدهی وصل به رندان خرابات رسید ناگهان غلغله و، رقص و، طرب برپا شد آتشی را که ز عشقش، به دل و جانم زد جانم از خویش گذر کرد و، خلیل آسا شد. در مجموع این جور شعرها برای برخی افراد لاقید مفری درونی برای خالی کردن عقده های درونیشان هست وگرنه از عرفان چیزی نمی دانند پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - aboutorab - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۶:۵۴ استفتائات » تایید و ترویج رقص صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع معظم+مستند سماع جناب آقای دینانی هم که ظاهرا سر قفلی برنامه معرفت شبکه ۴ سیما به نام ایشان زده شده است ، نظریات فلسفی و عرفانی (و احیانا نظرات شخصی خود) را به خورد مخاطبین (نه چندان آگاه) خود میدهد و در کمال تعجب ، این بدعتها و انحرافات را توجیه و تایید کرده و مخالفان را افرادی فاقد فهم و درک! عنوان می کند. دکتر دینانی تحریم دکتر دینانی مراجع سماع آقای دکتر دینانی ابراهیمی دینانی استاد دینانی استاد ابراهیمی دینانی ![]() همانطور که قبلا عرض کردیم ، اساسی ترین مشکل مکاتب بشری (من جمله فلسفه و عرفان مصطلح)، خودبنیادی نظری و اعتقادی و بی توجهی و بلکه مخالفت با تعالیم برهانی و عرفانی اصیل و صحیح اهل بیت علیهم السلام است که تاثیرات آن را میتوان در نظریات این مکاتب در عرصه های گوناگون دینی و اعتقادی مشاهده کرد. با اینکه در آیات و روایات ، بارها از ، به شدت نهی شده و حتی آن را مساوی و معادل کفر معرفی کرده اما این مسئله در مطالب عرفا و متصوفه به وفور یافت میشود! بدعت گذاری و همچنین تفسیر به رای آیات قرآن مجید یکی از این بدعتها و انحرافات که توسط متصوفه ترویج و تایید میشود ، [b]سماع نام دارد که با رقص ، حرکات موزون و نواختن آلات موسیقی همراه است. در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس «ذکر جلی» است. به مجموعه ی قوالی، نغمه سازی ، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته میشود. در دوره های مختلف ، در سماعِ صوفیان علاوه بر رقص و موسیقی ، مفاسد دیگری هم صورت میگرفته است . من جمله میتوان اختلاط زن و مرد و شاهد بازی را نام برد. همچنین در تاریخ ذکر شده است که برخی (مولوی) سماع را بالاتر از نماز میدانستند و آن را مانند فریضه ای از فرائض قلمداد میکردند! [۱] این انحراف آنقدر شدید و ناپسند بوده که حتی برخی از سران تصوف ، زبان به اعتراض گشوده و آن را مذمت کرده اند. برای نمونه محیی الدین ابن عربی آندلسی صاحب فتوحات در موارد مختلف از کتابها و رسالههای خود سماع را مطرح کرده است و در بسیاری از موارد موضع شدیدی در برابر آن گرفته است. وی میگوید : … بعد از مراسم پر هیاهوی سماع، به یکدیگر به خاطر اعمال خود تهنیت می­گوییم، در حالی که فرشتگان و ملأ اعلی به ما، به خاطر از دست دادن دین و عقل خود تسلیت می­گویند!….. رقص و پایکوبی لایق حضرت حق نیست؛…. وی در ادامه تأکید می­کند: «هر کس (در سماع) حرکت و جست و خیز کند و مدّعی شود که: خدا را شهود کردم و خدا من را به خودم نمود، پس او دروغ­گو است!»[۲] جناب آقای دینانی هم که ظاهرا سر قفلی برنامه معرفت شبکه ۴ سیما به نام ایشان زده شده است ، نظریات فلسفی و عرفانی (و احیانا نظرات شخصی خود) را به خورد مخاطبین (نه چندان آگاه) خود میدهد و در کمال تعجب ، این بدعتها و انحرافات را توجیه و تایید کرده و مخالفان را افرادی فاقد فهم و درک! عنوان می کند. بعد از مشاهده تاییدات و توجیهات کذایی و تفسیر به رای های آقای دینانی درباب سماع ، بر آن شدیم وظیفه خود در راستای آگاه سازی عموم را انجام داده و از مراجع معظم درباره صحبت های ایشان استفتاء کنیم و نتیجه این شد که همه مراجع ، سخنان او را رد کرده و مهر بطلان بر آن زدند. بارها از آقای دینانی درخواست شده که در مناظره حضور پیدا کند اما او هم مانند بسیاری از فلاسفه و عرفا ، به توهین به مخالفان پرداخته ، آنها را نادان و جاهل (قریب به مضمون) خوانده و حاضر به مناظره نشده است. متن صحبتهای آقای دینانی در تایید و ترویج سماع (رقص صوفیانه) عرض کنم که خب این نسبتهایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف میزنه. یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی میفهمند و رقاصی میفهمند و هرزه درائی! کسی که رقص رو هرزه درائی میدونه فکر میکنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه. این دیگه بیشتر از این هم نمیتونه بفهمه! بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر میکنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست! اما من قبل از اینکه وارد بیان و توضیح این مطلب بشم یک حکایتی نقل کنم که البته این واقعیته. سعدالدین حمویه که یکی از عرفای بزرگه. خیلی عارف بزرگیه. در یه جلسه ای نشسته بود که عرفا بودن. اون جلسه سماع بود. شعری خونده شد و حالی دست داد به عرفا و عرفا به رقص درآمدند به حرکت درآمدند. سعدالدین حمویه همچنان آرام نشسته بود در بحر تفکر هیچ تکون نیمخورد. یه کسی از اونا که در حال رقص بود گفت که مولانا ! جلسه ی سماعه رقصه… تو رو ساکت میبینم! سعدالدین حمویه این آیه رو قرائت کرد- فرمود : «و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب» شما این کوهها رو میبینی که ساکته سالها صامت و ساکت موندن . این کوه رو ما میبینیم هزاران ساله سر جاش تکونم نمیخوره صدا هم نمیکنه. اما در باطن امر و در واقع و نفس الامر این کوه مانند ابر در حرکته. «تمرّ مرّالسحاب….»یعنی ماندد ابرها در حرکته. کوهها در حرکتن. ابر هم حرکت میکنه…ابر همیشه در حرکته رقصه. و اون جمله ای که شما فرمودید از خواجه که حکیمه خدا رحمتش کنه حکیم متالهه… رقص نوعی حرکته …منتهاش حرکتی است که یک مبنایی تکونش میده. یه محرکی داره مجری : احسنت! رقص بیخودی که نمیاد که! اصلا رقص بیخودی نمیشه یه محرک میخواد…اگه بیخودی باشه اون حرفه است اون تکنیکه این همین هرزه درائیه . یه رقاص حرفه ای که یه رقص واقعی نمیکنه. اون حرفشه… تکنیکه. اما اون کسی که به رقص میاد یه محرکی از درون داره…محرک از درون. رقص نوعی حرکته ولی حرکت ویژه! نه هر حرکتی رقصه. حرکت ویژه رقصه. حرکتی است که از نقص به کمال میره. اگه ما رقص رو اینطور معنی کنیم که از نقص به کمال رفتنه ، نه تنها عارف در رقص میاد ، نه تنها انسان در رقص میاد ، هستی در رقصه. مجری : احسنت! برای اینکه هستی همواره علی الاتصال و علی الدوام از نقص به کمال میره. از قوه به فعلیت. از مرحله ی قوه به فعلیت. مجری : رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست! یعنی از نقص به کمال رفتن. کسی که مونده عرض کردم همون بحث اولی…کسی که به یه چیزی خرسند و قانعه همتش کمه دیگه. یه چیزی بهش رسیده حالا اینو سخت نگه میداره و به همینجا هم قانعه. این حرکت حبّی نداره حرکت کمالی نداره. یعنی به بالاتر نمیخواد برسه. اصلا خواستن نداره. نمیخواد .. همینو میخواد. اما کسی که هل من مزید میگه برا کمال و هر لحظه بالا و بالا و بالاتر میخواد بره از نقص به کمال بره ، این در واقع در یه رقصه! حالا شجر در رقصه حجر در رقصه دریا در رقصه کوه در رقصه. همین کوه هم حرکت جوهری داره حرکت حبّی داره در رقصه…عالم در رقصه. منتها رقص عارف باز با رقص جماد و نبات و حیوان یه تفاوتی داره. اونا هم از نقص به کمال میرن. ولی از نقص به کمال رفتن عارف یک حرکت دیگری میخواد. چون عارف یه حرکت فیزیکی داره در بدنش. بدنش هم مانند سایر موجودات در حرکته.چون بدنم که آرام نیست بدنم از نقص به کمال میره. وحتی وقتی پیر میشه رو به نزول میره اونم یه نوع کمالی دیگه است. یعنی اون نزول رو برای کمالی دیگه آغاز میکنه. اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره ، که روحش در حرکته. اصلا روح ریحه پروازه. اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همینطور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.
این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که! مجری : احسنت! استفتاء از مراجع درباره سخنان آقای دینانی در شبکه ۴ و حکم سماعسوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع(رقص صوفیانه) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه (و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّالسحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند . وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکاتی موزون ، ناشی از رقص و تلاطم روح است ، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است. با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟ پاسخ مراجع معظم (دام ظلهم) :
ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمیشود و باید از روش اهلبیت (علیهم السلام) پیروی کرد. شماره استفتاء : ۲۲۲۷۷۵ آیت الله العظمی سیستانی: موسیقی لهوی حرام است و همینطور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می باشد واگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد , و این روشها بر خلاف طریقه ی صحیحه اتباع اهل بیت (علیهم السلام) است. به هیچ وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده میشوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روشهای خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که بانصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این فبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار واعصار رهبران عقیدتی شیعه ،افرادی مثل ابن بابویه پدرصدوق وخودصدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام و همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است . اکنون هم راه وصراط مستقیم همان راه آنها است. مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد میتوانید به کتابهایی مثل: خیراتیه و فضائح الصوفیه و نقدی بر مثنوی و حدیقة الشیعه و عرفان و تصوف و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمایید. شماره اتوماتیک استفتاء : ۹۰۳۲۷ در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندر غلط است. جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می توانید به کتاب ما «جلوه حق»رجوع کنید. آیت الله مظاهری: حرام است و شرکت در این گونه جلسات نیز جایز نیست. اینگونه برداشتها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس میباشد و هیچگونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است حرام است. آیت الله سید محمد صادق روحانی: اولا حکم رقص را دارد ثانیا حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد ثالثا جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد. آیت الله محمد عزّالدین حسینی زنجانی: فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست. آیت الله سید محمد شاهرودی: استناد اینگونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد. آیت الله گرامی: آیا حرکات ابر و کوه رقص است؟ گویا معنای رقص را استاد نفهمیده . رقص طبق روایات معتبر حرام است .والسلام حالا بیایید توجیح کنید به قول بعضی ها من دیگه حرفی ندارم پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - yashar1374 - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۲۹ سلام مطالب جالبی بود ! البته بنده که با برادران صوفی همنشین شده بودم حتی ذره ای فساد در مجالس آنان ندیدم .حتی وقتی که مختلط بودند ( لازمه که بدونید در مجالس بزرگ و رسمی بیشتر مردان وارد رقص می شوند ) البته در زمان قدیم به خصوص زمانی که روس ها به آذربایجان حمله کردن فیلم های بیشماری بر زد علاما و عارفان اسلامی ساخته شد که گهگاهی در آنها مجالس سماء را همراه با بزم و شادی و شراب و ... نشان میدادند اما به هر حال این مطالب جزء تاریخ اند و احتمال دستکاری در تاریخ ( در بعضی زمینه ها ) آنقدر زیاد هست که سعی می کنم طرف آنها نرم . در تلوزیون های رسمی ترکیه و مقالات ایرانی و دانشگاهی زیادی در مورد شاعران به خصوص در مورد شمس و مولانا وجود دارد که آنها عکس این قضایارا می گویند . کلام آخر اینکه بنده فعلا علمم آنقدر نیست که بتوانم جواب شمارا محکم بگویم و تا الان با توجه به فرمایشات مراجع تقلید قانع شدم که مجالس سماء حرام است اما دلیلش را نمی دانم ؟! چون بنده در این مجلس هیچ نکته منفی نمی بینم که مارا از خدا و اهل بیت دور کند بلکه بیشتر مشتاق تر می کند ! پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - عبدالرحمن - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۳۴ (۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۲۹)yashar1374 نوشته است: سلام مطالب جالبی بود ! ببین برادر این افرادی که شما میگید حتی با صوفیه قدیم هم فرق دارند یعنی فرض گرفتم صوفیه در قدیم پاک و منزه بوده اند!!!! در مورد دلیل می توانید تحقیق کنید چون در اسلام راه تحقیق بازه ولی برعکس نیست یعنی اینطور نیست که پس از نتیجه رسیدن مخرب بودن چیزی آن را ترک کنیم چون طبیعتا نمی توانیم کل عمرمان را صرف تمام زمینه ها بکنیم این یکی از وجود قضیه است پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - HermeS - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۴۴ این رقص صوفیانه و عرفانی به جنبه فرد بر می گرده. بعضی با چند رسم ساده دینی آتش درونی شان خاموش می شود اما عده ای هستند که نه قدرت معصوم را در دریا نوشی و سکوت دارند و نه ساده انگاری عوام را... اینجاست که به سوختن و سماع و رقص می افتند... پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - aboutorab - ۱۷/فروردین/۹۳ ۱۹:۱۰ (۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۲۹)yashar1374 نوشته است: سلام مطالب جالبی بود ! سلام برشما ببینید بزرگوار کسی از شما انتظار ندارد که جواب محکم بدهید ولی این انتظار از شما بزرگوار هست که در برابر حرف حق سینه سپر ننمایید و مطیع اوامر علمای بزرگ شیعه و دلسوز به دین باشید . آنهم نه چشم بسته بلکه با درک درست و آگاهانه و چشمان باز . و نهایتاً هم می توانید برای دلیلش به همان بزرگواران رجوع نمایید تا با دلیل و مدرک قانع شوید . موفق و پیروز باشید یا علی علیه السلام پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - El-Yasin - ۱۷/فروردین/۹۳ ۲۳:۰۲ امام علی علیه السلام فرمودند: هیچ بدعتی ایجاد نشد مگر آنکه به سبب آن سنتی متروک شد ... بنابراین از بدعت ها بپرهیزید و راه راست را رها نکنید ... پاسخ به: نقد سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای - عبدالرحمن - ۱۸/فروردین/۹۳ ۱:۴۹ (۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۴۴)HermeS نوشته است: این رقص صوفیانه و عرفانی به جنبه فرد بر می گرده. خوب شد این مشخص شد که جنبه این گمراهان از معصومین نعوذ بالله بالاتره!!! حقیقتا این افراد گمراه هستند (برام ثابت شده) جز راه اهل بیت هر راه و روشی بی راهس و منتهی به جهنم است حالا شما فرض کن ما عوام هستیم همون قضیه لبو فروش و استاد دانشگاهه |