|
شیطان از فرشتگان یا منافقان؟؟
|
|
۱۵:۵۷, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
مدتی هستش که این سوال واقعا فکرمو مشغول کرده که ذات اصلی شیطان از چیه ! آیا از فرشتها بود ؟ از جنیان بود ؟ از .... . کسی میتونه کمک کنه ، چون یکسری ایات رو وقتی کنار هم میزارم میبینم که نه از جنیا بود ونه از فرشتگان. مثلا در سوره بقره آیه 34 که خدا میفرمید همه سجده کردن بجز ابلیس. در حالی که دستور برای فرشتها بود برای سجده نه برای بقیه موجودات ،« و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس »بقرة / 34 درحالی که در ادامه خداوند میفرماید « کان من الکافرين »بقرة / 34 که اینجا مخالف با فرشته بودن میشه چون تا جایی که من یاد دارم فرشته ها تغییر مرتبه ندارن و در رتبه و مقام خودشون میمونن. اگه بگیم از منافقان بود پس دستگاه خدا هم نفاق وجود داره. خداوند از آدم نخست مجسمه اش را ساخت و چهل سال به همان حال باقى گذاشت. چون ابلیس لعین از او مى گذشت به آن مجسمه می گفت: «خدا تو را براى امرى درست کرده است». آن گاه عالم آل محمد (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس با خود گفت اگر خدا مرا به سجده بر این موجود امر کند هرگز زیر بار نمى روم». تا آنجا که عالم فرمود: «آن گاه خداوند به ملائکه فرمود: «براى آدم سجده کنید». ملائکه سجده کردند و ابلیس آنچه را در دل پنهان کرده بود بیرون انداخت و حسد درونى خود را اظهار کرد و از سجده براى آدم امتناع ورزید. ترجمه المیزان، ج1، ص: 191 و 192 [b]توضیح : این روایت را تفسیر قمى (ج 1 ص 41 س 10) روایت کرده است. از دوستان هم درخواست دارم که اطلاعی ، مدرکی دارن بیان کنن تا این موضوع روشن بشه. چون اگه بگیم از منافقان بود ، بعد باید بگیم از کی منافق شد. سر فرصت اونم توضیح میدیم اما مهم این هستش که دات شیطان چیبود؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۱۲, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
دوستان منم یه سوال دارم
چرا خدا بعضی جاها تو قران به این ملعون گفته ابلیس بعضی جاها گفته شیطان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نظرتون حکمتش چیه؟؟ |
|||
|
۱:۲۱, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دوست من خطاب به ملائک هستش چون میفرماید « و اذ قلنا للملائکه » این میشه برای ملائک نه موجود دیگه. شما تصور کنید که تو این تالار بگن اونایی که اسم شون مذکر هست دیگه حق پست زدن ندارن ،این میشه تخصیص دیگه.اینجام همینطوری که فرمودین
(۱/شهریور/۹۱ ۱۹:۰۷)منتقم زهرا نوشته است: این مسئله که مشخص شده بود چون «کان » آورده میشه «بود» یعنی از قبل بود. حالا اگه ما بود رو در نظر بگیریم این مشکل ایجاد میکنه چون اگه این عبادت چند هزار ساله که بیان میشه ، هدف عبادت چیه؟ هدف نزدیک شن به درگاه ربوبی هستش دیگه ، اگه اینجا غشی در نیت باشه که کلش میشه ریا . تازه مگه خدا نمیدونه که این عبادت خالصانه هستش یا از روی ... . [b]راستی «كَانَ مِنَ الْجِنِّ » اگه از جن باشه " دوستان درست میگن شیطان فرشته نشد ولی هم رتبه با اونا قرار گرفت چون عبادتش زیاد شده بود . حالا قسمت قبل هم با این کلام تناقض داره. میشه اینجوری در نظر بگیریم که جبر درکار نیست در امور اختیاری و با اینکه خدا عالم به همه امور هست ولی برای اینکه مسئله جبری بودن اعمال( مساله جبر و اختار رو خواهش میکنم توجه کنید تا شبهه پیش نیاد ) رو رد کنه اینکار صورت گرفت و از اول خارج نکرد از پیش فرشته ها.میتونه اینم باشه. در اونجا که میگیم در کنار هم قرار میگیرن بحث انقلاب ماده مطرح میشه که از جنسی به جنس دیگر تغییر میکنن. اینجا این نکته رو بگم فرشته ها هم مجر نیستن برخلاف اینکه میگن مجردات. تنها مجرد اگه حالت تجسم به ذهن ختور نکنه خدا هستش. چون فرشته ها هم از جنس بسیار لطیف هستن ، اما شیطان که از جنیان در نطر بگیریم ، همونجو که خودش میگه من از آتش و انسان از خاک « أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ » اینجا دیگه نمیشه گفت که تغییر ماهیت داتی داده. بعد اینکه جن از چه چیز آفریده شده است؟! نیاز به کمی دقت و تأمل دارد ، خداوند بی مثال در کلام نورانی خود موضوع خلقت و آفرینش جن را به دو صورت بیان فرموده: در سوره حجر در مورد خلقت جن می فرماید :« و الجان خلقناه من قبل من نار السّموم ؛ و ما جن را قبل از انسان، از آتش سوزان آفریدیم .» راغب در کتاب مفردات درباره کلمه " سموم " گفته : باد داغی است که اثر سمی دارد .[/b] [b]در سوره (الرحمن) ایه 15 در این باره می فرماید : « و خلق الجان من مارج من نار ؛و ما جن را از شعله های رنگارنگ آفریدیم.» کلمه " مارج " در اصل از " مرج " به معنای اختلاط و آمیزش است و در اینجا منظور اختلاط شعله های مختلف آتش می باشد ؛ زیرا هنگامی که آتش شعله ور می شود گاه به رنگ سرخ و گاه به رنگ زرد و گاه به رنگ آبی و گاه به رنگ سفید درمی آید . شاید در بدو نظر ، گمان کنیم که میان این دو آیه تناقض وجود دارد، چرا که ممکن نیست که جن هم از «نار سموم» آفریده شده باشد و هم از «مارج من نار» آفریده شده باشد ؟! جواب این مهم نیست اگه کسی میدونه بگه ولی الان مشخص شد جن جنسش چیه فرشته جنسش چیه! بعدش جن: أصل الجن ستر الشئ عن الحاسة، يقال جنه الليل وأجنه وجن عليه فجنه ستره وأجنه جعل له ما يجنه كقولك قبرته وأقبرته وسقيته وأسقيته . مفردات . دیگه خیلی خسته شدم تایپیدم. اگه در نظر بگیریم از جن باشه و حالا بازم بگیم بخاطر عبادتش در کنار فرشته ها بوده ( این خودش مشکل سازه ) و بخاطر پیروی نکردن از خدا رونده شد. یچیز دیگه یهو یادم اومد اون میدونست که به جسم بودن ادمی سجده نمیکنه بلکه به اون روح بزرگ ملکوتی سجده کنه و برای این بهانه آورد که من از آتش و ... . پراکنده شد ولی بهم خیلی مرتبط میشن منم دیگه ذهنم بیشتر از قبل مشغول هست.[/b] |
|||
|
۲:۰۳, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
|
۲:۴۲, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
نقل قول:اینجا این نکته رو بگم فرشته ها هم مجر نیستن برخلاف اینکه میگن مجردات. تنها مجرد اگه حالت تجسم به ذهن ختور نکنه خدا هستش. چون فرشته ها هم از جنس بسیار لطیف هستن ، خوب اینطور که من شنیدم خداوند بلند مرتبه ،فرشته ها و روح ما از مجردات هستن. چرا میگین فرشته ها مجرد نیستن؟؟؟ یه نکته ی دیگه این که شاید شیطان میدونسته انسان این توانایی در او هست که به مقامات بسیار بالاتر از خودش برسه به همین دلیل بهش سجده نکرد |
|||
|
۲:۵۹, ۲/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۰:۱۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام ببینید چرا من میگم اینها مجرد نیستن چون ذات اقدس پروردگار که نمیشه هم جنس با اونا باشه و بالعکس . دوم اینکه تمام موجودات عالم چه اون جن و انس و فرشته همه خلق شده هستن و مخلوق مقامی بالاتر داره. [align=CENTER]بازم از دوستان بابت عدم قواعد ویرایشی پوزش میخوام چون ذهن رو خسته میکنه .
مطلب دیگر اینکه ما به چیا میگیم مجردات ؟ ( اشتباه برداشت نشه از دید عرفان اینها مجرد محسوب میشن اما از نگاه غیر عرفان دیگه مجرد محسوب نمیشن) لازم بود اینارو قبلا ذیل همون مطلب میگفتم. |
|||
|
۱۶:۵۰, ۲/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۱ ۱۷:۰۲ توسط azade.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱/شهریور/۹۱ ۱۵:۵۷)mahdy30na نوشته است: سلام دوستانسلام ببخشید فرصت نکردم پاسخ ها رو بخونم اما در ارسال 35 تا 37 ، ۞ درياي معرفت علوي ۞ مروري دقيق بر خطبه هاي نهج البلاغه !!! سوالاتی در مورد شیطان و پاسخ ها ، بیان شده ، امیدوارم که پاسخ سوال شما هم باشه موفق باشید ، ان شاء الله |
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام
بنده هم از آقای زرین در مشهد شنیدم که ایشان فرمودند شیطان از ابتدا کافر بوده و ظاهر رو حفظ کرده بوده ، دقیقا مثل کسانی چون عمر سعد که خود رو دوست صمیمی اباعبدالله علیه السلام معرفی می کردند و این که ایشان رو به شهادت برسدونند رو رد می کردند.آزمایش ها برای برملا کردن باطن افراد هستند ، والا خداوند متعال چه نیازی به این آزمایشات داشت؟ |
|||
|
|
۰:۱۱, ۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۱ ۰:۲۰ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۲/شهریور/۹۱ ۲:۵۹)mahdy30na نوشته است: سلام علیکم درسته که در قرآن در مورد خداوند داریم لَیسَ کَمِثلِهِ شَیء ، آیا میتوان در مورد مجرد بودن فرشته ها گفت خداوند مجرد بالذاته و فرشته ها مجرد بالعرض؟ البته خوندن مطلب زیر هم فکر کنم خوبه فرشتگان جسم ندارند بلكه در گروه مجردات قرار دارند، محققين و علماء در اين باره دلائل گوناگوني ارائه كردهاند كه ما در اينجا به بعضي از آن اشاره ميكنيم: قرآن: واژه ملك (فرشته) هشتاد و هشت مرتبه در قرآن ذكر شده است. آيات زيادي از قرآن دربارة صفات، ويژگيها، مأموريتها و وظايف فرشتگان سخن ميگويد.[1] استاد مكارم شيرازي در تفسير آيات مذكور ميگويد: بدون شك با اين اوصاف، نميتوانند داراي جسم باشند.[2] از جمله نصوصي كه دلالت بر تجرد فرشتگان ميكند آيه ذيل است: نزل به الرّوح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين؛[3] علامه طباطبايي در تفسير آيه مذكور ميگويد: ... نزول آن (فرشته) بر قلب، تنها در صورتي صحيح است كه (آن فرشته) مجرد باشد.[4] حكما نيز قائل به همين نظريه هستند، كه فرشتگان جسم ندارند، صدر المتألهين ميگويد: بايد بداني كه آفرينش فرشتگان غير از آفرينش انسان است، زيرا آنها داراي وجود بسيط و مجرد و بعد عقلانياند.[5] بوعلي سينا ميگويد: فرشته جوهري بسيط است.[6] سخناني كه از معصومين ـ عليهم السّلام ـ نقل شده است، نيز دلالت بر تجرّد فرشتگان دارد: امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرشتگان غذا نميخورند، آب نمينوشند و ازدواج نميكنند بلكه با نسيم عرش الهي زندهاند.[7] علت عدم ميل فرشتگان به امور مذكور به خاطر نداشتن جسم است، امام علي ـ عليه السّلام ـ : فرشتگان در صلب پدران و رحم مادران قرار نميگيرند.[8] نفي امور مذكور از فرشتگان به دليل عدم تجسم فرشتگان است،يعني اگر داراي جسم بودند، به امور مذكور نياز داشتند. ناگفته نماند كه بعضي از محدثين مخالف مفسرين و حكما هستند و قائل به تجسم ملائكه هستند. دلائلي هم ارائه نمودند كه ضعيف و ردّ شده است. امام خميني (رحمة الله علیه) ميفرمايد: بدان كه بين محدثين و محققين اختلاف است در تجسم ملائكه الله: كافّه حكما و محققين و بسياري از فقهاء، قائل به تجرد آنها و تجرد نفس ناطقه شدند و براي آنها برهانهاي متين اقامه فرمودهاند و از بسياري روايات و آيات شريفه نيز استفاده تجرد ميشود.[9] آنچه از آيات قرآن، روايات و عقل استفاده ميشود، اين است كه فرشتگان جسم مادي ندارند، بلكه مجردند. پس بايد گفت: فرشتگان موجوداتي مجردند و مجردات در مقابل ماديات اند. ماده محدود به زمان و مکان و دستخوش تغيير و تحول و در معرض زوال و فساد است بر خلاف مجردات که از اين خصوصيات مبرا هستند. فرشتگان نيز موجوداتي منزه از ماده اند لذا خصوصيات ماده در آن ها راه ندارد و شکل نمي پذيرد.[10] و آن چه که در روايات پيرامون هيئت و شکل فرشتگان آمده همه از باب تمثل است معناي تمثل ملک اين است که ملک در ظرف ادراک بيننده به صورت خاصي (انسان ـ شکل زيبا يا زشت) در مي آيد در حالي که بيرون از ظرف ادراک او واقعيت و خارجيت ديگري دارد و آن عبارت از صورت ملکي است.[11] پاسخ بخش دوم سؤال: از نظر برون ديني مهمترين دليلي كه بر اثبات علم فرشتگان ميتوان اقامه كرد، مجرد بودن ملائكه است، توضيح آن كه بنابه تعريف محققين از فلاسفه علم مجرد است و اصولا علم يعني حضور مجرد نزد مجرد ديگر، و چون ملائكه مجردند در حقيقت علم هم در مجردات ظهور ميكند، پس ملائكه نسبت به مراتب پايينتر از خود علم دارند. از آيات و روايات به صراحت، استفاده ميشود كه فرشتگان، ناظر اعمال و رفتار انسان هستند و در روز قيامت بر اين اعمال گواهي ميدهند، از نظر قرآن فرشتگان در روز قيامت جزء شهود محسوب ميشوند، و اين زماني درست است كه آنها در دنيا از اعمال و رفتار انسان باخبر باشند، تا بتوانند چيزهايي را كه مشاهده كردهاند شهادت دهند. «و جائتْ كلُّ نفسٍ معَها سائقٌ و شهيدٌ»؛[12] ترجمه: هر كس را فرشتهاي به دادگاه بزرگ الهي ميكشاند و فرشتهاي بر اعمال او شهادت خواهند داد و شاهدان همان دو فرشتهاي هستند كه مأمور ثبت اعمال انسان در دنيا بودند. از روايات نيز استفاده ميشودكه فرشتگان در دنيا ناظر انسان و در روز قيامت بر اعمال انسان شهادت ميدهند. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ : ضمن بيان ارتباط فرشتگان با انسان، ميفرمايد: بارالها، و گواه راستي از فرشتگانت براي ما قرار بده، بار خدايا زحمت ما را بر نويسندگان گراميت آسان فرما.[13] شيخ بهائي در شرح كلام امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميگويد: آسان كردن رنج نويسندگان، كنايه از طلب خودداري از زيادي گفتار و دوري از كارهايي است كه فايده دنيا و آخرت ندارد، و در اين صورت در كار فرشتههاي نويسنده تخفيف حاصل شده و در ثبت كردار و گفتار ما كمتر زحمت ميكشند.[14] شخصي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسيد به چه علت، خداوند فرشتگان را بر بنيآدمي گماشته كه اعمال نيك و بدشان را بنويسند، در صورتي كه خداوند داناي نهان و آشكار است؟ امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: آنها را مأمور عبادت خود ساخته و بر بندگانش گواه قرار داده تا مردم به خاطر همراهي آنان بيشتر مواظب اطاعت خداوند بوده و از معصيتش اجتناب كنند، و چه بسيار بندگاني كه تصميم بر گناه ميگيرند و در اين وقت به ياد اين فرشته افتاده و با خود ميگويند: پروردگار ميبيند و مأمورين ثبت اعمال بر اين گناه گواهي ميدهند، بدين سبب از انجام گناه خودداري ميكنند.[15] از آيات قرآن و روايات به خوبي استفاده ميشود كه فرشتگان در دنيا ناظر اعمال و رفتار انسانها هستند و در آخرت بر چيزهايي در دنيا مشاهده كردهاند، گواهي ميدهند. [1] . انبياء/ 26 و 27، حاقه/ 17؛ نازعات/ 5؛ اعراف/ 37؛ انفطار/ 10 ـ 13. [2] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، نشر دار الكتب، چاپ نوزدهم، 1380، ج 18، ص 176. [3] . شعراء/ 193 و 194. [4] . رسائل توحيدي، ترجمه شيرواني، تهران، نشر فاطمه زهرا، 1381، ص 194. [5] . اسفار، صدر المتألهين شيرازي، ترجمه هادوي، تهران، ناشر مولا، 1380، ج 7، ص 120. [6] . حدود يا تعريفات، ترجمه فولادوند، نشر مركز مطالعه فرهنگها، 1358، ص 38. [7] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، نشر موسسه وفا، 1403، ج 59، ص 174، ح4. [8] . همان، ص 175. [9] . آداب الصلوه، تهران، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ اول، 1370، ص 364. [10]. ر.ک: مصباح يزدي، محمد تقي، معارف قرآن، ص244 ـ 249؛ و طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج17، ص13؛ و رسائل توحيدي، ص194. [11]. ر.ک: طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج17، ص 13. [12] . ق/ 21. [13] . صحيفه سجاديه، فرازي از دعاي ششم. [14] . مدني شيرازي، رياض السالكين، قم، نشر جامعه مدرسين، 1379، ص 122. [15] . احتجاج طبرسي، نشر نعمان، نجف اشرف، چاپ دوم، 1386، ج 1، ص 95. مقایسه مقام جن و فرشته [b]وجود جن ثابت شده است، زیرا قرآن به وجود آنها صریحاً اشاره فرموده. جن ماهیتی غیر از ملائکه دارد، ملائکه ماهیتی روحانی دارند و مایه آفرینش آنها از نور است و رسولان الهی به خیر و نیکی هستند، ولی جن از آتش است. و در احکام و خصلتها شبیهترین موجودات به انسان هستند، یعنی مکلفاند و دو جنسیاند، ذریه و تولد و مرگ و حشر و نشر دارند که در ملائکه هیچ کدام از اینها نیست. و از لحاظ فضیلت و کمال واقعی از ملائکه و انسان پایینتر هستند. حال جای این سؤال مطرح میشود که آیا ابلیس هم فرشته بود یا از جن بود؟ جمع کثیری از امامیه معتقدند ابلیس به چند دلیل از جنس فرشتگان نبود، بلکه از طایفه جن بود. ۱. ملائکه معصومند، در حالی که اگر ابلیس از جنس فرشتگان بود هرگز چنین عصیانی را مرتکب نمیشد. و نافرمانی امر الهی را نمیکرد و با توجه به فرمان سجده همانند سایر ملائکه عمل میکرد. ۲. ابلیس از آتش آفریده شده، در صورتی که امام صادق۷ فرمودند: «خدای عزوجل ملائکه را از نور آفریده» ۳. ابلیس دارای اولاد و ذریه است و فرشتگان فرزند ندارند. ۴. فرشتگان رسولان الهیاند. (فرشتگان رسولان و مأموران خداوند سبحان در امور تکوینی و تشریعی هستند؛ چه اینکه امور جهان بر اساس اسباب و علل است و تدبیر امور عالم و هستی به اذن حق، به واسطه آنان صورت میگیرد. همچنانکه این مأموریتها گاهی مربوط به عالم دنیا و گاهی مربوط به برزخ و قیامت میشود.؟) ۵. تصریح قرآن کریم: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ...» ؛ «زمانی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود...» خداوند صریحاً میفرماید ابلیس از جنس فرشتگان نبوده، بلکه از طایفهی جن است. از دلایل بالا نتیجه میگیریم که ابلیس از جنس ملائکه نبود، بلکه از جنیّان بود که خود را در گروه و زمرهی ملائکه الهی در آورد و مانند سایر اجنه صاحب اختیار بوده و عصیان امر الهی را نموده است. |
|||
|
|
۴:۴۳, ۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۳/شهریور/۹۱ ۰:۱۱)شیدا نوشته است: ۱. ملائکه معصومند، در حالی که اگر ابلیس از جنس فرشتگان بود هرگز چنین عصیانی را مرتکب نمیشد. ببینید شما در قسمت آخر اوردین : [size=medium] بلکه از جنیّان بود که خود را در گروه و زمرهی ملائکه الهی در آورد ... یعنی اینکه خودش رو در بین ملائک مخفی نگه داشت ماهیت خودش رو؟ یا اینکه نه با حفظ ماهیت و آشکارا در بین اونها بود. الکلام یجر الکلام ، اگه بگیم خودش رو در زمره ملائک در اورد ( میشه خودش رو مخفیکرد)، بعد جواب این سوال چی میشه که پس دستگاه خداوندی بگونه ای هست که هر کسی به عنوان نفوذی داخل میشه .؟؟؟؟؟ این نفاق محسوب نمیشه؟ اگر هم بگیم با حفظ ماهیت جن بودن در کنار ملائک بود اینجوری جواب این سوال رو چی بدیم که چرا در بین ملائک بود؟ میدونم بخاطر عبادتش ، منظورم اینه که چرا در زمان فرمان سجده در بین ملایک بود ، اخه خدا میفرماید و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس .... . تازه شما فرمودید که ملائکه معصومند . عصمت فرشته ها رو چطور اثبات کنیم؟[align=CENTER][size=small]دوستان این قسمت رو خصوصی میگم ( خطا نکردن دلیلی بر عصمت نیستا) . خدای ناکرده عصمت انبیا و امامان معصوم رو رد نکنید. بلکه این برای ملایک مصداق پیدا میکنه.[align=CENTER]میدونم دوستان تحقیق میکنن و مطلب قرار میدن ، بابت همینم از همه تشکر میکنم.[/b] |
|||
|
۵:۳۸, ۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
سلام
در تکمیل فرمایش مهدی سینای غزیز ، اصلا چنین امکانی قابل تصور نیست ،چون جنس وجودی ملائکه با جن متفاوت هست و یک جنة هرگز نخواهد توانست همچون ملک باشه ، ملائکه بسیار مجردتر از یک جنة هستند. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










