|
بررسی هری پاتر
|
|
۱۸:۲۳, ۲۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
هری پاتر مهم ترین اتفاق ادبیات در ابتدای قرن 21 بود و جای بحث هم زیاد داره
هرکس سند و مدرکی داره که محکم و مستدله بیاره...چه درجهت تایید و چه در جهت تکذیب ماسونی بودن این کتابها... من خودم هم یه سری اسناد دارم که میزارم... ضمنا ملاک اول برای بحث کتابهاست نه فیلمها... |
|||
|
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۱۸, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۱ ۱۸:۵۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
1. این کاری که من می کنم خیلی صحیح نیست ولی مقدمه ی طولانیه واسه بعضی از مطالب
2. مستند ظهور مکمل این صحبت هاست 3. منبع سایت موعود و وعده ی صادق و سایت خودمون 4. هر کی میخواد قبول کنه هر کی میخواهد قبول نکند ...مهم نیست ... وظیفه ی ما گفتن است بخش اول جنگجویان صلیبی بیشتر مورّخان «فراماسونری» بر این باورند که مبدأ این سازمان، به جنگهای صلیبی در قرن دوازدهم بازمیگردد. اگرچه فراماسونری به طور رسمی در اویل قرن هیجدهم میلادی در انگلستان بنا نهاده شد، امّا در نقطه عطف حکایت آشنای فراماسونری، دستهای به نام «شوالیههای معبد» یا شهسواران معبد قرار دارد.1 برخلاف آنچه بسیاری بر آن اصرار میورزند، جنگهای صلیبی؛ اردوکشی نظامی با هدف گسترش مسیحیت نبود، بلکه تنها با اهداف مادی صورت پذیرفت. در دورهای که اروپا فقر شدید و بیچارگی مفرط را تجربه میکرد، کامیابی و رفاه شرق - به ویژه مسلمانان خاورمیانه - توجه اروپاییان را به خود جلب نمود. این وسوسه، رونمایی از مذهب به خود گرفت و به نمادهای مسیحی آراسته گردید. در عین حال اندیشه جنگهای صلیبی، از میل به منافع مادی و دنیایی متولد شده بود و این، علت تغییر رویکرد مسیحیان اروپا از سیاستهای صلحطلبانه در دوران اولیه تاریخشان، به تجاوزهای نظامی ویرانگر به شمار میرفت.2 بنیانگذار جنگهای صلیبی، «پاپ اوربان دوم» بود. وی در سال 1095 م مجلس «کلرمونت» را که اصول صلحطلبانه پیشین مسیحیت در آن متروک گردید، فرا خواند. دعوت به جنگ با نیت به چنگ آوردن سرزمینهای مقدس از دست مسلمانان اعلام گردید و در پی آن لشگر بزرگی از صلیبیان تشکیل شد که سربازان نظامی و دهها هزار نفر از مردمان عادی آن را تشکیل میدادند.3 مورّخان بر این باورند که اقدام اوربان دوم با انگیزه خنثی کردن کاندیداتوری رقیب خود بوده است. بعلاوه شاهان اروپا، شاهزادگان، اشراف و دیگران در حالی دعوت پاپ را با شور پاسخ گفتند که مقصودی جز اغراض دنیایی نداشتند.4 بنا به گفته «دونالد کوئلر» از دانشگاه ایلینویز، شوالیههای (شهسواران) فرانسوی در پی تصرف زمینهای بیشتر بودند. تجار ایتالیایی امیدوار بودند تجارت خود را در بنادر خاورمیانه توسعه دهند. شمار وسیع مردم بینوا، تنها برای فرار از سختی زندگی روزمرة خویش، به هیئت اعزامی پیوستند.5 این جمعیت حریص، در راه خود به شرق، بسیاری از مسلمانان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات، قتلعام کردند. صلیبیان حتی شکم قربانیان را برای یافتن طلا و سنگهای قیمتی که گمان میکردند آنها را قبل از مرگ بلعیدهاند، پاره میکردند. طمع مادی صلیبیها به حدی بود که آنها در جنگ صلیبی چهارم، در غارت شهر مسیحی قسطنطنیه (استانبول کنونی) وقتی که برگهای طلایی را از دیوارنگارهای کلیسای ایاصوفیه میکندند، کوچکترین تردیدی به خود راه ندادند. گروه مختلط و چند چهرة صلیبیان، پس از سفری طولانی و سخت و غارت و قتلعام وسیع مسلمانان، سال 1099 به اورشلیم رسید. شهر اورشلیم در پی محاصرهای که پنج هفته ادامه داشت، سقوط کرد و صلیبیان به آن وارد شدند. جهان به ندرت شاهد بیرحمی و وحشیگری مانند آنچه صلیبیان انجام دادند، بوده است. آنها همة مسلمانان و یهودیان شهر را به دم شمشیر سپردند. بر اساس سخنان یک تاریخنگار، آنها همه اعراب و ترکهایی را که مییافتند - چه مرد و چه زن - میکشتند.6 ارتش صلیبیان طی دو روز 40 هزار مسلمان را با وحشیترین شیوة ممکن به قتل رساند7 و پس از آن صلیبیها بیتالمقدس را پایتخت خود قرار داده و یک حکومت پادشاهی کاتولیک تأسیس کردند که از مرزهای فلسطین تا انطاکیه امتداد داشت. یکی از صلیبیان به نام «ریموند»، به این خشونت چنین مباهات میکند: مناظر شگفتآور بودند. بعضی از مردان ما سر دشمنان خود را قطع میکردند؛ برخی آنها را در حالی که روی برج بودند، هدف تیر قرار میدادند تا سقوط کنند؛ بعضی آنها را بیشتر شکنجه میکردند و در آتش میانداختند. در کوچههای شهر، پشتههای سر و دست و پا دیده میشد. برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسانها و اسبها عبور میکردیم. اما اینها در مقایسه با آنچه در «معبد سلیمان» صورت گرفت، بیاهمیت است. در معبد و رواق سلیمان، مردان ما در حالی که خون به زانوها و افسار اسبهایشان میرسید، عبور میکردند.8 آنها اورشلیم را پایتخت خود مقرر نمودند و قلمرو پادشاهی را سرزمینهای فلسطین تا آنتیاک (در سوریه و ترکیه) تشکیل میداد. آنها از این زمان به بعد، برای حفظ موقعیت خویش در خاورمیانه، قدم در راه مبارزات جدید نهادند. حفظ کشور تازه، نیازمند سازماندهی بود. به همین منظور طبقات نظامی را تشکیل دادند که اعضای این دستهها از اروپا به فلسطین میآمدند و در مکانهایی شبیه صومعه زندگی میکردند و برای جنگ با مسلمانان آموزش نظامی میدیدند. یکی از این دستهها با بقیه تفاوت داشت. این طبقه، شهسواران یا شوالیههای معبد (تامپلیهها) نام داشتند.9 دسته شوالیههای معبد که نام کاملشان «همرزمان مسکین عیسی مسیح و معبد سلیمان» بود، سال 1118 - یعنی بیست سال پس از اشغال اورشلیم - توسط صلیبیان تشکیل شد. مؤسسان این طبقه، دو شوالیه فرانسوی به نام «هوق دپایو» و «گادفری دو سنت امر» بودند. این دسته در ابتدا تعداد نُه عضو داشت، اما به تدریج رشد کرد. علت انتخاب نام معبد سلیمان برای گروه، مکانی بود که به عنوان مقرّ انتخاب کرده بودند. آنها در کوه معبد، در مکان معبد ویرانشده سکنا گزیدند. در همین محل مسجد «قبة الصخره» بنا شد. آنان خود را سربازان مسکین نام نهادند، اما در اندکْزمانی، بسیار ثروتمند شدند. زائران مسیحی که از اروپا به فلسطین میآمدند، تحت کنترل کامل این گروه بودند و در نتیجه با پول زائران به ثروت هنگفتی دست یافتند. براساس دیدگاه مؤلفان انگلیسی، «میکائیل بینت» و «ریچارد لایف» نوعی نظام سرمایهداری قرون وسطایی را بنیان نهادند و از طریق معاملاتی که بر پایه بهره یا ربا قرار داشت، راه بانکداری مدرن را هموار کردند.10 شهسواران معبد، عامل اصلی حملات بعدی صلیبیان به مسلمانان و کشتن آنها به شمار میرفتند. به همین علت «صلاحالدین»؛ فرماندار بزرگ اسلام که در سال 1187 لشکر صلیبیان را در جنگ «حطین» شکست داد و اورشلیم را آزاد کرد، شوالیههای معبد را به خاطر جنایاتشان به مرگ سپرد؛ در حالی که پیش از این، بسیاری از مسیحیان را عفو کرده بود. شوالیههای معبد با وجود آنکه اورشلیم را از دست دادند و خسارات زیادی متحمل شدند و با وجود کاهش روزافزون حضور مسیحیان در فلسطین، به حیات خود ادامه دادند و بر قدرت خود در اروپا افزودند و ابتدا در فرانسه و سپس در سایر کشورها، بخشی از دولت شدند.11 تردیدی نیست که قدرت سیاسی آنان، پادشاهان اروپا را پریشانخاطر نمود، اما جنبه دیگری از شوالیههای معبد، روحانیت کلیسا را آشفته میکرد؛ و آن اینکه نظام به تدریج از دین مسیح برمیگشت و با حضور در اورشلیم، عقاید سرّی و درونی ناشناسی اختیار مینمود. شایعههایی نیز مبنی بر سازمانبخشی آدابی خاص برای تجلی این تعالیم به گوش میرسید.12 بالاخره در سال 1307، «فیلیپ لوبل» - پادشاه فرانسه - تصمیم گرفت اعضای این دسته را دستگیر نماید. در این میان بعضی موفق به فرار شدند، اما بیشترشان گرفتار گشتند. در پی یک دوره طولانی بازپرسی و محاکمه، بسیاری از شوالیههای مصر به عقاید بدعتآمیز خود اعتراف نمودند و اقرار کردند که در میان خود به حضرت عیسی (علیه السلام) توهین میکردهاند. سرانجام رهبران شوالیههای معبد که «استاد بزرگ» نام داشتند؛ ازجمله «ژاک دوسوله»، در سال 1314 به دستور کلیسا و پادشاه اعدام و تعدادی بیشمار نیز زندانی شدند و فرقه به طور کلی پراکنده و رسماً ناپدید گردید. برخی مورّخان تمایل دارند که محاکمه شهسواران معبد را به عنوان توطئهای از طرف پادشاه فرانسه قلمداد کنند و شوالیهها را از اتهامات تبرئه کنند، اما این تفسیر قابل پذیرش نیست.13 محاکمة معبدیان پایان یافت، اما با آنکه رسماً وجود خارجی نداشت، به واقع ناپدید نگردید. طی بازداشتهای ناگهانی سال 1307، بعضی از شوالیههای معبد موفق شدند بدون به جا گذاردن ردی از خویش، بگریزند. بر مبنای رسالهای با اسناد مستند تاریخی، تعداد عمدهای از اعضای این گروه به تنها قلمرو پادشاهی اروپا که کلیسای کاتولیک را به رسمیت نمیشناخت؛ یعنی کشور اسکاتلند، پناه بردند. آنها تحت حمایت پادشاه اسکاتلند، «رابرت بروس»، تشکیلات خود را احیا نمودند و سرانجام بعد از نفوذ به مهمترین صنف در جزایر قرون وسطای انگلستان؛ یعنی لژ بنایان، این لژها را کاملاً تحت کنترل خویش درآوردند.14 لژ بنایان در اوایل عصر مدرن، نام خود را به «لژ فراماسون» تغییر داد. لژ اسکاتلند قدیمیترین شاخة فراماسونری است و به اوایل قرن چهاردهم، زمانی که شوالیههای معبد به اسکاتلند پناهنده شدند، بازمیگردد. القابی که به افراد عالیرتبه این لژ داده میشد، قرنها پیشتر به شوالیههای معبد اعطا میگردید15 که این عناوین تا به امروز به کار میروند. به طور خلاصه شهسواران یا شوالیههای معبد از بین نرفتند و هنوز فلسفه، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدّل فراماسونری پابرجاست. شواهد بیشمار تاریخی این موضوع را تأیید میکند و امروز شماری وسیع از تاریخدانان غربی - چه فراماسون و چه غیرفراماسون - این امر را پذیرفتهاند. در برخی مجلات فراماسونها که برای اعضا منتشر میشود، به ریشهیابی فراماسونری و شوالیههای معبد اشاره میشود. فراماسونها این موضوع را کاملاً پذیرفتهاند. یکی از این مجلات «معمار سنان» نام دارد. این نشریه که متعلق به فراماسونهای ترکیه است، ارتباط میان طبقه معبد و فراماسونها را چنین تشریح میکند: در سال 1312، زمانی که پادشاه فرانسه زیر فشار کلیسا، گروه معبد را توقیف کرد و اموالشان را به شوالیههای «سنتجان» داد، فعالیتهای آنان متوقف نشد. شمار بسیاری از آنها به لژهای ماسونی که در آن زمان فعال بودند، پناه بردند. «مبیگناک» رهبر معبدیان و اندکی از سایر اعضا، در پناه یکی از لژهای وال بیلدرز به نام «مک بناش»، به اسکاتلند گریختند. «رابرت» پادشاه اسکاتلند به آنها خوشآمد گفت و اجازه داد نفوذ خود را بر لژهای ماسونی اسکاتلند گسترش دهند. در نتیجه لژهای اسکاتلند از نظر مهارت و عقاید، اهمیتی بسیار یافتند. امروز فراماسونها از نام مک بناش با احترام یاد میکنند. ماسونهای اسکاتلندی که وارث میراث اسکاتلند بودند، سالها بعد آن را به فرانسه بازگرداندند و پایههای لژ اسکاتلند را بنا کردند.16 مجله فراماسونری ترکیه (معمار سنان)، بار دیگر اطلاعات بسیاری در ارتباط با شوالیههای معبد و فراماسونری ارائه میدهد و در مقالهای با عنوان «شوالیههای معبد و فراماسونها» چنین بیان میکند: تشریفات نظام معبد، شبیه تشریفات فراماسونری امروز است.17 بر مبنای این مطلب، اعضای شوالیههای معبد مانند اعضای فراماسونری، یکدیگر را برادر خطاب میکنند.18 در پایان مقاله میخوانیم: شوالیههای معبد و سازمان فراماسونری، به میزان قابل توجهی بر یکدیگر تأثیر گذاردهاند. حتی آداب و مراسم دو گروه چنان شبیه یکدیگر است که گویی از شوالیههای معبد نمونهبرداری انجام شده است. در این ارتباط، ماسونها به شدت خود را وابسته به معبدیان میدانند و در نهایت میتوان گفت آنچه نسخه اولیه فراماسونری تلقی میشود، میراث شوالیههای معبد است.19 و بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که ریشههای فراماسونری، به فرقه شهسواران معبد بازمیگردد و فراماسونها فلسفه این فرقه را پذیرفته و این مطلب را قبول نمودهاند.20 بخش پابانی شوالیههای معبد و کابالا کتابی با عنوان «کلید هیرام» نوشتة دو ماسون به نامهای «کریستوفر نایت» و «رابرت لوماس»، حقایقی مهم از ریشههای فراماسونری را آشکار میکند. به نوشتة این دو، فراماسونری استمرار شوالیههای معبد است. بعلاوه نویسندگان سرچشمههای نظام معبد را هم بررسی کردهاند.21 شوالیههای معبد در طول دوران استقرار در اورشلیم، دستخوش تغییراتی بزرگ قرار گرفتند و در حضور مسیحیت، عقاید دیگری اتخاذ نمودند. در نهاد این موضوع رازی نهفته است که آن را در معبد سلیمان کشف کردهاند. نویسندگان، اعضای نظام معبد را محافظان زائران مسیحی فلسطین میدانند که تظاهر به این عمل مینمودند و هدف حقیقیشان کاملاً متفاوت بود: هیچ نشانهای مبنی بر حمایت مؤمنان لژ معبد از زائران وجود ندارد، اما طولی نکشید که مدارک قاطعی در ارتباط با اجرای حفاریهای وسیع در زیر خرابههای معبد یافتیم.22 نویسندگان کتاب «کلید هیرام» تنها کاشفان این شواهد نبودند. مورّخ فرانسوی به نام «دلافورج»، ادعای مشابهی میکند: وظیفة اصلی نُه شوالیه، انجام تحقیقات جهت به دست آوردن آثار باستانی و نُسَخ خطی به شمار میرفت که حاوی ماهیت رسوم پنهانی یهودیت و مصر باستان بودند.23 در اواخر قرن نوزدهم، «چارلز ویلسون» از «انجمن مهندسان رویال»، تحقیقات باستانشناسی را در اورشلیم آغاز نمود. او به این نتیجه رسید که شوالیههای معبد برای مطالعه ویرانههای معبد، به اورشلیم رفتهاند. ویلسون در زیر شالوده معبد، نشانی از حفاری و کاوش یافت و به این نتیجه رسید که این اعمال با ابزار متعلق به شوالیههای معبد صورت پذیرفتهاند. این اقلام در مجموعه «رابرت برایدون» که آرشیو اطلاعاتی گستردهای در رابطه با نظام معبد در اختیار دارد، موجود است.24 نویسندگان کتاب «کلید هیرام»، حفاریهای شوالیههای معبد را بینتیجه نمیدانند و چنین استدلال میکنند که این گروه، آثاری در اورشلیم کشف کردند که دیدشان را نسبت به جهان تغییر داده است. بعلاوه بسیاری از دیگر محققان، همین عقیده را دارند. حتماً دلیلی وجود داشته که شوالیههای معبد را با وجود مسیحی بودن، از سرزمینهای مسیحی عالم به اورشلیم و به پذیرش عقاید و فلسفه کاملاً متفاوت و اجرای مراسم بدعتآمیز و اجرای تشریفات «جادوی سیاه» هدایت نموده است. مطابق دیدگاه مشترک بسیاری از محققان، این دلیل «کابالا» است. معنای لغوی کابالا، «سنت شفاهی» است. دایرةالمعارف و لغتنامهها، آن را شاخه مبهم و سرّی یهودیت تعریف میکنند. بر اساس این تعریف، کابالا به موشکافی معانی پنهان تورات و دیگر نوشتههای یهودی میپردازد، اما با بررسی دقیقتر موضوع به حقایق دیگری پیمیبریم؛ مانند اینکه کابالا نظامی است که در بتپرستی ریشه داشته، قبل از تورات موجود بوده و بعد از آشکار شدن تورات، در یهودیت گسترش یافته است.25 «مورات ازگن» فراماسون ترک، در کتاب خود با عنوان «فراماسونری چیست و به چه چیز شبیه است؟»، مینویسد: به روشنی نمیدانیم کابالا از کجا آمد یا چگونه گسترش یافت. این اسم نامی عمومی برای فلسفهای سرّی، باطنی، منحصر به فرد و آمیخته با علوم ماوراءالطبیعه است که مشخصاً با یهودیت درآمیخته است. کابالا به عنوان عرفان یهودی شناخته شده، اما بعضی اجزای آن نشان میدهد که بسیار پیشتر از تورات به وجود آمده است.26 «ماسوکس» مورّخ فرانسوی، کابالا را بسیار کهنتر از یهودیت میداند.27 «تئودور ریناخ» مورّخ یهودی میگوید: کابالا زهری است که به رگهای یهودیت وارد میشود و آن را کاملاً در بر میگیرد.28 «سلیمان ریناخ» کابالا را «نمونهای از بدترین انحرافات ذهن انسان» تعریف میکند. 29 دلیل این سخن وی این است که تعالیم کابالا به طور گسترده با جادوگری مرتبط است. کابالا در طول هزاران سال، سنگبنای انواع تشریفات جادوگری به شمار میرفته است. این اعتقاد وجود دارد که خاخامهایی که کابالا را مطالعه میکنند، از توان جادوگریِ بزرگی برخوردارند. همچنین بسیاری از غیریهودیان، تحت تأثیر کابالا سعی میکنند با به کارگیری تعالیم آن جادوگری کنند. تمایلات سرّی اواخر قرون وسطی، به ویژه آنچه کیمیاگران به آن میپرداختند، به میزان وسیعی ریشه در کابالا داشت. عجیب اینجاست که یهودیت، دینی توحیدی است و با وحی تورات بر حضرت موسی (علیه السلام) آغاز گردیده است. با این حال درون آن سیستمی به نام کابالا جای گرفته که در بر دارندة آداب جادوگری است و از سوی مذهب ممنوع اعلام شده است. این موضوع گفتههای ما را اثبات میکند و به خوبی نشان میدهد کابالا در واقع عنصری خارجی است که از بیرون به یهودیت وارد شده است، اما سرچشمه این عنصر کجاست؟ «فیبر اولیوت» مورّخ یهودی، مصر باستان را خاستگاه کابالا میداند. به عقیدة وی، ریشههای کابالا سنتی است که بعضی رهبران یهودی در مصر باستان آن را آموختند و نسل به نسل به صورت شفاهی منتقل کردند.30 به همین دلیل برای کشف مبدأ اصلی زنجیرة کابالا، نظام معبد و فراماسونری؛ باید به مصر باستان مراجعه کنیم. منبع مطالب تکمیلی و مستند های تصویری مرتبط رازهای حک شده در سنگ: معماری رمزآلود واشنگتن [B]قربانی کردن انسان در آئینهای رازآلود (فراماسونری، ایلومناتی، شیطان پرستی و ...) هز کس بخواهد باور کند هر کس هم خواست چشمانش را ببند فیلم مستند جلجتا کاری است بسیار جالب در توضیح فراماسونری و کابالا که به صورت مستند بیان می شود دانلود منبع .. . . . . . . . . بخش کوچکی از مقالات فراماسونی دجال آخرالزمان سایت وعده ی صادقتو خواه پند گیر خواه ملال ...فراماسونری چیست؟ می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن نیستند و یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت این تشکیلات، برای ما مسلمانان امری لازم و ضروری است. کلمه ی ماسون (mason) یعنی بنّا، فراماسون (Freemason) یعنی بنّای آزاد. ماسونری یک تشکیلات منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و بسیار هم آزادانه عمل می کند. کسی که عضو فراماسونری است، ماسون یا فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نام دارد. یکی از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist = دجال)، یا به تعبیر بعضی از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود، کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و موفق به کشف و افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی هستند که: «مسئله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1) کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن، در این زمینه چنین می گوید: « دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشوران اورشیلم، سنت جان و مردان میزگرد و گروه میلنر و سایر اجتماعات مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از زنجیره ی گسترده ی فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم ، سازمان ناتو، مؤسسه ی سلطنتی امور بین المللی تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند. » (2) ![]() بخش هایی از کتاب "کمیته 300 کانون توطئه های جهانی " نوشته دکتر جان کلمن یک توضیح: در کشور های غربی گروه های مختلف مخفی و سری فعالیت می کنند که بعضآً نام های اغواگری چون ( Illuminati = روشن ضمیران، روشن فکران ) و ... دارند. اکثر گروه های نامبرده ، گروه هایی توطئه گر و پیرو اهداف شیطانی هستند که دست بسیاری از آن ها برای محققین رو شده است. اکثر این گروه ها با وجود تفاوت های ظاهری، عقاید مشترک و اهداف یکسانی دارند. اسامی که به این گروه ها اطلاق می شود عبارتند از: Theosophical Society (نامی که به هیچ عنوان درخور آنان نیست)، Occult، Secret Society، Illuminati، The Committee of 300،Masonry و Freemasonry. از این به بعد وقتی از ماسون ها یا فراماسون ها سخن می گوییم ، علاوه بر اعضای Freemasonry و Masonry به طور خاص، منظورمان اعضای گروه های دیگر نیز به طور عام می باشند. چرا که این گروه ها همگی عقاید و اهداف مشترکی دارند. منشأ فراماسونری فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت طاغوتی و شیطانی مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است. در هر صورت رد پای حکومت طاغوتی فرعون های مصر باستان را می توان در سراسر تعالیم ماسونی یافت. شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند: 1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3) 2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4) 3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.(5) ![]() علامت معروف فراماسونری چشم horus یا چشم ra (خدای خورشید ) در مصر باستان
4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6) ![]() مراسم ماسونی افراد رده پایین لژ (به دو علامت ستاره 6 گوشه در بالای در ورودی لژ توجه فرمایید.) این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و.... است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. نکته ی مهم این است که این تفکر تعادل عالم خلقت، متفاوت با دیدگاه اسلام است. در اسلام نیز مفهوم تعادل وجود دارد، اما در دیدگاه اسلامی، این تعادل مخلوق خداوند یکتاست. امّا در مکاتب شرک آمیز نامبرده، این تعادل را خدایان مختلفی با کمک هم ایجاد کرده اند. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است. ![]() ستاره 6 گوشه : نماد تعادل خلقت از دیدگاه مکاتب شرک آمیز نکته ی عجیبی که وجود دارد، این است که شیطان پرستان نیز علامت مذکور را قویترین علامت خود می دانند و از آن در مراسم شیطانی خود استفاده می نمایند. در کتاب « Web of Darkness : شبکه ی تاریکی » اثرSean Sellars (شیطان پرست معروف) در زیر این علامت نوشته شده است :
![]() « این علامت، قوی ترین علامت در شیطان پرستی است. ستاره ی شش گوشه از شش ضلع، شش گوشه (زاویه) و شش مثلث کوچک درست شده است که معرّف عدد 666 می باشد. » این عدد در بین مسیحیان و نیز شیطان پرستان عددی ویژه و خاص است و نشان دهنده ی دجال یا Antichristمی باشد.
هدف اصلی شیطان پرستان و فراماسونها به حکومت رساندن Antichrist است؛ به همین دلیل است که ستاره ی شش گوش، بهترین و قوی ترین نمادشان محسوب می شود. در ادامه در کتاب نوشته شده است که حتی کلمه ی « hex » که در زبان انگلیسی به معنی نفرین و تلاش برای آسیب رساندن می باشد، از کلمه ی « HEXAGRAM : ستاره ی شش گوش » گرفته شده است. »(7) 5 – افسانه ی ایزس (Isis) یا زن بیوه، نیز از دوران مصر باستان اقتباس شده است. فراماسونها اعتقاد دارند که تمام ماسونها فرزندان زن بیوه می باشند.(8) همان طور که ذکر شد در باور مصریان قدیم، Isis و Osiris الهه های مصر باستان بودند که در اثر ازدواج آنان تعادل طبیعت به وجود آمد. بعد از مدتی Osiris مرد و خدای شهر های مردگان گشت. بدین ترتیب Isis بیوه شد. ![]() Isis Isis 6 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10) رواج تفکر فمینیستی در جهان نیز مشکوک بوده و احتمالاً توطئه ای از جانب ماسون ها می باشد. (فمینیسم دیدگاه تساوی حقوقی زن و مرد اسلام و سایر ادیان الهی را قبول ندارد و به بهانه ی احقاق حقوق زنان، در جهت اهداف استعماری قدم برمی دارد.)
![]() آنخ امروزی آنخ مصر باستان آنخ ماسونی آنخ فمینیسم سمبل کنونی زن
7 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11)
[/b] ![]() Obelisk پارک مرکزی نیویورک بنای یادبود ماسونی جرج واشنگتن Obelisk مقبره یکی از فراعنه
توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق را نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید:
![]() مقایسه Obelisk (تصویر سمت راست) با یک بنای غیر Obelisk (تصویر سمت چپ) . توجه کنید که Obelisk ها دقیقا" به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آنها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابر این بناهایی که ویژگیهای مذکور را نداشته باشند , Obelisk محسوب نمی شوند. نحوه ی اوج گیری فراماسونری همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریکا و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟ با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از : 1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون با خواست خداوند متعال و به دنبال رسالت حضرت موسی (علیه السلام).(12) 2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خدا به همراه حضرت موسی (علیه السلام) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13) 3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (علیه السلام) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله را از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.(14) 4 – پس از درگذشت حضرت موسی(علیه السلام)، پیامبران دیگری نیز به سمت قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(علیه السلام) را نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج شروع به ترویج تعالیم ماسونی مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15) 5 – ترویج تعالیم ماسونی در بین بنی اسرائیل و اضافه شدن تعالیم شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16) 6 – حکومت حضرت داوود (علیه السلام) و حضرت سلیمان (علیه السلام) در اوج قدرت بنی اسراییل و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (علیه السلام).(17) 7 – وفات حضرت سلیمان (علیه السلام) و بازپس گیری وسایل جادوگری از سوی جادوگران و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (علیه السلام) از جانب مردم بنی اسراییل.(18) 8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط جادوگران و کاهنان معابد.(19) 9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب بنی اسرائیل توانائی حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند. 10 – ظهور حضرت عیسی(علیه السلام) و آزار رساندن یهودیان به ایشان. 11 – ظهور حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که ایشان هم از آزار بنی اسرائیل در امان نبودند. 12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان که در زمان رسالت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاق افتاد. 13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان. 14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به « بیت المقدس » تغییر یافت. 15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان. 16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در نتیجه ی این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها با کاهنان یهودی معبد موسوم به معبد سلیمان، آنان به تدریج تعالیم ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20) 17 – بازپس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان و فرار صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21) 18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابالا توسط همین شوالیه ها به اروپا راه یافت.(22) 19 – به دلیل ماهیت شیطانی تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد و بسیاری از آنها را اعدام کرد.(23) 20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت اولین لژ فراماسونری مخفی در اروپا با نام لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24) 21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد در قرن 18. با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن 18، فراماسونها فعالیت رسمی خود را آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد. 22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت. 23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945. 24 – شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری. 25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006 می رسیم. جنگ با حزب الله در سال 2006 برای رسیدن به چند هدف مهم انجام شد: تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت برای پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان، و Armageddon = جنگی که صهیونیست ها ادعا می کنند جنگ آخرالزمان است.) خوشبختانه این پروژه ها موقتاً ناتمام مانده است. 26 – و اقدام اخیر، کشمکش لفظی با ایران . چرا که ایران بزرگترین دشمن فراماسونری در جهان است. در حال حاضر در تمامی کشورهای جهان، یا قدرت در دست ماسون هاست و یا آن کشور تحت تأثیر کشورهای ماسونی است. برای مثال در کشورهای همسایه، کشور ترکیه دارای لژهای ماسونی است و کشور عربستان هم که عاری از لژ است، تحت تاثیر آمریکا و اسراییل (دولتهای با ارکان ماسونی) می باشد. 27 – ... و الله العالم. برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید. دانلود پی دی اف مقاله «فراماسونری: دجال آخرالزمان» |
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۱۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
|
راستش نمیدونم نظرم رو در مورد فراماسون ها اینجا بگم یا نه ... یه هر حال من میگم .
من سعی کردم زاویه دیدم رو نسبت به این تشکل تا جایی که ممکنه بالا ببرم و از بالا نگاه کنم و خیلی کلی . این تشکل یک تشکل کاملا مخفی است که تقریبا هر چیزی که ما در موردش میدونیم ، اطلاعاتی اند که غیر فراماسون ها بیان کردند . منظورم از غیر ماسون ها افراد عادی عضو اونا نیست بلکه منظورم اعضای برجسته است . بگذارید مثال بزنم ، در مورد دین اگر کسی بخواد اطلاعاتی داشته باشه . علمای برجسته دین خودشون رو هیچ وقت مخفی نمیکنند . در هیچ دینی این کار انجام نمیشه . علما برجسته در میان مردم به اعلام موضع در مورد عقایدشون میپردازند . بنابراین اگر پاپ بیاد بگه خدا 3 تا است نتیجه میشه که کل کاتولیک ها چنین اعتقادی دارند . اما این تشکل کاملا سری است و تقریبا هر چی اطلاعات هست رو غیر ماسون ها در آوردن . بیشتر منابعتون مال فردی به نام هارون یحیی است . این آقا یکی از بزرگترین متفکران اسلام گرای ترکیه است و به خاطر انکار هلوکاست شهرت زیادی هم بین مسلمانان و هم غیر مسلمانان داره . از قیافه اش هم خیلی خوشم میاد ![]() ببینید ... اطلاعات مربوط به فراماسونری از دهن بزرگانشون نیومده ( بر عکس دین ) از دهن دشمنانشون اومده ... و این یعنی به نظر من هیچ کدوم از اینا موثق نیستند و به شخصه هیچ کدوم از این حرفا رو برای خودم ثابت شده نمیدونم . از نظر من ماسون ها مانند براده های آلمینیومی اند که جنگنده نظامی برای منحرف کردن جهت موشک دنبال کننده از پشت خودش آزاد میکنه . شما گفتید که ایران بزرگترین دشمن ماسون ها است . در حالی که دعوای ما اصلا سر ماسون و غیر ماسون نیست . رهبری این موضوع رو تبیین کردن . دعوا اصلی سر انرژی و مسئله نفت و گاز است . خوشبختانه رهبری میدونه کجا ها باید دنبال منافع غربی ها و صهیون ها بگرده و میدونه کجا ها مسیر انحرافی وجود داره فراماسونری یک مسیر انحرافی برای گمراه کردن من و شما از مسایل اصلی است . حالا هی شما برید دنبال یه گروه مخفی بگردید که معلوم نیست کجا است کی است چی است رییسشون کی است چی است اسمش چیه ... !!! ببینم به کجا میرسید . ( قصد توهین ندارم ) ولی بحث ما اصلا این نیست ... تو کل این اطلاعاتی که گفتید فقط چند جمله راجع به جادو بود که از زبان مورخی به نام سلیمان راینخ ( البته فکر کنم منظورتون تئودر بوده ) است ... توجه کنید ریناخ غلطه تلفظ صحیح راینخ است . اولا خود این آقا با اطمینان در مورد جادو حرف نمیزنه ... و میگه : این اعتقاد وجود دارد که خاخامهایی که کابالا را مطالعه میکنند، از توان جادوگریِ بزرگی برخوردارند. ببینید میگه این اعتقاد وجود داره . یعنی حتی خودش هم مطمئن نیست . بعد شما کاسه داغ تر از آش شدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوما که این آقا مورخ است ... کارش گشتن دنبال اسناد تاریخی است . ولی اثبات جادوگری با اسناد تاریخی خیلی بعیده . در کل میگم به اعتقاد من هری پاتر یک داستان غربی و مبتنی بر فرهنگ امروزی غرب است . و همانند فرهنگ غرب نکات مثبت و منفی داره . و بزرگترین نکته منفی اون هم توحیدی نبودنش است . اما ارتباط اون با گروه های مثل فراماسون ها به هیچ وجه ثابت نشده و با توجه به ماهین ناشناخته خود ماسون ها اثبات هم نخواهد شد . ببخشید مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه ... خود ماسون ها اساسشون زیر سوال است حالا میخوای ارتباطشون رو با هری پاتر اثبات کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]() |
|||
|
|
۲۲:۵۰, ۱۴/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۱ ۲۲:۵۳ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
(۱۴/فروردین/۹۱ ۲۲:۰۵)دیدگاه نوین نوشته است: راستش نمیدونم نظرم رو در مورد فراماسون ها اینجا بگم یا نه ... یه هر حال من میگم .اصلا واسه ی من به شخصه مهم نیست که شما قبول کردید یا نه ... همین آخرین جملتون که میگید مورچه چیه که کله پاچش چی باشه و تشبیه ماسون ها به مورچه گویای عمق دید و آشنایی شما به این جامعه است و اینکه چه قدر .... من وظیفم رو انجام دادم شما قبول نکن ... قبول بکن ... شما یکبار کامل هم متن رو نخوندی .... فقط یک نگاه سر سری انداختید .... تو مطلبی که من گذاشتم 15 جاش در مورد جادو صحبت شده بود و 26 جاش کابالا بعد شما می گی همش چند جمله در مورد جادو صحبت شده!!!!!!!!!! و میری تشکیک بر انگیزترین قسمتش رو انتخاب می کنی !!!! یک بار گفتم ناراحت شدید .... دوست من خودت رو بزنی بخواب هیچ کس نمیتونه بیدارت کنه .... من هم مقاله رو واسه شما نگذاشتم..... گذاشتم دیگران استفاده کنند دیگرانی که دنبال حقیقت باشند و یا اگر مخالفن یکبار بخونن ... [b]کسی که یکبار حتی نخونده مطلب رو واسه من هیچ ارزشی نداره که بخوام باهاش بحث کنم و وقت بگذارم ... [/b] |
|||
|
۱۸:۵۲, ۱۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز اینکه بگین اطلاعات لو رفته فقط از سمت عده ای بیرون از ماجراست این فقط بخشی از اطلاعات هست.
البته بنده مدتهاست تحقیق و مطالعه روی این حوزه رو کنار گذاشتم چون به اون چیزی که باید پی بردم اما یادمه افرادی از قیبل منلی پی هال یا آلبرت پایک یا هلنا بلاواتسکی از اساتید و به قول شما از علمای ماسونها بودن که کتابها نوشتن و با صراحت عقاید خودشون رو مطرح کردن و بعد امثال راکفلرها و آلیستر کرالی به صراحت آموزه های خودشون رو در کتابها مطرح می کنن. آموزه هایی که بر مبنای ارتباط با شیاطین و .... هست. بعضی اطلاعات هم توسط افرادی که داخل مجموعه بودن و بیرون اومدن لو رفته مثل بعضی خواننده ها، بعضی افراد تحت آزمایش ام.کا.آلترا و یا افرادی مثل ویلیام کوپر و کشیش مسیحی مالاخی مارتین که بعد از افشاگری هاشون ترور شدن. بنابراین این اطلاعات به همین راحتی ها فاش نشده و از کانالهای مختلف بوده .... این مقاله قدیمی نمونه هست: http://www.forum.bidari-andishe.ir/thread-388.html بحث قربانی کردن انسان: http://www.forum.bidari-andishe.ir/thread-21.html دشمن شناسی از اصول مهم در دین ماست. اینکه عده ای خودشون رو سرگرم کنن به نماد بازی و غرق شدن در تحلیل مناسکهای مختلف ماسونها و شیطان پرستان و ارتباط خدایان مصر و .... که همه بیراهه رفتنه دلیل نمیشه ما روی این گروه از دشمن تحقیق نکنیم. فقط به یه نتیجه از نتایج دشمن شناسی اشاره میکنم. وقتی شما عقاید و افکار و اهداف دشمن رو بشناسین و بدونین ارتباط ماسونها با شیطان پرستی به معنای واقعی کلمه چیه و از اونطرف مدارک و اسنادی فاش بشه که نشون میده سران دول آمریکایی و اروپایی در چنین فرقه ها و مکاتبی عضویت دارن اونموقع وقتی صحبتهای چنین دولتمردانی رو بشنوین یا فعالیتهای اونها در جهان رو بررسی کنین خیلی مسائل دستگیر شما میشه و راحت تر می فهمین باید چه واکنشی نسبت به اونها داشت. این رو عرض کردم که مطالعه عقاید و فعالیتهای دشمن وقت تلف کردن نیست. از طرفی ما نباید خودمون رو درگیر لغات و اصطلاحات کنیم. ماسون، فراماسون، صهیونیزم، شیطان پرستی، کابالا، بیخدایی، و .... اینها یه مفهوم هستن. همه دشمن ما هستن. ریشه اینها هم بر می گرده به اشرار قوم یهود بدون شک. بنابراین اینکه در بین اینها عده ای جادو و سحر بدونن به تصریح قرآن امری محال نیست. اون زمان بوده و سینه به سینه بین نسلها منتقل شده و طبعا امروز هم کسانی از بین ماسونها یا همون نژاد یهودیان بت پرست یا شیطان پرست یا جن پرست می تونن سحر و جادو کنن. اما نکته مهم اینه که این مسائل ماورایی نباید ما رو از اعمال سلطه گرایانه و کنترل ذهن و برده ساختن بشریت و .... غافل کنه چیزی که در پروتکل معروف یهود مطرح شده. |
|||
|
|
۱۹:۳۸, ۱۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
|
آقایون و خانم ها:ببخشید پابرهنه میپرم وسط بحث
![]() یاران ولدمورت 12 نفر بودن. درسته؟ |
|||
|
۲۲:۱۵, ۱۹/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
سلام
یه سری به تالار گفتگوی بیداری اندیشه > مهدویت > جامعه مهدوی و مباحث آخرالزمان > غرب و مهدویت. بزنید یه پست دارم به اسم پروژه هری پاتر خوندنش خالی از لطف نیست. پروژه هری پاتر |
|||
|
|
۱۴:۰۷, ۱۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
در داستان هری پاتر ۴نفر جادوگر به نام های ریونکلاو اسلیتیرین و هافلپاف و گرینفندور .حالا ما ۴ تا خلیفه داریم به نام های امام علی ابوبکر عمر و عثمان. اسلیتیرین با بقیه اختلاف پیدا میکنه جدا میشه . امام علی هم از سه نفر جدا میشه.ولدومورت چندبار غیبت داشته غیبت هاشم عین امام زمان .(ملعون ها)یارای امام زمان از توی ابر ها میان یاری ولدمورت از توی ابر میان .در داستان های هری پاتر همه از ولدمورت می تر سند وبا نام های اسمشونبر یا لرد سیاه یا همونی که خودت میدونی نام می بردند ما هم امام زمان را با اسمش که صدا نمیزنیم با لقبش
|
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۱۸/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۲ ۱۹:۳۵ توسط ehsanagiyan.)
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
|
خب دوستان هری بیشترین رای رو آورد از هری پاتر شروع می کنیم و با توجه به اینکه داشتیم توی تاپیک جناب متی بحث می کردیم بحث رو اینجا ادامه می دیم.
دوستان این برخی از دلایل که بنده توی اون تاپیک ذکر کردم که می تونه دال بر شیطانی نبودن هری پاتر مورد بحث قرار بگیره: 1. شخصیت لرد ولدومورت یه بچه ی یتیمه. و توسط دامبلدور(خدا) گرفته شده و به هاگوارتز (بهشت) در هاگوارتز به بالاترین درجات جادوگری می رسه( مقرب ترین شخص) و پس از اون از هاگواترز می ره(رانده می شه) و بعد ها بر می گرده و دوباره مقابل همان کسی که او را بزرگ کرده یعنی دامبلدور قرار می گیره(مقابل خدا)و بعد دامبلدور(خدا) هری پاتر( امام زمان) رو برای مقابله با اونمی فرسته. 2.نماد گروه ولدومورت نماد جمجمه است که آرم گروه جمجمه و استخوان 322 از شاخه های مهم شیطانی است که بسیاری از سیاستمداران نظیر پوش پدر و پسر در آن حضور داشته اند. 2. حیوان همراه ولدومورت مار است و او از دهان مار گاهی صحبت می کند. این حیوان برای شیطان پرستان و فراماسون ها مقدس است. و چهره ی خودش هم ا حدودی شبیه به مار است. 3. ولدومورت 7 جان پیچ داره که روح خودش رو در اون ها مخفی کرده و می تونه استعاره ای باشه از هفت رخداد آخر الزمان. که جالبه که آخرین رخداد مهم ظهور قائمه و در فیلم آخرین جان پیچ در خود هری پاتر قرار داره.جان پیچی که طبق گفته ی دامبلدور ناخواسته بوده وو ولدومورت اصلا نمی خواسته که اون رو ایجاد کنه. 4.تا کید بر عدد مقدس 7 مثل اینکه کتاب در 7 جلد نوشته می شه یاران هری همیشه 7 تا هستند. 5. از طرفی دوستان می گویند که کلیسا در تسخیر فراماسون هاست و از طرفی می گویند خود کلیسا بیانیه داده که هری پاتر شیطانیه!؟!؟!؟ خب این نباید سندی باشه که شاید هری پاتر واقعا شیطانی نباشد؟ با توجه به اینکه کلیسا در تسخیر فراماسون هاست؟! 6. بر خلاف چیزی که دوستان در مورد نبود خدا در هری پاتر می گویند. این یک کتاب مذهبی نیست که بگوییم چرا خدا در آن حضور ندارد بلکه یک رمان فانتزی است. اما وجود خدا در ان حس می شود. و دوستان احساس می کنند که خدا وجود نداره برن کتاب رو بخونن. چند تا نمونه از حضور خدا در هری پاتر: الف) یکیش که بالاتر هم گفتم خود دامبلدور استعاره ای از خداست. ب) در کتاب جام آتش جشن کریسمس برگزار می شود که همه ی ما می دونیم که این جشن یک جشن مسیحی است. که این می تونه یک ردپا برای وجود خدا باشه. ج) در کتاب هفت(آخر) امیدواری هری قبل ازر نبرد نهایی با ولدومورت به خدا ذکر شده.....هری با امید فراوان به خدای آسمان ها با چوب دراکو ولدومورت را نشانه گرفت... د) تیکه کلام پروفسور اسلاگهون که در کتاب شش وارد داستان می شه خدا من است. |
|||
|
|
۲۱:۵۶, ۱۸/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۲ ۲۰:۳۸ توسط Detector.)
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت همه دوستان تاپیک خیلی خوبیه ما هم قبلا یکم تو این زمینه کار کردیم و یه چیزهایی تو چنته داریم که ازشون یه مستند تو راه... : نقل قول: 1. شخصیت لرد ولدومورت یه بچه ی یتیمه. و توسط دامبلدور(خدا) گرفته شده و به هاگوارتز (بهشت) در هاگوارتز به بالاترین درجات جادوگری می رسه( مقرب ترین شخص) و پس از اون از هاگواترز می ره(رانده می شه) و بعد ها بر می گرده و دوباره مقابل همان کسی که او را بزرگ کرده یعنی دامبلدور قرار می گیره(مقابل خدا)و بعد دامبلدور(خدا) هری پاتر( امام زمان) رو برای مقابله با اونمی فرسته.ببین اول اینطوری پست هایی که برای اینا قائل شدی: قضیه گی بودن دامبلدور رو خبر داری که؟نعوذبالله یه همجنس باز میشه خدای داستان؟؟؟ بعدش هم، با اون کاری که دامبلدور با هری کرد و توی آخرین خاطره ی اسنیپ هم نشون داد... (هری رو مثل یه خوک بزرگ کرد تا آخر سر به دست خود ولدمورت کشته بشه) چطور همچین آدمی خوب مطلقه؟ داستان پارادوکس زیاد داره که بعدا بهشون میرسیم... هری دروغگو بود یا نبود؟ یه دروغگو میشه امام زمان؟ بنده خصوصیت های بیشتری سراغ دارم که میگه ولدمورت امام زمانه نه هری که همینجا میگم فقط قبلش بگم چطور وقتی تو اسلام و مسیحیت و... جادو و جادوگری نهی شده شما میگی این داستان جادویی شیطانی نیست؟ (این اصلا پایه ی بحثمون نیستا، فقط دارم میگم جادو رو هم یه گوشه داشته باش) 7دلیل بنده: 1 ما تو احادیثمون داریم که وقتی امام زمان ظهور میکنند، صدایی بر کل دنیا طنین انداز میشود که همه آن را میشنوند. این رو با قسمتی که ولدی میخواست به هاگوارتز حمله کنه مقایسه کنید 2 یا چرا به حضرت مهدی میگیم، "مهدی" ؟ به نشانه ی احترام! در حالی که میدونیم مهدی هم نام پیامبر است و ما فقط برای احترام به ایشون به این نام صداشون میکنیم، این رو با "اسمشو نبر" مقایسه کنید 3 یا این که تو قسمت 7 (اگه اشتباه نکنم) اونجایی که میرن خونه برادر آلبوس، سر دشواژه بودن یا نبودن ولمورت بحث میکنن، اینو هم با مثل این که امام زمان هرجایی صدایش بزنند حاضر میشوند مقایسه کنید 4 یا طرز به دنیا اومدن ولدمورت! تو قسمت 4 وقتی که پیتر پتی گرو میاد و... در نهایت ولدمورت رو دوباره به دنیا میاره دیگه (اون طرز پوست و استخون گرفتنش و همچنین شکلی که بچه مثل بچه ی تو رحم توی فیلم نشون داده شده بود ) از نظر من اینجا میاد همزمان هم عقیده سنی ها و هم شیعه ها رو پیاده میکنه! چطوری؟ ما معتقدیم که حضرت مهدی حظور دارند و به دنیا نمیآیند ( با این مقایسه کنید که از قبلش ولدمورت حضور داشت اما هم ضعیف بود و هم یار و یاور نداشت!!! ) اما سنی ها اعتقاد دارن که حضرت مهدی از کنیه پیامبر به دنیا خواهد آمد! ( که تو داستان پیتر پتی گرو و... اون اتفاقات جسم گیری ولدمورت نشون داده شد یا باور کلی دامبلدور و همه ی دار و دسته اش که به این اعتقاد دارن که هیچکس نمیتونه جلوی ولدمورت رو بگیره! ( شاید براتون جالب باشه بدونید، شیطان پرست های الان از ما که ادعامون میشه بیشتر به ظهور مهدی اعتقاد دارن!!! ) و نکته خیلی جالبترش که دامبلدور میگه : هری، همون طور که تو به قدرت رسیدن اونو به تاخیر انداختی کسان دیگری هم پیدا میشن که آمادگی لازمو دارن و در جنگی که تصور میکنن شکست خواهند خورد شرکت میکنن و دوباره بازگشت اونو به تاخیر میندازن. اگه این کار بارها و بارها تکرار بشه اون هیچ وقت نمیتونه به قدرت برسه حقیقت هم زیباس هم وحشتناکه... برای همین وقتی آدم با حقیقت سروکار داره باید خیلی احتیاط کنه.(ص336 هری پاتر و سنگ جادو ، ترجمه خانم اسلامیه این لفظ برنمیگرده و ترس همه از برگشتنش چقدر جالبه 6 همونطور که میدونید تم رنگی اسلایترین سبز بود و سبز هم که مال مسلمون هاس و... که تو این زمینه کلی دربارش بحث شده ( یه نگاهی هم به بقیه آثار که قصد تخریب رنگ سبز دارن بیاندازید: همین رنگ سبز هم خیلی خیلی اتفاقی تو همه ی موارد زیر یا دوده و مه واسه کشتن یا دشمنت ـه یا خشن و وحشی ـه یا...: Angry birds شما تو عمرت خوک سبز دیدی؟ من دیدم! تو این بازی تازه بگذریم از اون توهین مستقیمشون به ایران که پرچم ایران و برج میلاد و مسجد رو زده بود خونه ی خوک ها! , Hulk خشن و وحشی و عصبانی ؛ و ژن غورباغه ی سبز ـه که آدم رو قدرتمند میکنه! عج The Amazing Spider man مارمولک اصلش چه رنگیه؟ حتما سبزه دیگه Narnia وقتی با کشتی تو راهن دوده که محاصرشون میکنه چه رنگیه The Avengers چه لزومی داره اون برادر ثور که عامل همه داستان ـه سبز بپوشه؟ و تو همین اونجرز کسی هست که از مرد آهنی قرمز پوش بدش بیاد؟ Zombies ( مردگانی که در پایان دنیا از قبرشون بیرون میان و همه رو میخورن! اینم خیلی اتفاقی سبز رنگه دیگه احتمالا جلبکی سبزه ای رفته به خورد پوستشون , Shrek ( خیلی اتفاقی باز هم یه غول داریم که هم سبز ـه و هم خشن , Generals 2 Video Game (GLA Demolaition ( باز دم این گرم که مستقیما رو نقشه ما رو سبز گذاشته casper (اون غوله که مثل دود سبز بود Alice in Wonderland ( باز هم دود سبز , Ben10 ( اکثر دشمن های این آقا سبز رنگن و خودش هم تم سبز ـه! چرا؟ چون خیلی مهربونه و اصلا خشونت و بزن بزنی در کار نیست Cloud Atlas ( اون شیطونه که میاد یارو دهاتی ـه رو وسوسه کنه صورتش چه رنگیه؟ 10ها مورد دیگه هم میتونم برات مثال بزنم ولی الان حضور ذهن ندارم یه بحثی بود توی دمنتور که میگفت: چهار بنیان گذار هاگوارتز مثل خلفای راشدین میمونن، با هم متحد میشن، یه مدرسه میسازن ولی آخر سر یکیشون ساز مخالف میزنه. از خلفا حضرت علی و از اون چهارتا اسلایترین بعد فرزند همون یکی هم تموم کننده ی راه پدرش ـه از حضرت علی -» حضرت مهدی و از اسلایترین -» ولدمورت! آقای رائفی پور رو که قطعا میشناسید، ایشون تو یه مصاحبه با نصر تی وی میاد میگه که یکی از کار های شیطان در آخرالزمان اینه که میاد جای حق و باطل رو عوض میکنه، یعنی تو ذهن مخاطب فاکتور های طرف خوب رو بد جلوه میده و فاکتور های طرف بد رو خوب جلوه میده و نهایت جوری میشه که من و شما تو داستان هری پاتر فکر میکنم ، هری مهدی ـه و ولدی ضد مسیح در حالی که دقیقا بر عکس ـه! ( طبق همین منوال هم احتمالا اسنیپ یه نقش مهمی داره ولی هنوز کامل به نتیجه نرسیدیم نقل قول:نماد گروه ولدومورت نماد جمجمه است که آرم گروه جمجمه و استخوان 322 از شاخه های مهم شیطانی است که بسیاری از سیاستمداران نظیر پوش پدر و پسر در آن حضور داشته اند.ببین اگه پیام قبلی بنده رو فرض قرار بدیم این قضیه یعنی همون مخلوط کردن حق و باطل یعنی این میخواد اصل کاری رو با چیز های بدی نشون بده که من و شما گیج بشیم. (باید اول همون قضیه ناجی و ضدناجی قبلی بنده رو قبول کنید تا بعد ادامه اینها رو بحث کنیم.) نقل قول: 3. ولدومورت 7 جان پیچ داره که روح خودش رو در اون ها مخفی کرده و می تونه استعاره ای باشه از هفت رخداد آخر الزمان. که جالبه که آخرین رخداد مهم ظهور قائمه و در فیلم آخرین جان پیچ در خود هری پاتر قرار داره.جان پیچی که طبق گفته ی دامبلدور ناخواسته بوده وو ولدومورت اصلا نمی خواسته که اون رو ایجاد کنه.ببین این یه دونه خیلی برای ما مبهمه! هنوز نرفتیم سراغ این که ببینیم این 7تا جانپیچ نماد چه چیز هایی هستن، (قطعا نماد های اصیلی هستن، مثل قرآن ، تعصب روی اهل بیت و خاطره ی اونها و...) فعلا مفهوم این قضیه رو بیخیال شیم ولی روی عدد 7 اصلا زوم نکننقل قول:ببین اون اولای وقتی که ما خواستیم نماد در بیاریم از هری پاتر کلی نماد پیدا کردیم! از سکس و تک چشم و مثلث ایلومیناتی بگیر تا 11 و 13 و ... اما هیچکدوم رو فعلا استفاده نکردیم! اینها در اولویت آخره یعنی اول باید مفاهیم نقد شه بعد نماد ها برای مثال من چندتا عدد میگم که برعکس ثابت میکنه مانور رولینگ روی عدد ها اصلا خوب نیست: (ص=صفحه ، ک=کتاب قسمت ... ) 1- دفتر آقای دورسلی در طبقه ی 9ام بود، سرکارش سر 5نفر داد کشید، ساعت 5 از ساختمان خارج شد (ص10 و11 کتاب1) 2- اول داستان 12 تا نور از خیابان پراویت درایو رو خاموش کرد (ص16 ک1) 3- دامبلدور: ماتوی 11 سال گذشته رنگ شادی و جشن و سرور رو ندیدیم. (ص17 ک1) 4- دامبلدور: 11 ساله که میخوام مردم رو متقاعد کنم ولدمورت رو به اسم واقعیش خطاب کنن {شبی که ولدمورت قدرتش رو از دست داد} (ص18 ک1) 5- توسیف هاگرید در اولین صحنه: پهنای بدنش 5 برابر افراد معمولی بود (ص22 ک1) 6- روز جمعه، 12 نامه به نام هری پاتر آمد. (ص50 ک1)جای زخم عجیب صاعقه مانند که تا آخر عمر روی سر هری موند {مثل لوگوی مرلین منسون} (ص23 ک1) سه شبنه11امین سالروز تولد هری (54 ک1) لحظه ی موعود نزدیک و نزدیک تر میشد 3دقیقه، 30ثانیه، 9ثانیه ،3ثانیه و در فصل 3 ناجی هری پاتر میاد 7- اولین مسابقه کوییدیچ هری ساعت 11 در فصل11 بود (ص209 ک1) 8- نیکلاس فلامل پارسال تولد 665 سالگیش رو جشن گرفت (ص250 ک1) (پس الان 666 سالشه:|) 9- همین زخم باعث شده بود 11 سال پیش هری را روی پله های ورودی خانه ی دورسلی ها بگذارند. (ص9 ک2) 10- رون: من 12 بارتو رو به خونمون دعوت کردم (ص31 ک2)گزارش رسیده که در ساعت 9و12 دقیقه افسون جابجایی به کار رفته است...طبق بخش 13 ام قوانین بین المللی سحر و جادو هرگونه فعالیت موجب توجه مشنگ ها جرم محسوب میشود. (ص27 ک2) {نامه ی وزارت خونه به هری} 11- مسابقه کوییدیچ ساعت 11 (ص287 ک2) 12- هاگرید 13 سالگی از مدرسه اخراج شد (281 ک2) 13- جینی در 11 سالگی طعمه تام ریدل شد (ص347 ک2)هیئت مدیره مدرسه 11 نفرن با لوسیوس مالفوی میشن 12 نفر (ص295 ک2) 14- ویزلی ها برای تعطیلات تابستانی میخواهند به مصر بروند{تو اون گرما} (ص15 ک3)چقدر بخت با او یار بوده که پا به سن 13 سالگی گذاشته است. (ص13 ک3) فاج: هری اتاق شماره 11 خالیه. {بعد از اتوبوس شوالیه تو هتل} (ص61 ک3) ببین میخواد 12 رو هم بچسبونه به هری! الان تا وسطای کتاب چهارم از این نماد های در آوردیم و نوشتیم تو ورد ولی دیگه بیخیالش شدیم! فایده نداره. یعنی فایده داره ولی نه به اندازه نقد مفاهیم نقل قول:اول به عنوان برادر کوچکترت میگم، داداش من اصلا فراماسونری رو فراموش کن. فراماسونری یه مهره ی سوخته اس و یه زیرمجموعه مجموعه ی اصلی ایلومیناتی ـه! برو ببین اون چیه (بهت پیشنهاد میکنم حتما مستند اغوا رو ببینی، یه سرچ بزنی هست...) کلیسا هم منظور کلیسا های فراماسونری نیست... ما همون یهودی ها رو هم میگیم اگر واقعا خداپرست باشن رو تخم چشم ما قرار دارن! اصلا کی بود اخبار خودمون میگفت که یهودی ها علیه رژیم صهیونیستی تظاهرات کردن!!!؟؟؟؟؟ پس این فرض رو بردار که هر دین الاهی کلا دست فرقه خاصی باشه. هرکدومشون محترم ان ولی اونهایی که تظاهر میکنن به این دین مشکل اصلی ما هستن... نقل قول: 6. بر خلاف چیزی که دوستان در مورد نبود خدا در هری پاتر می گویند. این یک کتاب مذهبی نیست که بگوییم چرا خدا در آن حضور ندارد بلکه یک رمان فانتزی است. اما وجود خدا در ان حس می شود. و دوستان احساس می کنند که خدا وجود نداره برن کتاب رو بخونن. الف) اون فرض نعوذبالله خدا بودن دامبلدور که منتفی شد، چون اصلا آدم اخلاقی نیست... ب) ببین کرسیمس جزو فرهنگ و آداب و رسوم نویسنده است و ناخودآگاه و خود به خود تو داستان نمود پیدا کرده و اصلا دلیل نمیشه و نمیتونیم به این واسطه بگیم داستان روی وجود خدا مانور داده. ج و د) از این اصطلاحات زیاده و بنده هم یه لیست بلند بالا از اینا دارم! بنده رفتم ترجمه رو با نسخه انگلیسیش که تو اینترنت هست مقایسه کردم: 1- “Too true,” muttered George Weasley. “I haven’t been Harry gripped the edges of the stool and thought, Not Slytherin, not Slytherin. (کتاب1 انگلیسی ص80) به صورت: هری خدا خدا میکرد که در اسلایترین نیافتد." ترجمه شده (ص139 ک1) 2- We have much to be thankful for (کتاب انگلیسی1 ص6) به صورت ما باید خدا رو شکر کنیم" ترجمه شده (ص18 ک1) 3- properly dry since August” (ص109 کتاب انگلیسی 2) به صورت "اره به خدا....از ماه آگوست تا حالا یه بند خیس و گل الودیم" ترجمه شده (ص191 ک2) 4- “As long as it’s not —” Harry began, (ص123 ک2 انگلیسی) به صورت " هری گفت: فقط خدا کنه که..." (ص214 ک2) ترجمه شده. 5- Blimey (ص199 ک2 انگلیسی) به صورت خدا به دادمون برسه معنی شده (ص340 ک2) 6- Harry looked up at the tunnel ceiling. Huge cracks had appeared in it. He had never tried to break apart anything as large as these rocks by magic, and now didn’t seem a good moment to try — what if the whole tunnel caved in ? (ص200 ک2انگلیسی) تو ترجمه اومده که" از خدا میخواست که با سحر و جادو آن دیوار سنگی را منفجر کند(ص341 ک2) 7- (ص201 ک2 انگلیسی) “Ginny — don’t be dead — please don’t be dead —” به صورت "خدا کنه زنده باشی!" ترجمه شده(ص344 ک2) 8- started wishing he could return to the present (ص161 ک2 انگلیسی) به صورت خدا خدا میکرد بتواند به زمان حال برگردد (ص277 ک2) ترجمه شده. 9- All they needed now was a Slytherin that they could follow to the Slytherin common room, but there was nobody around . (ک انگ2 ص142) به صورت خدا خدا میکردند یکی از دانش آموزان اسلایترین را ببینند و پشت سر او به سالن اسلایترین بروند. اما هیچ کس آن اطراف نبود. (ص247 ک2) 10 وقتی مالفوی عدای کالین رو در میاره (ک2 ص145 انگلیسی) “‘Potter, can I have your picture, Potter? Can I have your autograph? Can I lick your shoes, please, Potter ”’ اینجا تورو خدا هم اضافه شده یکم انگلیسیت خوب باشه متوجه حرف بنده میشی(ص252 ک2) اینها توی ترجمه تغییر کرده باز این هم مشت نمونه ی خرواره، البته نمیدونم شما کدوم ترجمه رو خوندی ولی این حرکت خانوم اسلامیه اس! در حقیقت به زیبایی سعی کرده حفره ی نبود خدا رو که شاید اصلی ترین مشکل هری پاتر باشه ، به این وسیله پر کنه! خیلی هم عالی پر کرده و واقعا جای تقدیر داره از اون طرف قسم دروغ به خدا هم داریما... ولی حالا چرا میگیم خدا تو داستان نیست من اصلی ترین دلیلم رو میذارم مصاحبه ی خود رولینگ! از یوتوب این رو بگیر ببین: J. K. Rowling talks to Oprah Full Video Interview - Part 3 of 6 - YouTube 2دقیقه آخر این مصاحبه برمیگرده میپرسه که رابطه ات با خدا چجوری و اینحرف ها بعد دقیقا توی همین مبحث وجود خدا اوپرا میگه "ولی وقتی ما کتاب های هری پاتر رو میخونیم این عشقه که برنده میشه" این ولی یعنی چی؟ یعنی تو قبول (ظاهرا) به خدا اعتقاد داری ولی تو داستان جریان چیز دیگه ایه دقیقا هم همینطوره اصلا تو داستان خدایی درکار نیست توی دنیای جادویی که میتونی مرگ رو دور بزنی، ارباب مرگ بشی (به وسیله یادکاران مرگ)، با جادو هرکاری خواستی بکنی ، عشق هم که داشته باشی همه رو شکست میدی و... خدا چه معنی میده؟ اصلا درس دین و زندگی چند سال پیش خودمون بود که توی یه دنیای بدون قوانین و مقررات که هر لحظه یه اتفاقی میافته چطور میشه از علم و خدا حرف زد؟؟؟ شرمنده یکم پست شلوغی شد چون اکثرا از بایگانی مستندمون کپی پیست بود نمیشد فونتشون رو کوچیک کرد ![]() منتظر جوابم التماس دعا یا علی |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۱۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
(۱۸/شهریور/۹۲ ۲۱:۵۶)Detector نوشته است: سلام خدمت همه دوستانبسم هو سلام علیکم دوست عزیز پیش از این برخی از این نقد ها را دیده بودم اگر اشتباه نکنم متعلق به یکدانشجوی رشته تاریخ بود احیانا! بله در مورد دامبلدور من این موضوع رو تایید می کنم و درسته. تنها ایراد وارد به هری پاتر رو همجنسبازی دامبلدور می دونم. که این رو می تونم اسمش رو بذارم جوگیری . احتمالا رولینگ توی جو خبرنگاران قرار گرفته و یا برای داغ شدن دوباره ی بازار بحث و رایزنی در مورد هری پاتر داغ بشه. در این مورد من به هیچ وجه از این کار دفاع نمی کنم و این موضوع رو تایید می کنم به عنوان یک اشتباه. ببینید این دید ماست که خدا بی نقصه یا اینکه امام زمان معصومه. رولینگ این کتاب رو برای مسلمین ننوشته و با توجه به اینکه ما می دونیم این اولین کار او بوده رولینگ احتمالا خیلی کم احتمال می داده که کتابش در خارج از کشور اصلا روش بحث بشه که حالا بیاد و فرهنگ و عقاید ملل دیگر رو درونش بگنجونه. قبلا هم گفتم صرف وجود جادو در یک داستان یا رمان فانتزی نمی تواند دیلی بر شیطانی بودن یک اثر باشد. 1. همونطور که عرض کردید ما در احادیث داریم. علاوه بر اینکه در مورد اما زمان ما داریم این موضوع رو در مورد دجال هم داریم. لطفا با ذهنیت بیطرف به سراغ کتاب برید. چون در روایات آمده است که: دجال طوری سخن می گوید که شرق تا غرب صدایش را می شنوند و می گوید ...منم پرودگار شما کسی که استورا ساخته و آفرید پس به سوی من بیاید ای دوستان من... دجال ابتدا خود رو موعود ی خواند سپس خدا می خواند مثل ولدومورت ما در هری صفاتی مثل تواضع،شجاعت و... رو داریم در حالیکه این صفات در دجال نیست. 2.دجال رو هم ما همینطور صدا می کنیم نام اصلی او صائذ بن صید است و دجال خوانده می شود. پس این ویژگی مختص امام نیست. 4. شیطان رو هم هر جا که صدابزنید حاضر می شود درست مثل امام. 5. شیطان رو هم می تونیم اینطور تصور کنیم. با نزدیک شدن به قیامت شیطان قدرمنتد و قدرتمند تر می شه. ولی در نهایت نابود می شه. 6. شیطان رو هم هیچکس ه غیر از امام زمان نمی تونه بکشه همونطور که در داستان هم می بینیم فقط هری می تونه ولدومورت رو بکشه.(همه شانسشون رو برای کشتن اون امتحان می کنن) 7.در مرود رنگ سبز زیاد مطمن نیستم به صحبتتون. اولا همه جا زرنگ سبز بد نبوده مثلا فیلم فانوس سبز... یا همون شرک یا هالک قهرمان بودن. ثانیا فقط هم سبز اختصار ائمه نیست پرچم های پیامبر سیاه بودند. چه ربطی داره خلفای راشیدین؟ یا خدا این رو از کجا اوردین؟ ما خیلی از این چهار ها داریم توی دین مسیحیت که می تونه منظور باشد چهار لرد شوالیه چهار انجیل نویس چهار حواری و... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...281%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%281%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...282%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%282%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...283%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%283%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...284%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%284%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...285%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%285%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...286%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%286%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...287%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%287%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...288%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%288%29.jpg)
![[تصویر: Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalyp...289%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Freemasonry%20-%20Dajjal%20of%20Apocalypse%20%289%29.jpg)




ولی روی عدد 7 اصلا زوم نکن